جنگ جانشینی اتریش

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

(به انگلیسی: War of the Austrian Succession) با مرگ ناگهانی شارل ششم در ۲۰ اکتبر ۱۷۴۰ میلادی، دخترش ماری ترزا بر تخت نشست ولی کشورهای دیگر که این را نپذیرفتند، به مدت هشت سال با او به نبرد پرداختند. (دسامبر ۱۷۴۰-اکتبر ۱۷۴۸)

دلایل آغاز جنگ[ویرایش]

  1. نبودن تعریفی مناسب از بحث وراثت در پادشاهی اتریش در قانون اساسی آن.
  2. سیاست قدیمی فرانسه مبنی بر ضعیف کردن خاندان اتریش.
  3. جاه طلبی و حرص فریدریک دوم.

در قرن شانزدهم، فردیناند اول برادر شارلکن (۱۵۲۶-۱۵۶۴) وصیت کرد که اگر در خاندان سلطنتی اولاد ذکور نباشد، اناث باید به پادشاهی برسند و در قرن هفدهم امپراتور فردیناند دوم نماینده شعبه خاندان هابسبورگ اسپانیا (۱۵۹۸-۱۶۲۱) قراردادی منعقد کرد که به موجب آن هرگاه در یکی از دو شعبه مزبور اولاد مذکوری نباشد سلطنت به اولاد ذکور شعبه دیگری باید برسد.

دوستان و دشمنان ماری ترزا[ویرایش]

ماری ترزا باید با دو تن از مدعیان سلطنت (امیر باواریا و شاه اسپانیا) و پادشاه فرانسه و سلطان پروس و امیر انتخاب کننده ساکس، شاه لهستان و چندین امیر از امراء آلمان می‌جنگید. در مقابل، ماری ترزا با انگلستان، هلند، روسیه متحد شد و شاه ساردنی را نیز که مدعی امپراتوری بود، به زور رشوه با خود همراه نمود. فریدریک دوم ایالت سیلزی را می‌خواست، فیلیپ پنجم درصدد ایالات جدیدی در ایتالیا بود و لویی پانزدهم هم ضربه زدن به اتریش و انگلستان را در خاک هلند خواستار بود.

جنگ در سیلزی[ویرایش]

در همان روزی که شارل ششم درگذشت، با وجود آنکه فریدریک دوم جانشینی ماری ترزا را قبول داشت ولی به ارتشش دستور حرکت به سوی سیلزی را داد. هوهن زولرن‌ها حقی نسبت به این منطقه داشتند ولی فریدریک اول در زمان معاهده تاج و تخت رسماً از آن چشم پوشی کرد. سیلزی وسعت زیادی داشت و یک میلیون نفر هم در آن زندگی می‌کردند. به همین دلیل، برای فریدریک تصرف آن لازم بود. بنابراین بدون مقدمه و اعلان جنگ در ۲۲ دسامبر ۱۷۴۰ میلادی، لشکری وارد سیلزی کرد و فریدریک هم با نوشتن نامه‌ای گفت که اگر ماری ترزا سیلزی را به پروس بدهد، او خدمتگذارش خواهد شد ولی ماری ترزا قبول نکرد. او به زحمت لشکری جمع کرده و سه ماه بعد در مولویتز به فریدریک حمله کرد ولی مغلوب شده و فراری شد. (۴ آوریل ۱۷۴۱).

دخالت فرانسه[ویرایش]

فرانسه در ابتدا دخالت را جایز ندانست و اعتقاد داشت که خاندان اتریش دیگر آن قدر قوی نیست که تهدیدی برای فرانسه باشد. ولی طرفداران جنگ در فرانسه از جمله مارشال دوبل ایل نوه فوکه که ۵۶ سال داشت، فلوری، نخست وزیر، را قانع کرد که امپراتوری اتریش باید به امیر انتخاب کنندهٔ باواریا برسد و برای این مقصود باید با فریدریک متحد شد. در ۱۸ مه ۱۷۴۱ بین شاه اسپانیا و امیر انتخاب کننده باواریا (شارل آلبر) معاهده‌ای امضا شد و میان فرانسه و فریدریک دوم هم عهدنامه‌ای بسته شد. (۵ ژوئن ۱۷۴۱). و امیر انتخاب کننده ساکس هم جزو متحدین قرار گرفت. به موجب این عهدنامه‌ها، اسپانیا ایالاتی چند را در ایتالیا به دست می‌آورد، فریدریک صاحب سیلزی می‌شد و امپراتوری نیز به امیر انتخاب کننده باواریا می‌رسید. فرانسه دو لشکر وارد آلمان کرد. یکی از از این دو لشکر، مرکب از ۴۰ هزار سرباز تحت فرماندهی مارشال دوبل ایل بود که به قشون شارل آلبر ملحق گردیده و در اول سپتامبر ۱۷۴۱ میلادی، لینز و اتریش علیا را فتح کرد. اما به جای آنکه مستقیماً به سمت وین برود، راه بوهم را در پیش گرفته و در اواخر نوامبر شهر پراگ را تسخیر کرد. عوامل این پیروزی، سرهنگ شِوِر و موریس دو ساکس بودند که تهور فوق العاده‌ای به خرج دادند. امیر انتخاب کننده باواریا به سلطنت بوهم برگزیده شد (۱۹ دسامبر) و چند هفته بعد در فرانکفورت امپراتور شد و شارل هفتم نام گرفت. (۲۷ ژانویه ۱۷۴۳).

ماری ترزا و اهالی مجارستان[ویرایش]

ماری ترزا با تمام قدرت در مقابل مشکلات ایستاد و از مردم مجارستان کمک خواست. او به مجلس ملی مجارستان که در شهر پرسبورگ تشکیل شده بود، گفت:((اکنون که یاران مرا ترک کرده‌اند پناهی جز وفاداری و دلیری سلحشوران نامدار مجارستان ندارم و امید به بازوی توانای آنان بسته‌ام.)) به مدت سه ماه مکاتبه بین ماری ترزا و مجارها ادامه داشت تا آنکه آنان برای او ۱۰۰ هزار سرباز فرستادند به شرط آنکه، مجارستان کاملاً مستقل گردیده و از تحت‌الشعاع شاهان اتریش بیرون آید.

خروج ساردنی و پروس از جنگ[ویرایش]

تدبیر دیگر ملکه آن بود که دشمنانش را از جنگ خارج سازد به طور مثال، شاه ساردنی را به دشمنی با اسپانیا برانگیخت و وعده داد که قسمتی از میلان را به او واگذار کند. (فوریه ۱۷۴۲) از طرفی با فریدریک دوم هم در برسلو معاهده‌ای بست و ایالت سیلزی را به او داد و او را به نقض پیمان با فرانسه وادار کرد (ژوئیه ۱۷۴۲).

جنگ با فرانسه[ویرایش]

تمام بار جنگ بر دوش فرانسه افتاد. قشون فرانسه مجبور شد اتریش علیا و بوهم را ترک کند. بل ایل فرمانده قشون فرانسه در پراگ محاصره شد و به زحمت توانست با ۱۴۰۰۰ نفر فرار کند. او هشت روز کامل از طریق کوهستانی پوشیده از برف و در زیر حملات دائمی دشمن عقب نشینی نمود. (۱۷-۲۵ دسامبر ۱۷۴۲). این عقب نشینی یکی از مشهورترین اعمال نظامی قرن هجدهم محسوب می‌شود. اتریشی‌ها ایالت باواریا را گرفته و شهر مونیخ را اشغال نمودند. (ژوئن ۱۷۴۳) و تا سواحل رود رن پیشروی کرده و آلزاس را تهدید نمودند. فریدریک از این پیشرفت سریع اتریش بیمناک شده و در پاریس مجدداً با فرانسه عهدی بست (ژوئن ۱۷۴۴). لوئی پانزدهم نیز با شاه اسپانیا به موجب عهدنامه خانوادگی فونتن بلو تجدید مودّت نمود (۲۵ اکتبر ۱۷۴۳) و رسماً با انگلستان متارکه کرد (۱۵ مارس ۱۷۴۴). او سپس جنگ رسمی را اعلان کرد و ماری ترزا را ملکه مجارستان خطاب نمود. (۲۷ آوریل ۱۷۴۴). چند ماه بعد از تجدید عهد فرانسه و پروس امپراتور شارل هفتم بدرود حیات گفت (۲۰ ژانویه ۱۷۴۵) پسرش که امیر انتخاب کننده باواریا بود به سرعت با ماری ترزا قرارداد بست و از ادعا در مورد تاج و تخت امپراتوری دست کشید و حتی در زمان انتخاب فرانسوا دو لورن که به نام فرانسوای اول به امپراتوری رسید رای موافق داد (ژوئن ۱۷۴۵). از این تاریخ جنگ جانشینی اتریش در حقیقت به پایان رسید و جنگهایی که شد بر سر تصرف هلند، سیلزی بود.

جنگ دوم سیلزی[ویرایش]

در موضوع سیلزی دو مسئله را باید تشخیص داد: در مرحله اول فریدریک با شتاب وارد بوهم شده و هم شهر پراگ را به تصرف درآورد و هم ایالت الزاس را که نزدیک بود به دست اتریش بیفتد، نجات داد (سپتامبر ۱۷۴۴). سال بعد فریدریک پس از یک پیروزی بزرگ در فریدبرگ (۴ ژوئن ۱۷۴۵)، ایالت ساکس را که امیرش از همدستان ماری ترزا بود تسخیر نمود. او پس از پیروزی دیگر در شهر درسد (۱۵ دسامبر ۱۷۴۵) بار دیگر پیمانش را با فرانسه نقض کرد و با ملکه اتریش عهدنامه تازه‌ای در درسد بسته و مفاد قرارداد برسلو را تایید و تجدید نمود (۲۵ دسامبر ۱۷۴۵).

جنگ هلند[ویرایش]

در هلند قوای لویی پانزدهم با لشکر اتریش و انگلیس و هلند رودرو شد. اگرچه فرماندهٔ قوای فرانسه یکی از جنگاوران بزرگ موسوم به موریس دو ساکس بود ولی این جنگ ۴ سال دوام آورد. زیرا برخلاف تعلیمات نظامی تورن و فریدریک دوم و میل موریس دو ساکس مبنی بر نابودی دشمن، لشکر فرانسه به آرامی قلعه‌های هلند را تسخیر نمود. نبردهای بزرگ جنگ هلند عبارت بودند از نبرد فونتنوا (۱۱ مه ۱۷۴۵) و جنگ روکو (۱۱ اکتبر ۱۷۴۶). جنگ لاوفلد (۲ ژوئیه ۱۷۴۷) که بیشتر به قصد تسخیر استحکامات به عمل می‌آمد. پس از پیروزی در نبرد فونتنوا تصرف قلعه‌های جنوب و غرب خاک بلژیک آسان شد و پیروزی روکو در شمال لیژ موجب تسخیر حصارهای شرق گردید و فتح لاوفلد در ورود به سرزمین هلند را گشود. مستحکم ترین دژ آنجا، مائستریک بود که محاصره آن یک ماه طول کشید (۱۲ آوریل تا ۱۰ مه ۱۷۴۸) و چون این پیروزی به دست آمد موجبات ترک جنگ و انعقاد صلح اکس لاشاپل فراهم شد.

منابع[ویرایش]

  • تاریخ آلبرماله/نوشته آلبرماله/ترجمه حسین فرهودی
جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ جنگ جانشینی اتریش موجود است.