زبانگونهها
زبانگونهها یا گونه های زبانی به هر شکلِ قابلِ تمییزِ گفتار اطلاق میشود که یک گویشور یا گروهی از گویشوران به کار میبرند. مشخصههای متمایز کنندهٔ یک گونهٔ گفتار ممکن است واژگانی، واجی، صرفی یا نحوی باشد. [۱]
محتویات |
زبان معیار [ویرایش]
هر زبانی با توجه به شرایطی مانند تعلق اهل آن به منطقه جغرافیایی و طبقهٔ اجتماعی معین و جنسیت و قومیت و سن و تحصیلات سخن گویان، گونههای متعددی دارد که از میان آنها یک گونه اعتبار بیشتری دارد، این گونهٔ خاص زبان معیار نامیده میشود. [۲]
زبان رسمی [ویرایش]
زبانی است که از سوی دولت به رسمیت شناخته میشود اما این بدان معنا نیست که هر زبان رسمی الزاماً زبان معیار باشد. [۳]
زبان مشترک [ویرایش]
زبانی است که به عنوان زبان میانجی برای برقراری ارتباط سخن گویان زبانها و گویشهای گوناگون، در مقیاس کشوری، به کار میرود. زبان رسمی و زبان مشترک در ایران فارسی است، اما همیشه این دو با زبان معیار منطبق نیستند، مثلاً یک کرمانشاهی و یک اصفهانی با آنکه هر دو از زبان رسمی و مشترک برای ارتباط برقرار کردن با هم استفاده میکنند ولی مشخصاً زبان معیار را به کار نمیبرند. [۴]
زبان گفتاری [ویرایش]
گفتار صورت اصیل و ابتدایی زبان است. در زبان معیار گفتاری تلفظ و ویژگیهای لهجهای و آهنگی کلام بیشترین اهمیت را دارد. گونهٔ زبان معیار در ایران آن است که در بین افراد تحصیل کرده و دارای پایگاه اجتماعی و اقتصادی بالاتر رایج است. به علت مرکزیت سیاسی، فرهنگی و اقتصادی تهران، زبان گفتاری رایج در بین تحصیلکردگان تهران، زبان معیار گفتاری در ایران است. زبان معیار گفتاری با زبان محاوره یکی است. [۵] برخی از نویسندگان نیز زبان گفتاری را زبان شکسته مینامند. [۶]
زبانگونهٔ فردی [ویرایش]
گونهٔ فردی نظام زبانی یا به عبارت دیگر شیوهٔ خاص گفتار (و نوشتار) یک فرد معین است، در نظام کلی یک زبان بخصوص. [۷]
زبانگونهٔ سنی [ویرایش]
سن نیز میتواند از عوامل ایجاد تفاوت در گونهٔ زبانی باشد، مثلاً واژگان، ساختارهای دستوری و آواهای زبانی که جوانان به کار میبرند گاهی با آنچه سالخوردگان به کار میبرند متمایز است.
زبانگونهٔ شغلی و تحصیلی [ویرایش]
که از آن به عنوان «زبان حرفه ای(کَنت)» نیز یاد میشود. افرادی که عضو یک جامعهٔ حرفهای هستند و یا تحصیلات مشترکی دارند، دارای اشتراکاتی هستند که گونهٔ شغلی و تحصیلی را به وجود میآورند. البته زبانهای رمزی و تفننی (آرگو) مانند زرگری را نمیتوان از گونههای زبان حرفهای به شمار آورد. [۸][۹]
زبانگونهٔ جنسی [ویرایش]
جنسیت گاهی باعث بروز تفاوتهایی در سطح واج، واژگان و یا دستور میشود، چنانکه برخی اصطلاحات و یا ساختها در فارسی زنانهاست و برخی مردانه و مثلاً مردی را که اصطلاحات زنانه به کار میبرد در فرهنگ ما « اِ وا خواهر» مینامند. [۱۰]
زبانگونههای جغرافیایی [ویرایش]
که از آن به عنوان لهجهنیز یاد میشود و از مشخصههایی است که به محل تولد و سکونت مربوط میشود مثلاً لهجهٔ اصفهانی، لهجهٔ کرمانی و ...
زبانگونههای اجتماعی – اقتصادی [ویرایش]
طبقات اجتماعی گوناگون در هر جامعه، الگوهای رفتاری درون گروهی مشترک دارند... رفتار زبانی نیز به طور کلی بخشی از رفتار اجتماعی محسوب میشود. [۱۱]
زبان عامیانه [ویرایش]
زبان عامیانه گونهای است که در میان قشرهای بی سواد و کم سواد و دارای مشاغل کم اعتبار رواج دارد. [۱۲]
منابع [ویرایش]
- ↑ اگرادی و دیگران، ۱۳۸۰، به روایت درزی
- ↑ زبان معیار
- ↑ زبان رسمی
- ↑ زبان و گونههای زبانی، وحید رنجبر، ۱۳۸۸
- ↑ زبان و گونههای زبانی، وحید رنجبر، ۱۳۸۸
- ↑ نگارش و ویرایش ، احمد سمیعی، ۱۳۷۸
- ↑ Richards J. C. (1985) Dictionary of language, Teaching & Applied Linguistics, London: Longman
- ↑ زبان حرفهای
- ↑ زبان شناسی اجتماعی ، پیتر ترادگیل ترجمهٔ محمد طباطبایی ، ۱۳۷۶
- ↑ درآمدی بر جامعه شناسی زبان ، یحیی مدرسی، ۱۳۶۸
- ↑ درآمدی بر جامعه شناسی زبان ، یحیی مدرسی، ۱۳۶۸
- ↑ درآمدی بر جامعه شناسی زبان ، یحیی مدرسی، ۱۳۶۸