امامه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از امامه پایین)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
امامه
اطلاعات کلی
کشور  ایران
استان تهران
شهرستان شمیرانات
بخش رودبار قصران
دهستان رودبار قصران
نام‌های قدیمی انبامه
مردم
جمعیت ۱۵۰ خانوار مقیم
اطلاعات روستایی
پیش‌شمارهٔ تلفن ۰۲۱
جملهٔ خوش‌آمد بر تابلوی ورودی روستا به روستای شهید پرور امامه خوش آمدید

امامه از روستاهای بزرگ دهستان رودبار قصران شهرستان شمیران استان تهران ایران است. امامه دو آبادی است که در کنار هم قرار گرفته، یکی را امامه بالا و دیگری را امامه پایین می‌نامند. این روستا در پنج کیلومتری مشرق راه اصلی تهران به شمشک و نرسیده به فشم واقع است و راه آن ماشین‌رو است. در قدیم این روستا به علت سختی زندگی تبعید گاه عده‌ای از مبارزان مازندرانی و گرجستانی بوده‌است.[نیازمند منبع]

امامه آبادیی است مرتفع و کوهستانی و سردسیر در دامنه جنوبی البرز مرکزی که آبش از رود محلی و قنات و چشمه تأمین می‌گردد. در امامه بالا بیش از ۳۰۰۰ و در امامه پایین بیش از ۱۵۰۰ گوسفند نگهداری می‌شود. ۳۶ هکتار باغ دارد که محصولات آن غلات بن‌شن، لبنیات، سیب، گیلاس، هلو، آلبالو است و شغل اصلی مردم‌امامه کشاورزی و گله‌داری است.

در کتاب فرهنگ جغرافیایی ایران دربارهٔ روستای امامه آمده‌است:[۱]
ده جزء دهستان لواسان کوچک بخش افجه شهرستان تهران. ۱۰ کیلومتری شمال باختر گلندوک- ۵ کیلومتری خاور راه شوسه شمشک. در کوهستان- سردسیر- سکنه ۲۳۲۰- شیعه- فارسی. چشمه‌سار و رود محلی- غلات، بن‌شن، میوه جات، لبنیات- شغل زراعت، گله‌داری. راه مالرو – دبستان دارد.

امامه به سبب راه دشوار و موقعیت استواری که داشته از قدیم پناهگاهی مناسب به حساب می‌آمده و مرکز قصران داخل و مقر رئیس قصران تاریخی (معرب کوهسران) و امراء آن سامان محسوب می‌شده‌است. در امامه قلعه‌ای استوار وجود داشته که ظاهراً به وسیله مازیار یا مرداویج زیاری به وجود آمده‌است و بقایای برج و باروها و بدنه آن هنوز پابرجا و نمایان است. مورخ و جغرافیدان قدیم یاقوت حموی دربارهٔ امامه چنین نوشته‌است: «انبامة قلعة قرب الری» یعنی انبامه (امامه) قلعه‌ای نزدیک ری است.

امامه همانند اکثر روستاهای رودبارقصران در گذشته جزئی از لواسان کوچک بحساب می‌آمده‌است.[۲]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

امامه در اصل تغییر یافته واژه ای باستانی به صورت انبامه بوده‌است که نامی ریشه دار از زبان فارسی میانه (پهلوی) به معنی امروزی (بامگاه، اندربام، بربام، دربام یا محل مرتفع) است.[۳]

زبان گفتاری[ویرایش]

زبان مردم امامه فارسی و طبری است.[۴][۵][۶]

تاریخچه[ویرایش]

امامه از جمله مناطقی است که پس از حمله اعراب مقاومت جانانه‌ای در برابر مهاجمان داشته‌است و تا سالها پس از یورش تازیان به ایران به آئین زرتشتی باقی‌ماند. ورود اسلام به قصران علیا (لواسانات) بویژه این منطقه با مهاجرت و فرار سادات علوی همراه بوده‌است. یگانه مذهب اسلامی که مردم امامه به آن گرویده‌اند، مذهب تشیع بوده‌است و از میان کسانی که در این تحول نقش داشته‌اند، حسن بن زید یا همان داعی کبیر را می‌توان نام برد.[۷]

امامه از موقعیت مستحکم نظامی برخوردار است و به مناسبت موقعیت استوار و مناعتی که دارد، به روزگاران باستان، جایگاه رئیس و امیرانقصران داخل بوده‌است. در تاریخ طبرستان آمده‌است: «... عماد وزان (از دشمنان سرسخت تشیع و امامیه در شهرری) حشر گرد کرد و چون شاه اردشیر بن حسن به آمل آمد؛ او با لشکر قتیبه‌ای به پایان قلعهٔ امامه قصران شدو مستخلص کرده، عادل نامی را به مدت هفت هشت ماه رئیس قصران بنشاند، دگر باره شاه اردشیر بیامد ومحاصرهٔ قلعه داد. شب و روز نگذاشت که آسایند، تا بزدال کانی پهلوان گفتند، مردی بسطامی رسن در سر حائطی افکند و بر شد و بعد از آن سی مرد را برکشید، و به مکابره و قهر قلعه بستدند، و عادل را با جملهٔ اتباع و زن و فرزند او کشته، و سر عادل‌را کاه در کرده مدت یکسال به قصران درآویخته داشتند».[۸]

لواسانات(قصران داخل) که در پیش از اسلام و صدر اسلام و اکثر ادوار تاریخی جزو ولایت ری محسوب می‌شده در برخی از ادوار دوره اسلامی تحت حاکمیت خاندانها و حکام طبرستان بویژه نور، رستمدار و رویان قرار داشته‌است از آن جمله می‌توان حکومت آل باوند، آل بادوسپان، سادات مرعشی و سادات بنی کیای ملاطی و اسماعیلیان را نامبرد که با سقوط آخرین حاکم بادوسپان بدست شاه عباس صفوی و سرنگونی این سلسله، حکومت لواسانات و رودبارقصران به مرکزیت امامه به دستور شاه عباس صفوی به ملک سلطان حسین امامه ای لواسانی واگذار و منبعد تابع دارالخلافه طهران و متعاقباً استان تهران محسوب می‌شود.[۹]

ناصر الدین شاه قاجار به عهد پادشاهی در تابستانها گاه به این روستا می‌رفت. انیس الدوله فاطمه خانم که حرم ناصرالدین شاه و سوگلی وی بود از اهالی این روستا بوده‌است. این زن همان است که با شکستن قلیانهای حرمسرای شاه او را مجبور به اطاعت از فتوایمیرزای شیرازی در قضیه تحریم تنباکو نمود. اعتماد السلطنه از رجال زمان‌ناصر الدین شاه در باب این آبادی تحقیقی کرده که بخشهایی از مقاله اش، جهت آشنایی بیشتر با وضع و موقعیت این روستا و تاریخش در ذیل نقل می‌شود: «... امامه از قرای لواسان کوچک است. در انتهای غربی این بلوک واقع شده؛ از چهار طرف کوه‌های سخت و بند دارد، و خیلی مشکل است درایام فترت ورود به امامه، اگر یکصد تفنگچی در سردهنه که راه منحصر است به‌آنجاها بوده‌است. جلگهٔ امامه اگرچه در نظر مدور بیاید، لیکن قدری طولانی، و طول از مشرق است به مغرب. طرف شمال کوه مربع تخت سنگی است موسوم‌به لارک، که پشت این جلگهٔ لار است، و هیچ راه از امامه به دشت لارنیست مگر پیاده باصعوبت… در وسط دره یعنی از نقطه‌ای که دره دو شعبه می‌شود، شعبه‌ای به طرف مشرق شعبهٔ دیگر به طرف مغرب، در همین وسط بالای تخته سنگی بسیار سخت‌آثار قلعه کهنهٔ مخروبه‌ای پیداست که بسیار کهنه و قدیم است… از خیلی دور به‌واسطهٔ تنبوشه‌های بزرگ آب به این قلعه می‌آوردند… رودخانهٔ امامه جریانش به خط مستقیم از شمال است به جنوب. در انتهای جلگهٔ امامه از تنگهٔ بسیار سختی گذشته از دیه کلیگان که در وسط این دره واقع است، و دره به همین اسم موسوم‌است عبور کرده آنجا را مشروب ساخته، اگر زیاد بیاید داخل رودخانهٔ جاجرودمیشود… دیگر آبی ندارد، مگر در انتهای غربی جلگه قناتی حفر کرده‌اند که دراین فصل (اول میزان) نیم سنگ آب دارد… هوایش به شدت معتدل و آبش بینهایت گواراست… راه امامه یکی از همین راه معمول است که از درهٔ ناصر آباد توچال وگلندوک می‌آیند، از گردنهٔ لت سرازیر می‌شود، بالنسبة بد راهی نیست، دیگری از تنگهٔ کلیگان است که در زمستان بسته می‌شود، از شدت برف و سرما؛ اگرچه در زمستان مدت چهل الی پنجاه روز تمام راه‌های امامه بسته‌است. راه‌دیگر طرف مغرب سمت فشند (فشم) است… امامه یکصد و اندی خانه دارد. دوحمام، سه مسجد، دو امامزاده دارد موسوم به شاهزاده حسین که انیس الدوله تعمیرکرده است و امامزاده نور. خود آبادی دو محله است بالا و پایین. مالیات یکصدو سی تومان. از عهد خاقان فتحعلیشاه تیول فتح اللّه میرزا شعاع السلطنة بود. حالابعد از فوت او تیول شعاع السلطنة دوم ولد شعاع السلطنه است. سه طایفه در امامه‌سکنی دارند:گرجی، نوری، مازندرانی که مشهور به کسائی هستند. میگویندافغان به حیله وارد امامه شد و قتل‌عام کرد، و آتش زد هرچه بود، بعضی فرارکردند به مازندران رفتندو بعد از فترت افغان دوباره مراجعت کردند».[۱۰]

طایفه‌های امامه[ویرایش]

نامهای خانوادگی اهالی و طایفه‌های امامه بالا: کیایی، بابایی، انیسی، انیسی زاده، انیسی پور، علی عسکری، درزی و میان محله است که شماری از طایفه میان محله‌ها در سالهای اخیر نام خانوادگی خود را به فرزین، فرزین جا، فاضل، امام‌خو و بهنام‌فر تغییر داده‌اند. همچنین شماری از کیایی‌ها نام خانوادگی خود را به پورزاد برگردانده‌اند.[۱۱]

نامهای خانوادگی اهالی و طایفه‌های امامه پایین: زینلی (به صورت‌های زینعلی و زینل هم درج شده‌است)، بیسادی، افراسیابی (صورت دیگر: فرسیابی)، حیدری، همیشه بهار، عبدالعلی، اسکندری، حاجی علی، ذوالفقاری، نصیری، سیبی و امینایی است. برخی از طایفه بیسادی‌ها به نام‌های خانوادگی دیگری مانند (فناخسرو) تغییر نام داده‌اند.[۱۲]

معماری قدیمی[ویرایش]

بناهای قدیمی و تاریخی این روستا دارای سقف مسطح چوبی و خانه‌های اعیانی آن دارای اجزای مختلف خانه‌های ایرانی شامل هشتی و در ورودی زیباست که در حال حاضر فقط چند مورد در با تزئینات گل‌میخ و کوبه‌های زنانه و مردانه از آن باقی‌مانده‌است. هم‌اکنون روستای امامه بسیار وسیع شده و در اکثر باغهای اطراف آن خانه‌های جدید ویلایی احداث شده‌است که هیچ هماهنگی با معماری گذشته این منطقه ندارد.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. رزم آرا، فرهنگ جغرافیای ایران مرکزی، ص ٣١٠.
  2. رزم آرا، فرهنگ جغرافیای ایران، جلد نخست، صفحه 21 ، انتشارات دایره جغرافیایی ستاد ارتش، چاپ تیرماه 1328
  3. کریمان حسین، تاریخ کوهسران، جلد نخست صفحه 431 تا 438
  4. کریمان حسین، تاریخ کوهسران، جلد نخست صفحه 431 تا 438
  5. کریمان حسین، تاریخ کوهسران، جلد نخست صفحه 431 تا 438
  6. رزم آرا، فرهنگ جغرافیای ایران، جلد نخست، صفحه 21 ، انتشارات دایره جغرافیایی ستاد ارتش، چاپ تیرماه 1328
  7. کریمان حسین، تاریخ کوهسران، جلد نخست صفحات 217 تا 421
  8. کریمان حسین، تاریخ کوهسران، جلد نخست صفحات 217 تا 421
  9. کریمان حسین، تاریخ کوهسران، جلد نخست صفحات 217 تا 421
  10. محمدحسن خان صنیع الدوله، روزنامه خاطرات (اعتمادالسلطنه)، چاپ مؤسسه انتشارات نوین، وقایع روز جمعه 28 شوال 1298 قمری صفحات 125 و 126
  11. موسوی زاده حسن، دانشنامه تهران بزرگ، جلد اول (شمیرانات)، چاپ 1396، صفحه 143 و 144
  12. موسوی زاده حسن، دانشنامه تهران بزرگ، جلد اول (شمیرانات)، چاپ 1396، صفحه 144