کندالینی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
چاکراها و کانال های انرژی بدن انسان.

کندالینی (به سانسکریت: कुण्डलिनी)، در هندوئیسم به نوعی انرژی در بدن انسان (شاکتی) اشاره دارد که گفته می‌شود در پایین ستون فقرات قرار دارد. همچنین کندالینی به معنای مونثی، که به دور خودش پیچیده است می‌باشد. بیداری انرژی کندالینی در نتیجه رسیدن به حالت بی فکری است که روشنی و سعادت را در پی دارد.[۱] با اینحال، بیدارسازی کندالینی با روش‌های مختلف قابل انجام است. بیدار سازی کندالینی نیازمند پرانا یا نیروی حیات است که به سوشومنا یا کانال مرکزی شما وارد شود. این نیرو در حالت بی فکری و در نتیجه مدیتیشن‌های منظم و مداوم وارد بدن اتری شده و ذخیره می‌شود. هنگامی که شخص به سطح بالایی از انرژی برسد بیداری کندالینی رخ میدهد.

بسیاری از سیستم‌های یوگا بر بیدارسازی کندالینی از طریق تنفس پرانایاما، مدیتیشن، انجام آساناها و خواندن مانترا توجه دارند.[۱] کندالینی یوگا یکی از این مکاتب یوگا است که بر بیدار کردن انرژی کندالینی از طریق انجام منظم تمرینات مانترا، تانترا، یانترا، یوگا و مدیتیشن تمرکز دارد.[۱][۲] صرف نظر از حواس فیزیکی و توقف فرایند تفکر بر روی دنیای بیرونی واقعاً کاری فوق‌العاده است. توانایی انجام این کار حتی برای یک لحظهٔ کوتاه هم نتیجهٔ انجام تمرینات پنجمین، ششمین و یا هفتمین شاخهٔ یوگا است که در نهایت فرد را به هشتمین و آخرین شاخه یعنی سامادهی راهنمایی می‌کند. کارا لی گرانت نویسنده کتاب‌های یوگا می‌گوید: «هنگامی که کندالینی بیدار می شود، فرد حالت همدلی عمیق‌تری با دیگران پیدا می کند به طوری که این همدلی تقریباً حالت تله پاتی پیدا میکند. حساسیت فرد بالاتر می رود، سطح انرژی اش افزایش می یاید، برخی اوقات توانایی های روحی یا درکی عمیق حاصل می شود، فرایند سالخوردگی کندتر می شود، خلاقیت و کاریزما بالا می رود و آرامش و درکی درونی حاصل می شود. یک احساس بخشی از همه چیز بودن بوجود می آید و اسرار زندگی، دیگر اسرار نخواهند بود.»

فردی که از طریق بیداری کندالینی به روشنیدگی می‌رسد، ممکن است انتخاب کند که به فعالیت در زمینه‌های شفابخشی مشغول شود. این افراد تمایل بیشتری برای زندگی بر طبق خواست درونی (رسالت الهی شان) پیدا می‌کنند و این شاید منجر به تغییر شغل و حرفه‌شان شود. آن‌ها علاقه‌شان به مادیات را از دست می‌دهند و بخشنده تر می‌شوند. هم چنین کمتر صحبت می‌کنند و کلمات را با وضوع و عمق درونی بیشتری انتخاب می‌کنند.

حال هنگامی که کندالینی شما بیدار شود چه اتفاقی می افتد؟

اگر کندالینی بیدار شود، همان‌طور که گفته شده انرژی از پایهٔ ستون فقرات و از چاکرای ریشه به سمت بالا حرکت می‌کند، همان‌طور که در مثال ابتدای مقاله گفته شد این انرژی مانند ماری است که در پایین یک کوه عظیم خفته است. در نهایت این انرژی خودش را به اوج قلهٔ کوه می‌رساند که با غده صنوبری و چاکرای تاج همبستگی شدیدی دارد. همچنین این انرژی مونث هنگامی که بالا می آید، از مراکز انرژی در بدن عبور می‌کند تا به آخرین مرکز انرژی یعنی چاکرای ساهاسرارا یا تاج برسد سپس چون این چاکرا مذکر و نماد ارتباط ما با پدر الهی می‌باشد، یک لقاح داخلی در مغز اتفاق می افتد و آن وقت میگوییم که کندالینی آن شخص بیدار شده‌است. هنگامی که غدهٔ صنوبری فعال شود، تغییر بزرگی در آگاهی شما اتفاق خواهد افتاد گویا که شخص دوباره متولد شده است آن چنان تغییری در آگاهی اتفاق خواهد افتاد، که گویا سوال بی جوابی برای شما وجود ندارد. بر طبق گفته‌های استریکر، بیدارسازی کندالینی باعث «حالت بصیرت مافوق حسی می شود که در آن می توانیم به بالاترین پتانسیل هایمان دسترسی داشته باشیم».

نشانه های بیداری کندالینی[ویرایش]

اگر فرد آماده نباشد یا کندالینی خود به خود بیدار شود، به علت یکسری از تغییرات که در انگیختگی انرژی رخ می‌دهد، ممکن است یک هرج و مرج درونی کامل را تجربه کند، این تغییرات ممکن است در ظاهر شما، در رژیم غذایی شما، در کاهش یا افزایش وزن تان، احساساتی در تاج سر و تغییراتی در شخصیت شما باشد که یک فرد بدون راهنما و یا فردی که آمادگی ندارد؛ قادر نیست از پس آن‌ها برآید.

تحریک خود به خود انرژی کندالینی ممکن است در اثر تمرینات کار با انرژی بسیار شدید، مصرف مواد مخدر، تجربیات جنسی، سوءاستفاده و یا آسیب‌های روحی روانی شدید یا سایر وقایع غیرمنتظره رخ دهد.

اما توجه داشته باشید که اگر شما آماده نباشید، کندالینی هرگز شروع به بیدار شدن نمی‌کند مگر طبق مثال‌های بالا که احتمال آن هم خیلی خیلی کم است. زیرا این انرژی بسیار هوشمند می‌باشد و خودش میداند که چه موقع، وقت مناسب برای برخاستن است.

هنگام بیداری کندالینی، شخص کاملاً آگاه به لحظه است و هیچ خبری از افکار مزاحم ذهن نیست. در این حالت چشم‌ها می‌توانند بسته یا باز باشند.

همچنین نام دیگر این انرژی آتش عشق نیز میباشد و ارتباط عمیق و مستقیم با عشق دارد. این همان عشق حقیقی میباشد. همان عشقی که اساس کلام مولانا را تشکیل داده است.

جدا از این بحث‌ها، حس و حال یک شخص هنگام بیداری کندالینی با کلام و کلمه قابل وصف نیست. شخصی که آتش عشق یا همان کندالینی را درون خود بیدار کرده باشد می‌تواند معنای این جمله را بفهمد.

مولانا در این باره میگوید :

هرچه گویم عشق را شرح و بیان

چون به عشق آیم خجل باشم آز آن

گرچه تفسیر زبان روشنگر است.

لیک عشق بی زبان روشنترست.


در هنگام بیداری بخش مربوط به ماهیت ذهن یا همان خودآگاهی در مغز بیشترین تأثیر را دریافت می‌کند. در نتیجه شخص خودش را به عنوان یک انسان میشناسد و این تنها چیزیست که یک انسان به آن نیاز دارد تا به تکامل برسد پس انگار دوباره متولد میشوید، زندگی معنای خاصی پیدا می‌کند و شما از هر لحظه زندگی لذت میبرید.

طبیعتاً هر انسانی بدون هیچ محدودیت زبانی، نژادی و...بر روی کره زمین می‌تواند این انرژی درون خود بیدار کند

[۳] بیشتر این نشانه‌ها در حین بیداری رخ می‌دهند و بخشی از آن‌ها نیز مربوط به پس از بیداری هستند. طبیعتاً هر کس تعداد بیشتری از این نشانه‌ها را داشته باشد می‌تواند به معتبر بودن تجربه‌اش بیشتر اعتماد کند چون برخی از این نشانه‌ها می‌توانند متعلق به پدیده‌هایی دیگر باشند.

احساس اینکه چیزی از عمق وجود یا انتهای ستون فقرات به سمت بالا حرکت می‌کند. این حرکت در افراد مختلف متفاوت است، ممکن است به شکل خزش یک مار، پرش میمون از شاخه ای به شاخه دیگر، حرکت امواج دریا یا حرکتی ناگهانی احساس شود. در حین تجربه فرد ممکن است آگاهی اش را نسبت به خود، زمان و مکان از دست بدهد. فرد با اینکه هوشیار و آگاه هست چیزی را نمی‌بیند. یعنی در حالی که چشم‌هایش باز است انگار در نیستی سیر می‌کند. در حین تجربه فرد هیچ احساسی نخواهد داشت. نه حس عشق و علاقه و احساسات خویشاوندی در او وجود خواهد داشت و نه حتا حس تلاش برای حفظ حیات، انگار که فرد در نقطه صفر مطلق قرار می‌گیرد و تنها یک ناظر صرف می‌شود. احساس برق، الکتریسیته یا شوک برقی در بدن به خصوص در دست‌ها و سر.احساس انرژی، شادی و نشاط و قدرت خیلی زیاد به طوری که فرد بدون توجه به شرایط بیرونی زندگی اش از لحاظ درونی احساس شادی و سرخوشی زیادی می‌کند و مطمئن ست همه چیز در نهایت رو به راه خواهد شد. دیدن یک سری اشکال و طرح‌های خیلی خیلی خاص که با چیزهایی که در مراقبه و رویا می‌بینیم متفاوتند و قابل توصیف نیستند. دیدن نیلوفر هزاربرگی که نماد چاکرای سر است. البته من خودم این را به شکل لوزی‌های طلایی رنگی که تا بینهایت امتداد داشتند مشاهده می‌کردم و نه گلبرگ‌های گل نیلوفر. تجربه دو حس متفاوت در حین بیداری کندالینی. برخی اوقات در حین بیداری کندالینی فرد خیلی خیرخواه و مهربان می‌شود و زمانی دیگر بسیار خشن و بی رحم. که در واقع این دو بخاطر فعال شدن بیشتر یکی از ستون‌های چپ یا راست می‌باشند. فرد در هنگامی که راه می‌رود این حس را دارد که انگار روی هوا راه می‌رود و خودش را از بالا مشاهده می‌کند یا حس می‌کند قدش خیلی بلندتر شده و دیگر آن کنترل سابق را بروی جسمش نخواهد داشت اما بعد از مدتی یاد می‌گیرد چطور با وضعیت جدید کنار بیاید و به جسمش اجازه دهد که با خرد درونی اش خودش را کنترل و اداره کند.اعضا، دست‌ها و پاها بی حس می‌شوند، گویی که به خواب رفته‌اند. و وقتی آن‌ها را تکان می‌دهیم یک احساس خارش یا قلقلک تجربه می‌شود. تمام بدن گرم می‌شود. در حین بیداری کندالینی این احساس به فرد دست می‌دهد که بدنش دارد بزرگ و بزرگتر می‌شود یا اینکه احساس می‌کند بدنش کوچک و کوچکتر می‌شود.این حس که فرد با بدنی لطیف تر از بدن فیزیکی اش بیرون می آید و با این بدن در دنیا شروع به گردش می‌کند. خشم ناگهانی در حین تجربه بیداری کندالینی. بدن تمرین‌کننده شروع به تکان خوردن می‌کند یا به شکل غیرقابل کنترلی مثل یک آونگ شروع به حرکت به سمت چپ و راست می‌کند. در حین بیداری کندالینی فرد به گونه ای غیرقابل کنترل شروع به آواز خواندن، رقصیدن، فریاد زدن، لرزیدن یا وحشت کردن می‌کند. یک سری از وضعیت‌های یوگا (آساناها) یا تمرینات تنفسی (پرانایام) به صورت غیر ارادی توسط فرد انجام می‌شوند. این احساس که انگار بدن در حال گشتن یا دور زدن حول یک محور یا یک دایره است. خنده یا گریه غیرقابل کنترل. شنیدن صداهای عجیب در حین بیداری کندالینی.غرش کردن مثل یک شیر یا درآوردن صدای سایر حیوانات در حین تجربه بیداری کندالینی. چرخیدن گردن در یک دایره کامل. چشم‌ها به سمت بالا به سمت مرکز دو ابرو (چشم سوم) می چرخند. به طوری که قسمت سفیدی چشم از بیرون قابل مشاهده خواهد بود. تجربه خستگی خیلی زیاد یا احساس نشئگی و سرمستی پس از تجربه بیداری کندالینی. دیدن یک سری از شهودات از امیال و خواسته‌های سرکوب شده فردی. دیدن ابرهایی به رنگ قرمز، زرد، آبی یا سفید. که در واقع به چاکراهای مختلف مربوط می‌شوند که در آجنا (چشم سوم) انعکاس پیدا می‌کنند. هر چند که اگر بدن اختری فرد کاملاً پاک شود او تنها نور شفاف یا نور بدون رنگ را می‌بیند که این نشان از پاک شدن کامل کالبد اختری او دارد.احساسی از صلح و آرامش تمرین‌کننده را در بر می‌گیرد. همچنین احساسی از سعادت که توصیفش دشوار است او را در بر می‌گیرد. یک سری مشکلات و مسائل لاینحل در حین بیداری کندالینی بروز می‌کنند و راه حل این مشکلات هم در همان حالت به فرد نشانه داده می‌شوند. یک میل شدید به ملاقات مکان‌های مقدس و مکان‌های مذهبی مهم در فرد به وجود می آید. و حتا ممکن است فرد با بدن اختری خود به ملاقات این مکان‌ها برود. فرد با چشم باز وارد خلسهٔ عمیق می‌شود و حتا با همان چشم باز می‌تواند ۱۵ تا ۲۰ دقیقه در این وضعیت باقی بماند. احساس افتادن یا سقوط کردن در حین تجربه کندالینی و همین‌طور تکرار این حس افتادن در حین راه رفتن. حس سردرد شدید در حین تجربه بیداری کندالینی. توصیه شده در صورت بروز این حالت از قرص‌های مسکن برای رفع سر درد استفاده نشود و اجازه داده شود که سردرد خود به خود خوب شود. فرد خودش را حین تجربه بیداری کندالینی مشاهده می‌کند که در برخی متون کهن به این وضعیت پرتیکا دارشان گفته شده که نشانه خوبی است. تمرین‌کننده ممکن است در حین بیداری کندالینی چیزهای ترسناکی مثل اسکلت یا الهه ای که جمجمه‌هایی انسانی به گردن آویخته را ببیند اما نباید بترسد. این‌ها نیز بخشی از تجارب مشترک انسانی هستند و چون پیش از بیداری کامل شما باید از تمام طیف تجارب بگذرید این‌ها را نیز مشاهده می‌کنید و تنها با ناظر بودن می‌توانید از آن‌ها بدون مشکل عبور کنید. تمرین‌کننده احساس حرکت باد در روده‌های خود را تجربه می‌کند به طوری که حتا می‌تواند صدای حرکت این بادها را بشوند. در صورتی که چنین چیزی رخ داد لازم است دراز بکشید و این حرکت‌ها خود به خود از بین می‌روند.احساسی مثل پرپر زدن در چشم سوم یا وزش نسیم خنکی بروی چشم سوم احساس می‌شود. در این حالت توصیه شده ترکیب کره حیوانی و پودر چوب صندل یا نعنای خشک بروی چشم سوم مالیده شود. احساس پرپر زدن در چشم‌ها، گوش‌ها، بینی و گونه اتفاق می افتد. این اتفاق هنگامی رخ می‌دهد که گل برگ‌های دوگانه آجنا چاکرا (هام و کشام) شروع به چرخش می‌کنند. تصاویری از رخدادهای گذشته و حتا شهوداتی از اتفاقات آینده جلوی چشم فرد می آیند. استاد در مقابل فرد نمایان می‌شود، مشکلات او را بر طرف می‌کند و به سوالاتش پاسخ می‌دهد. احساس سوزش یا حرارت زیاد در چاکرای شبکه خورشیدی به وجود می آید که با دعا از بین می‌رود. هچنین در صورت بروز این حالت خوردن شیر همراه با دو سه قاشق کوچک کره حیوانی درست بعد از مراقبه توصیه شده‌است. انواع نواها و صدای سازهای مختلف یا صدای رعد و برق به گوش فرد می‌رسد. در حین بیداری کندالینی، فرد یک عطر خیلی متمایزی از گل‌ها به مشامش می‌رسد. فرد وزش باد سردی را احساس می‌کند که منبع بیرونی ندارد. احساس درد در مفاصل کمر یا پایین تر از آن.فرد احساس می‌کند که تمام بندش را طناب پیچ کرده‌اند و با این طناب محصور شده‌است. بدن با خلوص و یک نور الهی پر می‌شود و فرد این احساس را می‌کند که دارد خودش را از بیرون یا همزادش را مشاهده می‌کند. فرد کاملاً از تناسخ‌های قبلی اش آگاه می‌شود. همچنین می‌تواند علت شرایط زمان حال خود و تأثیر اعمال گذشته اش را در به وجود آمدن این شرایط ببیند و تحلیل کند. پس از بیداری کندالینی فرد با هرکس ملاقات کند در صورت تمایل می‌تواند تمام زندگی‌های گذشته او و نقاط مشترک خودش با او را ببیند و از این طریق به یک حس همدلی و درک مشترک با او برسد. فرد هرچه بخواهد برآورده می‌شود و در کلام او جادو وجود دارد و شنوندگان جذب او می‌شوند. فردی با کندالینی بیدار شده ممکن است بتواند حوادث آینده ای که برای دیگران رخ خواهد داد را پیش‌بینی کند. بیداری کندالینی برای فرد یک شخصیت جذاب و مغناطیسی به وجود می آورد و آدم‌ها با ارتعاشی که از صورت او و بدن او جاری است جذب او می‌شوند و او می‌تواند نگاه مردم را سمت خود جذب کند. شاکتی پات (نیروی الهی کندالینی استاد که به شاگرد منتقل می‌شود) همچون یک زره از فرد محافظت می‌کند و او هر جا که می‌رود کارهایش با موفقیت به انجام می‌رسند و شخص به یک فرد ویژه تبدیل می‌شود. فرد بدون خواست و اراده خودش به صورت غیرقابل کنترل و ناگهانی وارد مراقبه می‌شود و بعد از آن یک سعادت و سرخوشی خیلی عظیم را تجربه می‌کند. به همین خاطر نیاز است که یک تلاش ذهنی را به انجام برساند تا به صورت خود به خودی وارد مراقبه نشود. قسمت‌هایی از بدن در حین بیداری کندالینی سفت و سخت می‌شوند و این سفتی حتا ممکن است تا ساعاتی پس از تجربه نیز باقی بماند اما با ریلکس کردن بدن و ماساژ آن قسمت به مرور رفع می‌شود و جای نگرانی نیست. قسمت‌های مشکل دار و بیمار بدن در حین بیداری کندالینی شروع به سنگین شدن، درد کردن، داغ شدن یا پرپر زدن می‌کنند. نوری به روشنی هزاران خورشید در مقابل چشمان فرد دیده می‌شود. بعضی اوقات مشاهده نور سفید روشن بعد از تجربهٔ تاریکی ای به سیاهی قیر به وجود می آید. پلک چشم‌ها شروع می‌کنند به صورت غیر ارادی به پرپر زدن و فرد کنترل خود را روی آن‌ها از دست می‌دهد. در حین بیداری کندالینی، به همان شکلی که برای کتری روی اجاق اتفاق می افتد تمام بدن شروع به لرزش و تکان و پرش می‌کند. در حین بیداری فرد احساس می‌کند که انگار کلاهی بر سر دارد یا کمردبند پهنی به کمر بسته که کاملاً دور کمرش را احاطه کرده. احساس اینکه چیزی در جلو یا عقب بدن شروع به بالا و پایین رفتن یا خزیدن می‌کند. چرا که شاکتی از جلوی بدن بالا می‌رود و می‌تواند گرم یا سرد شود. در قسمت آجنا چاکرا (چشم سوم) ممکن است تنش زیادی ایجاد شود و بدن دردناک و بیقرار باشد. تجربه گرمای خیلی زیاد در ناحیهٔ بین دو ابرو در حین بیداری کندالینی به طوری که حتا ممکن است این نقطه تیره و کبود شود یا پوست آن بسوزد و بیفتد.احساس اینکه چیزی مثل یک حشره در چشم سوم یا سر مدام در قسمت‌های مختلف آن در حال حرکت است. که این در واقع همان نیروی کندالینی است که وارد سر شده‌است و پس از آرام گرفتن این احساسات از بین می‌رود. دایره ای از نور به سمت چشم سوم نزدیک می‌شود- یا از سمت راست و یا از سمت چپ- هرچند که هیچ وقت از وسط فراتر نمی‌رود و سپس به عقب بر می‌گردد و از بین می‌رود. فرد بر رؤیاها و خواب‌هایش مسلط می‌شود و می‌تواند آن را کنترل کند. یا اینکه وارد وضعیت بدون رؤیا شود. همچنین خواب‌هایی می‌بیند که از حوادث آینده خبر می‌دهند. فرد الهاماتی دریافت می‌کند و با استفاده از آن‌ها شروع به شعر گفتن یا داستان‌نویسی می‌کند.[۴]

ارجاعات[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ "Spotlight on Kundalini Yoga". Yoga Journal. Retrieved 8 October 2013.
  2. Swami Sivananda Radha, 2004, pp. 13, 15
  3. https://rastmard.com/29983
  4. https://rastmard.com/68