جناح اصول‌گرایان جمهوری اسلامی ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو


اصول‌گرایان
رهبران

محمدرضا مهدوی کنی
محمد یزدی
احمد جنتی
محمدتقی مصباح یزدی
سید احمد خاتمی
بنیانگذاری ۱۳۶۶ خورشیدی
پیشین تشکلهای اسلامی همسو
روزنامه کیهان
رسالت
کنونی
شاخه دانشجویی
جامعه اسلامی دانشجویان
شاخه جوانان جامعه جوانان متحد اسلامی
ائتلاف‌ها ائتلاف آبادگران ایران اسلامی
جبهه متحد اصولگرایان
حزب‌ها جامعه روحانیت مبارز
جبهه پایداری انقلاب اسلامی
حزب مؤتلفه اسلامی
جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی
جبهه ایستادگی ایران اسلامی
جامعه اسلامی مهندسین
جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی
نواندیشان ایران اسلامی
مرام اسلام‌گرایی
بنیادگرایی
دین اسلام، شیعه، جعفری
رییس مجلس شورا علی لاریجانی
مجلس شورای اسلامی
۱۰۰ از ۲۹۰
مجلس خبرگان رهبری
۵۹ از ۸۸
شورای اسلامی شهر تهران
۱۵ از ۳۱
کشور Flag of Iran.svg ایران
وبگاه
پایگاه خبری اصولگرا
پایگاه خبری جناح اصولگرایان مجلس شورای اسلامی
سیاست در جمهوری اسلامی ایران
حزب‌های سیاسی
انتخابات

جناح اصول‌گرایان جمهوری اسلامی ایران، یکی از دو جناح قدرت سیاسی در جمهوری اسلامی ایران است که در نتیجهٔ تحولات سیاسی بعد از انقلاب اسلامی ایران، شکل گرفت. شکاف جناح راست و جناح چپ در حزب جمهوری اسلامی، به سردمداری اسدالله بادامچیان از یکسو و میرحسین موسوی و مسیح مهاجری، از سوی دیگر، این دو جناح را در برابر هم قرار دارد.[۱][۲]

زمینه‌های پیدایش[ویرایش]

زمینه‌های اعتقادی جناح راست[ویرایش]

در سال‌های پس از انقلاب اسلامی نیز در مقابل گرایشات روشنفکری مذهبی که تمایل به تغییر ساختارهای مذهبی موجود، (از جمله دستگاه روحانیت، تقلید، برتری روحانیت و طبقه وابسته در حقوق اجنماعی و .. و انطباق حوزه دین با ارزش‌های نوین (مانند مردم سالاری و حقوق بشر) را دنبال کرده است، جریاناتی که مایل به حفظ وضع موجود و مخالف تغییر در ساختارها و باورهای سنتی بوده‌اند (از طرف روشنفکران) به راستگرا یعنی مدافع وضع موجود مشهور شده‌اند. واژه‌های بنیادگرایی یا اصول گرایی از طرف خود این افراد برای توصیف خط و مشی فکری شان به کار می‌رود. عمده جریانات مذهبی و دستگاه و طبقه روحانیت عمدتاً در این خط و طیف فکری شناخته شده‌اند. انتقاد روشنفکران مذهبی به اصولگرایان آنچه آنها "تفسیر خشونت آمیز و متحجرانه و انحرافی از دین" می‌نامند بوده و در مقابل اصولگرایان روشنفکران مذهبی را " اهل مسامحه بر سر ارزش‌های مذهبی"و "غرب زده"دانسته‌اند. همچنین روشنفکران مذهبی، اصولگرایان را به "مقاومت در برابر اصلاح جریان‌های انحرافی به خاطر منافعشان"[نیازمند منبع] متهم کرده‌اند.

جناح چپ و همچنین منتقدین مستقل ادعا می‌کنند که تفکرات وابسته به جناح راست در ایران، قائل به برابری همه افراد جامعه در توزیع ثروت و قدرت نیستند، گفته می‌شود که این اعتقاد در دهه‌های اخیر تحت عناوین مختلفی از جمله: برتری مومنین و صالحین در حکومت بر مردم، برتری ایثارگران در بهره‌مندی از حقوق اجتماعی، مشروعیت رهبری از طرف خدا و نه مردم (بحث مشروعیت و مقبولیت)[نیازمند منبع] بروز پیدا کرده و همین اعتقادات در مشی رفتاری جناح راست نیز حاکم بوده است.[نیازمند منبع]. در مقابل جناح راستِ اصولگرایان، عدم برابری افراد در توزیع قدرت را به دلایل مختلف اعتقادی و اخلاقی بدیهی و مسلم می دانند.[نیازمند منبع]

زمینه اقتصادی[ویرایش]

به طور سنتی جناح راست در ایران از دو طبقه روحانیت سنتی و تشکل‌های مذهبی مرتبط با بازارهای سنتی توزیعی تشکیل شده است. همین اختلاف در پایگاه اقتصادی، اختلافات سیاسی شدیدی را در سال‌های ابتدای دهه شصت و خصوصاً در رابطه با سیاست‌های اقتصادی دولت میرحسین موسوی در زمان جنگ میان انقلابیون ایجاد کرد که عامل کلیدی انشعاب دو جناح راست و چپ در درون نظام بود. به طور مثال حرب موتلفه اسلامی به عنوان بدنه اصلی جناح راست، که بخش اصناف آن (مشهور به موتلفه بازار) قوی‌ترین شاخه آن شناخته می‌شود، از نظر اقتصادی مخالف کنترل کامل وزارت بازرگانی و وزارت اقتصاد و دارایی بر همه فعالیت‌های تجاری و مبادلات اقتصادی بود (و می‌باشد).

حائز اهمیت است که اقتصاد بازار به دلیل ماهیت صنفی و ضعف قوانین کشور هنوز از پرداخت مالیات متناسب با درآمد معاف می‌باشد.[نیازمند منبع]

با این حال در طول دوره سی ساله بعد از انقلاب هر دو جناح راست و چپ در زمان تصدی قدرت، بسته به شرایط، از سیاست‌های اقتصاد دولتی یا اقتصاد باز استفاده کرده‌اند.[نیازمند منبع]

تاریخچه سیاسی[ویرایش]

اختلافات و دیدگاه‌های گوناگون پس از انقلاب اسلامی ایران، موجب شد تادر سال ۱۳۶۶ جامعه روحانیت مبارز دچار اختلافات اساسی میان اعضا شده و مجمع روحانیون مبارز با انشعاب از جامعه روحانیت مبارز جدا شود. اختلافات طولانی میان اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نیز به عنوان یکی از اصلی‌ترین تشکل سیاسی غیر روحانی در درون حزب جمهوری اسلامی نیز به وقوع پیوست که در سال ۱۳۶۱ عملاً اعضای چپگرا از آن خارج شدند و سازمان منحل شد. جمعیت موتلفه اسلامی در حقیقت بزرگ‌ترین و قدیمی‌ترین تشکل مذهبی درون ساختار جمهوری اسلامی بود که افراد گوناگونی را با عقاید مختلف همچون رجایی، بهشتی، باهنر، مطهری، اسدالله لاجوردی، حبیب‌الله عسگراولادی، صفارهرندی، مهدی عراقی، اسدالله بادامچیان و .. تا عمده تشکلات مذهبی قدیمی همچون انجمن جامعه اسلامی بازار و اصناف، هیئت‌های عزاداری بازار و ... و ادامه جریان‌های مرتبط با فداییان اسلام را دربر می‌گرفت. پس از شهادت تعداد زیادی از چهره‌های مطرح همچون مرتضی مطهری و بروز اختلافات فکری و نظری در درون نظام، به دلیل گرایشات و سمت سوی قالب در جمعیت موتلفه اسلامی، این سازمان در کنار جامعه روحانیت مبارز بدنه اصلی جناح راست را تشکیل می‌دادند. به دلیل وابستگی حزبی سید علی خامنه‌ای به جامعه روحانیت مبارز و نزدیکی به جمعیت موتلفه اسلامی، نفوذ و قدرت جناح راست، پس از انتساب وی به رهبری افزایش چشمگیری داشت.

در دهه شصت و نیمه اول دهه هفتاد از اصطلاح جناح راست و جناح چپ در ادبیات سیاسی ایران استفاده می‌شد. پس از پیروزی محمد خاتمی از اصطلاح اصلاح طلبان و برای طیف مقابل از واژه محافظه کاران استفاده شد. همچنین برای اصلاح طلبان از اصطلاح غیر رسمی دوم خردادی‌ها نیز استفاده می‌شد. در واکنش به اصلاح طلبان، طیف مقابل از عبارت اصولگرایان برای توصیف خود استفاده کردند. در وقایع مرتبط با انتخابات دهم ریاست جمهوری، جریان اصلاحات به جنبش سبز معروف شد و در مقابل اصولگرایان از عبارت جریان فتنه برای اشاره به اصلاح طلبان و معترضین به نتایج انتخابات دهم استفاده می‌کردند.

پس از انتخابات انتخابات دهم ریاست جمهوری، اختلاف‌ها و چنددستگی‌ها در جریان اصولگرایی، شدت یافت و به مرور زمان، شدیدتر می‌شد. تا جایی که این اختلاف‌ها در پایان دولت دوم محمود احمدی‌نژاد، به بیشترین میزان خود از زمان تشکیل جناح اصولگرایی رسید و موجب شد که نامزدهای این حزب در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری، شکست بخورند.[۳]

تشکیلات سیاسی[ویرایش]

اصول‌گرایان نامی است که گروهی پس از انتخابات دور دوم شوراهای شهر بر خود نهادند و از دورهٔ مجلس هفتم و رئیس جمهوری احمدی‌نژاد، به شاخص اصلی محافظه‌کاران مذهبی ایران تبدیل شدند. غالباً این جناح در برابر جناح اصلاح‌طلبان ایران مطرح می‌شود.

ریشه این اصطلاحات در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی، به جناح چپ و جناح راست و خودی و غیر خودی بر می‌گردد و از حدود سال ۱۳۸۰ مطرح گردیده.

می‌توان گفت که اصول‌گرایان ایران سه گروه هستند؛[۴]

جبهه متحد اصولگرایان[ویرایش]

جامعه روحانیت مبارز[ویرایش]

با شکست قیام ۱۵ خرداد، به این موضوع پی برده شد که علت شکست، عدم وجود تشکیلاتی منسجم بوده‌است. در سال ۱۳۵۶ به تاکید سید روح‌الله خمینی و با حمایت از مرتضی مطهری، نخستین هستهٔ جامعهٔ روحانیت شکل گرفت. برنامه‌ریزی راه‌پیمایی‌ها، سخنرانی در مساجد، تهیهٔ شعارها، و هماهنگی و سازماندهی مبارزه ضد حکومت پهلوی عمدتاً برعهدهٔ جامعهٔ روحانیت مبارز بود. اساسنامهٔ جامعهٔ روحانیت مبارز در سال ۱۳۵۷ تدوین شد. در آذر ۱۳۵۸ به توصیهٔ سید روح‌الله خمینی اساسنامهٔ جدیدی تنظیم و بسیاری از بندهای اساسنامهٔ پیشین حذف شد و نام آن به «جامعهٔ روحانیت مبارز تهران» تغییر یافت. آخرین تغییر در اساسنامه مربوط به ۲۹ مرداد ۱۳۷۵ بود که نام جامعه به «جامعهٔ روحانیت مبارز استان تهران» تغییر یافت.

مؤتلفه اسلامی[ویرایش]

محافظه‌کاران نامی است که گروه‌های پیروز انتخابات دوم خرداد به رقیبان سیاسی خود دادند. این اصطلاح در قالب ادبیات سیاسی مصطلح فرامرزی شناخته شده‌است. اما تطبیق آن بر مجموعه متنوعی از حزب‌ها، گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی گوناگون در ایران چندان درست به نظر نمی‌رسد. در برابر، این گروه‌ها خود را اصول گرا، ارزشی و... می‌نامند. شناخته شده ترین مصداق‌های این عنوان حزب موتلفه اسلامی و جامعه روحانیت مبارز تهران هستند که در کنار همدیگر رهبری جبهه پیروان خط امام و رهبری را برعهده دارند. برخی گروههای مذهبی ایران مانند روحانیون و هیئت‌های مذهبی در داخل این عنوان گنجانده می‌شوند.

حزب مؤتلفه اسلامی یا هیات‌های موتلفه اسلامی، از ائتلاف ۳ هیات مذهبی پیرو خمینی در منزل وی، شکل یافت. هیات‌های ائتلاف کننده شامل هیات مسجد شیخ علی، هیات اصفهانی‌ها و هیات موید بود.

این تشکل اسلامی که با نام‌های هیات‌های موتلفه اسلامی، جمعیت هیات‌های موتلفه اسلامی، حزب موتلفه اسلامی و... نیز شناخته می‌شود، در شکل گیری و هدایت قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ نقش داشت. موتلفه اسلامی، اصل مبارزاتی خود را بر مبارزه سیاسی نهاده. اما، پس از تبعید خمینی شاخه نظامی آن، مبارزه نظامی را آغاز نمود و با ترور حسنعلی منصور (نخست وزیر شاه که کاپیتولاسیون را به تصویب رسانده بود) مهم‌ترین اقدام مسلحانه خود را در کارنامه خویش ثبت نمود. پس از دستگیری سران اولیه آن، بقایای آنرا باهنر اداره کرده و موتلفه دوم را راه اندازی نمودند. این تشکل، در سالهای قبل از انقلاب در مبارزات حضور داشت و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، برخی از اعضای آن در شورای انقلاب اسلامی عضویت یافتند. با شکل گیری حزب جمهوری اسلامی، این تشکل، فعالیت خود را درون این حزب دنبال نمود و با تعطیلی فعالیتهای حزب جمهوری اسلامی، به فعالیتهای سیاسی خود، با نام جمعیت موتلفه اسلامی ادامه داد.

مؤتلفه اسلامی، در دیماه سال ۱۳۸۲، در هفتمین مجمع عمومی خود، به «حزب موتلفه اسلامی» تغییر نام داد.

از چهره‌های موثر موتلفه اسلامی، می‌توان به مهدی عراقی، حاج مهدی بهادران ولاجوردی، اندرزگو، بخارایی، امانی، صفارهرندی، نیک نژاد، اسلامی، احمد شهاب، درخشان و... اشاره کرد. از میان چهره‌های سیاسی موجود نیز، می‌توان از حبیب‌الله عسگراولادی، اسدالله بادامچیان، محمد نبی حبیبی، حمیدرضا ترقی، علی اکبر پرورش، توکلی بینا، کاظم انبارلویی، حسین انواری، فاطمه رهبر و حسن صبوری سخنگوی جدید حزب نام برد. ارگان رسمی این حزب هفته نامه شما است.

انصار حزب‌الله[ویرایش]

نوشتار اصلی: انصار حزب‌الله

به علت ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران، امکان جابه جایی قدرت با رأی مردم، تنها در ارگان‌هایی که با انتخابات شکل می‌گیرند، میسر است. این ارگان‌ها به طور مشخص ریاست جمهوری (قوه مجریهمجلس شورای اسلامی (قوه مقننه) و مجلس خبرگان رهبری و بعد از دوره اصلاحات شوراهای اسلامی شهر و روستا می‌باشد که البته با افزایش اختیارات شورای نگهبان در همه‌پرسی قانون اساسی ایران ۱۳۶۸ پس از مرگ آیت الله خمینی و تصویب قانون نظارت استصوابی کنترل رهبری بر انتخابات این ارگان‌ها نیز بیشتر و اثرگذاری مستقیم رای مردم کمتر شده است.

به علت وابستگی غیر رسمی سید علی خامنه‌ای رهبر کنونی جمهوری اسلامی به جناح راست، طبیعتا تمامی نهادهای انتصابی که توسط رهبری نصب و عزل می‌شوند و سازمان‌ها و ارگان‌های زیر مجموعه شان، در زمان تصدی وی بر جایگاه رهبری از این جناح بوده است. عمده این نهادها به شرح زیر می‌باشند:

  1. شورای نگهبان قانون اساسی
  2. قوه قضاییه
  3. سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران
  4. ارتش جمهوری اسلامی ایران
  5. ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران
  6. نیروی مقاومت بسیج
  7. مجمع تشخیص مصلحت نظام
  8. صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]

روحانی : متعلق به حزب و قبیله خاصی نیستیم پایگاه خبری تحلیلی اصولگرا

پیوند به بیرون[ویرایش]