اشو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
چاندرا موهان جاین
زادروز ۱۱ دسامبر ۱۹۳۱
روستای ایمالیا، بوپال، ایالت مادیا پرادش، هند
درگذشت ۱۹ ژانویه ۱۹۹۰ (۵۸ ساله)
پونا، مهاراشترا، هند
ملیت هندی
نام‌های دیگر اچاریا راجنیش، باگوان شری راجنیش، اشو
تحصیلات کارشناسی‌ارشد فلسفه
شناخته‌شده برای معنویت، عرفان
تأثیرگذاران بودا، مهاویرا، کبیر، بودی دارما، زرتشت
جنبش بنیاد بین‌المللی اشو نئوسانیاس
آثار رونوشت‌های گفتاری در بیش از ۶۰۰ کتاب منتشر شده‌است.
وبگاه
https://www.osho.com

راجنیش چاندرا موهان جاین (به هندی: रजनीश चन्द्र मोहन जैन) (زادهٔ ۱۱ دسامبر ۱۹۳۱ - درگذشتهٔ ۱۹ ژانویه ۱۹۹۰) معروف به آچاریا راجنیش و باگوان شری راجنیش و تازه‌تر اُشو؛ عارف، فیلسوف، گورو، آموزگار هندی و رهبر جنبش راجنیش بود که در طول زندگی خود به‌عنوان یک عارف بحث‌ برانگیز و رهبر جنبشی جدید مورد توجه قرار گرفت. اشو همواره بر اهمیت مراقبه، ذهن آگاهی، عشق، جشن، شهامت، خلاقیت و شادی باکیفیت تأکید می‌کرد که به عقیدهٔ او با باور به نظام‌های اعتقادی و سنت‌های دینی و همچنین با جامعه‌پذیری سرکوب شده‌اند. او انواعی از روش‌های مختلف مدیتیشن، از جمله مدیتیشن پویا را به‌وجود آورد که به گفتهٔ او این تمرین نوعی روش مناسب برای انسان مدرن است.[۱] اشو در اواخر دههٔ ۱۹۶۰ رویکرد باز تری را در رابطه با میل جنسی در انسان تبلیغ می‌کرد که باعث شد به او لقب «سکس گورو» در هند و بعدها در نشریات سراسر جهان داده شود، گرچه این رویکرد با گذشت زمان بیشتر مورد پذیرش قرار گرفت.[۲][۳]

در سال ۱۹۷۰ راجنیش زمانی را در بمبئی گذراند و طرفدارهایی تحت عنوان «سانیاسین‌های نوین» پیدا کرد. طی این دوره او ضمن گسترش تکنیک‌های روحانی‌اش به سراسر هند سفر کرده و به سخنرانی می‌پرداخت. راجنیش از منتقدان جدی سوسیالیسم و بنیادگرایی مذهبی در هند بود. او همچنین از طریق سخنرانی‌هایش دیدگاه تازه‌ای در رابطه با سنت‌های مذهبی، عرفان و فلسفه ارائه کرد. در سال ۱۹۷۴ راجنیش به پونه رفت، جایی که در آن یک بنیاد و آشرام تشکیل داده‌شد تا طیف متنوعی از ابزارهای تغییر مذهب برای هندی‌ها و سایر بازدیدکنندگان خارجی ارائه شود. در اواخر ۱۹۷۰ تنش بین حکومت مورارجی دسای حزب جاناتا و جنبش نئوسانیاس شکل گرفت که منجر به توقف توسعهٔ آشرام شد. در سال ۱۹۸۱ بیشتر تلاش شد تا فعالیت‌ها در آمریکا متمرکز شود و راجنیش در مکانی معروف به نام «راجنیش پورام» در شهرستان واسکو از ایالت اورگن ساکن شد. بلافاصله ساکنین منطقه و حکومت ایالتی با جنبش وارد تعارض شدند و ردیفی از دعاوی قانونی در رابطه با ساخت و ساز آشرام و توسعهٔ بیشتر آن به راه افتاد که دورهٔ موفقیت آن را کوتاه ساخت. در سال ۱۹۸۵ به دنبال بازجویی از راجنیش در رابطه با اتهام‌های جدی همچون حملهٔ بیوترور راجنیشی ۱۹۸۴ و نقشهٔ قتل وکیل مدافع آمریکایی چارلز اچ ترنر، او از خود چنین دفاع کرد که منشی شخصی او ما آناند شیلا و یکی از حامیان نزدیک او در این جرایم مقصر بوده‌اند.[۴] راجنیش بعدها در جریان توافق دادخواست آلفورد پلی (کندی پلی) از ایالات متحده اخراج شد.[۵][۶][۷] سال ۱۹۹۰ راجنیش دوباره به هند بازگشته و همان‌جا درگذشت. تعالیم اشو تأثیر قابل توجهی بر تفکر جدید در غرب داشته و همچنین محبوبیت او پس از مرگش در حال افزایش است.[۸]

نام[ویرایش]

نام پدری اشو، «راجنیش» است و پیروانش کنیهٔ «باگوان» به معنای «آقا» و «سرور» را به ابتدای نام وی افزوده بودند و در کتاب‌ها و نوشته‌ها از او با نام «باگوان شری راجنیش» یاد می‌کردند[۹] اما او در ژانویهٔ سال ۱۹۸۹ به دلیل سوء برداشت‌های به وجود آمده، کنیهٔ «باگوان» را از ابتدای نام خویش برداشت و از آن پس بود که او را «اشو راجنیش» نامیدند. البته وی در سپتامبر همان سال، «راجنیش» را نیز از نام خود برداشت، زیرا راجنیش نامی برگرفته از مذهب هندو است و اشو تمایلی نداشت که نمایانگر فرقه یا آیین ویژه‌ای باشد.

بنابر گفتهٔ راجنیش، او نام اشو را از واژهٔ اُشِنیک (Oceanic) به معنای «پیوسته به آب دریا و یکی شده با آن» برگرفته‌است. این نام برای نخستین بار در آثار ویلیام جیمز بکار رفته‌است.[نیازمند منبع] از آنجا که واژهٔ اُشِنیک (دریاگون) تنها به توصیف و تجربه می‌پردازد و شامل شخص تجربه‌کننده نمی‌شود، راجنیش واژهٔ (اشو) را برای خود برگزید. او بعدها پی برد که این واژه از قدیم در میان ساکنان خاور دور رواج داشته و به معنای «شخص مقدسی که آسمان بر او گل می‌افشاند» بکار رفته‌است.

زندگی[ویرایش]

چاندرا موهان جین در ۱۱ دسامبر سال ۱۹۳۱ میلادی در شهر کوچ وادا هند زاده شد. پدر و مادر او بابولال و ساراسواتی به راجنیش اجازه دادند تا سن هفت سالگی با پدربزرگ و مادربزرگ مادری خود زندگی کند. بنابر توضیح خود او این امر اثر عمده‌ای در رشد او داشت، زیرا مادر بزرگش به او حداکثر آزادی را داد و او را آسوده‌خاطر و بدون آموزش یا محدودیت‌های تحمیلی به حال خود گذاشت. وقتی که اوشو هفت ساله بود، پدربزرگش درگذشت و او به گاداروارا رفت تا با پدر و مادر خود زندگی کند. اوشو عمیقاً از مرگ پدربزرگش متأثر شد و همچنین مرگ دوست دختر دوران کودکی‌اش و نیر دختر عمویش در اثر حصبه در زمانی که ۱۵ سال داشت، منجر شد تا او در دوران کودکی و جوانی‌اش با مرگ درگیری ذهنی داشته باشد. اوشو در این زمان رویکردی ضد خداپرستی پیدا کرده، به هیپنوتیزم علاقه‌مند شد و برای مدت کوتاهی به دو سازمان ملی‌گرای سوسیالیست هندی (ارتش ملی هند و و راشتریا سوایامسواک سنگ) ملحق شد. اگرچه عضویت او در این سازمان‌ها برای مدتی کوتاه بود و او بعدها خود یکی از منتقدان سوسیالیسم در هند شد.

او سپس با کسب درجهٔ فوق لیسانس در رشتهٔ فلسفه از دانشگاه «سوگار»، تحصیلات خود را به پایان رساند و چندین سال در دانشگاه «جبل پور» به تدریس فلسفه پرداخت. وی از سال ۱۹۶۳ میلادی با سفر به سراسر هندوستان به ایراد خطابه‌هایی در زمینه‌های معنوی و عوالم روحانی پرداخت. در طی برگزاری جلسه‌های سخنرانی و بحث و گفتگو در شهرهای گوناگون، رهبران مذهبی سنت گرا و باورهای سنتی را مورد پرسش قرار داد و با گروه‌های گوناگون مردم دیدار کرد.

اشو در سال ۱۹۷۴ کمون خود در شهر پونای هندوستان را بنیان نهاد که مورد استقبال زیادی به‌ویژه از طرف معنویت گرایان غربی قرار گرفت. در سال ۱۹۸۰ در یکی از سخنرانی‌های صبحگاهی، یک فرد هندو مذهب افراطی او را با چاقو هدف حمله قرار داد اما فرد مهاجم بعداً از هر گونه اتهامی تبرئه شد. اشو در سال ۱۹۸۱ جهت معالجه به ایالات متحده رفت و در آنجا به مدت پنج سال اقامت گزید. پیروان اشو که به عنوان سانیاسین شناخته می‌شوند، در مدت چهارماه زمین‌های کوهپایه‌ای ایالت اورگون را خریداری کرده و شهری بنا نهادند که به راجنیش پورام مشهور شد.

پس از احداث این مرکز توجه زیادی در سراسر آمریکا نسبت به اشو و تعالیمش جلب شد اما در همین حال عده‌ای نیز ضمن مخالفت با اشو، وی را فردی پست، به لحاظ اخلاقی فاسد و زیر سؤال برندهٔ ارزش‌ها می‌دانستند و همین مشکلاتی را برای او به‌وجود آورد. از پیامدهای این مخالفت‌ها برخورد قانونی دولت آمریکا با اشو در سال ۱۹۸۶ بود که با اتهام نقض قانون مهاجرت ایالات متحده آمریکا دستگیر و به دادگاه کشانده شد. در پی این رخدادها، اشو مجبور به ترک خاک آمریکا و بازگشت به هند شد و در ۱۹ ژانویه ۱۹۹۰ درگذشت.

سال‌های دانشگاه و سخنرانی عمومی: ۱۹۷۰–۱۹۵۱[ویرایش]

سال ۱۹۵۱، در سن ۱۹ سالگی، اشو مطالعات خود را در کالج هیتکارینی در جبال‌پور آغاز کرد. بعد از درگیری با یکی از استادان از او خواسته‌شد تا کالج را ترک کند، همچنین او به کالج «جین دی ان» در جبال‌پور منتقل شد. به دلیل اینکه او به‌عنوان یک مباحثه‌گری اخلال‌گر شناخته شده بود، از وی خواسته شد که در کلاس‌های درسی کالج حضور پیدا نکند و فقط برای امتحانات به آنجا برود؛ بنابراین اشو از وقت آزاد خود برای چند ماه کار به‌عنوان دستیار سردبیر یک روزنامهٔ محلی استفاده کرد. او سخنرانی‌های عمومی خود را در سالگرد ساروا دارما ساملان (نشست ادیان) که در جبالپور برگزار شد، آغاز کرد. این نشست توسط انجمن تارانپانتی جین (جایی که او در آن متولد شد و از ۱۹۵۱ تا ۱۹۶۸ در آن شرکت می‌کرد) برگزار شد. او در برابر فشار پدر و مادرش برای ازدواج کردن مقاومت کرد. اوشو بعدها اظهار کرد که در ۲۱ مارس ۱۹۵۳ (در سن ۲۱ سالگی) طی یک تجربه عرفانی، زمانی که در باغ بهانوارتال در جبال‌پور زیر یک درخت نشسته بود، به روشن بینی رسیده‌است.

بمبئی: ۱۹۷۴–۱۹۷۰[ویرایش]

اشو روش مراقبه دینامیک خود را برای اولین بار در یک مراقبهٔ عمومی در بهار ۱۹۷۰ ارائه کرد. در ۲۶ سپتامبر سال ۱۹۷۰، اولین گروه مریدان یا سانیاسین‌های جدید خود را تشکیل داد. درعین حال که سانیاسین‌های او به دنبال کردن یک برنامهٔ از پیش ترتیب داده شده برای مراسمی خاص به جای زندگی زاهدانه تشویق شده بودند، او خودش به عنوان یک عامل کاتالیزوری یا «خورشیدی که گل را به بازشدن تشویق می‌کند» درنظر گرفته می‌شد. در دسامبر ۱۹۷۰ او به آپارتمان‌های سرزمین جنگلی در بمبئی رفت، جایی که او سخنرانی و بازدید کنندگانی را ملاقات کرده بود و در میان آن‌ها اولین بازدید کنندگان غربی نیز بودند. او دیگر به ندرت مسافرت می‌کرد و نیز در جلسات عمومی سخنرانی نمی‌کرد.

آشرام پونا: ۱۹۷۴–۱۹۸۱[ویرایش]

ضبط کردن صدا به‌طور منظم و بعداً ضبط ویدئویی و چاپ گفته‌های اشو برای توزیع در جهان، او را قادر می‌ساخت تا مخاطبان بیشتری داشته باشد. در همین زمان تعداد بازدیدکنندگان و پیروان غربی اوشو رو به فزونی گذاشت. آشرام به یک مرکز هنر و صنایع دستی، تولید لباس، جواهرات، سرامیک و لوازم آرایشی گیاهی و میزبان اجرای تئاتر، موسیقی و نمایش طنزآمیز تبدیل شد. از سال ۱۹۷۵ پس از ورود چندین درمانگر از «جنبش‌های بالقوهٔ بشر»، آشرام شروع به انجام مدیتیشن‌ها با تعداد فزاینده‌ای از گروه‌های درمانی کرد که به منبع اصلی درآمد برای آشرام تبدیل شد. به همین دلایل آشرام پونا یک مکان هیجان انگیز و پرشور با بار عاطفی و نیز فضایی جشنواره‌ای محسوب می‌شد.

آموزه‌ها[ویرایش]

او با مطالعه در مورد هرچیزی که می‌توانست درک او را از نظام باورها و روانشناسی انسان معاصر گسترش دهد، کنکاش کرد و در سال ۱۹۷۰ روش خود را برای مراقبهٔ پویا به وجود آورد. اشو می‌گوید:

بار سنتهای تاریخ گذشته و تشویش‌های زندگی نوین به قدری بر دوش انسان امروزی سنگینی می‌کند که او پیش از اینکه به حالت آرامش و بی‌ذهنی مراقبه دست یابد، مجبور است به یک پاکسازی گسترده تن دهد.

او تصویر ذهنی خویش را از انسان ایده‌آل امروزی، زوربای بودایی می‌نامید. ترکیبی سراسر جدید که به گفتهٔ او همانند دیدار بین زمین و آسمان، دیدار بین مرئی و نامرئی و به‌طور کلی دیدار قطب‌های متضاد است. زوربا شخصیتی زمینی و اهل خوشگذرانی‌های دنیوی است، در حالی که بودا نمایانگر روش معنوی است.

اشو در آموزه‌های خود از تمام جنبه‌های توسعهٔ آگاهی انسان سخن می‌گوید[نیازمند منبع] و بر این باور است که زندگی انسان امروزی بایستی بر پایهٔ مراقبه بنا شده باشد اما مراقبه‌ای که با نیازها و حقایق زندگی انسان امروزی هماهنگ است. او شیوه‌های گوناگون نوینی برای مراقبه پدیدآورد تا هرکس بسته به نیاز و روحیهٔ خویش، آن را برگزیده و با آن کار کند. او همچنین طی همکاری با درمانگران، روش‌های جدید درمانی را بر پایهٔ مراقبه به وجود آورد.[۱۰]

ذهن و نفس[ویرایش]

اوشو ذهن را در درجه اول قبل از هر چیز دیگر به عنوان مکانیزمی برای بقا می‌بیند. تکرار استراتژی رفتاری که موفق بودن آن در گذشته ثابت شده‌است اما به گفتهٔ او متوسل شدن به ذهن و استفادهٔ غیرضروری از آن برای گذشته و آینده، توانایی انسان‌ها را برای زندگی درست در حال محدود می‌کند و باعث می‌شود که آن‌ها احساسات واقعی را سرکوب کنند و خودشان را از تجارب لذت‌بخش که به‌طور طبیعی در لحظهٔ حال بوجود می‌آید، محروم کنند:

ذهن دارای ظرفیت ذاتی برای شادی نیست. ذهن فقط در مورد شادی فکر می‌کند و قادر به احساس آن نیست…

نتیجه این است که مردم خود را با تمامی شیوه‌هایاختلالات اعصاب، حسادت و نا امنی مسموم می‌کنند. او چنین استدلال کرد که سرکوب روانی که اغلب توسط رهبران مذهبی حمایت می‌شود، باعث ایجاد احساسات سرکوب شده می‌گردد که در قالب دیگری ظاهر می‌شوند. همچنین اشو معتقد است که سرکوب جنسی در جوامع منجر به حریص شدن جامعه نسبت به روابط جنسی می‌شود. به جای سرکوب، مردم باید به خودشان اعتماد کنند و پذیرش بدون قید و شرط داشته باشند. برای درک این مفهوم، از نظر اوشو صرفاً نباید این موضوع به صورت عقلانی فهم می‌شد، چون ذهن تنها می‌تواند آن را به عنوان یک قطعه از اطلاعات درک کند. اشو همچنین بر رهایی از نفس انسان تأکید می‌کند که به باور او تمامی امیال، آرزوها و خواسته‌های انسان ناشی از نفس او است که موجب می‌شود تا انسان در آینده زندگی کند و از شادی محروم شود.

مدیتیشن[ویرایش]

اوشو مدیتیشن را نه فقط به عنوان یک تمرین بلکه به عنوان یک وضعیت آگاهی که بتواند در هر لحظه حفظ شود، ارائه کرد. منظور او از مدیتیشن نوعی از آگاهی کلی است که فرد را از سطح پاسخهای صرفاً مکانیکی (و مشروط به باورها و انتظارات) در وضعیت دیگری مستقر می‌کند. در این راه او در یکی از مراکز روان درمانی غرب استخدام شد تا مراحل مقدماتی مراقبه برای ایجاد آگاهی از الگوهای ذهنی و احساسی را مهیا کند. او در مجموع بیش از صد تکنیک مدیتیشن پیشنهاد کرد. تکنیک‌های مراقبه فعال او بوسیلهٔ مراحل فعالیت‌های فیزیکی که منجر به سکوت می‌شوند، مشخص شده‌اند. یکی از معروف‌ترین ابداعات اشو «مدیتیشن پویا» است، اگرچه روش‌های دیگری مانند مراقبه کندالینی و مراقبه زمزمه‌کننده که کمتر متحرک هستند را نیز به‌وجود آورد.

سانیاس[ویرایش]

عنصر کلیدی دیگر در تعالیم اشو، حضور خود او به عنوان استاد بود. اوشو در این باره می‌گوید: «یک استاد، بودنش را با شما تقسیم می‌کند، نه فلسفهٔ خود را… او هرگز برای شاگرد کاری انجام نمی‌دهد.» شروعی که او ارائه داد طرحی دیگر بود:

... اگر بودن شما با من ارتباط برقرار کند، که این صمیمیت و همدلی می‌شود… آن عالیترین شکل ممکن ارتباط است، انتقال بدون کلمات. بودن ما با هم ادغام می‌شود. این تنها در صورتی ممکن است که شما به یک شاگرد تبدیل شوید.

در نهایت او به عنوان یک گورو حتی به صراحت اقتدار خود را زیر سؤال برده و اعلام کرد که آموزش‌هایش چیزی بیشتر از یک بازی یا شوخی نیستند. وی تأکید کرد که هر چیز و همه چیز می‌تواند تبدیل به فرصتی برای مراقبه شود.

میراث[ویرایش]

در حالی که تعالیم اوشو در طول عمرش قویاً در کشور خودش رد می‌شد ولی پس از مرگ او تغییراتی در افکار عمومی هندی‌ها به وجود آورده‌است. روزنامه ساندی میددی هند (Sunday Mid-Day) نام اوشو را در کنار افرادی مانند گوتاما بودا و مهاتما گاندی، در میان ده نفری که بیشترین تغییر را در سرنوشت هند ایجاد کرده بودند، درج کرد. این روزنامه دربارهٔ اشو نوشت: «او از طریق آزادسازی ذهن نسل‌های آینده از قیود مذهبی و همرنگ جماعت شدن، در سرنوشت هند تغییر ایجاد کرده‌است.» روزنامه ساندی تایمز انگلیس نیز اشو را یکی از ۱۰۰۰ شخصیت تأثیرگذار قرن بیستم دانست. اوشو در کشور خود پس از مرگش تحسین بیشتری نسبت زمان زنده بودنش پیدا کرده‌است. یکی دیگر از روزنامه‌های تأثیرگذار هند اظهار داشت: «اوشو در اواخر یک مفسر خوب در مورد پوچی‌های اجتماعی که سعادت انسان را نابود کرده‌اند، بوده‌است.» طی جشنی در سال ۲۰۰۶ که هفتاد و پنجمین سالگرد تولد اوشو بود، خوانندهٔ هندی صیف الدین داگار ابراز کرد که تعالیم اوشو «بیشتر از قبل مربوط به محیط کنونی هستند».

در نپال، ۶۰ مرکز اوشو با تقریباً ۴۵ هزار شاگردان تازه‌وارد (بر طبق گزارش سال ۲۰۰۸) وجود دارد. کل آثار اوشو در کتابخانه پارلمان ملی هند در دهلی نو قرار داده شده‌است. چهره‌های برجسته مانند نخست‌وزیر هند، مانموهان سینگ و نویسندهٔ سیک هندی خوشوانت سینگ، اوشو را تحسین کرده‌اند. هنرپیشه بالیوودی وینود کانا که به عنوان شاگرد و باغبان اوشو در راجنیش پورام کار کرده، به عنوان وزیر امور خارجه هند از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۴ خدمت کرده‌است. بیش از ۶۵۰ کتاب دربارهٔ نظرات اشو نسبت به جنبه‌های مختلف وجود انسان وجود دارد که در واقع همه آن‌ها براساس سخنرانی‌های ضبط شدهٔ او نوشته شده‌اند. آثار او در ۶۰ زبان مختلف در دسترس هستند و برخی از این آثار در صدر لیست فروش کشورهایی مانند ایتالیا و کره جنوبی شده‌اند. از نظر بین‌المللی، پس از گذشت تقریباً دو دهه بحث و جدل و یک دهه سازش، جنبش اوشو جای خود را در بازار مذاهب جدید تثبیت کرده‌است. پیروان او تعالیمش را بازتعریف و عناصر مرکزی تدریس او را مجدداً تدوین کرده‌اند تا در نزد بیگانگان و غیر اعضاء کمتر بحث‌برانگیز بنظر برسد. جوامعی در شمال آمریکا و غرب اروپا که در مسیر رشد معنوی خود به تعالیم اشو برخورد کرداند، سازگاری بیشتری با موضوعات معنوی مانند یوگا و مدیتیشن از خود نشان می‌دهند. امروزه بنیاد بین‌المللی اشو (OIF) سمینارهای کنترل استرس برای مشتریان شرکت‌های بزرگ مانند IBM و BMW راه‌اندازی می‌کند که گفته می‌شود درآمد سالیانهٔ آن در ایالات متحده آمریکا براساس گزارش سال ۲۰۰۰، بین ۱۵ تا ۴۵ میلیون دلار بوده‌است. بنابر گزارش‌های مطبوعاتی، آشرام پونا سالیانه ۲۰۰٫۰۰۰ نفر را از سراسر جهان جذب می‌کند. بازدیدکنندگان برجسته شامل سیاستمداران، شخصیت‌های رسانه‌ها و دالایی لاما هستند. قبل از اینکه هر کس اجازه ورود و رفت‌وآمد داشته باشد، یک آزمایش ایدز لازم است و کسانی که به این بیماری مبتلا هستند، اجازهٔ ورود ندارند. در سال ۲۰۱۱ سمیناری ملی در گروه فلسفه دانشکدهٔ مانکونواربای برای زنان در شهر جبالپور دربارهٔ تعالیم اوشو افتتاح شد. این سمینار متمرکز بر آموزه‌های زوربا بودای اشو و به دنبال آشتی دادن معنویت با رویکرد ماتریالیستی و عینی بود.

ارزیابی به‌عنوان رهبر کاریزماتیک[ویرایش]

تعدادی از مفسران دربارهٔ جاذبهٔ اشو اظهار نظر کرده‌اند. آنتونی استور در مقایسهٔ اشو با گورجیف می‌نویسد:

اوشو از نظر شخصیتی بسیار تأثیرگذار بوده و بسیاری از کسانی که او را برای اولین بار ملاقات کردند، احساس می‌کردند که احساسات درونی آن‌ها فوراً درک شده و به جای قضاوت شدن با صراحت مورد استقبال قرار گرفته بودند. به نظر می‌رسید اشو نوعی انرژی ساطع می‌کند و امکانات مخفی را در کسانی که با او در تماس بودند، بیدار می‌کند. سانیاسین‌های بسیاری اعلام کرده‌اند که با شنیدن صحبت‌های اوشو عاشق او شده‌اند.

سوزان جی پالمر اشاره کرد که حتی منتقدان به قدرت حضور او اذعان کرده‌اند. جیمز گوردون روانپزشک و پژوهشگر یادآور می‌شود که به‌طور غیرقابل توضیحی پس از برخورد نگاه اوشو با او، خودش را مانند یک کودک در حال خندیدن و بغل کردن غریبه‌ها و با اشک قدردانی در چشمانش یافت.

اف. اسکات فیتزجرالد پس از گوش دادن به اوشو به این نتیجه رسید که او یک سخنران فوق‌العاده بود و شگفتی خود را نسبت به استعداد او به عنوان یک کمدین ابراز کرد؛ توانی که از خواندن آثارش بدان پی نبرده بود. او همچنین کیفیت هیپنوتیزمی سخنان اوشو را خاطر نشان می‌کند که اثر عمیقی بر مخاطبان داشت. هیو میلن (سوامی شیوامورتی) هوادار سابق که بین سال‌های ۱۹۷۳ و ۱۹۸۲ از نزدیک با اوشو به عنوان رهبر گارد آشرام پونا و به عنوان محافظ شخصی او کار می‌کرد، می‌گوید در اولین جلسهٔ ملاقات با اوشو حسی ایجاد شد که در ورای کلمات بین آن‌ها منتقل شده بود:

حریم خصوصی‌ای در میان نبود اما حسی که داشتم مانند آن بود که گویی روح او به آهستگی به داخل روح من لغزش کرد و در کسری از ثانیه اطلاعات حیاتی به من منتقل شد.

آثار[ویرایش]

اشو نیز مانند اکثر استادان معنوی تاکنون هیچ کتابی ننوشته‌است. در واقع کتاب‌های منتشر شده به نام او که شمار آن‌ها به بیش از ۶۰۰ عنوان می‌رسد، نسخه برداری از سخنرانی‌های وی هستند که توسط شاگردانش به انجام رسیده‌اند. حدود هفت هزار سخنرانی از اشو بر روی نوار کاست و هزار و هفتصد سخنرانی بر روی نوار ویدئو ضبط شده‌است و کتاب‌های او جزء پرفروش‌ترین کتاب‌ها در هند به‌شمار می‌آیند. آثار اشو به اکثر زبان‌های زندهٔ دنیا ترجمه شده و لیست برخی کتاب‌هایی که به فارسی برگردانده شده‌است، عبارتند از:

ردیف نام کتاب تاریخ انتشار ردیف نام کتاب تاریخ انتشار ردیف نام کتاب تاریخ انتشار
۱ راه کمال - ۲۲ آفتاب در سایه - ۴۴ تمثیل‌های عرفانی -
۲ نغمه زندگی - ۲۳ ضربان قلب حقیقت مطلق - ۴۵ الماس‌های آگاهی -
۳ فقط یک آسمان - ۲۴ گل‌های جاودانگی - ۴۶ ریشه‌ها و بالها -
۴ مزه‌ای از ملکوت - ۲۵ سرگشتگی - ۴۷ شکوه آزادی -
۵ آه این… - ۲۶ این نیز بگذرد… - ۴۸ تانترا (جلد سوم) تفسیر آواهای شاهانه -
۶ بشنو از این خموش - ۲۷ تانترا (جلد اول) - ۴۹ تانترا (جلد چهارم) تفسیر آواهای شاهانه -
۷ عشق، رقص، زندگی - ۲۸ تانترا (جلد دوم) - ۵۰ شکوه آزادی -
۸ زندگی به روایت بودا - ۲۹ راز بزرگ - ۵۱ عاشقانه‌ها -
۹ راز (جلد اول) - ۳۰ شهامت عشق ورزیدن - ۵۲ صوفی مرد راه: آواز سکوت -
۱۰ راز (جلد دوم) - ۳۱ اشو ذن تاروت - ۵۳ خود را به هستی واگذار -
۱۱ اولین و آخرین رهایی - ۳۲ زوربای بودایی - ۵۴ بگو آری! -
۱۲ الماس‌های اشو - ۳۳ یک فنجان چای - ۵۵ عشق پرنده‌ای آزاد است -
۱۳ مراقبه، هنر وجد و سرور - ۳۴ هفت بدن، هفت چاکرا - ۵۶ زندگی موهبتی الهی است -
۱۴ خلاقیت - ۳۵ شورشی - ۵۷ بیگانه در زمین -
۱۵ بلوغ - ۳۶ مراقبه: شور مستی - ۵۸ چراغ راه خود باش -
۱۶ کودک نوین - ۳۷ تائوئیزم (جلد اول) - ۵۹ پرواز در تنهایی -
۱۷ یک زندگی، یک ترانه، یک رقص - ۳۸ تائوئیزم (جلد دوم) - ۶۰ من درس شهامت می‌دهم -
۱۸ و آن گاه نبودم - ۳۹ با خورشید شامگاه - ۶۱ دل به دریا بزن -
۱۹ شهامت - ۴۰ عشق پرنده‌ای آزاد و رها - ۶۲ با خود یکی شو -
۲۰ اینک برکه‌ای کهن - ۴۱ زبان فرشتگان (جلد اول) - ۶۳ قطره‌ای در دریا -
۲۱ آینده طلائی - ۴۲ زبان فرشتگان (جلد دوم) - ۶۴ مراقبه، هنر شور و سرمستی -
۶۵ از سکس تا فراگاهی - ۶۶ مافیای روح (کشیشان و سیاستگران) - ۶۷ نقدی بر چنین گفت زرتشت نیچه -
۶۸ انتقال چراغ جلد اول - ۶۹ انتقال چراغ جلد دوم - ۷۰ نیلوفر سفید -

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. «Who is Osho? - Definition from Yogapedia»(en)‎. به کوشش Yogapedia.com. بازبینی‌شده در 2018-11-07. 
  2. Vasant، Joshi. The Awakened One. Harper and Row، 1982. 1-4. شابک ‎ISBN ۰-۰۶-۰۶۴۲۰۵-X. 
  3. «Bhagwan Shree Rajneesh | Biography, Facts, & Rajneesh Movement»(en)‎. به کوشش Encyclopedia Britannica. بازبینی‌شده در 2018-11-07. 
  4. «Rajneeshpuram». The New Yorker, 29 September 1986. 
  5. Latkin، Carl A.. «Seeing Red: A Social-Psychological Analysis». Sociological Analysis، 1992. doi:10.2307/3711703. 
  6. Staff. “Oregon Historical County Records Guide”. 24 March 2012. 
  7. «Bhagwan Shree Rajneesh». Newsmakers (Gale Research), 1990. 
  8. Gurus in America, Albany, NY: State University of New York Press. 2005. شابک ‎۰-۷۹۱۴-۶۵۷۴-۸. 
  9. شری، کنیه‌ای احترام‌آمیز به معنای مقدس و بزرگ است
  10. رجوع کنید به مقاله «رقص، سماع، سرور و عرفانی اشو»

منابع[ویرایش]

  • Appleton, Sue (1987), Bhagwan Shree Rajneesh: The Most Dangerous Man Since Jesus Christ, Cologne: Rebel Publishing House, ISBN 3-89338-001-9.
  • Bharti, Ma Satya (1981), Death Comes Dancing: Celebrating Life With Bhagwan Shree Rajneesh, London, Boston, MA and Henley: Routledge, ISBN 0-7100-0705-1.
  • Bharti Franklin, Satya (1992), The Promise of Paradise: A Woman's Intimate Story of the Perils of Life With Rajneesh, Barrytown, NY: Station Hill Press, ISBN 0-88268-136-2.
  • Braun, Kirk (1984), Rajneeshpuram: The Unwelcome Society, West Linn, OR: Scout Creek Press, ISBN 0-930219-00-7.
  • Brecher, Max (1993), A Passage to America, Mumbai, India: Book Quest Publishers.
  • FitzGerald, Frances (1986), Cities on a Hill: A Journey Through Contemporary American Cultures, New York, NY: Simon & Schuster, ISBN 0-671-55209-0. (Includes a ۱۳۵-page section on Rajneeshpuram previously published in two parts in نیویورکر magazine, 22 September, and 29 September 1986 editions.)
  • Forman, Juliet (1991), Bhagwan: One Man Against the Whole Ugly Past of Humanity, Cologne: Rebel Publishing House, ISBN 3-89338-103-1.
  • Goldman, Marion S. (1999), Passionate Journeys – Why Successful Women Joined a Cult, The University of Michigan Press, ISBN 0-472-11101-9
  • Guest, Tim (2005), My Life in Orange: Growing up with the Guru, London: Granta Books, ISBN 1-86207-720-7.
  • Gunther, Bernard (Swami Deva Amit Prem) (1979), Dying for Enlightenment: Living with Bhagwan Shree Rajneesh, New York, NY: Harper (publisher), ISBN 0-06-063527-4.
  • Hamilton, Rosemary (1998), Hellbent for Enlightenment: Unmasking Sex, Power, and Death With a Notorious Master, Ashland, OR: White Cloud Press, ISBN 1-883991-15-3.
  • Latkin, Carl A. (1994), "Feelings after the fall: former Rajneeshpuram Commune members' perceptions of and affiliation with the Rajneeshee movement", Sociology of Religion, 55 (1): Pages 65–74, doi:10.2307/3712176, retrieved 4 مه 2008 Unknown parameter |coauthors= ignored (|author= suggested) (کمک).
  • McCormack, Win (1985), Oregon Magazine: The Rajneesh Files 1981–86, Portland, OR: New Oregon Publishers, Inc.
  • Palmer, Susan Jean (1994), Moon Sisters, Krishna Mother, Rajneesh Lovers: Women's Roles in New Religions, Syracuse University Press, ISBN 978-0-8156-0297-2
  • Quick, Donna (1995), A Place Called Antelope: The Rajneesh Story, Ryderwood, WA: August Press, ISBN 0-9643118-0-1.
  • Shay, Theodore L. (1985), Rajneeshpuram and the Abuse of Power, West Linn, OR: Scout Creek Press.
  • Thompson, Judith; Heelas, Paul (1986), The Way of the Heart: The Rajneesh Movement, Wellingborough, UK: The Aquarian Press (New Religious Movements Series), ISBN 0-85030-434-2.
  • زندگی موهبتی الهی است (life is a gift)، اشو؛ (ترجمه) مجید پزشکی. ص ۶، اصفهان-هودین ۱۳۸۳ شابک: ۹۶۴-۸۶۹۵-۰۰-۸