مداخله نظامی روسیه در اوکراین

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
مداخله نظامی روسیه در اوکراین
مکان {{{place}}}

مداخله نظامی روسیه در اوکراین پس از انقلاب مردم اوکراین در سال ۲۰۱۴ و برکناری رئیس جمهور، ویکتور یانوکویچ رخ داد. این مداخله نظامی در کریمه در جنوب شرقی اوکراین واقع در دریای سیاه و سپس در مناطق شرقی اوکراین رخ داد.

مداخله روسیه در کریمه[ویرایش]

نیروهای روسی ابتدا بشکل سربازان نقابدار و مسلح، ساختمان‌های دولتی و پایگاه‌های نظامی فرودگاه‌های این شبه جزیره را تصرف کردند، سپس ۷ هزار نیروی نظامی وارد این شبه جزیره شده و عملاً کنترل آن منطقه را بدست گرفتند. فردای آن روز، تعداد نیروهای روسی به ۱۵ هزار نفر افزایش یافت. مقامات روسی دلیل این مداخله نظامی را، حفظ حقوق شهروندان روس تبار و روس زبان شرق اوکراین، می‌گویند. سرانجام در ۱۶ مارس ۲۰۱۴ یک همه‌پرسی توسط دولت شبه جزیره کریمه از مردم کریمه برای پیوستن به روسیه برگزار شد و ۸۱ درصد واجدان شرایط در این انتخابات شرکت کردند و ۹۶٫۷۷٪ به الحاق این شبه جزیره به روسیه رأی مثبت دادند.[۱] ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه در روز ۱۸ مارس رسماً سند الحاق کریمه به روسیه را امضا کرد[۲] و کریمه را جزء جدایی ناپذیر روسیه خواند.[۳]

برخی از کشورها از جمله ایالات متحده آمریکا، این واقعه را اشغال نظامی کریمه توسط روسیه نامیدند.[۴]

مداخله روسیه در شرق اوکراین[ویرایش]

پس از برکناری ویکتور یانکوویچ از ریاست جمهوری اوکراین در فوریه ۲۰۱۴ و فرادستی نیروهای هوادار غرب در دولت کیف، اهالی روس‌تبار بخش‌هایی از شرق اوکراین مبتنی بر بدبینی تاریخی‌اشان به جهت‌گیری‌های سیاسی در غرب اوکراین و نیروهایی‌ها که در کیف قدرت را به دست گرفته‌اند و نیز بر بستر برخی اشتباهات دولت جدید، با آن از در ستیز و مخالفت درآمده‌اند.[۵]

در این میان روسیه که فعل و انفعالات سیاسی در اوکراین را تلاشی دیگر برای تشدید محاصره خود و حضور سیاسی و نظامی غرب در پشت مرزهای خود تلقی می‌کند با حمایت از مخالفت‌ها در شرق اوکراین و تشدید ستیز میان اهالی منطقه و دولت کیف درصدد حفظ منافع ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک خود تا حد ممکن است. این رویکرد روسیه در همان روزهای اول پس از برکناری یانکوویچ و با تصرف بحث‌انگیز شبه جزیره کریمه نمودی بارز یافت.

گرچه نیروهای حاکم در کیف قول‌هایی مبنی بر تغییر قانون اساسی و اعطای اختیارات بیشتر به مناطق، به ویژه شرق کشور را داده‌اند، ولی این قول نه برای جدایی‌طلبان و نه برای روسیه حامی آنها کافی نبوده است، به خصوص که دولت مرکزی، شبه‌نظامیان مسلح در شرق اوکراین را "تروریست" می‌خواند، خواست‌های آنها و دولت روسیه را "باج‌گیری" می‌داند و حل مسئله را از طریق نظامی دنبال می‌کند.[۵]

در کنار مقابله نظامی با شبه‌نظامیان شرق روسیه، در کیف این امید وجود داشته که تحریم‌های اعمال‌شده از سوی کشورهای غربی علیه روسیه، اثر کند و کرملین با قطع حمایت از شبه‌نظامیان طرح‌ها و قول‌های دولت مرکزی اوکراین را بپذیرد.

با بدست آمدن برخی موفقیت‌های نظامی دولت در شرق، عرصه بر شبه‌نظامیان شرق اوکراین روز به روز تنگ‌تر می‌شود، اما تا کنون هیچ‌یک از دو طرف، اراده‌ای برای برای پایان درگیری‌ها نشان نداده‌اند.

محاسبه شبه‌نظامیان در ادامه درگیری عمدتاً بر این مبنا استوار بوده است که زمان به ضرر دولت مرکزی اوکراین عمل می‌کند. هم وضع اقتصادی شبه ورشکسته این دولت و اختلافات درونی آن، هم تلفات بالای ارتش ناآماده و کم‌تجهیزات و هم خستگی ناشی از ادامه جنگ در میان اهالی بخش‌های دیگر اوکراین که در مناطق مختلف کشور، با تظاهرات، اعتراض خود به ادامه جنگ را نشان می‌دهند از جمله فاکتورهای محاسبه شبه‌نظامیان و روسیه بوده‌اند. امید به مداخله مستقیم نظامی روسیه نیز در بدترین حالت نیز در این محاسبه نقش بازی کرده است اما این موضوع به دلیل هزینه بسیار سنگین نظامی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آن بسیار دور از ذهن است.[۵]

این عوامل البته موجودند و تاثیرات منفی آن بر اقتصاد و وضعیت اجتماعی اوکراین هم مشهود است، اما به نظر می‌رسد که به ویژه در نتیجه کمک‌ها و حمایت‌های غرب، شتاب و شدت این تاثیرات آن گونه نبوده است که شبه‌نظامیان و روسیه امید داشته‌اند. در حال حاضر وضعیت خود این شبه‌نظامیان در قیاس با قوای دولت مرکزی نامساعدتر است، هر چند که اعزام نیرو و تجهیزات از سوی روسیه و امید به دخالت مستقیم این کشور تا حدودی قدرت محدود ادامه درگیری‌ها و عدم تسلیم کامل تا اطلاع ثانوی را به آنها می‌دهد.

برخلاف دخالت نظامی در کریمه، اکثریت مردم روسیه در نظرسنجی‌ها دخالت نظامی در اوکراین را نفی می‌کنند. ظاهراً تاثیر تجربه شوروی در افغانستان و آمریکا در عراق تاثیرگذارتر از آن است که افکار عمومی به سادگی با تکرار تجربه‌ای مشابه در اوکراین موافقت کند. باید توجه کرد که که تا کنون رسانه‌ها و محافل رسمی روسیه وضعیت کنونی اوکراین را ناشی از «دخالت غرب در این کشور» و حمایت از "نیروهای ملی‌گرا افراطی و فاشیستی" و «سرنگونی توام با خشونت دولت قانونی» این کشور معرفی می‌کنند و دخالت نظامی در اوکراین، خود روسیه را بیش از پیش در مظان اتهام می‌نشاند و این گونه مانورهای تبلیغاتی را بی‌اثر می‌کند.[۵]

صرف‌نظر از این که این گونه اشغال‌گری بدون واکنش کشورهای غربی حامی دولت مرکزی اوکراین باقی نمی‌ماند، از لحاظ اقتصادی هم در توان روسیه نیست که وضعیت زندگی مردم نواحی اشغال‌شده را به سرعت بهبود ببخشد و روند مشابه‌ای از خدمات رسانی به آنها را مثل کریمه به اجرا بگذارد.

این نیز هست که مناطق شرقی اوکراین بر خلاف کریمه، همگنی جمعیتی ندارند و لزوماً ساکنان همه بخش‌های مجاور روس‌تبار نیستند. همه روس‌تبارها هم لزوماً خواهان جدایی از اوکراین نیستند، امری که مسئله استقرار نیروی روسیه در این نواحی را دشوار می‌کند و حتی می‌تواند وضعیتی شبه جنگ داخلی در همان مناطق شرقی ایجاد کند.

در حال حاضر فضای ضدروسی در بخش‌های غیرشرقی اوکراین به شدت بالاست. اقدام نظامی مستقیم روسیه در اوکراین بر این آتش خواهد افزود که می‌تواند تنش و تشنجی مداوم در مرزهای جدید روسیه با اوکراین را در پی داشته باشد.[۵]

گرایش به راه‌حل سیاسی[ویرایش]

افزایش تلاش‌های دیپلماتیک اخیر در اروپا برای حل بحران و افزایش تماس‌ها و دیدارها میان مقام‌های روسیه و اوکراین نشانگر آن است که هر دو طرف پیروزی واقعی و کاملی برای خود در این بحران متصور نیستند و بیش از همه یافتن راه‌حل سیاسی که مبتنی بر خواست‌های متعادل‌شده طرفین باشد مد نظر است.

گزینه کرملین برای تحقق این امر ایجاد یک حکومت فدرال در این کشور است. زیرا در یک اوکراین فدرال دولت مرکزی نسبتاً ضعیف در جهت‌گیری‌های خارجی‌اش به نظر موافق مناطق فدرال (از جمله مردم نواحی شرق کشور) وابسته است و روسیه را راضی کند که پیوند تنگاتنگ میان کیف و غرب (به خصوص از دید نظامی) عملی نشود.

این راه‌حل شاید اوکراین را در پیوندهای مستقیم سیاسی و اقتصادی با غرب قرار دهد، اما در عین حال باید به پیوندهای تاریخی، فرهنگی و اقتصادی شرق اوکراین با روسیه هم توجه می‌کند و به لحاظ نظامی، مانند آنچه برای فنلاند پس از جنگ جهانی دوم ترسیم شد، موقعیتی خنثی و حائل را برای اوکراین رقم خواهد زد.[۵]

اما روسیه به هیچ‌یک از این راه حل‌ها توجهی نکرده و بدون در نظر گرفتن عواقب بعدی، به افزایش درگیری‌ها در شرق اوکراین دامن می‌زند. از زمان شروع درگیری‌ها در آوریل ۲۰۱۴ تا ماه آگوست، بین ۳۰۰۰ تا ۴۰۰۰ داوطلب روس به همراه جدایی طلبان شرق اوکراین می‌جنگند. یکی از روش‌های دیگر روسیه در جهت همسو کردن مردم، استفاده از حافظه تاریخی آنها و دادن لقب‌هایی چون فاشیست و نازی به مبارزه با مخالفانش از جمله رهبران امروز اوکراین است.[۶] همچنین تا کنون این جنگ شاهد یک میلیون آواره، ۲۶۰ هزار بی خانمان و مرگ ۲۶۰۰ نفر شده است.[۷] قرار است ناتو یک نیروی واکنش سریع چند هزار نفری را برای حمایت از اعضای آن در اروپای شرقی تشکیل دهد.[۸]

گرایش به ناتو[ویرایش]

با ادامه یافتن این وضعیت در ۲۳ دسامبر ۲۰۱۴ پارلمان اوکراین رای به پیوستن این کشور به ناتو داد.[۹]

یهود ستیزی[ویرایش]

از آغاز درگیری‌ها در شرق اوکراین، احساسات ضد یهودی در شرق این کشور بالا گرفته است. گفته می‌شود به این نگرش با پخش اعلامیه‌هایی از طرف جمهوری مردمی دونتسک (وابسته به دولت روسیه) دامن زده می‌شود.[۱۰]

منابع[ویرایش]

  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «[۴]»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد.