ارغیان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
ولایت جهان و ارغیان
نام ولایت جهان و ارغیان
کشور  ایران
استان خراسان شمالی
شهرستان اسفراین
کاربری منطقه تاریخی
نوشتار وابسته: بخش بام و صفی‌آباد

اَرْغِیان، یکی از ولایت‌های ربع نیشابور خراسان بزرگ؛ که در منابع مختلف از [[بان] به عنوان قصبه یا شهر مرکزی این ولایت، یاد شده‌است. دانشوران بسیاری از این ولایت برخاسته‌اند که در منابع مختلف تاریخی و رجالی، از آنها یاد شده‌است. ولایت ارغیان را در جغرافیای امروز، به بخش بام و صفی‌آباد شهرستان اسفراین استان خراسان رضوی ایران و حدی از نواحی پیرامون آن، مطابقت داده‌اند.

ولایت ارغیان، در میان ولایت‌های ربع نیشابور در صفحه‌ای از نسخه خطی ترجمه فارسی کتاب تاریخ نیشابور الحاکم.

نام‌ارغیان[ویرایش]

ارغیان؛ از ولایت‌های ربع نیشابور خراسان[۱][۲]؛ نام این ولایت در معجم‌البدان یاقوت حموی، الانساب سمعانی و اللباب ابن اثیر به صورت أَرْغِیان آمده‌است.[۳][۴][۵] همچنین نام این ولایت، در منابع مربوط به دوره تاریخی پس از قرن هشتم هجری، همراه با نام نقاط دیگر این ناحیه، همچون «بام و ارغیان»، «جهان و ارغیان» و «جهان ارغیان» به چشم می‌خورد.[۶]

نظریات در مورد موقعیت ارغیان[ویرایش]

کلنل ادوارد ییت در سال ۱۸۹۷ که خود به منطقه اسفراین سفر کرده و عیناً منطقه را مشاهده کرده در سفرنامه خود خراسان و سیستان راجع به ارغیان می‌نویسد: تمام ناحیة بام و صفی‌آباد در اشغال ترکهای بغایری بود که شمار آنها به ۱۳۰۰ خانوار می‌رسید. اینان دو تیره بودند، تیره ای که جزء بام محسوب می‌شدند ۸۰۰ خانوار و تیره ای که بخش صفی‌آباد بودند که شمار آنها ۵۰۰ خانوار بود… طبق نظر صنیع الدوله بغایریها تیره ای از ترکان گرایلی هستند که توسط هلاکوخان از قراقوم به خراسان آورده شدند. تمام آنچه را که ما توانستیم در مورد کلمه ارغیان دریابیم این بود که، این نام به شهری در پای کوه‌های واقع در سه چهار مایلی بام اطلاق می‌شده‌است. گای لسترنج در کتاب سرزمین‌های خلافت شرقی در مورد راونیر و بان که از قریه‌های ارغیان می‌باشد، به نقل از یاقوت چنین نوشته‌است: «... یاقوت از شهرهای سگانه سملقان یا سمنگان که به قول او در خاور جاجرم است اسم می‌برد و آنها عبارتند از راونیر (روانسر) و بان که هر دو در روستای ارغیان واقع اند و اما موضع آنها را ذکر نمی‌کند. وی همچنین از سبنج یا اسبنج که هنوز در جنوب باختری جاجرم سر راه بسطام باقی است نیز اسم برده‌است» اسپونر ((spooner هم مقاله ای در مجله ایران تحت عنوان: (ARGHIYAN The area of Jajarm in western Khurasan) نوشته که به گفته خودش به دلیل اینکه ارغیان در منابع نویسندگان قبل از مغول یاد شده ولی بعد از زمان رشیدالدین وزیر غازان خان نامی از ارغیان دیده نمی‌شود و همچنین نویسنده نام دیگری پیدا نکرده که به منطقه جاجرم اطلاق شود از این نام برای مقاله استفاده کرده‌است. با توجه به نظریات ذکرشده در محدوده ارغیان آقای احمد نیک گفتار یکی دیگر از محققین و پژوهشگرانی است که در مورد جایگاه ارغیان سخن به میان آورده ایشان برای مشخص کردن جایگاه ارغیان ابتدا به مطالعه متون قدیمی پرداخته و سپس با یک دید کلی از جایگاه ارغیان و روستاهای آن به یک بررسی میدانی در محدوده ذکرشده در منابع به جستجوی جایگاه ارغیان پرداخته‌است.

تاریخچه[ویرایش]

  • Senmurv.svg امپراتوری ساسانیان: در عهد ساسانیان یکی از شهرهای مهم و تابع نیشابور بود. موسس خورناتسی جغرافیدان ارمنی معاصر ساسانیان در معرفی قلمرو جغرافیای ساسانیان می‌نویسد سرزمین ایران در دوره ساسانی به چهار کوست (ناحیه) تقسیم می‌شد خراسان یکی از این کوست‌ها بود که بیست شش ایالات داشت. یکی از این ایالات‌ها، اپرشهر یا همان نیوشاهپور بود (مارکوارت، ۱۳۷۳: ۳۷–۳۹). نیشابور نیز به نوبه خود دارای ۱۳ رستاق (شهرک) و ۴ تسوگ (طسوج یا بخش) بوده‌است و ارغیان در زمره یکی از سیزده رستاق نیشابور می‌باشد[۷]
  • Flag of Afghanistan (1880–1901).svg دولت راشدین: در اواخر دوره ساسانی با ورود اسلام به ایران این شهر ارغیان نام داشته که از توابع نیشابور ذکر شده و به گفته بلاذری در کتاب فتوح البلدان در سال ۳۱ هجری در زمان حکومت عثمان بن عفان به دست عبداله بن عامر فتح می‌شود که جزئیات این فتح شرح داده نشده‌است.[۸]
  • خلافت عباسیان: قدیمی‌ترین سند موجود که تا کنون باقی مانده و از «ارغیان» نام می‌برد کتاب فتوح البلدان بلاذری است. فتوح البلدان از مهمترین منابع تاریخ فتوحات عرب به‌شمار می‌رود. احمد بن یحیی بلاذری (۲۷۹ هـ) از مورخان قرن سوم هجری است، که فتح ارغیان را در سال ۳۱ هجری در زمان حکومت عثمان بن عفان به دست عبدالله بن عامر می‌داند و او همچنین ارغیان را تابع نیشابور ذکر کرده‌است (بلاذری، ۱۳۶۴، ص ۱۵۹). از گزارش بلاذری می‌توان چنین استنباط کرد که ارغیان قبل از اسلام یکی از ولایت‌های مهم نیشابور بوده و حتی در اوایل اسلام هم هنوز اعتبار و اهمیت خود را حفظ کرده تا آنجا که مسلمانان در همان سالهای اولیه به دنبال فتح و حضور در این منطقه بودند.
  • Umayyad Flag.png خلافت امویان: (قرون سوم و چهارم ه‍. ق) در قرن سوم هجری احد بن عمر بن رسته (۲۹۰ هـ) از جغرافیدانان بنام ایرانی در اثر ارزشمند خود که دایرةالمعارفی است، موسوم به «اعلاق النفیسه»، ارغیان را یکی از ۱۳ روستای تابع نیشابور دانسته و چنین می‌آورد: «نیشابور دارای شهرهای است که از آن جمله می‌توان: زام، باخزر، جوین و بیهق را نام برد. نیشابور دارای ۱۳ روستا و چهار ربع می‌باشد. روستاهای آن عبارتند از: استوا، ارغیان، اسفراین، جوین، بیهق، پشت، رخ، باخزر، زام، زوزن، اشبند، خواف و اباع آن تکاب، پشت فروش، مازل.»[۹]

تقریباً کمی بعد از ابن رسته در قرون سوم و چهارم هجری حاکم نیشابوری از ۱۳ روستای که ابن رسته به نیشابور نسبت داده، وی ازآنها به عنوان ولایت‌های نیشابور یاد کرده که تعداد آنها را ۱۲ قلمداد کرده که عبارتند از: بیهق، جوین، اسفراین، خبوشان (استوا)، ارغیان، پشت، رخ، زوزن، خواف، ازقند، جام و باخزر، جاجرم و می‌نویسد منظور از ولایت آن است[۱۰] که طول و عرض آن باید از بیست و پنج یا سی فرسخ کمتر نباشد و در آن قری و قنوات و باغات و عمارات باشد (نیشابوری، ۱۳۳۹، ص ۲۱۵). و از ارغیان به صورت یک ولایت که به کثرت علما و کبار مشهور می‌باشد یاد کرده‌است (همان، ص ۲۱۵). و بعضی از علمای بزرگ را از جمله ابواحمد ارغیانی، عمران بن موسی، محمد بن المسیب، هارون بن عمران و عامر بن شعیب را به این ولایت نسبت داده‌است[۱۱] و همچنین زمانی که محدوده خبوشان را توصیف می‌کند نسا، اسفراین، طوس و ارغیان را از از حدّهای آن ذکر کرده‌است[۱۲]

  • امپراتوری سلجوقیان: (قرون پنجم و ششم ه‍. ق) قرن پنجم هجری که همزمان با روی کار آمدن سلجوقیان در ایران است، عبدالغافر فارسی که یکی از مورخین مشهور این دوره محسوب می‌شود، در کتاب «السیاق» از اسفنج، بان و راونیر نام می‌برد که از قرای ارغیان اند.[۱۳] سمعانی (۶۱۶–۵۶۲ هـ) دانشمندی جهانگرد که در طی مسافرتهای خود با علما و محدثان بسیار ملاقات کرده‌است، در اثر ارزشمند خود ضمن معرفی مناطق مختلف، شرح حال بیش از چهار هزار نفر از بزرگان علم و ادب و دین را آورده‌است. سمعانی از آنجا که خود متولد مرو بوده، بدون شک از منطقه ارغیان دیدن کرده و در توصیف آن می‌نویسد: «ارغیان ناحیه ای از نواحی نیشابور می‌باشد که مشتمل بر چندین قریه مانند سبنج، بان، راونیر و غیره است که روستاهای آن به دلیل جماعتی از اهل علم که به آنجا نسبت می‌دهند شناخته شده‌است و الحاکم ابوالفتح سهل بن علی بن احمد {بن علی بن احمد} بن الحسن الارغیانی از قریة بان است»[۱۴] از دانشمندان دیگر که اندکی بعد از سمعانی در مورد ارغیان گزارش ارائه کرده و احتمالاً خود از منطقه دیدن نکرده شمس الدین دمشقی می‌باشد او در کتاب «نخبه الدهر فی عجائب البر و البحر» آورده‌است: «از شهرهای نیشابور، شهرستان را می‌توان نام برد که از بناهای عبدالله پسر طاهر است … دیگر سرزمین‌های با خزر بالین و غیان است که سرزمین غیان را چنان‌که سمعانی گفته‌است ارغیان نیز می‌خوانند، همه این سرزمینها بسیار پرفایده و حاصلخیزند» (دمشقی، ۱۳۵۶، ص ۳۵۰) یاقوت حموی که مقارن با حملات مغول می‌زیست و کتاب معجم البلدان را چندسال قبل از حمله مغولان تدوین کرده‌است، دربارهٔ ارغیان می‌نویسد: «(أرغیان): کوره ای از نواحی نیشابور و مشتمل بر هفتاد یک قریه که قصبه آن راونیر است.»[۱۵] مطالبی را که یاقوت دربارهٔ ارغیان ذکر کرده لطفی الدین عبدالمومن بن عبدالحق البغدادی در کتاب مرصدالاطلاع بدون هیچگونه تغییر آورده‌است[۱۶] حال باتوجه به گزارش‌هایی که به صورت پراکنده از لابلای منابع مختلف جمع‌آوری گشت، می‌توان چنین استنباط کرد که ارغیان تا حمله مغول یکی از ولایت‌های معروف که تابع نیشابور بوده و از لحاظ موقعیت در جنوب قوچان قرارداشته و حدود ۷۱ قریه را شامل می‌شده‌است. از این تعداد روستای ذکرشده مهمترین روستاهای آن که به دلیل داشتن مشاهیر و رجال شهرت عام داشته‌اند؛ بان، اسفنج و راونیر می‌باشد و قصبه ارغیان طبق گفته مورخین راونیر (راونیج یا راونیز) نام داشته‌است و این ولایت کاملاً از جاجرم و اسفراین جدا بوده‌است.
  • Il-Khanate Flag.svg ایلخانان مغول: (قرون هفتم و هشتم ه‍. ق) از آنجا که ولایت ارغیان همزمان با حملات ویرانگر مغول یکی از توابع نیشابور محسوب می‌شده، می‌توان چنین پنداشت که ارغیان هم از آماج تاخت و تازهای مغولان بی نصیب نبوده، چرا که نیشابور از جمله شهرهایی بوده که تخریبات بسیاری را متحمل شده‌است. هرچند گزارش مستقلی از حضور مغولان در ارغیان نیست، اما ارغیان در این دوره به مانند دیگر ولایات خراسان بزرگ از اعتبار می‌افتد و تا زمانی که ثبات نسبی در منطقه برقرار می‌شود، گزارشهای مورخان بیشتر حول حملات مغول و مسایل مربوط به آن است و این طبیعی است که دیگر جایی برای مناطق ویران شده‌ای چون ارغیان نمی‌ماند. تقریباً در اواخر حکومت ایلخانی است که فخر بناکتی (۷۳۰ هـ) از مورخان بنام دوره غازان، اولجایتو و ابوسعید در اثر ارزشمند خود «تاریخ بناکتی» گزارشی از ارغیان دارد، که گویا این بخش از گزارش‌های وی اقتباس شده از «جامع التواریخ» خواجه رشیدالدین فضل‌الله است. در سال ۶۳۰ هجری حکمرانی خراسان به جنتیمور از سوی اوکتای قان داده می‌شود و ملک اسفراین، جوین، بیهق، جاجرم، خورند و ارغیان هریک به پایزده یرلیغ به ملک بهاالدین واگذار می‌شود[۱۷] در زمان غازان خان در سال ۶۸۳ هجری چند نوبت جنگ سختی بین غازان و نوروز در نواحی نیشابور، جوین، اسفراین، ارغیان و جاجرم صورت گرفت که در این جنگ‌ها پی‌درپی دهات و مزارع از بین رفته‌است که گزارش آن در کتاب تاریخ مبارک غازانی چنین آمده‌است: «غازان به اتفاق امیران که در رکاب وی بودند در اواخر سنه تسعین و ستمائه و آخر روز به نزدیک طوس بر لشکریان یاغی افتاد و جنگ کردند و دیگرروز کوچ کردند و در سلطان میدان فرود آمدند و از آنجا نورین آقا و قتلغ شاه و سوتای دربندگی بودند و به راه ارغیان حرکت فرمود و از آنجا گذشته به دیه کسرغ از آبادیهای اسفراین فرود آمد. پس از آن که خبر رسید در هزاره افرادی یاغی شدند و ریات همایون به جوربد رفته و یاغیان فرار از آنجا به جاجرم فرود آمد.»[۱۸] باتوجه به مطالب فوق به طور قطع می‌توان گفت که ارغیان، منطقه ای مستقل و دارای اعتبار و اهمیت بوده‌است. اگرچه گاه از ولایتهای کلانشهر نیشابور از آن یاد می‌شده‌است، اما برخلاف عقیدهٔ غالب که امروزه آنرا جزو جاجرم نسبت می‌دهند، چنین نبوده و تا قبل از هجوم مغول می‌توان آنرا یکی از مناطق تاریخی خراسان بزرگ قلمداد کرد، حتی اگر به لحاظ جغرافیایی حدود آنرا درنظر بیاوریم، باز هم با آنچه جاجرم امروزه خوانده می‌شود، فاصله بسیاری دارد. یعنی ارغیان، منطقه ای مابین نیشابور و اسفراین قرار داشته تقریباً جایی که امروزه به آن بام و صفی آباد اطلاق می‌شود. (در ادامه چرخش ارغیان به بام و صفی آباد در متون تاریخی ارائه می‌گردد). آنچه در اینجا اهمیت دارد آثار سیاحان و جهانگردان خارجی است. گای لسترنج و اسپونر (sponer ,1965.pp22) در آثار خود برای اولین بار ارغیان را به جاجرم نسبت داده‌اند و این ملاکی شده برای محققان بعدی، بدون اینکه پیشینه تاریخی آن بررسی شود. چنین به نظر می‌آید جهانگردانی چون گای لسترنج و اسپونر و اُبن خود به طور دقیق با منطقه آشنا نبوده و حدود تقریبی آنرا به جاجرم و سلطان آباد نسبت داده‌اند یا اینکه منبعی که از آن اطلاعات کسب کرده‌اند، دقیق نبوده، وگرنه دلیل خاصی پیدا نمی‌شود که ارغیان را به محدوده جاجرم نسبت داد.
  • Timurid.svg دولت تیموریان: (قرون هشتم تا دهم ه‍. ق) در حدود سال (۷۸۲ هـ) زمانی که تیمور به اسفراین حمله می‌کند پس از تخریب شهر در هنگام بازگشت به سمرقند برای نیرو گرفتن چهارپایان در مرغزارهای ولایت جهان و ارغیان چند روزی توقف می‌کند و در همین زمان حاکمان این ولایت را از بین می‌برد.[۱۹]

در سال ۸۲۳ هـ بایسنقر بهادرخان در روز چهارشنبه، بیست و سوم رمضان از نیشابور حرکت کرده به پنج گرد نزول آمده و پنجشنبه به اندلان و جمعه به حدود جهان ارغیان و شنبه به قریه رونیز و یکشنبه به قاسمی و دوشنبه به کروژده و سه‌شنبه به بحر آباد و زیارت شیخ الاسلام سعدالمله و الدین محمدالحموی دریافته و روز چهارشنبه، سلخ رمضان به قریه خداشاه جوین نزول آمد.[۲۰] در سال ۸۳۳ حافظ ابرو که خود احتمالاً از منطقه جهان و ارغیان گذر کرده برای این ولایت ۱۲ قریه ذکر کرده که عبارتند از: قریه روئین و توابع، قریه اردین و توابع، قریه دستجرد و توابع، قریه کاریزدر، قریه بکر آباد، قریه نهامود، قریه جهان و توابع، قریه بان و توابع، قریه اسفنج و توابع، قریه خرق و توابع، قریه کرد، قریه سی و توابع؛ بیرون از این قری مزارع بسیار دارد.[۲۱] از این تعداد قریه ای که او نام برده هنوز ده عدد به همان نام تا به امروز باقی مانده که دو عدد از آنها مانند روئین و خرق جزء شهرهای مجاور از جمله اسفراین و فاروج قرار گرفته‌است. از نوشته‌های خوافی چنین استنباط می‌شود ولایت جهان و ارغیان همان ارغیان قبل از دوره تیموری است جون او از روستای بان و اسفنج نام برده که در منابع قرون سوم تا هفتم هجری جزو ولایت ارغیان شمرده می‌شده‌است. در اواخر دوره تیموری (۸۹۹ هـ) معین الدین محمد الزمجی الاسفرازی، جهان و ارغیان را از ولایات تابع هرات ذکر کرده و به گفته خودش به دلیل طولانی شدن کتابش از شرح جزئیات آن دوری جسته‌است. (الزمجی الاسفزاری، ۱۳۸۰، ص ۲۷۷) از آنجا که اسفزاری خود در حلقهٔ علما و دانشمندان هرات بوده و به نامه‌های دولتی دسترسی داشته‌است، اطلاعات مفیدی دربارهٔ هرات و سایر بلاد خراسان قدیم ارئه می‌دهد، اما از اینکه وی ارغیان را تابع هرات ذکر کرده نکته ای مهم و قابل توجه استنباط می‌شود: بعد از حملات ویرانگر مغول مراکز علمی و فرهنگی خراسان تبدیل به ویرانه شدند، از جمله آنها نیشابور بوده‌است، یعنی ابرشهری که ریشه در دوران باستان داشت. با روی کار آمدن تیموریان و توجه به هرات، رفته رفته هرات تبدیل به مرکزی فرهنگی می‌شود. در این میان می‌توان چنین گفت، نقشی که نیشابور در دوره‌های گذشته ایفا می‌کرد، اکنون به هرات انتقال داده شده‌است، در این صورت است که ارغیان از مناطق مهم خراسان بزرگ، که قبلاً از ولایات نیشابور محسوب می‌شده، در دورهٔ تیموری جزو ولایات هرات به حساب آید. گزارش اسفزاری موید این مطلب است. نکتهٔ بعدی این است که تا اواخر دوره ایلخانی نام ارغیان به کرار یاد شده ولی از زمان تیموریان ارغیان به جهان و ارغیان مبدل گردیده‌است و مشخص نیست که به چه دلیل در نامگذاری این ناحیه یک تغییر اندکی صورت گرفته و از جهان و ارغیان یاد شده‌است؛ و شاید یکی از احتمالات در این تغییر نام به دلیل توقف تیمور در مرغزارهای روستای جهان که یکی از بزرگترین مرغزارهای شرق اسفراین است و ارجحیت دادن این روستا از لحاظ سرسبزی نسبت به دیگر روستاها ی ارغیان باشد.

  • صفویان دولت صفویان (قرون یازدهم و دوازدهم ه‍. ق) در دوره صفویه در نام ولایت جهان و ارغیان یک تغییر اندکی صورت می‌گیرد و آن حذف «و» می‌باشد و به صورت ولایت جهان ارغیان یاد می‌شود ولی از لحاظ سیاسی این ولایت نیز مانند شهر اسفراین محل تاخت تاز ازبک‌ها قرار می‌گیرد و صدمات جبران‌ناپذیری می‌بیند. در این دوره برای اولین بار از نام «بام» صحبت به میان می‌آید که «بام» به نظر می‌رسد پس از نابودی قریه بان که تا اواخر دوره تیموری از قرای معروف ارغیان به‌شمار می‌رفت و امروزه ویرانه‌های آن به کهنه بام یا بان معروف است، اطلاق می‌شده‌است.

در سال ۹۴۸ هـ، آقا کمال وزیر کل خراسان می‌شود و او بعد از ممیزی تربت خراسان، ممیّزی جهان ارغیان و کلیدر و سرکار معدن را به بوداق قزوینی واگذارمی کند.[۲۲] در سال ۹۷۷ هـ، زمانی که شاه تهماسب در النگ بسطام خیمه زده بود به فرهادخان و امرای منطقه دستور داد که برای راندن ازبک‌ها برای مشهد معلی حرکت کنند و زمانی که فرهادخان به ولایت جهان ارغیان رسیدند پیکی خوش خبر از مشهد رسید و مژده داد که عبدالمومن خان کشته شده‌است آنها از این منطقه برگشتند (میرنیا، ۱۳۶۹، ص ۳۷–۳۸؛ طاهری، ۱۳۸۵، ص ۱۶). این مطلب بیانگر آن است که در این دوره هنوز جهان ارغیان موردنظر پادشاهان بوده و به عنوان منطقه ای جغرافیایی از آن نام برده می‌شده‌است. در لشکرکشی شاه عباس صفوی به سال ۱۰۰۱ هـ، به خراسان ولایت جهان ارغیان نیز تصرف شد و به نوشته عالم آرای عباسی شاهقلی سلطان قمری حاکم جهان ارغیان گردید.[۲۳] اما پس از بازگشت شاه عباس، عبدالله خان ازبک و پسرش عبدالمومن به شهرهای خراسان از جمله ولایت جهان ارغیان حمله کرده آنجا را تخریب و قتل‌عام کردند. شاه عباس در سال ۱۰۱۲ هـ پس از بازگشت از مشهد عازم جهان ارغیان و بام شد.[۲۴] در سال ۱۰۱۳ هـ روشن سلطان مکری حاکم جهان ارغیان با جمعی از قورچیان و غلامان که برای شاه عباس دولت پناهی کرده بودند به درگاه او جمع شده بودند.[۲۵] اما پس از دوره صفویه یعنی در دوره افشاریه، اطلاعات چندانی از ولایت جهان ارغیان در دست نیست و به نظر می‌رسد ولایت جهان ارغیان که مرکز آن راونیز ذکر شده، در منابع کم رنگ تر می‌شود و به جای آن از بام و صفی‌آباد صحبت به میان می‌آید. اما از زمان قاجاریه نقش بام و صفی آباد در صحنه تاریخ پررنگ تر می‌شود و هرکدام دارای حاکم جداگانه می‌باشند و از این زمان است که نام جهان ارغیان کهنه و فرسوده شده و بر غبار فراموشی سپرده می‌شود و تنها نام آن در سینه مردم به صورت مبهم که گاهی به روستای جهان و کوه‌های آن کوه‌های جهان ارغیان[۲۶] و گاه بر ویرانه‌های نوروزتپه اطلاق می‌شود.

  • Flag of Persia (1910).svgقاجار: (قرون سیزدهم و چهاردهم ه‍. ق) در این زمان خاندان بغایری، حاکمیت منطقه را در دست دارند و بر بام و صفی آباد حکومت می‌کنند. می‌توان این دوره را دوره بغایریها اطلاق کرد اما بیشتر یک حکومت محلی بوده‌است. از گزارش‌های ارئه شده می‌توان چنین دریافت که هرچند بام و صفی آباد دو منطقهٔ تفکیک شده محسوب می‌شده‌است، اما چه به لحاظ جغرافیایی و چه به لحاظ تاریخی، اختلاف چندانی نداشته و چنین نبوده که بین آنها فضای رقابتی حاکم باشد. حوزهٔ بام و صفی آباد در کل یک حوزهٔ خاص را شامل می‌شده‌است و در دوره قاجاری تفکیک آنها ملموس نیست. به طور کلی این منطقه در این دوره به جهت مسیر ارتباطی سبزوار به قوچان و مشهد، اهمیت خاصی داشته و مورد توجه بوده اما با این وجود اعتبار دوره‌های اولیه را نداشته‌است. در زمان حکومت آقا محمدخان قاجار در سال ۱۲۱۱ هـ، حاکم صفی آباد لطفعلی خان بغایری بوده‌است[۲۷] و در بام در این زمان صفرعلی خان بغایری حکومت می‌کرد[۲۸] که پس از او در دوران حکومت فتحعلی شاه قاجار در سال ۱۲۳۳ هـ[۲۹] شاهزاده سلطان میزا که به لقب «حسام السلطنه» اختصاص یافته بود، مأمور خراسان شد و مصمم تسخیر بوزنجرد و تخریب اسفراین بود او در پنجم ذیحجه، راه خراسان را در پیش گرفته و به سبزوار رسیدند و در این ایام برف شدیدی می‌بارید[۳۰] و سپاه حسام برای حمله به خبوشان از راه سرولایت نیشابور عبور کرد در بین این راه شاهان دژ قلعه ای بود که صاحب آن محمدخان بغایری بود که او بعد از مدتی ایستادگی به منطقه بام که دارای قلعه ای که به حصارهای محکم و استوار معروفیت داشت و محل سران بغایری و حکومت سعادت قلی خان بود پناه برد و اطراف قلعه توسط سپاه حسام السلطنه محاصره شد و توپ‌های ثعبان نشان در اطراف قلعه نصب شد و جنگ سختی بین دو سپاه درگرفت و پس از ده روز جنگ قلعه به محاصره درآمد در این حین سفیر روس هم توسط یک گلوله از طرف بغایری‌ها از پا درآمد و سعادتقلی خان و برادرش با کلام‌الله مجید به شفاعت شاهزاده رفتند و او آنها را عفو کرد.[۳۱] در سال ۱۲۴۸ هـ عباس میرزا نایب السلطنه، پسر فتعلی شاه با نیروهای خود و گرفتن قشون کمکی از روسها و همراهی افسران انگلیسی و توپخانه مجهز به قوچان رفت و پس از دوماه، آنجا راتسخیر کرد. وی، رضاقلی خان و محمدخان قرایی را دستگیر کرد و به آذربایجان تبعید نمود و شورش در خراسان را موقتاً فرو خواباند. حکومت ولایت خبوشان که سرولایت نیشابور و بام و صفی آباد، جهان ارغیان بود، سراسر به نورمحمد خان برادر جناب آصف الدوله الهیارخان قاجار داده شد[۳۲]
  • State flag of Iran 1964-1980.svg پهلوی:

این جریانات سیاسی ادامه می‌یابد تا اینکه در اواخر دوره قاجار و اوایل حکومت پهلوی، دهستانهای صفی آباد و طبس، حکم آباد و بام مجموعه ای را به عنوان بخش، با مرکزیت صفی آباد تشکیل می‌دهند که بیشتر مرکزیت دسترسی و ارتباطات و در مسیر راه میان آباد، بام، صفی آباد، سبزوار قرار داشته، ولی به هر صورت تا سال ۱۳۳۹ جزء ولایت سبزوار بوده‌اند و از سال ۱۳۳۹ دهستان بام و صفی آباد تحت عنوان بخش به اسفراین ملحق شده و شهرستان اسفراین تشکیل و مرکز ادرای و سلسله مراتب حکومتی در صفی آباد ابقا می‌گردد که هنوز نیز ادامه دارد.[۳۳]

جغرافیا و حدود[ویرایش]

ارغیان؛ یکی از ولایت‌های ربع نیشابور خراسان[۱][۲]؛ «فتوح‌البلدان» یکی از کهن‌ترین منابعی است که در آن، از ارغیان یاد شده که در آن؛ سخن از فتح ارغیان و دیگر ولایت‌های نیشابور به دست عبدالله بن عامر است.[۳۴] ابن رسته (قرن ۳ هجری) در کتاب الاعلاق‌النفسیه، از ارغیان در میان رستاق‌های دوازده‌گانه نیشابور (ظاهراً به ترتیب موقعیت جغرافیایی از جهت شمال) یاد کرده‌است که آن‌ها عبارتند از: استوا (خبوشان)، ارغیان، اسفراین، جوین، بیهق، بشت، رخ، باخرز، زام (جامزاوه، زوزن، اشبند (اسفند)، خواب (خواف).[۳۵] سمعانی، ارغیان را ناحیه‌ای از نواحی نیشابور دانسته و قریه‌هایی همچون سبنج، بان و راونیر را از آبادی‌های این ولایت نام برده‌است.[۳۶] یاقوت حموی نیز ارغیان را از کوره‌ای از نواحی نیشابور ثبت کرده و شمار آبادی‌های آن را ۷۱ قریه و قصبه (شهر مرکز) این ولایت را راونیر ذکر کرده‌است.[۳] ابوعبدالله حاکم، در کتاب تاریخ نیشابور، ارغیان را ولایتی آبادان و مشهور به عالمان بزرگ توصیف نموده‌است.[۱] در احسن‌التقاسیم نیز به گستره کوچک این ولایت و همچنین پیوسته بودن آن به جوین، اشاره شده‌است.[۳۷] بر پایه نوشته تاریخ الحاکم که گستره ولایت خبوشان (قوچان)، منطقه‌ای میان نسا و اسفراین و طوس و ارغیان ذکر شده، همجواری ولایت ارغیان با ولایت خبوشان در محدود شمال شرقی این ولایت (در حدود منطقه سرولایت نیشابور معاصر) مشخص است.[۱] نام ارغیان در منابع دوران مغول و در رویدادهای تاریخی پس از آن دیده می‌شود؛ نام ارغیان در منابع مربوط به این دروه، همراه با نام نقاط دیگر این منطقه همچون «بام و ارغیان» (دوره ایلخانیان)، «جهان و ارغیان» (دوره تیموریان)، «جهان ارغیان» (از اواخر سده دهم هجری به بعد) به چشم می‌خورد که نشان‌دهنده برتری یا اهمیت یافتن آن نقاط، به علل گوناگون در آن دوره تاریخی است. در تقسیمات جدید، نامی از ارغیان دیده نمی‌شود. ولایت ارغیان را در جغرافیای امروز بر بخش بام و صفی‌آباد و حدی از نواحی پیرامونی آن در شهرستان اسفراین، مطابقت داده‌اند.[۶]

مرکز ناحیه ارغیان[ویرایش]

مرکز ناحیه ارغیان طبق متون تاریخی تا حمله مغولان قصبه راونیز بوده‌است.[۳۸] که پس از آن در دوره تیموری طبق داده‌های باستان‌شناسی و اسناد تاریخی به نظر می‌رسد که روستای امروزی جهان در گذشته مرکز ارغیان بوده‌است که آثار آن در زیر روستای نامبرده قرار دارد و از دوره قاجار مرکزیت ارغیان روستای بام بوده که اداره آن در دست ترکان بغایری به نام سعادت قلی خان بغایری بوده‌است.

روستاهای ناحیه ارغیان در قرن هشتم ه‍.ق[ویرایش]

ارغیان نام ناحیه‌ای از نیشابور؛ دارای هفتاد و یک قریه بوده و کرسی و قصبهٔ آن رادنیز باشد و گروهی از اهل علم و ادب بدانجا منسوبند (معجم البلدان).[۳۹][۴۰] طبق اشارات متون تاریخی این ولایت یکی از مهمترین شهرهای دوره ساسانی بوده و در اوایل اسلامی توسط اعراب فتح می‌شود از تعداد روستاهای این شهر آمار دقیقی وجود ندارد اما قبل از حمله تیمور لنگ دارای ۷۱ روستا بوده و با حملات تیمور این شهر رو به افول می‌شود و نام این شهر به ولایت جهان ارغیان تبدیل می‌شود که در این دوره تعداد روستاهای آن ۱۲ عدد ذکر شده‌است که به شرح ذیل می‌باشد:

قریه نهامود یکی از قرای مهم ولایت ارغیان است. این قریه امروز به نام محوطه باستانی داشخانه معروف می‌باشد که در ۱ کیلومتری شمال روستای زالی از توابع شهرستان اسفراین واقع شده‌است.

مشاهیر، و رجال سیاسی ولایت ارغیان[ویرایش]

جمعی کثیر از عالمان نامدار به ولایت ارغیان منسوبند که از این جمله می‌توان الحاکم ابوالفتح سهل بن احمد ارغیانی (از قریه بان؛ متوفی ۴۹۹ هجری)، ابوعبدالله محمد بن مسیب بن اسحاق ارغیانی نیشابوری (متوفی ۳۱۵ هجری)، ابونصر محمد بن عبدالله ارغیانی راونیری (متوفی ۵۲۹ هجری)، ابوعمرو محمد بن احمد بن جعفر بن احمد بن سیار مؤذن ارغیانی (متوفی ۳۶۹ هجری)، ابوعمرو مسیب بن محمد ارغیانی (متوفی ۴۶۱ هجری)، ابوعمرو مسیب بن ابی‌عبدالله ارغیانی، ابوالعباس عمر بن عبدالله بن رانیری، ابوشجاع محمد بن عبدالله راونیری (متوفی ۵۵۰ هجری) را نام برد.[۴۱] در کتاب تاریخ نیشابور الحاکم نیز از ۵ تن از عالمان و محدثان منسوب به ارغیان مقیم نیشابور یاد شده‌است.[۴۲]

  • ابوالفتح بانی ارغیانی[۴۳] ابوالفتح، الحاكم سهل بن احمد بن علي بن احمد بن حسن باني ارغياني، مردي فاضل و از پيشوايان و برجستگان فقهاي عصر خويش بود. بنا به گفته سمعاني و ابن اثير، وي به سال 426 ه.ق دربان (بام امروز) از آباديهاي ولايت «ارغيان» زاده شد. اما سبكي سال ولادتش را 415 ه.ق نوشته است. ارغياني ابتدا نزد شيوخ مرو فقه آموخت. و در نزد ابو طاهر سنجي / اسفنجي و ابوالقاسم سرخسي تلمّذ كرد. پس از آن به مرو رود رفت و نزد قاضي ابو علي حسين بن محمد مرو رودي شاگردي نمود و همان جا ماند تا از طريقت وي و از محضر قاضي ابو علي فارغ التحصيل شد. ابوالفتح ارغياني، دانش اصول را در توس، نزد امام شاهپور اسفرايني آموخت نيز تفسير تاج التراجم في تفسير القرآن للاعاجم را نزد اسفرايني، كه از تأليفات اوست، فرا گرفت.

ارغياني نزد امام الحرمين ابوالمعالي جويني به تكميل معارف در فقه و اصول پرداخت. نيز در مجلس او مناظره كرد و او كلامش ار پسنديد و در اصول امام اسماعيل حكم توسي، شريك و همگام وي شد. سپس به حج رفت و شيوخي را كه در عراق و حجاز و جبال (ري و اصفهان) درك كرده بود، ملاقات كرد. نيز بعضي از مسموعات خود را، كه در خراسان شنيده بود، از آنها سماع كرد. ارغياني در بازگشت از حج علاقه به تصوف يافت، پس به اشاره ابوالحسن سمناني مناظره و بحث و جدل را ترك كرد. خانقاهي نيز براي صوفيه از اموال خالص خود ساخت و خود، جز در هنگام تدريس انزوا گزيد. بقيه اموالش را هم براي قرائت قرآن روزه‌داري و … باقي گذارد. او در حال هوشياري و پرهيزگاري و حسن حال و دوام مشاهده و ذكر دعا و قرائت قرآن روزگار گذارند تا اين كه در اول محرم سال 499 ه.ق چشم از جهان فرو بست. ابوالفتح ارغياني از ابو عثمان صابوني و ابوالحسين عبدالغافر صحيح مسلم را سماع كرد. وي از ابو حفص بن مسرور و ابو سعد گنجرودي و ابو عثمان بحيري و امام ناصر مروزي و طبقاتشان ـ بيشتر به نقل از احمد بيهقي ـ احاديث پراكنده‌اي را سماع كرد. او قرآن را بر ابو عبدالله خبّازي قرائت و از او سماع حديث كرد و از ابو نصر اسفرايني برادر ابو اسحاق اسفرايني، معجم بغوي را فرا گرفت و صحيح بخاري را نزد سعيد عيّار تحصيل كرد. ابوالفتح ارغياني، مدتي مجلس املاي حديث منعقد ساخت، نيز در بوسنج از ابوالحسن داودي و در هرات از ابو عمر مليحي و جماعتي ديگر سماع حديث كرد [۴۴]

شیخ عزالدین حسن اوغلو اسفراینی نخستین شاعر شناخته شدة زبان ترکی بغایری به‌شمار می‌آید؛ و در شعرهایش حسن اوغلی تخلص می‌کرد.[۴۵][۴۶] وی در اواخر قرن ۷ هجری و اوایل قرن ۸ هجری در منطقه بخش بام و صفی آباد در اسفراین خراسان زندگی می‌کرده‌است. نمونه‌های شعر این شاعر بسیار اندک می‌باشد.

اولین غزلی که به زبان ترکی ی موجود است شعریست با مطلع زیر که متعلق به عزالدین حسن اوغلو می‌باشد:

آپاردی کؤنلومو بیر خوش قمر اول جان فزا دیلبر (دلم را دلبری ماهرو ربود)

نمونه‌ای از شعر حسن اوغلو

من اؤلسم سن بت شونگول، صوراحی ائیلمه قولقولنه قولقول، قولقولی باده، نه باده، باده یی احمر
باشیمدان گئتمه دی هرگیز سنین له ایچدیگیم بادهنه باده، باده یی مستی، نه مستی، مستی یی ساقر

به نظر برخی اساتید و اهل فن گرایشهای عارفانه در شعر حسن اوغلو کاملاً واضح و گویا می‌باشد. گرچه به حسب غزل بودن، تمایلات و هیجانات عاشقانه انسان زنده در آن برتری دارد. وی با سرودن غزل به زبان ترکی آذربایجانی، ظرافت تازه‌ای به آن بخشیده‌است.

نویسندگان و پژوهشگران ولایت ارغیان[ویرایش]

او در ۱۳۶۲ در روستای زالی بخش بام و صفی آباد از ولایت قدیم ارغیان بزرگ به دنیا آمد. وی پس از تحصیلات ابتدایی و دبیرستان در دهستان بام در سال ۱۳۸۱ وارد دانشگاه سیستان و بلوجستان شد و در سال ۱۳۸۵ فارغ‌التحصیل شد و برای ادامه تحصیلات با رتبه ۹ عازم دانشگاه تهران شد و در سال ۱۳۸۷ از دانشگاه تهران مدرک کارشناسی ارشد باستان‌شناسی دریافت نمود و در همین زمان موفق به نوشتن کتابی تحت عنوان جغرافیای تاریخی ارغیان شد. او همت زیادی برای شناخت اقوام و پیشینه آثار تاریخی بخش بام و صفی آباد و شهرستان اسفراین دارد. او سرپرستی هفت فصل از کاوش‌های باستان شناختی شهر بلقیس شهرستان اسفراین و دو فصل بررسی و شناسایی آثارشهرستان را برعهده داشت.[۴۷] و[۴۸] از مهمترین تالیفات او می توان به کتاب «معرفی و شناسایی سکه های ضرب شده در شهر اسفراین» ،«مختصری از پیشینه سکه های تاریخی ضرب شده درشهر های خراسان» ،عجایب نه‌گانه ایران، عجایب نه‌گانه ایران ویژه نوجوانان.[۴۹] ،«شهر بلقیس ارگ بمی دیگر» ، «پژوهشی برسکه های شاه سلطان حسین بایقرا» ، «سیری بر جلوه های هنر و معماری درشهر تاریخی بلقیس»[۵۰]</ref> اشاره کرد.

از مهمترین مقالات نوشته شده توسط ایشان می‌توان به «کورکانهای سکایی»،[۵۱] «تأملی بر جغرافیایی تاریخی ارغیان»[۵۲] ،آرامگاه بابا قدرت: نشانه‌های از یک نیایشگاه مهری در اسفراین[۵۳] ،«سکه شناسی در دوران شاه سلطان حسین بایقرا در محدوده تاریخی خراسان بزرگ»[۵۴] ،«شواهدی از بازی نرد در سده های سوم و چهارم هجری در شهر بلقیس اسفراین» اشاره کرد.

معروف به عبدالرزاق‌خان مهندس بغایری (۱۲۴۸ هجری شمسی سبزوار منطقه بخش بام و صفی آباد - ۱۳۳۲ هجری شمسی تهران) از استادان ریاضی و مهندسی در مدرسه دارالفنون بود. وی از پیشگامان معاصر فن نقشه‌برداری و علم جغرافیا در ایران است و تلفظ نام او به هر دو شکل بَغایری و بُغایری درست است.[۵۵]

نخست به همراه خانواده خود به اصفهان رفت و پس از آن به تهران آمد. تحصیلات اولیه را نزد پدر آموخت و آن‌گاه وارد دارالفنون شد و پس از شش سال در رشتهٔ مهندسی فارغ‌التحصیل گردید. او در دارالفنون از شاگردان نجم‌الدوله بود. وی در آنجا در رشته‌های ریاضیات و نجوم و مهندسی و نقشه‌برداری تحصیل کرد.
پس از اتمام تحصیل، به تدریس ریاضیات و جغرافیا در آن مدرسه اشتغال ورزید. در ضمن، در مدرسه علوم سیاسی وزارت خارجه نیز، از همان اوان برپایی،[۵۶] تدریس جغرافیا و هیئت می‌کرد. بغایری در تعیین خطوط مرزی و نقشه‌برداری از مرزهای ایران مأموریت داشته‌است.
بغایری در بالاترین درجهٔ نظامی خود، به سرتیپی رسید.[۵۷] سرانجام، وی در ۸۴ سالگی در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۳۲ درگذشت، و چون شوهر دختر میرزا محمدحسین فروغی _ یعنی شوهرخواهر محمدعلی فروغی _ بود، جنازه‌اش را در گورستان ابن بابویه، در مقبرهٔ خانوادگی فروغی، به خاک سپردند.[۵۵] از کارهای او ترسیم نقشهٔ ایران، تعیین «انحراف قبله»، تهیه «نقشهٔ پنج قارهٔ عالم»، «نقشهٔ تهران» و ساختن قطب‌نمای قبله‌نما را می‌توان نام برد. از تألیفات اوست: «اصول علم جغرافیا»، «معرفةالقبله»، «ما مهندس داریم».

گفتاوردها[ویرایش]

دهخدا: ارغیان. [اِ] (اِخ) نام ناحیه ای به نیشابور. گویند دارای هفتادویک قریه بوده و کرسی و قصبه آن رادنیز باشد و گروهی از اهل علم و ادب بدآنجا منسوبند.[۵۸]

قال المقدسی: أرغیان صغیر أیضا لایکاد یفرز عن جوین لااعرف به مدینه؛ «ارغیان کوچک است و از جوین جدا نیست. شهری در آنجا نمی‌شناسم»[۵۹]

قال یاقوت الحموی: بالفتح، ثم السکون، وکسر الغین المعجمه، ویاء، وألف، ونون: کوره من نواحی نیسابور، قیل إنها تشتمل علی إحدی وسبعین قریه، قصبتها الرّوانیر، ینسب إلیها جماعه من أهل العلم والأدب، منهم: الحاکم أبو الفتح سهل بن أحمد بن علیّ الأرغیانی، توفی فی مستهل المحرم سنه ۴۹۹، وغیره.

[ا غ] با غین نقطه دار. خوره ای از نیشابور است که گویند هفتاد و یک دیه در آنست، مرکز آنجا «روانیر» است. گروهی دانشمند بدانجا منسوبند مانند حاکم ابوالفتح سهل پسر احمد پسر علی ارغیانی. در آغاز محرم ۴۹۹ درگذشت، و جز او[۳۸]

حافظ ابرو: در سال ۸۳۳ حافظ ابرو که خود احتمالاً از منطقه ارغیان گذر کرده برای جهان ارغیان ۱۲ قریه ذکر کرده که عبارتند از: ولایت جهان و ارغیان: قریه روئین و توابع، قریه اردین و توابع، قریه دستجرد و توابع، قریه کاریزدر، قریه بکر آباد، قریه نهامود، قریه جهان و توابع، قریه بان و توابع، قریه اسفنج و توابع، قریه خرق و توابع، قریه کرد، قریه سی و توابع، بیرون از این قری مزارع بسیار دارد.[۶۰]

اعتمادالسلطنه: ارغیان [مع – مر]: الکه ای است در نواحی نیشابور. گویند مشتمل است بر هفتاد و یک قریه و دارالحکومه آن داو نیز است.[۶۱]

کتابنامه[ویرایش]

کتابهای منتشر شده در مورد ارغیان:

ردیف موضوع نام کتاب نویسنده مترجم زبان شهر محل چاپ (جدید) سال نوشتن/چاپ انتشارات
۱ تاریخ تاریخ نیشابور الحاکم نیشابوری محمد بن حسین خلیفه نیشابوری عربی تهران. قاهره. بیروت سده چهارم هجری قمری … /نشر آگاه با تصحیح محمدرضا شفیعی کدکنی
۲ تاریخ السیاق لتاریخ نیسابور عبدالغافر فارسی عربی قاهره. بیروت سده پنجم هجری
۳ تاریخ تاریخ نیشابور ابوالقاسم کعبی بلخی عربی در دسترس نیست سده چهارم هجری
۴ بررسی تاریخی الحرکة العلمیة فی نیسابور: من القرن الثالث الهجری إلی القرن الخامس الهجری وهیبی أدیل سلیمان محمود عربی قاهره ۲۰۰۳ میلادی مؤسسة حمادة للدراسات الجامعیة والنشر والتوزیع
۵ بررسی تاریخی الحیاة الثقافیة والعلمیة فی نیسابور منذ بدایة القرن الثالث حتی اوائل القرن الخامس الهجری عبدالناصر ابراهیم عبدالحکم عربی قاهره ۲۰۰۲ میلادی جامعة القاهرة
۶ بررسی تاریخی-ادبی الشعر العربی فی نیسابور فی القرنین: الرابع والخامس الهجریین احمد بسیونی علی شعبان عربی قاهره ۲۰۰۷ میلادی کلیة اللغة العربیة - بنین (القاهرة)،
۷ بررسی تاریخی مدینة نیسابور ظفار قحطان عبد الستار الحدیثی عربی بغداد ۲۰۰۳ میلادی دار الکتب والوثائق العراقیة
۸ بررسی تاریخی عروبة العلماء المنسوبین إلی البلاد الأعجمیة فی خراسان ناجی معروف عربی بغداد ۱۹۷۷ میلادی وزارة الاعلام، الجمهوریة العراقیة،
۹ بررسی تاریخی مدارس قبل النظامیة ناجی معروف عربی بغداد ۱۹۷۳م میلادی وزارة الاعلام، الجمهوریة العراقیة
۱۰ نظامیة نیسابور محمد حسن عبد الکریم العمادی عربی دوحه ۲۰۰۳ میلادی مجلة مرکز الوثائق والدراسات الإنسانیة، جامعة القطر
۱۱ جغرافیای تاریخی ارغیان احمد نیک گفتار فارسی مشهد ۱۳۸۷ شمسی کیهان اندیشه
۱۲ سرگذشت حدود ششصد نفر از مشاهیر نیشابور اسفراین/ سبزوار/ قوچان/ کاشمر/ تربت حیدریه/ تربت جام/ فاف/ باخزر مشاهیر نیشابور شهر قلمدان‌های مرصع فریدون گرایلی فارسی نیشابور ۱۳۷۷ شمسی سعیدی منش

نگارخانه[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ابوعبدالله حاکم نیشابوری. تاریخ نیشابور. ترجمهٔ محمد بن حسین خلیفه نیشابوری، با مقدمه و تصحیح و تعلیقات محمدرضا شفیعی کدکنی. تهران: آگه، 1375. ص216. 
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ محمد بن احمد مقدسی. احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم. ترجمهٔ علینقی منزوی. تهران: شرکت مؤلفان و مترجمان ایران، 1361. ج2، ص436. 
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ شهاب‌الدین ابی عبدالله یاقوت حموی. معجم‌البلدان. بیروت: دارصادر، 1977م. ج1، ص153. 
  4. ابی‌سعد عبدالکریم بن محمد بن منصور التمیمی السمعانی. الانساب. قاهره: مکتبة ابن التمیمیة، 1980م. ج1، ص185. 
  5. عزالدین ابن الاثیر الجزری. اللباب فی تهذیب الانساب. بیروت: دار صادر، 1980م. ج1، ص43. 
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. تهران: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، 1377. ج7، ص651-653. 
  7. ابن رسته اصفهانی، ۱۳۶۵، ص ۲۰۰
  8. بلاذری، 159،1364:
  9. ابن رسته اصفهانی، 1365، ص 200
  10. نیشابوری، 1339، ص 215-217
  11. همان، ص 93، 119، 127، 104
  12. همان، ص 216
  13. طاهری، 1385، ص 12
  14. سمعانی، 1382، ج 1، ص 167-168
  15. حموی ،1380، ج1، ص 153
  16. البغدادی، 1373، ص 286.
  17. بناکتی، 1348، ص 386
  18. خواجه رشیدالدین، 1358، ص 27-28
  19. نطنزی، 1373، ص 240
  20. خافی ،1386، ج 3، ص 1092
  21. حافظ ابرو، 1370، ص 71
  22. نطنزی، 1373، ص 586
  23. نیک گفتار، 1387، ص 36
  24. منجم، ملاجلال، 1366، ص 240
  25. قزوینی، 1364، ص 473
  26. ییت، 1365، ص 345
  27. نیک گفتار، 1387، ص 46
  28. همان، ص 45
  29. بیک دنبلی، 1383، ص 441
  30. اعتماد السلطنه، 1368، ص 964-965
  31. اعتماد السلطنه، 1367، ص 1539
  32. توحدی، 1374، ص 132-133
  33. هوشیار، 1379، ص 199-200
  34. لاحمد بن یحیی بن جابر البغدادی (اشهیر بالبلاذری). فتوح البلدان. ]بیروت[: دار و مکتبه الهلال، 1988م. ص391. 
  35. ابی‌علی احمد بن عمر ابن رسته. الأعلاق النفسیه. لیدن: بریل، 1982م. ص171. 
  36. ابی‌سعد عبدالکریم بن محمد بن منصور التمیمی السمعانی. الانساب. قاهره: مکتبة ابن التمیمیة، 1980م. ج1، ص186. 
  37. محمد بن احمد مقدسی. احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم. ترجمهٔ علینقی منزوی. تهران: شرکت مؤلفان و مترجمان ایران، 1361. ج2، ص4666. 
  38. ۳۸٫۰ ۳۸٫۱ یاقوت الحموی، معجم البلدان، جلد ١، ص ١٥٣، ترجمه فارسی، جلد ١، ص ١٩٢.
  39. «ارغیان». فرهنگ لغت دهخدا. 
  40. احمد نیک گفتار. جغرافیای تاریخی ارغیان، مشهد. انتشارات کیهان اندیشه
  41. ابی‌سعد عبدالکریم بن محمد بن منصور التمیمی السمعانی. الانساب. قاهره: مکتبة ابن التمیمیة، 1980م. ج1، ص186-187؛ ج6، ص57-58. 
  42. ابوعبدالله حاکم نیشابوری. تاریخ نیشابور. ترجمهٔ محمد بن حسین خلیفه نیشابوری، با مقدمه و تصحیح و تعلیقات محمدرضا شفیعی کدکنی. تهران: آگه، 1375. ص349. 
  43. http://islamic-rf.ir/ebook/mashahir.rajal.esfaraen.pdf
  44. سياق، ص 384 ـ 383، وفيات الأعيان، ج2، ص 152، معجم البلدان، ج1، ص 153، 332، عبدالحسين زرين كوب، فرار از مدرسه، ص 184، مدارس نظاميه، ص 102
  45. http://www.encyclopaediaislamica.com/madkhal2.php?sid=2862
  46. ترکی
  47. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910509000225
  48. شهربلقیس، روزنامه خراسان شمالی، پنج شنبه 18 آبانماه 1391، شماره 1160، ص 2و6
  49. http://www.nosabooks.com/WebUI/book.aspx?simorgh=1&marckey=1624112&marckind=3
  50. https://elmnet.ir/article/30841951-71402/%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D8%A8%D9%84%D9%82%DB%8C%D8%B3-%D8%A7%D8%B3%D9%81%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%86_-%D8%B3%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AC%D9%84%D9%88%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C
  51. پژوهش‌های تاریخی (دانشگاه سیستان و بلوچستان) پاییز و زمستان ۱۳۸۷ - شماره ۳
  52. فصلنامه پژوهش در تاریخ، سال اول، شماره ۲، دانشگاه تهران ۱۳۹۰
  53. باستان پژوهشی، دوره جدید، شماره 15، دانشگاه تهران 1392
  54. http://jgk.imamreza.ac.ir/index.php/jgk/search/authors/view?firstName=%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF&middleName=&lastName=%D9%86%DB%8C%DA%A9%20%DA%AF%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1&affiliation=%D8%B3%D8%B1%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%20%DA%A9%D8%A7%D9%88%D8%B4%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AB%20%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C%20%D8%B4%D9%87%D8%B1%20%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C%20%D8%A8%D9%84%D9%82%DB%8C%D8%B3&country=IR
  55. ۵۵٫۰ ۵۵٫۱ شرح مختصری از تاریخ تولد و کارهای مرحوم مهندس عبدالرزاق بغایری. . نشریه انجمن آثار ملّی، ش. ش ۴–۳ (پائیز ـ زمستان ۱۳۳۵). 
  56. یوسفی، مجید. نگاهی به کارنامه فرهنگی محمدعلی فروغی، در مدرسه علوم سیاسی. . روزنامه اعتماد، ش. ش ۱۳۷۱ (۳۰–۰۱–۱۳۸۶).  بازیابی‌شده در بهمن ماه ۱۳۸۷.
  57. عاقلی، باقر. «جلد یک». در شرح رجال سیاسی نظامی معاصر ایران. نشر علم. تهران: انتشارات گفتار، ۱۳۸۰. 
  58. http://www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-0f72275b1e7749dc9a9c14c9deba2dab-fa.html
  59. المقدسی، أحسن التقاسیم فی معرفه الأقالیم، ص318، ترجمه فارسی، جلد ٢، ص ٤٦٦.
  60. شهاب الداین عبدالله خوافی حافظ ابرو، 1370، جغرافیای خراسان در تاریخ حافظ ابرو، تصحیح و تعلیق دکتر غلامرضا ورهام، چاپ اول، نشر اطلاعات. ص 71
  61. اعتمادالسلطنه، مرآت البلدان، جلد 1، ص 48.

منابع[ویرایش]

۱- ابن رسته اصفهانی، احمد بن عمر، الاعق النفیسه، ترجمه حسین قره چانلو، چاپ اول، تهران، انتشارات امیرکبیر: ۱۳۶۵

۲- اعتمادالسلطنه، محمدحسن خان، مراة البلدان، به تصحیح دکتر عبدالحسین نوائی و میرهاشم محدث، چاپ اول، انتشارات دانشگاه تهران: ۱۳۶۸

۳- اعتمادالسلطنه، محمدحسن خان، تاریخ منتظم ناصری (جلد سوم) به تصحیح دکتر محمداسماعیل رضوانی، چاپ اول، انتشارات دنیای کتاب: ۱۳۶۷

۴- بلازری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، ترجمه آذرتاش آذرنوش، چاپ دوم، تهران، انتشارات سروش: ۱۳۶۴

۵- البغدادی، لصفی الدین عبدالمومن بن عبدالحق، مراصدالاطلاع، تصحیح و تعلیق: علی محمد البجاوی، دارالحیاء اکتب العربیه، الطبع الاولی: ۱۳۷۳

۶- بیک دنبلی، عبدالرزاق؛ ماثر السلطانیه، تصحیح و تحشیه؛ غلامحسین زرگری نزاد، تهران، چاپ اول، مؤسسه انتشاراتی سازمان میراث فرهنگی: ۱۳۸۳

۷- بناکتی، فخرالدین ابوسلیمان، تاریخ بناکتی، ترجمه جعفر شعار، چاپ اول، تهران، سلسله انتشارات انجمن آثار ملی: ۱۳۴۸

۸- توحدی؛ کلیم‌الله، اسفراین: دیروز، امروز، انتشارات واقفی، مشهد: ۱۳۷۴

۹- حموی بغدادی، یاقوت، معجم البلدان، ترجمه علینقی منزوی، ج ۱، بخش نخست، چاپ اول، سازمان میراث فرهنگی تهران: ۱۳۸۰

۱۰- خافی، فصیحی، مجمل فصیحی، ج ۳، تصحیح و تحقیق محسن ناحی نصرآبادی، چاپ اول، انتشارات اساطیر، تهران: ۱۳۸۶

۱۱- خواجه رشیدالدین، تاریخ مبارک غازانی، به سعی و اهتمام و تصحیح کارل یان، انگلستان، ۱۳۵۸ هجری/ ۱۹۴۰ میلادی

۱۲- دمشقی، شمس الدین؛ نحبه الدهر فی عجائب البر و البحر، ترجمهٔ دکتر سید حمید طبیبیان: چاپ اول، انتشارات اساطیر چاپ اول: ۱۳۵۶

۱۳- الزمجی الاسفزاری، معین الدین محمد، روضات الجنات فی اوصاف مدینة هرات، مقدمه و حواشی به سعی و اهتمام محمد اسحاق، دانشگاه کلکته، ۱۳۸۰

۱۴- سمعانی، عبدالکریم بن محمد بن منصور التمیمی، الانساب، ج ۱، تصحیح و تعلیق عبدالرحمن بن یحیی المعلمی الیمانی، تحت مراقبة الدکتور محمد عبدالمعید خان، الطبعطة الاولی، بمطبعة دائرة المعارف العثمانیة حیدر آباد دکن الهند، ۱۳۸۲ ه‍. ق/ ۱۹۶۲ م

۱۵- شهاب الدین عبدالله خوافی حافظ ابرو، جغرافیای خراسان در تاریخ حافظ ابرو، تصحیح و تعلیق دکتر غلامرضا ورهام، چاپ اول، نشر اطلاعات، ۱۳۷۰

۱۶- طاهری، علی اصغر، جهان ارغیان تا بام و صفی آباد، چاپ اول، انتشارات ایران جوان، تهران: ۱۳۸۵

۱۷- قزوینی، میرزا محمدطاهر، تاریخ جهان آرای عباسی، اراک، داوری: ۱۳۲۹

۱۸- مروی وزیر مرو، محمدکاظم، عالم آرای نادری، جلد دوم، به تصحیح و با مقدمه و حواشی محمدامین ریاحی و مقدمه میکلوخو ماکلای خاور شناس روس، ترجمه دکتر عنایت الله رضا، چاپ اول، انتشارات زوار: ۱۳۶۴

۱۹- منجم، ملاجلال، تاریخ عباسی یا روزنامه ملاجلال، بکوشش سیف‌الله وحیدنیا، چاپ اول. بی جا: ۱۳۶۶

۲۰- میرنیا، سید علی، پژوهشی در شناخت ایل‌ها و طایفه‌های عشایری خراسان، چاپ اول، مشهد، مؤسسه انتشاراتی و آموزشی نسل: ۱۳۶۹

۲۱- نطنزی، محمود بن هدایت الله افوشنه ای، نقاوة الاثار، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی؛ ۱۳۷۳

۲۲- نطنزی، معین الدین، منتخب التواریخ معینی، به اهتمام پروین استخری، چاپ اول، تهران، انتشارات اساطیر: ۱۳۸۳

۲۳- نیشابوری، الحاکم، تاریخ نیشابوری، به سعی و کوشش دکتر بهمن کریمی، چاپ اول، تهران، نشر کتابخانه ابن سینا - تهران: ۱۳۳۹

۲۴- نیک گفتار، احمد، بررسی باستان شناختی پهنه فرهنگی شهر اسفراین، پایان‌نامه کارشناسی ارشد (منتشرنشده): ۱۳۸۷

۲۶- نیک گفتار، احمد، تأملی بر جغرافیای تاریخی ولایت ارغیان، فصلنامه پژوهش در تاریخ، سال اول، شماره ۲، دانشگاه تهران، ۱۳۹۰

۲۷- هوشیار، محمدمهدی، تحلیل الگوی تقسیمات کشوری شمال خراسان نمونه: شهرستان اسفراین، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت مدرس: ۱۳۷۹

۲۷- ییت، کلنل چارلز ادوارد، سفرنامه سیستان و خراسان، ترجمه قدرت‌الله روشنی زعفرانلو – مهرداد رهبری، چاپ اول، انتشارات یزدان: ۱۳۶۵

۲۸- sponer, brian, ARGHIYAN The area of Jajarm in western Khurasan, IranIII, vol II, ,1965

29- Sykes ,p.m. , Geographical journal, vol .37, no.1. (jan. , ۱۹۱۱),