ال گرکو
| ال گرکو Doménikos Theotokópoulos |
|
|---|---|
تصویری از ال گرکو |
|
| تولد | ۱۵۴۱ پادشاهی کاندیا |
| درگذشت | ۷/۰۴/۱۶۱۴ تولدو |
| سبک | شیوه گرایی |
| آثار برجسته | تدفین کنت ارگاز،تثلیث مقدس،منظره ای از تولدو،ال اسپولیو، |
| زمینهٔ فعالیت | نقاشی، مجسمه سازی، معماری |
| ملیت | یونانی |
|
تأثیرپذیرفتگان
|
|
| امضا | |
ال گرکو (اسپانیایی: El Greco، به معنی «یونانی»، به یونانی: Δομήνικος Θεοτοκόπουλος) نقاش، مجسمهساز و معمار دوران رنسانس اسپانیا است.او در هفتم آوریل سال ۱۵۴۱ در شهر کرت زاده شد. کرت در آن زمان بخشی از جمهوری ونیز بود که مرکز هنر پسا-بیزانسی[۱] محسوب میشد. او قبل از مهاجرت به ونیز (چنانکه در آن زمان دیگر هنرمندان یونانی نیز چنین میکردند) در نقاشی آموزش کامل دید و به استادی رسید. در سال ۱۵۷۰ به رم نقل مکان کرد، در آنجا کارگاهی گشود و به کار پرداخت. در طول مدت اقامتش در ایتالیا سبک خود را با استفاده از عناصر منریسم و رنسانس ونیزی تکمیل کرد. در سال ۱۵۷۷ به شهر تولدو واقع در اسپانیا رفت و تا به هنگام مرگ در آنجا به زندگی و کار پرداخت. ال گرکو در تولدو سفارشهای بسیاری دریافت کرد و بهترین کارهایش را در آنجا به ثمر رسانید. در روند تحول هنر گرکو سه مرحله متمایز وجود دارد. آثار مرحله نخست (۰۱۵۸۰-۱۵۷۰۹) تاثیر هنر استادان ونیزی به خصوص تیسین را باز میتابند. محو شدن طراحی خطی، عدم محدودت رنگها، و تسلط کیفیتهای صرفا تصویری را میتوان از مشخصات عمده این آثار دانست. هم چنین در کاربرد اغراق آمیز نور و سایه، و روش چهره نگاری اش، تاثیر تینتورتو، ورونزه[۲]، و تا حدی کرجیو[۳] را میتوان تشخیص داد. پرده تثلیث مقدس [۴] مربوط به این دورهاست. گرکو در مرحله دوم (۱۶۰۴-۱۵۸۰) ریتم و حرکت را با جنبههایی از هنر بیزانسی در هم میآمیزد. پرده شهادت مریس قدیس[۵]، که به سفارش فیلیپ دوم ساخته شد، ولی مورد قبول قرار نگرفت، و همچنین پرده تدفین کنت ارگاز ، به این دوره تعلق دارند. پرده اخیر برخوردار از مضمونی افسانهای، و پر از چهرهها، پیکرها و عناصر متباین است. با این حال، با این حال در آن دو عالم زمینی و آسمانی، سنگینی و وقار بخش پایین تصویر و والایی و تابندگی روح القدس در بخش بالا به خوب وحدت یافتهاند. نگاه بیننده از مراسم تدفین به آسمان کشانیده میشود و در آنجا یحیی معمدان شفاعت روح کنت پارسا را از مسیح میطلبد. این گونه تجلیل روحانی عمده ترین خصلت کار گرکو است. نمونه دیگر چنین رویکردی را در پرده پایین آوردن جسد مسیح از صلیب میتوان ملاحظه کرد.
در سالهای بعد گرکو بیش از پیش به تجسم زیبایی باطنی همت گماشت، و در واپسین مرحله تحول کارش، بیان معنوی کاملی را به دست آورد. گویایی و سادگی شکل و رنگ در نقاشیهایش بارزتر شدند. شدت بیان ناشی از کژنمایی و کشیدگی پیکرها، و نیز بهره گیری از نور و رنگ غیر متداول(فامهای آبی و زرد لیمویی)، رفعت و تشعشع روح قدسی را به تماشاگر القا میکنند. یکی از جسورانه ترین نقاشیهای او منظرهای از تولدو است که در آن رویای چیرگی طبیعت بر انسان به طرزی تکان دهنده مجسم شده.
عدول از قواعد سنتی، رنگسایههای سرد، نورهای قوی، قلمزنی چالاک، اعوجاج فضا و پیچ و تاب پیکرهای اثیری، شیوه گرایی(منریسم) تکامل یافته ال گرکو را مینمایانند. جنبش منریسم ایتالیایی را ناشی از رویدادهایی چون غارت رم، و جریان ضد اصلاح دینی[۶] میدانند. زمینه منریسم گرکو را در جنگهای اسپانیا با هلند، فاجعه قتل عام یهودیان، ویرانی تولدو، و اشاعه زهد و عرفان ایگناتیوس قدیس-بنیانگذار فرقه یسوعی-می توان یافت. سبک دراماتیک و اکسپرسیونیستی ال گرکو،مورد تائید معاصرینش واقع نشد؛ اما بالاخره در قرن ۲۰ مورد تحسین و ستایش قرار گرفت. ال گرکو منادی سبکهای اکسپرسیونیسم و کوبیسم محسوب میشود و شخصیت او منبع الهامی برای نویسندگان و شاعرانی چون راینر ماریا ریلکه و نیکوس کازانتزاکیس بود.از نظر نقادان هنر، ال گرکو نقاشی چنان منحصر به فرداست که در هیچ مکتب خاصی طبقه بندی نمیشود.
محتویات |
[ویرایش] زندگی و فعالیت هنری
[ویرایش] سالهای آغازین
ال گرکو در سال ۱۵۴۱ در دهکدهای به نام فودل[۷] یا کاندیا[۸](نام گذشته هراکلیون[۹])واقع در کرت زاده شد.او فرزند خانوادهای مرفه و شهری بود. پدرش (Geórgios Theotokópoulos)بازرگان و مسئول جمع آوری مالیات بود.هیچ اطلاعاتی در مورد مادر یا همسر اول او در دست نیست.برادر بزرگ تر ال گرکو( Manoússos Theotokópoulos) بازرگانی ثروتمند بود که سالیان آخر عمر خود را در خانه ال گرکو در تولدو گذرانید.
ال گرکو آموزش اولیه خود را به عنوان یک نقاش شمایل نگار[۱۰] در مدرسه کرت سپری کرد که در آن زمان مرکز برجسته هنر پسا-بیزانسی محسوب میشد.در کنار نقاشی ،او احتمالا آثار کلاسیک یونان و لاتین باستان را نیز مطالعه میکرده؛ چنانچه پس از مرگش کتابخانهای شامل ۱۳۰ کتاب از خود بر جای گذاشت که در آنها انجیل یونانی و مشروح وازاری [۱۱]نیز به چشم میخورد. کاندیا در آن زمان مرکزی برای فعالیت هنری به شمار میرفت .جایی که فرهنگهای شرقی و غربی در کنار یکدیگر همزیستی مسالمت آمیزی داشتند.هم چنین ۲۰۰ نقاش فعال در قرن ۱۶ درآنجا سکونت داشتند،در آنجا نقاشان دارای یک صنف سازمان یافته[۱۲] مخصوص به خود بودند که بر اساس مدل ایتالیایی طرح ریزی شده بود.از ال گرکو در یکی از سندهای باقی مانده از آن دوران به عنوان استاد نام برده شده که به این معنی است که او یکی از استادان صنف نقاشان بوده و احتمالا کارگاهی شخصی داشته. سه سال بعد در ماه ژوئن سال ۱۵۶۶ به عنوان شاهد یک قرارداد نام خود را به عنوان μαΐστρος Μένεγος Θεοτοκόπουλος σγουράφος (استاد منگوس تئوتوکوپولوس نقاش) امضا کرد.بیشتر محققان بر این باورند که خانواده تئوتوکوپولوس به احتمال قریب به یقین جزو ارتدوکسهای یونانی بودند.گرچه برخی منابع موجود است که او را از بدو تولد کاتولیک میدانند.مانند بسیاری از مهاجران ارتدوکس به اروپا،او ظاهرا پس از مهاجرت به اسپانیا به کاتولیسیم گروید.ال گرکو در وصیت نامه اش او از خود به عنوان یک کاتولیک معتقد یاد میکند؛ با این وجود برخی از محققان همچون پرولاکیس [۱۳] با تردید اعلام میکنند که شاید او اساسا اعتقادی به مذهب کاتولیک نداشتهاست.
[ویرایش] ایتالیا
برای ال گرکوی جوان طبیعی بود که برای دنبال کردن فعالیت حرفهای خود به ونیز برود.کرت از سال ۱۲۱۱ تحت تملک جمهوری ونیز بود.هر چند سال دقیق آن مشخص نیست اما اکثر محققان بر این باورند که او در سال ۱۵۶۷ به ونیز رفت.اطلاعات درباره سالهای اقامت ال گرکو در ایتالیا بسیار محدود است.او تا سال ۱۵۷۰ در ونیز زندگی کرد. بر اساس نامهای که از گیولیو کلوویو [۱۴]-برجسته ترین مینیاتوریست آن زمان-به جای مانده است،ال گرکو شاگرد تیسین بود که در آن زمان دهه ۸۰ عمر خود را سپری می کرد.این ممکن است به این معنی باشد که گرکو در استودیوی بزرگ تیسین کار میکرده است.کلوویو هم چنین در نامه اش از ال گرکو به عنوان استعدادی نادر در نقاشی نام میبرد. مشخص نیست که او چند سال در رم باقی ماند، هر چند ممکن است قبل از اینکه به اسپانیا نقل مکان کند به ونیز باز گشته باشد.(۱۵۷۵–۱۵۷۶) ال گرکو به عنوان مهمان در قصر فارناسه[۱۵] پذیرفته شد که توسط کاردینال الساندرو فارناسه[۱۶] تبدیل به مرکز هنری و روشنفکری شهر شده بود.در آنجا بود که با نخبگان روشنفکر شهر آشنا شد؛ کسانی همچون محقق رومی فولویو اورسینی[۱۷] که هفت عدد از آثار ال گرکو را در مجموعه شخصی اش موجود است.(شامل نمایی از کوه سینا[۱۸] و پرترهای از کلوویو).
بر خلاف دیگر هنرمندان کرتی ای که به ونیز نقل مکان کرده بودند ،ال گرکو به شکل قابل ملاحظهای سبک خود را تغییر داد و تلاش کرد تا خود را یه وسیله ابداع تفسیرهای جدید و غیر معمول از موضوعات مذهبی سنتی متمایز کند.آثار خلق شده توسط او در این دوران، متاثر از سبک رنسانس ونیزی آن زمان است: با فیگورهایی چابک و کشیده مشابه آثار تینتورتو و چهار چوب رنگی ای که به تاسی از تیسیسن کشیده شدهاند. نقاشان ونیزی هم چنین به او آموختند تا ترکیب بندیهای پر فیگور خود را در مناظر پر جنب و جوش و همراه با نورهای اتمسفریک نقاشی کند.کلوویو روایت میکند که در یک روز تابستانی هنگامی که گرکو هنوز در رم بود او را ملاقات میکند. او را در اتاقی تاریک مییابد و هنگامی که دلیلش را می پرسد،ال گرکو پاسخ می دهد که از نظر او تاریکی برای برای اندیشه سودمند تر است تا روشنایی روز ، که روز، نور درونی او را آشفته میکند. در زمانی که ال گرکو وارد رم شد،میکل آنژ و رافائل مرده بودند؛ اما آثار آنها همچنان بلند مرتبه ترین و عالی ترین آثار هنری محسوب میشدند و برای نسل جدید نقاشان،هنوز دارای عظمتی در بر گیرنده بودند.ال گرکو مصمم بود که با دفاع از ایدههای شخصی خود در باب هنر، تاثیر پابرجایی در صحنه هنری رم بر باقی بگذارد.او کورجیو و پارمیجیانینو[۱۹] را ستایش میکرد اما ابایی از مخالفت با آخرین داوری[۲۰] کلیسای سیستین[۲۱] میکل آنجلو نداشت. او به پاپ پیوس پنجم پیشنهاد داد تا روی کل نقاشی را دوباره این بار بر اساس عقاید کاتولیک سخت گیرانه تر و نوآورانه تر نقاشی کند. بعدها که از او نظرش را راجع به میکل آنجلو پرسیدند او در پاسخ گفت که او مرد خوبی بود اما نمیدانست چه طور باید نقاشی کشید. به این ترتیب ما با یک پارادوکس مواجه میشویم:گفته میشود که ال گرکو در برابر میکل آنجلو واکنشهایی شدید و حتی محکوم کننده نشان میداد،اما مقاومت در برابر تاثیر میکل آنجلو نیز را نا ممکن میدبد.تاثیرات میکل آنجلو در کارهای متاخر ال گرکو مانند تمثیل اتحاد مقدس[۲۲] دیده میشود.با نقاشی کردن پرترههای میکل آنجلو،تیسین،کلوویو،و احتمالا رافائل در یکی از آثارش(تطهیر معبد)،او نه تنها قدردانی خود را نسبت به این استادان ابراز میکند بلکه تا آنجا جلو میرود که خود را به عنوان رقیب آنها معرفی میکند.همان طور که از گفتههای خود ال گرکو بر میآید او تیسین،میکل آنجلو و رافائل را الگوهایی برای رقابت کردن میدانست. در تاریخ نگاریهای قرن ۱۷، گیولیو مانچینی[۲۳]، ال گرکو را میان نقاشانی نام می برد که به شیوههای مختلف ارزیایی دوبارهای[۲۴] را از آموزههای میکل آنجلو آغاز کردند.به دلیل عقاید هنری غیر متعارف او (مثل مخالفت او با تکنیکهای میکلانجلو)و شخصیت خاصش به زودی دشمنانی در رم پیدا کرد. اسناد تازه کشف شدهای،آشکار کننده کشمکشی با کاردینال فارناسه هستند که از هنرمند جوان میخواهد تا قصر او را ترک کند.در ۶ جولای ۱۵۷۲ ال گرکو رسما از بابت این اتفاق شکایت میکند.چند ماه بعد در ۱۸ سپتامبر ۱۵۷۲ حق عضویت خود را به عنوان یک نقاش مینیاتور به صنف سنت لوک[۲۵] در رم پرداخت میکند.در پایان همین سال او کارگاه شخصی خود را باز میکند و به عنوان دستیار، لاتانزیو بوناستری دی لوسیگنانو[۲۶] و فرانسیسکو پربوسته[۲۷] را استخدام میکند.
[ویرایش] اسپانیا
[ویرایش] مهاجرت به تولدو
در سال ۱۵۷۷ ،ال گرکو ابتدا به مادرید،و سپس به تولدو مهاجرت کرد،جایی که بهترین آثارش را خلق کرد. در آن زمان، تولدو پایتخت مذهبی اسپانیا بود و شهری پر جمعیت با «گذشتهای درخشان،حالی پر رونق و آیندهای نا معلوم»بود. در رم،ال گرکو موفق به جلب احترام و ستایش برخی از روشنفکران شده بود،اما با خصومت تعدادی از منتقدان هنری نیز مواجه بود.در طول دهه ۱۵۷۰ صومعه بزرگ کاخ ال اسکوریال[۲۸] هنوز در دست احداث بود .فیلیپ دوم پادشاه اسپانیا برای یافتن نقاشان خوب برای تزئین دیوارهای کاخ با نقاشیهایی با ابعاد بزرگ دچار مشکل شده بود. تیسین و تینتورتو مرده بودند،و ورونزه و آنتونیوس مور[۲۹] حاضر به آمدن به اسپانیا نبودند. فیلیپ مجبور شد به نقاش کم استعدادتری به نام خوان فرناندز دی ناوارت[۳۰] اکتفا کند که اثر او تحت عنوان gravedad y decoro (جدیت و ادب)مورد تائید پادشاه واقع شده بود. اما او در سال ۱۵۷۹ در گذشت،و این فرصتی طلایی برای ال گرکو محسوب میشد. از طریق کلوویو و اورسینی، با بنیتو آریاس مونتانو[۳۱]؛اومانیست و کارگذار فیلیپ؛پدرو چاکون[۳۲]،یک روحانی،و لوئیس دی کاستیلا[۳۳]،پسر دیگو دی کاستیلا[۳۴]،بالاترین مقام کلیسای جامع تولدو ملاقات کرد.دوستی ال گرکو با کاستیلا باعث دریافت نخستین سفارشهای بزرگ او در تولدو شد. او در جولای سال ۱۵۷۷ به تولدو رسید،و برای انجام یک سری نقاشی، امضای قرارداد کرد؛از جمله نقاشیهایی برای آراستن کلیسای سانتو دومینیگو ال آنتیگو[۳۵] و ال اسپولیوی[۳۶] معروف.تا سپتامبر ۱۵۷۹ او نه نقاشی را برای سانتو دومینیگو به پایان برد،از جمله تثلیث مقدس و صعود مریم باکره به آسمان[۳۷].این آثار موجب اعتبار یافتن او در تولدو شدند. ال گرکو برنامهای برای اقامت دائم در تولدو نداشت،هدف نهایی او جلب موافقت فیلیپ و تاثیر گذاری در دربار او بود.در واقع،او موفق به دریافت دو سفارش مهم از پادشاه شد: تمثیل اتحاد مقدس و شهادت موریس قدیس؛اما پادشاه از این آثار خوشش نیامد و دستور داد که نقاشی موریس مقدس به جای نمازخانه در نظرگرفته شده شده در جای دیگری نصب شود.او دیگر هیچ سفارشی به گرکو نداد.دلایل دقیق نارضایتی شاه هنوز مشخص نیست.برخی محققان این فرضیه را مطرح کردند که فیلیپ موافق گنجاندن افرادی که در قید حیات بودند، در نقاشی صحنههای مذهبی نبود؛برخی دیگر آثار ال گرکو را ناقض قاعده اساسی جنبش ضد-اصلاح دینی میدانند:اینکه در اثر محتوا و مضمون بایداز اولویت بالاتری نسبت به سبک برخوردار باشد. فیلیپ علاقه زیادی به سفارشهای هنری اش داشت،و سلیقهای بسیار مشخص و قاطع داشت؛مجسمه مسیح مصلوب بنونوتو سلینی [۳۸]که مدت زیادی برای به دست آوردنش تلاش کرده بودند هم موفق به جلب رضایت شاه نشد،و به مکانی کم اهمیت تبعید شد.تجربه بعدی فیلیپ،با فدریکو زوکاری[۳۹] حتی فاجعه بارتر بود.در هر صورت،عدم رضایت فیلیپ تمامی امیدهای ال گرکو را برای به دست آوردن حمایت سلطنت از بین برد.
[ویرایش] سالهای کمال و آثار متاخر
با وجود عدم حمایت شاه،ال گرکو در تولدو باقی ماند،زیرا در تولدوی سال ۱۵۷۷ به عنوان نقاشی بزرگ ،کسب اعتبار کرده بود.به نقل از هورتنسیو فلیکس پاراویسینو[۴۰]،شاعر و سخنور اسپانیایی قرن ۱۷،"کرت به او زندگی و پیشه نقاشی را بخشید،اما تولدو برای او وطنی بهتر بود،جایی که از طریق مرگ آغاز به رسیدن به حیات جاویدان را کرد." در سال ۱۵۸۵،به نظر میرسد که دستیاری استخدام کرده،نقاشی ایتالیایی به نام فرانسیسکو پربسته،و همچنین کارگاهی دایر کرده که در آن به جز نقاشی،چهارچوبهای محراب و مجسمه نیز ساخته میشدهاست.در مارس ۱۵۸۶ او سفارش مراسم تدفین کنت ارگاز را دریافت کرد که امروزه شناخته شده ترین اثر او به شمار میرود.ال گرکو در دهه ۱۵۹۷ تا ۱۶۰۷ تعدادی از خلاقانه ترین آثارش را به وجود آورد.
در طول این سالها سفارشهای بزرگ زیادی دریافت کرد،و در کارگاهش آثار تصویری و مجسمههای زیادی برای بسیاری از نهادهای مذهبی خلق کرد.چند تن از بزرگ ترین سفارشهای او در این سال هاعبارت اند از:سه محراب برای نمازخانه سن خوزه در تولدو[۴۱] ،سه نقاشی برای کلجیو دی دنا ماریا دی آراگون[۴۲] (۱۵۹۶–۱۶۰۰)،صومعه آگوستینی در مادرید،و محراب اصلی و چهار محراب جانبی،و نقاشی سنت ایلدفونسو[۴۳] برای بیمارستان دلا کاردید[۴۴] (بیمارستان خیریه) در ایلسکاس[۴۵].در صورت جلسات سفارش اثر لقاح معصوم[۴۶] ،که توسط کارکنان شهرداری تنظیم شده،ال گرکو به عنوان«یکی از بزرگ ترین مردان این پادشاهی و همچنین خارج از قلمرو این سلطنت»توصیفشده است. بین سالهای ۱۶۰۷ و ۱۶۰۸ ال گرکو درگیر نزاع قانونی فرسایندهای با مقامات بیمارستان خیریه ایلسکاس در اعتراض به عدم پرداخت هزینه قراردادی شد؛که شامل آثار نقاشی،مجسمه و معماری میشد.این مورد و دیگر منازعات حقوقی در مشکلات مالی ای که او در اواخر عمرش بدان دچار شده بود،نقش داشتند.در ۱۶۰۸،او آخرین سفارش بزرگش را دریافت کرد:برای بیمارستان یحیی تعمید دهنده در تولدو. تولدو دیگر خانه ال گرکو محسوب میشد.در اسناد باقی مانده ذکر شده که او از ۱۵۸۵ به بعد مجموعه مسکونی دربرگیرنده سه آپارتمان و ۲۴ اتاق را اجاره کرده که به مارکیز دی ویلنا[۴۷] تعلق داشتهاست. در این آپارتمانها که کارگاه او نیز بودند،ال گرکو مابقی عمرش را به نقاشی و مطالعه گذراند.در طول دوره انجام یک سفارش برای بیمارستان تاورا،ال گرکو به شدت بیمار شد،و یک ماه بعد،در ۷ آپریل ۱۶۱۴،درگذشت.او در کلیسای سانتو دومینیگو ال آنتیگوا دفن شد و در هنگام مرگ ۷۳ سال داشت.
[ویرایش] تکنیک و سبک
برتر شمردن قوه تخیل و شهود بر سرشت سوبژکتیو و عقلانی در خلق اثر هنری اصل بنیادین سبک ویژه ال گرکو است. ال گرکو معیارهای کلاسیک زیبایی شناسی چون تناسب واندازه را مردود می شمرد. او معتقد بود که وقار و لطافت[۴۸] والا ترین مقصود هنر است اما نقاش تنها هنگامی یه آن دست مییابد که بتواند غامض ترین مشکلات را با راحت ترین بدیهیات حل کند. ال گرکو رنگ را مهم ترین و مهار ناپذیر ترین عنصر نقاشی میدانست،برای او رنگ از اهمیت بیشتری نسبت به فرم برخوردار بود. یکی دیگر از مشخصههای سبک متاخر ال گرکو استفاده از نور است. به نظر میرسد که هر شکل نوری را از درون خود بازتاب میدهد که از درونش و منبعی نامرئی نشئت میگیرد. محققان اهمیت و قدرتی که نقاش به نور میدهد را ملهم از ایدههای نهفته در سنت نو افلاطونی مسیحی میدانند. ال گرکو به عنوان یک نقاش پرتره هم سرآمد بود. او نه تنها قادر به تصویر کشیدن ویژگیهای ظاهری فرد بود، بلکه شخصیت او را نیز در اثر نمایان میکرد. تعداد پرترههای او از تعداد نقاشیهای مذهبی او کمتر است ،اما از نظر ارزش هنری برابر با یکدیگرند. یکی از ویژگی هایی که در آثار متاخر او به چشم می خورد، تمایل به صحنه پردازی کردن و نمایشی جلوه دادن به جای توصیف کردن است.در نقاشی های او احساسات پرشور مذهبی به شکلی بی واسطه و مستقیم به مخاطب منتقل میشود. اجرای گاها خشن و در ظاهر بی دقت او را نتیجه مطالعهای طولانی برای دستیابی به آزادی سبک میدانند. علاقه او برای ترسیم فیگور های فوق العاده بلند و باریک و ترکیب بندیهای کشیده _که هم به تمایلات اکسپرسیونیستی او و هم به اصول زیایی شناسی مورد تائید او وفادار بودند_او را به بی اعتنایی به قوانین طبیعت و هر چه بیشتر کشیده کردن ترکیب بندیهایش رهنمون کرد که نمونه بارز آن نقاشیهایی است به برای محرابها کشیدهاست. آناتومی بدن انسان در کاهای واپسین او هرچه بیشتر خصلتی آن جهانی مییابند. به نقل از او «چرا که تنها در این صورت فرم کمال مییابد و تقلیل پیدا نمیکند که تقلیل یافتن آن بدترین چیزی است که یک فیگور میتواند به آن دچار شود.» یکی از قابل توجه ترین نوآوریهای ال گرکو در هم تنیدگی فرم و فضا و ارتباط متقابلی است که بین این دو شکل میگیرد که کاملا سطح نقاشی را یکپارچه میکند. این در هم تنیدگی، سه قرن بعد در کارهای پیکاسو و سزان دوباره ظهور میکند.
[ویرایش] زمینه های فکری و اجتماعی
توازن پایداری که در حوالی آغاز سده پانزدهم ،با پیدایش طبقه متوسطی که رفتار درباریان را تقلید می کردند،و نیز با ظهور دربار پاپ که از لحاظ مالی نیرومند و از نظر سیاسی بلند پرواز بود،به وجود آمد،عمری کوتاه داشت.پس از پایان پذیرفتن برتری اقتصادی ایتالیا،و تکان شدیدی که با نهضت اصلاح به ارکان کلیسا وارد آمد،و تهاجم فرانسوی ها و اسپانیایی ها و بالاخره غارت رم،دیگر حتی افسانه توازن و ثبات وضع امور قابل دفاع نبود.در سده شانزدهم،مانریسم هنر درباری به تمام معنی است،و در تمام دربار های منتفذ اروپا بر سایر سبک ها ترجیح داده می شود.تجدید حیات مذهبی این دوره،عرفان جدید،اشتیاق به مسائل روحانی،تحقیر جسم واستغراق در تجربه امور مافوق طبیعی،منجر به تجدید حیات ارزش های گوتیک می شود،و این ارزش ها جلوه خارجی خود را،تنها در اشکال ظریف سبک منزیستی می یابند. وحدت پیچیده طبیعت گرایی و روحانیت،و هم چنین اتحاد شکل گرایی و بی شکلی،واقعیت و انتزاع،در هنر استادان منریست فرمول اساسی سبکی است که ایشان در آن سهیمند.تباین این گرایش های مختلف نشان در هم ریختگی معیار های واقعیت و نتیجه کوشش نومیدانه ای است که می خواهد روحانیت سده های میانه را با واقع گرایی رنسانس هماهنگ و همساز کند.در رنسانس،تمام نظام پرسپکتیو سازی،و همه قواعد نسبت ها و فن ساختمان،صرفا وسایلی بودند که به هدف نهایی وحدت و منطق فضایی خدمت می کردند.مانریسم با در هم شکستن ساختار فضای رنسانس آغاز می شود.این در هم شکستن و وحدت فضایی تصویر،به بهترین وجه در این امر نمایان است که بین اندازه پیکر ها[۴۹] و اهمیت موضوعی آنها رابطه ای وجود ندارد.مضمون هایی که به نظر می رسد برای موضوع واقعی تصویر در درجه دوم اهمیت قرار دارند اغلب بیش از انداره برجستگی می یابند،حاصل این شیوه برخورد،ایجاد فضایی رویا گونه است.
فلسفه نوافلاطونی یکی از عوامل تاثیر گذار روی هنر ال گرکو است.از مفاهیم فلسفه نو افلاطونی،تابعیت جهان مادی،از جهان روحانی است .با افول نفوذ اندیشه های اراسموسی،این قبیل تفکرات نو-افلاطونی کم کم در اسپانیای آن زمان قدرت گرفتند.ذکر اینکه شایان اهمیت است که این گونه گرایشات،جزو "شخصیت" فرقه های آگوستینی و فرانسیسکن محسوب می شدند؛نحله هایی که ال گرکو با آنها در ارتباط بود.یکی از تاثیر گذارترین مراجع نو-افلاطونی در قرن 16 اسپانیا،شخصی بود با تخلص "سودو-دیونیزوس"[۵۰] که رساله ای به نام سلسله مراتب ملکوتی[۵۱] نگاشته بود.در این رساله،امر قدسی ،تحت عنوان متا فیزیک نور تفسیر شده است.منبع نور درخشان،پروردگار است؛نور بخشیده می شود به فرشتگانی که ساکن بهشت برینند،آنان نور بصیرت را انتقال می دهند و خود، به نور بصیرت "روشن"شده اند.آنها نور را از یکی به دیگری،در سیری نزولی انتقال می دهند.در نهایت نور مقدس جان انسان را روشنایی می بخشد.انسان با کمک فرشتگان،می تواند در سلسله مراتب وجودی،از مرتبه فیزیکی به مرتبه قدسی صعود کند.او احتیاج دارد تا در جهان مادی تعمق کند؛انوار این جهانی،نمود روشنگری غیر مادی هستند.ال گرکو به کرار اعتقاد خود را نسبت به این مفاهیم بیان کرده است.ترجمه تصویری این نظریات را در آثار او می توان رد یابی کرد. یکی دیگر مفاهیم مطرح شده توسط سودو-دیونیزوس،که ال گرکو بسیار متاثر از آن است؛سمبل فرشته-آتش است.بر طبق متن رساله،آتش،فرشتگان را روشنایی می بخشد.نور آن ناگهان گر می گیرد و به شکلی غیر قابل کنترل به بالا پرواز می کند.تصویر آتش،بر تبعیت از پروردگار روشنایی بخش دلالت می کند. تصویر شعله در زیبایی شناسی آن دوره نه تنها بیانگر روشنایی،بلکه هم معنی با کشیدگی فرم است.درخشندگی نور ها و رنگ ها در آثار گرکو،انعکاس نور قدسی است که سعی دارد ذهن ناظر را روشنایی بخشد.دگر دیسی های رنگ،فرم،فضا و نور در آثار ال گرکو،بیننده را به شدت با تناقص فضای تصویر شده در نقاشی و زندگی مادی خودش رو در رو می کند.
[ویرایش] معماری و مجسمه سازی
ال گرکو در زمان خود به عنوان مجسمه ساز و معماری بزرگ نیز شناخته میشد. او معمولا کل ترکیب بندی محراب را انجام میداد، هم در نقش معمار و مجسمه ساز و هم به عنوان نقاش که نمونه آن اثری است که او برای بیمارستان دلا کاریداد انجام دادهاست. در آنجا او کل نمازخانه بیمارستان را تزئین کرد اما محراب چوبی و مجسمههای او به احتمال زیاد از بین رفتهاند. برای کلیسای ال اسپولیو او محرابی از چوب طلا کاری شده ساخت که اکنون نابود شده اما گروه کوچکی از مجسمههای معجزه قدیس ایلدفنسو[۵۲] هنوز در مرکز قسمت پایین قاب باقی ماندهاست. مهم ترین دستاورد ال گرکو در معماری مربوط به کلیسا و صومعه قدیس دومینگو آنتیگو است که تعدادی مجسمه و نقاشی هم در آن از او به جای مانده. ال گرکو به عنوان نقاشی شناخته میشود که معماری را وارد نقاشیهای خود کردهاست. ساخت قابهای معمارانه نقاشیهایش در تولدو نیز هم به خود او نسبت داده میشود. ال گرکو با نظریه وجود قوانین در معماری مخلف بود او آزادی ابداع را مهم تر از همه چیز میدانست و مدافع تازگی، تنوع و پیچیدگی بود. عقاید او برای محافل معماری زمانه اش بیش از حد افراطی بودند و بنابرین دنباله روی پیدا نکردند.
[ویرایش] میراث
[ویرایش] شهرت پس از مرگ
نسلهای بعدی نقاشان شیوه نقاشی ال گرکو را به کنار نهادند چرا که آثار او از بسیاری جهات مخالف اصول باروک آغازین بود که در اوایل قرن ۱۷ ایجاد شد و به سرعت جایگزین منریسم شد. ال گرکو غیرقابل درک تلقی میشد و هیچ پیرو مهمی نداشت. فقط پسر او و تعداد قلیلی از نقاشان گمنام کپیهای ضعیفی از نقاشیهای او را به جای گذاشتند. در اواخر قرن ۱۷ و اوایل قرن ۱۸ مفسران اسپانیایی مهارت او را ستودند اما از سبک ضد طبیعت گرایانه و شمایل نگاریهای پیچیده او انتقاد کردند. برخی از مفسران کار او را مسخره و حقیر میخواندند. این دیدگاه به کرات در تاریخ نگاریهای اسپانیایی تکرار شدهاست و معمولا شامل واژههایی چون عجیب و غریب و مرموز در توصیف کار اوست. عبارت «غرق در رمز و راز»که اغلب در این متون به چشم میخورد با گذشت زمان به «جنون»تغییر کرد. با ظهور گرایش رمانتیک در اواخر قرن ۱۸ آثار ال گرکو از نو مورد بررسی قرار گرفتند. از نظر نویسنده فرانسوی تئوفیل گوتیه[۵۳]، ال گرکو به خاطر میل به شیوههای افراطی و غریبش پیشرو جنبش رمانتیک اروپایی محسوب میشود. گوتیه، ال گرکو را قهرمان ایده ال رمانتیک میدانست (نابغه، بد فهمیده شده و شوریده)و اولین کسی بود که علنا به تحسین سبک متاخر ال گرکو پرداخت. از نظر هنرمند انگلیسی راجر فرای[۵۴] در سال ۱۹۲۰ ال گرکو نمونه آرمانی نابغهای است که کاری را که به نظرش درست میرسید انجام میداد، بدون اینکه اهمیتی برای اینکه بیان حقیقت چه تاثیری بروی عموم میگذارد قائل شود. فرای ال گرکو را استاد پیری میدانست که نه تنها مدرن است بلکه حتی گامهای فراوانی از ما جلوتر است و راه را به ما نشان میدهد. در همان سالها محققان دیگر فرضیات رادیکال دیگری را مطرح کردند. دو پزشک به نامهای اگوست گلداسمیت[۵۵] و جرمن بریتنز[۵۶] چنین استدلال کردند که ال گرکو به دلیل مشکلات بینایی (احتمالا آستیگماتیزم شدید یا استرابیسم)فیگورهای خود را تا این حد کشیده ترسیم میکرده و این مشکل باعث میشده که او بدنها را بلند تر از اندازه حقیقی شان ببیند. پزشک دیگری به نام مایکل آرتورو پررا ویژگیهای سبک او را ناشی از تاثیر ماری جوانا میدانست.
[ویرایش] تاثیر روی دیگر هنرمندان
|
گشایش دروازه پنجم (۱۶۱۴-۱۶۰۸، رنگوروغن، ۲۲۵×۱۹۳ سانتیمتر، نیویورک، موزه متروپولیتن) برخی آن را منبع الهام اولیهٔ پیکاسو در خلق دوشیزگان آوینیون میدانند.
|
دوشیزگان آوینیون پیکاسو (۱۹۰۷، رنگوروغن روی بوم، ۲۴۳٫۹×۲۳۳٫۷ سانتیمتر، نیویورک، موزه هنر مدرن) شباهتهایی در سبک و مورفولوژی با گشایش دروازه پنجم دارد.
|
| [[Image:|180px|alt=|The Portrait of a Painter after El Greco (1950, oil on plywood, 100.5 × 81 cm, Angela Rosengart Collection, لوسرن) is Picasso's version of the Portrait of Jorge Manuel Theotocopoulos.]] | ||
|
Portrait of Jorge Manuel Theotocopoulos (1600–1605, oil on canvas, 81 × 56 cm, Museo Provincial de Bellas Artes, سبیا (شهر))
|
The Portrait of a Painter after El Greco (1950, oil on plywood, 100.5 × 81 cm, Angela Rosengart Collection, لوسرن) is Picasso's version of the Portrait of Jorge Manuel Theotocopoulos.
|
اوژن دولاکروا و ادوار مانه تحت تاثیر بیانگری رنگهای او قرار گرفتند. از نظر گروه سوارکار آبی،ال گرکو صاحب« ساخت و ساز عارفانه درونگرایانه ای» بود که باز کشف آن را وظیفه نسل خود میدانستند. یکی از اولین نقاشانی که متوجه روابط ساختار گرایانه در ریخت شناسی آثار متاخر ال گرکو شد، پل سزان بود که یکی از پیش گامان کوبیسم محسوب میشود. آنالیز ریخت شناسانه تطبیقی[۵۷] از کار این دو نقاش نشان میدهد که وجوه مشترکی چون اعوجاج بدن انسان، زمینههای قرمز و کار نشده و شباهت در پرداخت فضا در آثار این دو وجود دارد. به گفته براون[۵۸] «سزان و ال گرکو برادران روحانی هستند با اینکه قرنها با یکدیگر فاصله دارند.» سمبولیستها و پابلو پیکاسو در طول دوران آبی اش[۵۹]، از رنگ مایههای سرد ال گرکو و آناتومی فیگورهای زاهدانه او متاثر شد. پیکاسو برای خلق تابلوی دوشیزگان آوینیون تابلوی گشایش دروازه پنجم[۶۰] ال گرکو را مطالعه کرد. شباهت بین این دو اثر در اوایل دهه ۸۰ تشخیص داده شد؛ زمانی که شباهتهای سبکی و رابطه بین نقوش در هر دو کار مورد بازبینی قرار گرفت. اکتشافات اولیه کوبیسم که توسط پیکاسو انجام شد ،باعث شد که جنبههای دیگری از کار گرکو شناخته شود:آنالیز ساختار گرایانه ترکیب بندیهایش، شکست چند وجهی فرم، در هم تنیدگی فرم و فضا و جلوههای خاصی که برجسته سازی به اثر میدهد. مشخصات متعددی در کوبیسم مانند اعوجاج و ارائه ماتریالستی مفهوم زمان مشابه خود را در آثار ال گرکو دارند. به گفته پیکاسو ساختار کارهای ال گرکو کوبیستی است. اکسپرسیونیستهامحسور اعوجاجات فرمی موجود در آثار ال گرکو شدند. به گفته فرانتس مارک[۶۱]، یکی از مهم ترین نقاشان جنبش اکسپرسیونیسم آلمان،«ما همواره به ال گرکو با شعف و پافشاری اشاره میکنیم، زیرا شکوه آثار این نقاش، ارتباط تنگاتنگی با روند تحول تدریجی ادراکات جدید ما از هنر دارد.» جکسون پولاک، یکی از وزنههای اصلی جنبش هنر اکسپرسیونیسم انتزاعی، در کارهای خود از ال گرکو تاثیر پذیرفت. در سال ۱۹۴۳، پولاک تحت تاثیر ال گرکو مجموعه ۶۰ طراحی را به انجام رساند و سه کتاب درباره استادان نقاشی کرتی داشت. از نقاشان معاصری که از گرکو تاثیر گرفتند میتوان به کایسا جانسون[۶۲] اشاره کرد. او از نقاشی لقاح معصوم ال گرکو به عنوان چارچوب ترکیب بندی برای تعدادی از کارهایش استفاده کرد. هم چنین بازتاب اعوجاجات آناتومیهای ال گرکو را در پرترههای فریتز چسنات[۶۳] میتوان مشاهده کرد. شخصیت و کارهای ال گرکو منبع الهامی برای راینرماریاریلکه شاعر بود. یک مجموعه از اشعار او مستقیما در مورد تابلوی لقاح معصوم ال گرکو است. نویسنده یونانی،نیکوس کازانتزاکیس، به دلیل احساس قرابت روحی با ال گرکو، عنوان خودزندگی نامه خود را گزارشهایی به ال گرکو[۶۴] گذاشت. در سال ۱۹۹۸، آهنگساز یونانی ونگلیس، آلبومی سمفونیک به نام ال گرکو را به بازار داد که موسیقی آن ملهم از گرکو بود. هم چنین چندین فیلم از زندگی او ساخته شدهاست.
[ویرایش] گفتاورد ها
- مطالعه و تعمق در آثار استادان بزرگ امری ضروری است،اما محافظت از منش اصیلی که ضربانش درون روح شماست و با شمشیر به استقبال کسانی رفتن که قصد سرقتش را دارند اهمیت بیشتری دارد.
- من نقاشی میکشم زیرا ارواح دیوانه وار درون سرم زمزمه میکنند.
- من به خاطر هنر خود رنج میبرم و از زراندوزان کم فهم و رذلی که ستایشش میکنند بیزارم.
- زبان هنر در جوهر خود الهی است و تنها توسط برگزیدگان درک میشود.
- تنها پس از از سر گذراندن سالیان درازی از تجربه تقلا و فقدان است که هنرمند جوان میتواند رنگ را لمس کند-و تنها در معیت برتر از خودش.
- هنر مندان ادراکی از ویرانی را خلق میکنند. روحیه آفرینندگی جست و جویی است مشقت بار و به غایت پیچیده که در درون روح انجام میگیرد.
- من توسط خداوند توانا خلق شدم تا جهان را با شاهکارهایم پر کنم.
- هنر هر آنجایی است که میجوییدش،درود بر ستارگان درخشان که لکه گذاریهای سبکبارانه خداوندند.
[ویرایش] گالری
[ویرایش] پانویس
- ↑ Post-Byzantine_art
- ↑ paolo veronese
- ↑ antonio da correggio
- ↑ holy trinity
- ↑ Martyrdom of saint Maurice
- ↑ Counter-Reformation
- ↑ fodele
- ↑ candia
- ↑ Heraklion
- ↑ icon painter
- ↑ annotated vasari
- ↑ painters' guild
- ↑ Prevelakis
- ↑ Giulio Clovio
- ↑ Palazzo Farnese
- ↑ Cardinal Alessandro Farnese
- ↑ Fulvio Orsini
- ↑ View of Mt.Sinai
- ↑ Parmigianino
- ↑ Last Gudge ment
- ↑ Sistine Chapel
- ↑ Allegory of the Holy League
- ↑ Giulio Mancini
- ↑ re-evaluation
- ↑ guild of saint luke
- ↑ Lattanzio Bonastri de Lucignano
- ↑ Francisco Proboste
- ↑ El Escorial
- ↑ Anthonis mor
- ↑ Juan Fernandes de Navarrete
- ↑ Benito Arias Montana
- ↑ Pedro Chacon
- ↑ Luis de Castilla
- ↑ Diego de castilla
- ↑ church of Santo Domingo el Antiguo
- ↑ El Espolio
- ↑ ،پThe Assumption of the Virgin
- ↑ Benvenuto Cellini
- ↑ Federico Zuccari
- ↑ Hortensio Felix Paravicino
- ↑ chapel of San Jose in Toledo
- ↑ Colegio de Dona Mariade Aragon
- ↑ St.Ildefonso
- ↑ Hospital de la Caridad
- ↑ Illescas
- ↑ The Immaculate Conception
- ↑ Marquis de Villena
- ↑ Grace
- ↑ Thematic importance
- ↑ Pseudo-Dionysius the Areopagite
- ↑ celestial hierarchy
- ↑ the Miracle of St.Illdefonso
- ↑ Theophile Gautier
- ↑ Roger Fry
- ↑ َAugust Goldschmidt
- ↑ German Beritens
- ↑ Comparative morphological analysis
- ↑ J.Brown
- ↑ Blue period
- ↑ Openig of the Fifth Seal
- ↑ Franz Marc
- ↑ Kaysa Johnson
- ↑ Fritz Chesnut
- ↑ Reports to El Greco
[ویرایش] منابع
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا، «El Greco»، ویکیپدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۱۰ دسامبر ۲۰۱۱).
- پاکباز، رویین. در جستجوی زبان نو. نگاه، ۱۳۸۶.
- پاکباز، رویین. دایره المعارف هنر. فرهنگ معاصر، ۱۳۸۵. شابک ISBN ۹۶۴-۵۵۴۵-۴۱-۲.
- هاوزر، آرنولد. تاریخ اجتماعی هنر. ج. دوم. ترجمهٔ ابراهیم یونسی. خوارزمی، ۱۳۷۷.
- Marias, Fernando (2001). EL GRECO IN TOLEDO. Scala. ISBN 1-85759-210-7.
- Bronstein, Leo. EL GRECO. Harry N.Abrams.
- Davies, David (1976). EL GRECO. PHAIDON. ISBN 0 7148 1740 6.
[ویرایش] پیوند به بیرون
- El Greco – The Complete Works at the El Greco Foundation
- Tour: El Greco (Spanish, 1541–1614) at the National Gallery of Art
- El Greco (c.1541 – 1614) at Olga's Gallery
- http://www.namadineh.com/Pages/News-735.html
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ ال گرکو موجود است. |