پرش به محتوا

ژرژ کوویه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
ژرژ کوویه
نام هنگام تولدژان لئوپولد نیکلای فردریک کوویه
زادهٔ۲۳ اوت ۱۷۶۹
درگذشت۱۳ مهٔ ۱۸۳۲ (۶۲ سال)
ملیتفرانسوی
شناخته‌شده
برای
کتاب «پادشاهی حیوانات»؛ پایه‌گذاری رشته‌های چینه‌شناسی و آناتومی تطبیقی و اصل توالی جانوران در شواهد فسیلی؛ تبدیل انقراض به یک پدیده علمی پذیرفته‌شده؛ مخالفت با نظریه‌های تکامل؛ رواج فاجعه‌گرایی
پیشینه علمی
شاخه(ها)تاریخ طبیعی، دیرینه‌شناسی، کالبدشناسی
محل کارموزه ملی تاریخ طبیعی، کالج دو فرانس
کوته‌نوشت مؤلف (گیاه‌شناسی)کوویه
کوته‌نوشت مؤلف (جانورشناسی)کوویه

ژان لئوپولد نیکلای فردریک کوویه معروف به ژرژ کوویه زیست‌شناس فرانسوی و بنیان‌گذار دیرینه‌شناسی است.

کوویه در سوئیس زاده شد ولی پس از الحاق زادگاهش به فرانسه تابع فرانسه گشت. به مدرسهٔ عالی کارولین در نزدیکی اشتوتگارت آلمان رفت.

به اصل وابستگی طبایع عقیده داشت؛ مثلاً اگر دندانی از یک حیوان به‌دست می‌آورد، بقیهٔ استخوان‌بندی آن فسیل را تعیین می‌کرد و می‌گفت که این حیوان علف‌خوار یا گوشت‌خوار است. در سال ۱۸۱۲ همهٔ یادداشت‌های خود را به نام «جست‌وجوهایی دربارهٔ استخوان‌بندی فسیل‌ها» منتشر کرد. این اثر در واقع مقدمهٔ علم دیرینه‌شناسی بود. تدریس نخستین کرسی دیرینه‌شناسی در موزئوم به «آلسیدوبین پی» فرانسوی (۱۸۵۰–۱۸۰۲) سپرده شد و این مرد پس از بررسی روی فسیل‌های حیوانات فهرستی در ۱۸ هزار نوع منتشر کرد.

زندگی

[ویرایش]
پرتره‌ای از ژرژ کوویه اثر فرانسیس-آندره وینسنت، ۱۷۹۵

ژرژ کوویه در مونبلیار، جایی که اجداد پروتستان او از زمان اصلاحات مذهبی در آنجا زندگی می‌کردند، متولد شد.[۱] مادرش آن کلمنس شاتل و پدرش ژان-ژرژ کوویه، یک ستوان در نیروهای گارد سوئیس و از بورژواهای شهر مونبلیار بود. در آن زمان، این شهر که در ۱۰ اکتبر ۱۷۹۳ به فرانسه ضمیمه شده بود، متعلق به شهرستان مستقل مونبلیار (در اتحاد شخصی با دوک‌نشین وورتمبرگ) بود. مادر ژرژ که بسیار جوان‌تر از پدرش بود، در تمام سال‌های اوّلیه زندگی‌اش با پشتکار به او آموزش می‌داد. به همین دلیل، او به راحتی از سایر دانش‌آموزان مدرسه پیشی گرفت.[۱] در طول دوران گیمنازیوم، او مشکل چندانی در یادگیری زبان‌های لاتین و یونانی نداشت و همیشه در ریاضیات، تاریخ و جغرافیا شاگرد اوّل کلاس خود بود.[۲]

زادگاه ژرژ کوویه در مونبلیار

در سن ۱۰ سالگی، کمی پس از ورود به گیمنازیوم، با نسخه‌ای از کتاب «تاریخ حیوانات» اثر کنراد گسنر مواجه شد؛ اثری که برای نخستین بار علاقه او به تاریخ طبیعی را برانگیخت. سپس او مرتباً به خانه یکی از اقوامش می‌رفت، جایی که می‌توانست جلدهایی از کتاب عظیم «تاریخ طبیعی» اثر کنت دو بوفون را امانت بگیرد. او همهٔ این‌ها را بارها و بارها خواند و آن‌قدر اطلاعات مختلف کسب کرد که در سن ۱۲ سالگی «با چهارپایان و پرندگان به اندازه یک طبیعی‌دان درجه یک آشنا بود.»[۲] او چهار سال در گیمنازیوم ماند.

کوویه چهار سال دیگر را در آکادمی کارولین در اشتوتگارت گذراند، جایی که در تمام دروس خود سرآمد بود. اگرچه او در بدو ورودش از زبان آلمانی هیچ نمی‌دانست، امّا تنها پس از نه ماه تحصیل، موفق شد جایزه مدرسه را برای آن زبان از آن خود کند. تحصیلات آلمانی کوویه او را در معرض آثار زمین‌شناس آبراهام گوتلوب ورنر (۱۸۱۷–۱۷۵۰) قرار داد که نپتونیسم او و تأکیدش بر اهمیت مشاهده دقیق و مستقیم روابط ساختاری سه‌بعدی سازندهای سنگی برای درک زمین‌شناسی، مدل‌هایی را برای نظریه‌ها و روش‌های علمی کوویه فراهم کرد.

پس از فارغ‌التحصیلی، او هیچ پولی برای گذران زندگی نداشت و منتظر انتصاب در سمتی دانشگاهی بود؛ بنابراین در ژوئیه ۱۷۸۸، او در کاخ فیکواینویل در نرماندی به عنوان معلّم خصوصی تنها پسر کنت دِهریسی، یک اشراف‌زاده پروتستان، مشغول به کار شد. در آنجا، در اوایل دهه ۱۷۹۰، او مقایسه فسیل‌ها با گونه‌های موجود را آغاز کرد. کوویه مرتباً در جلساتی که در شهر مجاور، والمونت، برای بحث در مورد موضوعات کشاورزی برگزار می‌شد، شرکت می‌کرد. او در آن شهر با هنری الکساندر تسیه (۱۸۳۷–۱۷۴۱) آشنا شد که هویتی جعلی برای خود انتخاب کرده بود. پیش از این، تسیه یک پزشک و متخصص کشاورزی مشهور بود که در دوران وحشت از پاریس گریخته بود.

در نتیجهٔ این آشنایی، کوویه با چندین طبیعی‌دان برجسته آن زمان مکاتبه کرد و به پاریس دعوت شد. او که در بهار ۱۷۹۵ و در سن ۲۶ سالگی به آنجا رسیده بود، خیلی زود دستیار ژان-کلود مرترود (۱۸۰۲–۱۷۲۸) شد که به سمت کرسی آناتومی حیوانات در باغ گیاهان منصوب شده بود. وقتی مرترود در سال ۱۸۰۲ درگذشت، کوویه جای او را گرفت و نام کرسی به کرسی آناتومی تطبیقی تغییر پیدا کرد.[۳]

در همان سال، انستیتوی فرانسه تأسیس شد و او به عضویت آکادمی علوم آن انتخاب شد. در ۴ آوریل ۱۷۹۶ او شروع به تدریس در مدرسه مرکزی پانتئون کرد و در مراسم افتتاحیه مؤسسه ملّی در ماه آوریل، نخستین مقالهٔ دیرینه‌شناسی خود را خواند که متعاقباً در سال ۱۸۰۰ با عنوان «شرح حالی در مورد گونه‌های زنده و فسیلی فیل‌ها» منتشر شد.[۴] در این مقاله، او بقایای اسکلت فیل‌های هندی و آفریقایی و همچنین فسیل‌های ماموت و اسکلت فسیلی را که در آن زمان به عنوان «حیوان اوهایو» شناخته می‌شد، تجزیه و تحلیل کرد. او در دومین مقاله خود در سال ۱۷۹۶، اسکلت بزرگی را که در پاراگوئه یافت شده بود، توصیف و تجزیه و تحلیل کرد و آن را «مگاتریوم» نامید.[۵] او نتیجه گرفت که این اسکلت، نمایانگر یک حیوان منقرض‌شده دیگر است و با مقایسه جمجمه آن با گونه‌های زنده تنبل‌های درختی، مشخص شد که این اسکلت، نوعی تنبل غول‌پیکر ساکن زمین بوده است.

این دو مقاله که در سال ۱۷۹۶ منتشر شدند، در کنار هم، رویدادی بنیادین و برجسته بودند و به نقطه عطفی در تاریخچه دیرینه‌شناسی و همچنین در توسعه آناتومی تطبیقی تبدیل شدند. آن‌ها همچنین موجب افزایش اعتبار شخصی کوویه شدند و اساساً به بحث‌های طولانی مدت در مورد واقعیت انقراض پایان دادند.

در سال ۱۷۹۹، او جانشین لویی ژان-ماری دوبنتون به عنوان استاد تاریخ طبیعی در کالج دو فرانس شد. در سال ۱۸۰۲، او به عنوان استاد افتخاری در باغ گیاهان و در همان سال، به عنوان کمیسر مؤسسه منصوب شد تا بازرسان کل آموزش عمومی را همراهی کند. در این سمت اخیر، او از جنوب فرانسه بازدید کرد، امّا در اوایل سال ۱۸۰۳، به عنوان دبیر دائمی دپارتمان علوم فیزیکی آکادمی انتخاب شد و در نتیجه، از سمت قبلی خود کناره‌گیری کرد و به پاریس بازگشت.[۴] در سال ۱۸۰۶، او عضو خارجی انجمن سلطنتی و در سال ۱۸۱۲، عضو خارجی آکادمی سلطنتی علوم سوئد شد. در سال ۱۸۱۲، او به عنوان یک خبرنگار برای آکادمی سلطنتی هنر و علوم هلند مشغول به کار شد و در سال ۱۸۲۷ به عضویت آن درآمد.[۶] کوویه در سال ۱۸۲۲ به عنوان عضو افتخاری خارجی آکادمی هنر و علوم آمریکا انتخاب شد.[۷]

آرامگاه کوویه در گورستان پر-لاشز، پاریس

کوویه سپس خود را به‌طور ویژه به سه مورد تحقیق اختصاص داد: ۱. ساختار و طبقه‌بندی نرم‌تنان، ۲. آناتومی مقایسه‌ای و طبقه‌بندی سیستماتیک ماهی‌ها ۳. پستانداران و خزندگان فسیل‌شده و در درجه دوم، استخوان‌شناسی موجودات زنده متعلق به همان گروه‌ها.[۴]

در سال ۱۸۱۲، کوویه اظهار داشت که بعید است هیچ حیوان بزرگ کشف‌نشده‌ای باقی مانده باشد. با این حال، ده سال پس از مرگ او، واژه «دایناسور» توسط ریچارد اوون در سال ۱۸۴۲ ابداع شد.

ژرژ کوویه همیشه یک لوتری معتقد بود[۸] و در طول زندگی‌اش پروتستان باقی ماند و مرتباً در مراسم‌های کلیسا شرکت می‌کرد. با این وجود، او ایمان شخصی خود را یک امر خصوصی می‌دانست. او همچنین در تأسیس انجمن کتاب مقدس پاریس در سال ۱۸۱۸ بسیار فعال بود، جایی که بعداً به عنوان معاون رئیس خدمت کرد.[۹] از سال ۱۸۲۲ تا زمان مرگش در سال ۱۸۳۲، کوویه استاد بزرگ دانشکده‌های الهیات پروتستان دانشگاه فرانسه بود.[۱۰]

دیدگاه‌های علمی

[ویرایش]

ژرژ کوویه طبیعت‌شناس فرانسوی و از بنیان‌گذاران «آناتومی تطبیقی» بر این عقیده بود که در طی تاریخ زمین، چهار انقلاب (انقراض) بزرگ طبیعی روی داده است و در جریان هر انقلاب، همهٔ موجودات زنده از بین رفته‌اند و پس از آن، گروه دیگری از موجودات به‌طور مستقل آفریده شده‌اند. به عقیدهٔ وی، انسان پس از آخرین انقلاب بر روی زمین ظاهر شده و خلقت‌های پیشین چون ربطی به انسان نداشته‌اند، در کتاب مقدس به آن‌ها اشاره‌ای نشده است. چارلز لایل بی‌بنیاد بودن نظریهٔ انقلاب‌های بزرگ طبیعی را با نشان دادن اینکه بسیاری از موجودات زندهٔ روزگار قدیم، میلیون‌ها سال بدون تغییر زندگی کرده‌اند (برای مثال برخی از انواع خرچنگ‌ها) و نیز با بررسی فسیل‌ها اثبات کرد.[۱۱]

کوویه علاقهٔ خاصی به ماهیان داشت، امّا دربارهٔ کل قلمروی حیوانات نیز از دانش بسیار گسترده‌ای برخوردار بود. او صدها حیوان مختلف را تشریح و سپس قسمت‌های مختلف بدنشان را با یکدیگر مقایسه و کشف کرد که اندام‌های گوناگون آن‌ها چه کارهایی انجام می‌دهند. او استدلال می‌کرد که حیوانات ماشین‌های زنده‌ای هستند که هر قسمت آن‌ها به هدف مناسبی می‌پردازد. او همچنین متوجه شد که در بدن حیوان همهٔ چیزها همراه هم کار می‌کنند؛ مثلاً حیوانات گوشت‌خوار دندان نیش (دندان تیز) دارند که به آن‌ها امکان می‌دهد تا گوشت شکارشان را پاره کنند و بدرند یا سیستم گوارشی، عضلات و ویژگی‌های مناسب دیگری دارند که برای شکار کردن و تغذیه از گوشت لازم است. چرندگانی مانند گاو و گوسفند، دندان‌هایی دارند که در انتها پهن و صاف شده‌اند و به آن‌ها امکان می‌دهد تا علف و یونجه را بسایند. ساختار استخوانی و عضلاتشان نیز به جای دویدن و جهیدن برای ایستادن مناسب است. باور ژرژ کوویه به اینکه حیوانات چنان زیبا و دقیق ساخته شده‌اند که کل اجزای ساختارشان با هم هماهنگ باشد، او را به این تبحر رساند که فقط با دیدن قسمتی از اجزای باقی‌مانده از حیوانات، دربارهٔ ساختار و وضعیت حیاتی‌شان چیزهای زیادی بگوید. او می‌گفت با پیدا کردن دندان نیش، یعنی یک گوشت‌خوار پیدا کرده‌اید و همین اصل را دربارهٔ فسیل‌ها به کار می‌بست.[۱۲]

جستارهای وابسته

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  1. 1 2 (Lee 1833)
  2. 1 2 (Lee 1833)
  3. Thierry Malvésy, Georges Cuvier : Montbéliard 1769 – Paris 1832, Les Amis du Muséum national d'histoire naturelle - Publication trimestrielle (quarterly publication). N° 242, June 2010; ISSN 1161-9104, p. 18 (به فرانسوی)
  4. 1 2 3 Chisholm 1911, p. 676.
  5. Babcock, Loren E. (2024-03-18). "Nomenclatural history of Megalonyx Jefferson, 1799 (Mammalia, Xenarthra, Pilosa, Megalonychidae)". ZooKeys (به انگلیسی) (1195): 297–308. Bibcode:2024ZooK.1195..297B. doi:10.3897/zookeys.1195.117999. ISSN 1313-2970. PMC 10964019. PMID 38532771.
  6. "Georges Léopold Chrétien Frédéric Dagobert Cuvier (1769–1832)". Royal Netherlands Academy of Arts and Sciences. Retrieved 19 July 2015.
  7. "Book of Members, 1780–2010: Chapter C" (PDF). American Academy of Arts and Sciences. Retrieved 8 September 2016.
  8. (Coleman 1962)
  9. (Larson 2004)
  10. (Taquet 2006)
  11. جدال علم و فلسفه در اندیشهٔ مارکس، نادر انتخابی، انتشارات هرمس، ۱۳۸۳، صفحهٔ ۲۶۶.
  12. «فسیل‌ها چگونه علم را پیش بردند؟». عصر ایران. ۱۴۰۱-۰۸-۲۸. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۰۵-۱۴.
  • اختریان، محمد؛ خلخالی، سیدکاظم؛ چاوش اکبری، رحیم (۱۳۷۶). «فصل». گنجینه‌های دانش. ج. ۲. نشر محمد. ص. ۸۹۱.

پیوند به بیرون

[ویرایش]