پرش به محتوا

مروج‌الذهب و معادن‌الجوهر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از مروج‌الذهب)

مُروج‌الذَهَب و معادن‌الجوهر (به فارسی: مَرغزارهای زر و کان‌های گوهر) کتابی است تاریخی نوشته علی بن حسین مسعودی، تاریخ‌نویس و جغرافی‌دان سدهٔ ۴ هجری. نام کتاب (که برخی به اشتباه مروّج الذهب می‌خوانند) به معنی گذرگاه‌ها و معدن‌های گوهر است (مروج جمع مَرج به معنای چمنزار یا مرغزار است). مروج‌الذهب که در ۱۳ جلد به نگارش درآمده، به ضبط و ثبت تاریخ بشر، داستان‌های تاریخی و مسائل قوم‌شناسی مللی می‌پردازد که مسعودی در مسیر مسافرتهای خود از مصر تا هندوستان آن‌ها را ملاقات کرده بود.

مروج‌الذهب به زبان‌های مختلف ترجمه شده‌است که از آن جمله می‌توان به ترجمهٔ فرانسوی آن که تحت نام Les prairies d'or در سال ۱۹۶۲ در پاریس به چاپ رسیده‌است، اشاره کرد.

چکیدهٔ کتاب

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

مروج‌الذّهب آخرین اثر مسعودی و رهاورد یک عمر جهانگردی و بررسی‌های وی در زمینه اندیشه‌ها و رفتار اقوام گوناگون است. او این کتاب را در سال ۳۳۲ هجری قمری نگاشته و در سال ۳۳۶ هجری در آن تجدید نظر کرده‌است. این کتاب که نزد اروپائیان آواز قوی مسعودی نیز نامیده می‌شود، در ۱۳۲ باب تنظیم و به دو بخش قبل از اسلام و بعد از اسلام تقسیم شده‌است. مسعودی در بخش نخست به آفرینش جهان و توصیف زمین و ذکر سرزمین‌ها و دریاها و رودها و کوه‌ها پرداخته و همچنین از تاریخ پیامبران و اخبار مردمان اعم از یهودی، مسیحی، هندی، ایرانی، یونانی و رومی و عرب مطالبی سخن گفته و در بخش دوم مطالبی از ولادت پیامبر اسلام، تاریخ بعثت و هجرت و خلفای راشدین، اموی و عباسی تا سال ۳۳۶ هجری قمری مطرح کرده‌است.

پیشگفتار کتاب

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

آغازِ آن: (ستایش ویژه پروردگاری است که سزاوارِ ستایش و بزرگی است... تا پایان). در آن یاد کرده است: نخست، نوشته‌ای بزرگ پدید آورد و آن را (سرگذشتِ روزگاران) نامید. سپس آن را کوتاه کرد و (میانه) نام نهاد. آنگاه خواست آنچه را پیش‌تر گسترده بود، در این نامه فشرده و کوتاه سازد. و گفت: در این نامه، گزیدۀ آن دو نوشته و آنچه در آن‌ها گنجانده بودیم، و نیز دیگر شاخه‌های دانش و سرگذشتِ مردمان را به یادگار می‌نهیم. سپس گفت: ما نامِ همۀ مردمانِ روزگاران را، از بازگوکنندگانِ یادگارها، و گزارشگرانِ رویدادها، و رده‌های دانشوران از روزگارِ یارانِ پیامبر، و سپس آنان که در پیِ ایشان آمدند: تا سالِ سیصد و سی و دو، در نوشتۀ خویش (سرگذشتِ روزگاران) و در (میانه) آورده بودیم. و این نوشتۀ خود را (مرغزارهای زرین) نامیدم، به پاسِ ارزشِ والایِ آنچه در خود دارد. و آن را (پیشکشِ بزرگان) ساختم؛ چرا که در آن دانستنی‌هایی را گنجاندم که کسان نیازمندِ آن هستند، و روانِ آدمیان برای دریافتنش در تکاپوست. و هیچ گونه‌ای از دانش‌ها، و هیچ رشته‌ای از رویدادها را فروگذار نکردیم، مگر آنکه آن را به گستردگی یا به کوتاهی در این نامه آوردیم. پس هر کس چیزی از پیامِ آن را کژ سازد، یا پایه‌ای از ساختارِ آن را از میان ببرد، یا نشانه‌ای روشن از آن را پاک کند، یا بر بخش‌های آن پرده‌ای از دروغ بکشد، یا آن را دگرگون سازد، یا چیزی را جایگزینِ آن کند، یا گزیده‌ای از آن بردارد، یا آن را کوتاه کند، یا آن را به کسی جز ما پیوند دهد، یا به نامِ دیگری بخواند، خشمِ پروردگار و فرود آمدنِ کیفرها و رنج‌های کوبندۀ او چنان بر وی فرا رسد که شکیبایی‌اش از آن ناتوان گردد و اندیشه‌اش سرگشته بماند. و پروردگار او را مایۀ انگشت‌نماییِ جهانیان، و پندی برای پندگیرندگان، و نشانه‌ای برای اندیشمندان قرار دهد. و خداوند بلندپایه آنچه به او داده است را از او بازستاند، و میانِ او و توانایی و داشته‌هایی که آفرینندۀ آسمان‌ها و زمین به او بخشیده است جدایی اندازد، از هر آیینی که می‌خواهد باشد، که او بر هر کاری تواناست. این بیم دادن را در آغاز و پایانِ نوشتۀ خود نهادم، تا بازدارندۀ کسی باشد که به خواسته‌های ناروا گرایش دارد، یا شوربختی بر او چیره شده است. پس باید که فرمانِ پروردگارش را پاس بدارد، و از بدیِ سرانجامِ خویش بپرهیزد، که زمان اندک است و راه کوتاه.[۱]

  1. بر اساس: مروج‌الذهب و معادن‌الجوهر. ترجمهٔ ابوالقاسم پاینده. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. {{cite book}}: از پارامتر ناشناخته |نام‌خانوادگی= صرف‌نظر شد (کمک); پارامتر |firstنام= بدون |lastنام= در نام وارد شده‌است (کمک)
  • المسعودی، علی بن حسین، الشافعی، (مروج الذهب ومعادن الجوهر) دارالاندلس للطباعة و النشر: بیروت، چاب بیست وششم، انتشار سال ۱۹۸۵ میلادی. (به عربی).
  • کشف الظنون عن أسامی الکتب والفنون، حاجی خلیفة، الناشر: مکتبة المثنی - بغداد ودار إحیاء التراث العربی، ودار الکتب العلمیة.