شهر بلقیس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: ۳۰°۱۱′۳۸.۲۳″ شمالی ۵۳°۱۰′۲.۰۲″ شرقی / ۳۰.۱۹۳۹۵۲۸° شمالی ۵۳.۱۶۷۲۲۷۸° شرقی / 30.1939528; 53.1672278

شهر بلقیس
Historic of belqeys city2.jpg
نام شهر بلقیس
کشور  ایران
استان خراسان شمالی
شهرستان اسفراین
بخش بخش مرکزی
اطلاعات اثر
دیرینگی ساسانی- صفویه
اطلاعات ثبتی
تاریخ ثبت ملی ۲۴ شهریور ۱۳۸۰

شهر بلقیس یکی از بزرگترین بناهای خشتی و گلی ایران است که در ۳ کیلومتری جنوب غرب شهر کنونی اسفراین قرار گرفته است که بالغ بر ۱۸۰ هکتار وسعت می‌باشد که از یک مجموعه آثار شامل بقایای ارگ و خندق پیرامون آن، شارستان شامل: برج و بارو، مقبره شیخ آذری، ویرانه‌های معروف به منار تپه (مسجد جامع)، کوره سفالگری، آب‌انبار، بازار، کاروانسرا، بنای معروف به یخدانها و یک گورستان وسیع در نزدیک دروازه شرقی تشکیل شده است. سالمترین و همچنین برجسته‌ترین اثری که بر بقایای شهر بلقیس برجای مانده است ارگی است که دارای ۲۹ برج به ارتفاع حدود ۱۱ متر است و جزو بزرگترین قلعه‌های باستانی ایران می‌باشد که دارای سازه بزرگ خشتی و چینه‌ای است و دارای وسعتی حدود ۵۱ هزار مترمربع است و همچنین در اطراف ارگ یک خندق وسیع وجود دارد که نفوذ ناپذیری قلعه را دشوارتر می‌ساخته است[۱] از لحاظ قدمت استناد به متون تاریخی در قبل از اسلام‌آباد و شکوفا بوده و در سال ۳۱ هجری توسط مسلمانان فتح می‌شود و طبق یافته‌های باستان‌شناختی قدیمی‌ترین استقرار در این شهر تاریخی که تاکنون شناسایی شده مربوط به اواخردوره ساسانی – صدر اسلام است و زندگی در آن تا پایان دوره صفوی به طور مداوم جریان داشته است و بالاخره این شهردر اواخر دوران طهماسب دوم و ابتدای حکومت نادر یعنی در سال ۱۱۳۱ هـ. ق توسط افاغنه کاملاًویران و در هم کوبیده شد. به نحوی که جایگاه پیشین خود را از دست داد از این زمان کم‌کم اسم افسانه‌ای بلقیس بر روی خرابه‌های شهر قدیمی اسفراین گذاشته شد. به علت اهمیت ویژه باستانشناسی، شهر کهن و تاریخی بلقیس در سال ۱۳۸۸ به عنوان پایگاه میراث فرهنگی مورد تصویب قرار گرفت و با شماره ثبت ۴۴۹۷ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.[۱][۲] ارگ بلقیس اسفراین را دومین بنای گلی ایران پس از ارگ بم می‌دانند که بر اساس اصول معماری ساسانی ساخته شده است و خشت و گل مهم‌ترین مصالح به کار رفته در آن می‌باشد.[۳]

محتویات

موقعیت جغرافیایی[ویرایش]

این اثر در ۳ کیلومتری جنوب غربی شهر جدید اسفراین، حاشیه شرقی روستای جوشقان- حوزه فرهنگی شمال شرق- کد GPS منطقه: َ۵۳ °۵۷ تا ۰۷َ °۵۸ طول جغرافیایی و ۳۱َ °۳۶ تا ۱۷َ °۳۷ عرض جغرافیایی- ارتفاع از سطح دریا ۱۲۰۲ متر قرار دارد.

وجه تسمیه شهر بلقیس[ویرایش]

مورخان و جغرافی دانان اسلامی از اسفندیار پسر گشتاسب به عنوان بنیان‌گذار این شهر نام برده‌اند. الحاکم مؤلف تاریخ نیشابور از تعلق خاطر قباد (کواذ) ساسانی به آن یاد کرده و نوشته که قباد اسفراین را «مهرجان» خطاب می‌کرده است. بیهقی نیز نام اسفراین را «اسپرآئین» خوانده و آن را مرکب از «اسپر» به معنای سپر و «آئین» به معنای راه و روش دانسته است. نام این شهر به صورت‌های سبراین (حدود العالم)، سفراین (تاریخ سیستان)، اسپراین (بیهقی)، اسپرایین (برهان قاطع)، و اسفرائین (ثعالبی، یتیمة الدهر، یاقوت و قزوینی) نیز آمده است. اما گویاترین و موثق‌ترین سند، که هیچگونه دخل و تصرفی در آن صورت نگرفته و زیر نظر حکومت مرکزی بوده و نام این شهر کهن را به مدت ۷۰۰ سال یعنی از زمان مغولان تا اواخر حکومت صفوی زنده داشته، سکه است.[۴][۵]

این سکه در زمان ارغون از پادشاهان ایلخانی در اسفراین ضرب گردیده است روی سکه: خاقانو/ ارابم/ اسفراین / ارغونون /دلدک گولوک /ارغون پشت سکه: لا اله الا/ الله محمد/ رسول‌الله / اسفراین / حاشیه: سنه اربع ثمانین وستمائة که این سکه و سکه‌های دیگر که به وضوح واژه اسفراین یه دستور حکومت مرکزی در روی آن ضرب گردیده مهر تأییدی بر نام دیرینگی این شهر می‌باشد که بسیاری از مورخین وجغرافیدانان به دلیل عدم حضور از نزدیک و اتکا به گفته‌ها و نوشته‌ها دیگران به اشتباه گاه سبراین، اسپرایین و… از آن یاد کرده‌اند

در مورد وجه تسمیه بلقیس و اسفراین بری اولین بار کلنل ییت در سفرنامه خود ازشهر بلقیس یاد کرده و می‌نویسد:‹‹... اینکه چطور نام شهر بلقیس که شنیدم به آن شهر سبا هم می‌گفتند به این محوطه اطلاق شده را نمی‌دانم. من هرگز نشنیده‌ام که بگویند ملکه سبا از خراسان آمده باشد. باوجود این، در بین ملت‌هایی که می‌شناسم ایرانیان زنده‌ترین تخیلات را دارند و حتی ممکن است این هم از خیالپردازی‌های آنها باشد.»[۶] پی ام. سایکس یکی از افسران انگلیس در سال ۱۸۹۳ از منطقه اسفراین دیدن کرده، او اولین شخصی است که از شهربلقیس نقشه‌برداری کرده است او نیز در مورد نامگذاری شهر بلقیس چنین می‌نویسد: «شهر بلقیس نسبتاً نام جدیدی است که همواره به شهر اسفراین داده شده است و از آن در سفرنامه‌های اعراب هیچ یاد نشده است. این مکان با یافته‌های از سفالهای قرون میانه و تعدادی سکه تولید شده شناخته شده است».[۷] اما دلیل دیگرنسبت دادن بلقیس به قلعه اسفراین که تا حدودی منطقی تر به نظر می‌رسد این است که این نام را جویندگان و قاچاقچیان عتیقه و اشیا تاریخی به دلیل گنجینه‌ها و دفینه‌های فراوانی که از این محل به دست آمده به آن داده‌اند.[۸] به نظر می‌رسد این اسم گذاری‌ها در دوره قاجار در سراسر ایران رواج داشته و نام‌هایی مانند تخت کیکاووس، تخت سلیمان، شهر دقیانوس، نقش رستم و… نمونه‌ای از این نام گذاری‌ها می‌باشد.

تاریخچه[ویرایش]

  • Senmurv.svg امپراتوری ساسانیان: در عهد ساسانیان یکی از شهرهای مهم و تابع نیشابور بود. موسس خورناتسی جغرافیدان ارمنی معاصر ساسانیان در معرفی قلمرو جغرافیای ساسانیان می‌نویسد سرزمین ایران در دوره ساسانی به چهار کوست (ناحیه) تقسیم می‌شد خراسان یکی از این کوست‌ها بود که بیست شش ایالات داشت. یکی از این ایالات‌ها، اپرشهر یا همان نیوشاهپور بود (مارکوارت، ۱۳۷۳: ۳۷–۳۹). نیشابور نیز به نوبه خود دارای ۱۳ رستاق (شهرک) و ۴ تسوگ (طسوج یا بخش) بوده است و اسفراین در زمره یکی از سیزده رستاق نیشابور می‌باشد[۹]
  • Flag of Afghanistan (1880–1901).svg دولت راشدین: در اواخر دوره ساسانی با ورود اسلام به ایران این شهر اسفراین نام داشته که از توابع نیشابور ذکر شده و به گفته بلاذری در کتاب فتوح البلدان در سال ۳۱ هجری در زمان حکومت عثمان بن عفان به دست عبداله بن عامر فتح می‌شود که جزئیات این فتح شرح داده نشده است.[۱۰]
  • Umayyad Flag.png خلافت امویان:
  • الگو:پرچم سامانیان سامانیان:ولی با به قدرت رسیدن سامانیان مردان کاردان شهر اسفراین به خدمت امرای سامانی درآمدند و درعرصه‌های مختلف سیاسی، نظامی و دیوانی حضور فعال یافتند و اسفراین هم به طبع این بزرگان ازشهرت و شکوفایی خاصی برخوردار بوده است. از مهمترین این شخصیت‌ها می‌توان به ابوعلی اسفراینی طبیب و کاتب دیوان رسایل سامانیان و منشی مخصوص ابو ابراهیم اسماعیل سامانی، مصطفی اسفراینی کاتب والی نیشابوردر دوره فرمانروایی امیر اسماعیل سامانی[۱۱] و حمویه بن علی سپهسالار امیر نصر دوم سامانی اشاره کرد.

در قرون سوم هم‌زمان با حکومت سامانیان با استناد به کتاب حدودالعالم من المشرق الی المغرب اسفراین یک شهری آباد و با نعمت بوده است[۱۲] و مقدسی در کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم دراواخر قرن سوم عامل اصلی رونق وشکوفایی اسفراین را وجود بازارهای تجارتی و رجال مذهبی –سیاسی ذکرکرده است[۱۳] در سالهای پایانی حکومت سامانیان با هرج مرج‌های داخلی و درگیری‌های بین مدعیان جانشینی صورت می‌گرفت. اسفراین در این روزگار دست به دست و غارت می‌شد درسال ۳۸۵ ﮬ. ق ابوعلی سیمجور براسفراین چنگ انداخت ودر سال ۳۸۷ ﮬ. ق لشکریان بکتوزون این شهر را غارت کرد.[۱۴]

در اوایل قرن هفتم (۶۱۶ ﮪ. ق) که مغولان به خراسان حمله‌ور شدند، سلطان محمد خوارزمشاه نتوانست در مقابل لشکریان مغول مقاومت کند و در حین فرار از نیشابور، از طریق اسفراین به استراباد رفت و پسر او جلالدین در برابر مغولان مقاومت می‌کرد؛ در این درگیری‌ها شخصی که اسفهسالاران نظام الدین علی لقب داشت بر اسفراین و بندوار و توابع آن و اسفهسالار ابو حسن قلعه صلوک که همان دژ صعلوک در شمال غرب اسفراین را برعهده داشت که بین حاکم اسفراین و صعلوک جنگ‌های سختی صورت گرفت که بیشتر آبادی‌ها ویران گشت[۱۵] در حین همین درگیریها سپاهیان مغول بر جلالدین پیروز شده و راهی شهر نیشابور و ولایت‌های تابع آن شدند سرپرستی سپاهیان برعهده دو سردار معروف به نام جبه نوین و سبتای بهادر بود. جبه نوین عازم نیشابور شد و سبتای عازم رادکان و خبوشان شد در رادکان به علت چشمه‌های جوشان و آب هوای خوبی که داشت از آن خوشش آمده بود از کشتار زیاد خودداری کرد ولی در قوچان به علت بی‌توجهی مردم درآن کشتار زیادی انجام داد و بعد از آن به اسفراین و ادکان حمله کرد و ساکنان آن را قتل‌عام کرد و از راه جوین سوی مازندران عازم شد[۱۶] و.[۱۷] با مرگ چنگیز خان سرزمین‌های مفتوحه نیز بین فرزندان او تقسیم شد حکومت ایران به جوچی رسید. در زمان منگو قاآن جنتیمور یکی از سرداران جوچی حاکم خراسان شد. در این حین ملک نظام الدین و ملک بهالدین نزد جنتیمور رسیدند و با او همکاری کردند و جنتیمور، در سال ۶۳۰ هجری ملک بهالدین صعلوک را به حکومت اسفراین، بیهق، جوین، جاجرم و ارغیان منصوب کرد و هریک را پایزده یرلیغ داد[۱۸] ۳۸۶. اختلاف بین ملک بهالدین و محمود شاه سبزواری حاکم سبزوار که از وابستگان شرف الدین وزیر جنتیمور بود، شرف الدین محمود شاه را برای به دست آوردن مالیات اجباری به اسفراین، جوین، جاجرم و جوربد و آنچه به ملک بهالدین صعلوک تعلق داشت فرستاد. وی به خاطر تعصب ما بین پیروان شیعه و سنی و دشمنی آشکاری که شخصاً از قدیم با امرای اسفراین داشت، چنان آتش ستمی افروخت که روی حجاج را سپید کرد. بیشتر مردم را به خاک سیاه نشاند و دچار فقر و ناداری ساخت و ابروی اکثر شان را ریخت (جوینی، ۱۳۲۹: ۲۵۹). امیر ارغون خان حاکم جدید خراسان که خبر مظالم محمود شاه بر اسفراینی‌ها را شنیده بود بر حال مردم رقت آورد و مقداری از مالیالت‌ها را بخشید و آنهایی که به زندان گرفتار شده بودند را آزاد کرد.[۱۹] اسفراین در دوره ایلخانیان مغول به رغم صدمات جبران ناپذیری که دیده بود به خاطر قرارگرفتن در مسیر راه‌های تجاری دوباره رونق گرفت و شکوفا شد و به صورت یکی از ۱۸۲ ایالاتی که توسط خانها اداره می‌شد درآمد؛ و برای اولین بار از این زمان در اسفراین شاهد ضرابخانه می‌باشیم.[۲۰] که نشان از اهمیت این شهر است. اولین سکه هم به نام قاآن(۶۳۰–۶۷۰ ه‍. ق) ضرب شده است.[۲۱] در سال ۶۸۴ هجری به نام ارغون در اسفراین سکه ضرب شد[۲۲] که نشان می‌دهد در این زمان اسفراین تحت فرمان ارغون درآمده است. پس از ارغون طبق سکه‌های مضروب[۲۳] بین سالهای ۶۹۰–۶۹۴ ه‍.ق حکومت اسفراین زیر نظر گیخاتو بوده که منابع تاریخی از حکومت او در اسفراین سکوت اختیار کرده‌اند. پس از مرگ گیخاتو در سال ۶۹۴ ه‍.ق طغاجار و دیگر امرا به خدمت بایدو خان پیوستند. در این زمان بین نوروز پسر ارغون و غازان خان چند نوبت جنگ سختی در نواحی نیشابور، جوین، اسفراین و ارغیان صورت گرفت که در این جنگ‌ها پی در پی دهات و مزارع از بین رفته است (خواجه رشید الدین، ۱۳۵۸: ۲۷–۲۸). غازان خان کوشید پس از جنگهای داخلی آرامش را در کشور برقرار سازد. وی برای سامان دادن به پریشانی وضع اقتصادی و اجتماعی مردم اصلاحاتی انجام داد؛ و یکی از این اصلاحات جمع‌آوری سکه‌های مختلف و رواج تنها یک نوع سکه بود. اسفراین نیز از جمله مناطق تحت فرمان او بود که درآن به نام او سکه ضرب شد. تنها سکه‌ای که از این پادشاه موجود و در اسفراین ضرب شده است داری تاریخ ۶۹۷ هجری می‌باشد (نیک گفتار، ۱۳۸۹: ۶۶) (تصویر شماره ۱۰). غازان خان در سال ۶۶۴ ه‍.ق با امرای خود و لشکریانش به نزد صدر الدین حموی جوینی اسفراینی رفت و اسلام اختیار کرد و کلمه توحید گفت و جمله مسلمان شد و آن سال عبادت-ها کرد و ائمه را نواخت مبالغی را برای مساجد و مدارس و خانقاه‌ها مصروف داشت. غازان محمود و امرایش در جوین و اسفراین دستور به ساخت کاریزها دادند که هنوز هم هست مانند روستای منگلی که منگلی بوغا ساخته و بداغ آباد که بداغ بوغا و آروغ ده که آروغ ساخته است (شاهد، ۱۳۸۷: ۲۹۸). پس از مرگ غازان، سلطان محمد خدابنده در سال ۷۰۳ هجری زمام امور را بدست گرفت و به ضرب سکه پرداخت پس از گرویدن او به شیعه، نام دوازده امام در حاشیه سکه‌ها نوشته شد (سرفراز و آور زمانی، ۱۳۸۳: ۲۸۰). طبق سکه‌های موجود از این پادشاه از سال ۷۱۰–۷۱۴ ه در اسفراین ضرب شده در روی آن نام دوازده امام حک شده که این نشان می‌دهد مذهب تشیع در زمان خدابنده در اسفراین مدتی رسمی می‌شود (نیک گفتار و بهنامفر، ۱۳۸۷: ۱۲۲–۱۲۶). (تصویر شماره ۱۱) بعد از اولجایتو، ابوسعید بهادر خان، آخرین ایلخان (۷۱۶–۷۳۶ ه‍. ق) حاکم اسفراین بوده؛ اما از سکه‌هایی که او در سال ۷۱۷ و۷۳۲ هجری قمری ضرب کرده. (تصویر شماره ۱۲–۱۳)، چنین بر می‌آید که او برخلاف اولجایتو به مذهب تسنن گرایش داشته و در اسفراین هم این مذهب را رواج داده است. در این دوره به خاطر گرایش حکمرانان مذاهب تشیع و تسنن هر یک برای مدتی رسمی شد، تشیع در زمان اولجایتو و تسنن در دوره ابو سعید بهادر خان. حضور مذاهب گوناگون و رواج تصوف و فرقه‌های آن در این دوره تأثیرات زیادی بر زندگی اجتماعی مردمان اسفراین داشته است بطوریکه اغلب مردم و پیروان مذاهب مذکور (تشیع و تسنن) با یکدیگر درگیر و همواره به جنگ و جدال می‌پرداختند. از طرفی بزرگانی چون شیخ احمد ذاکر گورپانی، شیخ نور الدین کسرقی اسفراینی، شیخ رضی الدین علی لا لا و … با ایجاد مکاتب سلسله کبرویه باعث رونق هر چه بیشتر تصوف و عرفان در منطقه شدند (آقا ملایی، ۱۳۸۹: ۲۱۶–۲۳۸). به طور کلی شواهد باستان‌شناسی از دوران ایلخانی بیانگر رشد و شکوفایی شهر اسفراین می‌باشد؛ به گونه‌ایکه شهر اسفراین در این دوره بیشترین گستردگی را داشته و شهر به بخش‌های مختلف چون بخش صنعتی، ضرابخانه، بازار، مسجد و آب انبار و بخش حاکم نشین تقسیم می‌شده است که احتمالاً بخش‌های متعدد دیگری نیز داشته؛ که به دلیل وسعت زیاد شهر و کمبود کاوش‌های باستان‌شناسی تا کنون باستان شناسان موفق به کشف و دستیابی به آنها نشده‌اند. لازم است ذکر شود که اسفراین در این دوره شکوفایی و رونق خود را مدیون گذر راه تجاری ارغیان به توس از مسیر اسفراین و توجه امرای مغول چون غازان به منطقه می‌باشد که این موضوع با کشف سکه‌های ضرب اسفراین در این دوره که از نواحی و مناطق مختلف به دست آمده کاملاً قابل اثبات و تأیید است (تصویر شماره ۱۴). از موارد دیگری که می‌توان به آن اشاره کرد کشف کاشی‌های زرین‌فام (تصویر شماره ۱۵) ایلخانی و سفال‌های شاخص این دوره و گچبری‌های زیبایی (تصویر شماره ۱۶) است که از حفاری بخش‌های ایلخانی شهر تاریخی بلقیس به وفور بدست آمده است.

  • Timurid.svg دولت تیموریان:در اواخر قرن هشتم شخصی به نام تیمور که ادعا داشت از اعقاب چنگیزخان است، توانست بر رقیبان خود غلبه نموده، به تدریج تمام آسیای مرکزی و ماوالنهر را تصرف کند. تیمور پس از آنکه موقعیت خود را مستحکم ساخت؛ سمرقند را پایتخت خویش قرار داد وبه خوارزم، سپس مغولستان و بالاخره ایران حمله کرد او در این لشکرکشی‌ها بسیاری راکشت وحکام محلی را مطیع خود ساخت. درنخستین یورش به خراسان (سال ۷۸۳ ه) وی سپاهیان خود را به دو قسمت کرد: گروهی را به سوی نیشابور و سبزوار گسیل داشت تا حکومت سربداران را که حاکمش علی موید بود، براندازد وگروه دیگر را به سوی توس و کلات به حرکت درآورد تا به حکومت علی بیک جونی قربانی که براین منطقه فرمانروایی داشت، پایان دهد[۲۴]

شرف الدین یزدی حملات تیمورلنگ به منطقه اسفراین را در کتاب ظفرنامه چنین گزارش داده است: «.... و صاحب قران (تیمورلنگ) ازآنجا{نیشابور} به سعات اقبال سوار شده و به جانب اسفراین که گماشتگان امیر ولی داشتند روان شد و مقارن وصول که مردم هنوز به تعیین یورت و مقام و اندیشه نزول و ضرب خیام مشغول بودند، حکم جهان مطاع پنفاذ پیوست کار شهر بسازد عساکر نصرت به شعار بی توقف چپرها و سپرها گرفته روی به حصار نهادند و رسیدند و فتح کردن یکی بود حصار را رخنه‌ها کرده درآمدند و بسیاری به قتل آوردند عمارات مطلقاً از حصار و خانه و مسکن و کاشانه با زمین هموار گشت. چون قهر سپاهش درآمد دست همه خلق شد کشته شهر پست حصار و بیوت و مساکن نماند و جزنامی از اسفراین نماند»[۲۵]

پیشینه مطالعات باستان‌شناسی و مرمتی[ویرایش]

عکس هوایی شهر بلقیس در سال ۱۹۳۷ میلادی برگرفته توسط اریخ اشمیت

فعالیت‌های پژوهشی و باستانشناختی در مناطق مختلف می‌تواند به کشف حقایق و روند تاریخی و فرایندهای فرهنگی کمک شایانی نماید، حال این فعالیت‌ها اگر هدفمند و با برنامه و مدیریت صحیح و توانمندی همراه گردد می‌تواند نتایج بسیار ارزنده‌ای داشته باشد. کاوش باستانشناسانه به مثابه آزمایش‌هایی بر روی بدن انسان می‌ماند که برای شناخت بیمار نیاز به این آزمایش‌ها داشته و این عمل می‌تواند به شناخت از بیمار و در نهایت به نجات جان او ختم گردد. کاوش باستانشناختی نیز می‌تواند نتایج مثبت و ارزنده‌ای داشته باشد، اگر این فعالیت همراه با ایده‌های و توانمندی‌های نو ارائه نگردد می‌تواند بسیار خطرناک و مضر باشد و به نابودی لایه‌های باستانی منجر گردد. اشمیت اولین باستانشناسی است که مستقیماً این شهر را دیده و عکس‌هایی هوایی خوبی را نیز در ۱۱می سال ۱۹۳۷م تهیه کرده است. وی در مورد این سفر می‌نویسد: «بعد از عبور از سبزوار و بخش‌های تابعه سر را به طرف شمال به سوی دشت‌های میان سلسله کوه‌های البرز و شهر بلقیس که در ویرانه‌های روی نقشه «سیری در هند» معلوم است برگرداندیم. در مسیر چرخش، از گذرگاه‌های روی انتهای شرقی کوه‌های جغتای و دره‌های جوین و صفی آباد گذشتیم، علی‌رغم مارپیچی رفتن ما فقط کمی بیش از نیم ساعت فاصله بین سبزوار تا شهر بلقیس (شهر ملکه سبا) طول کشید. پژوهندگان تاریخ معتقدند که شهر بلقیس در دشت اسفراین بقایای شهر قرون وسطایی اسفراین (که سابقاً مهرجان خوانده می‌شده) می‌باشد که بسیار پرجمعیت و دارای بازارهای پررونق است. به هرحال گرچه با پرسپکتیو «دید پرنده» به وضوح خطوط مرئی خانه‌های بی شمار آن و دیوارهای برج دار شهر را می‌دیدیم، در حال حاضر شهر مرده‌ای است و قدمتش به هفتصد سال می‌رسد. گر چه آسمان ابری و روز نیز به پایان رسیده بود، دوربین عالی زایس ما مرتباً عکس‌های عمودی و مایل از شهر ملکه سبا را ثبت می‌کرد. دیوار تدافعی مستطیل نامنظم و ناهموار آن چندین بنای غیرمعمول را به اضافه بقایای محله‌های شخصی را که کمتر جلوه دارد در میان دارد، یک قلعه چهارگوش ناهموار با برج‌های متعدد به شهر پیوسته است»[۲۶] اما کاوش در این شهر دوران اسلامی برای نخستین بار در سال ۱۳۵۲ هـ. ش و در پی اخبار وفور حفریات غیرمجاز باستان‌شناختی در محلی به نام شهر خرابه بلقیس اسفراین گروهی از باستان شناسان به سرپرستی مشیری، ازسوی دفتر فنی سازمان ملی حفاظت آثار باستانی خراسان مأمور گمانه‌زنی در این محوطه باستانی شدند که گزارش مختصری از آن در بایگانی مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی کشور در دست است.[۲۷] در این محوطه شروع به گمانه‌زنی برای تعیین حریم این شهر و همچنین مشخص کردن مسیر عبور لوله‌های آبرسانی اراضی کرد و حریم این شهر باستانی را مشخص و علامت گذاری نمود.[۲۸] پس از این به تدریج با ارائه گزارش گمانه‌زنی و چاپ مقالاتی دربارهٔ تاریخ باستان‌شناسانهٔ این شهر کهن، توجهات به سوی این مجموعه جلب شد و در سال ۱۳۸۸ مجموعه شهر بلقیس به عنوان پایگاه میراث فرهنگی مصوب شد و فصل دوم کاوش و گمانه‌زنی‌های باستانی نیز در همین سال با دست یافتن به این نتیجه که سازه بزرگ خشتی شهر کهن اسفراین یا ارگ متعلق به پیش از حمله مغول و شاید قرون ششم و هفتم هـ. ق باشد و طی دوره‌های سربداران و صفویه چندین بار مرمت شده و علاوه بر آن به این نتیجه دست یافت.[۲۹][۳۰] فصل سوم این کاوش‌ها در تابستان سال ۱۳۸۹ با هدف شناخت فضاها و کارکرد بناها در محدوده تپه منار و بخش‌هایی که فعالیت‌های ژئومغناطیس صورت گرفته بود، به انجام رسید. این فصل از کاوش‌ها در سه بخش پی کاوی و آواربرداری، لایه نگاری و همچنین کاوش افقی انجام شد که شناسایی فضاهای مهم‌ترین دوره استقراری شهر تاریخی بلقیس - ایلخانی- یکی از این اهداف بود. علاوه بر این، در این فصل از کاوش‌ها به شناسایی بخش‌های صنعتی شهر بلقیس در شمال ارگ و همچنین شناخت فضاهای معماری قرون چهارم و پنجم هجری قمری در قسمت‌های جنوبی تپه منار شد.[۳۱] فصل چهارم این کاوش‌ها در تابستان سال ۱۳۹۰و به همت پایگاه میراث فرهنگی شهر تاریخی بلقیس اسفراین سرپرستی محمد فرجامی واحمد نیک گفتار با دو هدف عمده پی کاوی دیوار شارستان و شناخت فضاها در محدوده ارگ بلقیس و شارستان با تأکید بر تپه منار صورت گرفت[۳۲] فصل پنجم کاوش شهر تاریخی بلقیس اسفراین در بهار و تابستان سال ۱۳۹۱و به همت پایگاه میراث فرهنگی شهر تاریخی بلقیس اسفراین به سرپرستی احمد نیک گفتار با هدف شناخت ساختارشهر در بخش شارستان به انجام رسید.[۳۳][۳۴] فصل ششم کاوش‌های باستان‌شناسی در شهر تاریخی بلقیس اسفراین در سال ۱۳۹۳ به مدت ۳۱ روز با کسب مجوز از پژوهشکده باستان‌شناسی به همت پایگاه میراث فرهنگی شهر تاریخی بلقیس اسفراین به سرپرستی احمد نیک گفتار با دو هدف عمده الف) پاسخ به سوالات مطروحه در باب وجود آثار معماری درون ارگ تاریخی و در صورت وجود تلاش برای تاریخ گذاری و شناخت کاربری فضاها می‌باشد. ب) توسعه دامنه شناخت و آگاهی از ساختارداخلی ارگ باهدف آماده‌سازی زیرساخت‌ها برای مرمت اضطراری و تکمیلی در داخل ارگ در چارچوب دو ترانشه در ابعاد مختلف به انجام رسید.[۳۵] فصل هفتم کاوش‌های باستان‌شناسی در شهر تاریخی بلقیس اسفراین از اوایل اردیبهشت ماه تا اوایل تیرماه سال ۱۳۹۴ به همت پایگاه میراث فرهنگی شهر تاریخی بلقیس اسفراین سرپرستی احمد نیک گفتار به مدت دو ماه در دو بخش یکی درمحدوده شارستان با تأکید بر تپه منار باهدف مشخص کردن کاربری وتکمیل فضاهای کاوش شده در فصول گذشته و دیگری در بخش داخل ارگ با هدف شناخت و آگاهی از ساختار معماری داخلی ارگ و فضاهای مسکونی موجود در آن صورت گرفت.[۳۶][۳۷]

ارگ تاریخی بلقیس[ویرایش]

این عکس مربوط به شهر تاریخی بلقیس اسفراین واقع در خراسان شمالی است
این عکس مربوط به شهر تاریخی بلقیس اسفراین است
این عکس مربوط به کاوش‌های باستان شناختی در سال ۱۳۸۷ در ساختار بیرونی ارگ جهت مشخص شدن نوع خاک ریز می‌باشد
این عکس مربوط به ساختار خارجی شهر بلقیس می‌باشد که توسط باستان شناسان در سال ۱۳۸۷ از زیر خاک بیرون کشیده شده و مشخص گردید که خاک اطراف قلعه مصنوعی است
ساختار بیرونی قلعه که به صورت یک پشته خاکی دیده می‌شود وبسیاری از مورخان و سفرنویسان و مردم عادی گمان می‌کردند که این خاک‌ها از ریزش دیوارها حاصل گردیده طی کاوش‌های باستان‌شناسی در سال ۱۳۸۷ مشخص گردید این پشته‌های خاکی از نوع خاکریز مصنوعی و از ریخته شدن خاک خندق جهت جلوگیری ازاصابت توپ به قلعه بوده است
نمای غربی ارگ شهر تاریخی بلقیس اسفراین بعد از مرمت، دید از غرب
باز سازی مردگردهای شهر بلقیس اسفراین دید از شرق
کشف خمره‌های آذوقه در کاوش‌های باستان شناختی شهر تاریخی بلقیس اسفراین ۱۳۸۹
بقایای از خندق مربوط به سال ۱۳۶۲ شمسی در پیرامون ارگ شهر بلقیس

ارگ بلقیس که برجسته‌ترین اثر این محوطه است که مساحتی بالغ بر ۵/۵۱۷۱۲ متر مربع را دربر گرفته و ۳۰ برج در اندازه‌های مختلف در گرداگرد آن تعبیه شده و از هر سو با خندق احاطه شده است. مصالح اصلی به کار رفته در ساخت قلعه گل/چینه است که در بخش‌های مختلف از خشت، آجر و چوب برای استحکام بیشتر استفاده شده است. دروازه ورودی اصلی آن درضلع شمالی با یک پیشامدگی به داخل شارستان مشخص است که که امروزه بیشتر بخش‌های آن تخریب و به صورت تلی از خاک درآمده است. فضای داخلی قلعه با حفاری‌های قاچاق به کلی مضطرب شده و فقط از این ارگ بزرگ که زمانی دارای سه طبقه فضای معماری بوده تنها یک پوسته گلی باقی‌مانده است. با توجه به شواهد ارگ بلقیس برخلاف برخی قلعه‌ها بر روی سطح هموار دشت ایجاد شده و در اطراف آن خندقی را ایجاد کرده‌اند. اولین دوره استقرار در ارگ طبق اشارات متون تاریخی و یافته‌های باستان‌شناسی به دوره سلجوقیان برمی گردد[۳۸] و بعد از این زمان چندبار در ارگ فعالیت‌های مرمتی و ساخت و ساز در پیکره آن دیده می‌شود. ارگ آخرین بار توسط افغان‌ها به تصرف درآمد و به طور کامل تخریب شد اما با این وجود خانواده‌هایی به طور مستقل تا اواخر قاجار نیز در این مکان زندگی می‌کرده‌اند.[۳۹] درداخل ارگ بناها وآثار معماری زیادی وجود داشته که در گذشته و قبل از انقلاب به علت حفاریهای غیرمجاز تخریب شده و خاک آن به استناد مطالعات میدانی (گفته‌های مردم محلی) برای حاصل خیز کردن زمین‌های کشاورزی اطراف مجموعه انتقال داده شده است. طبق کاوش‌های باستان شناختی و آثار موجود چنین به نظر می‌رسد ساختار داخل ارگ از یک نظم خاصی برخوردار بوده است که بخش کوچکی از آن طی کاوش‌های باستان شناختی در سال ۱۳۹۳ و۱۳۹۴ کشف گردیدکه به شرح ذیل می‌باشد: طی کاوش‌های باستان شناختی صورت گرفته در داخل ارگ تعدادی اتاق به صورت تودر تو و به شکل مربع -مستطیل در ابعاد مختلف ساخته شده است. دیوارهای این اتاقها قطور و با خشت‌هایی با ابعاد ۵*۲۵*۲۵ سانتی‌متر و با ملاط گل ساخته شده‌اند. اکثراً اتاقها دارای چند ورودی هستندکه درجهات شمالی، شرقی و جنوبی قرار دارند. بعضی از این ورودی‌ها در جهت وزش باد در فصل تابستان ساخته شده تا از آن برای سرد کردن فضاها بهره ببرند. با توجه به کشف چند پاشنه آجری درب، چنین به نظر می‌رسد که اتاق‌ها دارای درب چوبی از نوع یک لت بوده است. طی کاوش‌های باستان شناختی از داخل این اتاق‌ها، تنورهای کوچکی کشف شد که این تنورها درست در زیر کف اتاق قرارگرفته که احتمالاً از این تنورها در فصول سرد سال به عنوان کرسی جهت گرم کردن خانه استفاده می‌شده است.. برای تزئین دیوارها از اندود کاه گل، گل آخری و گچ استفاده شده است. لازم است ذکر شود روی تمام دیوارهای این فضاها داغ‌هایی از اندود گل آخری دیده می‌شود که احتمالاً جنبه تزئینی داشته است. با توجه به کشف سفال‌های آبی و سفید شاخص دوره صفوی در چاله دفن زباله زیر یکی ازفضاها می‌توان این سازه‌ها و کف‌ها را به دوره صفوی و بعد از آن نسبت داد، هرچند دیوارها ممکن است در دوره‌های قدیمی تر ساخته شده و مورد استفاده قرار گرفته باشند.[۴۰] در بخش شمالی منازل مسکونی بقایای از یک سیستم آبرسانی شامل مسیرآب (تنبوشه‌ای)، حوض انبار و برکه می‌باشد که درگاهی‌های اصلی منازل مسکونی به این فضا منتهی می‌شود.[۴۱]

مجموعه آثار شارستان (محدوده عمومی شهر)[ویرایش]

اطلاع جامع از حصار و شارستان شهر اسفراین در قرون اولیه اسلامی وجود ندارد و دلیل آن این است که در قرون اولیه اسلامی به جای حصار و شارستان از عنوان شهر اسفراین یاد می‌شده است، ولی دردوره سلجوقی از قلعه شهر یادشده است. اما اشاره به حصار را می‌توان در دوره سربداران درلابه لای نوشته‌های دولتشاه سمرقندی دربارهٔ حکومت پهلوان حیدر قصاب درسال۷۶۱- ه -دید: «... بعد از خواجه علی شمس الدین در میان سربداران حشمتی یافت ومرد پهلوان و اهل مروت بود و سفره عام داشت. مدت یک سال و یک ماه حکومت کرد؛ و نصرالله باشتینی در اسفراین بدو یاغی شد و او با پنج هزار مرد به در قلعه اسفراین آمد و مدت یک سال حصار را دربندان کرد…» (سمرقندی، ۱۳۳۷: ۳۱۸). با استناد به نوشته‌های شرف الدین علی یزدی درظفرنامه حصار این شهر توسط سپاه تیمورلنگ کاملاً با خاک یکسان می‌شود: «... و صاحب قران از آنجا {نیشابور} به سعات اقبال سوار شده و به جانب اسفراین که گماشتگان امیر ولی داشتند روان شد و مقارن وصول که مردم هنوز به تعیین یورت و مقام و اندیشه نزول و ضرب خیام مشغول بودند، حکم جهان مطاع پنفاذ پیوست کار شهر بسازد عساکر نصرت به شعار بی توقف چپرها و سپرها گرفته روی به حصار نهادند و رسیدند و فتح کردن یکی بود حصار را رخنه‌ها کرده درآمدند و بسیاری به قتل آوردند عمارات مطلقاً از حصار و خانه و مسکن و کاشانه با زمین هموار گشت چون قهر سپاهش درآمد دست همه خلق شد کشته شهر پست حصار و بیوت و مساکن نماند وجزنامی از اسفراین نماند».[۴۲] پس از آن دردوره صفویه به خاطرحملات مکرر ازبکان، قلعه (کهندژ) اسفراین اهمیت زیادی پیدامی کند و اکثر منابع دوره صفویه به آن اشاره کرده‌اند ولی حصار آن نیز اهمیت خود را از دست نمی‌دهد. بهترین توصیف را در مورد قلعه و حصار شهر اسفراین در دوره صفویه اسکندربیک منشی درکتاب عالم آرای عباسی در هنگام حملات عبدالمومن خان به این شهر انجام داده است: «... عبدالمومن خان کمر همت به تسخیر سایر محال خراسان بسته با لشکری پرخاشجوی بر سر قلعه اسفراین آمده محاصره نمود. ابو مسلم خان با جمعی از غازیان استاجلو اکراد وغیره که در آن قلعه جمع آمده بودند به حفظ و حراست قلعه و استحکام برج و باره پرداخته در لوازم قلعه داری می‌کوشیدند و عبدالمومن خان در تسخیر حصار اسفراین سعی بسیار نمود توپها نصب کرد و تا چهارماه مدت محاصره امتداد یافته چند مرتبه یورش عظیم واقع شد …» (منشی ،۱۳۷۷، جلد دوم :۶۹۶–۶۹۴) این بخش (شارستان) امروزه درشمال شرق ارگ قرار دارد که توسط کشاورزان به علت کشاورزی کاملاً مسطح شده و تنها در برخی از نقاط برج و بارو شارستان مشهود است. با توجه به نقشه‌ای که پی ام. سایکس یکی از افسران انگلیس درسال ۱۸۹۳ میلادی از شهر بلقیس تهیه کرده است وعکسهای هوایی که درسال ۱۹۳۷ میلادی به دست اریک اشمیت از مؤسسه شرق‌شناسی دانشگاه شیکاگو تهیه شده وتلفیق آن با اشارات مورخین و یافته‌های باستان‌شناسی و اطلاعات محلی می‌توان تا حدودی به کارکرد مجموعه بناهای موجود درشهر پی برد.

شارستان شهر تاریخی اسفراین ازدیدگاه سفرنامه نویسان و باستان شناسان[ویرایش]

کلنل ادوارد ییت از این بخش به عنوان شهر قدیمی اسفراین یاد کرده که در شمال شرق ارگ واقع شده و محیط آن نزدیک به سه میل است. هنوز دیوارها در بعضی نقاط ۳ تا ۴متر و ۶۰ سانتی‌متر ضخامت داشتند. زمین داخل شهر شخم زده و تا حد زیادی هموار شده بود. اما هنوز تپه خاک‌هایی در آن مشاهده می‌شد، که درآنها تعداد زیادی سکه واشیائ دیگر یافت شده بود (ییت ،۱۳۶۵ :۳۵۴).

تپه منار (مسجدجامع شهرتاریخی اسفراین)[ویرایش]

در دوره اسلامی سازمان‌های دینی در شالوده زندگی شهری اهمیت زیادی پیدا کرد و مسجد جامع از اجزای اصلی نظام اجتماعی شهر شد تا آن جا که یک شهر کامل اسلامی (مدینه) شهری است که عدالت در آن اجرا می‌شود و مقر دولت یا نمایندگان حکومت است و دارای مسجد جامع می‌باشد. در واقع وجه تمایز شهر از ده، مسجد جامع به شمار می‌آمد. (اشرف، ۱۳۵۳: ۱۲) و شهرهای دوره اسلامی از نظر حقوقی در آغاز نوعی ویژگی داشتند که وجه تمایز آن‌ها از روستاها به شمار می‌آمد و آن داشتن جامع و منبر بود. (سعیدی رضوانی، ۱۳۷۲: ۱۰۴). مسجد جامع گاه به منزله مقر حکومت پیوند دهنده مذهب با حکومت بوده است. پیشینه تاریخی مسجد جامع اسقراین: تپه منار مهم‌ترین قسمت شارستان شهر بلقیس به حساب می‌آید که کتب جغرافیایی و سفرنامه‌ها به وجود مسجد و مناره در این محل صحه گذارده‌اند.[۴۳] درمورد وجود مسجد در شهر تاریخی اسفراین برای اولین بارحمدالله مستوفی درکتاب «نزهة القلوب» به مسجدی درشهراسفراین اشاره می‌کند که درآن کاسه بزرگی است از روی دورش دوازده گز خیاطی است (هرگز برابر با ۱۰۴ سانتیمتر است) و از آن بزرگتر کاسه پیش از این کسی نساخته است. (مستوفی، ۱۳۶۲، ص ۱۴۹). دردوره تیموری کلاویخو که خود ازشهراسفراین گذرکرده وساعتی درآن اقامت کرده درتوصیفی که از شهراسفراین داشته اشاره‌ای کلی به خانه‌های شخصی ومسجد می‌کند ((کلاویخو، ۱۳۷۴، ص۱۸۷–۱۸۸)) واما از موقعیت قرارگیری آن درکدام بخش شهر هیچ اشاره‌ای نشده است؛ ولی دردوره صفویه درحمله عبدالمومن خان ازبک که شهرصدمات زیادی دید ه وخراب شد دربارهٔ مسجد آن اشاره کلی شده که به شرح زیر است: «..... چون قلعه اسفراین از محاصره اُزبک بسیار خراب شده بود چه نقبها پیش برده بودند که اکثرخندق پر شده بود و حوالها از جانب بلند گردیده بود و اُزبکان نابکاربرگشته روزگار خشت بهنت حوالها از مسجد جامع کنده بردند و آورده حوالها ساخته بودند …» (منجم، ۱۳۶۶؛ ص ۱۳۷) دردوره قاجار فریزر سیاح انگلیسی درسال ۱۸۲۱ و۱۸۲۲ که از اسفراین عبورکرده است درسفرنامه خود اشاره به اسفراین می‌کند واز شهرقدیمی اسفراین نام می‌برد که درآن دومناره وخرابه هنوز باقی است. (فریزر ،۱۸۲۵) و بعد از این سیاح پی.ام. سایکس خود از شهر بلقیس دیدن کرده و جایگاه مسجد را به خوبی مشخص کرده و به گفته او به نقل از یک منبع قدیمی این مسجد در پنجاه سال قبل تخریب شده است. (سایکس، ۱۹۱۱، ۱–۱۹) و ایشان یک تقشه کلی از موقعیت قرارگیری آن کشیده است؛ و امروزه در کتاب مورخین با نام منار تپه و مسجد قدیم اسفراین یاد شده است. (روشنی زعفرانلو، ۱۳۶۶، ۱۷۶) حتی امروزه در ازعان مردم محلی که در این بخش به کشت و کار می‌پردازند از این محل به عنوان منار تپه یاد می‌کنند.

کوره سفالگری[ویرایش]

این عکس مربوط به کوره سفالگری در شهر بلقیس منعلق به دوره سلجوقی
بقایای از یک کورهسفالگری که طی کاوش‌های باستان شناختی در شهر بلقیس در سال ۱۳۸۷ توسط باستان شناسان کشف گردید.

یکی از مهمترین نتایج سومین فصل کاوش در شارستان شهر بلقیس کشف یک کوره سفالگری متعلق به نیمه دوم قرن ششم هـ. ق است که دارای بخش‌های مختلفی چون، آتشدان در بخش تحتانی، تاقچه‌ها به منظور گذاشتن سفال، سکوی پخت به منظور آماده‌سازی و چیدن سفال برای پخت و گنبد که بر روی تمامی این سازه‌های ایجاد می‌گردیده است. این کوره سفالگری اولین کوره سفالپزی به دست آمده از شهر تاریخی بلقیس و محدوده خراسان شمالی است که از آن به منظور پخت سفال‌های لعاب دار با لعاب فیروزه‌ای مورد استفاده قرار می‌گرفته است.[۴۴] در کوره سفالپزی شهر بلقیس تاقچه‌های ایجاد شده در قسمت پائینی کوره به منظور پخت سفال ایجاد نشده‌اند بلکه همان‌طور که کامبخش فرد در گزارش کاوش کوره‌های سفالپزی نیشابور نیز ذکر کرده است این تاقچه‌ها به منظور انتقال حرارت به بخش‌های بیرونی اتاق پخت و قسمت بالایی کوره بوده که در برخی از کوره‌ها که دارای دو جداره بوده‌اند این اتفاق رخ داده است در نیشابور این سوراخ‌ها پنج یا شش عدد می‌باشد.

آب انبار[ویرایش]

این عکس مربوط به ورودی و پلکان آب انبار شهر بلقیس اسفراین است
این عکس مربوط به مخزن آب انبار شهر بلقیس اسفراین است که توسط تیم باستان‌شناسی در سال ۱۳۹۱ از زیر خاک بیرون آورده شد.
نمای از آب انبار مکشوفه از شهر بلقیس اسفراین ۱۳۹۲

هنگام پیگردی جهت روشن کردن وضعیت پی و مصالح به کار رفته درساختار دیوار شارستان شهر بلقیس برای مرمت اضطرای در سال ۱۳۹۰ در ضلع جنوبی شارستان شهر بخش کوچکی از یک سازه آجری شامل سردر ورودی و تعدادی پله کشف گردید که احتمال می‌رفت این سازه بقایای یک آب انبار است طی کاوش فصل پنجم شهر تاریخی بلقیس جهت روشن شدن وضعیت این ساختار یک ترانشه در ادامه سازه‌های قبل ایجاد گردید که مدتی پس از کاوش منجر به نمایان شدن بخش عظیمی از مخزن گردید، این قسمت از بنا به شکل یک دایره به قطر ۲۵/۴ و عمق ۵ متر در دل زمین با شفته آهک و آجر ایجاد گردیده است و قسمت داخلی آن بدون اندود بوده و تنها درنزدیک کف سازه حدود ۱ متر دارای یک اندود نازک آهک است.[۴۵][۴۶] و[۴۷]

مقبره شیخ آذری[ویرایش]

این عکس مربوط به مقبره شیخ آذری قبل از مرمت می‌باشد
این عکس مربوط به مقبره شیخ آذری از عرفای قرن نهم هجری است که توسط تیم مرمت بازسازی گردید.

شیخ‌فخرالدین حَمزه (فرزند علی ملک) طوسی اسفراینی بیهقی متخلّص به «آذری» از مشایخ و شعرای مشهور قرن هشتم هجری است که بخشی از روزگار خود را در هند و بیشتر را در ایران سپری کرد. پدرش علی ملک (و در بعضی مآخذ: علی‌مالک، عبدالملک) از اعیان اسفراین و از رجال سربداران بیهق بود و چون به سال ۷۸۴ در اسفراین ولادت یافت و چندگاهی در طوس اقامت گزیده بود و به طوسی و اسفراینی اشتهار یافت و بدان سبب که در ماه آذر زاده شده بود خود را آذری نامید. آذری بعد از طی مراحل سلوک و پس از دومین زیارت کعبه و اقامت در مکّه و بازگشتش از آن دیار، به هندوستان رفت و ملازم سطان‌احمدشاه بهمنی گردید و عنوان ملک‌الشعرائی او را یافت و وی را مدح گفت و به دستور آن شهریار نظم بهمن‌نامه را آغاز کرد و هنگام تقدیم نسخهٔ ناتمام آن به احمدشاه اجازه بازگشت به وطن خود را خواست امّا مقبول نیفتاد تا آنکه بعد از چندی به وساطت شاهزاده علاءالدین پسر احمد شاه اجازه مراجعت یافت به شرط آنکه نظم بهمن‌نامه را در خراسان دنبل کند و البته آذری وعدهٔ خود را به انجام رسانید. وفاتش در هشتاد و دو سالگی به سال ۸۶۶ در اسفراین اتفاق افتاد و در همان‌جا به خاک سپرده شد و آرامگاهش هنوز زیارتگاه مردم است.

توصیف بقعه شیخ آذری: بقعه حمزةبن علی ملک آذری از بناهایی است که در محدوده شهر تاریخی بلقیس اسفراین قرار گرفته و با شماره ۴۴۹۷ به عنوان بخشی از مجموعه شهر تاریخی بلقیس اسفراین در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. این بنا از دو فضای معماری در ابعاد متفاوت تشکیل شده که بخش جنوبی بنا به عنوان نمازخانه مطرح است و بخش شمالی آن مدفن و آرامگاه شیخ شناخته می‌شود. این بنا باتوجه به تخریب‌های که صورت گرفته در سال ۱۳۹۰ از سوی پایگاه شهر بلقیس مورد مرمت و بازسازی قرار گرفت

گورستان شهر[ویرایش]

تنها منبعی که تاکنون دردسترس بوده و مورد مطالعه قرارگرفته و به محل گورستان اشاره می‌کند کتاب «وفیات الاعیان» نوشته ابن خلکان به سال (۶۰۸–۶۸۱ ه‍. ق) است که متن عربی آن به شرح ذیل می‌باشد: «… وقال حمزة بن یوسف السهمی: روی بجرجان سنة اثنتین وتسعین ومائتین. قال الحافظ أبو القاسم ابن عساکر: حدثنی الشیخ الصالح الأصیل أبو عبدالله محمد بن محمد بن عمر بن الصفار الإسفراینی قال: قبر أبی عوانة بإسفرایین مزار العالم، ومتبرک الخلق، وبجنب قبره قبر الراویة عنه أبی نعیم عبد الملک بن الحسن الأزهری الإسفراینی فی مشهد واحد داخل المدینة، علی یسار الداخل من باب نیسابور من إسفرایین، وقریب من مشهده الإمام الأستاذ أبی إسحاق الإسفراینی علی الیمین الداخل من باب نیسابور، وبجنب قبره قبر الأستاذ أبی منصور البغدادی الإمام الفقیه المتکلم صاحبه، الصاحب بالجنب حیاً ومیتاً، المتظاهرین لنصرة الدین بالحجج والبراهین. سمعت جدی الإمام عمر بن الصفار رحمه الله تعالی، ونظر إلی القبور حول قبر الإمام الأستاذ أبی إسحاق، وأشار إلی المشهد وخارج المشهد وقال: قد قیل هاهنا من الأئمة والفقهاء علی مذهب الإمام الشافعی، رضی الله عنه، أربعون إماماً، کل واحد منهم لو تصرف فی المذهب وافتی برأیه واجتهاده - یعنی علی مذهب الشافعی - لکان حقیقاً بذلک، والعوام یتقربون إلی مشهد الإستاذ أبی إسحاق أکثر مما یتقربون إلی أبی عوانة، وهم لا یعرفون قدر هذا الإمام الکبیر المحدث أبی عوانة لبعد العهد بوفاته، وقرب العهد بوفاة الأستاذ أبی إسحاق، وأبو عوانة هو الذی أظهر لهم الإمام الشافعی رضی الله عنه بإسفرایین»(ابن خلکان، وفایات الاعیان، ج۶: ۳۹۴). بنا به گفته ابن خلکان قبر ابوعوانه درداخل شهراسفراین درسمت چپ دروازه نیشابور است که در کناراو قبر ابی نعیم عبدالملک ابن الحسن الازهری اسفراینی قراردارد و قبر ابی اسحاق الاسفراینی درسمت راست دروازه نیشابور است که درکنار او هم قبر استاد ابی منصور بغدادی امام االفقیه و متکلم است ودر این قسمت چهل نفر از فقها و متکلمین مذهب شافعی در آن مدفون هستند. یافته‌های باستان‌شناسی هم به وجود گورستان که درمنبع تاریخی فوق به آن اشاره شد را مورد تأیید قرارمی دهد که امروزه درخارج ازحصارضلع شرقی قراردارد و مساحتی بالغ بر۱۰ هکتاررا دربرگرفته وتدفینهای ادوار مختلف اسلامی درآن وجود دارد (وحدتی، ۱۳۸۶: ۲۹۲)

گچبری‌های مکشوفه[ویرایش]

نمونه گچبری‌های مکشوفه از شهر بلقیس مربوط به دوره احتمالاً ایلخانی

هنر گچ‌بری یکی از هنرهای وابسته به معماری است که در هر منطقه و هر دوره زمانی، شکل و شیوه مخصوص به خود را داشته است. همان‌طور که از نام این هنر پیداست، مصالح اصلی بکار رفته در این هنر گچ می‌باشد. در ایران نیز گچ‌بری در دوره‌های مختلف تاریخی همراه با تفاوت‌هایی بوده است. گچ به دلیل داشتن خاصیت شکل‌پذیری، چسبندگی، رنگ مطلوب، کاربرد آسان، فراوانی و ارزانی کاربرد زیادی در هنرهای تزئینی دارد. طی چند فصل حفاری در شهر بلقیس تنها نقطه‌ای که گچبری‌های بینظیر کشف گردید بخش شارستان محدوده معروف به تپه منار است. این محل طبق اشارات متون تاریخی و سفرنامه نویسان خارجی و گفتار مردم محلی مسجد جامع شهر تاریخی اسفراین بوده است. وطبق یافته‌های باستان‌شناسی در این محل چند دوره استقراری از صدر اسلام – صفویه مشاهده گردیده است. آثار گچبری بدست آمده هم درست در روی ساختار قرون سوم وچهارم از داخل دو فضای صحن دار که به نظر باستان شناسان احتمالاً متعلق به دوره ایلخانی است از بین آوارها کشف گردید.

هنر سفالگری در شهر اسفراین[ویرایش]

شهر تاریخی اسفراین معروف به «شهر بلقیس» یکی از شهرهای مهم و با شکوه دوران اسلامی است که در بین راه جرجان و نیشابور واقع شده است. طی چند سال اخیر کاوش‌های مستمری توسط باستان شناسان جهت شناساندن این محوطه دوره اسلامی صورت گرفته که بسیاری از زوایای تاریک شهری و هنری این شهر را روشن و اطلاعات ذیقیمتی را فراروی محققان، پژوهشگران و تاریخ نگاران قرار داده است. یکی از مهمترین این دستاوردها که هم در زندگی روزمره ساکنان آن زمان نقش مهم داشته و از طرفی هنر آن زمان را به نمایش می‌گذرد ظروف سفالی است.

سفالینه‌های قرون دوم - چهارم (ه‍. ق)(سفال سامانی)[ویرایش]

سفالینه‌های قرون پنجم - ششم (ه‍. ق)(سفال سلجوقی)[ویرایش]

سفالینه‌های قرون هفتم - هشتم (ه‍. ق) (ایلخانی)[ویرایش]

سفالینه‌های قرون دهم - دوازدهم (ه‍. ق)(صفویه)[ویرایش]

هنرکاشی کاری[ویرایش]

کاشی به قطعه سنگی مصنوعی گفته می‌شود که طول و عرض آن مختلف بوده و ضخامت آن چند میلیمتر است و یک روی آن دارای سطحی شیشه‌ای بوده و کاملاّ صاف و صیقلی می‌باشد. کاشی محصولات سفالین و سرامیکی است که در ساختمان کاربرد و اهمیت ویژه‌ای دارد، مانند حمام‌ها، توالت‌ها، آشپزخانه‌ها و آب ریزگاه‌های عمومی و غیره. کاشی برای تزئینات داخل و خارج ساختمان و همچنین برای بهداشت و عایق رطوبت به کار می‌رود. طی کاوش‌های باستان‌شناسی در شهر تاریخی اسفراین آثار زیادی از قطعات کاشی بدست آمده که نشان می‌دهد هنر کاشی‌کاری دراین شهر در زمان حیات از شکوفایی و رونق بالایی برخوردار بوده است و اصولاً از این هنر در بناهای شاخص استفاده می‌شده است. کاشیها ی پیدا شده در طی چند فصل کاوش از شهر بلقیس را با توجه به نوع لعاب و روش تزیین می‌توان به سه نوع تقسیم کرد: نوع اول ـ کاشی‌هایی که به آن زرین فام می‌گویند. این نوع کاشی یکی از انواع فاخر کاشی لخت محسوب می‌گردد. لعاب این نوع کاشی‌ها با استفاده از لاجورد، شنگرف، نقره، طلا و مس و روی تهیه می‌شد. این کاشی ابتدا در قرن پنجم ه‍.ق ساخته شد و کاربرد آن در دوره فرمانروایی ایلخانان به اوج رسید (بزرگمهری و خدادادی، ۱۳۹۲ :۱۱۰). طی کاوش‌های باستان شناختی، از این نوع کاشی در داخل و ورودی ضلع شمالی ارگ یافت گردید که نقش روی آنها اغلب تصاویر هندسی و گیاهی و مزین به اشعار فارسی به خط نسخ می‌باشد. نوع دوم: عبارت است از کاشی‌های بزرگ ازجنس خمیر شیشه مزین به خط ثلث برجسته که سطح آن را لعاب فیروزه‌ای داده‌اند. این نوع کاشی هم طی کاوش باستان شناختی از ورودی و داخل ارگ بدست آمده است. نوع سوم: عبارت است از کاشی‌های ساده با لعاب یکرنگ (لاجوردی سفید ـ فیروزه‌ای) و با اشکال و اندازه‌های مختلف (مربع ـ مثلث شش ضلعی …)می‌باشد، پراکندگی این نوع کاشی بیشتر دربخش شارستان قابل مشاهده می‌باشد.

هنر موزاییک سازی[ویرایش]

در کاوش باستان شناختی در داخل مجموعه شهر بلقیس علاوه بر سفال، یک قطعه موزائیک سفالی مربع شکل به ابعاد ۹×۹سانتی‌متر پیدا شد. روی این موزاییک با نقوش برجسته قالبی تزیین شده و پشت آن برای درگیر شدن با ملات شیارملایمی ایجاد شده است. خمیره این موزاییک نخودی است وسطح آن را پوشش گلی رقیق نخودی رنگی پوشانده است. نقش قالبی روی این قطعه متشکل است از دو تاقنما با قوس هلالی متصل به هم که داخل هرکدام نقش یک نخلک تزئینی (پالمت) دیده می‌شود. پایه هر دو قوس بر روی یک ستون مشترک قرار دارد که سرستون بالشتکی آن نیز نشان داده شده است. نیمی از یک ستون که در سمت راست موزاییک دیده می‌شود وپایه یکی از قوس‌ها بر روی آن قرار گرفته نشان می‌دهد این نقش به صورت پی در پی در ردیفی از موزاییک‌های مشابه تکرار می‌شده و احتمالاً زمانی به عنوان یک عنصر تزئینی بر روی دیوار یک سازه نصب بوده است. نقشمایه روی این قطعه موزائیک بی درنگ آرایه‌های معماری دوره ساسانی را به ذهن می‌آورد (وحدتی، ۱۳۸۹: ۱۳۶). به واقع تاقنماهایی که از ستون‌ها و قوس‌های هلالی متصل به یکدیگر تشکیل شده نه تنها درگچبری‌ها و نمای خارجی کاخ‌های ساسانی فیروز آباد، بیشاپور و تاق کسری متداول بوده (تقی‌نژاد دیلمی، ۱۳۶۳: ۱۳۴و۱۴۳)؛ گریشمن، ۱۳۶۴: ۳۹۴) بلکه تصاویر آنها بر روی ظروف نقره‌ای این دوره (دیمز ۲۰۰۱: ۱۴۶، تصاویر ۱۹–۲۱۸) نیز نقش شده و در سده‌های بعد بسیاری از بناهای سده‌ها ی آغازین دوره اسلامی از جمله قصرها و اردوگاه‌های حکمرانان عیاش اموی همچنین خربه المفجر و قصر اخیدر (هوگ ۱۳۶۸، شکل‌های ۲۷–۱۷) و برخی از کلیساهای باخترزمین از آنها الگوبرداری کرده‌اند (گیرشمن ۱۳۶۴: ۴۰۳). به عنوان مثال درگچبری‌ها و موزاییک کاری‌های کلیسای ژرمنی دپره در نزدیکی اُرلئان درسده‌های ۴–۳ه‍.ق تاقنماهایی با قوس‌های هلالی متصل به هم ایجاد شده است که در داخل هر تاقنما نقش یک نخلک تزئینی دیده می‌شود (تقوی نژاد دیلمی، ۱۳۶۳: ۱۳۲). این مورد اخیر از هر نظر با نقش قالبی روی موزاییک سفالی شهر بلقیس- که احتمالاً مربوط به سده‌های ۵–۴ ه‍.ق است- شباهت دارد.

هنرفلزگری[ویرایش]

مشربه ساخته شده توسط هنرمند اسفراینی در دوره سلجوقی که گواه بر رونق

در دین اسلام، محدودیتهایی برای استفاده از طلا در ساخت ظروف مطرح شده، پس طبیعی بود که پس از اسلام شیوهٔ ساسانی فلزکاری ظروف سیمین و زرین دیگر منسوخ گردد و به جای آن آلیاژهای مختلف مس، روی و قلع و غیره رایج شود؛ ولی طرحهای ظروف فلز باقیمانده تا قرنهای ۳و۴ هجری شباهت بسیاری به آثار ساسانی دارد. این شباهت به حدی است که گاه بیننده را در اولین نظر، دچار اشتباه می‌کند. اما با دقت در آثار عصر اسلامی می‌بینیم که استفاده از خط در فلزکاری این شبهه را برطرف می‌کند. رعایت زیبایی و ظرافت در فلزکاری قرنهای اولیه هجری در مورد تمام آثار دیده نمی‌شود. بلکه «آثاری دیده می‌شود که اهمیت بیشتری در زندگی روزمره داشته‌اند، مثل سینی و آبخوری و غیره شیوه‌های ساده فلزکاری در قرنهای اولیه هجری تا عهد سلجوقی ادامه می‌یابد. اما ازاین عهد به بعد آثار فلزی با ارزشی بدست آمده است. این آثار به مراتب ظریفتر و زیباترند، مشبک کاری روی فلز در این عهد مورد توجه هنرمندان فلز کار قرار می‌گیرد که بیش از آن رایج بوده است. در این عهد شیوه‌هایی جدید در فلزکاری بوجود می‌آید. از آن جمله کار گذاشتن فلزهایی مثل مس و نقره در زمینه آلیاژهای فلزهای دیگر است. این شیوه از فلزکاری به این ترتیب انجام می‌شده که خط‌های حواشی طرحهای مورد نظر را خالی می‌گذاشتند و سپس با مفتولی از مس یا نقره این فضای خالی را با چکش کاری پر می‌کردند. این شیوه در فلزکاری به «مس کوب» و «نقره کوب» معروف است. با توجه به کاوشهای صورت گرفته در شهر بلقیس اسفراین می‌توان اذهان نمود، ساکنان شهر اسفراین در دوران اسلامی بویژه سلجوقی و ایلخانیان از لحاظ صنعت فلزگری از سطح دانش و فن آوری بالائی بهره مندبوده‌اند. با دانش ذوب فلزاتی همچون مس، آهن، نقره و مفرغ آشنا بوده و کانی مس را از کانسارهای همجوار احتمالاً ازکوه‌های پشت بره در جنوب روستای اردین که در این بخش از دیربازمحل استخراج روباز مس و ذوب آن در همان مکان انجام می‌شده استخراج و مس را از آن استحصال نموده و نهایتاً با آن ابزار و اشیاء فلزی می‌ساختند. وجود ظروف فلزی با امضای استادان اسفراینی که متأسفانه اکثریت آنها در مجموعه‌ها وگالری‌های بیگانه راه یافته‌اند (اتینگهاوزن و گرابر، ۱۳۷۸: ۵۱۰)، از جمله یک مشربه مفرغی ترصیع شده با مس و نقره به امضای استادعلی بن … اسفراینی که در مجموعه پیتل نگهداری می‌شود (هاراری، ۱۹۳۹، ۲۵۲۷، لوح ۱۳۰۹) و به سده ششم هجری تاریخگذاری شده حاکی از شکوفایی صنعت فلزگری در اسفراین در اواخر دوره سلجوقی است (وحدتی، ۱۳۸۹: ۳۷). امروزه طی بررسی‌ها و کاوش باستان شناختی آثار مفرغی و آهنی و… فراوانی از دوره‌های مختلف بدست آمده است که موید فعال بودن کارگاه‌های فلزگری در این شهر بوده که بیشترین این کارگاه‌ها در بخش شارستان و درمحدوده تپه منار متمرکز بوده است. آثار بدست آمده شامل ابزار مفتولی نوک گرد و نوک پهن و سلاحهای آهنی و مفرغی همچون تبر، سر پیکان و سایر اشیاء همچون سکه، آینه‌های گرد ودسته دار، مهره، زنگوله، میخ در و … است

سکه[ویرایش]

شهر تاریخی اسفراین یکی از شهرهای است که تا حمله مغول تابعیت نیشابور داشته و تا این زمان هیچگونه سکه‌ای کشف نگردیده که ضرب اسفراین بوده باشد برای اولین با از زمان ایلخانان است که این شهر مستقل و دارای ضرب مسکوکات می‌باشد.[۵] که تعدادی از این سکه‌ها طی کاوش‌های باستان‌شناسی کشف گردیده و قابل توجهی هم که غیرمجاز یا مجازبدست آمده در موزه‌های داخلی و خارجی نگهداری می‌شود؛ که می‌توان نام حاکم، محل و سال ضرب را بر آنها خواند؛ و اکثر این سکه‌ها مربوط به دوره ایلخانان مغول تعلق دارد و تعدادی از آنها هم متعلق به قرون سوم و چهارم قمری تاریخگذاری شده است که ضرب اسفراین نبوده فقط جنبه تجارتی داشته است.[۴۸]

این سکه مربوط به زمان فرمانروای قاان العادل از حاکمان ایلخانی است که در شهر اسفراین ضرب گردیده است.
این سکه متعلق به ارغون از پادشاهان ایلخانی است که در شهر تاریخی اسفراین که امروزه معروف به شهر بلقیس می‌باشد ضرب گردیده است.

[۵]

این سکه متعلق به زمان ارغون و غازان ضرب اسفراین می‌باشد

هنرنساجی[ویرایش]

قدیمی‌ترین مدرک مربوط به چاپ پارچه را از نقش دیواره‌های مقابر مصری مربوط به دو هزار و صد سال ق. م بدست آورده‌اند و کهن‌ترین نشانه‌های موجود که از ساختن قالبهای شبیه قالبهای قلمکار حکایت دارد نیز در همین زمان با پارچه‌های بازیافته از قبور «سکاها» مکشوفه در سرزمین مصر است. قدیمی‌ترین قالبهای تراشیده شده از سنگ همراه با آثار سفالی سده‌های چهارم و پنجم میلادی در حفاریهای نیشابور بدست آمده‌اند که در فواصل نقوش آن آثار باقی مانده از پشم به چشم می‌خورد. ایجاد طرح و نقش رنگی به وسیله باسمه و یا قالب روی پارچه در سده چهارم پ. م در هند به وجود آمد. در کارنامه‌ها و اسناد چینی نوشته شده که از سال ۱۴۰ پ. م این نوع پارچه از هند به چین وارد شد. این شیوه سپس به اروپا رفت ولی روش آن با شرق متفاوت بود؛ چنان‌که در اروپا مواد رنگی را با نوعی چسب مخصوص آمیخته و به پارچه منتقل می‌کردند. این ماده به پارچه نفوذ نمی‌کرد و فقط روی آن ایجاد نقش می‌کرد. اما در شرق نقاشی روی پارچه به وسیله قالب انجام می‌شد و بنابراین تارو پود پارچه را رنگ می‌کرد.[۴۹] یکی از شیوه‌هایی که در دوره سلجوقی جهت تزیین پارچه استفاده می‌شد، نقاشی روی پارچه بود. علیرغم عقیده عده‌ای که معتقدند نقاشی روی پارچه پس از حمله مغول و به دلیل ورود کالاهای چینی از جمله پارچه‌های نقاشی شده چینی به ایران رایج شد،[۵۰] ولی نقاشی به وسیله قالب و مهر بر روی پارچه گویا قبل از حمله مغول، در دوره سلجوقی مرسوم بوده است. درکتاب جوامع احکام النجوم که راجع به صنایع و حرف و آداب و رسوم اشاراتی داردآمده است: «اگر زهره و مریخ در مکان عمل بود، مولود رنگرز بود که کرباس مهر کند» و می‌توان چنین استنباط کرد که شیوه کار به صورت تهیه پارچه‌های قلمکار بوده است[۵۱] به طور کلی قلمکاری و نقاشی روی پارچه از دوره مغولها در ایران مرسوم و متداول گشته است، بدین دلیل که در دوره فوق به علت حمایت و پشتیبانی خوانین مغولی پارچه‌های منقوش چینی در بازارهای ایران فروش فوق‌العاده‌ای پیدا کرده بود؛ و ایرانیها نیز جهت رقابت با چینی‌ها و همچنین به منظور جلب نظر خوانین مذکور دست به ابتکاراتی زدند که از آن جمله ابداع نقاشی روی پارچه یا به اصطلاح اختراع پارچه‌های قلمکار است، سپس در دوره صفویه این هنر گسترش بیشتری پیدا کرد و یا به عبارت دیگر دوره صفوی اوج ترقی این رشتة هنری بود و به تدریج در دوره‌های بعدی کارگاه‌های متعدد پارچه‌های قلمکار یکی پس از دیگری تعطیل گردید. طی کاوش‌های باستان‌شناسی در ضلع شمالی ارگ شهربلقیس یک عدد شی سفالی از جنس گل پخته به رنگ نخودی کشف گردید که متأسفانه این قالب در زمان کشف به دلیل فشار و عوامل جوی شکسته شده بود که وصالی گردید. این قالب به ابعاد ۱۲×۸ سانتی‌متر می باشدکه در قسمت پشت قالب یک برجستگی جهت گرفتن قالب تعبیه شده است. درسطح این قالب نقوش اسلیمی حک شده است.[۵۲] با توجه به شکل و نقوش می‌توان گفت احتمالاً این شی یک قالب سفالی بوده که ساکنین شهر تاریخی بلقیس از آن برای نقش اندازی پارچه‌های قلمکار استفاده می‌کردند. این قالب با توجه به تکنیک ساخت و همجواری با مواد مربوط به سده‌های ۸–۶ ه‍.ق به دوره سلجوقی- ایلخانی تاریخگذاری می‌شود.

مشاهیر و رجال سیاسی و مذهبی اسفراین[ویرایش]

شهر تاریخی اسفراین یکی از شهرهای بوده که بسیاری از دانشمندان، مشاهیر، رجال سیاسی را به این شهر نسبت داده‌اند که معروفترین آنها به شرح ذیل می‌باشد:

ابو عوانه: از حفاظ و عالم علم حدیث

ابوحامِدِ اِسْفَرایِنی، احمد بن محمد بن احمد(۳۲۴–۴۰۶ق/۹۵۵–۱۰۱۶م)، فقیه بزرگ شافعی.[۵۳]

ابو اسحاق ابراهیم اسفراینی: مشایخ فقهاء شافیه و استاد کلام

حمویه بن علی: امرای بزرگ سامانیان

ابوالعباس فضل بن احمد اسفراینی: وزیر سبکتکین و سلطان محمود

ابن معتمد: واعظ و صوفی و متکلم

آذری طوسی اسفراینی: از شاعران نامی قرن نهم هجری

همایون اسفراینی: از شاعران اواخر قرن نهم هجری

عصام‌الدین اسفراینی: از فضلای حنفی مذهب و اشعری مسلک بوده است.

بقایی اسفراینی: وی به روش مولانا شعر می‌گفته و طبعی شوخ داشته است.

تأسیس پایگاه شهر بلقیس[ویرایش]

انجام مطالعات و کاوش‌های باستان شناختی منجر به معرفی شهر بلقیس و تبیین اهمیت‌های فرهنگی آن شده، این امر وتلاش مسئولان میراث فرهنگی باعث تأسیس پایگاه میراث فرهنگی شهر بلقیس در سال ۱۳۸۸ شد. از این زمان، پایگاه شهر بلقیس به موازات کاوش‌های باستان شناختی، به انجام فعالیت‌های مرمتی در بخش‌های مختلف شهر بویژه مرمت ارگ و نیز مقبره شیخ آذری پرداخته و برنامه‌های گسترده‌ای برای شناسایی و معرفی این میراث ارزشمند باستانی در دستورکار دارد.[۵۴] و مدیریت این پایگاه از زمان تأسیس تاکنون برعهده مهندس علیرضا نجفی بوده و ایشان جهت باز سازی و اخذ مجوز جهت کاوش‌های باستان شناختی تلاش فراوانی کرده است.

بازدیدکنندگان از شهر بلقیس[ویرایش]

بازدید از شهر تاریخی اسفراین معروف به شهر بلقیس ۱۳۹۱
نمای از برج جنوب شرقی ارگ تاریخی اسفراین معروف به شهر بلقیس ۱۳۹۲

.

کتابهای منتشر شده در مورد اسفراین[ویرایش]

کتاب معرفی و شناسایی سکه‌های ضرب اسفراین

معرفی و شناسایی سکه‌های ضرب اسفراین[ویرایش]

اسفراین از دوره ایلخانی یکی از مراکز مهم ضرب سکه در خطهٔ حراسان بزرگ مطرح بوده و ضرب نام «اسفراین» بر روی این سکه‌ها، نشان از اهمیت و اعتبار این منطقهٔ دردوره ایلخانی است. کتاب حاضر، به منظور آگاه‌کردن مخاطب از سکه‌های مضروب در این شهر کهن، از آغاز دورهٔ ایلخانیان تا پایان حکومت صفویه است. دراین کتاب علاوه بر موارد ذکر شده منبع خوبی برای آگاهی از موزه‌های است که این سکه‌ها در آنجا نگهداری می‌شوند تا محققان بتوانند از نزدیک این اشیا راببیند و در مورد آن به تحققیق بپردازند "[۵۵]

پژوهش‌های باستان شناختی در شهر بلقیس (اسفراین کهن)[ویرایش]

بن مایه این کتاب برمبنای بررسی‌های هدفمند باستان شناختی در سالهای ۱۳۸۵ و ۱۳۸۷ در شهرستان اسفراین و نتایج هفت فصل کاوش‌های باستان شناختی و مرمتی در سالهای ۱۳۸۶تا ۱۳۹۴ در شهر تاریخی بلقیس است. کتاب حاضر ۶ فصل دارد که عبارتند از: فصل اول: به جغرافیای طبیعی و انسانی شهرستان پرداخته و مطالب آن برگرفته از کتب جغرافیای منتشر شده در مورد شهرستان و درمواردی برگرفته از متون تاریخی و بررسی‌های باستان شناختی در منطقه است. فصل دوم: مربوط به تاریخ سیاسی اسفراین در دوران اسلامی است و مطالب آن از متون تاریخی و جغرافیایی گرفته شده و بر مدارک باستان شناختی و سکه شناسی متکی است. فصل سوم: مربوط به موقعیت اسفراین بر سر راه تجاری شرق به غرب، بویژه راهی که جرجان را به نیشابور پیوند می‌داد و از اسفراین می‌گذشت و نقش مهمی در رونق اقصادی و شکوفایی فرهنگی آن داشت می‌پردازد. در این بخش تمام منزلگاه‌ها که از جرجان به اسفراین و از آنجا به نیشابور منتهی می‌شده ودر متون تاریخی و جغرافیایی به ذکر آنها اشاره شده، پرداخته شده سپس به مکان یابی این منزلگاه‌ها طبق بررسی‌های باستان شناختی در منطقه اتکا شده است. فصل چهارم: مربوط به وجه تسمیه شهر تاریخی اسفراین و معرفی مختصر از تاریخچه و آثار موجود درمجموعه می‌باشد. مطالب این بخش با استناد به متون تاریخی وسکه شناسی و یافته‌های باستان شناختی است. فصل پنجم: این فصل مربوط به تشکیلات ساختارمعماری مجموعه (ارگ، شارستان و ربض) می‌باشد. مطالب این بخش به این صورت تدوین گردیده که ابتدا جهت درک و آشنایی بهتر در مورد هر ساختار به یک پیشینه وتعریفی کلی از آن پرداخته شده وسپس به ریشه یابی ساختاراین مجموعه در متون تاریخی و جغرافیایی و اسناد محلی و سفرنامه‌ها و در نهایت به توصیف این آثار طبق یافته‌های باستان شناختی و معماری درمجموعه پرداخته شده است. فصل ششم: این فصل به هنرها و حرف موجود در شهر تاریخی بلقیس پرداخته است. در این فصل ابتدا توضیح مختصری در مورد پیشینه هر هنر و یا حرفه داده شده است وسپس به توصیف وتوضیح آثار بدست آمده طی کاوش‌های علمی باستان‌شناسی که طی چند فصل در مجموعه صورت گرفته پرداخته شده است که بخش اعظمی از این آثار در موزه مرکزی استان نگهداری می‌شود و یا در موزه‌ها و کلکسیونهای خارجی و ایرانی قراردارندکه برای تحقیق به آنها اتکا شده است.

گفتاوردها[ویرایش]

«.... این قلعه‌ای که نزدیک اسفراین است می گویندشبیه قلعه بم است. آن بنای ارگ معروف بم که از خارج می‌آمدند برای بازدید آن. اینجا چرا کسی نمی‌آید؟ چرا معرفی نشده است؟ چرا نمی‌شناسند؟ درحالی که اینجا در دسترس تر است… اینجا درمعرض عبور و مرورکاروانهای زیارتی است. مردم دارند می‌روند. می‌آیند. دررفتن، برگشتن یک روز، نه همه این مسافرین، بعضی از اینها توی این شهر بمانند و بروند از مراکز طبیعی اینجا، از همین مراکز تاریخی اینجا بازدید کنند شماببینید چه تحولی درکسب و کار و زندگی اینجا بوجود خواهد آمد؛ بنابراین اینهم یک اولویت است.» بیانات رهبر معظم انقلاب در ۲۵ مهر ۱۳۹۱

نگارخانه[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ «شهر تاریخی بلقیس، ایرانگردی تیشینه». 
  2. «اداره کل میراث فرهنگی خراسان شمالی، شهرستان اسفراین». 
  3. «آشنایی با شهر تاریخی بلقیس اسفراین، خبرگزاری مهر». 
  4. نیک گفتار، احمد، بررسی باستان شناختی پهنه فرهنگی شهر تاریخی اسفراین، ۱۳۸۷، ص ۳۵۶
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ نیک گفتار، احمد، محمد حسن بهنامفر، معرفی و شناسایی سکه‌های ضرب شده در شهر اسفراین، انتشارات راهیان سبز ،۱۳۸۷.
  6. ییت، ۱۳۶۵: ۳۵۶.
  7. Sykes, 1911: 1-19
  8. ییت، ۱۳۶۵: ۳۵۶
  9. ابن رسته اصفهانی، ۱۳۶۵، ص ۲۰۰
  10. بلاذری، ۱۵۹،۱۳۶۴:
  11. فسنقری، غلامرضا و احمد شاهد، ۱۳۸۱، ص ۸۹
  12. ناشناخته، ۱۳۷۲؛ ص ۲۹۳
  13. مقدسی، ۱۳۶۱، ص ۵۶۶
  14. نیک گفتار، احمد، بررسی باستان شناختی پهنه فرهنگی شهر تاریخی اسفراین، ۱۳۸۷، ص۳۴
  15. نسوی، 1344: 131
  16. جوینی، 1329: 115
  17. میر خواند، 1339: 845
  18. بناکتی، 1348:
  19. توحیدی، 1374: 104-105
  20. سر فراز و آور زمانی، 1383: 217
  21. نیک گفتار و بهنامفر، 1387: 27- 4
  22. همان: 41- 117
  23. فسنقری، 1374: 106
  24. توحدی، کلیم‌الله، ۱۳۷۴، ص ۱۰۸
  25. شامی، نظام الدین، ۱۳۶۳، ص ۸۵؛ نیک گفتار، احمد، ۱۳۸۷، ص ۴۷
  26. اشمیت، اریک، پرفراز بر فراز شهرهای باستانی ایران، ص ۱۳۹–۱۴۰
  27. (وحدتی، ۱۳۸۶: ۱۹)
  28. وحدتی، 1389،74
  29. وحدتی و نیک گفتار، 1388،1-50).
  30. https://www.academia.edu/5154480/نتایج_فصل_پنجم_کاوش_در_شهر_بلقیس_اسفراین_1391
  31. فرجامی و ستوده،1389 ،695-703
  32. فرجامی و نیک گفتار، 1390،290-544؛ فرجامی، 1390،395.
  33. نیک گفتار،1391 ،93-440؛
  34. نیک گفتار،1392 ،416
  35. نیک گفتار،1393 ،93-300؛
  36. http://www.chaharah.com/News/21999390/فصل-هفتم-کاوش-در-ارگ-و-شارستان-شهر-بلقیس-شروع-شد
  37. http://www.richt.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&CategoryID=2e4d9385-ea56-42aa-a37f-b8fbadf7ee83&WebPartID=22ad5e05-de31-4999-babe-9bc115407793&ID=d0f224d1-0218-4a01-a4f7-3aec6d0df170
  38. علی‌اکبر وحدتی و احمد نیک گفتار، گزارش فصل دوم کاوش در شهر تاریخی بلقیس اسفراین، آرشیو پایگاه شهر بلقیس، ۱۳۸۸
  39. نیک گفتار، احمد، بررسی باستان شناختی پهنه فرهنگی شهر اسفراین، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، (منتشر تشده):۱۳۸۷
  40. نیک گفتار، احمد، (1393)؛ گزارش کاوش فصل ششم شهر تاریخی بلقیس اسفراین، گزارش منتشرنشده. آرشیو پایگاه شهر تاریخی بلقیس اسفراین.
  41. 38 نیک گفتار، احمد، (1394)؛ گزارش کاوش فصل هفتم شهر تاریخی بلقیس اسفراین، گزارش منتشرنشده. آرشیو پایگاه شهر تاریخی بلقیس اسفراین.
  42. (یزدی، 1972: 1103-1104)
  43. نیک گفتار، احمد، بررسی باستان شناختی پهنه فرهنگی شهر اسفراین، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، (منتشر تشده)، ۱۳۸۷
  44. محمد فرجامی وآسیه ستوده، گزارش فصل سوم کاوش در شهر تاریخی بلقیس اسفراین، آرشیو پایگاه شهر بلقیس، ۱۳۸۹
  45. نیک گفتار، احمد، گزارش فصل پنجم کاوش در شهر تاریخی اسفراین، (منتشر نشده) آرشیو پایگاه شهر بلقیس، ۱۳۹۱
  46. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910509000225
  47. شهربلقیس، روزنامه خراسان شمالی، پنج شنبه ۱۸ آبانماه ۱۳۹۱، شماره ۱۱۶۰، ص ۲و۶
  48. وحدتی و نیک گفتار، 1388
  49. هانس ای، 1372: 202
  50. یاوری، 1392: 115
  51. بیهقی، 1379: 89)
  52. فرجامی و نیک گفتار، 1390: 75
  53. فقیه و محدثابن اثیر، الکامل؛ ابن اثیر، مجدالدین، جامع‌الاصول، به کوشش محمد حامد فقهی، قاهره، ۱۳۷۰ق/۱۹۵۰م؛ ابن خلکان، وفیات؛ ابن اصلاح، عثمان بن عبدالرحمن، ادب المفتی و المستفتی، به کوشش موفق عبدالله عبدالقادر، بیروت، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۶م؛ همو، مقدمة، به کوشش عائشه عبدالرحمن، قاهره، ۱۹۷۴م؛ ابو اسحاق شیرازی، ابراهیم بن علی، طبقات الفقاء، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م؛ اسنوی، عبدالرحیم، طبقات الشافعیة، به کوشش عبدالله جیوری، بغداد، ۱۳۹۰ق/۱۹۷۰م؛ خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، قاهره، ۱۳۴۹ق؛ سبکی، عبدالوهاب بن علی، طبقات الشافعیة الکبری، به کوشش عبدالفتاح محمد حلو و محمود محمد طناحی، قاهره، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۶م؛ سمعانی، عبدالکریم، الانساب، به کوشش عبدالرحمن بن یحیی، حیدر آباد دکن، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۲م؛ عبادی، محمد بن احمد، طبقات الفقهاء الشافعیة، به کوشش گوستا ویتستام، لیدن، ۱۹۶۴م؛ نووی، یحیی بن شرف، تهذیب الاسماء و اللغات، قاهره، ادارة الطباعة المنیریة.
  54. http://www.iran-newspaper.com/1391/10/20/Iran/5271/Page/20/Index.htm
  55. http://vista.ir/book/155213/شناسایی-و-معرفی-سکه‌های-ضرب-شده-در-اسفراین-(از-آغاز-ایلخانان-تا-پایان-صفویه)

منابع[ویرایش]

۱- ابن رسته اصفهانی، احمد بن عمر، الاعق النفیسه، ترجمه حسین قره چانلو، چاپ اول، تهران، انتشارات امیر کبیر: ۱۳۶۵

  • اعتماد السلطنه، محمدحسن خان، مراة البلدان، به تصحیح دکتر عبدالحسین نوائی و میر هاشم محدث، چاپ اول، انتشارات دانشگاه تهران: ۱۳۶۸
  • اعتماد السلطنه، محمدحسن خان، تاریخ منتظم ناصری (جلد سوم) به تصحیح دکتر محمد اسماعیل رضوانی ‘چاپ اول، انتشارات دنیای کتاب: ۱۳۶۷
  • بلازری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، ترجمه آذرتاش آذرنوش، چاپ دوم، تهران، انتشارات سروش: ۱۳۶۴
  • البغدادی، لصفی الدین عبدالمومن بن عبدالحق، مراصدالاطلاع، تصحیح و تعلیق: علی‌محمد البجاوی، دارالحیاء اکتب العربیه، الطبع الاولی:۱۳۷۳
  • بیک دنبلی، عبدالرزاق؛ ماثر السلطانیه، تصحیح و تحشیه؛ غلامحسین زرگری نزاد، تهران، چاپ اول، مؤسسه انتشاراتی سازمان میراث فرهنگی: ۱۳۸۳
  • بناکتی، فخرالدین ابو سلیمان، تاریخ بناکتی، ترجمه جعفر شعار، چاپ اول، تهران، سلسله انتشارات انجمن آثار ملی: ۱۳۴۸
  • توحدی؛ کلیم‌الله، اسفراین: دیروز، امروز، انتشارات واقفی، مشهد: ۱۳۷۴
  • حموی بغدادی، یاقوت، معجم البلدان، ترجمه علینقی منزوی، ج۱، بخش نخست، چاپ اول، سازمان میراث فرهنگی تهران: ۱۳۸۰
  • خافی، فصیحی، مجمل فصیحی، ج۳، تصحیح وتحقیق محسن ناحی نصرآبادی، چاپ اول، انتشارات اساطیر، تهران: ۱۳۸۶
  • خواجه رشیدالدین، تاریخ مبارک غازانی، به سعی واهتمام وتصحیح کارل یان، انگلستان، ۱۳۵۸ هجری /۱۹۴۰ میلادی
  • دمشقی، شمس الدین؛ نحبه الدهر فی عجائب البر و البحر، ترجمهٔ دکتر سید حمید طبیبیان:چاپ اول، انتشارات اساطیر چاپ اول:۱۳۵۶
  • الزمجی الاسفزاری، معین الدین محمد، روضات الجنات فی اوصاف مدینة هرات، مقدمه و حواشی به سعی و اهتمام محمد اسحاق، دانشگاه کلکته، ۱۳۸۰
  • سمعانی، عبدالکریم بن محمدبن منصور التمیمی، الا نساب، ج ۱، تصحیح وتعلیق عبدالرحمن بن یحیی المعلمی الیمانی، تحت مراقبة الدکتور محمد عبدالمعید خان، الطبعطة الاولی، بمطبعة دائرةالمعارف العثمانیة حیدر آباد دکن الهند، ۱۳۸۲ ه‍. ق/۱۹۶۲ م
  • شهاب الداین عبدالله خوافی حافظ ابرو، جغرافیای خراسان در تاریخ حافظ ابرو، تصحیح و تعلیق دکتر غلامرضا ورهام، چاپ اول، نشر اطلاعات، ۱۳۷۰،
  • قزوینی، میرزا محمد طاهر، تاریخ جهان آرای عباسی، اراک، داوری: ۱۳۲۹
  • مروی وزیر مرو، محمد کاظم، عالم آرای نادری، جلد دوم، به تصحیح و با مقدمه و حواشی محمد امین ریاحی و مقدمه میکلوخو ماکلای خاور شناس روس، ترجمه دکتر عنایت الله رضا، چاپ اول، انتشارات زوار:۱۳۶۴
  • منجم، ملاجلال، تاریخ عباسی یا روزنامه ملاجلال، بکوشش سیف‌الله وحید نیا، چاپ اول. بی جا: ۱۳۶۶
  • میرنیا، سید علی، پژوهشی در شناخت ایل‌ها و طایفه‌های عشایری خراسان، چاپ اول، مشهد، مؤسسه انتشاراتی و آموزشی نسل: ۱۳۶۹
  • نطنزی، محمودبن هدایت الله افوشنه‌ای، نقاوة الاثار، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی؛ ۱۳۷۳
  • نطنزی، معین الدین، منتخب التواریخ معینی، به اهتمام پروین استخری، چاپ اول، تهران، انتشارات اساطیر:۱۳۸۳
  • نیشابوری، الحاکم، تاریخ نیشابوری، به سعی و کوشش دکتر بهمن کریمی، چاپ اول، تهران، نشر کتابخانه ابن سینا- تهران:۱۳۳۹
  • نیک گفتار، احمد، محمد حسن بهنامفر، معرفی و شناسایی سکه‌های ضرب شده در شهر اسفراین، انتشارات راهیان سبز ،۱۳۸۷.
  • نیک گفتار، احمد، جغرافیای تاریخی ارغیان، چاپ اول، مشهد: انتشارات کیهان اندیشه، :۱۳۸۷
  • نیک گفتار، احمد، بررسی باستان شناختی پهنه فرهنگی شهر اسفراین، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، (منتشر تشده):۱۳۸۷
  • نیک گفتار، احمد، تأملی بر جغرافیای تاریخی ولایت ارغیان، فصلنامه پژوهش در تاریخ، سال اول، شماره ۲، دانشگاه تهران ۱۳۹۰
  • هوشیار، محمد مهدی، تحلیل الگوی تقسیمات کشوری شمال خراسان نمونه: شهرستان اسفراین، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت مدرس:۱۳۷۹
  • ییت، کلنل چارلزادوارد، سفرنامه سیستان و خراسان، ترجمه قدرت‌الله روشنی زعفرانلو – مهرداد رهبری، چاپ اول، انتشارات یزدان: ۱۳۶۵

28- sponer , brian, ARGHIYAN The area of Jajarm in western Khurasan , IranIII, vol II, ،۱۹۶۵

29- Sykes ,p.m. ,Geographical journal , vol.37,no.1.(jan. ,۱۹۱۱),