پرش به محتوا

سپاه دانش

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
نماد سپاه دانش
فرمان محمدرضا شاه: در این پیکار من که به تشکیل سپاه دانش فرمان داده‌ام همه جا به عنوان پرچمدار این جهاد ملی پیشاپیش شما خواهم بود
رژه دختران سپاهی دانش در برابر کاخ سنا
رژه دختران سپاهی دانش در برابر کاخ سنا
شاه ایران در یک مدرسه سپاه دانش در روستا
یک سپاهی دانش در روستا

سپاه دانش نام یک نهاد آموزش‌دهنده در دورۀ سلطنت محمدرضا شاه پهلوی و نخست‌وزیری اسدالله علم بود که در سال ۱۳۴۱ خورشیدی بنیاد شد و در سال ۱۳۴۲ کار خود را آغاز کرد.[۱] محمد باهری، از نزدیکان عَلَم و عضو کابینۀ او، پرویز ناتل خانلری را مبتکر تشکیل این نهاد می‌داند.[۲]

رژه سپاهیان دانش در سال ۱۳۵۴

اصل ششم انقلاب شاه و مردم - سپاه دانش

[ویرایش]

اصل ششم انقلاب سفید یا انقلاب شاه و مردم سپاه دانش بود که در سال ۱۳۴۱ خورشیدی بنیاد شد و در سال ۱۳۴۲ کار خود را آغاز کرد.[۱] در سطح کشور و در میانگین رده‌های سنی، ۸۵٪ ایرانیان در بی‌سوادی کامل زندگی می‌کردند و تنها راه بیرون آمدن از نکبت بی‌سوادی، بهره گرفتن از نیروی دانش‌آموختۀ ایران بود که هم‌میهنان خود را از تاریکی بیرون آورند و به آنها خواندن و نوشتن بیاموزند.[۳] این سپاه، از دانش‌آموختگان دورهٔ کامل متوسطه تشکیل می‌شد و بر پایهٔ لایحۀ مصوبۀ بهمن‌ماه ۱۳۴۱ مجلس ایران تأسیس شد. آموزگاران سپاه دانش، یک دورهٔ ۴ ماهه را در مرکزهای آموزشی ارتش می‌گذراندند و با درجهٔ گروهبانی برای خدمت در سپاه دانش به وزارت آموزش و پرورش گمارده می‌شدند. خدمت آنان در سپاه دانش، خدمت زیر پرچم آنها به‌شمار می‌آمد.[۴]

سپاهیان دانش توانستند تا سال ۱۳۵۷، بیست و هشت دوره از پسران و هجده دوره از دختران در این سپاه خدمت کنند که شمار آنها به بیش از یک صد هزار تن رسید. بسیاری از این دختران و پسران ایران‌پرست، پس از پایان دورۀ سپاهی‌گری، به استخدام وزارت آموزش و پرورش درآمدند و کار پرافتخار آموزگاری را ادامه دادند. برخی دیگر در راهبری خانه‌های انصاف به خدمت دولت درآمدند. هزینۀ مدرسه‌های سپاه دانش، یک سوم مدرسه‌های ردیف خود بود. همۀ خدمت‌های فرهنگی و اجتماعی را سپاهیان به رایگان انجام می‌دادند.

سپاه دانش، پیروزی شایانی به دست آورد و تنها در روستاهای کشور، در درازای پانزده سال، شمار دانش‌آموزان مدرسه‌های سپاه دانش، ۶۹۲ درصد افزایش یافت. همچنین در درازای پنج سال نخست، ۵۱۰.۰۰۰ پسر و ۱۲۸.۰۰۰ دختر و همچنین ۲۵۰.۰۰۰ مرد سالمند و ۱۲.۰۰۰ زن سالمند را خواندن و نوشتن آموختند.[۵]

دختران و پسران ایرانی دیپلمه، لیسانسه، فوق‌لیسانسه و آنهایی که دارای درجه دکترا، چه در رشته‌های پزشکی یا رشته‌های دیگر بودند و خدمت زیر پرچم را می‌بایستی انجام دهند، پس از یک دوره کارآموزی چهارماهه، بین این سه سپاه دانش، سپاه بهداشت و سپاه ترویج و آبادانی تقسیم می‌شوند.

اعضای سپاه دانش در دورۀ آموزشی، ماهانه ۱۶ دلار دریافت می‌کردند و سپس بر اساس درجۀ نظامیشان، ماهانه ۳۰۰ تا ۴۰۰ تومان (۵۰ دلار) حقوق می‌گرفتند. زنان ماهانه ۴۵۰ تومان دریافت می‌کردند (شاید به این دلیل که خدمت در ارتش برای زنان اجباری نبود و یک حقوق مناسب می‌توانست به جذب داوطلبان کمک کند). هزینۀ آموزش هر دانش‌آموز در مدارسی که توسط سپاه دانش اداره می‌شد، حداقل در نظر گرفته می‌شد (۱۰۰ تومان، معادل ۱۳.۳۳ دلار)؛ یعنی یک‌سوم هزینه‌های تحصیل در مدارس معمولی. علاوه بر این، روستاییان، خودْ هزینۀ ساخت امکانات آموزشی را تأمین می‌کردند.[۶]

با اجرای سپاه دانش، آموزش تا حدی از کنترل علما خارج شد. علما پیش‌تر نسل جوان را بر اساس سنت‌های مذهبی پرورش می‌دادند. این برنامه در واقع با هدف کمک به حکومت در ایجاد یک دولت-ملت مدرن بر پایه‌ای غیر از دین، طراحی شده بود. زبان فارسی به‌عنوان زبان مشترک، ابزار اصلی برای القای روحیۀ وحدت ملی بود. آموزش تاریخ امپراتوری پارس، ابزاری برای ایجاد حس تعلق مردم به ایران بود. به‌عنوان مثال، در کتاب درسی سال سوم دبیرستان، دخالت روحانیون زرتشتی در سیاست، به‌عنوان عاملی برای شکست امپراتوری ساسانی در برابر سپاهیان مسلمان معرفی شده بود؛ بنابراین دخالت دینی در امور سیاسی، به‌شدت خطرناک تلقی می‌شد.[۶]

چهار اصل از اصول انقلاب سفید، یعنی اصل ششم سپاه دانش ، اصل دوازدهم انقلاب اداری و آموزشی و اصل پانزدهم آموزش رایگان و اجباری در هشت سال نخستین تحصیل و اصل شانزدهم تغذیۀ رایگان برای کودکان خردسال در مدرسه‌ها و تغذیۀ رایگان شیرخوارگان تا دوسالگی با مادران دست در دست، همۀ جنبه‌های آموزش و پرورش کشور را زیر نظر دارند.

آخرین مدیر کل سپاهیان دانش کل کشور دختران و پسران، قدرت‌الله صدرایی است. وی از سال ۱۳۵۴ تا بهمن ۱۳۵۷ در این سمت باقی ماند.

قوانین اصل ششم - سپاه دانش

[ویرایش]

حواشی

[ویرایش]

گزارش‌هایی وجود داشت مبنی بر اینکه اعضای سپاه در «فعالیت‌های سیاسی مخالف» شرکت داشتند؛ برای نمونه، در سال ۱۹۶۶ برخی از اعضای سپاه دانش، در فعالیت‌های سیاسی در چارچوب حزب ملل اسلامی مشارکت داشتند. در پاییز ۱۹۶۵، پنجاه و پنج نفر از اعضای این سازمان دستگیر شدند و در مارس ۱۹۶۶ محکوم گردیدند. سه نفر از آنها عضو سپاه دانش بودند و رهبرشان تنها چند ماه پیش از دستگیری، مأموریت خود را در سپاه به پایان رسانده بود. علاوه بر این، نشانه‌هایی وجود دارد که دولت، نگران گزارش‌هایی مبنی بر اینکه اعضای سپاه دانش، آگاهانه یا ناآگاهانه، در روستاها به انتشار تبلیغات ضدحکومتی پرداخته‌اند (که اغلب تحت تأثیر برنامه‌های رادیویی کمونیستی بوده است) و درصدد مقابله با این وضعیت برآمده است. در عملیاتی به بزرگی سپاه دانش و در کشوری مانند ایران، وقوع چنین فعالیت‌هایی تا حدی قابل‌پیش‌بینی است؛ هرچند با توجه به بزرگی سپاه، میزان این موارد، چندان قابل‌توجه به نظر نمی‌رسید.[۶]

اثرات

[ویرایش]

بسیاری از والدین اعضای سپاه دانش، تحت تأثیر «رادیکالیسم تازه‌یافتۀ فرزندانشان» قرار گرفتند و در نتیجه، تأثیر سیاسی نهضت سوادآموزی، بیش از آنچه عموماً تصور می‌شد، بود. بر اساس یک نظرسنجی، ۸۲.۳٪ از اعضای سپاه دانش اعلام کردند که این تجربه باعث شده است تا آگاهی بیشتری نسبت به وضعیت واقعی مناطق روستایی ایران پیدا کنند و دریابند که هیچ راه‌حل فوری‌ای در دسترس نیست. همچنین، ۸٪ اظهار داشتند که نسبت به «ناکارآمدی و رکود بوروکراسی دولتی» آگاه‌تر شده‌اند.[۶]

جستارهای وابسته

[ویرایش]

تمبرهای یادبود انقلاب شاه و مردم - سپاه دانش

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ جزیره دانش بایگانی‌شده در ۲ نوامبر ۲۰۰۹ توسط Wayback Machine، بازدید: نوامبر ۲۰۰۸
  2. مصاحبه محمد باهری با حبیب لاجوردی در پروژه تاریخ شفاهی ایران صفحات 154-155
  3. محمد رضا پهلوی: پاسخ به تاریخ.انتشارات مرد امروز ۱۹۸۰ ص ۱۱۶
  4. همان.
  5. محمد رضا پهلوی: پاسخ به تاریخ.انتشارات مرد امروز ۱۹۸۰ ص ۱۱۶–۱۱۸
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ ۶٫۳ Sabahi, F. (2002). The Literacy Corps in Pahlavi Iran, 1963-1979. Isim Newsletter, 10(1), 19-19. Retrieved from https://hdl.handle.net/1887/16796