آرتاوازد دوم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
آرتاوازد دوم
پادشاه ارمنستان
ArtavasdesII.jpg
یک تترادراخما از آرتاوازد دوم
سلطنتدودمان آرتاشسی
درگذشته۳۴ (پیش از میلاد)
بعد ازتیگران دوم
قبل ازآرتاشس دوم
پدرتیگران دوم

آرتاوازد دوم پس از فوت پدرش تیگران دوم در سال ۵۵ (پیش از میلاد) بر تخت نشست. او شاهزاده ای بود بسیار با فرهنگ که مقدر بود بیش از بیست سالی سلطنت کند و سلطنتش تأثیری عظیم در جهت مخالف بر روابط روم و ارمنستان برجای بگذارد.

در زمان سلطنت همین شاه بود که رم احیاناً امکان تبدیل ارمنستان به یک متحد دایمی خود بر ضد اشکانیان را از دست داد. واین امر هم اصولاً خطای دولت رم بود، زیرا از بخت بدش در مشرق زمین ابتدا نماینده‌ای مانند کراسوس داشت که پیرمردی بود آزمند و بجز ثروت کلانش هیچ مزیتی بر کسی نداشت و رم را به یکی از بزرگترین فاجعه‌های نظامی دوران تاریخش کشانید؛ و سپس کسی مانند مارکوس آنتونیوس که سربازی دلاور، ولی سیاستمداری حقیر بود و بخصوص وقتی زیر نفوذ ملکه کلئوپاترا قرار گرفت به منافع واقعی رم سخت لطمه زد.[۱]

سیاست اشکانیان در برابر ارمنستان[ویرایش]

سیاست اشکانیان در برابر ارمنستان را می‌توان به دو دوره متمایز از هم تقسیم نمود:

در آغاز امر امید داشتند که ارمنستان را نیز مانند میان رودان به امپراتوری خود ضمیمه کنند. ارمنیان که در آنان به چشم دشمنان بزرگ کشورشان نگریستند در یک رشته جنگهای سخت به فرماندهی پادشاهانشان از دودمان آرتاشسی در سده دوم و در اوایل سده اول پیش از میلاد توانستند از استقلال خود دفاع کنند و آن را حفظ نمایند. سپس به هنگام ظهور قدرت دولت رم در خاورمیانه و تهدیدی که از آن سمت متوجه شده بود سیاست اشکانیان نسبت به ارمنستان تغییر کرد و همه تلاشهایشان در این راه بکار رفت که وجود ارمنستان را نه برای ضمیمه کردن به کشور خود بلکه به عنوان حایلی بین خود و رم حفظ نمایند و به هر قیمتی شده نگذارند رم آن را به امپراتوری خود ضمیمه کند یا حتی فرماندهی نسبی بر آن پیدا کند.[۲]

شاپو در کتاب خود می‌نویسد:

«اشکانیان که همواره اعتدالی در نظرات خود نسبت به ارمنستان داشتند از فکر تسخیر کامل آن کشور چشم پوشیده بودند.»[۳]

لشکرکشی کراسوس نبرد با اشکانیان[ویرایش]

آرتاوازد دوم به سبب قراردادی که پومپه با ارمنستان بسته بود از روی ناچاری متحد رم شد. او به کراسوس نقشه جنگی عاقلانه‌ای پیشنهاد کرد دایر براینکه نامبرده لشکریان رومی را به ارمنستان بیاورد، چون نخست این که در آنجا بهتر می‌تواند ایران اصلی را که هم نزدیک است و هم پایه واقعی قدرت اشکانیان، مورد حمله قرار دهد و ضربت نهایی را وارد آورد، در صورتی که میان رودان، که اشکانیان پایتخت خود را به آنجا منتقل کرده‌اند فقط قسمت فرعی قلمرو آنان است. از این گذشته بین‌النهرین با محوطه‌های وسیع و مسطح و با قسمتهای بیابانیش میدان مناسبی برای جنگهای فرسایشی که تاکتیک رایج سواره نظام سبک اشکانی است بدست می‌دهد، و حال آنکه در کوه‌های ارمنستان و شمال ایران ارتش رم میدان مساعدتری برای یک جنگ سازمان داده خواهد داشت.

لیکن کراسوس خواه از روی غرور و خودخواهی و خواه به انگیزه حرص و آز و به طمع اینکه هر چه زودتر تیسفون پایتخت اشکانیان را با همه گنجینه‌هایش به تصرف درآورد، این نقشه را رد کرد و با هفت لژیون سرباز در مجموع «۴۲۰۰۰ نفر» از سوریه به طرف بین‌النهرین حرکت کرد و از شهرهای تیگراناکرت و کرت و نصیبین گذشت. در ضمن ۶۰۰۰ سوار ارمنی را هم که آرتاوازد برایش فرستاده بود و یکی از امرای تابع عرب به نام «عبقر» را با نفراتش به همراه خود آورده بود.

در آن فاصله پادشاه اشکانی سپاهیان خود را هم بر ضد رومیان که از سمت مغرب می‌آمدند تجهیز و متمرکز می‌کرد و هم در شمال برضد ارمنیان که متحد رم بودند موضع می‌گرفت. ارتش رم که به وسیله حملات فرسایشی سواران اشکانی بستوه آمده بود و در سرزمینی بدون آب (میان رودان) بزحمت پیش می‌آمد و عبقر امیر محلی عرب هم به او خیانت کرده بود سرانجام بخش عمده‌ای از آن در نبرد حران نابود شد. کراسوس خودکشی کرد و «کاسیوس» سردار رومی که فرماندهی بازماندگان را برعهده گرفته بود پس از یک عقب‌نشینی وحشتناک خود را به سوریه رسانید.[۴]

پس از شکست کراسوس و عقب‌نشینی بازمانده سپاهیان رومی به سوریه دیگر برای ارمنستان غیرممکن بود به تنهایی بار سنگین جنگ را تحمل کند، و لذا پادشاه آرتاوازد مجبور شد با اشکانیان قرار داد ببندد. آرتاوازد به شرایط آن قرار داد گردن نهاد و به موجب آن قسمت جنوبی ارمنستان را به ایران واگذاشت و بعلاوه با پادشاه اشکانی هم پیمان اتحاد بست، در ضمن این پیمان با ازدواج خواهر پادشاه ارمنستان با یکی از پسران اشکانی تحکیم شد. بیشک با شادمانی و به آسودگی خاطر نبود که آرتاوازد دوم بدین گونه با اشکانیان قدرت بزرگ زمان که پدرش و بیشتر ارمنیان دران دوران در آنان به چشم بزرگترین دشمن وطن خویش می‌نگریست پیمان اتحاد بست.[۵]

سیاست روم بر ارمنستان[ویرایش]

مارکوس بنا به اندرزهای خائنانه کلئوپاترا که می‌خواست ثروتهای ارمنستان را تصاحب کند و یکی از فرزندان خود را بر تخت سلطنت آنجا بنشاند آرتاوازد را با فریب و نیرنگ به نزد خود به شهر نیکوپولیس خواند و با اینکه پیش از این از کمکهای او به سپاهیان رم در حین آن عقب‌نشینی بزرگ در جنگ با اشکانیان سال ۳۶ پیش از میلاد تشکر کرده بود وی را با ملکه و با دو تن از پسرانش به زندان انداخت. وقتی اعضای خانواده سلطنتی ارمنستان را به حضور کلئوپاترا که محرک اصلی و عامل زیر پرده این سیاست بود، زیرا مارکوس کاملاً تحت نفوذ او قرار داشت و عامل بی‌اراده‌ای بیش نبود-بردند همگی چنان رفتاری بزرگ منشانه و حاکی از مناعت از خود نشان دادند که رومیان حاضر در مجلس را تحت تأثیر قرار دادند، لیکن این طرز رفتار هیچ تأثیری روی کلئوپاترا نداشت.[۶]

دیون کاسیوس می‌نویسد:

«هر چند از چندین نفر فشارهایی به آنان آمد و از چندین طرف امیدواریهایی به آنان داده شد که سر تعظیم فرود بیاورد و اظهار بندگی کنند ولی آنان حتی یک کلمه خطاب به کلئوپاترا دال برکنش و تضرع برزبان نیاوردند و در برابر او سرخم نکردند، همه مشهور شدند به اینکه آدمهای شجاعی هستند، ولی به همین دلیل بسیار رنج و آزار دیدند.»

کلئوپاترا آنان را مورد آزار و شکنجه قرار داد تا محل اختفای گنجینه‌های ارمنستان را فاش کنند. سپس کلئوپاترا و مارکوس لشکریانی برای اشغال ارمنستان فرستادند و الکساندر هلیوس جوان را که ارشد فرزندان حاصل از ازدواجشان بود بر تخت سلطنت آن کشور نشاندند. همه ارمنستان به وسیله سپاهیان رم غارت شد و جواهرات را به مصر آوردند تا آتش حرص و آز ملکه کلئوپاترا را فرو نشانند. سپاهیان اشغالگر تمامی مملکت را غارت کردند.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. Astourian Political Relations between Armenia and Rome, 190 B.C. to 428
  2. هراند پاسدرماجیان (۱۳۶۶ خورشیدی). «تاریخ ارمنستان». نشر تاریخ ایران. ص. صفحه:۸۰. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  3. Chapot, Victor (1907). "La frontière de l'Euphrate de Pompée à conquête arabe". A. Fontemoing.
  4. هراند پاسدرماجیان (۱۳۶۶ خورشیدی). «تاریخ ارمنستان». نشر تاریخ ایران. ص. صفحه:۸۱. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  5. تاریخ ارمنستان، مترجم: ا. گرمانیک جلد یکم (از دوران ماقبل تاریخ تا سده هجدهم)، صفحه:۸۴
  6. هراند پاسدرماجیان (۱۳۶۶ خورشیدی). «تاریخ ارمنستان». نشر تاریخ ایران. ص. صفحه:۸۵. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)