دودمان مینگ
امپراتوری مینگ(چینی:明朝) یا امپراتوری مینگ بزرگ دودمان پادشاهی چین از سال ۱۳۶۸ تا سال ۱۶۴۴ میلادی بود، که پس از فروپاشی پادشاهی مغولان یوآن بنیاد گذاشته شد. مینگ آخرین دودمان پادشاهی چینیان بود که هانها قدرت اصلی را در دست داشتند. هونگوو، رهبری شورش عمومی علیه پادشاهی یوآن را بر عهده داشت.
تاریخچه سیاسی [ویرایش]
هونگوو پس از پیروزی سلسلهٔ پادشاهی مینگ را بنیان نهاد. هوییتی، نوهٔ جوان هونگوو جانشین او گردید، وی درگیر کشمکشی طولانی با عموهای خود شد تا این که سرانجام در قصر خود سوزانده شد.
یونگلو، سومین امپراتور سلسلهٔ مینگ بود. او در آغاز حکومتش دستور به کشتار دستهجمعی پیروان هوییتی داد. او بر مغولان تسلط یافت و دیوار چین را تعمیر نمود. یونگلو، چنگ هه، دریانورد مسلمان را به سفر دریایی فرستاد.
یونگلو خانوادهٔ سلطنتی و خدمتکاران دربار را از نانکینگ که پایتخت هونگوو بود؛ به پکن منتقل کرد. در این زمان یونگلو به ساختن شهر ممنوعه فرمان داد.
شهر ممنوعه، مجموعهای وسیع از باغها و تالارهای مخصوص مراسم و جشنها و نیز بناهای سلطنتی بود. این مجموعه که در شهر پکن قرار داشت، با دیوارهای بلندی به رنگ قرمز احاطه شده بود. دهقانان و مردم عادی حق ورود به شهر ممنوعه را نداشتند. خانوادهٔ امپراتور تحت مراقبت شدید زندگی میکردند و از شهر ممنوعه خارج نمیشدند.
در سال ۱۴۹۹، لشکریان مغول، سپاه چین را شکست دادند و امپراتور چنگتونگ را دستگیر کردند. هشت تن از مشاوران سلطنتی که به «هشت ببر» معروف بودند؛ ادارهٔ چین را در دست گرفتند. در سال ۱۵۱۰ لیوچین، رهبر هشت ببر عزل شد و ثروت شخصی خود را از دست داد.
چیاچینگ از امپراتوران پرقدرت سلسلهٔ مینگ بود. در دوران حکومت چیاچینگ، دهقانان ناراضی به شورش پرداختند؛ اما چیاچینگ شورشهای آنان را سرکوب کرد. چیاچینگ به بازرگانان پرتغالی اجازه داد تا یک مرکز داد و ستد در چین تأسیس کنند. در این دوره بعضی از مبلغان مسیحی که اعضای فرقهٔ یسوعیها بودند؛ به چین راه یافتند.
یک رییس قبیله به نام نورهانچی، تمامی قبایل ساکن منچوری را با هم متحد ساخت و استان لیائوتونگ را که تحت حکومت سلسلهٔ مینگ قرار داشت؛ مورد تاخت و تاز قرار داد. نوادگان نورهانچی از این منطقه، مزاحمتهایی برای امپراتور مینگ به وجود آوردند.
آخرین امپراتور سلسلهٔ مینگ، چونگجن (چونگچنگ) بود. در زمان حکومت او شورشیان پکن را تصرف کردند. چونگچنگ نیز به خودکشی دست زد. سپاهیان منچوری از هرج و مرج در پکن استفاده کردند، و فرماندهٔ جوان سپاه، فولین، پایان حکومت مینگ را اعلام نمود و خود را امپراتور چین دانست.
منابع [ویرایش]
- تاریخ چین، شسنو ژان، محمد پارسیپور، نشر علم، ۱۳۷۴
- دودمانهای شاهی چین، مین لوهوئی، نشر امیرکبیر، ۱۳۵۴
|
||||||||