پرش به محتوا

نبرد پل

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
نبرد پل
Battle of al-Jisr
بخشی از حمله اعراب به ایران – حمله دوم به میان‌رودان

نبرد در کرانه فرات به هم پیوست
تاریخاکتبر ۶۳۴[۱]
موقعیت
مراوه در فرات نزدیک کوفه، عراق
نتایج پیروزی ساسانیان[۱][۲]
طرف‌های درگیر
خلافت راشدین شاهنشاهی ساسانی
فرماندهان و رهبران
عمر بن خطاب
ابوعبید ثقفی 
الحکم الثقفی [۳]
جابر بن ابی عبید [۳]
مثنی بن حارث شیبانی (مجروح)[۴]
بهمن جادویه
گلینوش
قوا
۶٬۰۰۰–۱۰٬۰۰۰[۵][۶] ۱۰٬۰۰۰[۷]
تلفات و خسارات

۶٬۰۰۰–۷٬۰۰۰ کشته

۳٬۰۰۰ نفر غرق شدند یا فرار کردند[۸]
۶٬۰۰ کشته[نیازمند منبع]


نبرد جِسر یا نبرد پل (عربی: معركة الجسر)، نبردی سرنوشت‌ساز میان خلافت راشدین و شاهنشاهی ساسانی در جریان فتح عراق بود که در ماه شعبان سال ۱۳ قمری (برابر با اکتبر ۶۳۴ میلادی) در منطقهٔ قُسّ الناطف در کرانهٔ رود فرات روی داد.[۱] در این نبرد، سپاه مسلمانان به فرماندهی ابوعبید بن مسعود ثقفی از پلی بر روی فرات عبور کرد و با نیروهای ساسانی به فرماندهی بهمن جادویه (ذوالحاجب) درگیر شد. حضور فیل‌های جنگی در سپاه ساسانی، سواره‌نظام مسلمانان را از هم گسست و به کشته شدن ابوعبید و شکست سنگین مسلمانان انجامید.[۹] این نبرد، نخستین شکست بزرگ مسلمانان در فتوحات عراق و ایران به شمار می‌رود.

پیش‌زمینه

[ویرایش]

پس از عزیمت خالد بن ولید از عراق به شام در سال ۱۳ هجری برای شرکت در نبرد یرموک، فرماندهی نیروهای مسلمان در عراق به مثنی بن حارث شیبانی واگذار شد.[۱۰] کاهش چشمگیر نیروهای مسلمان موجب شد تا ساسانیان که در پی شکست‌های پیشین (همچون نبرد زنجیر) سرخورده بودند، به بازسازی ارتش خود بپردازند. رستم فرخ‌زاد، سردار قدرتمند ساسانی، فرماندهی کل نیروها را به عهده گرفت و بهمن جادویه، ملقب به «ذوالحاجب» (به دلیل ابروان پیوسته)، را با سپاهی مجهز به فیل‌های جنگی برای مقابله با تهدید مسلمانان به مرزهای غربی گسیل داشت.[۱۱]

مثنی که توان رویارویی با این سپاه را در خود نمی‌دید، برای درخواست کمک فوری به مدینه بازگشت. در این هنگام، ابوبکر درگذشته بود و عمر بن خطاب زمام خلافت را در دست داشت. عمر که در ابتدا خود عزم فرماندهی سپاه را داشت، با مشورت علی بن ابی‌طالب از این کار منصرف شد و پس از رد شدن این مسئولیت از سوی چند تن از صحابه، سرانجام ابوعبید بن مسعود ثقفی، از اشراف طائف، داوطلب این مأموریت شد. عمر او را به فرماندهی سپاهی ۴٬۰۰۰ نفری منصوب کرد و سفارش نمود تا از مشاوران با تجربه، به‌ویژه اصحاب محمد، پیروی کند.[۱۲][۱۳]

نبردهای مقدماتی

[ویرایش]

ابوعبید در عراق به مثنی پیوست و شمار سپاه به ۹٬۰۰۰ تا ۱۰٬۰۰۰ تن رسید. او پیش از رویارویی اصلی با بهمن جادویه، با نیروهای ساسانی در دو نبردِ محدودتر پیروز شد:

نبرد نُماریق (یا قرقسیا): ابوعبید، سپاه ساسانی به فرماندهی «جابان» را شکست داد و «جابان» به اسارت مسلمانان درآمد.

نبرد کسکر: در این نبرد که در سواد عراق رخ داد، «نرسی»، فرمانده ساسانی و داماد خسرو پرویز، شکست خورد و گریخت.[۱۴]

این پیروزی‌های اولیه، غنائم فراوانی نصیب مسلمانان کرد و اعتماد به نفس ابوعبید را به شدت افزایش داد، اما همزمان، تهدید اصلی یعنی سپاه بهمن جادویه را دست‌کم گرفت.

شرح نبرد جسر

[ویرایش]

ترکیب و استقرار سپاه

[ویرایش]

بهمن جادویه با سپاهی بزرگ که ستون اصلی آن را سواره‌نظام سنگین و چندین فیل جنگی تشکیل می‌داد، در محلی به نام «قُسّ الناطف» (در برخی منابع «مروحه») در ساحل شرقی فرات اردو زد. ابوعبید نیز پس از اطلاع از موقعیت دشمن، از حیره به سوی فرات حرکت کرد و در ساحل غربی رودخانه مستقر شد. یک پل (جسر) بر روی فرات، تنها راه ارتباطی میان دو سپاه بود.[۱۵]

عبور از پل؛ تصمیم سرنوشت‌ساز

[ویرایش]

بهمن جادویه پیامی برای ابوعبید فرستاد و او را مخیر ساخت که یا مسلمانان از پل عبور کنند و نبرد در ساحل شرقی انجام شود، یا اجازه دهد سپاه ساسانی از پل بگذرد. مشاوران ابوعبید، به ویژه مثنی بن حارث شیبانی، به دلیل تنگ شدن فضای عقب‌نشینی و احتمال محاصره، او را از عبور از پل بر حذر داشتند. با این حال، اعتماد به نفس کاذب ناشی از پیروزی‌های اخیر و شجاعت شخصی، ابوعبید را به این تصمیم واداشت که از پل عبور کند. این تصمیم، بعدها از سوی مورخان مسلمان به عنوان خطایی استراتژیک ارزیابی شد که زمینه‌ساز فاجعهٔ پیش رو گردید.[۱۶][۱۷]

درگیری و کشته‌شدن ابوعبید

[ویرایش]

با آغاز نبرد، فیل‌های جنگی ساسانی که اسب‌های عرب از آنها رم می‌کردند، به سرعت آرایش سواره‌نظام مسلمانان را در هم شکستند. ابوعبید که فروپاشی جناح‌های سپاه خود را می‌دید، شخصاً به قلب میدان زد. او با شمشیر به فیل سفید بزرگی که بیشترین هرج‌ومرج را ایجاد کرده بود حمله کرد و طبق روایات، با یک ضربت خرطوم فیل را قطع کرد، اما فیل خشمگین او را با پاهای خود لگدکوب کرد و کشت. پیکر او در زیر پای فیل زیر گرفته شد.[۱۸][۱۹]

پس از کشته شدن ابوعبید، پرچم فرماندهی را برادرش حکم بن مسعود به دست گرفت و او نیز به سرعت کشته شد. به دنبال او، پسر ابوعبید، وهب، پرچم را بلند کرد و کشته شد. این روند هفت بار تکرار شد و همگی پرچمداران از قبیلهٔ ثقیف بودند و کشته شدند.[۱۷]

عقب‌نشینی فاجعه‌بار

[ویرایش]

با کشته شدن فرماندهان، سپاه مسلمانان دچار آشفتگی کامل شد و به سوی پل عقب‌نشینی کرد. در گرماگرم عقب‌نشینی، فردی به نام «عاصم» (یا عبدالله بن مرثد) پل را قطع کرد تا از عبور ساسانیان جلوگیری کند، غافل از اینکه این کار راه گریز مسلمانان را نیز بست. بسیاری از سربازان مسلمان که شنا بلد نبودند، در رود فرات غرق شدند. مثنی بن حارث شیبانی با گروهی از دلیران، مقاومت جانانه‌ای کرد و توانست راهی برای عقب‌نشینی بازماندگان باز کند، اما خود در این نبرد به شدت مجروح شد.[۱۸][۲۰]

تلفات

[ویرایش]

شمار تلفات مسلمانان در نبرد جسر فاجعه‌بار بود. منابع از کشته، زخمی و غرق شدن حدود ۴٬۰۰۰ تن از مسلمانان خبر داده‌اند، در حالی که شمار مجروحان نیز کم نبود. از این میان، چند تن از صحابهٔ محمد نیز جان باختند. تلفات ساسانیان دقیقاً مشخص نیست.[۱۸][۲۱]

پیامدها و اهمیت

[ویرایش]

نبرد جسر ضربهٔ روانی و نظامی سنگینی بر مسلمانان وارد کرد. عمر بن خطاب از شنیدن خبر شکست سخت اندوهگین شد، اما از مثنی خواست تا بازماندگان را جمع‌آوری کرده و مواضع دفاعی را حفظ کند. ساسانیان با وجود این پیروزی قاطع، به دلیل اختلافات داخلی و شورش در شرق کشور نتوانستند از فرصت استفاده کرده و مسلمانان را به طور کامل از عراق بیرون برانند.[۲۲]

این شکست درس‌های مهمی برای فرماندهان مسلمان به همراه داشت: ۱. پرهیز از جنگ در مناطق تنگ و محصور که امکان عقب‌نشینی وجود نداشته باشد. ۲. اتخاذ تاکتیک‌های ویژه برای مقابله با فیل‌های جنگی. بعدها در نبرد قادسیه، مسلمانان با هدف قرار دادن چشمان و خرطوم فیل‌ها، آنها را از صحنهٔ نبرد خارج کردند.[۲۳] ۳. ضرورت پیروی از مشاورهٔ افراد باتجربه.

در پی این شکست، عمر بن خطاب دست به بسیج عمومی زد و سپاهی بزرگ به فرماندهی سعد بن ابی‌وقاص فراهم کرد که در نهایت در نبرد قادسیه (۱۵ قمری) به پیروزی مسلمانان و فتح کامل عراق انجامید.[۲۴] مثنی بن حارثه نیز چند ماه پس از این نبرد، بر اثر جراحاتی که در جسر برداشته بود، درگذشت.[۲۵]

نبرد جسر، با وجود شکست مسلمانان، از نظر تاریخ‌نگاری نظامی نقطهٔ عطفی در فتوحات صدر اسلام محسوب می‌شود و نشان‌دهندهٔ انعطاف‌پذیری و درس‌آموزی سریع تشکیلات نظامی نوپای اسلامی از شکست‌هاست.

جستارهای وابسته

[ویرایش]

ابوعبید بن مسعود ثقفی

مثنی بن حارث شیبانی

بهمن جادویه

نبرد قادسیه

حمله اعراب به ایران

فتوحات مسلمانان

پانویس

[ویرایش]
  1. 1 2 3 electricpulp.com. "ʿARAB ii. Arab conquest of Iran – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org (به انگلیسی). Retrieved 2018-07-19. Ambushing Abū ʿObayd from the opposite bank of the Euphrates, the Persians inflicted a disastrous defeat on the Muslim forces at the Battle of the Bridge in Šaʿbān, 13/October, 634.
  2. Brown, Daniel W. (2011-08-24). A New Introduction to Islam (به انگلیسی). John Wiley & Sons. p. 107. ISBN 978-1-4443-5772-1.
  3. 1 2 Al Biladuri 2011, p. 404.
  4. al-Tabari 1993, p. 193.
  5. al-Tabari 1993, p. 188.
  6. Nafziger & Walton 2003, p. 22.
  7. Ancient Persia page 360
  8. Ancient Persia page 360 & 361
  9. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام طبری-تاریخ وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  10. زرین‌کوب، عبدالحسین (۱۳۶۴). تاریخ ایران بعد از اسلام. تهران: امیرکبیر. ص. ۳۰۶.
  11. پیرنیا، حسن (۱۳۶۲). تاریخ ایران باستان. ج. ۴. تهران: دنیای کتاب. ص. ۳۶۰–۳۶۱.
  12. طبری، محمد بن جریر (۱۳۷۵). تاریخ الرسل و الملوک. ج. ۳. ترجمهٔ ابوالقاسم پاینده. تهران: اساطیر. ص. ۴۳۶–۴۳۸.
  13. ابن‌اثیر، عزّالدین علی بن محمد. الکامل فی التاریخ. ج. ۲. بیروت: دارصادر. ص. ۴۳۰.
  14. دینوری، احمد بن داود (۱۳۶۴). الأخبار الطوال. ترجمهٔ محمود مهدوی دامغانی. تهران: نشر نی. ص. ۱۱۷.
  15. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام بلاذری-فتوح وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  16. طبری، محمد بن جریر (۱۳۷۵). تاریخ الرسل و الملوک. ج. ۳. ترجمهٔ ابوالقاسم پاینده. تهران: اساطیر. ص. ۴۴۵.
  17. 1 2 ابن‌اثیر، عزّالدین علی بن محمد. الکامل فی التاریخ. ج. ۲. بیروت: دارصادر. ص. ۴۳۳–۴۳۵.
  18. 1 2 3 خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام طبری-تلفات وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  19. ابن‌کثیر، اسماعیل بن عمر. البدایة والنهایة. ج. ۷. بیروت: دارالفکر. ص. ۴۱–۴۲.
  20. بلاذری، احمد بن یحیی (۱۳۶۴). فتوح البلدان. ترجمهٔ آذرتاش آذرنوش. تهران: سروش. ص. ۲۵۴.
  21. پیرنیا، حسن (۱۳۶۲). تاریخ ایران باستان. ج. ۴. تهران: دنیای کتاب. ص. ۳۶۱.
  22. Pourshariati, Parvaneh (2008). Decline and Fall of the Sasanian Empire (به انگلیسی). I.B. Tauris. p. ۲۶۹–۲۷۲.
  23. زرین‌کوب، عبدالحسین (۱۳۶۴). تاریخ ایران بعد از اسلام. تهران: امیرکبیر. ص. ۳۰۳.
  24. یعقوبی، احمد بن ابی‌یعقوب (۱۳۶۲). تاریخ الیعقوبی. ج. ۲. ترجمهٔ محمدابراهیم آیتی. تهران: علمی و فرهنگی. ص. ۱۳۷.
  25. پیرنیا، حسن (۱۳۶۲). تاریخ ایران باستان. ج. ۴. تهران: دنیای کتاب. ص. ۳۶۱.

منابع

[ویرایش]

ابن‌اثیر، عزّالدین علی بن محمد (۱۴۱۷ق). الکامل فی التاریخ. ج. ۲. بیروت: دارصادر. تاریخ وارد شده در |سال= را بررسی کنید (کمک)

ابن‌کثیر، اسماعیل بن عمر (۱۴۰۸ق). البدایة والنهایة. ج. ۷. بیروت: دارالفکر. تاریخ وارد شده در |سال= را بررسی کنید (کمک)

بلاذری، احمد بن یحیی (۱۳۶۴). فتوح البلدان. ترجمهٔ آذرتاش آذرنوش. تهران: انتشارات سروش.

پیرنیا، حسن (۱۳۶۲). تاریخ ایران باستان. ج. ۴. تهران: دنیای کتاب.

دینوری، احمد بن داود (۱۳۶۴). الأخبار الطوال. ترجمهٔ محمود مهدوی دامغانی. تهران: نشر نی.

زرین‌کوب، عبدالحسین (۱۳۶۴). تاریخ ایران بعد از اسلام. تهران: انتشارات امیرکبیر.

طبری، محمد بن جریر (۱۳۷۵). تاریخ الرسل و الملوک. ج. ۳. ترجمهٔ ابوالقاسم پاینده. تهران: انتشارات اساطیر.

یعقوبی، احمد بن ابی‌یعقوب (۱۳۶۲). تاریخ الیعقوبی. ج. ۲. ترجمهٔ محمدابراهیم آیتی. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.

Pourshariati, Parvaneh (2008). Decline and Fall of the Sasanian Empire: The Sasanian-Parthian Confederacy and the Arab Conquest of Iran (به انگلیسی). London: I.B. Tauris.

Nafziger, George F.; Walton, Mark W. (2003). Islam at War: A History (به انگلیسی). Praeger.

الگو:حمله اعراب به ایران