یونیورسال استودیوز

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
یونیورسال استودیو
بنا نهاده ۳۰ آوریل ۱۹۱۲
بنیانگذاران کارل لائمله
مارک دینتنفاس
چارلز بومن
ادام کسل
پت پاورز
ویلیام سوانسون
دیوید هورسلی
زول برالاتور
دفتر مرکزی یونیورسال سیتی، کالیفرنیا
محدودهٔ فعالیت بین‌المللی
مدیر عامل رونالد میر
افراد کلیدی کارل لائمله
محصولات فیلم
درآمد ۴٫۲۳۹ میلیارد دلار (۲۰۱۱)
سود خالص ۲۷ میلیون دلار (۲۰۱۱)
شرکت‌های وابسته یونیورسال انیمیشن
فوکوس فیوچر
ایلومنیشن انترتینمنت
وب‌گاه http://www.UniversalStudios.com

یونیورسال استودیوز یکی از شش ابرکمپانی فیلم­سازی آمریکاست که حجم سرمایه ­گذاری و تنوع فعالیت ­هایش در شاخه­‌های مختلف سرگرمی و رسانه باور نکردنی است؛ وسعت فعالیتی که باعث شده بزرگترین مجموعه استودیوی آمریکا را در شهری به نام خودشان - Universal City - در کالیفرنیا در اختیار داشته باشند و علاوه بر این، آن­ها خدمات خود را در استودیوهای دیگری در ارلاندو و فلوریدا به سازندگان فیلم و صاحبان صنایع تبلیغاتی نیز ارائه می ­دهند.

یونیورسال همچنین دارای یکی از بزرگترین شبکه ­های توزیع نمایش خانگی و البته یکی از مهم­ترین برنامه سازان تلویزیونی در آمریکاست که محصولات و شو­های تلویزیونی خود را از طریق شبکه ­های کابلی در داخل و خارج از آمریکا به فروش می ­رساند.

درب بسیاری از استودیوهای یونیورسال به­ روی عموم باز است و تورهای تفریحی متنوعی برای بازدیدکنندگان طراحی شده تا علاقه ­مندان بتوانند در نسخه­ ای جدی­تر از دیزنی ­لند در استودیو­های ساخت بسیاری از معروف­ترین فیلم ­های سینمایی قدم بزنند و شخصیت­‌های محبوبشان را از نزدیک ببینند. محبوبیت این تورها به حدی زیاد است که یونیورسال دو پارک موضوعی یا اصطلاحاً «تم­ پارک» دیگر از این دست را در چین و اسپانیا تأسیس کرده است.

نظارت بر ساخت و فروش محصولات مصرفی و جانبی، همچون لباس­ شخصیت­ فیلم ­ها، عروسک ­ها و محصولات یادگاری، خرید و فروش ­های آنلاین و بازی ­های کامپیوتری نیز یکی دیگر از حوزه فعالیت ­های این کمپانی بزرگ است.

شاخه موسیقی یونیورسال- Universal Music Group- نیز بزرگترین کمپانی موزیک دنیاست که شامل ده ­ها برند و عنوان در ضبط و پخش آثار موسیقی می‌شود.

اما اینکه این غول رسانه چگونه به این­جا رسیده است، تاریخی دارد طولانی و ارزشمند با قدمتی نزدیک به اختراع تصاویر متحرک.

سال ­های اولیه قرن ۲۰[ویرایش]

برای شروع باید به سال ۱۹۰۵ بازگردیم. زمانی که کارل لاامل Carl Laemmle آلمانی تبار در شیکاگو به دنبال مکان مناسبی برای افتتاح فروشگاه لباس خود می ­گشت که به طور اتفاقی به صفی از مردم که برای رفتن به Nickelodeon یا سینماهای اولیه و ارزان قیمت آن دوران که تصاویر متحرک ساده ­ای را به نمایش می‌گذاشتند، برخورد کرد. او که از میزان شوق مردم برای دیدن این فیلم ­های اولیه حیرت کرده بود تغییر مسیر داده و سینمای White Front را تأسیس کرد. در کمتر از یک ماه هزینه­ سرمایه­ گذاری او بازگشت و او به همراه شریک خود Robert Cochrane دومین سالن خود را نیز تأسیس کرد. این سرمایه­ گذاری­‌ها ادامه داشت و رفته­ رفته آنان را به یکی از بزرگترین پخش کننده ­های کشور مبدل ساخت. تا سال ۱۹۰۹ لاامل و کوچران از تجارت خود در آمریکا و کانادا بیش از ده­ هزار دلار در هفته درآمد داشتند. اما تا به اینجا آن­ها صرفاً توزیع کننده بودند و تولید فیلم در انحصار Motion Picture Patents بود که توسط ادیسون -مخترع موتورهای الکتریکی داخل دوربین­‌ها و پروژکتورها- حمایت می­ شد. بعد از اختلافات و مشاجرات پیش آمده لاامل تصمیم گرفت که دیگر پولی به ادیسون پرداخت نکند. قطع همکاری با کمپانی MPP که تنها قدرت انحصاری تولید فیلم در آن زمان بود، آن­ها را که دیگر فیلمی برای توزیع و فروش نداشتند، به صرافت تولید فیلم­‌های خودشان انداخت.

اولین تلاش آن­ها تحت نام «کمپانی مستقل تصاویر متحرک» یا Independent Motion Picture (IMP) تولید فیلمی با نام Hiawatha بود.

IMP رفته رفته به تولیدات خود سرعت بخشید و از آن جا که برخلاف سیاست ­های کمپانی ادیسون که نام عوامل و بازیگران را در فیلم درج نمی­ کرد با گذاشتن تیتراژ روی فیلم­‌ها و شناساندن آن­ها به مردم، بسیاری از بازیگران را به سوی خود جلب کرد و اولین سیستم ستاره­ پروری در صنعت سینما را بنیان نهاد. در سال ۱۹۱۲ با ادغام IMP که به سطح تولید یک فیلم در هفته رسیده بود و پنج شرکت دیگر، کمپانی تولید فیلم یونیورسال – Universal Film Manufacturing – شکل گرفته و لاامل اولین رئیس آن شد. در آن سال­‌ها یونیورسال پکیجی از فیلم­‌های گوناگون ارائه می ­داد که به صاحبان سینماها اجازه می ­داد هر روز فیلم جدیدی برای نمایش داشته باشند. کامل­ترین بسته آن­ها شامل دو حلقه فیلم کمدی، یک سریال و یک فیلم بلند بود. آن­ها حتی در سال ۱۹۱۳ فیلم­‌های خبری هفتگی با عنوان Universal Animated Weekly تولید می­ کردند.

اولین فیلم بلند داستانی آن­ها Traffic in Souls (۱۹۱۳) بیش از نیم میلیون دلار فروخت که عمده موفقیتش مرهون تکنیک­‌های جدید و خلاقانه تدوین آن بود که حسی از وقوع چندین اتفاق در یک سکانس را به تماشاگران منتقل می­ کرد. مفهومی که پیش از این در سالن­‌های سینما دیده نشده بود.

در سال ۱۹۱۴ یونیورسال با افتتاح مجموعه استودیو­های خود در کالیفرنیا ظرفیت فیلم­سازی خود را بیش از پیش گسترش داد. لاامل با خرید فضایی به وسعت بیش از ۹۳۰ هزار متر مربع در دره سن­فرناندوی کالیفرنیا در نزدیکی لس­ آنجلس به قیمت ۱۶۵ هزار دلار، رؤیای خود را برای داشتن استودیویی به ابعاد یک شهر به واقعیت تبدیل کرد. جشن افتتاح این مجموعه عظیم که در ابتدا برای مدیران و صاحبان صنعت سینما برنامه ­ریزی شده بود هزاران نفر از مردم عادی را نیز به خود جلب کرد. یونیورسال از این استقبال و هیجان عمومی نهایت بهره را برد و با ترتیب دادن تورهایی به قیمت ۲۵ سنت، بازدیدهای عمومی از استودیوهایش را راه ­اندازی کرد تا اختراع فیلم­‌های ناطق که نیازمند استودیوهای دربسته بود روزانه بیش از ۵۰۰ نفر بازدیدکننده داشته باشد.

یونیورسال در سال ۱۹۱۵ بیش از ۲۵۰ فیلم تولید کرد؛ فیلم­‌هایی که بر اساس میزان بودجه تقسیم‌بندی می­ شدند. «پر سرخ» و «پرنده آبی» به ترتیب بودجه­‌های کم و متوسط را دریافت می­ کردند و «جواهر» عنوان رده فیلم­‌هایی بود که بالاترین بودجه­ و ستاره­‌های آن دوران سینما را در اختیار داشتند. بازیگرانی چون Harry Carrey، Carmel Myers، Radolph Valentino و کارگردانی چون Erich Von Strheim و البته جان فورد که با پیوستنش به یونیورسال تلاش می­ کرد تا ژانر وسترن آمریکایی را با بسیاری از فیلم­‌هایی که کارگردانی کرد، تعریف کند.

دهه ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰[ویرایش]

در ابتدای دهه ۱۹۲۰ و در حالی­که سایر استودیوها به ساخت فیلم‌های بلند روی آورده بودند، تمرکز یونیورسال به طور عمده روی ساخت فیلم­‌های وسترن و ملودرام­‌های کوتاه و ارزان قیمت بود. هر چند در این دوران هم آن­ها دو فیلم بلند ساختند که هر دو به فیلم­‌های صامت کلاسیک تاریخ سینما تبدیل شدند. گوژپشت نتردام (۱۹۲۳) با بازی Lon Chaney و کارگردانی Wallace worsley تحسین منتقدان را برانگیخت و در گیشه نیز موفق عمل کرد و همچنین شبح اپرا (۱۹۲۵) که جمعی زیادی از ستاره­‌های آن­ زمان را در اختیار داشت. در این زمان یونیورسال به بازار اروپا نیز دسترسی پیدا کرده بود؛ جایی که فیلم ­های اکشن و وسترن­‌های آمریکایی طرفداران خود را پیدا کرده بود.

بوریس کارلوف در عروس فرانکنشتاین ۱۹۳۵

سال ۱۹۲۹ کارل لامل پسر به عنوان کادوی تولد بیست و یک سالگی به جای پدر بر مسند مدیریت یونیورسال تکیه زد. لاامل جوان که اهداف بلند پروازانه­ ای داشت به هدف بروز رسانی کمپانی دست به اصلاحاتی زد. وی با هدف ساخت فیلم­‌های بلند و باکیفیت ۴۰ درصد از حجم تولیدات کمپانی کاست. توجه او به رمان­‌ها منجر به خلق چندین فیلم بلند برجسته شد. فیلم‌هایی چون پادشاه جاز (۱۹۳۰) - اولین فیلم موزیکال رنگی دنیا- و یا All Quiet on western front (۱۹۳۰) که جایزه اسکار بهترین فیلم سال را برای آنان به ارمغان آورد.

اما در حقیقت یونیورسال بخش زیادی از شهرت خود را در طی سال­‌های ۱۹۳۱ تا ۱۹۳۵ و با ساخت ۸ فیلم سینمای وحشت به دست آورد که شاهکارهایی چون دراکولا (۱۹۳۱)، فرانکشتاین (۱۹۳۲)، مومیایی (۱۹۳۲) و مرد نامرئی (۱۹۳۳) از آن جمله است.

با این حال این فیلم­‌های باکیفیت نظر تماشاگران آن دوره را به خود جلب نکرد و میزان فروش، از پسِ جبران هزینه­‌های ساخت این فیلم­‌های گران­قیمت برنیامد و سایه بحران بر سر یونیورسال پدید آمد.

سال ۱۹۳۶ زمانی که بودجه ساخت فیلم Showboat -که ستارگان برادوی در آن ایفای نقش می­ کردند- اعلام شد، سهام­داران کمپانی که ولخرجی­‌های لاامل پسر زنگ خطر را برایشان به صدا درآورده بود اجازه تولید فیلم را ندادند تا اینکه لاامل پدر وامی ۷۵۰ هزار دلاری را با وثیقه قرار دادن سهم خود در یونیورسال از کمپانی Standard Capital دریافت کرد. این اولین بار در تاریخ ۲۶ ساله یونیورسال بود که برای تولید فیلم به قرض روی آورده بودند. در نهایت بودجه فیلم از این مقدار هم ۳۰۰ هزار دلار فراتر رفت و Standard Capital تقاضای بازپرداخت وام را کرد و زمانی که کمپانی از عهده قرض خود برنیامد این فصل از تاریخ یونیورسال به سر آمد و Standard Capital با بهره از وثیقه ­ای که در اختیار داشت کنترل کمپانی را به دست گرفت و بر بیش از بیست سال تسلط خانواده لااملی بر یونیورسال پایان داد. با پایان فرمان­روایی خانواده لااملی بر یونیورسال دوران جدیدی در تاریخ این کمپانی سینمایی آغاز شده بود. کمپانی یونیورسال که اینک با نام New Universal فعالیت می­‌کرد، با کاهش تولید و متوقف کردن نمایش­‌های خود در اروپا به تقویت منابع و سرمایه­‌های خود پرداخت. سال­‌های اولیه مدیریت جدید دوران خوبی بود. در ۱۹۳۶ یونیورسال با دو فیلم «مرد من؛ گادفری» و «سه­ دختر­ زرنگ» که ساخت آن­ها از دوره قبل شروع شده بود نامزد ۹ جایزه اسکار شد و «دیان دوبین» ستاره ۱۵ ساله فیلم «سه دختر زرنگ» به عنوان یکی از بزرگترین سوپراستارهای سال­‌های آینده به دنیای سینما معرفی شد. ستاره­‌ای که در مدت ۱۲ سال حضورش در یونیورسال در ۲۱ فیلم بازی کرد و در سال ۱۹۳۸ جایزه اسکار ویژه­‌ای را به عنوان یک ستاره جوان از آن خود کرد.

در اواخر دهه ۳۰ و با حضور مدیران جدید، یونیورسال در تلاش بود با بودجه­‌های کم، توده ­های بیشتری از مردم را سرگرم کند. تلاشی که به ثمر نشست و کمپانی به لطف درخشش ستاره جوان خود توانست از میان ضررهای خویش برخیزد و از زیان ۱٫۸ میلیون دلاری در سال ۱۹۳۶ به سود خالص ۱٫۵ میلیون دلار در سال ۱۹۳۹ دست پیدا کند.

جنگ؛ اشک‌­ها و لبخندها[ویرایش]

دهه ۴۰ میلادی سالن­‌های سینما شاهد رونق حضور مردمی بود که سعی می­‌کردند راهی برای از بین بردن تلخی و مصیبت جنگ جهانی دوم بیابند. یونیورسال در این سال­‌ها فیلم­‌های هیولایی، وسترن­‌های ارزان قیمت و فیلم­‌های دنباله­‌دار می­‌ساخت. همچنین محصولات متجددی چون شرلوک هلمز در این زمان متولد شدند و تا سال ۱۹۴۵ و داغ شدن تنور جنگ، فیلم­‌های جنگی نیز از راه رسیدند. این دوره هم­چنین شاهد حضور نخستین درام­‌های جنایی بود که برخی از برجسته­‌ترین محصولات تاریخ یونیورسال را نیز در برمی­‌گیرند. فیلم­‌هایی چون سایه یک شک (۱۹۴۳) به کارگردانی آلفرد هیچکاک، مظنون (۱۹۴۴) ساخته رابرت زیدماک و خیابان اسکارلت (۱۹۴۵) به کارگردانی فریتز لانگ.

یونیورسال در سال ۱۹۴۵ به طور متوسط با ساخت هفته‌­ای یک فیلم بلند و در مجموع با ساخت ۳۵۰ فیلم در طی ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۵ به سقف تولید خود رسیده بود.

سال ۱۹۴۶ یونیورسال با ادغام در کمپانی International Pictures Stemmed خطی مشی جدیدی در پیش گرفت. مالکان جدید ساخت فیلم و سریال کوتاه و وسترن­‌های ارزان قیمت را به هدف تمرکز روی ساخت فیلم‌­های بلند باکیفیت متوقف کردند و به این منظور به همکاری خود با بسیاری از ستاره­‌ها پایان دادند.

در این دوره یونیورسال ده­‌ها فیلم با کیفیت تولید کرد ولی موفقیتی در گیشه و بازگشت سرمایه خود نداشت. تنها استثناء در این میان فیلم کمدی-رمانتیک «من و تخم مرغ» (۱۹۴۷) بود که با فروش ۵٫۷۵ میلیون دلاری، پرفروش‌ترین فیلم سال شد. اما با ادامه روند ضرردهی، تولید فیلم‌­های ارزان قیمت مجدداً در دستور کار قرار گرفت.

تغییرات مدیریتی نیز همچنان ادامه پیدا کرد و مالکیت یونیورسال دست به دست می­‌چرخید تا در نهایت در سال ۱۹۵۲، Decca Records کنترل کمپانی را در دست گرفت. با هدایت مدیران جدید یونیورسال مجدداً به سوددهی رسید و به رشدی ۷ میلیون دلاری در سال ۱۹۵۴ دست یافت. در این دوره آن­ها با استفاده از فیلمسازان کمتر شناخته شده فیلم­‌های مهمی چون نشانی از شر (۱۹۵۸) به کارگردانی و بازیگری اورسون ولز و یا عملیات پتی­کوت (۱۹۵۹) به کارگردانی بلیک ادواردز تولید کردند.

همچنین در فاصله ۱۹۵۳ تا ۱۹۵۹ فیلم­‌های موفق و پر فروشی در ژانر درام­‌های عاشقانه تولید شد. فیلم ­هایی چون تقلید زندگی (۱۹۵۹) و صحبت­‌های بالشی (۱۹۵۹) که دومی با فروش عجیب ۱۸ میلیون دلاری نقطه عطفی در تاریخ کمپانی و فیلم­‌هایی از این ژانر بود. در این سال­‌ها تلویزیون نیز کم ­کم در قامت یک رقیب جدی وارد عرصه سرگرمی شده بود و روز به روز تماشاچیان بیشتری را در خانه نگه می­ داشت. در سال ۱۹۵۷ یونیورسال بیش از ۵۵۰ فیلم از ساخته ­های خود را برای پخش از تلویزیون اجاره داد. با این حال آن‌ها که همواره سود اصلی خود را در سالن­‌های سینما دنبال می­‌کردند با کاهش ۱۲ درصدی مجموع فروش بلیت صنعت سینما، متحمل ضرری ۲ میلیون دلاری شدند؛ ضرری که از حد توان مالکان خارج بود و آن­ها را به صرافت فروش کمپانی انداخت. این بار نوبت Music Corporation of Amreica بود که با پرداخت ۱۱٫۲۵ میلیون دلار فصل دیگری را در تاریخ کمپانی بگشاید.

سال ۱۹۶۲ MCA با در اختیار گرفتن کنترل امور نام کمپانی را به نام سابق آن یعنی Univesal Pictures بازگرداند و به نوسازی و تجهیز استودیوها جهت ساخت محصولات تلویزیونی پرداخت. آن­ها همچنین تور بازدید از استودیوها را نیز دوباره راه ­اندازی کردند.

در سال ­های اولیه مالکیت MCA، فیلم­‌های مهمی نیز تولید شد. پرنده­‌ها (۱۹۶۲) به کارگردانی آلفرد هیچکاک ۴٫۶ میلیون دلار فروخت و کشتن مرغ مقلد (۱۹۶۲) به کارگردانی رابرت مولیگان سه جایزه اسکار به ارمغان آورد. اما در این زمان مهم­ترین تهیه کننده یونیورسال «راس هانتر» بود که در سال ۱۹۷۰ یکی از موفق­ترین فیلم­‌های آن دوران یعنی فیلم «فرودگاه» را ساخت که رقم خیره کننده ۴۵٫۳ میلیون دلار فروش کرد و نوید شروع یک فصل طلایی در تاریخ یونیورسال را به همگان داد.

دهه ۷۰ و ۸۰: سال­‌های طلایی[ویرایش]

سال ۱۹۷۳ یکی از طلایی ­ترین سال­‌های فعالیت یونیورسال شناخته می­ شود. فیلم «کلاه­برداری» با بازی ستاره­‌های دوران، پل نیومن و رابرت ردفورد ۷۹ میلیون دلار فروش کرد و در مراسم اسکار با رقابت با دیگر فیلم تولیدی یونیورسال، American Graffiti به کارگردانی جرج لوکاس توانست ۷ جایزه اسکار از جمله جایزه بهترین فیلم سال را بدست آورد.

روند درخشش یونیورسال در این سال‌­ها به شدت ادامه داشت. فیلم آرواره­‌ها (۱۹۷۵) به کارگردانی استیون اسپیلبرگ بیشترین میزان تماشاگر ثبت شده تا آن تاریخ را به سالن­‌های سینما کشاند و رقم حیرت انگیز ۱۳۳٫۴ میلیون دلار فروش کرد. فیلمی که تا دو سال بعد و اکران «جنگ ستاره­‌ها» همچنان پرفروشترین فیلم تاریخ سینما بود. افتخارات کمپانی در دهه ۸۰ هم ادامه داشت و فیلم­‌های تولیدی یونیورسال جوایز اسکار و میلیون­‌ها دلار پول را درو می­ کردند. اما اوج قله موفقیت در این دو دهه طلایی با اکران فیلم «ET» به کارگردانی اسپیلبرگ به وقوع پیوست. ET مانند یک بمب ترکید و گیشه ­های فروش را منفجر کرد و در سه ماه آخر سال ۱۹۸۲ بیش از ۴۰۰ میلیون دلار فروخت و جنگ ستارگان را پشت سر گذاشت و تا یازده سال بعد که «پارک ژوراسیک» اکران شد پرفروش‌ترین فیلم همه دوران بود. فیلمی که در بسیاری از نظرسنجی­‌ها هنوز هم به عنوان بهترین فیلم در حوزه ارتباط با موجودات فضایی شناخته می­‌شود. ET همچنین در هشت رشته نامزد و در ۴ بخش برنده جوایز اسکار شد.

در همان سال مریل استریپ هم اسکار بهترین بازیگر زن را برای بازی در فیلم «انتخاب سوفی» دیگر محصول یونیورسال دریافت کرد.

این روند استثنایی با فیلم­‌های بازگشت به آینده (۱۹۸۵)، خارج از آفریقا (۱۹۸۵) سرزمین رؤیاها (۱۹۸۹) و بازگشت به آینده ۲ (۱۹۸۹) ادامه پیدا کرد.

در خارج از سالن­‌های سینما نیز یونیورسال در حال بزرگ شدن بود. در سال ۱۹۸۲ طرح توسعه کمپانی به پایان رسید و ۹۰۰ هزار مترمربع دیگر به مجموعه استودیوهای یونیورسال افزوده شد تا به اندازه امروزی آن – ۱٫۷ کیلومتر مربع - و عنوان بزرگترین استودیوی دنیا برسد. مجموعه جدید شامل ۳۶ استودیوی ضبط، لابراتورهای فیلم، ساختمان­‌های اداری و همچنین فضایی به ابعاد بیش ۱۸ هزار متر مربع جهت استقرار تهیه کنندگان مستقل بود. هنگامی که اسپیلبرگ کمپانی خود به نام Amblin Entertainment را راه ­اندازی کرد، یونیورسال که پخش فیلم­‌های او را بر عهده داشت او را در همین مجموعه مستقر کرد و تجهیزات تدوین، سالن نمایش و امکانات غیر مرسوم دیگری نیز در اختیارش قرار داد.

همچنین در سال ۱۹۸۸ یونیورسال مجموعه استودیوهای خود در اورلاندوی فلوریدا را نیز راه‌اندازی کرد. مجموعه‌ای که به طور خاص به ساخت محصولات تلویزیونی و تبلیغات اختصاص دارد. دو سال بعد تورهای بازدید عمومی نیز گشوده شد و یونیورسال با استفاده از شخصیت­‌های محبوب و تم فیلم­‌های پرفروش خود بازی­ و سرگرمی ­های بسیاری را در آنجا مستقر کرد. در نوامبر ۱۹۹۰ شرکت صنایع الکتریکی Matsushita با پرداخت بیش از ۶ میلیارد دلار مالکیت MCA، کمپانی مادر یونیورسال را به دست آورد. ماتسوشیتا در آن زمان بزرگترین شرکت تولیدکننده محصولات الکتریکی خانگی و مخترع سیستم پخش VHS یا همان نوار ویدیوهای معروف بود؛ کمپانی ای که ما امروزه با نام پاناسونیک می‌شناسیم.

مالک جدید یک شروع ناامید کننده داشت. فیلم هاوانا (۱۹۹۰) با بازی رابرت ردفورد و کارگردانی سیدنی پولاک یک شکست مطلق بود و ۳۰ میلیون دلار کمتر از بودجه ساخت خودش فروش کرد. اما این شکست مقدمه ­ای بود برای یک موفقیت خیره کننده. یونیورسال که در این سال­‌ها توزیع فیلم­‌های Amblin Entertainment را بر عهده دارد در سال ۱۹۹۳ با پخش سه فیلم پارک ژوراسیک، فهرست شیندلر و داستان دایناسور بیش از ۵۵۰ میلیون دلار درآمدزایی داشت.

اما تفاوت بسیار زیاد کمپانی ژاپنی با فرهنگ حاکم بر هالیوود و اختلافات مدیریتی با مدیران اجرایی MCA بر سر طرح­‌های توسعه و اصول استراتژیک خیلی زود به این ماه عسل پایان داد. در همین حین یونیورسال که درگیر بحث ­های مدیریتی شده بود، تهیه­ کننده برتر خود استیون اسپیلبرگ را که می ­خواست کمپانی مستقل دریم ورکز را تأسیس کند از دست داد.

در نهایت کمپانی ژاپنی در سال ۱۹۹۵ با فروش بیش از ۸۰ درصد از سهام مالکیت خود به شرکت کانادایی Seagram از این ورطه خارج شد.

طی چند سال آینده یونیورسال تحت مدیریت جدید شاهد تغییرات بسیاری بود که از جمله آن می‌توان به ادغام با شرکت ­های ریز و درشت فعال در حوزه ­های مختلف سرگرمی و مبدل شدن به یک کمپانی چندوجهی اشاره کرد.

نتیجه این فعالیت­‌ها تأسیس شبکه بازاریابی تلویزیونی کمپانی در اوت ۱۹۹۷ و افتتاح اولین دفتر آن در فرانسه بود. مجموعه‌ای از محبوب­‌ترین شوهای آن زمان همچون Miami Vice به زبان فرانسه دوبله و پخش شد و پخش بعضی از موفق ­ترین فیلم­‌های فرانسوی به یونیورسال سپرده شد. یک سال بعد دفاتر آلمان و اسپانیا نیز آغاز به کار کردند و مجموعه‌ای از محصولات کمپانی در برزیل و آمریکای لاتین نیز روی آنتن رفتند. در نهایت یونیورسال از طریق دفاتر اصلی خود در ۸ کشور تولیداتش را به بیش از ۱۸۰ کشور دنیا تزریق کرد که این فعالیت شامل ساخت برنامه­‌ها و تاک­شوهای محلی نیز می‌شدند.

در این دوران هر چه شرکت­‌های بیشتری به یونیورسال ملحق می­ شدند خلاقیت فیلم­سازی در کمپانی کاهش می­ یافت تا جایی که سال ۱۹۹۷ تنها با تولید ۱۲ فیلم عملاً سهم خود در بازار فیلم­سازی را از دست دادند.

با شکست فیلم «ترس و نفرت در لاس ­وگاس» در گیشه و فروشی ۱۰ میلیون دلاری زیر بودجه ساخت، این داستان به اوج خود رسید. اما ادگار برونف من مدیرعامل وقت یونیورسال با به خط کردن تمام توان و امکانات ورق را دوباره بازگرداند. پخش و توزیع فیلم ­های پچ آدامز (۱۹۹۸) با بازی رابین ویلیامز، ناتینگ هیل (۱۹۹۹) با بازی جولیا رابرتز و فیلم پرفروش مومیایی (۱۹۹۹) تا اواسط سال ۱۹۹۹ نزدیک ۸۰۰ میلیون دلار به ذخیره مالی کمپانی افزود و همکاری با کمپانی میراماکس در توزیع فیلم شکسپیر عاشق (۱۹۹۸) هفت جایزه اسکار را به ارمغان آورد.

قرن ۲۱؛ هزاره سرگرمی[ویرایش]

هزاره جدید برای یونیورسال با امیدهای فراوان به اکران فیلم چگونه گرینچ کریسمس را دزدید (۲۰۰۰) با بازی جیم کری و گلادیاتور (۲۰۰۰) با بازی راسل کرو آغاز شد. امیدی که معلوم شد بی جا نبوده است. فیلم­‌ها در گیشه موفق عمل کردند و تحسین منتقدان را هم برانگیختند و جایزه ­های اسکار را نیز سرازیر کردند.

اما در این سال­‌ها یونیورسال در زمینه‌های دیگر هم موفق عمل کرد. سال ۱۹۹۹ عرضه فیلم مومیایی به­روی DVD رقم باورنکردنی یک میلیارد دلار فروش به همراه داشت. موفقیت خیره کننده ­ای که کمپانی را حتی برآن داشت تا بسیاری از محصولات قدیمی خود هم­چون مرد نامرئی (۱۹۳۳) و یا سری فیلم­‌های آلفرد هیچکاک فقید را نیز روی سیستم پخش خانگی توزیع کند.

شاخه موسیقی یونیورسال هم که اینک مقر اصلی آن در سانتامونیکای کالیفرنیاست و به عنوان بزرگترین کمپانی موسیقی دنیا شناخته می­ شود در طی این سال­‌ها با همکاری با بزرگترین هنرمندان دنیا و نشر هزاران آلبوم سود هنگفتی را روانه کمپانی کرده است.

یونیورسال همچنین در تمامی این دوران پارک­‌های تفریحی خود را گسترش داده و با بروز رسانی و تجهیز بازی­‌ها به محبوب‌ترین و جدیدترین کاراکترها به افزایش مخاطب و بهره خود پرداخته است. با افتتاح پارک­‌های جدید در اوزاکای ژاپن در سال ۲۰۰۱ و سنگاپور در سال ۲۰۱۱ و برنامه توسعه آن در چین، روسیه و کره جنوبی یونیورسال هر سال صدها میلیون دلار به درآمد و هزاران نفر را به جمع دوست­داران خود می­ افزاید.

تغییر مدیریت­‌ها در ده - پانزده سال اخیر نیز ادامه داشته است. سال ۲۰۰۱ شرکت فرانسوی Vivendi مالکیت کمپانی را به دست گرفت و در سال ۲۰۰۴ با فروش اکثر سهام خود مالکیت یونیورسال را به صاحب فعلی آن یعنی کمپانی عظیم NBC سپرد.

در یک دهه اخیر یونیورسال با ساخت سری فیلم‌های سریع و آتشین و یا دنباله­‌های فیلم پارک ژوراسیک و مومیایی و یا بازسازی­‌هایی چون کینگ­ کنگ هم­چنان در جاده موفقیت و سودآوری قدم بر­می ­دارد.

در سال ۲۰۱۵ یونیورسال با عرضه فیلم ­های آتشین ۷ و دنیای ژوراسیک در کنار والت­ دیزنی و برادران وارنرز تنها کمپانی­‌هایی هستند که محصولاتی با فروش بیش از یک میلیارد دلار داشته‌اند.

فارغ از هر مدیریتی که بر سر کار می ­آید، یونیورسال در یک قرن اخیر ثابت کرده است که راه خود را از میان نام­‌هایی که بر بالای سرش می ­آیند باز کرده و در حقیقت سایه و بزرگی اعتبار خود را بر سر این کمپانی­‌های مادر و هلدینگ ­های عظیم می ­اندازد.

منابع[ویرایش]

  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Universal Studios»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۲۹ نوامبر ۲۰۰۷).

پیوند به بیرون[ویرایش]