پرش به محتوا

الکساندر فون هومبولت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
الکساندر فون هومبولت
الکساندر فون هومبولت، اثر یوزف کارل اشتیلر (۱۸۴۳)، در حالی که دست‌نوشتۀ کتاب کیهان در دست اوست.
زادهٔ۱۴ سپتامبر ۱۷۶۹
درگذشت۶ مهٔ ۱۸۵۹ (۸۹ سال)
برلین، پادشاهی پروس، کنفدراسیون آلمان
ملیتپروسی (آلمانی)
تحصیلاتدانشگاه گوتینگن
دانشگاه ینا
مدرسۀ عالی معدن فرایبرگ
آکادمی بازرگانی هامبورگ
پیشه(ها)پژوهشگر، جغرافی‌دان، طبیعی‌دان، گیاه‌شناس، زمین‌شناس، معدن‌شناس
سال‌های فعالیت۱۷۹۰–۱۸۵۹
شناخته‌شده
برای
بنیان‌گذاری جغرافیای نوین و جغرافیای زیستی؛
کتاب کیهان؛ جریان هومبلت؛
پیشگامی در اندیشۀ اکولوژیک و کشف تغییر اقلیم انسان‌ساخت.
آثارکیهان (۱۸۴۵–۱۸۶۲)
جنبه‌های طبیعت (۱۸۰۸)
روایت شخصی (۱۸۱۴–۱۸۳۱)
مقالهٔ سیاسی در باب پادشاهی اسپانیای نو (۱۸۱۱)
خویشاوندانویلهلم فون هومبولت (برادر)
جوایزمدال کاپلی (۱۸۵۲)
امضاء

فریدریش ویلهلم هاینریش الکساندر فُن هومبولت (آلمانی: Friedrich Wilhelm Heinrich Alexander von Humboldt؛ زادۀ ۱۴ سپتامبر ۱۷۶۹ – درگذشتۀ ۶ مۀ ۱۸۵۹) پژوهشگر، جغرافی‌دان و طبیعی‌دان پروسی بود که دامنۀ تأثیرش بسیار فراتر از مرزهای اروپا گسترده شد. او در طول بیش از هفت دهه فعالیت علمی خستگی‌ناپذیر، «سطح جدیدی از دانش و تأمل در شناخت جهان» را آفرید[۱] و به‌همراه کارل ریتر، به‌عنوان بنیان‌گذار جغرافیا به‌مثابۀ یک علم تجربی مستقل شناخته می‌شود.[۲]

هومبولت با پیمایش هزاران کیلومتر در قاره آمریکا، ایالات متحده و آسیای مرکزی، به انجام مطالعات میدانی گسترده‌ای در حوزه‌هایی چون فیزیک، زمین‌شناسی، کانیشناسی، گیاه‌شناسی، جغرافیای گیاهی، جانورشناسی، اقلیم‌شناسی، اقیانوس‌شناسی و اخترشناسی پرداخت. او با مکاتبه با انبوهی از متخصصان، شبکۀ علمی منحصربه‌فردی برای خود پدید آورد.[۳] نگاه کل‌نگر او به طبیعت و تأکیدش بر این اصل بنیادین که «همه چیز برهم‌کنش است» (Alles ist Wechselwirkung)، او را به یکی از نخستین پویندگان تفکر اکولوژیک بدل ساخت.

او در آلمان به‌ویژه با آثار جنبه‌های طبیعت و کیهان به محبوبیتی خارق‌العاده دست یافت. فرهنگستان علوم پروس او را «نخستین نبوغ علمی عصر خویش» لقب داد که شهرت جهانی‌اش حتی از گوتفرید ویلهلم لایبنیتس نیز فراتر رفته،[۴] و فرهنگستان علوم فرانسه به او عنوان «ارسطوی جدید» را اعطا کرد.

زندگی و حرفه

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

خانواده و تبار

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

الکساندر فون هومبلت در ۱۴ سپتامبر ۱۷۶۹ در برلین در خانواده‌ای از اشراف پروس زاده شد. پدرش، الکساندر گئورگ فون هومبلت، افسر ارتش پروس بود که به‌پاس خدماتش در جنگ هفت‌ساله به مقام پیشخدمت سلطنتی (Kammerherr) منصوب شد.[۵] مادرش، ماری الیزابت فون هومبلت، بیوه‌ای از تبار اوگنوی فرانسوی بود که از ازدواج نخست خود ثروتی قابل‌توجه، از جمله کاخ تگل و خانۀ شهری برلین را به ارث برده بود.[۶]

گاهی از الکساندر فون هومبلت با عنوان «فرایهر» (Freiherr، معادل «بارون») یاد می‌شود که خود نیز به‌ندرت از آن استفاده می‌کرد، اما معمولاً نامه‌هایش را بدون «فون» امضا می‌کرد.[۷]

کودکی و تحصیلات

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

پس از مرگ پدر در ۱۷۷۹، تربیت الکساندر و برادر بزرگ‌ترش ویلهلم، تحت نظر مادری فرهیخته اما از نظر عاطفی کم‌توجه ادامه یافت. معلمان سرخانه‌ای که برای آنان برگزیده شدند، از چهره‌های برجستۀ عصر روشنگری بودند؛ از جمله یواخیم هاینریش کامپه که از اندیشه‌های ژان-ژاک روسو الهام می‌گرفت و بعدها گوتلوب یوهان کریستیان کونت که ادارۀ کامل امور خانواده را پس از مرگ پدر به دست گرفت.[۸]

اسکندر در ابتدا نزد مربیان خود کودکی کم‌استعداد و بی‌علاقه به درس به نظر می‌رسید، در حالی‌که برادرش ویلهلم مطالب را به‌آسانی فرا می‌گرفت.[۹] با این‌حال، او از همان کودکی شیفتۀ گردآوری و رده‌بندی حشرات، سنگ‌ها و گیاهان بود و به همین دلیل «داروساز کوچک» لقب گرفت. در نه‌سالگی نقشه‌هایی از منظومۀ شمسی و قارۀ آمریکا ترسیم می‌کرد.[۱۰]

در ۱۷۸۷، مادرش او را برای تحصیل در رشتۀ کامرالیا (اقتصاد دولتی) به دانشگاه فرانکفورت (اودر) فرستاد، اما اسکندر پس از یک ترم، از آنجا که درس‌ها برایش چالش برانگیز نبود، به برلین بازگشت و نزد گیاه‌شناس کارل لودویگ ویلدنو به آموختن گیاه‌شناسی پرداخت. در ۲۵ آوریل ۱۷۸۹، به پیروی از برادرش، در دانشگاه گوتینگن نام‌نویسی کرد. در آنجا بود که تحت تأثیر چهره‌هایی چون گئورگ کریستف لیشتنبرگ و به‌ویژه کالبدشناس و جانورشناس یوهان فریدریش بلومنباخ، که پژوهش میدانی را منبع اصلی شناخت می‌دانست، شور واقعی او به علوم طبیعی شکوفا شد.[۱۱]

در گوتینگن با گئورگ فورستر، طبیعت‌دانی که جیمز کوک را در دومین سفر اکتشافی‌اش همراهی کرده بود، آشنا شد و این آشنایی الگوی آرمانی یک پژوهشگر جهانگرد را پیش چشمان او مجسم ساخت. در بهار و تابستان ۱۷۹۰، هومبلت و فورستر با یکدیگر سفری علمی به انگلستان، هلند و فرانسه داشتند که در جریان آن، هومبلت به اهمیت رویکرد تجربی در علم پی برد و با انجمن سلطنتی و سر جوزف بنکس آشنا شد. در پاریس، آن‌دو شاهد تدارکات جشن فدراسیون، نخستین سالگرد انقلاب فرانسه بودند؛ رویدادی که هومبلت را به تأملی دوسوگرایانه دربارهٔ انقلاب واداشت.[۱۲]

مهندس معدن و نوآور (۱۷۹۲–۱۷۹۶)

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

پس از اتمام تحصیلات، هومبلت در مۀ ۱۷۹۱ برای ورود به خدمت دولت پروس درخواست داد و برای کسب صلاحیت، به تحصیل در مدرسۀ عالی معدن فرایبرگ نزد آبراهام گوتلوب ورنر پرداخت. او این دوره را به‌جای سه سال، در هشت ماه به پایان رساند و چنان شیفتۀ کار معدنی بود که هر روز ساعت شش صبح همراه با دیگر معدنچیان به درون معدن می‌رفت و بعدازظهرها در کلاس‌های درس شرکت می‌کرد.[۳]

در ۶ مارس ۱۷۹۲، به‌عنوان بازرس معادن در بایرویت و کوه‌های فیشتلگبیرگه منصوب شد. او با تکیه بر نوآوری‌های فنی، بهسرعت معادن طلای گلدکروناخ و مس باد اشتبن را که در آستانۀ تعطیلی بودند، احیا کرد و تولید سنگ معدن را در نخستین سال فعالیتش به بیش از مجموع هشت سال پیش از آن رساند.[۱۳]

در همین دوران بود که او دو اختراع مهم برای افزایش ایمنی در معادن به ثبت رساند:

  1. یک «چراغ ایمنی معدن» که با طراحی خاص خود، در محیط‌های کم‌اکسیژن نوری مؤثرتر تولید می‌کرد.
  2. یک «دستگاه تنفس» (پیش‌نمونۀ ماسک تنفسی) که برای عملیات نجات در معادن طراحی شده بود.[۱۴] بنا بر گزارش‌ها، او هنگام آزمایش چراغ ایمنی، بر اثر استنشاق گازهای سمی از هوش رفت، اما خود چراغ به یافتن و نجاتش کمک کرد.[۱۵]

توجه هومبلت به شرایط اجتماعی کارگران نیز زبانزد بود. او نخستین «مدرسۀ معدن» آلمان را با هزینۀ شخصی در باد اشتبن بنیان نهاد و در آن به کارگران ۱۲ تا ۳۰ ساله، دروس کانی‌شناسی، ریاضیات معدنی، و حقوق معدن را می‌آموخت. او همچنین «صندوق امداد معدنچیان» را با تزریق مازاد درآمد ادارات معدن اصلاح کرد تا در مواقع اضطراری به یاری حادثه‌دیدگان بشتابد.[۱۶]

پژوهش‌های زیست‌شناسی اولیه

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

هم‌زمان با کار در معادن، هومبلت به پژوهش‌های زیست‌شناسی نیز می‌پرداخت. کتاب فلور فرایبرگ (Florae Fribergensis specimen, 1793)، حاصل مشاهدات او از قارچ‌ها و گلسنگ‌های اعماق معادن بود. او در این اثر، پراکندگی گیاهان را تابع شرایط محیطی دانست و گیاه‌شناسی را جزیی از یک علم جامع «جغرافیای گیاهی» معرفی کرد.[۱۷]

هومبلت سپس به حوزۀ جنجالی «الکتریسیتۀ حیوانی» وارد شد و با انجام هزاران آزمایش روی جانوران و حتی بدن خود، به مطالعهٔ تأثیر گالوانیسم بر عضلات و اعصاب پرداخت. او در جریان این آزمایش‌ها، زخم‌هایی مصنوعی بر پشت خود ایجاد کرد و آن‌ها را با الکترودهای فلزی در تماس قرار داد. نتایج این پژوهش‌ها در کتاب آزمایش‌هایی بر روی تارهای تحریک‌شدۀ عضلانی و عصبی (Versuche über die gereizte Muskel- und Nervenfaser, 1797) منتشر شد و در محافل علمی آن زمان بسیار مورد استناد قرار گرفت.[۱۸]

مرگ مادر و رهایی برای سفر

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

مرگ مادرش در ۱۹ نوامبر ۱۷۹۶، میراثی قابل‌توجه برای او به جای گذاشت. هومبلت که از کار اداری خسته شده بود، بی‌درنگ از همۀ مناصب خود استعفا داد و خود را یکسره وقف تحقق رؤیای دیرینه‌اش، یعنی کاوش در سرزمین‌های ناشناخته، کرد. او پیش از عزیمت، مدتی را صرف تکمیل پژوهش‌هایش کرد و سپس برای یافتن یک اکتشاف بزرگ راهی پاریس شد.[۱۹]

سفر بزرگ به قارۀ آمریکا (۱۸۰۴–۱۷۹۹)

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

نوشتار اصلی: سفر اکتشافی آمریکا (۱۸۰۴-۱۷۹۹)

کسب مجوز از اسپانیا

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

در پاریس، هومبلت با امه بونپلان، گیاه‌شناس و پزشک فرانسوی، آشنا شد که همراه همیشگی او در سفر بزرگش گردید. پس از دو ناکامی در همراهی با اکتشافات فرانسوی، سرانجام با مساعدت بارون فورِل، نمایندۀ زاکسن در دربار اسپانیا، و با جلب نظر وزیر خارجه، ماریانو لوئیس د اورکیخو، موفق به کسب مجوزی بی‌سابقه از پادشاه کارلوس چهارم برای سفر به مستعمرات اسپانیا در قارۀ آمریکا با تأمین هزینۀ شخصی شد.[۲۰]

در ۵ ژوئن ۱۷۹۹، هومبلت و بونپلان با کشتی «پیتسارو» از لاکرونیا راهی کومانا در ونزوئلای امروزی شدند. این سفر پنج‌ساله (۱۷۹۹–۱۸۰۴) که هومبلت بعدها آن را «سفر به مناطق اعتدالی قارۀ جدید» نامید، یکی از تأثیرگذارترین سفرهای اکتشافی تاریخ علم به شمار می‌رود. آنان در این مدت حدود ۱۰٬۰۰۰ کیلومتر را در سرزمین‌های امروزی ونزوئلا، کلمبیا، اکوادور، پرو، مکزیک، کوبا و ایالات متحده پیمودند.[۲۱]

ونزوئلا و اکتشاف رود اورینوکو (۱۷۹۹–۱۸۰۰)

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

پس از توقفی شش‌روزه در تنریف و صعود به آتشفشان تیده، هیئت اکتشافی در ۱۶ ژوئیه ۱۷۹۹ در کومانا پهلو گرفت. هومبلت در این منطقه، شاهد یک بارش شهابی عظیم (شهاب‌باران اسدی) در شب ۱۱–۱۲ نوامبر بود و همچنین غار معروف گوآچارو و دریاچۀ قیر طبیعی گوانوکو را کاوش کرد.[۲۲]

در فوریۀ ۱۸۰۰، هومبلت و بونپلان برای اکتشاف مسیر رود اورینوکو و اثبات وجود کانال کاسیکیاره (راه آبی طبیعی میان حوضه‌های اورینوکو و آمازون) راهی سفری چهارماهه به عمق جنگل‌های بارانی شدند. در ۱۹ مارس ۱۸۰۰، آن‌ها با مارماهی‌های الکتریکی خطرناکی مواجه شدند که شوکشان می‌توانست انسان را بکشد. مشاهدات هومبلت از این رویارویی، که شامل هدایت اسب‌های وحشی به درون رودخانه برای تحریک مارماهی‌ها می‌شد، او را به تأملات عمیق‌تری دربارۀ ماهیت الکتریسیته و مغناطیس واداشت.[۲۳]

کوبا و آند (۱۸۰۰–۱۸۰۳)

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

پس از بازگشت از اورینوکو، این دو در ۲۴ نوامبر ۱۸۰۰ راهی کوبا شدند. هومبلت در مدت اقامتش در هاوانا، به گردآوری داده‌های آماری دربارۀ اقتصاد، جمعیت و تولید شکر پرداخت که بعدها پایۀ کتاب مقالهٔ سیاسی در باب جزیرۀ کوبا (Essai politique sur l'île de Cuba, 1826) را تشکیل داد.[۲۴]

در مارس ۱۸۰۱، بار دیگر راهی خشکی اصلی شدند و با عبور از رود ماگدالِنا و کوردیِرای خاوری، خود را به کیتو در اکوادور رساندند. اوج این بخش از سفر، صعود به آتشفشان خاموش چیمبورازو در ۲۳ ژوئن ۱۸۰۲ بود. هومبلت و گروه همراهش (بونپلان و کارلوس مونتوفار، نجیب‌زادۀ اکوادوری) تا ارتفاع ۵٬۸۷۸ متری پیش رفتند که یک رکورد جهانی برای ارتفاع‌نوردی در آن زمان بود و هومبلت در این صعود، نخستین توصیف علمی از بیماری ارتفاع را ثبت کرد.[۲۵]

اسپانیای نو (مکزیک) و بازگشت (۱۸۰۳–۱۸۰۴)

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

هومبلت و بونپلان سپس راهی اسپانیای نو (مکزیک امروزی) شدند و یک سال کامل را در آنجا سپری کردند. هومبلت در این مدت به بررسی جامع معادن نقره، آثار باستانی تمدن‌های پیشاکلمبی، و شرایط اجتماعی و اقتصادی منطقه پرداخت. نتیجۀ این پژوهش‌ها، کتاب مقالهٔ سیاسی در باب پادشاهی اسپانیای نو (Essai politique sur le royaume de la Nouvelle Espagne, 1811) بود که با ارائۀ تحلیل‌های آماری دقیق از تولیدات معدنی، کشاورزی و تجارت، به یکی از مهم‌ترین منابع شناخت مکزیک در اوایل سدۀ نوزدهم بدل شد.[۲۶]

در راه بازگشت به اروپا، هومبلت دیداری برنامه‌ریزی‌نشده از ایالات متحده آمریکا داشت و مهمان توماس جفرسون، رئیس‌جمهور وقت، در کاخ سفید شد. او در این دیدار، اطلاعات ارزشمندی دربارۀ جغرافیا، منابع و جمعیت اسپانیای نو در اختیار دولت ایالات متحده گذاشت که در مذاکرات مرزی پس از خرید لوئیزیانا بسیار سودمند افتاد.[۲۷]

سال‌های پاریس و تثبیت شهرت جهانی (۱۸۰۴–۱۸۲۷)

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

هومبلت در اوت ۱۸۰۴ به پاریس بازگشت و به‌عنوان یک قهرمان علمی مورد استقبال قرار گرفت. او بیش از دو دهه در این شهر اقامت گزید و با همکاری برجسته‌ترین دانشمندان زمان خود، از جمله ژوزف لویی گیلوساک، فرانسوا آراگو و پیر سیمون لاپلاس، به انتشار نتایج سفر بزرگش پرداخت. مجموعۀ عظیم سی جلدی «سفر به مناطق اعتدالی قارۀ جدید» (Voyage aux régions équinoxiales du Nouveau Continent) که طی بیست‌وهشت سال منتشر شد و تقریباً تمامی ثروت شخصی‌اش را بلعید، حاصل این دوران است.[۲۸]

از جمله دستاوردهای علمی برجستۀ او در این دوره می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • تعیین خطوط هم‌دما (ایزوترم) در سال ۱۸۱۷ که امکان مقایسۀ شرایط اقلیمی مناطق مختلف جهان را فراهم ساخت و سهمی اساسی در پایه‌گذاری اقلیم‌شناسی نوین داشت.[۲۲]
  • کشف کاهش شدت میدان مغناطیسی زمین از قطب‌ها به سمت استوا که نتایج آن در سال ۱۸۰۴ به فرهنگستان علوم پاریس ارائه شد.[۲۲]

سفر به روسیه و آسیای میانه (۱۸۲۹)

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

در ۱۸۲۹، هومبلت به دعوت نیکلای یکم، تزار روسیه، سفری سه‌ماهه به روسیه و سیبری داشت. او در این سفر حدود ۱۵٬۰۰۰ کیلومتر را پیمود و مشاهدات ارزشمندی در زمینۀ زمین‌شناسی، آب‌وهوا و مغناطیس زمینی گردآوری کرد. هرچند سرعت این سفر برای کار علمی عمیق بسیار زیاد بود، اما هومبلت توانست ارتفاع فلات آسیای میانه را با دقت بیشتری تخمین بزند و وجود الماس در شست‌وشوهای طلای اورال را پیش‌بینی کند.[۲۹]

کیهان و سال‌های پایانی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

در ۱۸۲۷، مشکلات مالی هومبلت را ناگزیر به بازگشت به برلین کرد. او در آنجا به‌عنوان مشاور علمی دربار فردریش ویلهلم سوم و بعدها فردریش ویلهلم چهارم منصوب شد. در زمستان ۱۸۲۷–۱۸۲۸، هومبلت سلسله سخنرانی‌هایی عمومی در دانشگاه برلین ایراد کرد که با استقبالی بی‌نظیر روبرو شد و شالودۀ بزرگ‌ترین پروژۀ علمی‌اش، کتاب کیهان (Kosmos) را پی‌ریزی کرد.[۱۹]

کیهان: طرحی برای توصیف فیزیکی جهان در پنج جلد بین ۱۸۴۵ و ۱۸۶۲ منتشر شد. هومبلت در این اثر کوشید تا تمامی پدیده‌های طبیعی را، از کهکشان‌های دوردست تا ریزترین جانداران، در چارچوبی واحد گرد آورد و تصویری کلی از عالم به خواننده ارائه دهد. این کتاب به اکثر زبان‌های اروپایی ترجمه شد و به یکی از پرفروش‌ترین آثار علمی سدۀ نوزدهم بدل گشت.[۳۰]

الکساندر فون هومبلت در ۶ مۀ ۱۸۵۹، در سن ۸۹ سالگی و در حالی که کار بر جلد ششم کیهان را آغاز کرده بود، در برلین چشم از جهان فروبست. پیکر او با تشییع جنازه‌ای ملی به‌سوی کلیسای جامع برلین بدرقه شد و در کنار برادرش ویلهلم در آرامگاه خانوادگی در تگل به خاک سپرده شد.[۳]

میراث و تأثیر

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

تأثیر هومبلت بر علم و فرهنگ سدۀ نوزدهم بی‌نظیر بود. او را «پدر جغرافیای نوین»، «بنیان‌گذار اقلیم‌شناسی»، و «پدر محیط‌زیست‌گرایی» خوانده‌اند. روش علمی او که مبتنی بر اندازه‌گیری دقیق، مشاهدهٔ نظام‌مند و تحلیل کل‌نگر پدیده‌ها بود، الهام‌بخش نسل‌های بعدی دانشمندان شد.[۳۱]

چارلز داروین بارها از تأثیر عمیق هومبلت بر انگیزه و شیوۀ پژوهش خود سخن گفت و او را «بزرگ‌ترین مسافر علمی که تاکنون زیسته» نامید.[۳۲] از دیگر دانشمندان و نویسندگانی که عمیقاً از او تأثیر پذیرفتند می‌توان به هنری دیوید ثورو، جان مویر، جورج پرکینز مارش و ارنست هکل اشاره کرد.[۳۳]

بزرگ‌داشت نام او در سراسر جهان به چشم می‌خورد: ۱۴ شهر در ایالات متحده آمریکا، یک شهر در کانادا، رشته‌کوه‌ها در قطب جنوب و آمریکای شمالی و جنوبی، جریان اقیانوسی هومبلت در سواحل پرو و شیلی، بزرگ‌ترین یخچال طبیعی در گرینلند، دانشگاه هومبولت برلین، و حتی یک دریاوار (Mare Humboldtianum) در سطح ماه.[۳][۳۴] گونۀ جانوری و گیاهی بیشماری نیز به افتخار او نام‌گذاری شده است، از جمله پنگوئن هومبلت و ماهی مرکب هومبلت. بنیاد الکساندر فون هومبلت که پس از مرگ او تأسیس شد، همچنان به حمایت از پژوهشگران جوان از سراسر جهان ادامه می‌دهد.

آثار برگزیده

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
  • جنبه‌های طبیعت (Ansichten der Natur، ۱۸۰۸)
  • مقالهٔ سیاسی در باب پادشاهی اسپانیای نو (Essai politique sur le royaume de la Nouvelle Espagne، ۱۸۱۱)
  • روایت شخصی از سفر به مناطق اعتدالی قارۀ جدید (Relation historique du Voyage aux Régions équinoxiales du Nouveau Continent، ۱۸۱۴–۱۸۳۱)
  • در باب خطوط هم‌دما و توزیع گرما بر روی کرۀ زمین (Des lignes isothermes et de la distribution de la chaleur sur le globe، ۱۸۱۷)
  • سفر به مناطق اعتدالی قارۀ جدید (Voyage aux régions équinoxiales du Nouveau Continent، ۳۰ جلد، ۱۸۰۵–۱۸۳۴)
  • آسیای میانه (Asie Centrale، ۳ جلد، ۱۸۴۳)
  • کیهان: طرحی برای توصیف فیزیکی جهان (Kosmos: Entwurf einer physischen Weltbeschreibung، ۵ جلد، ۱۸۴۵–۱۸۶۲)
  1. Ottmar Ette: Alexander von Humboldt und die Globalisierung: Das Mobile des Wissens. p. 13.
  2. Hartshorne, Richard (1939). "The pre-classical period of modern geography". Annals of the Association of American Geographers. 29 (3): 35–48. doi:10.1080/00045603909357282.
  3. 1 2 3 4 «Alexander von Humboldt». Encyclopædia Britannica. دریافت‌شده در ۱ ژوئیه ۲۰۲۶.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  4. Monatsberichte der Königlichen Preussische Akademie der Wissenschaften zu Berlin. Juli 1859, S. 546.
  5. Klencke, Hermann; Schlesier, Gustav (1853). Lives of the brothers Humboldt, Alexander and William. New York. p. 13.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:مکان بدون ناشر (رده)
  6. Stammtafel für Marie-Elisabeth von Humboldt
  7. Kurt-R. Biermann: War Alexander von Humboldt ein „Freiherr“ (oder „Baron“)? In: Humboldt im Netz Band 12, Nummer 23 (2011).
  8. Andreas W. Daum: Alexander von Humboldt. C.H. Beck, München, p. 13.
  9. Meyer-Abich 19. Auflage 2008, S. 80.
  10. Schaper 2018, S. 28 und 30.
  11. Andreas W. Daum: Alexander von Humboldt. C. H. Beck, München, p. 17-19.
  12. Andreas W. Daum, A ‘Temple of Liberty’? Alexander von Humboldt and the French Revolution. In Annals of Science 82 (2025).
  13. de Terra, Helmut (1955). Humboldt: The Life and Times of Alexander von Humboldt. Alfred A. Knopf. p. 53.
  14. Ernst H. Berninger: Humboldts technische Erfindungen und Neuerungen für den Bergbau. In: Uta Lindgren (Hrsg.): Alexander von Humboldt. Weltbild und Wirkung auf die Wissenschaften. Köln, Wien 1990, S. 133–150.
  15. Humboldt an Karl Freiesleben: Jugendbriefe. Bayreuth.
  16. Ursula Klein: The Prussian Mining Officer Alexander von Humboldt. In: Annals of Science. 69, No. 1.
  17. Ilse Jahn: Dem Leben auf der Spur. Die biologischen Forschungen Alexander von Humboldts. Urania Verlag, Leipzig 1969, S. 22–23.
  18. Georg Fischer: Chirurgie vor 100 Jahren. Historische Studie. Verlag von F. C. W. Vogel, Leipzig 1876, S. 378.
  19. 1 2 Wulf, Andrea (2015). The Invention of Nature: Alexander von Humboldt's New World. Knopf. pp. 39-40.
  20. Brading, David (1991). The First America: The Spanish Monarchy, Creole Patriots, and the Liberal State, 1492-1867. Cambridge University Press. p. 517.
  21. Humboldt, Alexander von (1995). Personal Narrative of a Journey to the Equinoctial Regions of the New Continent. Penguin Classics. pp. xx–xxx.
  22. 1 2 3 Clerke, Agnes Mary (1911). "Humboldt, Friedrich Heinrich Alexander von" . In Chisholm, Hugh (ed.). Encyclopædia Britannica (in English). Vol. 13 (11th ed.). Cambridge University Press. pp. 873–875.
  23. Wulf 2015‌ pp. 62–63
  24. Humboldt, Alexander von (2011). Political essay on the island of Cuba. University of Chicago Press.
  25. McCullough, David (1992). Brave Companions. Portraits of History. Simon & Schuster. p. 3ff. ISBN 0-6717-9276-8.
  26. Brading, David (1991). The First America. Cambridge University Press. pp. 525–527.
  27. Schwarz, Ingo (2001). "Alexander von Humboldt's Visit to Washington and Philadelphia, His Friendship with Jefferson, and His Fascination with the United States". Northeastern Naturalist. 8: 43–56. doi:10.1656/1092-6194(2001)8[43:AVHVTW]2.0.CO;2.
  28. de Terra, Helmut (1955). Humboldt: The Life and Times of Alexander von Humboldt. Alfred A. Knopf. pp. 180-210.
  29. Wulf, Andrea (2015). The Invention of Nature. Knopf. pp. 199-208.
  30. Humboldt, Alexander von (1997). Cosmos: A Sketch of a Physical Description of the Universe. Johns Hopkins University Press. pp. x–xx.
  31. Sachs, Aaron (2006). The Humboldt Current: Nineteenth-Century Exploration and the Roots of American Environmentalism. Viking. p. 1.
  32. Darwin Correspondence Project " Letter 13277 بایگانی‌شده در ۲۰۱۲-۱۰-۰۲ توسط Wayback Machine – Darwin, C. R. to Hooker, J. D., 6 Aug 1881
  33. Wulf 2015 , chapters 17, 19, 21, 22, 23.
  34. de Terra, Helmut (1955). Humboldt: The Life and Times. Alfred A. Knopf. pp. 377–378.
  • نیک‌بین, نصرالله (1375). فرهنگ مکتشفین جغرافیایی و جغرافی‌نویسان مشهور جهان. تهران: مؤسسه انتشارات نبوی.