ماساژ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

ماساژ (به فرانسوی: Massage) به دستکاری لایه‌های سطحی و عمیق عضلانی و بافت همبند با استفاده از تکنیک‌های مختلف، به منظور افزایش عملکرد، کمک در روند درمان، و ترویج آرامش و آسایش است. ماساژ شامل فشار ثابت یا در حال حرکت یا لرزش، و کمک به حرکات مکانیکی بدن است که می‌تواند با دست، انگشتان، آرنج، زانو، ساعد، و پاها انجام می‌شود. بافت هدف ماساژ شامل عضلات، تاندون‌ها، رباط‌ها، فاسیا، پوست، مفاصل، یا سایر بافت همبند، و همچنین رگ‌های لنفاوی، یا اندام‌های دستگاه گوارش است.

ماساژ بدن جهت رفع خستگی و درمان قدمتی بیش از ۴۰۰۰ سال دارد و ریشه‌های آن در طب سنتی به‌خصوص در آسیای دور و میانه است، یافته‌های باستان‌شناسان و متون تاریخی نشان می‌دهد استفاده از ماساژ بخش مهمی از درمان در دوران قدیم بود. در حال حاضر منافع ماساژ در رفع خستگی عضلات، کاهش درد عضلانی، ایجاد گردش خون بهتر در بدن، رفع آسپاسم‌های موضعی در ناحیه کمر و پشت، کمک به بهبود بیماری‌های مرتبط با ساختار استخوان‌بندی بدن، جلوگیری از خشک‌شدن و محدودیت‌های حرکتی عضلات بدن و کاهش استرس و ایجاد آرامش و بسیاری موارد دیگر ثابت شده و توسط پزشکان توصیه می‌شود.

ماساژ سبک‌های مختلفی دارد: ماساژ تایلندی، ماساژ سوئدی، ماساژ اروتیک، ماساژ روسی، ماساژ چینی، آیورودا از جمله سبک‌های معروف هستند.

واژه‌شناسی[ویرایش]

در زبان فارسی به فردی که عمل ماساژ را انجام می‌دهد «ماساژور» گفته می‌شود و معادل کلمات «ماسیس» (Masseuse، زن ماساژدهنده) و «ماسور» (Masseur، مرد ماساژدهنده) در زبان فرانسوی که همانند عربی دارای تعیین جنسیت در کلمات است می‌باشد، کلمهٔ ماساژور از لحاظ جنسیت بی‌طرف و خنثی است لذا برای هر دو جنسیت مؤنث و مذکر کاربرد دارد. دستگاهی که از آن برای ماساژ استفاده می‌کنند ماساژِر (با کسره روی ژ) (از انگلیسی Massager) گفته می‌شود، همچنین به‌طور کمتر رایج از کلمه «ماساژدهنده»[۱] نیز استفاده می‌شود که می‌توان آن را به‌صورت مشترک هم برای فرد ماساژور و هم برای دستگاهی که با آن ماساژ می‌دهند به‌کار گرفت، به شخصی که ماساژ دریافت می‌کند نیز «ماساژگیرنده» گویند. در مورد ریشهٔ کلمهٔ «ماساژور» و تلفظ اصیل آن اطلاعاتی در دست نیست چون چنین کلمه‌ای در زبان‌های فرانسوی و انگلیسی وجود ندارد، این کلمه معمولاً به‌صورت ماساژُر تلفظ می‌شود که یا از ترکیب «ماساژ» و پسوند or انگلیسی ساخته‌شده که یک ترکیب غیراستاندارد و ساختگی است یا تلفظ فارسی‌شدهٔ Massager انگلیسی است، این احتمال وجود دارد که اصل آن ماساژور (به‌صورت کشیده همانند سوپ) باشد که در این‌صورت «اور» پسوند دارندگی در فارسی است همانند «مزدور». در هر صورت کلمه ماساژور کلمه ای می‌باشد که تا حال حاضر برای شخص ماساژدهنده هم در عرف رسمی اعم از قوانین و آیین نامه ها[۲] و یا تعریف عناوین شغلی[۳] و هم در عرف جامعه کاربرد دارد.

تصور غالب بر این است که کلمهٔ «massage» از واژه عربیِ «مَسَّ» به معنای "دست‌زدن" گرفته‌شده، با اینحال ادعاهایی وجود دارد که از واژه مسا (massa) در زبان لاتین به معنای "جِرم، خمیر" گرفته شده‌است. برخی دیگر از واژه شناسان احتمال یونانی یا فرانسوی الاصل بودن این واژه را می‌دهند.

فرهنگستان زبان و ادب فارسی واژهٔ ورزمان[۴] را به‌عنوان برابر فارسی برای «ماساژ» (massage) در فرانسوی و انگلیسی پیشنهاد داده است. البته همچون کلمه ماساژور اینجا نیز کلمه ماساژ می‌باشد که تا حال حاضر هم در عرف رسمی اعم از قوانین و آیین نامه ها[۵] و یا در اسامی اتحادیه ها و انجمنها و استانداردها و مدارک رسمی یا دستورالعملهای وزارت بهداشت و هم در عرف جامعه کاربرد دارد.

کلمهٔ «دَلّاک» که قدیم در زبان فارسی متداول بود معادل کلمهٔ ماساژور در فارسی امروزی است.[۶] در ایران قدیم این عمل دلک (دَ ل ک. م عربی)[۷] یا غمز (غَ م ز. م عربی)[۸] به معنای اخصّ آن نامیده می‌شد.

تاریخچه[ویرایش]

ماساژ ابتدا در دربار شاهان و سپس در حمام‌های شهر دست کم از دوران پسا اسلامی بدین سو رواج داشته. این کار به وسیله روغن‌های گیاهی و خوشبو، به دور از سرما انجام می‌گرفت.[۹] مَثَل مشهور "شیربی یا و دم و اشکم که دید " مولانا در دفتر اول مثنوی و نیز داستان توبه نصوح هر دو با مراجعه به دلاک آغاز شده‌است. در منابع اسلامی برای هر روغنی خواصی قید شده و توصیه‌هایی دربارهٔ ماساژ با آن‌ها صورت گرفته.[۱۰]

در ذخیره خوارزمشاهی آمده است در طب قدیم ایران باستان (معروف به طب یونانی) نیز این عمل را موجب جریان یافتن اخلاط چهارگانه آب (بلغم) باد (دم) خاک (سودا) و آتش (صفرا) در خون و در نتیجه به تعادل رسیدن فوری بدن می‌دانستند.

منابع[ویرایش]

  1. dictionary.abadis.ir/fatoen/ماساژ-دهنده/
  2. به عنوان نمونه:«ورزش و جوانان > قوانین نقل و انتقالات و تعیین وضعیت بازیکنان فوتبال > ضمائم آئین نامه > پیوست 6 > ماده 3 :» (PDF).
  3. «تعاون، کار و رفاه اجتماعی > تامین اجتماعی > جدول مشاغل : ردیف 60170 کد CA0013 عنوان ماساژوردرجه يك _ ردیف 60179 کد CA0023 عنوان ماساژور درجه دو».
  4. «فرهنگ واژه‌های مصوّب فرهنگستان: ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۵، بخش لاتین، صفحهٔ ۵۳». وب‌گاه رسمی فرهنگستان. بایگانی‌شده از اصلی در ۴ دسامبر ۲۰۱۴. دریافت‌شده در ۱۹ خرداد ۱۳۹۰.
  5. به عنوان نمونه:«بهداشت و درمان > آیین نامه تعیین حدود صلاحیت ماماهای کارشناس و کارشناس ارشد > متن آیین نامه > ماده 3 > تبصره 6 : _ ماده 4-1 : _ ماده 4-2 :» (PDF).
  6. http://www.isfahanziba.ir/node/16370
  7. «دلک. (ع مص) مالیدن چیزی». پارسی ویکی. دریافت‌شده در ۲۰۱۷-۰۹-۰۷.
  8. «غمز. (ع مص) درخستن به». پارسی ویکی. دریافت‌شده در ۲۰۱۷-۰۹-۰۷.
  9. electricpulp.com. "BATHHOUSES (ḥammām, garmāba) – Encyclopaedia Iranica". Retrieved 2017-09-07.
  10. «در بیان آداب مسواک کردن و شانه کردن و ناخن و شارب گرفتن و سر تراشیدن و امثال آن‏ - حلیة المتقین نسخه متنی». دریافت‌شده در ۲۰۱۷-۰۹-۰۷.

پیوند به بیرون[ویرایش]