شهر بلقیس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: ۳۰°۱۱′۳۸.۲۳″ شمالی ۵۳°۱۰′۲.۰۲″ شرقی / ۳۰.۱۹۳۹۵۲۸° شمالی ۵۳.۱۶۷۲۲۷۸° شرقی / 30.1939528; 53.1672278

شهر بلقیس
ارگ شهر بلقیس اسفراین.jpg
نام شهر بلقیس
کشور  ایران
استان خراسان شمالی
شهرستان اسفراین
بخش بخش مرکزی
اطلاعات اثر
دیرینگی ساسانی- صفویه
اطلاعات ثبتی
تاریخ ثبت ملی ۲۴ شهریور ۱۳۸۰

شهر بلقیس یکی از بزرگترین بناهای خشتی و گلی ایران است که در ۳ کیلومتری جنوب غرب شهر کنونی اسفراین قرار گرفته است که بالغ بر ۱۸۰ هکتار وسعت می‌باشد که از یک مجموعه آثار شامل بقایای ارگ و خندق پیرامون آن، شارستان شامل: برج و بارو، مقبره شیخ آذری، ویرانه‌های معروف به منار تپه (مسجد جامع)، کوره سفالگری، آب انبار، بازار، کاروانسرا، بنای معروف به یخدانها و یک گورستان وسیع در نزدیک دروازه شرقی تشکیل شده است. سالم­ترین و همچنین برجسته­ترین اثری که بر بقایای شهر بلقیس برجای مانده است ارگی است که دارای 29 برج به ارتفاع حدود 11 متر است و جزو بزرگ­ترین قلعه­های باستانی ایران می باشد که دارای سازه بزرگ خشتي و چينه اي است و دارای وسعتي حدود 51 هزار مترمربع است و همچنین در اطراف ارگ يك خندق وسيع وجود دارد كه نفوذ ناپذيري قلعه را دشوارتر میساخته است[۱] از لحاظ قدمت استناد به متون تاریخی در قبل از اسلام‌آباد و شکوفا بوده و در سال ۳۱ هجری توسط مسلمانان فتح می‌شود و طبق یافته‌های باستان شناختی قدیمی ترین استقرار در این شهر تاریخی که تاکنون شناسایی شده مربوط به اواخردوره ساسانی – صدر اسلام است و زندگی در آن تا پایان دوره صفوی به طور مداوم جریان داشته است و بالاخره این شهردر اواخر دوران طهماسب دوم و ابتدای حکومت نادر یعنی در سال ۱۱۳۱ هـ. ق توسط افاغنه کاملاًویران و در هم کوبیده شد. به نحوی که جایگاه پیشین خود را از دست داد از این زمان کم‌کم اسم افسانه‌ای بلقیس بر روی خرابه‌های شهر قدیمی اسفراین گذاشته شد. به علت اهمیت ویژه باستان­شناسی، شهر کهن و تاریخی بلقیس در سال 1388 به عنوان پایگاه میراث فرهنگی مورد تصویب قرار گرفت و با شماره ثبت 4497 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.[۱] [۲] ارگ بلقیس اسفراین را دومین بنای گلی ایران پس از ارگ بم میدانند که بر اساس اصول معماری ساسانی ساخته شده است و خشت و گل مهم ترین مصالح به کار رفته در آن میباشد.[۳]

موقعیت جغرافیایی[ویرایش]

این اثر در ۳ کیلومتری جنوب غربی شهر جدید اسفراین، حاشیه شرقی روستای جوشقان- حوزه فرهنگی شمال شرق- کد GPS منطقه: َ۵۳ °۵۷ تا ۰۷َ °۵۸ طول جغرافیایی و ۳۱َ °۳۶ تا ۱۷َ °۳۷ عرض جغرافیایی- ارتفاع از سطح دریا ۱۲۰۲ متر قرار دارد.

وجه تسمیه شهر بلقیس[ویرایش]

مورخان و جغرافی دانان اسلامی از اسفندیار پسر گشتاسب به عنوان بنیان گذار این شهر نام برده‌اند. الحاکم مؤلف تاریخ نیشابور از تعلق خاطر قباد (کواذ) ساسانی به آن یاد کرده و نوشته که قباد اسفراین را «مهرجان» خطاب می کرده است. بیهقی نیز نام اسفراین را «اسپرآئین» خوانده و آن را مرکب از «اسپر» به معنای سپر و «آئین» به معنای راه و روش دانسته است. نام این شهر به صورت‌های سبراین (حدود العالم)، سفراین (تاریخ سیستان)، اسپراین (بیهقی)، اسپرایین (برهان قاطع)، و اسفرائین (ثعالبی، یتیمة الدهر، یاقوت و قزوینی) نیز آمده است. اما گویاترین و موثق ترین سند، که هیچگونه دخل و تصرفی در آن صورت نگرفته و زیر نظر حکومت مرکزی بوده و نام این شهر کهن را به مدت ۷۰۰ سال یعنی از زمان مغولان تا اواخر حکومت صفوی زنده داشته، سکه است.[۴][۵]

این سکه مربوط به زمان فرمانروای قاان العادل از حاکمان ایلخانی است که در شهر اسفراین ضرب گردیده است.
این سکه متعلق به ارغون از پادشاهان ایلخانی است که در شهر تاریخی اسفراین که امروزه معروف به شهر بلقیس می باشد ضرب گردیده است.

[۶]

این سکه متعلق به زمان ارغون و غازان ضرب اسفراین می باشد
این سکه در زمان ارغون از پادشاهان ایلخانی در اسفراین ضرب گردیده است روی سکه: خاقانو/ ارابم/ اسفراین / ارغونون /دلدک گولوک /ارغون پشت سکه: لا اله الا/ الله محمد/ رسول الله / اسفراین / حاشیه: سنه اربع ثمانین وستمائة که این سکه و سکه های دیگر که به وضوح واژه اسفراین یه دستور حکومت مرکزی در روی آن ضرب گردیده مهر تاییدی بر نام دیرینگی این شهر می باشد که بسیاری از مورخین وجغرافیدانان به دلیل عدم حضور از نزدیک و اتکا به گفته ها و نوشته ها دیگران به اشتباه گاه سبراین ، اسپرایین و....از آن یاد کرده اند

در مورد وجه تسمیه بلقیس و اسفراین بری اولین بار کلنل ییت در سفرنامه خود ازشهر بلقیس یاد کرده و می‌نویسد:‹‹... اینکه چطور نام شهر بلقیس که شنیدم به آن شهر سبا هم می¬گفتند به این محوطه اطلاق شده را نمی‌دانم. من هرگز نشنیده‌ام که بگویند ملکه سبا از خراسان آمده باشد. باوجود این، در بین ملت¬هایی که می¬شناسم ایرانیان زنده¬ترین تخیلات را دارند و حتی ممکن است این هم از خیالپردازی‌های آنها باشد.»[۷] پی ام. سایکس یکی از افسران انگلیس در سال ۱۸۹۳ از منطقه اسفراین دیدن کرده، او اولین شخصی است که از شهربلقیس نقشه برداری کرده است او نیز در مورد نامگذاری شهر بلقیس چنین می‌نویسد: «شهر بلقیس نسبتاً نام جدیدی است که همواره به شهر اسفراین داده شده است و از آن در سفرنامه‌های اعراب هیچ یاد نشده است. این مکان با یافته‌های از سفالهای قرون میانه و تعدادی سکه تولید شده شناخته شده است».[۸]اما دلیل دیگرنسبت دادن بلقیس به قلعه اسفراین که تا حدودی منطقی تر به نظر می‌رسد این است که این نام را جویندگان و قاچاقچیان عتیقه و اشیا تاریخی به دلیل گنجینه‌ها و دفینه‌های فراوانی که از این محل به دست آمده به آن داده‌اند.[۹] به نظر می‌رسد این اسم گذاری‌ها در دوره قاجار در سراسر ایران رواج داشته و نام‌هایی مانند تخت کیکاووس، تخت سلیمان ، شهر دقیانوس، نقش رستم و... نمونه‌ای از این نام گذاری‌ها می‌باشد.

تاریخچه[ویرایش]

  • Senmurv.svg امپراتوری ساسانیان: در عهد ساسانیان یکی از شهرهای مهم و تابع نیشابور بود. موسی خورنی جغرافیدان ارمنی معاصر ساسانیان در معرفی قلمرو جغرافیای ساسانیان می‌نویسد سرزمین ایران در دوره ساسانی به چهار کوست (ناحیه) تقسیم می‌شد خراسان یکی از این کوست¬ها بود که بیست شش ایالات داشت. یکی از این ایالات‌ها، اپرشهر یا همان نیوشاهپور بود (مارکوارت، ۱۳۷۳: ۳۷-۳۹). نیشابور نیز به نوبه خود دارای ۱۳ رستاق (شهرک) و ۴ تسوگ (طسوج یا بخش) بوده است و اسفراین در زمره یکی از سیزده رستاق نیشابور می‌باشد[۱۰]
  • Flag of Afghanistan (1880–1901).svg دولت راشدین: در اواخر دوره ساسانی با ورود اسلام به ایران این شهر اسفراین نام داشته که از توابع نیشابور ذکر شده و به گفته بلاذری در کتاب فتوح البلدان در سال ۳۱ هجری در زمان حکومت عثمان بن عفان به دست عبداله بن عامر فتح می‌شود که جزئیات این فتح شرح داده نشده است.[۱۱]
  • Umayyad Flag.png خلافت امویان:
  • الگو:پرچم سامانیان سامانیان:ولی با به قدرت رسیدن سامانیان مردان کاردان شهر اسفراین به خدمت امرای سامانی در امدند و درعرصه‌های مختلف سیاسی، نظامی و دیوانی حضور فعال یافتند و اسفراین هم به طبع این بزرگان ازشهرت و شکوفایی خاصی برخوردار بوده است. از مهمترین این شخصیت‌ها می‌توان به ابوعلی اسفراینی طبیب و کاتب دیوان رسایل سامانیان و منشی مخصوص ابو ابراهیم اسماعیل سامانی، مصطفی اسفراینی کاتب والی نیشابوردر دوره فرمانروایی امیر اسماعیل سامانی[۱۲]و حمویه بن علی سپهسالار امیر نصر دوم سامانی اشاره کرد.

در قرون سوم هم زمان با حکومت سامانیان با استناد به کتاب حدودالعالم من المشرق الی المغرب اسفراین یک شهری آباد و با نعمت بوده است[۱۳]و مقدسی در کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم دراواخر قرن سوم عامل اصلی رونق وشکوفایی اسفراین را وجود بازارهای تجارتی و رجال مذهبی –سیاسی ذکرکرده است[۱۴]در سالهای پایانی حکومت سامانیان با هرج مرج‌های داخلی و درگیری‌های بین مدعیان جانشینی صورت می‌گرفت. اسفراین در این روزگار دست به دست و غارت می‌شد درسال ۳۸۵ ﮬ. ق ابوعلی سیمجور براسفراین چنگ انداخت ودر سال ۳۸۷ ﮬ. ق لشکریان بکتوزون این شهر را غارت کرد.[۱۵]

در اوایل قرن هفتم (616 ﮪ . ق) که مغولان به خراسان حمله ور شدند، سلطان محمد خوارزمشاه نتوانست در مقابل لشکریان مغول مقاومت کند و در حین فرار از نیشابور، از طریق اسفراین به استراباد رفت و پسر او جلالدین در برابر مغولان مقاومت می¬کرد؛ در این درگیری ها شخصی که اسفهسالاران نظام الدین علی لقب داشت بر اسفراین و بندوار و توابع آن و اسفهسالار ابو حسن قلعه صلوک که همان دژ صعلوک در شمال غرب اسفراین را برعهده داشت که بین حاکم اسفراین و صعلوک جنگ های سختی صورت گرفت که بیشتر آبادی ها ویران گشت [۱۶]در حین همین درگیریها سپاهیان مغول بر جلالدین پیروز شده و راهی شهر نیشابور و ولایت های تابع آن شدند سرپرستی سپاهیان برعهده دو سردار معروف به نام جبه نوین و سبتای بهادر بود. جبه نوین عازم نیشابور شد و سبتای عازم رادکان و خبوشان شد در رادکان به علت چشمه های جوشان و آب هوای خوبی که داشت از آن خوشش آمده بود از کشتار زیاد خودداری کرد ولی در قوچان به علت بی توجهی مردم درآن کشتار زیادی انجام داد و بعد از آن به اسفراین و ادکان حمله کرد و ساکنان آن را قتل‌عام کرد و از راه جوین سوی مازندران عازم شد [۱۷] و [۱۸]. با مرگ چنگیز خان سرزمین های مفتوحه نیز بین فرزندان او تقسیم شد حکومت ایران به جوچی رسید. در زمان منگو قاآن جنتیمور یکی از سرداران جوچی حاکم خراسان شد. در این حین ملک نظام الدین و ملک بهالدین نزد جنتیمور رسیدند و با او همکاری کردند و جنتیمور، در سال 630 هجری ملک بهالدین صعلوک را به حکومت اسفراین، بیهق، جوین، جاجرم و ارغیان منصوب کرد و هریک را پایزده یرلیغ داد [۱۹]386. اختلاف بین ملک بهالدین و محمود شاه سبزواری حاکم سبزوار که از وابستگان شرف الدین وزیر جنتیمور بود، شرف الدین محمود شاه را برای به دست اوردن مالیات اجباری به اسفراین، جوین، جاجرم و جوربد و آنچه به ملک بهالدین صعلوک تعلق داشت فرستاد. وی به خاطر تعصب ما بین پیروان شیعه و سنی و دشمنی اشکاری که شخصاً از قدیم با امرای اسفراین داشت، چنان اتش ستمی افروخت که روی حجاج را سپید کرد. بیشتر مردم را به خاک سیاه نشاند و دچار فقر و ناداری ساخت و ابروی اکثر شان را ریخت (جوینی، 1329: 259). امیر ارغون خان حاکم جدید خراسان که خبر مظالم محمود شاه بر اسفراینی ها را شنیده بود بر حال مردم رقت آورد و مقداری از مالیالت ها را بخشید و آنهایی که به زندان گرفتار شده بودند را آزاد کرد [۲۰]. اسفراین در دوره ایلخانیان مغول به رغم صدمات جبران ناپذیری که دیده بود به خاطر قرارگرفتن در مسیر راههای تجاری دوباره رونق گرفت و شکوفا شد و به صورت یکی از 182 ایالاتی که توسط خانها اداره می شد در آمد. و برای اولین بار از این زمان در اسفراین شاهد ضرابخانه می باشیم [۲۱]. که نشان از اهمیت این شهر است. اولین سکه هم به نام قاآن(630 -670 ه . ق ) ضرب شده است [۲۲]. . در سال 684 هجری به نام ارغون در اسفراین سکه ضرب شد [۲۳] که نشان می¬دهد در این زمان اسفراین تحت فرمان ارغون درآمده است. پس از ارغون طبق سکه های مضروب [۲۴] بین سالهای 690-694 ه . ق حکومت اسفراین زیر نظر گیخاتو بوده که منابع تاریخی از حکومت او در اسفراین سکوت اختیار کرده اند. پس از مرگ گیخاتو در سال 694 ه .ق . طغاجار و دیگر امرا به خدمت بایدو خان پیوستند. در این زمان بین نوروز پسر ارغون و غازان خان چند نوبت جنگ سختی در نواحی نیشابور، جوین، اسفراین و ارغیان صورت گرفت که در این جنگ¬ها پی در پی دهات و مزارع از بین رفته است (خواجه رشید الدین، 1358: 27-28). غازان خان کوشید پس از جنگهای داخلی آرامش را در کشور برقرار سازد. وی برای سامان دادن به پریشانی وضع اقتصادی و اجتماعی مردم اصلاحاتی انجام داد. و یکی از این اصلاحات جمع اوری سکه های مختلف و رواج تنها یک نوع سکه بود. اسفراین نیز از جمله مناطق تحت فرمان او بود که درآن به نام او سکه ضرب شد. تنها سکه ای که از این پادشاه موجود و در اسفراین ضرب شده است داری تاریخ 697 هجری می باشد (نیک گفتار، 1389: 66) (تصویر شماره 10) . غازان خان در سال 664 ه.ق با امرای خود و لشکریانش به نزد صدر الدین حموی جوینی اسفراینی رفت و اسلام اختیار کرد و کلمه توحید گفت و جمله مسلمان شد و آن سال عبادت-ها کرد و ائمه را نواخت مبالغی را برای مساجد و مدارس و خانقاه¬ها مصروف داشت. غازان محمود و امرایش در جوین و اسفراین دستور به ساخت کاریزها دادند که هنوز هم هست مانند روستای منگلی که منگلی بوغا ساخته و بداغ آباد که بداغ بوغا و اروغ ده که اروغ ساخته است (شاهد، 1387: 298). پس از مرگ غازان، سلطان محمد خدابنده در سال 703 هجری زمام امور را بدست گرفت و به ضرب سکه پرداخت پس از گرویدن او به شیعه، نام دوازده امام در حاشیه سکه ها نوشته شد (سرفراز و آور زمانی، 1383: 280). طبق سکه های موجود از این پادشاه از سال 710- 714 ه در اسفراین ضرب شده در روی آن نام دوازده امام حک شده که این نشان می دهد مذهب تشیع در زمان خدابنده در اسفراین مدتی رسمی می شود (نیک گفتار و بهنامفر، 1387: 122- 126).(تصویر شماره 11) بعد از اولجایتو، ابوسعید بهادر خان، آخرین ایلخان (716-736 ه. ق ) حاکم اسفراین بوده؛ اما از سکه هایی که او در سال 717 و732 هجری قمری ضرب کرده. (تصویر شماره 12-13)، چنین بر می آید که او برخلاف اولجایتو به مذهب تسنن گرایش داشته و در اسفراین هم این مذهب را رواج داده است. در این دوره به خاطر گرایش حکمرانان مذاهب تشیع و تسنن هر یک برای مدتی رسمی شد، تشیع در زمان اولجایتو و تسنن در دوره ابو سعید بهادر خان. حضور مذاهب گوناگون و رواج تصوف و فرقه¬های آن در این دوره تاثیرات زیادی بر زندگی اجتماعی مردمان اسفراین داشته است بطوریکه اغلب مردم و پیروان مذاهب مذکور (تشیع و تسنن) با یکدیگر درگیر و همواره به جنگ و جدال می¬پرداختند. از طرفی بزرگانی چون شیخ احمد ذاکر گورپانی، شیخ نور الدین کسرقی اسفراینی، شیخ رضی الدین علی لا لا و ... با ایجاد مکاتب سلسله کبرویه باعث رونق هر چه بیشتر تصوف و عرفان در منطقه شدند (آقا ملایی، 1389: 216- 238). به طور کلی شواهد باستان شناسی از دوران ایلخانی بیانگر رشد و شکوفایی شهر اسفراین می¬باشد؛ به گونه¬ایکه شهر اسفراین در این دوره بیشترین گستردگی را داشته و شهر به بخش¬های مختلف چون بخش صنعتی، ضرابخانه، بازار، مسجد و آب انبار و بخش حاکم نشین تقسیم می¬شده است که احتمالاً بخش¬های متعدد دیگری نیز داشته؛ که به دلیل وسعت زیاد شهر و کمبود کاوش¬های باستان شناسی تا کنون باستان شناسان موفق به کشف و دستیابی به آنها نشده¬اند. لازم به ذکر است که اسفراین در این دوره شکوفایی و رونق خود را مدیون گذر راه تجاری ارغیان به توس از مسیر اسفراین و توجه امرای مغول چون غازان به منطقه می¬باشد که این موضوع با کشف سکه¬های ضرب اسفراین در این دوره که از نواحی و مناطق مختلف به دست آمده کاملاً قابل اثبات و تایید است (تصویر شماره 14). از موارد دیگری که می¬توان به آن اشاره کرد کشف کاشی¬های زرین¬فام (تصویر شماره 15) ایلخانی و سفال¬های شاخص این دوره و گچبری¬های زیبایی (تصویر شماره 16) است که از حفاری بخش¬های ایلخانی شهر تاریخی بلقیس به وفور بدست آمده است.

  • Timurid.svg دولت تیموریان:در اواخر قرن هشتم شخصی به نام تیمور که ادعا داشت از اعقاب چنگیزخان است، توانست بر رقیبان خود غلبه نموده، به تدریج تمام آسیای مرکزی و ماوالنهر را تصرف کند. تیمور پس از آنکه موقعیت خود را مستحکم ساخت؛ سمرقند را پایتخت خویش قرار داد وبه خوارزم، سپس مغولستان و بالاخره ایران جمله کرد او در این لشکرکشی‌ها بسیاری راکشت وحکام محلی را مطیع خود ساخت. درنخستین یورش به خراسان (سال ۷۸۳ ه) وی سپاهیان خود را به دو قسمت کرد: گروهی را به سوی نیشابور و سبزوار گسیل داشت تا حکومت سربداران را که حاکمش علی موید بود، براندازد وگروه دیگر را به سوی توس و کلات به حرکت درآورد تا به حکومت علی بیک جونی قربانی که براین منطقه فرمانروایی داشت، پایان دهد[۲۵]

شرف الدین یزدی حملات تیمورلنگ به منطقه اسفراین را در کتاب ظفرنامه چنین گزارش داده است: «.... و صاحب قران (تیمورلنگ) ازآنجا{نیشابور} به سعات اقبال سوار شده و به جانب اسفراین که گماشتگان امیر ولی داشتند روان شد و مقارن وصول که مردم هنوز به تعیین یورت و مقام و اندیشه نزول و ضرب خیام مشغول بودند، حکم جهان مطاع پنفاذ پیوست کار شهر بسازد عساکر نصرت به شعار بی توقف چپرها و سپرها گرفته روی به حصار نهادند و رسیدند و فتح کردن یکی بود حصار را رخنه‌ها کرده در امدند و بسیاری به قتل آوردند عمارات مطلقاً از حصار و خانه و مسکن و کاشانه با زمین هموار گشت. چون قهر سپاهش در آمد دست همه خلق شد کشته شهر پست حصار و بیوت و مساکن نماند و جزنامی از اسفراین نماند»[۲۶]

پیشینه مطالعات باستان شناسی و مرمتی[ویرایش]

عکس هوایی شهر بلقیس در سال 1937 میلادی برگرفته توسط اریخ اشمیت

فعالیت‌های پژوهشی و باستانشناختی در مناطق مختلف می‌تواند به کشف حقایق و روند تاریخی و فرایندهای فرهنگی کمک شایانی نماید، حال این فعالیت‌ها اگر هدفمند و با برنامه و مدیریت صحیح و توانمندی همراه گردد می‌تواند نتایج بسیار ارزنده‌ای داشته باشد. کاوش باستانشناسانه به مثابه آزمایش‌هایی بر روی بدن انسان می‌ماند که برای شناخت بیمار نیاز به این آزمایش‌ها داشته و این عمل می‌تواند به شناخت از بیمار و در نهایت به نجات جان او ختم گردد. کاوش باستانشناختی نیز می‌تواند نتایج مثبت و ارزنده‌ای داشته باشد، اگر این فعالیت همراه با ایده‌های و توانمندی‌های نو ارائه نگردد می‌تواند بسیار خطرناک و مضر باشد و به نابودی لایه‌های باستانی منجر گردد. اشمیت اولین باستانشناسی است که مستقیماً این شهر را دیده و عکس‌هایی هوایی خوبی را نیز در ۱۱می سال ۱۹۳۷م تهیه کرده است. وی در مورد این سفر می‌نویسد: «بعد از عبور از سبزوار و بخش‌های تابعه سر را به طرف شمال به سوی دشت‌های میان سلسله کوه‌های البرز و شهر بلقیس که در ویرانه‌های روی نقشه "سیری در هند" معلوم است برگرداندیم. در مسیر چرخش، از گذرگاه‌های روی انتهای شرقی کوه‌های جغتای و دره‌های جوین و صفی آباد گذشتیم، علی‌رغم مارپیچی رفتن ما فقط کمی بیش از نیم ساعت فاصله بین سبزوار تا شهر بلقیس (شهر ملکه سبا) طول کشید. پژوهندگان تاریخ معتقدند که شهر بلقیس در دشت اسفراین بقایای شهر قرون وسطایی اسفراین (که سابقاً مهرجان خوانده می شده) می‌باشد که بسیار پرجمعیت و دارای بازارهای پررونق است. به هرحال گرچه با پرسپکتیو «دید پرنده» به وضوح خطوط مرئی خانه‌های بی شمار آن و دیوارهای برج دار شهر را می دیدیم، در حال حاضر شهر مرده‌ای است و قدمتش به هفتصد سال می‌رسد. گر چه آسمان ابری و روز نیز به پایان رسیده بود، دوربین عالی زایس ما مرتباً عکس‌های عمودی و مایل از شهر ملکه سبا را ثبت می‌کرد. دیوار تدافعی مستطیل نامنظم و ناهموار آن چندین بنای غیرمعمول را به اضافه بقایای محله‌های شخصی را که کمتر جلوه دارد در میان دارد، یک قلعه چهارگوش ناهموار با برج‌های متعدد به شهر پیوسته است»[۲۷]اما کاوش در این شهر دوران اسلامی برای نخستین بار در سال ۱۳۵۲ هـ. ش و در پی اخبار وفور حفریات غیر مجاز باستان¬شناختی در محلی به نام شهر خرابه بلقیس اسفراین گروهی از باستان شناسان به سرپرستی مشیری، ازسوی دفتر فنی سازمان ملی حفاظت آثار باستانی خراسان مأمور گمانه¬زنی در این محوطه باستانی شدند که گزارش مختصری از آن در بایگانی مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی کشور در دست است.[۲۸] در این محوطه شروع به گمانه¬زنی برای تعیین حریم این شهر و همچنین مشخص کردن مسیر عبور لوله های آبرسانی اراضی کرد و حریم این شهر باستانی را مشخص و علامت گذاری نمود. [۲۹]. پس از این به تدریج با ارائه گزارش گمانه¬زنی و چاپ مقالاتی در باره تاریخ باستان¬شناسانۀ این شهر کهن، توجهات به سوی این مجموعه جلب شد و در سال 1388 مجموعه شهر بلقیس به عنوان پایگاه میراث فرهنگی مصوب شد و فصل دوم کاوش و گمانه¬زنی¬های باستانی نیز در همین سال با دست یافتن به این نتیجه که سازه بزرگ خشتی شهر کهن اسفراین یا ارگ متعلق به پیش از حمله مغول و شاید قرون ششم و هفتم هـ.ق باشد و طی دوره¬های سربداران و صفویه چندین بار مرمت شده و علاوه بر آن به این نتیجه دست یافت. [۳۰]فصل سوم اين كاوش¬ها در تابستان سال 1389 با هدف شناخت فضاها و كاركرد بناها در محدوده تپه منار و بخش¬هايي كه فعاليت¬هاي ژئومغناطيس صورت گرفته بود، به انجام رسيد. اين فصل از كاوش ها در سه بخش پي كاوي و آواربرداري، لايه نگاري و همچنين كاوش افقي انجام شد كه شناسايي فضاهاي مهم¬ترين دوره استقراري شهر تاريخي بلقيس - ايلخاني- يكي از اين اهداف بود. علاوه بر اين، در اين فصل از كاوش¬ها به شناسايي بخش هاي صنعتي شهر بلقيس در شمال ارگ و همچنين شناخت فضاهاي معماري قرون چهارم و پنجم هجري قمري در قسمت هاي جنوبي تپه منار شد. [۳۱]. فصل چهارم اين كاوش¬ها در تابستان سال 1390و به همت پايگاه ميراث فرهنگي شهر تاريخي بلقيس اسفراين با دو هدف عمده پی کاوی دیوار شارستان و شناخت فضاها در محدوده ارگ بلقیس و شارستان با تاکید بر تپه منار صورت گرفت [۳۲]فصل پنجم کاوش شهر تاریخی بلقیس اسفراین در بهار و تابستان سال 1391و به همت پايگاه ميراث فرهنگي شهر تاريخي بلقيس اسفراين به سرپرستی احمد نیک گفتار با هدف شناخت ساختارشهر در بخش شارستان به انجام رسید. [۳۳] [۳۴].

مجموعه بناهای شهر بلقیس[ویرایش]

ارگ تاریخی بلقیس[ویرایش]

این عکس مربوط به شهر تاریخی بلقیس اسفراین واقع در خراسان شمالی است
این عکس مربوط به شهر تاریخی بلقیس اسفراین است
این عکس مربوط به کاوش های باستان شناختی در سال 1387 در ساختار بیرونی ارگ جهت مشخص شدن نوع خاک ریز می باشد
این عکس مربوط به ساختار خارجی شهر بلقیس می‌باشد که توسط باستان شناسان در سال ۱۳۸۷ از زیر خاک بیرون کشیده شده و مشخص گردید که خاک اطراف قلعه مصنوعی است
ساختار بیرونی قلعه که به صورت یک پشته خاکی دیده می شود وبسیاری از مورخان و سفرنویسان و مردم عادی گمان میکردند که این خاک ها از ریزش دیوار ها حاصل گردیده طی کاوش های باستان شناسی در سال 1387 مشخص گردید این پشته های خاکی از نوع خاکریز مصنوعی و از ریخته شدن خاک خندق جهت جلوگیری ازاصابت توپ به قلعه بوده است
نمای غربی ارگ شهر تاریخی بلقیس اسفراین بعد از مرمت، دید از غرب
باز سازی مردگرد های شهر بلقیس اسفراین دید از شرق
کشف خمره های آذوقه در کاوش های باستان شناختی شهر تاریخی بلقیس اسفراین 1389
بقایای از خندق مربوط به سال 1362 شمسی در پیرامون ارگ شهر بلقیس

ارگ بلقیس که برجسته ترین اثر این محوطه است که مساحتی بالغ بر ۵/۵۱۷۱۲ متر مربع را در بر گرفته و 30 برج در اندازه های مختلف در گرداگرد آن تعبیه شده و از هر سو با خندق احاطه شده است. مصالح اصلی به کار رفته در ساخت قلعه گل/چینه است که در بخش‌های مختلف از خشت، آجر و چوب برای استحکام بیشتر استفاده شده است. دروازه ورودی اصلی آن درضلع شمالی با یک پیشامدگی به داخل شارستان مشخص است که که امروزه بیشتر بخش‌های آن تخریب و به صورت تلی از خاک در آمده است. فضای داخلی قلعه با حفاری¬های قاچاق به کلی مضطرب شده و فقط از این ارگ بزرگ که زمانی دارای سه طبقه فضای معماری بوده تنها یک پوسته گلی باقی‌مانده است. با توجه به شواهد ارگ بلقیس برخلاف برخی قلعه‌ها بر روی سطح هموار دشت ایجاد شده و در اطراف آن خندقی را ایجاد کرده‌اند. اولین دوره استقرار در ارگ طبق اشارات متون تاریخی و یافته‌های باستان شناسی به دوره سلجوقیان برمی گردد[۳۵] و بعد از این زمان چندبار در ارگ فعالیت‌های مرمتی و ساخت و ساز در پیکره آن دیده می‌شود. ارگ آخرین بار توسط افغان‌ها به تصرف درآمد و به طور کامل تخریب شد اما با این وجود خانواده‌هایی به طور مستقل تا اواخر قاجار نیز در این مکان زندگی می کرده‌اند.[۳۶]

مجموعه آثار شارستان (محدوده عمومی شهر)[ویرایش]

این بخش شامل محلات مختلف شهر می‌شود که با یک دیوار خشت و گلی/چینه‌ای بزرگ احاطه شده است. در محدوده شارستان بخش‌های مختلفی قرار گرفته که عبارتند از تپه منار (مسجد و درالحکومه؟)، بازار، محدوده صنعتی و کارگاهی، قبرستان و.... با توجه به شواهد و کاوش‌های باستانشناختی صورت گرفته در بخش شارستان، قدیم ترین بقایای سکونت طبق سکه مکشوفه که مستندترین داده باستان شناسی است به سال ۱۹۱ ه. ق تعلق دارد. امااشاره متون تاریخی قدمت آن را به دوره ساسانی نسبت می‌دهد.[۳۷]

تپه منار (مسجد)[ویرایش]

تپه منار مهم ترین قسمت شارستان شهر بلقیس به حساب می‌آید که کتب جغرافیایی و سفرنامه‌ها به وجود مسجد و مناره در این محل صحه گذارده‌اند.[۳۸]

کوره سفالگری[ویرایش]

این عکس مربوط به کوره سفالگری در شهر بلقیس منعلق به دوره سلجوقی
بقایای از یک کورهسفالگری که طی کاوش های باستان شناختی در شهر بلقیس در سال 1387 توسط باستان شناسان کشف گردید.

یکی از مهمترین نتایج سومین فصل کاوش در شارستان شهر بلقیس کشف یک کوره سفالگری متعلق به نیمه دوم قرن ششم هـ. ق است که دارای بخش‌های مختلفی چون، آتشدان در بخش تحتانی، تاقچه‌ها به منظور گذاشتن سفال، سکوی پخت به منظور آماده‌سازی و چیدن سفال برای پخت و گنبد که بر روی تمامی این سازه‌های ایجاد می گردیده است. این کوره سفالگری اولین کوره سفالپزی به دست آمده از شهر تاریخی بلقیس و محدوده خراسان شمالی است که از آن به منظور پخت سفال‌های لعاب دار با لعاب فیروزه‌ای مورد استفاده قرار می گرفته است.[۳۹] در کوره سفالپزی شهر بلقیس تاقچه های ایجاد شده در قسمت پائینی کوره به منظور پخت سفال ایجاد نشده اند بلکه همان طور که کامبخش فرد در گزارش کاوش کوره های سفالپزی نیشابور نیز ذکر کرده است این تاقچه ها به منظور انتقال حرارت به بخش های بیرونی اتاق پخت و قسمت بالایی کوره بوده که در برخی از کوره ها که دارای دو جداره بوده اند این اتفاق رخ داده است در نیشابور این سوراخ ها پنج یا شش عدد می باشد.

آب انبار[ویرایش]

این عکس مربوط به ورودی و پلکان آب انبار شهر بلقیس اسفراین است
این عکس مربوط به مخزن آب انبار شهر بلقیس اسفراین است که توسط تیم باستان شناسی در سال ۱۳۹۱ از زیر خاک بیرون آورده شد.
نمای از آب انبار مکشوفه از شهر بلقیس اسفراین 1392

هنگام پیگردی جهت روشن کردن وضعیت پی و مصالح به کار رفته درساختار دیوار شارستان شهر بلقیس برای مرمت اضطرای در سال ۱۳۹۰ در ضلع جنوبی شارستان شهر بخش کوچکی از یک سازه آجری شامل سردر ورودی و تعدادی پله کشف گردید که احتمال می¬رفت این سازه بقایای یک آب انبار است طی کاوش فصل پنجم شهر تاریخی بلقیس جهت روشن شدن وضعیت این ساختار یک ترانشه در ادامه سازه¬های قبل ایجاد گردید که مدتی پس از کاوش منجر به نمایان شدن بخش عظیمی از مخزن گردید، این قسمت از بنا به شکل یک دایره به قطر ۲۵/۴ و عمق ۵ متر در دل زمین با شفته اهک و آجر ایجاد گردیده است و قسمت داخلی آن بدون اندود بوده و تنها درنزدیک کف سازه حدود ۱ متر دارای یک اندود نازک آهک است.[۴۰][۴۱] و[۴۲]

مقبره شیخ آذری[ویرایش]

این عکس مربوط به مقبره شیخ آذری قبل از مرمت می‌باشد
این عکس مربوط به مقبره شیخ اذری از عرفای قرن نهم هجری است که توسط تیم مرمت بازسازی گردید.

شیخ‌فخرالدین حَمزه (فرزند علی ملک) طوسی اسفراینی بیهقی متخلّص به ”آذری“ از مشایخ و شعرای مشهور قرن هشتم هجری است که بخشی از روزگار خود را در هند و بیشتر را در ایران سپری کرد. پدرش علی ملک (و در بعضی مآخذ: علی‌مالک، عبدالملک) از اعیان اسفراین و از رجال سربداران بیهق بود و چون به سال ۷۸۴ در اسفراین ولادت یافت و چندگاهی در طوس اقامت گزیده بود و به طوسی و اسفراینی اشتهار یافت و بدان سبب که در ماه آذر زاده شده بود خود را آذری نامید. آذری بعد از طی مراحل سلوک و پس از دومین زیارت کعبه و اقامت در مکّه و بازگشتش از آن دیار، به هندوستان رفت و ملازم سطان‌احمدشاه بهمنی گردید و عنوان ملک‌الشعرائی او را یافت و وی را مدح گفت و به دستور آن شهریار نظم بهمن‌نامه را آغاز کرد و هنگام تقدیم نسخهٔ ناتمام آن به احمدشاه اجازه بازگشت به وطن خود را خواست امّا مقبول نیفتاد تا آنکه بعد از چندی به وساطت شاهزاده علاءالدین پسر احمد شاه اجازه مراجعت یافت به شرط آنکه نظم بهمن‌نامه را در خراسان دنبل کند و البته آذری وعدهٔ خود را به انجام رسانید. وفاتش در هشتاد و دو سالگی به سال ۸۶۶ در اسفراین اتفاق افتاد و در همانجا به خاک سپرده شد و آرامگاهش هنوز زیارتگاه مردم است.

توصیف بقعه شیخ آذری:

بقعه حمزةبن علی ملک آذری از بناهایی است که در محدوده شهر تاریخی بلقیس اسفراین قرار گرفته و با شماره ۴۴۹۷ به عنوان بخشی از مجموعه شهر تاریخی بلقیس اسفراین در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. این بنا از دو فضای معماری در ابعاد متفاوت تشکیل شده که بخش جنوبی بنا به عنوان نمازخانه مطرح است و بخش شمالی آن مدفن و آرامگاه شیخ شناخته می‌شود. این بنا باتوجه به تخریب‌های که صورت گرفته در سال ۱۳۹۰ از سوی پایگاه شهر بلقیس مورد مرمت و بازسازی قرار گرفت

گچبری‌های مکشوفه[ویرایش]

نمونه گچبری های مکشوفه از شهر بلقیس مربوط به دوره احتمالاً ایلخانی

هنر گچ‌بری یکی از هنرهای وابسته به معماری است که در هر منطقه و هر دوره زمانی، شکل و شیوه مخصوص به خود را داشته است. همان طور که از نام این هنر پیداست، مصالح اصلی بکار رفته در این هنر گچ می‌باشد. در ایران نیز گچ‌بری در دوره‌های مختلف تاریخی همراه با تفاوت‌هایی بوده است. گچ به دلیل داشتن خاصیت شکل‌پذیری، چسبندگی، رنگ مطلوب، کاربرد آسان، فراوانی و ارزانی کاربرد زیادی در هنرهای تزئینی دارد. طی چند فصل حفاری در شهر بلقیس تنها نقطه‌ای که گچبری‌های بینظیر کشف گردید بخش شارستان محدوده معروف به تپه منار است. این محل طبق اشارات متون تاریخی و سفرنامه نویسان خارجی و گفتار مردم محلی مسجد جامع شهر تاریخی اسفراین بوده است. وطبق یافته‌های باستان شناسی در این محل چند دوره استقراری از صدر اسلام – صفویه مشاهده گردیده است. آثار گچبری بدست آمده هم درست در روی ساختار قرون سوم وچهارم از داخل دو فضای صحن دار که به نظر باستان شناسان احتمالاً متعلق به دوره ایلخانی است از بین آوارها کشف گردید.

سفالینه ها[ویرایش]

شهر تاریخی اسفراین معروف به « شهر بلقیس» یکی از شهر های مهم و با شکوه دوران اسلامی است که در بین راه جرجان و نیشابور واقع شده است. طی چند سال اخیر کاوش های مستمری توسط باستان شناسان جهت شناساندن این محوطه دوره اسلامی صورت گرفته که بسیاری از زوایای تاریک شهری و هنری این شهر را روشن و اطلاعات ذیقیمتی را فرا روی محققان ، پژوهشگران و تاریخ نگاران قرار داده است . یکی از مهمترین این دستاوردها که هم در زندگی روزمره ساکنان آن زمان نقش مهم داشته و از طرفی هنر آن زمان را به نمایش می گذرد ظروف سفالی است .

سفالینه های قرون دوم - چهارم (ه.ق)[ویرایش]

سکه[ویرایش]

کاشی کاری[ویرایش]

فلزکاری[ویرایش]

مشربه ساخته شده توسط هنرمند اسفرايني در دوره سلجوقی که گواه بر رونق

در دين اسلام ، محدوديتهايي براي استفاده از طلا در ساخت ظروف مطرح شده، پس طبيعي بود كه پس از اسلام شيوه ي ساساني فلزكاري ظروف سيمين و زرين ديگر منسوخ گردد و به جاي آن آلياژهاي مختلف مس، روي و قلع و غيره رايج شود. ولي طرحهاي ظروف فلز باقيمانده تا قرنهاي 3و4 هجري شباهت بسياري به آثار ساساني دارد. اين شباهت به حدي است كه گاه بيننده را در اولين نظر، دچار اشتباه مي كند. اما با دقت در آثار عصر اسلامي مي بينيم كه استفاده از خط در فلزكاري اين شبهه را برطرف مي كند. رعايت زيبايي و ظرافت در فلزكاري قرنهاي اوليه هجري در مورد تمام آثار ديده نمي شود. بلكه «آثاري ديده مي شود كه اهميت بيشتري در زندگي روزمره داشته اند، مثل سيني و آبخوري و غيره شيوه هاي ساده فلزكاري در قرنهاي اوليه هجري تا عهد سلجوقي ادامه مي يابد. اما ازاين عهد به بعد آثار فلزي با ارزشي بدست آمده است. اين آثار به مراتب ظريفتر و زيباترند، مشبك كاري روي فلز در اين عهد مورد توجه هنرمندان فلز كار قرار مي گيرد كه بيش از آن رايج بوده است. در اين عهد شيوه هايي جديد در فلزكاري بوجود مي آيد. از آن جمله كار گذاشتن فلزهايي مثل مس و نقره در زمينه آلياژ هاي فلزهاي ديگر است. اين شيوه از فلزكاري به اين ترتيب انجام مي شده كه خط هاي حواشي طرحهاي مورد نظر را خالي مي گذاشتند و سپس با مفتولي از مس يا نقره اين فضاي خالي را با چكش كاري پر مي كردند. اين شيوه در فلزكاري به «مس كوب» و «نقره كوب» معروف است.

مشاهیر[ویرایش]

شهر تاریخی اسفراین یکی از شهرهای بوده که بسیاری از دانشمندان،مشاهیر، رجال سیاسی را به این شهر نسبت داده‌اند که معروفترین انها به شرح ذیل می‌باشد:

ابو عوانه: از حفاظ و عالم علم حدیث

ابوحامِدِ اِسْفَرایِنی، احمد بن محمد بن احمد(۳۲۴-۴۰۶ق/۹۵۵-۱۰۱۶م)، فقیه بزرگ شافعی.:[۴۳]

ابو اسحاق ابراهیم اسفراینی: مشایخ فقهاء شافیه و استاد کلام

حمویه بن علی: امرای بزرگ سامانیان

ابوالعباس فضل بن احمد اسفراینی: وزیر سبکتکین و سلطان محمود

ابن معتمد: واعظ و صوفی و متکلم

آذری طوسی اسفراینی: از شاعران نامی قرن نهم هجری

همایون اسفراینی: از شاعران اواخر قرن نهم هجری

ملا عصام الدین ابراهیم: از فضلای حنفی مذهب و اشعری مسلک بوده است.

بقایی اسفراینی: وی به روش مولانا شعر می گفته و طبعی شوخ داشته است.

تاسیس پایگاه شهر بلقیس[ویرایش]

انجام مطالعات و کاوش‌های باستان شناختی منجر به معرفی شهر بلقیس و تبیین اهمیت‌های فرهنگی آن شده، این امر وتلاش مسئولان میراث فرهنگی باعث تاسیس پایگاه میراث فرهنگی شهر بلقیس در سال ۱۳۸۸ شد. از این زمان، پایگاه شهر بلقیس به موازات کاوش‌های باستان شناختی، به انجام فعالیت‌های مرمتی در بخش‌های مختلف شهر بویژه مرمت ارگ و نیز مقبره شیخ آذری پرداخته و برنامه‌های گسترده‌ای برای شناسایی و معرفی این میراث ارزشمند باستانی در دستورکار دارد.[۴۴]و مدیریت این پایگاه از زمان تاسیس تاکنون برعهده مهندس علیرضا نجفی بوده و ایشان جهت باز سازی و اخذ مجوز جهت کاوش‌های باستان شناختی تلاش فراوانی کرده است.

بازدیدکنندگان از شهر بلقیس[ویرایش]

بازدید از شهر تاریخی اسفراین معروف به شهر بلقیس 1391
نمای از برج جنوب شرقی ارگ تاریخی اسفراین معروف به شهر بلقیس 1392

.


کتابنامه[ویرایش]

کتابهای منتشر شده در مورد اسفراین[ویرایش]

کتاب معرفی و شناسایی سکه های ضرب اسفراین

معرفی و شناسایی سکه های ضرب اسفراین[ویرایش]

پژوهش های باستان شناختی در شهر بلقیس (اسفراین کهن)[ویرایش]

گفتاوردها[ویرایش]

«....این قلعه ای که نزدیک اسفراین است می گویندشبیه قلعه بم است . آن بنای ارگ معروف بم که از خارج می آمدند برای بازدید آن. اینجا چرا کسی نمی‌آید ؟چرا معرفی نشده است؟ چرا نمی‌شناسند؟ درحالی که اینجا در دسترس تر است.......اینجا درمعرض عبور و مرورکاروانهای زیارتی است. مردم دارند میروند. می آیند. دررفتن ، برگشتن یک روز، نه همه این مسافرین ، بعضی از اینها توی این شهر بمانند و بروند از مراکز طبیعی اینجا ، از همین مراکز تاریخی اینجا بازدید کنند شماببینید چه تحولی درکسب و کار و زندگی اینجا بوجود خواهد آمد. بنابراین اینهم یک اولویت است. » بیانات رهبر معظم انقلاب در 25 مهر 1391

نگارخانه[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ «شهر تاریخی بلقیس، ایرانگردی تیشینه». 
  2. «اداره کل میراث فرهنگی خراسان شمالی، شهرستان اسفراين». 
  3. «آشنایی با شهر تاریخی بلقیس اسفراین، خبرگزاری مهر». 
  4. نیک گفتار، احمد، بررسی باستان شناختی پهنه فرهنگی شهر تاریخی اسفراین،۱۳۸۷، ص ۳۵۶
  5. نیک گفتار، احمد، محمد حسن بهنامفر، معرفی و شناسایی سکه‌های ضرب شده در شهر اسفراین، انتشارات راهیان سبز ،۱۳۸۷.
  6. نیک گفتار، احمد، محمد حسن بهنامفر، معرفی و شناسایی سکه‌های ضرب شده در شهر اسفراین، انتشارات راهیان سبز ،۱۳۸۷.
  7. ییت، ۱۳۶۵: ۳۵۶.
  8. Sykes, 1911: 1-19
  9. ییت، ۱۳۶۵: ۳۵۶
  10. ابن رسته اصفهانی، ۱۳۶۵، ص ۲۰۰
  11. بلاذری،۱۵۹،۱۳۶۴:
  12. فسنقری، غلامرضا و احمد شاهد،۱۳۸۱، ص ۸۹
  13. ناشناخته،۱۳۷۲؛ص ۲۹۳
  14. مقدسی، ۱۳۶۱، ص ۵۶۶
  15. نیک گفتار، احمد، بررسی باستان شناختی پهنه فرهنگی شهر تاریخی اسفراین،۱۳۸۷، ص۳۴
  16. نسوی، 1344: 131
  17. جوینی، 1329: 115
  18. میر خواند، 1339: 845
  19. بناکتی، 1348:
  20. توحیدی، 1374: 104-105
  21. سر فراز و آور زمانی، 1383: 217
  22. نیک گفتار و بهنامفر، 1387: 27- 4
  23. همان: 41- 117
  24. فسنقری، 1374: 106
  25. توحدی، کلیم‌الله،۱۳۷۴، ص ۱۰۸
  26. شامی، نظام الدین، ۱۳۶۳، ص ۸۵؛ نیک گفتار، احمد،۱۳۸۷، ص ۴۷
  27. اشمیت، اریک، پرفراز بر فراز شهرهای باستانی ایران، ص ۱۳۹-۱۴۰
  28. (وحدتی، ۱۳۸۶: ۱۹)
  29. وحدتی، 1389،74
  30. وحدتی و نیک گفتار، 1388،1-50).
  31. فرجامی و ستوده،1389 ،695-703
  32. فرجامی و نیک گفتار، 1390،290-544؛ فرجامی ، 1390،395.
  33. نیک گفتار،1391 ،93-440؛
  34. نیک گفتار،1392 ،416
  35. علی‌اکبر وحدتی و احمد نیک گفتار، گزارش فصل دوم کاوش در شهر تاریخی بلقیس اسفراین، آرشیو پایگاه شهر بلقیس،۱۳۸۸
  36. نیک گفتار، احمد، بررسی باستان شناختی پهنه فرهنگی شهر اسفراین، پایان نامه کارشناسی ارشد،(منتشر تشده):۱۳۸۷
  37. نیک گفتار، احمد، بررسی باستان شناختی پهنه فرهنگی شهر اسفراین، پایان نامه کارشناسی ارشد،(منتشر تشده):۱۳۸۷
  38. نیک گفتار، احمد، بررسی باستان شناختی پهنه فرهنگی شهر اسفراین، پایان نامه کارشناسی ارشد،(منتشر تشده)، ۱۳۸۷
  39. محمد فرجامی وآسیه ستوده، گزارش فصل سوم کاوش در شهر تاریخی بلقیس اسفراین، آرشیو پایگاه شهر بلقیس،۱۳۸۹
  40. نیک گفتار، احمد، گزارش فصل پنجم کاوش در شهر تاریخی اسفراین، (منتشر نشده) آرشیو پایگاه شهر بلقیس، ۱۳۹۱
  41. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910509000225
  42. شهربلقیس، روزنامه خراسان شمالی، پنج شنبه ۱۸ آبانماه ۱۳۹۱، شماره ۱۱۶۰، ص ۲و۶
  43. فقیه و محدثابن اثیر، الکامل؛ ابن اثیر، مجدالدین، جامع‌الاصول، به کوشش محمد حامد فقهی، قاهره،۱۳۷۰ق/۱۹۵۰م؛ ابن خلکان، وفیات؛ ابن اصلاح، عثمان بن عبدالرحمن، ادب المفتی و المستفتی، به کوشش موفق عبدالله عبدالقادر، بیروت،۱۴۰۷ق/۱۹۸۶م؛ همو، مقدمة، به کوشش عائشه عبدالرحمن، قاهره،۱۹۷۴م؛ ابو اسحاق شیرازی، ابراهیم بن علی، طبقات الفقاء، به کوشش احسان عباس، بیروت،۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م؛ اسنوی، عبدالرحیم، طبقات الشافعیة، به کوشش عبدالله جیوری، بغداد،۱۳۹۰ق/۱۹۷۰م؛ خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، قاهره،۱۳۴۹ق؛ سبکی، عبدالوهاب بن علی، طبقات الشافعیة الکبری، به کوشش عبدالفتاح محمد حلو و محمود محمد طناحی، قاهره،۱۳۸۵ق/۱۹۶۶م؛ سمعانی، عبدالکریم، الانساب، به کوشش عبدالرحمن بن یحیی، حیدر آباد دکن،۱۳۸۲ق/۱۹۶۲م؛ عبادی، محمد بن احمد، طبقات الفقهاء الشافعیة، به کوشش گوستا ویتستام، لیدن،۱۹۶۴م؛ نووی، یحیی بن شرف، تهذیب الاسماء و اللغات، قاهره، ادارة الطباعة المنیریة.
  44. http://www.iran-newspaper.com/1391/10/20/Iran/5271/Page/20/Index.htm

منابع[ویرایش]

۱- ابن رسته اصفهانی، احمد بن عمر، الاعق النفیسه، ترجمه حسین قره چانلو، چاپ اول، تهران، انتشارات امیر کبیر: ۱۳۶۵

  • اعتماد السلطنه، محمدحسن خان، مراة البلدان، به تصحیح دکتر عبدالحسین نوائی و میر هاشم محدث، چاپ اول، انتشارات دانشگاه تهران: ۱۳۶۸
  • اعتماد السلطنه، محمدحسن خان، تاریخ منتظم ناصری (جلد سوم) به تصحیح دکتر محمد اسماعیل رضوانی ‘چاپ اول، انتشارات دنیای کتاب: ۱۳۶۷
  • بلازری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، ترجمه آذرتاش اذرنوش، چاپ دوم، تهران، انتشارات سروش: ۱۳۶۴
  • البغدادی، لصفی الدین عبدالمومن بن عبدالحق، مراصدالاطلاع، تصحیح و تعلیق: علی‌محمد البجاوی، دارالحیاء اکتب العربیه، الطبع الاولی:۱۳۷۳
  • بیک دنبلی، عبدالرزاق؛ ماثر السلطانیه، تصحیح و تحشیه؛ غلامحسین زرگری نزاد، تهران، چاپ اول، موسسه انتشاراتی سازمان میراث فرهنگی: ۱۳۸۳
  • بناکتی، فخرالدین ابو سلیمان، تاریخ بناکتی، ترجمه جعفر شعار، چاپ اول، تهران، سلسله انتشارات انجمن آثار ملی: ۱۳۴۸
  • توحدی؛ کلیم‌الله، اسفراین: دیروز، امروز، انتشارات واقفی، مشهد: ۱۳۷۴
  • حموی بغدادی، یاقوت، معجم البلدان، ترجمه علینقی منزوی، ج۱، بخش نخست، چاپ اول، سازمان میراث فرهنگی تهران: ۱۳۸۰
  • خافی، فصیحی، مجمل فصیحی، ج۳، تصحیح وتحقیق محسن ناحی نصرآبادی، چاپ اول، انتشارات اساطیر، تهران: ۱۳۸۶
  • خواجه رشیدالدین، تاریخ مبارک غازانی، به سعی واهتمام وتصحیح کارل یان، انگلستان، ۱۳۵۸ هجری /۱۹۴۰ میلادی
دمشقی، شمس الدین؛ نحبه الدهر فی عجائب البر و البحر، ترجمهٔ دکتر سید حمید طبیبیان:چاپ اول، انتشارات اساطیر چاپ اول:۱۳۵۶

  • الزمجی الاسفزاری، معین الدین محمد، روضات الجنات فی اوصاف مدینة هرات، مقدمه و حواشی به سعی و اهتمام محمد اسحاق، دانشگاه کلکته، ۱۳۸۰
  • سمعانی، عبدالکریم بن محمدبن منصور التمیمی، الا نساب، ج ۱، تصحیح وتعلیق عبدالرحمن بن یحیی المعلمی الیمانی، تحت مراقبة الدکتور محمد عبدالمعید خان، الطبعطة الاولی، بمطبعة دائرةالمعارف العثمانیة حیدر آباد دکن الهند، ۱۳۸۲ ﻫ. ق/۱۹۶۲ م
  • شهاب الداین عبدالله خوافی حافظ ابرو، جغرافیای خراسان در تاریخ حافظ ابرو، تصحیح و تعلیق دکتر غلامرضا ورهام، چاپ اول، نشر اطلاعات،۱۳۷۰،
  • قزوینی، میرزا محمد طاهر، تاریخ جهان آرای عباسی، اراک، داوری: ۱۳۲۹
  • مروی وزیر مرو، محمد کاظم، عالم آرای نادری، جلد دوم، به تصحیح و با مقدمه و حواشی محمد امین ریاحی و مقدمه میکلوخو ماکلای خاور شناس روس، ترجمه دکتر عنایت الله رضا، چاپ اول، انتشارات زوار:۱۳۶۴
  • منجم، ملاجلال، تاریخ عباسی یا روزنامه ملاجلال، بکوشش سیف الله وحید نیا، چاپ اول. بی جا: ۱۳۶۶
  • میرنیا، سید علی، پژوهشی در شناخت ایل‌ها و طایفه‌های عشایری خراسان، چاپ اول، مشهد، موسسه انتشاراتی و اموزشی نسل: ۱۳۶۹
  • نطنزی، محمودبن هدایت الله افوشنه‌ای، نقاوة الاثار، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی؛ ۱۳۷۳
  • نطنزی، معین الدین، منتخب التواریخ معینی، به اهتمام پروین استخری، چاپ اول، تهران، انتشارات اساطیر:۱۳۸۳
  • نیشابوری، الحاکم، تاریخ نیشابوری، به سعی و کوشش دکتر بهمن کریمی، چاپ اول، تهران، نشر کتابخانه ابن سینا- تهران:۱۳۳۹
  • نیک گفتار، احمد، محمد حسن بهنامفر، معرفی و شناسایی سکه‌های ضرب شده در شهر اسفراین، انتشارات راهیان سبز ،۱۳۸۷.
  • نیک گفتار، احمد، جغرافیای تاریخی ارغیان، چاپ اول، مشهد: انتشارات کیهان اندیشه،:۱۳۸۷
  • نیک گفتار، احمد، بررسی باستان شناختی پهنه فرهنگی شهر اسفراین، پایان نامه کارشناسی ارشد،(منتشر تشده):۱۳۸۷
  • نیک گفتار، احمد، تاملی بر جغرافیای تاریخی ولایت ارغیان، فصلنامه پژوهش در تاریخ، سال اول، شماره ۲، دانشگاه تهران ۱۳۹۰
  • هوشیار، محمد مهدی، تحلیل الگوی تقسیمات کشوری شمال خراسان نمونه: شهرستان اسفراین، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت مدرس:۱۳۷۹
  • ییت، کلنل چارلزادوارد، سفرنامه سیستان و خراسان، ترجمه قدرت الله روشنی زعفرانلو – مهرداد رهبری، چاپ اول، انتشارات یزدان: ۱۳۶۵

28- sponer , brian, ARGHIYAN The area of Jajarm in western Khurasan , IranIII, vol II, ،1965

29- Sykes ,p.m. ,Geographical journal , vol.37,no.1.(jan. ,1911),