جانورشناسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

جانورشناسی یا زیست‌شناسی‌جانوری رشته‌ای از زیست‌شناسی است که به بررسی جانوران می‌پردازد. واژه جانور خود به معنی دارنده جان است و همانگونه که از این نام برمی‌آید جانورشناسی جانوران را از تمام جهات بررسی می‌کند. برای اینکه این بررسی کامل باشد علم جانورشناسی خود به رشته‌های مختلف تقسیم می‌شود. رشته‌های جانورشناسی ابتدا خود به دو دسته بزرگ تقسیم می‌شوند و سپس هر کدام به رشته‌های کوچک‌تری منشعب می‌گردند:

دسته اول: رشته‌هایی از جانورشناسی که جانوران را به ترتیب تکامل (فرگشت) از جوانب مختلف مطالعه می‌کنند:

تاریخچه[ویرایش]

قبل از داروین[ویرایش]

تاریخچه جانورشناسی به خیلی گذشته‌ها تا به امروز بر می‌گردد. هرچند این اصطلاح جانورشناسی در عصر جدید به آن تعلق گرفته ولی ریشه آن را می‌توان در زمینه کارهایی مثل ارسطو یا جالینوس یافت. پس از آن پزشکی اسلامی مانند آلبرتوس ماگنوس این علم را جلو بردند. در دوره رنسانس تفکرات جانورشناسی در اروپا متحول شد و توجه بیشتری به تجربه‌گرایی شد و همچنین گونه‌های جدید بسیاری نیز در این دوره کشف شدند. از جمله افرادی که در این عصر تأثیرگذار بودند می‌توان به آندرئاس وزالیوس و همچنین ویلیام هاروی اشاره کرد.

بعد از داروین[ویرایش]

تاریخ جانورشناسی در جهان اسلام[ویرایش]

اسلام، مسلمانان را به مطالعه و بررسی حیوانات و جانوران تشویق و ترغیب کرده‌است. قرآن کریم از حیوانات گوناگونی نام می برد و می فرماید :" أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ " آیا به شتر نمی نگرند که چگونه آفریده شده‌است؟ اصعمی (م 216) و ابوحاتم سجستانی (م 248) کتابهایی در شناخت شتر، اسب، موش و پرندگان تألیف کردند که برخی از آن‌ها به دست ما رسیده است. معتزلیان این رشته را پی گرفتند و کتابهایی دربارهٔ عجایب مخلوقات، سگ (صاحب الکلب)، خروس (صاحب الدیک)، کبوتر (صاحب الحمام) و دیگر حیوانات نوشتند. بشربن معتمر (م 210)، رئیس یکی از فرقه‌های معتزله، دو قصیده در شگفتیها و ویژگی‌های حیوانات به نظم آورد. کتاب مشهور جاحظ (م 255) به نام کتاب الحیوان هفت بخش دارد، که در آن مبادی نظریه تطور جانداران را می‌توان یافت.[۱]

ابن سینا در طبیعیات به جانورشناسی و تشریح عنایتی ویژه داشته و در کتاب الحیوان بیش از پانصد نوع جانور را نام برده و قصد داشته ویژگیها، ممیزات, اعضاء و وظایف آن‌ها را بیان و تأثیرات محیط و شرایط جو را بر روی آن‌ها جست و جو کند. بررسیهای او در زیست‌شناسی بر دانشمندان قرون وسطا در اروپا و به ویژه در قرن نوزدهم میلادی تأثیر فراوانی گذاشته است. ابن سینا تجربه‌های شخصی خود را دربارهٔ طیور و حیوانات در جوزجان، خراسان و ماوراءالنهر نوشته و فرق میان حیوانات شرق و غرب را بیان کرده‌است. وی زیست‌شناسی را به شناخت نفس مرتبط دانسته و هر دو را از طبیعیات به‌شمار آورده و نفس را خاستگاه شناخت حیات و حرکت در حیوان و انسان می داند.[۲]

  1. درآمدی بر تاریخ فلسفه اسلامی. ج. 2. 367. 
  2. درآمدی بر تاریخ فلسفه اسلامی. ج. 2. 368-367.