دستگاه اوتانازی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
ماشین رهایی توسط فیلیپ نیچک اختراع شد.در این دستگاه از یک لپ‌تاپ که نرم‌افزاری به نام "رهایی" روی آن نصب است، استفاده شده است.این نرم‌افزار یک سری سوال بله یا نه از فرد می پرسد و در صورتی که پاسخ های فرد مثبت باشد، عملیات تزریق کشنده به طور اوتوماتیک آغاز می شود. انجام عمل هومرگ از 1995 تا 1997 در کشور استرالیا به توسط این دستگاه آزاد بوده است.

دستگاه اوتانازی(هومرگ) به انگلیسیEuthanasia device، وسیله ای است که به انسان اجازه می دهد با تحمل کم ترین درد ممکن خود را بکشد.این دستگاه به افرادی که بیماری لاعلاج دارند، کمک می کند تا به صورت داوطلبانه و بدون تحمل دردهای مضمن و سخت، به زندگی خود به شکل اوتانازی(هومرگ)پایان دهند.افرادی که مایل به هومرگ یا اوتانازی هستند هم می توانند خود از این دستگاه استفاده و آن را راه اندازی کنند، و هم می توانند با کمک گرفتن از شخص دیگری، مثلاً یک پزشک، از آن استفاده کنند که در صورت دوم به آن خودکشی کمکی یا assisted suicide گفته می شود.همواره بحث و جدل درباره مسائل اخلاقی هومرگ و استفاده از دستگاه هومرگ وجود داشته و دارد.

ثاناترون[ویرایش]

ثاناترون نوعی دستگاه هومرگ است که دکتر جک کورکیان آن را اختراع نمود.طرز کار این دستگاه بدین صورت است که پس از اتصال به بدن فرد، وی می تواند با فشردن یک دکمه سبب تزریق دارو های مرگبار به بدن خود شده و از این طریق هومرگ اتفاق می افتد.تا به حال دو هومرگ از طریق تزریق وریدی داروهای کشنده به وسیله این دستگاه به ثبت رسیده است. کِوُرکیان نام اختراعش را "ثاناترون" یا "ماشین مرگ" گذاشت. دستگاه ثاناترون دارای سه کبسول به پهنای 150 میلی متر و ارتفاع 460 میلی متر می باشد که بر روی یک چارچوب فلزی نصب شده‌اند.بر روی هر یک از این کبسول ها یک سرنگ تعبیه شده که سوزن آن وارد یکی از رگ های دست فرد می گردد.در کبسول اول سرم نرمال سالین وجود دارد.در کبسول دیگر نوعی باربیتورات خواب آور به نام تیوپنتال و در کبسول سوم هم ترکیبی از پتاسیم کلرید به جهت ایست قلبی و پانکورونیوم برای آرامش بدن و جلوگیری از چنگه در هنگام مرگ موجود است.(از این دارو ها در اعدام از طریق تزریق کشنده نیز استفاده می شود؛با این تفاوت که در تزریق کشنده، پانکورونیوم، قبل از پتاسیم کلرید به بدن فرد تزریق می شود.) روند کار بدین صورت است: 1-ابتدا فرد کمک کننده فرایند تزریق سالین را آغاز می کند. 2-سپس خود فردی که قصد مردن دارد می بایست با زدن یک دکمه یا کشیدن یک طناب باعث تزریق تیوپنتال به بدن خود شود. 3-سپس، بعد از آنکه فرد بیهوش شد، دستگاه شروع به تزریق داروی مرگبار پتاسیم کلرید به بدن وی می کند. نظر بر این است که مواد مرگبار پس از آنکه فرد بیهوش شد وارد جریان خون وی گردد.زمان مرگ با این روش 2 دقیقه است.

مرسیترون[ویرایش]

کِوُرکیان در ساخت دستگاه دیگری به نام "مرسیترون" با "ماشین ترحم" که گاز کربن مونوکسید را از طریق یک ماسک به بدن فرد منتقل می کند نیز مشارکت داشت. وی نمی توانست خود، دستگاه مرسیترون را بسازد و می بایست از طریق افراد دیگر دست به این کار می زد چرا که پس از دو هومرگی که توسط ثاناترون صورت پذیرفت، جواز پزشکی وی باطل شد و او دیگر به داروهای مرگبار دسترسی نداشت.مرسیترون دستگاهی است بسیار ساده که تنها شامل یک کبسول کربن مونوکسید است که از طریق یک لوله باریک به یک ماسک تنفسی متصل است. برای راه اندازی آن کافی است فرد یک شیر را باز کند تا گاز کربن مونوکسید به جریان بیفتد. اگر فرد توانایی فیزیکی برای چرخاندن شیر نداشته باشد، برای آسانی کار یک دسته کمکی نیز به شیر متصل می شود.براساس تخمین کورکیان، زمان مرگ با این روش 10 دقیقه یا بیشتر است. وی گاهی اوقات از فرد می خواست که در هنگام انجام عملیات هومرگ از داروی مسکن استفاده کند و عضلات بدن خود را با نفس های عمیق آرام نگاه دارد. گاز مونوکسید کربن می تواند برای کسانی که جسد را پیدا می کنند، همچون خانواده یا پلیس، مخاطره آمیز باشد.

ماشین رهایی[ویرایش]

ماشین رهایی توسط فیلیپ نیچک اختراع شد.در این دستگاه از یک لپ‌تاپ که نرم‌افزاری به نام "رهایی" روی آن نصب است، استفاده شده است.این نرم‌افزار یک سری سوال هایی را از فرد می پرسد و اگر پاسخ فرد درست باشد، دستگاه عملیات تزریق باربیتورات خواب آور و تزریق کشنده را به طور خودکار شروع می کند.دکتر نیجک در مصاحبه ای دلایل خود برای ساخت این دستگاه را بیان نمود.او عقیده داشت که حتی اگر هومرگ از نظر قانونی آزاد باشد و پزشک بتواند این کار را انجام دهد، بهتر این است که خود بیمار شروع کننده عملیات باشد.همچنین دستگاه به فرد این اجازه را می دهد که پس از آنکه دکمه را فشار داد، با خانواده خود خلوت کند. این دستگاه تحت قانون حمایت از بیماران لاعلاج مصوب 1995 در قلمرو شمالی (استرالیا) ساخته شد اما بعدها این قانون نقض گردید.

دستگاه خروج[ویرایش]

دستگاه خروج نیز توسط دکتر نیچک در سازمان ناسودبر خروج جهانی در سال 2008 اختراع شد. در این دستگاه از یک کبسول گاز معمولی پیکنیک پر از گاز نیتروژن، یک کیسه خودکشی و یک لوله باریک پلاستیکی که یک سر آن داخل کیسه خودکشی قرار دارد و سر دیگر آن به کبسول گاز نیتروژن متصل است، استفاده شده است.این دستگاه در واقع بهینه سازی شده روش خودکشی به وسیله کیسه خودکشی به اضافه هلیوم است که نیچک در کتابش با عنوان کتابچه راهنمای خودکشی آسان آن را به تفصیل توضیح داده است.عقیده نیچک بر این است که به جای استفاده از یک سیلندر گاز از پیش پر شده از هلیوم، می توان سیلندرهای ال‌پی‌جی خالی را با فشار 3300 پاسکال (یکا) از گاز نیتروژن پر نموده و سپس با استفاده از یک نازل گاز نیتروژن را به طوری که 10 لیتر در هر دقیقه وارد کیسه خودکشی شود، به جریان انداخت.مزایای استفاده از دستگاه خروج نسبت به کیسه خودکشی عبارت اند از:

  • نیتروژن فراوان تر و در دسترس تر از هلیوم است و میزان جریان آن نیز طولانی تر است.
  • نیتروژن از نظر فیزیولوژی از هلیوم بهتر عمل می کند چرا که نتایج معکوس کم تری دارد(در مرگ هایی که توسط هلیوم اتفاق افتاده‌اند، اسپاسم عضلانی دردناکی مشاهده شده است.)
  • چنانچه کبسول حاوی نیتروژن نشتی داشته باشد، می توان دوباره آن را به راحتی به میزان 400 پوند مکعب با فشار 2800 پاسکال پر نمود.درحالی که اگر کبسول هلیوم نشتی داشته باشد، امکان پر کردن آن وجود ندارد و می بایست آن را دور انداخته و کبسولی دیگر تهیه کرد.

نیچک معتقد است که این روش بی عب و نقص و همچنین غیر قابل تشخیص است چرا که تمامی ابزار مورد نیاز برای ساخت آن را می توان از ابزارفروشی ها به راحتی تهیه نمود.همچنین بیمار با استنشاق نیتروژن خالص به سرعت بیهوش می شود(تقریباً پس از 12 ثانیه) و مرگ دقایقی بعد رخ خواهد داد. وی می گوید:«خب این کار خیلی سریعه و نیازی به دارو هم نیست.مهم تر این که صد در صد جواب می ده.این روش، پایا،آرام،در دسترس و غیر قابل تشخیصه.» همچنین وی در سال 2010 اظهار داشت که هلیوم در کالبدگشایی قابل تشخیص است. کارایی این روش بیشتر به دلیل محروم داشتن بدن از اکسیژن ، هیپوکسی و در نتیجه خفگی است.کم بود اکسیژن و وفور دی اکسید کربن سبب ایجاد نوعی حس وحشت ناشی از خفگی و در نتیجه هایپرکاپنیا می شود.در حالی که استفاده از گاز هایی همچون نیتروژن، هلیوم و یا آرگون ، چنین واکنشهایی از بدن دیده نمی‌شود. ایده اولیه هومرگ به وسیله محروم سازی بدن از اکسیژن ابتدا توسط درک همفری در کتاب خروج نهایی به سال 1992 مورد بررسی قرار گرفت.

درک همفری، نویسنده کتاب خروج نهایی

این ایده اولیه بعد ها توسط گروه نوتِک به ریاست جان هافسییز ، فیلیپ نیچک و درک همفری در سال 1998 با جایگزینی گاز هلیوم، بهبود داده شد. نیچک با وجود آنکه در کتابچه راهنمای خودکشی آسان برای این روش استفاده از کبسول یک بار مصرف هلیوم (که معمولاً برای پر کردن بادکنک از آن استفاده می شود)را توصیه می کند، اما در اختراع خود از کبسول گاز معمولی پیکنیک استفاده می کند. تماس نزدیک بدن اسنان با گاز خنثی، کشنده است اما اگر گاز خنثی در هوا آزاد شود، به سرعت از بین می رود و ضرری برای دیگران ندارد.این نوع گاز، نه آتش می گیرد و نه منفجر می شود.همفری در کتابش توضیح می دهد که می توان برای این کار از یک کیسه پلاستیکی محکم استفاده کرد و آن را ابتدا بر روی سر کشیده و سپس دهانه آن را با یک طناب می بندیم.بعد با رها سازی گاز خنثی از طریق لوله باریکی که در کیسه تعبیه شده، باعث تماس نزدیک گاز با بدن می شویم که نتیجه آن مرگ فوری است.

گزارش موردی[ویرایش]

«مرگ توسط این روش در سال 2000 میلادی در کارولینای جنوبی اتفاق افتاد. مورد یک پیرزن 60 بود که تشخیص نوعی سرطان به نام AdCC گرفته بود. این سرطان حتی تا چشم های وی نیز پیشروی کرده بود و سبب دوبینی شده بود... . شوهرش 2 ساعت پس از مرگش جسد وی را روی کاناپه اتاق پذیرایی پیدا کرده بود.پیرزن در حالی پیدا شد که یک ماسک جراحی به صورت داشت و یک کیسه پلاستیکی دور سرش پیچیده شده بود...کنار جسدش نیز یک کبسول گاز که روی آن نوشته شده بود"هلیوم" به چشم می خورد.لوله ای باریک به کبسول وصل بود که انتهای آن در کیسه قرار داشت.همچنین در کنار جسد پیرزن، نسخه ای از کتاب خروج نهایی و مجله هملاک سوسایتی به تاریخ بهار 2000 دیده می شد که مقاله ای در باره خودکشی با استفاده از گاز هلیوم در آن به چاپ رسیده بود.به نظر می رسید وی تمامی دستورالعملهای این کتاب و مجله را انجام داده است...پوست جسد سالم بود و هیچ اثری از مسمومیت دیده نمی شد.انواع تست های سم شناسی نیز هیچ چیز به خصوصی را در ادرار و خون وی نیافتند...وقتی شخصی در یک محفظه پلاستیکی پر از هلیوم نفس عمیق بکشد، به سرعت بیهوش شده و مرگ سریع اتفاق می افتد.»

دکتر نیچک معتقد است که بیماران لاعلاج با استفاده از این دستگاه بیشتر عمر خواهند کرد و میل به زندگی دارند چرا که این دستگاه به آنها امکان می دهد آینده خود را کنترل کنند.وی می گوید:«اینکه ما با استفاده از همچین دستگاهی به بیمار اجازه بدیم که زندگیش و مشکلش رو خودش کنترل کنه، باعث میشه که میل به زندگی در فرد بیمار بیشتر بشه.شاید متناقض به نظر برسه ولی بیمارایی که حس می کنن زندگی و مرگشون دست خودشونه، کم تر به اعمال غم انگیز این چنینی دست میزنن.»

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

ویکی‌پدیای انگلیسی