پرش به محتوا

هم‌بالینی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
هاجر و اسماعیل در صحرا اثر فرانسوا-ژوزف ناوز، ۱۸۲۰. هاجر یک برده و هم‌بالین ابراهیم بود که پسرش اسماعیل را به دنیا آورد.

هم‌بالینی[۱](به انگلیسی: Concubinage) یک رابطه میان‌فردی و رابطه جنسی بین دو نفر است که در آن زن و مرد نمی‌خواهند یا نمی‌توانند ازدواج کامل کنند.[الف] (چیزی شبیه به صیغه.) هم‌بالینی و ازدواج اغلب شبیه به هم تلقی می‌شوند، اما متقابلاً منحصر به فرد هستند. [ب] درصد بالایی از پیوندهای هم‌بالینی به ازدواج ختم نمی‌شود.[۲]

در ابتدای دوران استعمار غرب، کارفرمایان غربی، زیردستان خود را به هم‌بالین‌شدن با زنان بومی ترغیب می‌کردند تا از آمیزشِ ایشان با تن‌فروشان (و گسترش بیماری‌های مقاربتی) و هم‌جنس‌های خود جلوگیری کنند. کارفرمایان همچنین اعتقاد داشتند که ارتباط یک مرد غربی با زنان بومی، اطلاعاتِ درخوری پیرامون بومیان و فرهنگشان را در اختیار استعمارگران قرار می‌دهد. رفته‌رفته این روابط باعث افزایش نسلی از فرزندان دورگه‌ی غربیان و بومیان شد که برای کارفرمایان، تهدید سیاسی به حساب می‌آمد. از این رو استقبال از این نوع هم‌بالینی‌ها کاهش یافت. پس از آن، سیاست بر این شد که زنان غربی نیز با مردان به مستعمرات بیایند.[۳]

در چین تا سده‌ی بیستم میلادی، هم‌بالینی کاملا نهادینه به رسمیت شناخته شده بود و به حقوق و محدودیت‌های هم‌بالین‌ها توجه می‌شد.[۴] یک زن هم‌بالین می‌توانست آزادزاده یا برده باشد. تجربه‌ی این زنان از هم‌بالینی، وابسته به میلِ اربابشان، می‌توانست خیلی متفاوت باشد.[۴] در دوران مغول‌ها، تمام زنان سلطنتی خارجی و زنانِ دربند گرفته شده، هم‌بالین می‌شدند.[۵] هم‌بالینی همچنین در ژاپنِ دوره میجی نیز مرسوم بود و به عنوان نماد اجتماعی شناخته می‌شد.

مردم خاور نزدیک باستان از هم‌بالینی برای تولید مثل استفاده می‌کردند.[۶] در قانون حمورابی به اِعطای یک برده به عنوان هم‌بالین توسط یک زن نازا به شوهرش، اشاره شده است.[۶] کودکان حاصل از اینجور روابط، حلال‌زاده و مشروع محسوب می‌شده‌اند.[۶] این هم‌بالینی‌ها تا پیش از لغو برده‌داری در سده‌ی بیستم در جهان اسلام، بسیار مورد استفاده‌ی مسلمانان بودند و حتی برخی از خلافای عباسی و عثمانی نیز حاصل هم‌بالینی بودند.[۷] هم‌بالینی در سرتاسر آفریقا از مصر تا جنوب آفریقا، جمعیت‌های مختلط از لحاظ نژادی را پدید آورد.[۸] هم‌بالینی پس از لغو برده‌داری، کمرنگ شد.[۷]

در روم باستان، رسمِ Concubinatus (که واژه‌ی انگلیسیِ Concubine مشتق از آن است) به عنوان بدیلِ ازدواج محسوب می‌شد. مردانِ بیوه یا مطلقه اغلب به جای تجدیدِ فراش، به هم‌بالینی روی می‌آوردند تا با مشکلات ورثه و ارث و میراث مواجه نشوند. هم‌بالینی برای رومیان، رابطه‌ای تک‌همسرانه بود و اغلب با زنانی از طبقات پایین‌تر جامعه انجام می‌شد. پس از رسمیت‌یافتنِ مسیحیت در امپراتوری روم، امپراتوران روم زنان هم‌بالین و فرزندانشان را نیز بهره‌مند از حقوق زنان رسمی کردند.[۹]

در مستعمرات اروپایی و کشاورزی‌های برده‌دارانه‌ی آمریکایی‌ها مردان مجروح یا متأهل غربی با یکی از زنان برده‌ی بومی وارد یک رابطه‌ی جنسی دائمی می‌شدند. در نتیجه‌ی این هم‌بالینی‌ها هند شرقی هلند، مردم ایندو به عنوان یک جمعیت نژاداً مختلط پدید آمدند و در هندوستان نیز آنگلو-هندی‌ها از این موارد اند.[۱۰]

در جهانِ ادیان ابراهیمی، واژه‌ی «هم‌بالین» اغلب در اشاره به جنس مؤنثِ این رابطه به کار رفته است اما پیش آمده که یک مَرد نیز هم‌بالینِ یک زن نامیده شود.[۱۱] در سده‌ی ۲۱ام، واژه‌ی «هم‌بالینی» اغلب به عنوان یک واژه‌ی جنسیتاً جنثی برای اطلاق به نوعی هم‌باشی اطلاق می‌شود که شامل رابطه‌ی همجنسگرایانه نیز هست.[۱۲][۱۳][۱۴]

واژه‌شناسی

[ویرایش]

واژه‌های Concubinage و Concubine از سده‌ی چهاردهم در زبان انگلیسی پدیدار شدند[۱۵][۱۶] و ریشه در واژگانِ لاتینِ حقوقی و اجتماعی رومی دارند. Concubine به معنای «معشوقه یا زنی که با مَردی می‌زیَد و هم‌بستر می‌شود بی‌آنکه با او ازدواج کرده باشد» از واژگانِ Concubina (مؤنث) و Concubinus (مذکر) آمده است که در متون حقوقی رومی معنایِ «کسی که بدون ازدواج با مَرد یا زنی می‌زیَد» می‌داده‌اند. این واژگان از فعل لاتین Concumbere به معنای باهم‌خوابیدن و باهم‌بودن آمده‌اند؛ ترکیبی از پیشوندِ Com به معنای «با هم» و Cubare به معنای «خوابیدن».[۱۷] معنا و تعبیر این واژه بسته به سیاق و بافتارِ متن متفاوت است.[۱۸] در سده‌ی ۲۱ام بیشتر دال بر جوانب جنسیِ رابطه چه با برده‌ی جنسی و چه با معشوق است.[۱۹]

واژه‌ی فارسی «هم‌بالینی»، مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای Concubinage است.[۲۰]

ویژگی‌ها

[ویرایش]

اَشکالی از هم‌بالینی در تاریخ تمام فرهنگ‌های جهان دیده می‌شود هرچند که این اشکال، در کمیات و کیفیاتی مانند گستردگی، حقوق و وظایفِ هم‌بالینان فرزندانشان، نقش اجتماعیِ آنان و دید عموم نسبت به ایشان، تفاوت‌هایی دارند.[۲۱] هم‌بالینی می‌توانسته داوطلبانه (طرفین تصمیم بگیرند که ازدواج رسمی نکنند) و یا ناداوطلبانه (مانند برده‌دارانه) باشد.[۲۲] در جوامع برده‌دار، تقریبا همه‌ی هم‌بالینان برده بوده‌اند[۲۳] که آنان را «برده‌بالین» (slave-concubines) می‌نامیم.[۲۴] استفاده از زنان برده به عنوان هم‌بالین، به دوران تمدن بابل بازمی‌گردد[۲۴] و در تمام جوامع پدرسالار، انجام می‌شده است.[۴] حقوق و جایگاه اجتماعی هم‌بالینان هر چه که بود، اغلب پایین‌رتبه‌تر از همسران رسمی مردان محسوب می‌شدند و ارث و میراثِ هیچ یا محدودی می‌توانستند داشته باشند.[۲۵] گاهی اوقات همین پایین‌رتبگی، دلیل ترجیح هم‌بالینی بود.[۴]

در گذشته، پیش می‌آمد که زوجی به دلیل تفاوت در طبقات اجتماعیشان، مذهبشان، قومیتشان و… نتوانند ازدواج کنند یا مَرد نمی‌خواست یا نمی‌توانست از پس مسئولیت‌های مالی و حقوقی ازدواج بَر بیاید که در این موارد، هم بالینی رخ میداد. قواعد دست‌وپاگیرِ ازدواج و ممنوعیت چندهمسری نیز در این مسئله دخیل بودند.[۲۱]

فرد هم‌بالین ممکن بود یک «بیگانه» در جامعه‌ای باید که ازدواج شهروندانش با بیگانگان را به رسمیت نمی‌شناسد؛ یا یک برده یا یک فرد فقیر که مایل بود با یک مردِ بالارتبه در رابطه باشد.[۲۶] در یک حالت دیگر، برخی جماعت‌های اجتماعی که ازدواج برایشان ممنوع بود، مانند سربازان ارتش امپراتوری روم، هم‌بالینی می‌کردند.[۲۷]

در جوامع چندزنی، تعداد مجاز هم‌بالینان در یک رابطه‌ی هم‌بالینی، متفاوت بوده است. در قانون روم که از مردان، توقع تک‌همسری می‌رفته است، هم‌بالینی نیز مانند ازدواج و در نتیجه، ممنوع و محدود دانسته شده مگر در مواردی که یکی یا هر دو طرفِ ازدواج با «کمبود عواطف زناشویی» مواجه بوده باشند که در این حالت، حق و حقوق و ارثیه‌ای برای هم‌بالین هم در نظر گرفته می‌شده است.[۲۸][۲۹] برعکس در مناطقی از آسیا و خاورمیانه، مردان قدرتمند مجاز بودند تا جایی که وُسع مالی‌شان اجازه می‌دهد، هم‌بالین داشته باشند.[۳۰] برخی حرمسراهای تاریخ این مناطق، شامل صدها و هزاران هم‌بالین بوده‌اند. هم‌بالینی برای این جوامع یک نماد اجتماعی برای تولید پسرانِ بیشتر بود.[۲۱] در این جوامع، هم‌بالین‌داشتن به معشوقه‌داشتن ترجیح داده می‌شده است چراکه فرزندان هم‌بالینان به رسمیت شناخته می‌شدند ولی فرزندان معشوقگان، «حرامزاده» به حساب می‌آمده‌اند.[۳۱]

در خاورمیانه

[ویرایش]

هم‌بالینی در تاریخ خاورمیانه نیز بسیار مرسوم بوده است و بحث‌هایی درباره‌ی آن شده.

در جهان عرب مسلمان، «هم‌بالین» (جاریَة) برای اشاره به بردگان مؤنث، چه مسلمان چه نامسلمان، که به اربابشان خدمات جنسی و غیر جنسی می‌دهند، اطلاق می‌شود. اینچنین رسوماتی در عربستان پیش از اسلام نیز وجود داشتند که اسلام، مقررات تازه‌ای برایشان وضع کرد.[۳۲][۳۳]

در قرآن، آیاتی مانند آیه‌ی ششم سوره‌ی مؤمنون وجود دارند که ظاهراً رابطه‌ی جنسیِ مردان با زنانی که به اصطلاح مالِکشان شده‌اند را به رسمیت شناخته‌اند.[۳۴][۳۵] سید ابوالاعلی مودودی گفته است:«دو دسته از زنان از حکمِ جلوگیری از استفاده از اعضاءِ خصوصی (مذکور در آیه‌ی پنجِ همین سوره)، مستثنی هستند: الف. زنان عقد رسمی، ب. زنانی که طبق قانون، در مالکیت مرد اند.»[۳۶] اما برخی از فقها در تاریخ، این آیات را کاملا برعکس تفسیر می‌کرده‌اند و معتقد بوده‌اند که اسلام با هرگونه رابطه‌ی جنسی بیرون از ازدواج از جمله هم‌بالینی، مخالف است.[۳۷] برخی فقها پیشنهاد می‌داده‌اند که در عوض ضیافتی مانند عقد و عروسی (وَلیمه) برای هم‌بالینان برگزار شود تا این کار، وجاهت بهتری بیابد.[۳۲]

بنا بر رسمِ ام ولد، ارباب می‌توانست فرزندانی که از کنیزش دارد را به عنوان حلال‌زاده معرفی کند و کنیزش می‌توانست پس از مرگ این ارباب، آزاد محسوب شود. ابوحنیفه نعمان بن ثابت و برخی دیگر از فقهای اسلام، به پرهیز و حیا در هم‌بالینی توصیه می‌کنند مانند اینکه این روابط محدود به خانه باشند و کنیزها بین مردان فامیل، دست‌به‌دست و به اشتراک گذاشته نشوند.[۳۲] هرچند در فقه اسلام صحبت از الزام رفتار برابرِ ارباب با زنان هم‌بالینش شده است اما در عمل، همواره یکی از هم‌بالینان، مرتبه و عزت بیشتری نزد اربابش می‌یافته است.[۳۲]

در ژاپن

[ویرایش]

کلمه کانجی شو «妾» (شو/مِکاکه) اشاره به زنی است که مرد متأهل علاوه بر همسرش نگه می‌دارد یا به معشوقه ای اطلاق می‌شود که از طرف مرد مجرد یا غیرمجرد حمایت مالی می‌شود. «شو» به معنای «کنیز» یا «خدمتکار» است که از وسایل شخصی مراقبت می‌کند. منشأ کلمه روشن نیست، اما نظریه ای وجود دارد که از اسم فعل به معنای «گرفتن» آمده است.

در منطقه کامیگاتا «تکاکه» نامیده می‌شود. اگر مرد زن داشته باشد به او می‌گویند «شماره ۲» و اگر زن رسمی و شوی دیگری داشته باشد «شماره ۳» و به همین ترتیب همچنین رابطه آنها با معشوقه‌های دیگر به غیر از همسرش به‌طور جمعی می توان به عنوان "شماره ۲" شناخته می‌شود. علاوه بر این، زمانی که موقعیت‌های جنسیتی معکوس می‌شوند، گاهی به مردی که توسط یک زن حمایت می‌شود، «اوتوکومِکاکه» otokomekake می‌گویند.

در ژاپن مدرن، مردی که قبلاً ازدواج کرده است، مجاز به ازدواج مجدد (دو همسری) نیست، بنابراین حتی اگر در خلوت با شو مانند یک همسر رفتار شود، وضعیت حقوقی و اجتماعی یکسانی با همسر ندارد؛ بنابراین، در بیشتر موارد با آنها به گونه ای رفتار می‌شود که گویی معشوقه هستند.

«قانون جدید» (اعلامیه شماره ۹۴۴) که در دسامبر ۱۸۷۰ تصویب شد (سال سوم دوره میجی) تعیین کرد که همسران و هم‌بالینی‌ها با اقوام درجه دو برابر هستند. این بدان معنا نیست که زنان و هم‌بالینی‌ها دارای حقوق مساوی بودند، بلکه وجود آنان رسماً به رسمیت شناخته شد.

در ژوئیه ۱۸۸۰ (سال ۱۳ میجی)، مقررات مربوط به شو در قانون جزا (اعلامیه داجوکان شماره ۳۶) (اجرا شده در ژانویه ۱۸۸۹) ناپدید شد. با این حال، وزارت کشور بخشنامه ای صادر کرد مبنی بر اینکه بازنگری در قوانین کیفری هیچ ربطی به ثبت خانواده ندارد. با شو‌هایی که قبل از اجرایی شدن قانون جزا ثبت نام شده بودند به عنوان «عموماً مانند قبل رفتار می‌شد» (همه موارد مانند قبل رفتار خواهد شد). در نهایت در سال ۱۸۹۸ (میجی ۳۱)، کلمه شو بر اساس قانون ثبت خانواده از فهرست خانواده ناپدید شد.

جستارهای وابسته

[ویرایش]

یادداشت‌ها

[ویرایش]
  1. دایرةالمعارف زنان در تاریخ جهانی آکسفورد
  2. دانشنامه آکسفورد زنان در تاریخ جهانی

منابع

[ویرایش]
  1. «هم‌بالینی» [مطالعات زنان] هم‌ارزِ «concubinage»؛ منبع: گروه واژه‌گزینی. دفتر یازدهم. فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان. تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۶۱۴۳-۴۵-۳ (ذیل سرواژهٔ هم‌بالینی)
  2. «بین جوانان تنها ازدواج است که هم مشروعیت دارد و هم مقبولیت». روزنامه شهروند. ۳۱ مرداد ۱۳۹۴. دریافت‌شده در ۱۰ مارس ۲۰۱۷.
  3. Ann L. Stoler, 1989, "Making Empire Respectable: The Politics of Race and Sexual Morality in 20th-Century Colonial Cultures., American Ethnologist, 16(2): 634-660.
  4. 1 2 3 4 Rodriguez 2011, p. 203.
  5. Peter Jackson (May 2014). The Mongols and the West 1221–1410. Taylor & Francis. ISBN 9781317878988.
  6. 1 2 3 The Oxford Encyclopedia of Women in World History 2008, p. 469.
  7. 1 2 Cortese 2013.
  8. "slave labor/slavery". The Greenwood Encyclopedia of International Relations: S-Z. p. 1530.
  9. The Oxford Encyclopedia of Women in World History 2008, p. 471.
  10. Hagemann, Rose & Dudink 2020, p. 320.
  11. "Concubinage". Encyclopædia Britannica. Retrieved 2021-10-25.
  12. Long, Scott (2006). Family, unvalued: discrimination, denial, and the fate of binational same-sex couples under U.S. law. New York: Human Rights Watch. ISBN 9781564323361. Retrieved 29 November 2021.
  13. Halho, H.R. (1972). "The Law of Concubinage". South African Law Journal. 89: 321–332.
  14. Soles III, Donald E. (2016). "Truisms & Tautologies: Ambivalent Conclusions regarding Same-Sex Marriage in Chapin v. France". Global Justice & Public Policy. 3: 149.
  15. "Definition: concubine (n.)". Merriams-Webster. Retrieved 1 November 2021.
  16. "Definition: concubinage (n.)". Merriams-Webster. Retrieved 1 November 2021.
  17. "Etymology: concubine (n.), concubinage (n.)". Century Dictionary. Retrieved 1 November 2021.
  18. "Definition of 'concubine'". Collins Dictionary. Retrieved 1 November 2021.
  19. The Oxford Encyclopedia of Women in World History 2008, p. 467-468: "In twenty-first-century parlance, 'concubine' refers either to a mistress or to a sex slave."
  20. «هم‌بالینی» [مطالعات زنان] هم‌ارزِ «concubinage»؛ منبع: گروه واژه‌گزینی. دفتر یازدهم. فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان. تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۶۱۴۳-۴۵-۳ (ذیل سرواژهٔ هم‌بالینی)
  21. 1 2 3 The Oxford Encyclopedia of Women in World History 2008, p. 467.
  22. The Oxford Encyclopedia of Women in World History 2008.
  23. (Historical Dictionary of Slavery and Abolition 2014، ص. 122):In almost all slave-using societies, the highest prices are paid for beautiful young women. Some became high-priced prostitutes or companions, but most became concubines...Not all concubines were slaves but most were.
  24. 1 2 (Lerner 2008)
  25. The Oxford Encyclopedia of Women in World History 2008, pp. 468, 472.
  26. Women's Studies Encyclopedia 1999, p. 290.
  27. The Oxford Encyclopedia of Women in World History 2008, p. 470.
  28. (Stocquart 1907، ص. 309): "[marriage] seems to have had a double object, first, to establish between husband and wife, perfect equality of rank, of condition and of dignity, honor, dignitas; it is this which distinguishes it precisely from concubinatus, called as well inaequale conjugium."
  29. (Stocquart 1907، ص. 304): "Marriage implied the intention of the husband to have a legal wife, to raise her to his rank, to make her his equal, and the corresponding intent of the wife; this was called the affectio maritalis ('marital affection')."
  30. Historical Dictionary of Slavery and Abolition 2014, p. 122.
  31. Walthall 2008, p. 13.
  32. 1 2 3 4 Katz, Marion H. "Concubinage in Islamic law". In Fleet, Kate; Krämer, Gudrun; Matringe, Denis; Nawas, John; Rowson, Everett (eds.). Encyclopaedia of Islam. Vol. 3.
  33. Muhammad Shafi' Deobandi. "Maarif ul Quran". Archived from the original on 19 November 2015. Retrieved 19 November 2015.
  34. "The Quranic Arabic Corpus – Word by Word Grammar, Syntax and Morphology of the Holy Quran". corpus.quran.com.
  35. "The Quranic Arabic Corpus – Word by Word Grammar, Syntax and Morphology of the Holy Quran". corpus.quran.com.
  36. "Surah – AL – MUMINOON". 11 March 2007. Archived from the original on 11 March 2007.
  37. "A Study of the Quran – 3. Does the Qur'an permit sex outside marriage with female slaves?". Archived from the original on 11 September 2016. Retrieved 11 December 2016.

کتاب‌نامه

[ویرایش]

پیوند به بیرون