رؤیای شب نیمه تابستان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
هرمیا و هلنا؛ اثر واشنگتن آلستون (۱۸۱۸)

رویای شب نیمه تابستان نمایشنامه‌ای کمدی اثر ویلیام شکسپیر است که در حدود سال‌های ۱۵۹۶-۱۵۹۴ نوشته شده‌است.

ماخذ نمایشنامه[ویرایش]

برای این نمایشنامه ماخذ واحدی شناسایی نشده‌است، اما عناصر گوناگون تشکیل دهنده اش موضوعات شناخته شده‌ای هستند. داستان مرکزی شاه و ملکه پریان تسوس و هیپولیتا در «حکایت شوالیه» اثر چاسر؛ همچنین در «زندگی‌ها» اثر پلوتارک وجود دارد. طرح اصلی عاشقانه (مسیر ناهموار عشق واقعی) از شیوه نمایشی عصر الیزابت پیروی می‌کند. عنصر پری و فرشته نیز به فولکلور و هم به ادبیات افسانه‌های دیرین برمی‌گردد. سرانجام، «کمدی/ تراژدی» پیراموس و تیسبی نیز وجهی از حکایت کلاسیک و معروف «مسخره بازی‌های اوید» است که در «حماسه زنان خوب» اثر چاسر نیز بازگو شده‌است.[۱]

شخصیت‌های نمایش[ویرایش]

این نمایش در ۵ پرده تدوین شده و دارای ۲۱ شخصیت و تعدادی سیاهی لشکر است. شخصیت‌های اصلی نمایشنامه عبارت اند از:

  • تسوس: دوک حکمران آتن.
  • هیپولیتا: شاهزاده خانم خوب؛ نامزد تسوس که: تسوس او را به ضرب شمشیر به دست آورده است.
  • اژئوس: یک آتنی، شهروندی ساده و کله شق، پدر هرمیا.
  • لیساندر و دیمیتریوس: دو جوان آتنی، عاشقان هرمیا.
  • هرمیا: دختر زیبای اژئوس، عاشق لیساندر، که حرف هیچکس را قبول ندارد، که وقتی عصبانی است باهوش تر و زبروزرنگ تر است.
  • هلنا: عاشق دیمیتریوس، زیبا و بلندبالا، اما ساده و بی دست و پا.
  • فیلوستراته: رئیس دربار دوک، سازمان دهنده تمام خوشگذرانی‌ها.
  • کوئینسی
  • باتوم
  • فلوت
  • سناگ
  • سنات
  • ستارولینگ
  • آبرون
  • تی تانیا
  • رابن گودفلو
  • پیزل بلاسوم
  • کاوب
  • ماث
  • ماستارد سید
  • پریان، خدمتکاران و پیشکاران.

محل وقوع حوادث نمایشنامه[ویرایش]

آتن و بیشه‌ای در حومه آن.

خلاصه‌ای از نمایشنامه[ویرایش]

تسوس، دوک آتن، قرار است ماه آینده، چله تابستان، شبی که ماه قرص کامل است با هیپولیتا ازدواج کند. بنابراین تسوس به فیلوسترانه رئیس تشریفات و جشن و سرورهای خود فرمان می‌دهد برنامه‌ای بریزد تا آن شب جوانان آتنی واقعاً به عیش و نوش پردازند. اما تمام جوانان آتنی از این موضوع خوشحال نیستند. لیساندر و دیمیتریوس که از کودکی با هم دوست بوده‌اند، هردو عاشق هرمیای زیبا و ریزه میزه دختر همسایه‌شان هستند و مسئله غامضی دارند. اژئوس پدر هرمیا دو پا را در یک کفش کرده که دخترش باید شب عروسی دوک و در حضور دوک با دیمیتریوس ازدواج کند، وگرنه هرمیا را می‌کشد یا به معبد کاهنان می‌فرستد که تا آخر عمر همان جا ترشیده بماند، حال آنکه هیچکس در آن محله آتن نیست که نداند هرمیا از بچگی عاشق لیساندر بوده‌است...

نگارخانه[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. هومر ای. وات، کارل جی. هولز کنخت، ریموند راس. مترجم: اسماعیل فصیح (1379). شکسپیر. نشر پیکان، ص ۳۰. ISBN 964-6229-09-3.