زبان پرتغالی برزیل
زبان پرتغالی برزیل به دوره استعمار پرتغالی ها و ورودشان به کشور برزیل باز می گردد.گویش برزیلی در حدود ۱۹۰ میلیون نفر گویشور دارد که عمدتا در برزیل ساکن هستند اما برخی از آنها بعنوان مهاجر در ایالات متحده آمریکا، ژاپن، پاراگوئه و کانادا ساکن شده اند.
محتویات |
پیشینه[ویرایش]
ورود این زبان به برزیل به قرن شانزدهم میلادی باز میگردد.در آن زمان پرتغالی رواج چندانی نداشت اما ا آنجا که بعنوان زبان میانجی رایج گردید و جمعیت کثیری از سیاهان نیز بعنوان برده وارد بریل شدند و مجبور بودند برای برقراری ارتباط زبان اولیه خود را کاملا فراموش کنند و به زبان جدید سخن بگویند زبان پرتغالی را در این منطقه رواج داد و تا قرن نوزدهم زبان پرتغال زبان اکثریت قاطع مردم کشور برزیل شد.همچنین در قرن هجدهم فشار های زیادی از جانب دولت پرتغال برای گسترش این زبان وارد شد که بیشتر جهت مقابله با فرهنگ و زبان اسپانیایی بود که در سایر ممالک آمریکای جنوبی بسرعت در حال رشد بود.
تفاوت های زبانی[ویرایش]
برخی پژوهشگران تفاوت میان برزیلی و پرتغالی را در حد تفاوت زبان انگلیسی رایج در بریتانیا و امریکا دانسته اند.اما برخی دیگر این تفاوت هارا بسیار بیشتر از این می دانند.برای نمونه ۱۵% از واژگان دو زبان با هم متفاوت هستند.میان زیادی از این تفاوت ها به پیش زمینه غیر اروپایی شمار زیادی از متکلمین این زبان باز میگردد که واژه ها و اصطلاحات بومی خود را به زبان جدید یعنی پرتغالی نیز وارد کرده اند.ضمن اینکه مهاجران برزیل نیز همگی پرتغالی نبودند و واژگانی با ریشه های متفاوت در آنها وجود دارد.گویش برزیلی نسبت به گویش رایج در پرتغال کهنه تر بنظر می رسد.تفاوت در نگارش و تلفظ و آواشناسی و حتی در دستور هم دیده می شود.
شیوه نگارش[ویرایش]
نگارش زبان پرتغالی در برزیل شبیه آنچه بود که در قرون وسطی پرتغالی را بدان می نوشتند.در قرن نوزدهم مدل های جدیدی برای نگارش پرتغالی برزیل پیشنهادشد و در قرن بیستم اعضای فعال و طرفداران جنبش های ملی گرایانه برزیل شیوه نگارش را تا حدی تغییر دادند که برای برزیلی ها مناسب تر باشد.بدین شکل زبان پرتغالی برزیل تا حد زیادی از زبان پرتغال رایج در اروپا استقلال گرفت.
نمونه تفاوت های زبانی[ویرایش]
| برزیل | پرتغال | فارسی |
| banheiro، toalete، toilettes، sanitário | casa de banho، lavabos، sanitários | حمام |
| café da manhã، desjejum، parva | pequeno almoço، desjejum | صبحانه |
| câncer | cancro | سرطان |
| carteira de habilitação، carteira de motorista، carta | carta de condução | گواهینامه رانندگی |
| carteira de identidade، RG (from "Registro Geral") | bilhete de identidade | کارت اعتباری |
| telefone celular (or simply and most common "celular")، aparelho de telefonia celular | telemóvel | گوشی موبایل |
| canadense | canadiano | کانادایی |
| time، equipe | equipa، equipe | تیم |
| estrada de ferro، ferrovia | caminho de ferro، ferrovia | راه آهن |
| fila | bicha، fila | محور |
| fones de ouvido | auscultadores، auriculares | هدفون |
| gol | golo | گل(در فوتبال)) |
| grama، relva | relva | علف |
| Irã | Irão | ایران |
| Islã | Islão | اسلام |
| israelense، israelita | israelita | اسرائیلی |
| mamadeira | biberão، biberon | شیشه شیر |
| metrô | metro، metropolitano | مترو |
| Moscou | Moscovo | مسکو |
| ônibus | autocarro | اتوبوس |
| polonês، polaco | polaco | لهستانی |
| rúgbi، rugby | râguebi، rugby | راگبی |
| secretária eletrônica | atendedor de chamadas | پاسخگوی خودکار |
| tcheco، checo | checo | چکی |
| tela | ecrã | صفحه |
| trem، composição ferroviária | comboio | ترن |
| Vietnã | Vietname | ویتنام |
منابع[ویرایش]
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||