جنگ جانشینی لهستان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

جنگ جانشینی لهستان مجموعه نبردهایی بود که از ۱۷۳۳ تا ۱۷۳۸ در نتیجهٔ تلاش اتریش و فرانسه برای تسلط بر تاج و تخت لهستان صورت گرفت.

مقدمهٔ جنگ[ویرایش]

پس از وفات آگوست دوم پادشاه لهستان در فوریه ۱۷۳۳ میلادی، سلطنت لهستان بی پادشاه ماند. دو نفر نامزد این مقام شدند: یکی آگوست سوم پسر آگوست دوم که از نزدیکان شارل ششم اتریش و امیر انتخاب کننده ساکس بود. دیگر استانیسلاس لکزینسکی پدر زن لویی پانزدهم که پس از جنگ پلتاوا از سلطنت لهستان کنار گذاشته شد. استانیسلاس با سرعت خود را به ورشو رساند و با اکثریت ۶۰ هزار رای انتخاب شد. آگوست سوم فقط چهارهزار رای داشت (سپتامبر ۱۷۳۳).

اما دو دولت نیرومند روسیه و اتریش طرفدار آگوست سوم بودند. روسیه نمی‌خواست شاهی در لهستان باشد که به فرانسه متکی است و اتریش هم انتظار داشت آگوست سوم از ادعا بر تاج و تخت امپراتوری مقدس روم دست بردارد. قشون روسیه و اتریش وارد لهستان شدند، استانیسلاس پس از مقاومتی مختصر در دانتزیگ محاصره شد و پس از شش ماه به زحمت بسیار توانست فرار کند و جانش را نجات دهد. (فوریه تا ژوئیه ۱۷۳۴).

مداخله فرانسه[ویرایش]

لویی پانزدهم به حمایت از پدرزنش برخاست ولی دلیل او علاوه بر این، داشتن یک متحد در اروپای شرقی بود که مقابل اتریش بایستد و از آنجا که عثمانی و سوئد در سالهای قبل ضعیف شده بودند، لهستان می‌توانست جلوی اتریش و روسیه را بگیرد.

جنگ با امپراتور[ویرایش]

اعزام سرباز از دریا به لهستان میسر نبود زیرا هزینه و مشکلات زیادی داشت. پس فرانسه مستقیماً به امپراتور اتریش حمله کرد و در ماه اکتبر ۱۷۳۳ میلادی اعلان جنگ داد. فرانسه با اتریش مرز مشترک نداشت و از آنجا که لشکرکشی از راه هلند باعث نگرانی انگلستان می‌شد، راهی جز ایتالیا باقی نمی‌ماند. به دلیل این اقدام، لویی پانزدهم با شاه ساردنی و شاه اسپانیا معاهده امضاء کرد. طبق قرارداد تورن، میلان به ساردنی و ولایت ساووا به فرانسه ملحق شد (۲۶ سپتامبر ۱۷۳۳). به موجب قرارداد خانوادگی اسکوریال (۷ نوامبر ۱۷۳۳)، قرار شد که ناپل و سیسیل به دون کارلوس، ولیعهد اسپانیا، تعلق بگیرد. این جنگ دو سال بیش تر طول نکشید (اکتبر ۱۷۳۳- اکتبر ۱۷۳۵) در اطراف رود رن و در ایتالیا به شدت انجام شد و با وجود کمک چندین دسته لشکر روس، شارل ششم در تمام جبهه‌ها مغلوب شد. در نواحی رن، ارتش فرانسه کهل و فیلیپس بورگ (ژوئیه ۱۷۳۴) را تسخیر کرد. در ایتالیا جنگ هم در شمال یعنی دشت پو و هم در جنوب ایتالیا شعله ور بود. در شمال، فرانسویان میلان را به دست آورده و در حوالی پارما در گاستالا (۱۹ سپتامبر ۱۷۳۴) به پیروزی بزرگی دست یافتند. در جنوب لشکر اسپانیا به آسانی، ناپل و سیسیل را به دست آورد. (از مارس تا سپتامبر ۱۷۳۴). پس در سال ۱۷۳۵ میلادی، شارل ششم تن به شکست داد و مقدمات صلح با فرانسه را در وین آماده کرد. (۳ اکتبر ۱۷۳۵) اما صلح قطعی به دلیل سادت و رقابت شاه ساردنی و اسپانیا تا ۳ سال به تاخیر افتاد.

صلح وین[ویرایش]

اعزام سرباز از دریا به لهستان میسر نبود زیرا هزینه و مشکلات زیادی داشت. پس فرانسه مستقیماً به امپراتور اتریش حمله کرد و در ماه اکتبر ۱۷۳۳ میلادی اعلان جنگ داد. فرانسه با اتریش مرز مشترک نداشت و از آنجا که لشکرکشی از راه هلند باعث نگرانی انگلستان می‌شد، راهی جز ایتالیا باقی نمی‌ماند. به دلیل این اقدام، لویی پانزدهم با شاه ساردنی و شاه اسپانیا معاهده امضاء کرد. طبق قرارداد تورن، میلان به ساردنی و ولایت ساووا به فرانسه ملحق شد (۲۶ سپتامبر ۱۷۳۳). به موجب قرارداد خانوادگی اسکوریال (۷ نوامبر ۱۷۳۳)، قرار شد که ناپل و سیسیل به دون کارلوس، ولیعهد اسپانیا، تعلق بگیرد. این جنگ دو سال بیش تر طول نکشید (اکتبر ۱۷۳۳- اکتبر ۱۷۳۵) در اطراف رود رن و در ایتالیا به شدت انجام شد و با وجود کمک چندین دسته لشکر روس، شارل ششم در تمام جبهه‌ها مغلوب شد. در نواحی رن، ارتش فرانسه کهل و فیلیپس بورگ (ژوئیه ۱۷۳۴) را تسخیر کرد. در ایتالیا جنگ هم در شمال یعنی دشت پو و هم در جنوب ایتالیا شعله ور بود. در شمال، فرانسویان میلان را به دست آورده و در حوالی پارما در گاستالا (۱۹ سپتامبر ۱۷۳۴) به پیروزی بزرگی دست یافتند. در جنوب لشکر اسپانیا به آسانی، ناپل و سیسیل را به دست آورد. (از مارس تا سپتامبر ۱۷۳۴). پس در سال ۱۷۳۵ میلادی، شارل ششم تن به شکست داد و مقدمات صلح با فرانسه را در وین آماده کرد. (۳ اکتبر ۱۷۳۵) اما صلح قطعی به دلیل سادت و رقابت شاه ساردنی و اسپانیا تا ۳ سال به تاخیر افتاد.

نتایج[ویرایش]

با پایان این جنگ، سومین شعبه خاندان بوربون در ناپل به قدرت رسید. فرانسه از جانب شرق به سرحد طبیعی خود رسید و این جنگ برایش منافع بسیار به همراه داشت. اتریش، در ایتالیا بهترین قلمروهایش را از دست داد و خسارات جنگ را ادا نمود.

منابع[ویرایش]

  • کتاب تاریخ آلبرماله/نوشتهٔ آلبرماله/ترجمه حسین فرهودی