هزاردستان (مجموعه تلویزیونی)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
هزاردستان
Hezar Dastan.jpg
گونه تاریخی
توسعه‌دهنده علی حاتمی
بازیگران جمشید مشایخی
عزت‌الله انتظامی
داوود رشیدی
علی نصیریان
محمد علی کشاورز
حسین گیل
زری خوشکام
شهلا میربختیار
افسر اسدی
جهانگیر الماسی
محمد مطیع
اصغر همت
سروش خلیلی
جهانگیر فروهر
جمشید لایق
منوچهر آذری
فرهنگ مهرپرور
کشور سازنده ایران ایران
زبان‌ها فارسی
تولید
تهیه‌کننده صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران (گروه فیلم و سریال)
پخش کننده
شبکه اصلی شبکه ۱
۱۳۶۶

هزاردستان اثری از علی حاتمی است که در سال ۱۳۵۸ به صورت مجموعهٔ تلویزیونی برای تلویزیون ایران ساخته شد. پروژهٔ هزاردستان بعد از ۸ سال تمام شد. طرح اولیه این فیلم در سال ۵۴ با عنوان «جادهٔ ابریشم» و با حضور شخصیت‌هایی مثل مدرس، میرزا کوچک و رضاخان به ذهن حاتمی آمدو بعد از تغییرات اساسی که ماهیت کار را عوض کرد.

ماندگارترین تأثیر هزاردستان در تاریخ سینمای ایران، ساخته‌شدن شهرک سینمایی غزالی است؛ شهرکی که به گفتهٔ خود علی حاتمی، زمان شروعش جوان بوده و وقتی تمام شده پیرمردی از شهرک بیرون آمده‌است. در این شهرک محله‌های اصلی و قدیمی تهران با زیربنای ۷هزار متر مربع ساخته شده و ۳۰هزار متر مربع به خیابان لاله‌زار و میدان توپخانه اختصاص یافته‌است؛ آن هم به گونه‌ای که نمای بیرونی ساختمان‌ها قابل جابه‌جاشدن باشد و بتوان هر عمارت را به بنایی دیگر تبدیل کرد.

فیلمنامهٔ هزاردستان بیش از ۸ تا ۱۰ بار بازنویسی شده و بعد از وقفه‌ای دو ساله فیلمنامه اگر از حاتمی خواستند که ویرایش چهارمش مورد قبول واقع شد. همهٔ اینها به زعم خود حاتمی باعث شد که فرم لایه‌لایه و هزارویک‌شبیِ کار از بین برود؛ که حتی ماجرای عشق رضا خوشنویس به دختر استادش به‌کلی از بین رفت. به گفته‌ای ۱۱ ساعت از سریال «هزاردستان» سانسور و خیلی از صحنه‌ها کم شد. گرچه این حذفیات هم اکنون در آرشیو صدا و سیما وجود دارد و در نسخه‌های پخش شده مختلف، صحنه‌هایی کم و زیاد می‌گردد.[۱] هزاردستان اولین سریال بعد از انقلاب است که شایعهٔ تغییر قسمت آخرش بین مردم دهان به دهان گشت و این یعنی اینکه چقدر سرنوشت اثری که بعدازظهر جمعه به تماشایش می‌نشستند، مهم بود.

این سریال به داستان زندگی رضا خوشنویس، که شخصیتی تخیلی مبتنی بر شخصیتی تاریخی به‌نام کریم دواتگر است، و نظریهٔ توطئه‌ای مبنی بر دست‌داشتن شخصیتی به نام خان مظفر در وقایع پشت پردهٔ سیاسی و اجتماعی ایران در دوران قاجار و پهلوی می‌پردازد.

محیط بازیگری این سریال در محیطی بازسازی‌شده از تهران قدیم است.

فیلم در دو بخش اصلی تشکیل شده‌است، بخش اول که به داستان رضا تفنگچی می‌باشد، که دوران احمدشاه و آغاز حکومت رضا شاه و بخش دوم در مورد زندگی رضا خوشنویس است که در دوران پایانی حکومت رضا شاه و آغاز حکومت محمدرضا شاه می‌باشد. بازی جمشید مشایخی یکی از درخشانترین بازی‌های وی می‌باشد.

پس از مرگ حاتمی، دو فیلم سینمایی با تدوین واروژ کریم‌مسیحی بر اساس هزاردستان ساخته شد. این دو فیلم کمیتهٔ مجازات و طهران، روزگار نو نام دارند.

یکی از نکات قوت این مجموعه موسیقی متن آن می‌باشد، تیتراژ اولیه فیلم، پیش درآمدی در آواز اصفهان ساختهٔ مرتضی نی‌داوود (سازنده تصنیف مرغ سحر) با تنظیم برای ارکستر از مرتضی حنانه است.

داستان هزاردستان دو دوره از تاریخ معاصر ایران را روایت می‌کند: اواخر حکومت احمد شاه تا آغاز سلطنت رضا شاه و دوران پایانی حکومت رضا شاه تا به تخت نشستن محمدرضا پهلوی. بسیاری از شخصیت‌های این مجموعه تلویزیونی برگرفته از یک یا چند شخصیت تاریخی هستند که با تخیل فیلمساز درآمیخته‌اند و داستانی غیرمستند از وقایع تاریخی دوران خود را روایت می‌کنند.[۲]

داستان[ویرایش]

جمشید مشایخی در مجموعه تلویزیونی هزاردستان نقش رضا خوشنویس/تفنگچی را بازی کرد.

رضا (با بازی جمشید مشایخی) شخصیت اصلی هزاردستان است. ابتدا او را در هیئت پیرمردی خوشنویس می‌بینیم که با همسرش، قمربانو (با بازی شهلا میربختیار)، در مشهد و به دور از جنجال‌های سیاسی تهران زندگی می‌کند. خلوت این زن و شوهر پیر را حضور مفتش شش‌انگشتی (با بازی داود رشیدی) برهم می‌زند. مفتش رضا را به علتی نامعلوم دستگیر می‌کند و با تهدید و ارعاب و شکنجه از او می‌خواهد به جرمی نامشخص اعتراف کند. این بازجویی‌ها محملی می‌شود برای بازگشت به گذشته پر ماجرای «رضا خوشنویس» در سی سال پیش، زمانی که شهرتش «تفنگچی» بود.

علی نصیریان نقش ابوالفتح را در هزاردستان بازی کرد.

«رضا تفنگچی» در اواخر حکومت احمدشاه، تیرانداز قابلی بود و «تفنگچی خاصه» یکی از شاهزاده‌های قاجار به حساب می‌آمد. با نازشستی که در هر شکار از شازده می‌گرفت سور و ساتش همیشه به راه بود. تا این که با مرد صحافی به نام ابوالفتح (با بازی علی نصیریان) آشنا شد. ابوالفتح او را به خاطر مهارتش در تیراندازی برای مأموریتی در نظر گرفت. این مأموریت که به دستور کمیته مجازات انجام می‌شد عبارت بود از ترور اسماعیل خان، رئیس محتکر انبار غله تهران. رضا اسماعیل خان را با شلیک گلوله ترور می‌کند. مأمور تأمینات (باقرمیرزا با بازی جهانگیر فروهر) به رضا مشکوک است و همه‌جا مثل سایه او را تعقیب می‌کند. پس از آن برنامه ترور متین‌السلطنه، مدیر روزنامه عصر جدید، طرح‌ریزی می‌شود. متین‌السلطنه که در روزنامه‌اش علیه ترورهای کمیته قلم می‌زند، متهم به خیانت و غرب‌شیفتگی‌ست. رضا او را هم به قتل می‌رساند.

پس از این ترور ابوالفتح بار دیگر به سراغ رضا می‌آید و از نقشه ترور دیگری با او حرف می‌زند. کسی که از او با اسم رمز «هزاردستان» یاد می‌شود. ابوالفتح هزاردستان را سردستهٔ خائنین به مملکت می‌نامد. این ترور منتفی می‌شود چون هزاردستان که از نقشهٔ قتلش باخبر شده با پرداخت پول به کمیته جان خود را می‌خرد.

محمدعلی کشاورز در نقش شعبان استخوانی در این مجموعه تلویزیونی ایفای نقش کرد.

شبی رضا دوباره دمی به خمره می‌زند. میرزاباقر که در محفل حاضر است فرصت را مناسب می‌بیند و با او حرف می‌زند. رضا در مستی حرف‌هایی دربارهٔ قتل‌ها می‌زند. شعبون استخونی (با بازی محمدعلی کشاورز) که از لات‌ها و اوباش بنام شهر است و در این زمان از کمیته پول می‌گیرد، رضا را از خانه بیرون می‌کشد و کتک می‌زند. رضای کتک‌خورده به خانه برمی‌گردد و می‌بیند که ابوالفتح منتظر اوست. ابوالفتح به رضا خبر می‌دهد که فرمان قتلش صادر شده و از او می‌خواهد از تهران بگریزد. خود ابوالفتح هم که معتقد است کمیته از مسیر اصلی‌اش منحرف شده (هزاردستان کمیته را خریده) خیال دارد زن و فرزندش را از تهران خارج کند.

میرزاباقر به سراغ رضا می‌آید و از او می‌خواهد اسرار کمیته را فاش کند تا تحت حمایت دولت قرار بگیرد. رضا حاضر به اعتراف نمی‌شود. شعبان رضا و میرزاباقر را در حال صحبت می‌بیند و در فرصتی مناسب میرزاباقر را می‌کشد و به سراغ رضا می‌رود. رضا فرار می‌کند و به مشهد می‌رود.

مفتش شش‌انگشتی که تا این جای داستان رضا را شنیده، او را آزاد می‌کند. معلوم می‌شود که او به قصد سرکیسه کردن رضا او را دستگیر کرده. اما رضا خیال بازگشت به خانه‌اش را ندارد. او می‌خواهد به تهران برود و مأموریت ناتمام، یعنی ترور هزاردستان، را به انجام برساند.

عزت‌الله انتظامی در هزاردستان در نقش خان مظفر (هزاردستان) بازی کرد.

رضا در گراندهتل ساکن می‌شود. در رستوران با خان مظفر (با بازی عزت‌الله انتظامی) ملاقات می‌کند. خان مظفر، حاکم قبلی کرمان مردی ثروتمند و بسیار بانفوذ است. خان مظفر به او سفارش کتابی خطی از خاطرات خودش را می‌دهد. رضا می‌پذیرد. در حین نوشتن خاطرات متوجه می‌شود که پس از رفتن او، ابوالفتح دستگیر و در زندان به دست همبندش، شعبان استخوانی، کشته شده‌است. در ضمن پی می‌برد که خان مظفر همان هزاردستان است.

در این زمان، تهران در اشغال ارتش متفقین است. مردم ناراضی و گرسنه دست به تظاهرات می‌زنند. یکی از معترضان سیدمرتضی است. شعبان استخوانی که دیگر در خدمت کمیته نیست و از افراد دیگری پول می‌گیرد به همراه نوچه‌هایش به تظاهرکنندگان حمله می‌کند و مغازه‌ها را غارت می‌کند. مفتش شعبان استخوانی را می‌کشد. خوشنویس کل داستان را برای مفتش تعریف می‌کند و به او می‌گوید فرمان قتل مفتش هم صادر شده و از او برای ترور خان مظفر کمک می‌خواهد. مفتش می‌گوید مبارزه با مردی که سر همه رشته‌ها در دست اوست محکوم به شکست است. غلام‌عمه (از نوچه‌های شعبان)، به خونخواهی او و به دستور خان، مفتش شش‌انگشتی را می‌کشد و خود نیز به جرم قتل به دار آویخته می‌شود.

جهانگیر فروهر در دو نقش سرگارسون و میرزا باقر در این سریال بازی کرد

خوشنویس با سیدمرتضی که از مبارزان مسلمان است موضوع هزاردستان را درمیان می‌گذارد و می‌گوید که که تنها تا زمانی که کار نوشتن خاطرات خان تمام نشده زنده است و پس از آن به قتل می‌رسد؛ بنابراین خیال دارد خود کار هزاردستان را تمام کند. رضا از بالکن اتاقش در گراندتل وارد اتاق خان می‌شود. اما در تختخواب خان، سرگارسون هتل (با بازی جهانگیر فروهر) خوابیده‌است. رضا قادر به شلیک نیست. سرگارسون او را از بالکن به بیرون پرتاب می‌کند. جمعیتی پای بالکن اتاق جمع می‌شوند. سید مرتضی در میان جمعیت است و خان مظفر را نگاه می‌کند. صدای راوی روی تصویر می‌گوید: «کاری که امروز به دست رضا نشد، فردا به امر خدا، دست مرتضی بساخت. هزاردستان بود و ابردست، غافل که دست خداست بالای دست‌ها.»[۳]

بازیگران و شخصیت‌ها[ویرایش]

در این مجموعه تعداد زیادی از بازیگران معروف ایرانی نقش‌آفرینی کردند؛ از جمله:

نام شخصیت نام بازیگر معادل تاریخی شخصیت سرنوشت شخصیت واقعی سرنوشت شخصیت داستانی
رضا خوشنویس/رضا تفنگچی جمشید مشایخی میرزامحمدحسین‌خان قزوینی، کریم دواتگر[۷] کریم دواتگر به‌علت تهدید به فاش کردن اسرار کمیته مجازات، به‌دست رشیدالسلطان به قتل رسید.[۷]
میرزامحمدحسین‌خان تبعید شد.[۷]
به خراسان تبعید شد، با دختر صاحب‌منصبی ازدواج کرد و خوشنویس شد. در حوادث پس از شهریور ۱۳۲۰ به دستور خان مظفر کشته شد.[۷][۳]
خان مظفر عزت‌الله انتظامی به گفتهٔ حاتمی، چکیدهٔ همهٔ خاندان‌های حکومت‌گر در ایران است نه فرمانفرما، نه مخبرالسلطنه و نه امیر شوکت‌الملک[۷] فرمانفرما: افسردگی پس از کشته شدن پسرش نصرت‌الدوله فیروز به دست رضاشاه، مرگ در ۸۲ سالگی به علت سکته مغزی[۷] به دست سیدمرتضی کشته شد.[۷][۳]
مفتش شش‌انگشتی داوود رشیدی به گفتهٔ حاتمی، شخصیت مفتش، ملغمه‌ای از افرادی نظیر سرلشکر آیرم، سرپاس مختاری، سرهنگ درگاهی، پاسبان عباس بختیاری (معروف به شش انگشتی) و پاسیار یحیی رادسر (ادیب‌السلطنه) است.[۸][۷][۹] به دست غلام‌عمه به خونخواهی شعبان استخوانی کشته شد.[۱۰][۳]
ابوالفتح علی نصیریان اسدالله‌خان ابوالفتح‌زاده،[۷] میرزا ابراهیم خان منشی‌زاده،[۱۰] محمد نظرخان مشکوةالممالک[۱۱] (هر سه از اعضای اولیه کمیته مجازات) در سال ۱۳۳۶ اعدام شد.[۷] در زندان به دست شعبان استخوانی کشته شد.[۱۰][۳]
شعبان استخوانی محمدعلی کشاورز شعبان جعفری[۷] در سن ۸۵ سالگی در لس‌آنجلس درگذشت. به دست مفتش شش‌انگشتی کشته شد.[۱۰][۳]
میرزا باقر جهانگیر فروهر - - به دست شعبان استخوانی کشته شد.[۳]
سید مرتضی حسین گیل - - خان مظفر را به قتل رساند.[۳]
امینه اقدس زری خوشکام - - -
قمربانو شهلا میربختیار - - -
رئیس نظمیه جعفر والی رکن‌الدین مختاری[۷] -
اسماعیل خان رئیس انبار غله اسماعیل ارحام صدر میرزا اسماعیل خان توسط کمیته مجازات ترور شد.[۳]
متین‌السلطنه پرویز پورحسینی متین‌السلطنه توسط کمیته مجازات ترور شد.[۳]
غلام‌عمه محمد مطیع - - به جرم قتل مفتش شش‌انگشتی به دار آویخته شد.[۳]
نشاط جمشید لایق - - -
نصرالله اسماعیل محرابی - - -
مستخدمه رقیه چهره‌آزاد - - -
جیران مینو مشیری - - به درخواست همسرش (ابوالفتح) و به همراه فرزندش به تبریز رفت.[۳]
آقا سید ابراهیم عطاالله زاهد - - -
استاد موسیقی اسماعیل محمدی - - -
سرگارسون جهانگیر فروهر - - با خوابیدن در جای خان مظفر جان او را نجات داد و رضا خوشنویس را به قتل رساند.[۳]
پاسبان ۱ نعمت گرجی - - -
پاسبان ۲ محمد ورشوچی - - -
جواهری (قازاریان) سروش خلیلی - - -
مدیر گراند هتل منصور والامقام - - -

گویندگان سریال[ویرایش]

گفتگوهای این سریال مانند دیگر آثار شادروان حاتمی در استودیوی دوبلاژ پالوده و شنیدنی شد. حاتمی کار را به استاد علی کسمایی داد که متخصص فیلمهای پرشخصیت و همچنین دارای نثر فاخر بود. گویندگان سریال هم جملگی از بهترین گویندگان تاریخ دوبله بودند. چه آنهایی که نقشهای اول را گفتند و چه مکمل گوها و...

عکاسان سریال

  • عزیز ساعتی

به همراه

  • میترا محاسنی
  • کاوه
  • عقیلی
  • جامجو
  • وارطانیان

متأسفانه بازهم در فیلم‌شناسی کتاب ۲۰ سال عکاسی فیلم در ایران: ۱۳۵۸–۱۳۷۸: میترا محاسنی، در معرفی آثار عزیز ساعتی، و خانم محاسنی نیز نامی از این سریال آورده نشده‌است. ضمناً مشخصات کاملی از «کاوه»، «عقیلی»، «جامجو» و «وارطانیان» یافت نشد که همیاری متخصصان فن را در این زمینه می‌طلبد.

پانویس[ویرایش]

  1. همه چیز دربارهٔ سریال «هزار دستان» و «علی حاتمی» -بولتن نیوز
  2. عجمی، مسعود. «یک داستان از هزار دستان». تبیان، ۲۵ مرداد ۱۳۹۱. بازبینی‌شده در ۱۱ بهمن ۱۳۹۱. 
  3. ۳٫۰۰ ۳٫۰۱ ۳٫۰۲ ۳٫۰۳ ۳٫۰۴ ۳٫۰۵ ۳٫۰۶ ۳٫۰۷ ۳٫۰۸ ۳٫۰۹ ۳٫۱۰ ۳٫۱۱ ۳٫۱۲ حاتمی، علی. مجموعه آثار علی حاتمی. ج. دوم. تهران: نشر مرکز، ۱۳۷۶. ۱۰۹۵–۸۵۳. 
  4. http://www.parsine.com/fa/pages/?cid=1483
  5. «گفتگو با علی حاتمی: در جستجوی هزار و یک شب از دست رفته» - ماهنامه سینمایی فیلم، شماره ۶۹، سال ششم - مهر ۱۳۶۷، صفحهٔ ۶۱
  6. «هزارتوی سردرگم شهری که همه بی حقیقتند» - ماهنامه سینمایی فیلم، شماره ۶۹، سال ششم - مهر ۱۳۶۷، صفحهٔ ۶۷
  7. ۷٫۰۰ ۷٫۰۱ ۷٫۰۲ ۷٫۰۳ ۷٫۰۴ ۷٫۰۵ ۷٫۰۶ ۷٫۰۷ ۷٫۰۸ ۷٫۰۹ ۷٫۱۰ ۷٫۱۱ دانش، مهرزاد. «عدول از تقویم تعهد به تاریخ، جایگاه تاریخ در سینمای علی حاتمی». ماهنامه مهرنامه (تهران)، ش. ۱۴ (مراد ۱۳۹۰). بازبینی‌شده در ۹ بهمن ۱۳۹۱. 
  8. گفتگو با علی حاتمی - ماهنامه سینمایی فیلم، شماره ۶۹، سال ششم - مهر ۱۳۶۷، صفحه ۶۱
  9. پروندهٔ یک سریال: هزاردستان - ماهنامه سینمایی فیلم، شماره ۶۹، سال ششم - مهر ۱۳۶۷، صفحه ۶۷
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ ۱۰٫۲ ۱۰٫۳ شیرالی، فاطمه. «واکاوی تاریخ در روایت سریال هزاردستان». جوان امروز به نقل از جام جم آنلاین، ۱۲ مهر ۱۳۸۸. بازبینی‌شده در ۹ بهمن ۱۳۹۱. 
  11. هزاری توی سردرگم شهری که همه بی حقیقتند - ماهنامه سینمایی فیلم، شماره ۶۹، سال ششم - مهر ۱۳۶۷، صفحه ۶۷

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]