آرتمیس یکم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیDeutsch
آرتمیس یکم
آرتمیس یکم
سلطنت۴۸۴-۴۶۰
یونانی: Ἀρτεμισία
زاده5th century BCE
زادگاههالیکارناس
درگذشته۵th century BCE
بعد ازHer husband (name unknown)
قبل ازPisindelis (یونانی: Πισίνδηλις)
فرزندانPisindelis
پدرلوگدامیس
مادرپولوت (یونانی)
عقاید مذهبیGreek polytheism
تصویری از آرتمیس یکم

آرتمیس یکم، ملکه هالیکارناس در کاریا، و فرماندهٔ بخشی از نیروی دریایی ایران در نبرد سالامیس در زمان لشکرکشی خشایارشا پادشاه هخامنشی، در ۴۸۰ پیش از میلاد به یونان بود.[۱]

معرفی آرتمیس[ویرایش]

کاریا و مرکز آن شهر هالیکارناس، در دوران باستان.

پدر آرتمیس لوگدامیس نام داشت. وی فرماندار شهر هالیکارناس، مرکز کاریا بود و مادرش در جزیرهٔ کرت به دنیا آمده بود. در دورهٔ هخامنشی این بانو ساتراپی کاریا را برعهده داشته‌است. در آن هنگام کاریا یکی از ساتراپهای ایران به‌شمار می‌رفته‌است. هرودوت که خود نیز از اهالی هالیکارناس بوده، حیرت و شگفتی خود را از شرکت این بانو در جنگهای ضد یونان پنهان نکرده‌است. بنابر گفتهٔ هرودوت هیچ‌کدام از فرماندهان تابع ایران به اندازهٔ او به خشایارشا رأی صائب ارائه نداده و راهنمایی گرانبها نکرده‌است.[۲]

واژه‌شناسی[ویرایش]

ریشه و خواستگاه نام آرتمیس کاملا روشن نیست. ریشه نخستین نام احتمالاً از واژه‌های ایرانی آرتا (arta)، آرت (art) و آرته (arte) (از اوستایی یا پارسی کهن) که می‌تواند به بزرگ، خوب، پاک واژه‌شناسی شود، گرفته شده‌باشد. بنابراین واژه‌شناسی «آرتمیس» می‌تواند «بانوی پاک، بزرگ و ...» باشد. [۳]


نبرد سالامیس[ویرایش]

توصیه به خشایارشا در جهت وارد نشدن به یک نبرد دریایی[ویرایش]

ساتراپ کاریا و زمان و مکان جنگهای مابین سپاه ایران و یونان. برای بهتر دیدن تصویر بر روی آن کلیک کنید.

آرتمیس در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، در نبرد سالامیس که بین نیروی دریایی ایران و یونان درگرفت، شرکت داشت. قبل از شروع جنگ دریایی سالامیس، خشایارشا از همهٔ امیران محلّی و فرماندهان دریایی نظرشان را راجع به جنگ دریایی خواسته بود. پاسخ‌ها تماماً در تأیید جنگ دریایی با نیروی بحریه یونان بود مگر نظر آرتمیس. او گفت

من که در تمامی نبردهای شاه به لحاظ شجاعت و فداکاری از احدی کمتر نبوده‌ام، عرضم این است که نیروهای خود را بی جهت تلف نکنید و از رزم دریایی احتراز جوئید زیرا یونانیان در کار دریا برتری دارند. چه الزامی در این کار است؟ مگر سایر نقاط یونان در ید اقتدار شاه نیست؟ دیگر احدی در مقابل پادشاه امکان اظهار وجود ندارد. آنها که تاکنون با شهریار ما درافتاده‌اند، به‌طوری که سزاوار بوده، همه سرکوب شده‌اند. نیروها را همان‌جا که همین اکنون مستقر هستند، باقی بگذارید. خواه تا پلوپونز (یونان جنوبی) پیش بتازید یا در همین‌جا بمانید، باز مقصود همایونی حاصل است و یونانیها قدرت ندارند که در مقابل عظمت و سطوت شهریاری استقامت و پایداری کنند. من نگران آن هستم که شکست در این جنگ دریایی، شکست در دیگر جبهه‌ها را در پی داشته باشد. نکتهٔ دیگری هم هست. شهریاران بزرگ غالباً ندیمانی ناباب دارند و سروران بد را چاکران شایسته خدمتگزارند. شاهنشاه که برترین سرور جهان است، چاکران شایسته و باکفایتی ندارد. کسانی که عنوان دستیاران شاهی را دارند یعنی سرکاران مصری، قبرسی، کیلیکی (ایالتی باستانی در آسیای صغیر) و پامفیلگی (ایالتی باستانی در آسیای صغیر) افرادی باطل و بی اثر بیش نیستند.

وقتی دوستان آرتمیس این بیانات را شنیدند، می‌پنداشتند که خشایارشا او را بمناسبت سعی در ترغیب شاه به انصراف از جنگ مجازات خواهد کرد لیکن شاهنشاه از جواب آرتمیس خشنود گردید. باوجوداین فرمان‌بر آن شد که رأی اکثریت به کار بسته شود و خود شاه شخصاً ناظر جریان جنگ باشد.[۴]

نبرد[ویرایش]

آرتمیس پنج کشتی فراهم ساخته که در بحریهٔ خشایارشا بعد از ناوهای فنیقی از معروفترین به‌شمار می‌رفته‌است. هرودوت در این باره می‌نویسد، در هنگام نبرد آرتمیس در حالی که کشتی‌های آتنی در تعقیب او بودند و فرارش از آن تنگنا غیرممکن می‌رسید، چاره‌ای اندیشید. او یک کشتی همدست را از کار انداخت. با غرق کردن این کشتی آرتمیس با یک تیر دو نشان زد زیرا فرماندهٔ کشتی یونانی با مشاهدهٔ صدمه‌ای که آرتمیس به کشتی پارسی وارد ساخته بود، پنداشت که با یک کشتی یونانی طرف است بنابراین از تعقیب او بازایستاد و هدف دیگری را تعقیب کرد. از طرف دیگر بر قدر و احترام خویش در پیشگاه خشایار بیفزود زیرا نقل کرده‌اند که خشایارشا که شخصاً ناظر عملیات جنگی بود، آن جریان توجهش را جلب کرد و یکی از ندیمان عرض کرد «اعلیاحضرتا، ملاحظه می‌کنید آرتمیسیا با چه مهارتی نبرد می‌کند؟ او یکی از کشتی‌های دشمن را از کار انداخت.» خشایارشا پرسید «آیا واقعاً او آرتمیس است؟» مخاطب پاسخ داد «هیچ گونه شکی نیست زیرا علامت جهاز او برجسته و پیداست.» هر چند که خیال می‌کرد، کشتی دشمن را صدمه زده‌است. می‌گویند شاه با مشاهدهٔ آن صحنه فرمود «مردانم زن شده‌اند و زنها مرد.»[۵]

در داستانی که هرودوت دربارهٔ غرق کردن کشتی خودی توسط آرتمیس بیان کرده، تناقضاتی به چشم می‌خورد. در چنین جنگ عظیمی که صدها کشتی جنگی از هر دو طرف شرکت داشته‌اند، انتظار می‌رود که مانند هر پیکار دیگری، کشتی‌های طرفین جنگ، پرچم و علامت‌های مخصوصی به همراه داشته باشند، تا قوای دوست از دشمن قابل تفکیک باشد. همچنین بعید به نظر می‌رسد واقعیت چنین حادثه‌ای همزمان هم از نظر سپاهیان یونانی و ایرانی حاضر در میدان جنگ و هم از نظر شاه و همراهانش که در ارتفاعات مشرف به میدان جنگ سالامیس ناظر بوده‌اند، پنهان مانده باشد. اگر همراهان خشایار در فاصله‌ای بوده‌اند که بتوانند یک زن را از مرد تشخیص بدهند، چطور در تمیز دادن یک کشتی خودی، از کشتی دشمن دچار خطای دید، شده‌اند.

به‌طورکلی در ذکر وقایع پیرامون آرتمیس، توسط هرودوت، حس مباهات و ستایش از یک زن شجاع و باقدرت که همشهری او بوده و تمایل جهت دور کردن احساس خشم و کینه‌توزی یونانیان علیه آرتمیس، توأماً دیده می‌شود. این احتمال می‌رود که هرودوت با تمهیداتی سعی در برآوردن هر دو خواستهٔ خود کرده‌باشد.

توصیه به خشایارشا جهت بازگشت پادشاه به ایران[ویرایش]

بعد از شکست ایران در نبرد سالامیس، مردونیه به خشایارشا پیشنهاد داد که بهتر می‌داند که شخص پادشاه در یونان بماند و رهبری جنگ را بعهده بگیرد ولی اگر ارادهٔ شاه مبنی بربازگشت باشد، پیشنهاد دیگر او این بود که سیصد هزار تن از سپاهیان را در یونانی باقی گذاشته و رهبری این لشکر را به مردونیه واگذارد. خشایارشا دراین باره نیز با آرتمیس مشورت کرده و آرتمیس رأی به بازگشت شاه به ایران و سپردن امور جنگ را به مردونیه داد.

آرتمیس گفت

با وجود این شرایط اضطراری حاضر، به نظر من شاهنشاه، یونان را ترک و مردونیه را با عده ای که خواسته و به خدمتی که داوطلب شده‌است، مأمور فرمایند و این منوط به آن است که او واقعاً شایستگی انجام چنین مأموریتی را داشته باشد. اگر نقشهٔ او نتیجه بخشید و موفق شد باز ظفر و کامیابی همایونی است و هرگاه او به مقصود خود نرسد تا وقتی که وجود عزیز پادشاه سلامت باشد و خطری متوجه خاندانت نشود، یونانی‌ها برای ادامهٔ زندگی و بقای حیات خویش باید مدتها رنج بکشند. از شکست مردونیه غمی نیست چون او یک غلام شاهی بیش نیست و هرگاه یونانی‌ها بر او دست یابند، هنری نکرده‌اند اما راجع به وجود مقدس همایونی باید عرض کنم که در عین کامیابی به وطن برمی‌گردید، چون آتن را به آتش کشیده‌اید.

خشایارشا نظر آرتمیس را پذیرفته و به ایران بازگشت.[۶]

انتقام یونانیان از مردم کاریا[ویرایش]

ستون زن پیکر در آتن

ویتروویوس، معمار و یکی از لشکریان رومی در کتاب خود می‌نویسد «در جنگ ایران و یونان، مردم کاریا از ایران پشتیبانی کردند. زمانی که یونانی‌ها سرانجام از پیشرفت ایرانیان در خاک یونان جلوگیری کردند، به تنبیه کاریایی‌ها پرداختند. مردان کاریایی را کشتند و زنانشان را به بردگی بردند. مقرر شد که این زنان بایستی برای ابد باری به‌دوش بکشند. به عنوان نمادی از بارکشی ابدی زنان کاریایی، ستون‌های زن‌پیکر به معماری یونانی وارد شد.» در مورد صحت این نظریه، بین باستان‌شناسان اتفاق نظر وجود ندارد. بعضی از باستان‌شناسان عقیده دارند که این سبک معماری، قبل از نبرد سالامیس هم وجود داشته‌است.[۷]

یادواره[ویرایش]

سنگین‌ترین کشتی جنگی که تاکنون در ناوگان جنگی ایران فعال بوده‌است، به یاد این دریانورد نام‌گذاری شده‌است. ناوشکن اچ‌ام‌اس اسلوس را ایران در سال ۱۳۴۵ از بریتانیا خریداری کرد و آن را ناوشکن آرتمیس نام‌گذاری کرد.

خانواده[ویرایش]

پدر آرتمیس لوگدامیس نام داشت. وی فرماندار شهر هالیکارناس، مرکز کاریا بود و مادرش در جزیرهٔ کرت به دنیا آمده بود. نام همسر آرتمیس نامعلوم و ناشناخته است و دربارهٔ شوهر او در تاریخ صحبت چندانی نشده‌است با این حال وی یک فرزند به نام پیسیندلیس داشت که بعد از او حاکم هالینکارناس شد بعد از پسر او نیز نوه وی به سلطنت در این دولت شهر رسید

پانویس[ویرایش]

  1. Schmitt، Rüdiger (اوت ۱۵, ۲۰۱۱). «ARTEMISIA». Encyclopædia Iranica. دریافت‌شده در ۲۰۱۲-۰۳-۲۹.
  2. هرودوت. ص ۳۸۲
  3. چارلز آنتون (Charles Anthon) (1855). "آرتمیس". ریشه پارسی، یک فرهنگ لغت کلاسیک. نیویورک: هارپر و برادران. پ. 210|https://books.google.at/books?id=TIYMAAAAYAAJ&pg=PA210&redir_esc=y#v=onepage&q&f=false
  4. هرودوت. ص ۴۴۶ ص ۴۴۷
  5. هرودوت. ص ۴۵۳
  6. هرودوت. ص ۴۵۹
  7. *Kerényi, Karl (1951) 1980. The Gods of the Greeks (Thames & Hudson)

منابع[ویرایش]

Kerényi, Karl (۱۹۵۱) ۱۹۸۰. The Gods of the Greeks (Thames & Hudson)

Anthon, Charles. “Artemis”. A Classical dictionary. Harper & Brothers, p.۲۱۰.

پیوند به بیرون[ویرایش]

Artemisia, Königin von Halikarnassos und Befehlshaberin des Karischen Kontingents, schoss in der Schlacht von Salamis Pfeile auf die Griechen. Gemälde von Wilhelm von Kaulbach

Artemisia war Dynastin von Halikarnassos im 5. Jahrhundert v. Chr. Sie nahm als Anführerin eines Flottenkontingents auf der Seite des persischen Königs Xerxes I. 480 v. Chr. an dessen Einfall in Griechenland teil.

Leben[Bearbeiten | Quelltext bearbeiten]

Artemisia war eine Tochter des Lygdamis von Halikarnassos, der wahrscheinlich ebenfalls Dynast war. Mütterlicherseits war sie kretischer Abkunft. Sie übernahm nach dem Tod ihres Gatten, dessen Name unbekannt ist, vor 480 v. Chr. – als Vormund ihres kleinen Sohnes Pisindelis – die Regierung über Halikarnassos, Kos, Nisyros und Kalydna. Dabei unterstand sie der Oberherrschaft des persischen Königs.[1]

Ohne äußeren Zwang beteiligte sich die äußerst wagemutige Artemisia 480 v. Chr. am Feldzug Xerxes’ I. gegen Griechenland und hatte während der Expedition die Führung über die fünf von ihr beigesteuerten Schiffe inne, die nach dem Geschichtsschreiber Herodot (7, 99) „die vorzüglichsten nach Sidon in der ganzen Flotte waren“.[2] Herodot rühmt wohl zu Recht ihre Entschlossenheit und Klugheit sowie ihren Einfluss beim Großkönig, doch sind manche Einzelzüge ihrer Taten anekdotenhaft ausgeschmückt oder sogar erfunden.[3]

Zunächst kämpfte Artemisia in der Seeschlacht beim Kap Artemision der griechischen Insel Euböa mit. Laut der Darstellung von Herodot soll sie dann als Einzige Xerxes davon abgeraten haben, die Griechen in der Meerenge zwischen Attika und Salamis anzugreifen, wohin sich die griechische Flotte zurückgezogen hatte. Alle übrigen Kriegsräte und Bundesgenossen des Xerxes seien dagegen für die Durchführung der Seeschlacht von Salamis eingetreten. Zur Begründung ihrer Haltung gab Artemisia an, dass die griechische Flotte der persischen überlegen sei; überdies werde auch das ganze persische Landheer leiden, wenn die Flotte von den Feinden vernichtet würde. Stattdessen solle Xerxes rasch mit seiner Landarmee nach dem Peloponnes ziehen; die Griechen, denen es auf Salamis ohnehin an Proviant mangele, würden sich dann zerstreuen, Athen im Stich lassen und in ihre Heimatstädte zurückkehren.[4] Offenbar gibt Herodot hier nicht eine authentische Rede Artemisias, sondern seine eigene Beurteilung der militärischen Lage wieder.[5] Xerxes sei laut Herodot von Artemisias Rede beeindruckt gewesen, habe sich aber dennoch entschlossen, entgegen ihrem Rat die Seeschlacht zu wagen.[6]

Artemisia nahm dann an der Schlacht von Salamis teil und soll dabei große Taten vollbracht haben.[7] So habe sie etwa laut Plutarch den Leichnam von Xerxes’ Bruder Ariamenes bergen und zum Großkönig zurückbringen können.[8] Den athenischen Flottenführern war die unbedingte Gefangennahme Artemisias befohlen worden; derjenige, dem sie gelinge, sollte 10.000 Drachmen Belohnung erhalten. Die Athener waren nämlich empört, dass eine Frau es wagte, gegen sie zu kämpfen.[9]

Im späteren Verlauf der Schlacht, die für Xerxes äußerst unglücklich verlief, konnte sich Artemisia durch das Versenken eines verbündeten, von Damasithymos, dem König von Kalynda, befehligten Schiffes, das ihr den Fluchtweg versperrte, der Verfolgung durch den Athener Ameinias entziehen. Dieser schloss nämlich aus Artemisias Handlung, dass es sich bei der Besatzung ihres Schiffs entweder um Griechen oder persische Deserteure handeln müsse, wandte sich deshalb ab und attackierte andere Schiffe. So gelang Artemisia die Flucht. Xerxes beobachtete den Vorfall und glaubte, sie habe ein feindliches Schiff versenkt. Er soll daraufhin bemerkt haben, dass sich seine Männer wie Frauen und seine Frauen wie Männer benommen hätten.[10]

Ähnlich beschreibt Polyainos die in der Seeschlacht von Salamis angewandte List: Als die Perser schon vor den Schiffen der Griechen flohen, befahl Artemisia ihren Seesoldaten, als sie fast eingeholt worden waren, die persischen Flaggen einzuholen. Ihrem Steuermann ordnete sie aber an, ein vorbeifahrendes eigenes persisches Schiff anzugreifen. Dadurch glaubten die Griechen, es handele sich um ein verbündetes Schiff, so dass sie abdrehten und sich anderen Schiffen zuwandten. Artemisia aber segelte, als sie der Gefahr entkommen war, schnell heim.[11]

Nach der verlorenen Schlacht empfahl Mardonios dem persischen Großkönig, einen neuen Angriff auf den Peloponnes zu versuchen. Entweder solle er diesen Feldzug persönlich anführen oder ihm, Mardonios, überlassen und selbst den Rückzug antreten. Bevor Xerxes aber seine Entscheidung traf, befragte er erneut Artemisia um Rat, die dem König entschieden zur Heimkehr riet. Während Xerxes auf dem Landweg zum Hellespont marschierte und dann nach Sardes weiterzog, segelte sie nach Ephesos, wobei sie mehrere illegitime Söhne des Königs an Bord hatte.[12]

Das weiteres Schicksal Artemisias ist nicht bekannt. Eine Marmorstatue von ihr stand in der sog. Persischen Halle der Agora von Sparta, die aus der Beute der Perserkriege errichtet worden war.[7]

Ganz romanhaft ist der von Ptolemaios Chennos erzählte Zug, Artemisia habe ihrem Geliebten Dardanos aus Abydos, der sie verschmäht hatte, im Schlaf die Augen ausgestochen und sich danach wegen dieser unglücklichen Liebe vom leukadischen Felsen in die Ägäis gestürzt.[13] Ihr Sohn Pisindelis folgte ihr in der Regierung.[14]

Trivia[Bearbeiten | Quelltext bearbeiten]

In 300: Rise of an Empire, dem Sequel der Comicverfilmung 300, wird Artemisia von Eva Green dargestellt. Die Filmfigur ist allerdings nur eine freie Interpretation der historischen Person und konfligiert an mehreren Stellen des Films mit dieser. Artemisia wurde beispielsweise nicht – wie im Film inszeniert – während der Schlacht von Salamis getötet.

Literatur[Bearbeiten | Quelltext bearbeiten]

Weblinks[Bearbeiten | Quelltext bearbeiten]

Einzelnachweise[Bearbeiten | Quelltext bearbeiten]

  1. Herodot, Historien 7, 99, 1 f. (englisch/altgriechisch)
  2. Herodot, Historien Herodots Historien, 7, 99, 2f. (englisch/altgriechisch)
  3. Walther Judeich: Artemisia 2. In: Paulys Realencyclopädie der classischen Altertumswissenschaft (RE). Band II,2, Stuttgart 1896, Sp. 1441.
  4. Herodot, Historien 8, 68; Plutarch, De Herodoti malignitate 38.
  5. Rüdiger Schmitt: Artemisia, in: Encyclopædia Iranica
  6. Herodot, Historien 8, 69 (englisch/altgriechisch)
  7. a b Pausanias, Beschreibung Griechenlands 3, 11, 3.
  8. Plutarch, Themistokles 14, 4.
  9. Herodot, Historien 8, 93, 2 (englisch/altgriechisch)
  10. Herodot, Historien 8, 87 f. (englisch/altgriechisch)
  11. Polyainos, Strategemata Stratagems. 8, 53, 1 (englisch)
  12. Herodot, Historien 8, 101-103 (englisch/altgriechisch)
  13. Ptolemaios Chennos bei Photios, Bibliotheke, Codex 190 p. 153, 25 ff. ed. Bekker
  14. Suda, s. Herodotos