ویکی‌پدیا:درخواست برابر فارسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو



Archive
بایگانی‌ها
بایگانی ۱

Paramount Pictures, Food Court, Dystopia, Event Horizon, Motor Neurone, set director, Act of Union, Markgraf, Op Art, County, Pledge_drive, Dyslexia, Levant, Megalith, debuccalization

بایگانی ۲

Cross-compilation, چند اصطلاح ریاضی, en:Heartagram, Ergative, Specification, parody, uninstall, چند واژه مربوط به تاریخ‌نگاری, logograph و logographer, ویکی‌پدیا:پروژه سکس‌شناسی, واژه‌های آخرالزمانی !, from scratch, script, , cross-platform, معادل hash در علوم رایانه, اخلاق, computing, User interface, دیسکوگرافی, Abugida, Glacier, DRIVETRAIN یا POWERTRAIN, velomobile یا bicycle car, Tandem bicycle, Freight trikes, Trike rickshaws, Trikebayan, فرش یا قالی؟, گونه‌های دوچرخه, rider یا riding, ریشهٔ شیمی, میکروارگانیسم و ارگانیسم, شهر Arezzo, mary of bethany, Osthanes یا کوروش سپیدمه, Ctesias, کتاب‌سوزی, Samaria, Jonathan

بایگانی ۳

Pre-Raphaelite Brotherhood یا (به فرانسه) Préraphaélisme, Proskynesis, transclusion, Anthroposophy, Organized crime, Inflection, Ge'ez language, Phonogram

بایگانی ۴

Vault, میکروارگانیسم و ارگانیسم, , اکسپدیشن, Feature film, درخواست برابر فارسی, Hammered dulcimer, Paradox, My list, برابر expendable, کارنامه, ایزوگام, ژورنالیسم, حذف؟, Stealth technology, فارسی‌سازی چند کلمه یا حرف, Oval Office؟, نایب‌السلطنه مونث, سندیکالیست, Pliny, Lemma (linguistics), Vacuum deposition, knowledge base and FAQ, واژگان=Terminology؟,همکاری برای حل مشکل در زبان‌شناسی,, نمایشگر Head-up display یا HUD, Findability و Memorability, یوتانازی, یک نکتهٔ زبان‌شناختی, Eurocentrism, Vacuum tube, Osthanes, Robatic, Lander, JPL, اینها چی؟, Screen Actors Guild Awards, تلفظ صحیح, Half cell, en:Pacific Coast Ranges, en:County, The classical unities or three unities, dielectric heating, think tank, logogram, civic?, chelate, Horatii و Sabine, Isogloss, در ویکی‌پدیا Navigation Box, Transclusion, #ifexist, preload, Autocephaly, Mehakelegnaw Zone, Io, Assault rifle

بایگانی ۵

رده Military، کولر گازی، futurama، Sensitization، Municipality، Gadiformes، bestseller، دکترین پیرامون؟، نقاب و ماسک، سازمانهای NIH و ...، cheerleader و cronyism، رتبه‌بندی دیپلماتیک، web syndication، Aggregator، Zendj، MP3 player - Portable media player، Phonorecord، Laconic-ایجاز و سخنوری-Rhetoric، Feel free to ..

بایگانی ۶

logical checks، malware، Professor، Estates-General، میم یا meme، Nancy Chodorow، تلفظ اسم دانمارکی: Jorn Barger، Vault، اینها چطور؟، Porsche، Sports Car، Macaulay Culkin، اریش یا اریک ؟ کوئتزی یا کوئتزه؟، Battleship، National Board of Review Awards، stroke in swimming، late night talk show، parking، Declan Galbraith، endowment، Dancing Beijing، Template:Infobox Former Country، türbe یا turbe، Roche lobe، Thesaurus، empire، Rhahzadh، چند واژه زبانشناسی : homonyms، Homophones، Heteronyms، Homographs، Dutch Empire، Evolution of the British Empire، status bar، Bestseller یا Best-selling book، Sadhu، Head of Public Outreach، shot from a pistol، Wikipedia:Version ۱٫۰ Editorial Team، برابر نام وزن‌های تکواندو، نام یک کتاب

بایگانی ۷

Cross-compilation, Specification, parody, uninstall

بایگانی ۸

Cross-compilation, Specification, parody, uninstall

بایگانی ۹

Secretary of state, Glamour و Stock, Convenience store و Gastronomy , Rift , OST , seal , aerodrome, airstrip, airfield, or airport لغات مورد استفاده در پروژه فرودگاه‌ها, Motorsport season

بایگانی ۱۰
بایگانی ۱۱
بایگانی ۱۲
بایگانی ۱۳
بایگانی ۱۴
بایگانی ۱۵
بایگانی ۱۶
بایگانی ۱۷
بایگانی ۱۸
بایگانی ۱۹
بایگانی ۲۰

این جعبه: نمایشبحثویرایش

ترجمه Category:Male adult models[ویرایش]

با توجه به بحثی که با @Kasir شد لطفا نظرتان را بگوئید تا از این به بعد همه رده‌های اینچنینی هم شکل شوند:

کپی از بحث:

سلام رده:مانکن‌های بزرگسالان مذکر بهتر نیست؟ چون man=مرد و male=مذکر Yamaha5 (بحث) ‏۲۸ فوریهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۵۷ (UTC)

سلام، مگر فرقی بین مرد و مذکر است؟ در ضمن مذکر یک کلمه عربی است و استفاده از آن در رده‌بندی‌ها کمی غیرمتعارف. --Kasir بحث ‏۲۸ فوریهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۱:۰۱ (UTC)
مدل، مانکن انگلیسی نیست؟
مذکر و مونث با مرد و زن تفاوت دارد (دختر و دوشیزه و باکره و زن و پیرزن) همگی مونث هستند همچنین برای مذکر (پسر، مرد، پیرمرد)
در اصل با آمدن مرد دیگر نیاز به بزرگسالان نیست چون مرد کوچک‌سال که نداریم یا از رده:مانکن‌های مرد یا از رده:مانکن‌های بزرگسالان مذکر استفاده کنیم و برای پسربچه‌ها رده:مانکن‌های پسر یا از رده:مانکن‌های نوجوان یا کودک یا جوان مذکر
Yamaha5 (بحث) ‏۲۸ فوریهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۱:۱۸ (UTC)
@Yamaha5 کلمه بزرگسالان ربطی به مرد و زن بودن ندارد، یعنی این مانکن در زمینه افراد بزرگسال فعالیت می‌کند نه همانند مانکن‌های معمولی، چون این مانکن‌ها در زمینه پورنو هستند از کلمه بزرگسال استفاده می‌کنند یعنی برای بچه‌ها نیست، کلمه مانکن را هم از مقاله اصلی که موجود است انتخاب کردم، در مورد مذکر هم باید بگویم وقتی می‌گوییم مانکن مرد یا مانکن زن همه چیز مشخص است من تا حالا ندیده‌ام بگویند مانکن مذکر --Kasir بحث ‏۲۸ فوریهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۱:۲۵ (UTC)
به نظر من الان این ترجمه واضح نیست باید معادل دیگری برای آن یافت. Yamaha5 (بحث) ‏۲۸ فوریهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۱:۳۳ (UTC)
مانکن فرانسوی است. به نظرم اینجا مناسب نیست. -- نوژن (بحث) ‏۲۸ فوریهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۲۱:۲۷ (UTC)
اگر فکر می‌کنید بزرگسال معنا را نمی‌رساند می‌توانید از بالغ استفاده‌کنید. به نظرم رده:مانکن‌های مرد در زمینه بزرگسالان اگرچه بلندتر، ولی گویاتر هم باشد. در مورد کاربرد واژهٔ انگلیسی مدل مخالفم، وقتی مانکن در فارسی جا افتاده‌است استفاده از برابر انگلیسی‌اش چه لزومی خواهد داشت؟ __Âriobarzan ‏۱ مارس ۲۰۱۴، ساعت ۰۵:۵۹ (UTC)
تا جایی که یادم می‌آید مانکن در ایران به آن عروسک‌های پشت ویترین می‌گویند که از موم و پلاستیک ساخته شده‌اند. «مدل» را اما در جاهای گوناگون دیده‌ام؛ از جمله دویچه‌وله فارسی. -- نوژن (بحث) ‏۱ مارس ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۴۹ (UTC)
مانکن هر دو معنا را می‌رساند. ولی پیشینهٔ معنایی مدل بیشتر برابر با الگوست تا مانکن‌های انسانی؛
لغتنامه دهخدا: مدل . [ م ُ دِ ] (فرانسوی ، اِ) الگو. نمونه . (یادداشت مؤلف ). سرمشق . (فرهنگ فارسی معین ). کتاب نقاشی که در مدارس دانش آموزان از روی آن طراحی و نقاشی کنند. هر چیز و هرکس اعم از مجسمه و انسان و غیره که در برابر هنرمند قرار گیرد تا از روی آن نقاشی کند و یا مجسمه بسازد. (فرهنگ فارسی معین ).

__Âriobarzan ‏۲ مارس ۲۰۱۴، ساعت ۰۴:۵۶ (UTC)

آخرالزمان[ویرایش]

سه مقاله در ویکی انگلیسی در مورد آخرالزمان موجود است لطفا برای تفکیک برابر مناسب را پیشنهاد دهید؟ en:Apocalypse و en:Islamic eschatology و en:End time --آرمان (بحث) ‏۸ مارس ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۰۹ (UTC)

به ترتیب آخرالزمان، فرجام‌شناسی اسلامی و پایان جهان. __Âriobarzan ‏۹ مارس ۲۰۱۴، ساعت ۰۴:۲۴ (UTC)
پایان جهان (مسیحیت)، پایان جهان (اسلام)، پایان جهان.--مانی-بختیار (بحث) ‏۱۳ مارس ۲۰۱۴، ساعت ۰۱:۳۴ (UTC)

نودل[ویرایش]

درود، معادل https://en.wikipedia.org/wiki/Noodle نودل به فارسی چیست؟ رشته فرنگی یا ورمیشل جداست. ماکارونی هم نیست.Roozitaa (بحث) ‏۱۳ مارس ۲۰۱۴، ساعت ۰۱:۰۴ (UTC)

درود؛ همکنون نودل واژه‌ای جاافتاده‌است.__Âriobarzan ‏۱۳ مارس ۲۰۱۴، ساعت ۰۴:۵۹ (UTC)

معادل جشن مردگان یا جشن ارواح یا عید مردگان[ویرایش]

درود، [۱] معادل Ghost_Festival (در خاور دور مرسوم است) چیست؟ معادل بعدی برای مثال «به عقیدهٔ پروفسور ویلهلم گایگر، ایرانشناس آلمانی، در ایران پیش از اسلام نوروز در اصل عید مردگان (جشن مردگان) یا به عبارت بهتر، عید احترام به ارواح گذشتگان بود.» در مورد عید مردگان (جشن مردگان) [۲] Festival_of_the_Dead که به ابعاد بین المللی اشاره دارد معادل به فارسی چیست؟ Roozitaa (بحث) ‏۲۹ مارس ۲۰۱۴، ساعت ۰۱:۳۱ (UTC)

درود، همان عید مردگان خوب است، در نقاطی از ایران هم این‌چنین رسمی دارند و از آن به همین ترکیب نام می‌برند، به طور مثال در مازندران که آن را «مردگون عئید» می‌خوانند. Threeten (بحث) ‏۲۹ مارس ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۲۳ (UTC)
درود. به نظر من Ghost_Festival = عید ارواح یا جشن ارواح (یکی تغییرمسیر به دیگری) و Festival_of_the_Dead = عید مردگان (با تغییر مسیر عید مردگان و جشنواره مردگان به آن.)--Taranet (بحث) ‏۲۹ مارس ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۱۴ (UTC)

نام پارسی شهر "Szklarska Poręba" لهستان[ویرایش]

سلام و خسته نباشید. ببخشید من تو مقالهٔ کمینفرم خواستم این شهر [۳] رو به پارسی برگردونم اما حتی ترجمه گر گوگل هم جوابی نداد. کسی می تونه لطف کنه و راهنمایی کنه؟ مهرپویا ع (بحث) ‏۲۸ مارس ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۳۷ (UTC)

سلام، نام مکان‌های خاص مانند شهرها را نباید ترجمه کرد، بلکه می‌بایست به نزدیک‌ترین گویش به زبان اصلی به رسم‌الخط فارسی نوشت، به طور مثال: «اشکلارسکا پورِبا»Threeten (بحث) ‏۲۹ مارس ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۳۰ (UTC)

ممنون. من هم البته منظورم ترجمه به معنای مفهوم نبود. مهرپویا ع (بحث) ‏۲۹ مارس ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۰۰ (UTC)

سلام. اگر تلفظ آن را می خواهید برای لهستان از https://en.wikipedia.org/wiki/Wikipedia:IPA_for_Polish کمک بگیرید. این شهر را به آلمانی Schreiberhau گویند و به لهستانی Szklarska Poręba [ˈʂklarska pɔˈrɛmba] می شود که طبق لینکی که گفتم، «شْکْلارْسْکا پُرِمْبا» است که شاید بهتر باشد «اشکلارسکا پرمبا» نوشته شود. البته نمی‌دانم نام لهستانی‌اش اولویت دارد یا نام آلمانی‌اش. بهتر است همان لهستانی نام‌گذاری شود چون هم در لهستان است و هم در ویکی انگلیسی نیز لهستانی نام‌گذاری کرده‌اند.--Taranet (بحث) ‏۲۹ مارس ۲۰۱۴، ساعت ۱۷:۱۴ (UTC)

United States Code[ویرایش]

سلام. من سررشته‌ای در حقوق ندارم. جستجو در اینترنت هم نتیجه‌ی روشنی برایم نداشت. ترجمه‌ی این عبارت می‌شود: «مجموعه قوانین ایالات متحده» ولی به نظرم خیلی مناسب نیست زیرا United States Code یک مجموعه‌ی مشخص با ۵۱ باب است. لذا اگر برابری برای این عنوان می‌شناسید آن را به این کاربر ناآگاه هم اطلاع دهید. با سپاس یوسف (بحث) ‏۲۹ مارس ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۲۱ (UTC)

در آمریکا و برخی دیگر از کشورها قوانین پس از تصویب در مجموعه هایی مدون می شود. در ایران هم بناست طرحی با عنوان «تنقیح قوانین» اجرا شود[۴]. شاید برای ترجمه «مجموعه قوانین مدون یا منقح ایالات متحده» مناسب تر باشد.--سید (بحث) ‏۲۹ مارس ۲۰۱۴، ساعت ۱۳:۳۳ (UTC)
خیلی ممنون. با تحقیقی که (با راهنمایی شما) کردم متوجه شدم تدوین و تنقیح قوانین دو پروسه‌ی جدا از هم است. لذا فکر می‌کنم «مجموعه قوانین مدون و منقح ایالات متحده» بهتر باشد. یوسف (بحث) ‏۳۰ مارس ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۳۹ (UTC)

Segway polo[ویرایش]

سلام؛ بچه ها کسی می دونه به این ورزش چی میگن؟--Freshman404Talk ‏۲ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۶:۴۵ (UTC)

اینجا نوشته سگ‌وی پولو. چوگان با سگ‌وی هم می‌توان گفت.--همان (بحث) ‏۲ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۲۶ (UTC)

اصطلاحات ایتالیایی مقاله جمهوری فلورانس[ویرایش]

در این مقاله تعدادی اصطلاح نظیر کومونه، سینیوره، مارک توسکانی، گوبلین ها و گوئلف ها هست که من آنها را ترجمه نکردم و در خود انگلیسی هم ترجمه نشده است. ولی فکر کنم برخی از آنها در تاریخ تمدن ویل دورانت ترجمه شده باشد. پیشنهاد شما چیست؟--سید (بحث) ‏۲ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۹:۱۲ (UTC)

به نظر من همین گونه که نوشتید خوب است.--Taranet (بحث) ‏۳ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۲۴ (UTC)

Incesticide[ویرایش]

دوستان، Incesticide آلبومی از نیروانا هست. به نظر می‌رسه از دو واژه Incest (زنای با محارم) و Insecticide (حشره‌کش) تشکیل شده. نکته اینکه کوبین توی یک مصاحبه گفته که ترانه‌های نیروانا هیچ معنی خاصی ندارند و تنها یه سری کلمه تصادفی هستند که کوبین اون‌ها رو چند دقیقه قبل از ضبط می‌نوشته و این کلمه هم به نظرم هیچ معنی خاصی نمی‌تونه داشته باشه، اما با این حال من یه واژه فارسی (هر چند بی‌معنی) رو ترجیح می‌دم، توی یکی از ویکی‌ها インセスティサイド ترجمه شده. ممنون. -- bkouhi (بحث) ‏۲ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۲۲:۲۵ (UTC)

آوانگاری (برگرداندن حرف به حرف) بهتر است و بیشتر مورد اجماع کاربران قرار دارد.--Taranet (بحث) ‏۳ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۰۶ (UTC)
دوست عزیز، در زبان‌های شرق دور، مانند زبان ژاپنی و چینی،برای نگارش کلمه بیگانه، از واج‌آواهایی که در ترکیب، تلفظ آن کلمه بیگانه را بدهند برای نگارششان استفاده می‌کنند، یعنی اگر در مترجم گوگل با ترجمه کلمه فوق که معنی «ماندن در سمت امنیت» را می‌دهد، به روی دکمه تلفظ کلیک کنید، ماشین آوای «اینستیسایدو» را برای کاربر تلفظ خواهد کرد. مانند این که ما نام کسی مثلا Ashley Cole را به فارسی «اشلی کول» بنویسیم، حتی اگر کول در فارسی به معنی سرشانه وپایین گردن باشد. به تاسی از همانان ترجمه نکنید و «اینسستیساید» بنویسید خوب است Threeten (بحث) ‏۶ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۲:۱۹ (UTC)
چون موضوع علمی نیست و نام یک آلبوم است، از همان «اینسستیساید» بهره بگیرید و در متن به معنای نام اشاره کنید. -- نوژن (بحث) ‏۶ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۳:۱۵ (UTC)

لیست داروها[ویرایش]

سلام؛

من لیست داروهایی که باعث ایجاد لیز در مبتلایان به کمبود G6PD می‌شوند را به انگلیسی نوشتم ولی از اونجا که دقیقاً نمی دونستم تو فارسی چطور نوشته میشن از شما درخواست دارم تا در حد امکان اونا رو به فارسی برگردونید. سپاس Freshman404Talk ‏۳ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۴:۰۰ (UTC)

با درود؛ من نگاهی به لیست انداختم. اول آنکه با اجازه، سری به دست و رویش کشیدم و یکی دو پیوند داخلی اضافه کردم و برخی اشکالات نگارشی را برطرف کردم. دوم آنکه لازم است این لیست با استفاده از یک منبع معتبر پزشکی مثل هاریسون یا سسیل یا ویلیامز (خون) به روزرسانی شود، چرا که برخی از این داروهایی که در اینجا (و در ویکیپدیای انگلیسی) نام برده شده دیگر در بازار دارویی و فارماکوپه هیچ کشوری جای ندارند و از رده خارج شده‌اند. راستی Qulndene دیگر چه صیغه‌ای است؟ اشتباهی در نگارش نام آن رخ نداده است؟ منبع آن هم مبهم است و به «شهر بندرعباس» redirect می‌شود. با احترام.--Far50had (بحث) ‏۹ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۶:۳۰ (UTC)

ترجمه Team competition[ویرایش]

سلام،

به نظر شما بهترین و نزدیک ترین ترجمه برای Team competition چیست ؟

یکی از دوستان زحمت بکشه و با ربات تمام Team competition موجود در ویکی رو به نزدیکترین و بهترین معنی اون تغییر بده با تشکر Jojok09 (بحث) ‏۶ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۸:۳۵ (UTC)

معنی خوب رو هم بگین خودم دستی انجام میدم Jojok09 (بحث) ‏۱۱ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۲۷ (UTC)

@Jojok09 توی کدوم مبحث؟ رقابت گروهی؟ مسابقه تیمی؟ بستگی به مبحث داره. -- bkouhi (بحث) ‏۱۱ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۳۸ (UTC)

@Bkouhi برای مثال اینجا Jojok09 (بحث) ‏۱۱ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۴۹ (UTC)

منظورش این هست که بازی به صورت تیمی برگذار شده و مدال به کل تیم رسیده، نوشتن کلمه تیمی کفایت می‌کنه.. -- bkouhi (بحث) ‏۱۱ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۷:۱۳ (UTC)

ممنون Jojok09 (بحث) ‏۱۱ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۷:۲۴ (UTC)

ESP Guitars[ویرایش]

درود. می‌خواستم راهنماییم کنید که اسم این صفحه رو چطوری در معادل ویکی فارسی اون انتخاب کنم. این مقاله. اسمشو بزارم ای‌اس‌پی گیتارز یا چیز دیگه مثلاً شرکت گیتار ای‌اس‌پی؟ ممنون می‌شم نظرتون رو بدونم.  : Master2000  گفتگو  ‏۸ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۹:۵۸ (UTC)

به نظر من نام شرکت‌ها را اگر معادل مشخصی در زبان فارسی نداشته باشند باید به همان شکلی که هستند بازگرداند به همین خاطر فکر می‌کنم ای‌اس‌پی گیتارز که خودتان فرمودید بهترین گزینه باشد. با احترام--MaHaN MSG ‏ ‏۸ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۱۰ (UTC)
@Mahan ممنون ماهان جان ;)  : Master2000  گفتگو  ‏۸ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۱۴ (UTC)

مدیا، مادا، مادایا ...[ویرایش]

کدام عنوان برای مدیا بهتر است؟ ایرانیکا در MEDIA گفته است: مدیا MEDIA (برگرفته از نام یونانی که خود برگرفته از نام فارسی باستان: Māda و آشوری و بابلی:Mādāya) سرزمینی در شمال غربی ایران بود. --Taranet (بحث) ‏۱۱ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۲۹ (UTC)

چیزی که به ذهن من رسید مادیه، سرزمین ماد یا مادستان بود، اما در مورد مناسب بودنش مطمئن نیستم، مخصوصا مورد آخر. -- bkouhi (بحث) ‏۱۱ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۲۱ (UTC)
ماد! __Âriobarzan ‏۱۲ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۳:۰۵ (UTC)
@Ariobarzan ماد نام مردمی است، مدیا/مادَ نام سرزمین. احتمالا نام قوم ماد از سرزمین مادَ گرفته شده نه برعکس.--Taranet (بحث) ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۸:۳۷ (UTC)
ماد هم نام سرزمین ماد است و هم نام قوم ماد. در آینده بخش‌های دیگری از این سرزمین هم با پیشوند ماد خوانده شده‌اند، مانند ماد کوچک که آذربایجان است. در چنین مواردی می‌باید از ابهام‌زدایی استفاده نمود. __Âriobarzan ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۸:۴۳ (UTC)
یک نکته دیگر اینکه در پایان عصر باستان در ایران و آغاز سدهٔ اسلامی این نام ماه تلفظ می‌شده است. __Âriobarzan ‏۲۱ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۲:۵۷ (UTC)

X Window System[ویرایش]

اکس یکی از شاهکارهایی هست که تا به حال بدست بشر خلق شده، این مبحث پر از اصطلاحات تخصصی هست که نیاز هست به فارسی برگردند تا راه برای ایجاد مقالات این مبحث باز بشه، بعضی از این اصطلاحات کم و بیش به فارسی ترجمه شدند، اما به نظر من همچین دلچسب نیستند (هرچند که انگلیسی اون‌ها هم دلچسب نیست، به نظر من) مهمترین اصطلاح مربوط به خود مقاله X Window System هست که به نظر من عنوان فعلی (سیستم پنجره اکس) برابر خوبی نیست، سامانه پنجره‌ای اکس یا سامانه پنجره‌بندی اکس می‌تونه برابر بهتری باشه (مورد آخر نظر به اینکه اکس یک Windowing System هست انتخاب شده و یکی از برابرهایی که می‌تونیم برای Windowing system انتخاب کنیم سامانه پنجره‌بندی هست.) اصطلاحات دیگه‌ای هم هستند که نیاز به برابر مناسب دارند (اسامی دیگه‌ای هم هستند که فعلا از ذکر اون‌ها خودداری می‌کنم):

میشه خیلی راحت با آوانگاری یا انتخاب یه برابر لغوی، قضیه رو فیصله داد (در اصل اصطلاحاتی مثل مدیر پنجره پویا، موزائیکی، پشته‌ای، ترکیبی و ... رو قبلا به طور محدود در جاهایی دیدم، اما به نظرم خیلی جالب نیستند، در اصل من دنبال اصطلاحاتی تو مایه‌های آب‌بازسانان یا کهن‌آب‌بازسانان هستم)، داشتن یک برابر فارسی مناسب برای این اصطلاحات واقعا می‌تونه جذاب باشه، اگه هر نوع پیشنهادی برای هر کدوم از اصطلاحات بالا دارید، ممنون می‌شم اگه مطرح بکنید. -- bkouhi (بحث) ‏۱۱ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۱۸ (UTC)

باهاتون موافق هستم پس پیشنهادم این هست که اول window manager را پنجره‌بند در نظر بگیریم و به ترتیب این برابرها را:
  • پویاپنجره‌بند یا پوی‌پنجره‌بند
  • کاشی‌پنجره‌بند
  • کُپه‌پنجره‌بند
  • ترکیب‌پنجره‌بند
  • باز‌والدپنجره‌بند یا پنجره‌بند والدساز یا "این‌والدپنجره‌بند"
  • چون Widget از سال 1915 به بعد ظاهر شده و خاصیتهایی که داره اینه که کوچک هست وسیله مکانیکی غیرخودکار هست پس بنظر بهترین برابر همان ابزارک هست و البته برای toolkit هم جعبه‌ابزار حالا بجای اینکه بگیم "جعبه‌ابزار ابزارک" از تکرار ابزار خوداری کنیم و بگیم "جعبه‌ابزارک" چون مشابه این ترکیب widgetkit هست و در حال حاضر استفاده میشه پس به‌کار بردن جعبه‌ابزارک با مسمی هست.

R11aku (بحث) ‏۵ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۳:۴۵ (UTC)

ممنون، برابرهای باحالی بودند، مخصوصا جعبه‌ابزارک، اجازه دهید نظر بقیه دوستان رو هم جویا بشیم ببینیم می‌تونیم به اجماعی برسیم؟ -- bkouhi (بحث) ‏۵ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۴:۰۲ (UTC)

شیطان، ابلیس و ...[ویرایش]

در حال حاضر شیطان معادل Satan در نظر گرفته شده است اما من فکر می کنم Devil معادل صحیح تری باشد. ابلیس به en: Devil (Islam وصل شده است. لوسیفر به Lucifer وصل شده است که در این صورت عزازیل ([۵])مناسب تر است. --سید (بحث) ‏۱۸ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۳:۲۵ (UTC)3

@Sa.vakilian پس می‌گویید Satan و Devil و عزازیل را به کدام مقاله‌ها وصل کنیم؟ با توجه به اینکه Satanism = شیطان‌پرستی --Taranet (بحث) ‏۲۰ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۴۲ (UTC)
سلام. خب اگر می دانستم که نمی پرسیدم. الان دو کلمه Devil و Satan رو برای شیطان داریم و لوسیفر اصلا در زبان ما استفاده نشده است!--سید (بحث) ‏۲۰ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۰۸ (UTC)
بله شیطان برای The Devil مناسب‌تر است. Devil و شیطان هر دو اسم عام‌اند. از این رو در انگلیسی می‌توان گفت devils که می‌شود شیاطین. وقتی می‌گویند The Devil یعنی آن شیطان بخصوص، شیطان رانده‌شده. از سوی دیگر Satan نام یک شخصیت به‌خصوص است همان که دشمن قسم‌خوردهٔ بنی‌بشر است و البته همان شیطان رجیم است. در اسلام اسم خاص این شیطان رانده‌شده ابلیس است. این ابلیس که سرکشی کرد طرد شد و الشیطان الرجیم شد. وانگهی Satan با ابلیس اندکی فرق می‌دارد. چون Satan تا قبل از رانده شدن نامش Satan نبود بلکه لوسیفر بود. در مسیحیت لوسیفر نام یکی فرشتهٔ مقرب است که چون رانده شد Satan شد. یعنی Satan تا حدودی هم متضمن ابلیس‌بودن است و هم متضمن شیطان رجیم بودن. در قرآن تا آنجا که به یاد می‌آورم از همان ابتدا اسم خاص ابلیس برای شیطان به کار رفته‌است. در سنت ماوراءالطبیعهٔ اسلامی (ولی در نه قرآن) کلمهٔ عزازیل برای اشاره به ابلیس هنگامی که مقرب‌بود به کار رفته‌است و این نزدیک‌ترین معادلی‌است که برای لوسیفر می‌شناسم. همانا خود کلمهٔ لوسیفر را هم می‌توان به کار برد. به هر حال صورت انگلیسی این واژه‌ها و صورت فارسی/اسلامی‌شان تطابق صددرصد نمی‌دارند بلکه هم‌پوشانی نسبی می‌دارند و باید کمی سلیقه و ظرافت بسته به مورد ترجمه به کار برد. به‌آفرید ‏۲۱ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۴:۳۲ (UTC)
تشکر فراوان.--سید (بحث) ‏۲۱ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۳۷ (UTC)

Cannabis culture[ویرایش]

معادل مناسب برای en:Category:Cannabis culture و en:Category:Cannabis activism‎ چیست؟--Taranet (بحث) ‏۲۰ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۴۲ (UTC)

با عرض سلام و ادب. به نظرم انگار معادل مناسب برای اولی «پادفرهنگ ماری‌جوانا» و برای دومی «کنشگران ماری‌جوانا» باشد. Threeten (بحث) ‏۲۰ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۲۴ (UTC)
ممنون. رده:فرهنگ ماری‌جوانا و بقیه را ساختم.--Taranet (بحث) ‏۲۱ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۱۲ (UTC)

whoniverse[ویرایش]

لطفاً هرکس تلفظ و معنی کلمه Whoniverse را به فارسی می داند بگوید؟این هم لینک مقاله در ویکی انگلیسی ۱
با تشکر علی رضا رستم زاده (بحث) ‏۲۰ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۲۳ (UTC)

سلام. معنای قدیمی و خاصی ندارد[۶]. گویا واژه‌ای ترکیبی است از میان دو واژه Universe و Dr. Who که اشاره به جهان خلقت از نوع تعریف شده در سریال دکتر هو دارد.

ارادتمند Threeten (بحث) ‏۲۰ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۴۰ (UTC)

هونیورس؟--Taranet (بحث) ‏۲۰ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۲۰:۱۸ (UTC)
به نظرم این یک قلم از آن دست کلمات هست که بهتر هست ترجمه شود. چون در غیراینصورت خوانندهٔ فارسی نمی‌فهمد یعنی چه! و مقصود پشت واژه چه بوده است. با توجه به توضیحی که دوست مان در این بالا دادند. برای یک چنین کلمه‌ای می‌توان گفت "جهان هو". KhabarNegar خبرنگار ‏۲۱ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۷:۱۲ (UTC)
از آنجایی که هونیورس اسم خاص است بهتر است از نویسه‌گردانی بهره‌برد تا ترجمه. __Âriobarzan ‏۲۱ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۷:۱۷ (UTC)
تشکر از همه علی رضا رستم زاده (بحث) ‏۲۴ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۵۵ (UTC)

برابر نشان Order of Australia[ویرایش]

لطفا یک معادل برای Order of Australia آیا نشان استرالیا درست است؟ سپاسSimsala111 (بحث) ‏۲۶ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۰:۵۵ (UTC)

سلام. بله درست است؛ اما بهترش «نشان افتخار» است. برای نمونه در خبرگزاری‌ها می‌گویند «رئیس جمهور فرانسه نشان افتخار این کشور را به فلانی داد». -- نوژن (بحث) ‏۲۶ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۳:۰۷ (UTC)

محدثان و رجال[ویرایش]

رده‌های حدیث خیلی درهم است. احتمالا تعداد زیادیشان باید یکی شوند. اما به چه ترتیبی؟

  • رده:محدثان
  • رده:گردآورندگان حدیث= Category:Hadith_compilers (ردهٔ فرعی)
  • رده:پژوهشگران حدیث = Category:Hadith_scholars (ردهٔ مادر)
  • رده: محدثان سنی‏
  • رده: محدثان شیعه
  • رده: رجال حدیث شیعه‏

@طاها ‏--Taranet (بحث) ‏۶ مهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۰:۵۱ (UTC)

راستش محدث و رجالی لزوماً زیر مجموعهٔ همدیگر نیستند، گرچه محدثان معمولاً رجالی هم بوده‌اند. من این سوال را در بحث کاربر:Mohamad61.20#منابع اولیه پرسیده‌ام. به نظرم می‌رسد دو ردهٔ گردآورندگان و پژوهشگران گرته‌برداری از انگلیسی باشند و خیلی در فارسی رایج نباشند. از طرفی فردی مثل مجلسی به گردآوری حدیث مشهور بوده و خیلی حدیث جدید نقل نکرده. لذا کار سخت می‌شود. بهتر است کاربر:Mohamad61.20 و کاربر:Arfarshchi هم نظر دهند. طاها (بحث) ‏۶ مهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۱:۱۷ (UTC)
این چه ربطی به این صفحه دارد؟--سید (بحث) ‏۶ مهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۵۱ (UTC)
«رجالی» متخصص دانش رجال است، از نجاشی و شیخ طوسی تا علامه حلی و آیت‌الله خویی و آیت‌الله شبیری. تا جایی که می‌دانم «محدث» راوی حدیث فراوان است. «رجال حدیث» همهٔ راویان را شامل می‌شود، یعنی کسانی که در سند حدیث اند، مانند کلینی از عطار از برقی از ... از امام صادق، همهٔ این افراد نام‌برده به جز معصوم جزو رجال حدیث اند. بنابراین همهٔ محدثان جزو رجال حدیث اند ولی همهٔ رجال محدث نیستند. پس عنوان «گردآورندگان حدیث» زیرمجموعهٔ «محدث» است و محدث زیرمجموعهٔ «رجال حدیث». «پژوهشگر حدیث» کلا جدای از عنوان‌های دیگر است، ممکن است کسی اصلا رجل حدیث و راوی نباشد ولی حدیث‌پژوه باشد، باید دید تعریف علمی حدیث‌پژوهی چیست، مثلا شامل فقیه می‌شود؟ شامل دانشمندان تاریخ حدیث می‌شود؟، باید اینها را مشخص کرد.

در نهایت پیشنهاد می‌کنم گردآورندگان حدیث را زیررردهٔ محدث کنید، ولی رجال و راویان را رده‌ای جداگانه بگذارید باشد چون گرچه یکی شامل دیگری است ولی به نظرم تا حدی جدای از هم است. پژوهشگر حدیث را هم باید جدا کرد، البته اگر تعریفش شامل محدثان یا گردآورندگان حدیث شد می‌توان آن را زیررده کرد. تک‌تک این عنوان‌ها هم باید برای شیعه و سنی از هم جدا باشد. قطعا پژوهشگران حدیث نباید ردهٔ مادر باشد. این‌ها هیچ‌کدام مادر نیست.--arfar (گفتگو) سه‌شنبه،۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۱۱ (ایران) ‏۶ مهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۴:۴۱ (UTC)

با نام خدا. سلام به آقای طه و دیگر دوستان و امیدوارم خوب باشید. من هم با پیشنهاد جناب arfar موافقم. mohamad61.20@gmail.com (بحث) ‏۲ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۱۲:۰۲ (UTC)

Barycentric coordinates[ویرایش]

کسی می‌داند Barycentric coordinates این چه معنی دارد، یک مقاله در ویکی انگلیسی هم دارد. مربوط به سامانهٔ مختصاتی می‌شود که بدون چرخش است و مرکز آن به جای یک جرم متمرکز دو جرم قرار دارد.--پویان (بحث) ‏۱۰ مهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۳:۰۹ (UTC)

من خودم مختصات چند مرکزی را در نظر دارم، ولی نمی‌دانم که معادل فارسی دارد یا نه؟--پویان (بحث) ‏۱۰ مهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۳:۱۱ (UTC)
قبلاً مقاله اش ساخته شده است دستگاه مختصات گرانیگاهی ماهان Inbox ‏۱۰ مهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۳:۳۳ (UTC)
این فرق داره با مدل ریاضی ولی خوب نامش را می‌توان استفاده کرد. --پویان (بحث) ‏۱۰ مهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۳:۴۲ (UTC)
@Pouyana فرهنگستان در حوزهٔ نجوم معادل «مختصات مرکزجرمی» را برای barycentric coordinates تصویب کرده‌است (اینجا بجویید). البته نمی‌دانم این واژه بین اهالی فن جاافتاده محسوب می‌شود یا خیر. 4nn1l2 (بحث) ‏۱۰ مهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۲۱ (UTC)

برابر فارسی چند رده[ویرایش]

  • به گمانم رده:شورشیان بر پایه نوع باید به رده:شورش‌ها بر پایه نوع منتقل شود و سپس رده:شورشیان بر پایه نوع به en:category:Rebellions by type پیوند داده شود. البته نمی‌دانم آن‌وقت باید با en:category:Rebels by type چه بکنیم!!
  • در مواردی که برای یک موضوع هم persia هست و هم iran باید چگونه رفتار کنیم؟ مثلاً en:category:Military history of Persia و en:category:Military history of Iran.
  • همچنین در دو مورد en:category:Sasanian dynasty و en:category:Sasanian Empire راهنمایی می‌خواهم.Ḿs 会話 ‏ ‏۱۵ مهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۳۵ (UTC)
درود بر شما. شورش‌ها بر پایه نوع درست شد؛ شما «شورشیان بر پایه نوع» را بسازید. persia نام کشور/شاهنشاهی ایران تا پیش از رضاشاه بود، ایران کشور امروزین را توصیف می‌کند. شما می‌توانید از «ایران باستان» در اینجا بهره گیرید. Sasanian dynasty به معنای «دودمان ساسانی» و Sasanian Empire به معنای شاهنشاهی ساسانی است. -- نوژن (بحث) ‏۱۶ مهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۱:۰۴ (UTC)
بسیار سپاس‌گزارم. پرسشی دیگر نیز در مورد en:Category:Sasanian people و en:Category:People of the Sasanian Empire دارم. چگونه ترجمه شوند بهتر است؟Ms96 (بحث) ‏۱۶ مهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۵۴ (UTC)
@Ms96 بعضی موضوع‌ها ویژه ویکی انگلیسی هستند و آن‌ها آنقدر مسائل را خرد کرده‌اند که «مفاهیم» موجود در دیگر زبان‌ها به پایشان نمی‌رسند. برای نمونه در همین جا، Category:Sasanian people در برگیرندهٔ همهٔ مردم‌ها و اهالی و شخصیت‌هایی است که در دوره ساسانی می‌زیسته‌اند. با این حال Category:People of the Sasanian Empire دربرگیرنده رتبه‌های کشوری، درجه‌های لشکری، سردمداران، و در کل کسانی هستند که به شخصه در ارتباط «حکومت» ساسانی بوده‌اند. از آنجا که ما مفهومی که این دو را از هم جدا کند نداریم، شاید بهتر باشد همهٔ آن‌ها را در یک ردهٔ واحد جمع کنید. رده‌ای همچون «اهالی ساسانی». -- نوژن (بحث) ‏۱۷ مهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۵۴ (UTC)
یا اتباع ساسانی! __Âriobarzan ‏۱۸ مهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۵:۴۶ (UTC)

Pro-active[ویرایش]

سلام. دوستان گرامی این کلمه رو چی ترجمه می کنید؟--سید (بحث) ‏۲۴ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۷:۳۳ (UTC)

بستگی دارد دوست عزیز. اینجا را نگاه کنید. ارژنـگ ‏۲۴ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۳۱ (UTC)
بله دقیقا همون توضیحی که پاراگراف اول نوشته است. مثل Proactive approach چی می شه؟ راستش کنش گرا و کنش‌گرایی خیلی واضح نیست و با کنشگری معادل Activism متمایز نیست!--سید (بحث) ‏۲۵ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۱:۵۲ (UTC)
@Sa.vakilian پیشنهاد من برای pro-active پیش‌کنشگر است. ادیب سلطانی گفته‌است pro پیشوندی لاتین و یونانی است که می‌تواند در معانی «پیش» و «فرا» به کار رود. برای این پیشوند، ادیب سلطانی مثال prologue به معنی «پیشگفتار» را زده‌است. به نظر من هم در اینجا منظور از pro «پیش» است. از نظر مفهومی هم می‌خواند. پیش‌کنشگر: کسی که اوضاع را خودش کنترل می‌کند و نمی‌گذارد دیگران برایش اوضاع را کنترل کنند (کنشگری) او این کار را از طریق پیش‌دستی و پیش‌بینی و برنامه‌ریزی از قبل انجام می‌دهد (پیش). 4nn1l2 (بحث) ‏۲۵ مهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۷:۰۵ (UTC)
بسیار متشکر.--سید (بحث) ‏۲۵ مهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۹:۴۴ (UTC)

Township[ویرایش]

درود بر شما؛ برای ساخت تعدادی رده (به صورت رباتیک یا دستی) به ترجمه دقیق این واژه بر پایه مقاله نیاز دارم. ح.فاطمی ۳ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۲۰ (ایران) ‏۲۴ مهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۸:۵۰ (UTC)

township و county هر دو در فارسی و بر اساس مدل تقیسمات کشوری ایران تقریبا هم معنا با «شهرستان» هستند. سالها قبل در همین زمینه در ویکی پدیای فارسی بحث هایی شده بود. خلاصه این که خیلی کشورهای غربی به دلخواه یکی از دو واژه انگلیسی فوق را برای اشاره به سطح تقسیمات کشوری کوچکتر از ایالت/استان به کار می برند که برابر با شهرستان در تقسیمات کشوری ایران است. --سعید (بحث) ‏۲۹ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۰۵:۱۲ (UTC)

Slacklining[ویرایش]

  • چند پیشنهاد : من صفحه را به بندبازی منتقل کرده‌ام اما ظاهرا عنوان دقیقی نیست. برای عنوان دقیق چه پیشنهادی دارید؟ خود من ترازلغزی را پیشنهاد می‌کنم.--Sahehco / گفتگو ‏۲۵ مهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۹:۳۸ (UTC)

بنده این مطلب رو نوشته بودم و 5 سال است به این ورزش میپردازم (اسلک لاینینگ) نام این ورزش اسلک لاینینگ است و دارای فدراسون جهانی میباشد و کاملا با بند بازی در سیرک و غیره متفاوت است همانند خیلی از لغات که در همین سایت هم استفاده شده این لغت برگردان فارسی ندارد بنده فکر میکنم ترازلغزی و.. مناسب نباشد البته با نهایت احترام به نظر دیگران لغاتی همچون فوتبال و یا والیبال و بسیاری دیگر که در این سایت استفاده شده برگردان ندارند و زیبا نیست به این ورزشها (پا توپ) یا (دست توپ) گفته شود بنده تقاضا دارم که این ورزش هم با اسم اصلی خود در سایت اراعه شود با تشکر کیاوش شریفی (بحث) ‏۲۵ مهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۰۱ (UTC)

اینگونه نام‌ها بهتر است ترجمه نشود، نظر من اسلک‌لاین است (نام اصلی). ارژنـگ ‏۳۱ مهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۸:۱۴ (UTC)

درخواست نظر از دوستان[ویرایش]

درود؛ لطفاً درباره عنوان مقاله به بحث:اکلاهما بروید و لطفاً نظرتان را درباره عنوان برابر Oklahoma بنویسید تا سریع‌تر به یک واژه برسیم؛ پیشاپیش از شما سپاس‌گزارم. ح.فاطمی ۱۰ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۵۴ (ایران) ‏۳۱ مهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۷:۲۴ (UTC)

درود @Fatemi127 عزیز، بنظر من اکلاهما اصطلاح رایح‌تر است. ارژنـگ ‏۳۱ مهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۸:۰۹ (UTC)
@ارژنگ درود ارژنگ بزرگوار، سپاس‌گزارم بابت نظرتان، اگر امکانش هست و زحمتی برای تان نیست، این متن‌تان را در بحث:اکلاهما کپی نمایید تا در یک جا باشد، از سویی تغییر گسترده رباتیک در مقالات و رده‌ها نیاز است همچون اینجا به همین دلیل اگر جمع، جمع باشد بهتر است :) ارادتمندتان. ح.فاطمی ۱۰ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۴۴ (ایران) ‏۳۱ مهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۸:۱۴ (UTC)

Ironclad classes[ویرایش]

درود؛ درست است رده برابر en:Category:Ironclad classes هنوز ساخته نشده است ولی رده‌های زیرین این رده در فارسی موجود است. این واژه به گمانم اشتباه ترجمه شده است، سری‌ای از مقالات به صورت آیروکلند کلاس اوشن وجود دارد که یا آیروکلد باید باشد یا معنی فارسی آن. ح.فاطمی ۱۰ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۱۶ (ایران) ‏۳۱ مهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۱:۴۶ (UTC)

با توجه به شکل کشتی و اینکه نخستین کشتی های آهنی بودند شاید عبارت آهن پوش معادل مناسبی برایش باشد. ضمنا ترتیب حروف Ironclad ربطی به آیروکلند ندارد.--سید (بحث) ‏۳۱ مهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۰۳ (UTC)

Flap[ویرایش]

برابر flap در موضوع Flap consonant چیست؟ در میان زبان‌شناسان شنیده و دیده‌ام که از همان فلپ بهره‌برده و می‌برند. __Âriobarzan ‏۲۵ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۳۸ (UTC)

به نظر منم همون فلپ خوب باشه.(البته ندیدم جایی رسماً ازش استفاده شده باشه)--Freshman404Talk ‏۲۵ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۱۳:۴۶ (UTC)
فرهنگستان «زنشی» ترجمه کرده‌است. (البته در رشتهٔ زبان‌شناسی)--arfar (گفتگو) شنبه،۷ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۴۱ (ایران) ‏۲۸ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۱۱ (UTC)

Accuracy International Arctic Warfare[ویرایش]

با عرض سلام خدمت دوستان. لطفا در نظر داشته باشید که این، اسم یک اسلحه تک تیراندازی انگلیسی هستش. اینم صفحه اصلیش Accuracy International Arctic Warfare. با تشکر  : Master2000  گفتگو  ‏۲۵ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۱۴:۰۴ (UTC)

اسم خاص است، همهٔ زبان‌هایی را هم که می‌توانستم بخوانم از زبان‌های اروپایی گرفته تا روسی و عبری هم یا همین نام را به کار بردنه‌اند یا کوتاه‌شده‌اش ارکتیک وارفیر. __Âriobarzan ‏۲۶ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۰۴:۴۶ (UTC)
من تخصصی ندارم ولی معمولاً جنگ‌افزارش رو فارسی می گن.--Freshman404Talk ‏۲۶ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۰۶:۱۱ (UTC)
پیشنهاد من «اسلحه آرکتیک» و یا ترجیحا «اسلحه شمالگان» است. چنانچه در مقاله آمده است Accuracy International نام شرکت سازنده است. --سعید (بحث) ‏۲۹ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۰۵:۱۶ (UTC)
نوع لازم نیست در عنوان آورده شود. مثلا مقاله بوئینگ ۷۰۷ را نمی‌نویسیم «هواپیمای بوئینگ ۷۰۷» یا مقاله کره شمالی را نمی‌نویسیم «کشور کره شمالی». اینجا هم آرکتیک وارفیر کافی به نظر می‌رسد. در انگلیسی عادت دارند اسم شرکت را قبل از هر محصولی بیاورند و در فارسی لزوما اینگونه نیست. علاوه بر اینکه ترجمه اسم خاص به طور کلی اشتباه است در اینجا آرکتیک دقیقا به معنی واقعیش استفاده نشده است. در مناطق قطبی نه کوه و تپه‌ای وجود دارد و نه درختی و نه ساختمانی که جلوی دید را بگیرد در نتیجه جنگ‌ها در مسافت‌های خیلی دور اتفاق می‌افتند. اینجا هم منظورشان سلاحی است که به درد این نوع جنگها میخورد.--همان (بحث) ‏۲۹ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۱۱:۰۳ (UTC)

Tiara[ویرایش]

برابر فارسی tiara. سپاس MS 会話 ‏۲۸ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۱۳:۲۸ (UTC)

در فارسی به آن تارُک (Tarok) گفته می‌شود و اشاره به کلاه پادشاهی و نه تاج دارد.--Sahehco / گفتگو ‏۲۸ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۲۷ (UTC)
درود. در نوع قدیمی‌تر و مفصل‌تر تارُک نامیده می‌شود و نوع امروزی‌تر و کوچک‌تر آن نیم‌تاج. مانی (بحث) ‏۲۸ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۴۱ (UTC)
@مانی جان کمی گیج شده‌ام چون در همین ویکی‌پدیا دیهیم به عنوان نیم‌تاج معرفی شده! MS 会話 ‏۲۸ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۱۷:۱۳ (UTC)

Longest recorded sniper kills[ویرایش]

دوستان گرامی این Longest recorded sniper kills رو هر طور معنی می‌کنم یا یه قسمتش از قلم می‌افته یا معنی جالبی نمیده. خودم تا حالا (طولانی‌ترین فاصله ثبت شده که تک‌تیراندازان کسی را کشته‌اند) رو در نظر گرفته بودم ولی خب این جمله یه جورایی به اسم‌های متداول مقاله‌های ویکی‌پدیایی شبیه نیست. از طرفی اگر (طولانی‌ترین فاصله کشته شده ثبت شده توسط تک‌تیراندازان) رو انتخاب کنم این قسمت فاصله کشته شده درست معنی نمیده. لطفا راهنمایی کنید. با تشکر  : Master2000  گفتگو  ‏۳۰ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۱۲:۰۵ (UTC)

بلندترین رکورد کشندگی تفنگ تک‌تیراندازی! __Âriobarzan ‏۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۴:۲۶ (UTC)
+چند پیشنهاد برای بیشتر شدن دایره لغات‌مون: "بیشترین فاصلهٔ کشته‌شدن توسط تفنگ اسنایپر" یا "بیشترین فاصلهٔ کشته‌شدن ثبت شده توسط تفنگ اسنایپر" یا "بیشترین فاصله تک تیراندازی ثبت شده که منجر به مرگ‌شده‌است". KhabarNegar خبرنگار ‏۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۴:۳۷ (UTC)
رکورد دورترین کشته‌های اسنایپر (یا دورزن) ارژنـگ ‏۳ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۹:۵۶ (UTC)

plugin و addon و connector[ویرایش]

برای plugin یا به شکل plug-in برگردان اتصال‌گر و برای addon، افزونه و برای connector اتصال‌دهنده یا متصل‌کننده البته برای plugin، وصل‌شونده یا متصل‌شونده هم میشه استفاده کرد برای این کلمات چه پیشنهادی هست؟ R11aku (بحث) ‏۳ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۳:۵۸ (UTC)

درود. تا آنجایی که بیاد دارم plugin بمعنی نرم‌افزار افزودنی (یا شاید افزونه نرم‌افزاری) است و addon سخت‌افزار افزودنی (یا شاید افزونه سخت‌افزاری) است. connector هم اتصال‌دهنده می‌تواند معنی درستی باشد. ارژنـگ ‏۳ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۹:۳۱ (UTC)
عرض ادب. البته لزومی نداره یه addon سخت‌افزاری باشه. فایرفاکس از این اصطلاح برای بسته‌های افزودنیش استفاده میکنه. پس اتصال‌گر مناسب نیست. R11aku (بحث) ‏۳ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۲۳:۲۵ (UTC)

فرهنگستان:

  • add-on: برافزا
  • plug-in: افزایه [افزونهٔ خودمان. البته افزونه واژه‌ای غیر از افزایه است ولی ظاهرا همان ساختار است]
  • connector: اتصال‌دهنده

پیشنهاد می‌کنم برای plugin از همان افزونه استفاده کنیم، برای add-on از برافزا.--arfar (گفتگو) پنجشنبه،۱۲ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۰۵ (ایران) ‏۳ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۹:۳۵ (UTC)

عرض ادب. اینها خوب بودند از همین‌ها استفاده میکنم البته افزونه برای plugin. تفاوت معنایی خاصی بین افزایه و افزونه سراغ دارید؟ برای extension چطور؟ بسط خوبه؟ وب‌سایت فرهنگستان متاسفانه کار نمیکنه لغات رو توی تمامی دفترها جستجو میکنید؟ مشقت بار هست. bundle هم از همین دست کلمات مرتبط هست. پیشنهاد چی میدید؟ البته اینها رو هم میشه پیشنهاد داد کدوم مناسبتر هست؟

extension توسیع
bundle بقچینه

البته مایل نیستم از توسعه و بسته و دسته استفاده کنم. بستینه یا مشتینه هم وزن دستینه و زرینه چطورند؟ :R11A (بحث) ‏۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۱۰ (UTC)

افزونه و افزایه درواقع یک چیز است. «افزایه» از ستاک مضارع افزودن به علاوهٔ «ه» اسم‌ساز درست شده‌است. افزونه نیز الگویی است برای فعل‌هایی که به صورت «فلانودن» و «فلانای» است (مانند آزمودن و آزمای و آزمون(ه)، پالودن و پالای و پالونه، نمودن و نمای و نمونه) که ظاهرا آن هم اسم می‌سازد. پس تقریبا یا دقیقا افزونه = افزایه. اینکه چرا فرهنگستان به جای افزونه گذاشته افزایه، شاید دلیلش این باشد که هنگامی که معادل را تصویب می‌کرده‌اند هنوز واژهٔ افزونه کاربردی نبوده‌است. ولی الان که جا افتاده‌است به نظر من هم حرف شما درست است و نیازی نیست که برای پلاگین از افزایه استفاده شود و همان افزونه خوب و جاافتاده است.
اما برای extension در فرهنگستان در رشته‌های مختلف واژه‌های مختلفی گذاشته‌اند. در کشاورزی و ... واژهٔ «دنباله»، در گردشگری «اضافه» (در دو واژهٔ مرکب). اما به نظرم «توسیع» واژهٔ خوبی نیست، چون زیادی عربی است و جاافتاده نیست. دقیقا در چه رشته‌ای و برای چه ترکیبی extension را مدنظر دارید؟
واژهٔ بستینه و مشتینه و ... چون خودساخته است و استفاده از پسوند «ینه» در فارسی رایج نیست به نظرم باید آخرین گزینه باشد. یعنی مثلا وقتی جایی مانند فرهنگستان واژه را بسازد فرق می‌کند، ولی مثلا وقتی من چنین واژه‌ای را بسازم حتی اگر به نظر خودم مناسب باشد چون از عرف زبانی به دور است شاید مقبول نیفتد و فکر کنم بهتر باشد در این شرایط تا جایی که می‌شود از ساختارهای عادی زبانی استفاده کنیم، مانند استفاده از پسوند «ه» (برای اسم ساختن) و «ی» (برای نسبت) به جای «ینه». bundle را فرهنگستان چنین گذاشته‌است که از واژه‌های مرکب یا مفرد استخراج کرده‌ام: کلاف (مهندسی منابع طبیعی و ...، ریاضی)، بافه (فیزیک)، بندیل (باستان‌شناسی)، چهارنخ (مهندسی مخابرات و پست).
--arfar (گفتگو) دوشنبه،۱۶ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۰۴ (ایران) ‏۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۲۰:۳۴ (UTC)
ممنون از توضیحات خوبتون. برابر این کلمات رو در زمینه نرم‌افزار میخوام تعیین کنم، برای نمونه در مرورگر کروم کلمه extension برای کدهای اجرایی الحاقی استفاده میشه. در ساختاری که باهاش سروکار دارم از نظر کل و جز اینگونه هست که هر bundle یا addon یک extension هست و هر plugin ی یک bundle هست و هر fragmentی مجدد یک جز اضافه شونده به یک plugin هست که خودباز یک plugin هست، یعنی یک پلاگینی که جزی از یک پلاکین دیگه هست و طبیعت آن کوچیک ماندنش هست. پس فعلا برای extension بسط، addon برافزا، bundle بافه، plugin افزونه و برای fragment قطعه. مناسب هست؟ ممنونم از ذکر بافه، چیزی که هست از نظر ریشه شناسی کلمه bundle از a binding میآد و چیزی هست که اجزا آن بهم مقید و بند و بافته شده‌اند پس بافته هست و بافه معادل خوبی میتونه برای این کلمه در زمینه نرم‌افزار هم باشه.
* چقدر از پیدا شدن این بافه خوشحال شدم.

برای extension هم کلمه مناسبی پیشنهاد کنید، توسعه که برای development به کنار، توسیع از نظر آوایی خوش آهنگ نیست و با توزیع و توصیه نزدیک هست، بسط هم برای خود فرآیند گسترش دادن مناسب هست ولی در اینجا مقصود از extension آنچه بسط‌دهنده در فرآیند بسط دادن استفاده میکنه، هست. بگیم بسطینه؟ برای نمونه "برای بسط به بسطینه‌ها نیاز هست." البته بنظر برای فرآیند بسط دادن، کلمه گسترش مناسبتر هست. "برای گسترش به بسطینه‌ها نیاز هست.". مطلب دیگه اینکه در افزونه_نرم‌افزاری کلمه افزونه برای extension بکار رفته. اطلاع ندارم چقدر این کلمه برای extension جا افتاده و متداول شده، تا زمانی که برابر خوبی برای extension نشه پیدا کرد افزونه براش پذیرفته شده باقی میماند و در این صورت لازم هست plugin رو افزایه خطاب کنیم باز این هم ممکن هست مشکل محجور بودن در قیاس با کلمه افزونه رو داشته باشه.R11A (بحث) ‏۷ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۰:۵۶ (UTC)

سپاس از توضیحات کامل شما.
fragment را فرهنگستان چیزهای مختلفی گذاشته که این‌ها را از ترکیب‌ها و مفردها استخراج کردم: تکه، پاره، ترکش، گسست. البته هیچ یک در زمینهٔ نرم‌افزار نیست.
دربارهٔ extension هم کار راحت شد. ظاهرا حق با شماست و افزونه به extension اطلاق می‌شود تا پلاگین. بنابراین می‌توان برای پلاگین از همان افزایه که مصوب فرهنگستان است استفاده کرد و برای extension از افزونه. یعنی افزونه‌ها شامل بافه و برافزا است. افزایه یکی از گونه‌های بافه است که از تکه/قطعه/... و دیگر چیزها تشکیل شده‌است.--arfar (گفتگو) دوشنبه،۱۶ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۱۱ (ایران) ‏۷ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۱:۴۱ (UTC)

باهاتون موافقم بهتره مصوب فرهنگستان رعایت بشه اما برای fragment برای wiki.eclipse.org/FAQ_What_is_a_plug-in_fragment%3F چه انتخابی خوب هست؟ گمون میکنم قطعه مناسبترا تکه باشه چون ماهیتش طوری هست که قابل جایگزینی هست و باید مثل تولیدات مکانیکی قابل تعویض باهاشون برخورد کرد، هیچوقت نمیگیم "تکه را تعویض کن" یا "این تکه قابل تعویض هست" ولی دائم استفاده میکنیم "قطعه را تعویض کن" یا "این قطعه قابل تعویض هست" یا این ماهیت را داره که بپرسیم چطور کار میکنه و عملکرد خوبی داره یا نه. "آیا تکه عملکرد خوبی داره؟" "آیا قطعه عملکرد خوبی داره؟" به گمانم قطعه خیلی مناسب هست ولی مساله این هست که این کلمه برای چیز دیگری در زمینه نرم‌افزار مصطلح نشده باشه. R11A (بحث) ‏۷ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۴۴ (UTC)

فقط این نکته رعایت شود که الان واژه‌ای انتخاب نکنیم که احتمالش بیشتر است که بعدا برای واژه‌ای دیگر استفاده شود. مثلا شما یک براندازی نسبت به دایرهٔ واژه‌هایی که در زمینهٔ نرم‌افزار و علوم رایانه ممکن است معنی لفظیش نزدیک به فرگمنت است (مانند سِگمنت و کلی واژهٔ دیگر که همهٔ آن‌ها به فارسی می‌شود قطعه) بکن و ببین اگر واژهٔ قطعه یا تکه هر واژهٔ دیگری برای یکی از آن‌ها رایج شده‌است برای اینکه با آنها قاطی نشود بهتر است دیگر از این واژه برای فرگمنت استفاده نشود. یا اگر برای هیچ یک رایج نشده نگاهی اولیه خوب است که آیا فلان واژه که الان معادلی پارسی ندارد ممکن است به احتمال بالا بعدا مثلا واژهٔ «قطعه» را برایش در نظر بگیرند، و اگر احتمالش زیاد است ترجیحا از قطعه استفاده نشود. اما اینکه اگر شرایط از این نظر برابر بود، از میان قطعه و تکه به نظرم خیلی فرقی نمی‌کند، هرچه شما صلاح می‌دانی. فقط نکته‌ای که خدمتت عرض کردم رعایت شود (برای اینکه بعدا کار سخت نشود. ممکن است شما مثلا الان از «قطعه» استفاده کنی بعدا قطعه برای لفظی دیگر رایج شود و باعث شود متن‌های شما کژتابی داشته‌باشد)--arfar (گفتگو) سه‌شنبه،۱۷ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۴۷ (ایران) ‏۸ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۱:۱۷ (UTC)

Provisioning[ویرایش]

برای صفحه [[۷]] چه معادلی مناسب هست؟ تدارک یا آماده‌کردن یا تامین‌کردن یا تامین؟ پیشنهادی هست؟ R11aku (بحث) ‏۳ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۴:۱۶ (UTC)

@R11aku اگر مقصود حوزه مخابرات است فراهم کردن یا تأمین کردن هر دوش درست است. provisioning is the process of preparing and equipping a network to allow it to provide (new) services to its users. یعنی «فراهم کردن/تآمین کردن فرایندی آماده سازی و تجهیز یک شبکه است تا بتواند خدمات براری کاربرانش فراهم/تأمین کند»--سید (بحث) ‏۳ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۲۲:۰۶ (UTC)

عرض ادب. برای این کلمه باید مصدر بکار برد یا اسم؟ قاعده‌ کلی برای این وضعیت‌ وجود داره؟ R11aku (بحث) ‏۳ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۲۳:۳۵ (UTC)

تا جایی که من می فهمم به صورت فراهم سازی چون نوعی فاعلیت درش هست. البته تأمین آن ادامه سازی را در خود دارد.--سید (بحث) ‏۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۶:۰۹ (UTC)

پس با این حساب نظرتون درباره این برگردان چی هست؟ Equinox Provisioning Artifact Repository Support به پشتیبانی ایکویناکس برای مخزن فراهم‌سازی محصول R11aku (بحث) ‏۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۲۰:۳۳ (UTC)

درسته؟[ویرایش]

سلام آیا معنی این جمله درسته؟ The Noldor were also more fond of living in and building big cities than the Vanyar, Teleri and Avari. Their cities were usually located in deep mountain valleys, as opposed to the shore and woodland homes of the Teleri and the Vanyar's sharing of the homes of the Valar. به طوري كه مخالف زندگي در خانه هاي ساحلي و جنگليِ تله ري و اشتراك وانيار از خانه هاي والار بودند. Peredhil Peredhil (بحث) ‏۳ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۸:۲۲ (UTC)

@Peredhil سلام پردهیل عزیز سعی کن از واژه هایی که مانوس بودنشان رو به زواله استفاده نکنی. به جای به طوری که بگو به گونه‌ای که. به گونه‌ای که روبروی خانه‌های جنگلی و ...--دوستدار ایران بزرگ (بحث) ‏۷ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۲:۰۸ (UTC)

@Peredhil ترجمه: "نولدور بیشتر طرفدار زندگی کردن و ساختن شهرهای بزرگ بود تا ونیار، تلری و آواری‌. شهرهای آنها معمولا در ژرفای کوهستان در مقابل سواحل و خانه‌های چوبی تلری و خانه‌های اشتراکی ونیار در والار بودند." ARASH PT  بحث  ‏۸ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۲:۰۷ (UTC)

@Arash.pt

ولى با داستان ضد و نقيضه. "به طورى كه مخالف زندگى در... بودند" درسته چون توى داستان اين طور نيست. اصل سوال من در آخر ترجمه بود كه شكى كه داشتم حل شد و بابتش ممنونم. به هر حال چى بنويسم؟راهنمايى كنيد. Peredhil (بحث) ‏۲۰ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۲۰:۲۱ (UTC) ۲۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۲۱

تلفظ[ویرایش]

سلام تلفظ اسم Israel Castro اسریل کاسترو بنویسم یا اسرائیل کاسترو. Peredhil Peredhil (بحث) ‏۳ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۹:۳۴ (UTC)

در صورتی که بازیکن مکزیکی فوتبال منظورتان است، ایسرائل کاسترو. ارژنـگ ‏۳ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۹:۴۹ (UTC)

RSO[ویرایش]

Radiation Safety Officer

در ایران به چه رایج است؟Nightryder84 (بحث) ‏۳ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۴۸ (UTC)

درود بر زرشک عزیز. مسئول فیزیک بهداشت. این هم تعریف قانونی آن: شخصی حقیقی است که برابرآئین نامه مربوطه واجد صلاحیت علمی و فنی و شرایط لازم برای تصدی مسئولیت حفاظت در برابر اشعه در محدوده پروانه مربوطه باشد. ارژنـگ ‏۳ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۲۰:۲۸ (UTC)

برابر مختصرنویسی‌ها[ویرایش]

خیلی پیش‌آمده با کلمات مختصر شده‌ای مواجه شیم مثل: ref مختصر reference و doc مختصر documentation یا document و info مختصر information و lnk مختصر link و esc مختصر scape و param مختصر parameter و io مختصر input output و eq مختصر equal و desc مختصر description و App مختصر Application و div مختصر division و pass مختصر password و conn مختصر connection و db مختصر database (بانک اطلاعاتی) و res مختصر resource و موارد بسیاری دیگر پرسشی که مطرح هست نحوه برابریابی برای این‌هاست. در یک فضای کاری به مرور اصطلاحات شکل و ظاهر مختصر و کد شده به خودشون میگیرند، برای مثال در یک فروشگاه کلمه "مر" و کالای مر به‌جای کالای مرجوع شده جا میافته. حالا ممکن هست شخصی خارج از این فضای کاری با شنیدن عبارت کالای مر سوال براش طرح بشه یعنی چه جور کالایی؟! برای وضعیت‌های مشابه در حوزه نرم‌افزار بهتر نیست برابرهای مختصر شده رو به شکل مشابه بکار بگیریم؟ ref مرج و doc مُست و info اِطِلا و lnk پیو و esc گٌری و param پارا و io وخ و eq برا و desc توصی و App برن و pass گذر و div تقس و conn اتصا و db با و res منب R11aku (بحث) ‏۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۶:۱۲ (UTC)

پرسش این است که آیا در فارسی قاعده مختصرنویسی وجود دارد؟--سید (بحث) ‏۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۶:۱۴ (UTC)

پاسخ این پرسش چی هست؟ بگمانم اشتباه اسم دادم باید آنرا عوض مختصرنویسی، سرنویسی یا سرکلمه‌نویسی گفت. R11aku (بحث) ‏۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۲:۳۸ (UTC)

World Wide Web[ویرایش]

چرا باید این رو "وب جهان‌گستر" ترجمه کنیم بهتر نیست که "تار پهنه‌ گیتی" "تار پهنه‌ی گیتی " یا "تار پهنه جهان" استفاده کنیم؟ R11aku (بحث) ‏۵ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۷:۳۷ (UTC)

@R11aku نگاهی به وپ:رایج بیاندازید. سیگنالبحث ‏۵ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۲۰:۳۴ (UTC)

سپاس با این حال تصور میکنم وب جهان‌گستر هنوز چنان گسترده استعمال نمیشه. خیلی دیر نیست بشه تصحیحش کرد. R11aku (بحث) ‏۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۲:۳۶ (UTC)

workaround[ویرایش]

وقتی سامانه‌ای دچار اشکال bug میشه برای مواجه نشدن مجدد با آن یا برطرف کردنش معمولا راه‌حل پیشنهاد میدهند حالا آن راهنمایی و راه‌حل را workaround نام دادند. برابر چی پیشنهاد میدید؟ اقدام‌پیرامون چطوره؟ یا اقدام پیرامونی. R11A (بحث) ‏۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۴:۵۷ (UTC)

چند برابر[ویرایش]

از آنجا که فرهنگستان واژه مصوب وقفه‌گردانی را برای interrupt handling برگزیده با برابرهای زیر موافق هستید؟

  • error handling خطاگردانی و برای error handler خطاگردان
  • exception handling استثناگردانی و برای exception handler استثناگردان
  • interrupt handling وقفه‌گردانی و برای interrupt handler وقفه‌گردان
  • security handling امنیت‌گردانی و برای security handler امنیت‌گردان
  • privacy handling حریم‌گردانی و برای privacy handler حریم‌گردان
  • event handling رویدادگردانی و برای event handler رویدادگردان
  • policy handling سیاست‌گردانی و policy handler سیاست‌گردان
  • signal handling سیگنال‌گردانی و signal handler سیگنال‌گردان

حال پرسشی که مطرح میشه اگر صفتی بر ابتدای اسم اضافه بشه و با نوع خاص‌تری از اسم مواجه بشیم، چطور باید رفتار کرد. برای نمونه security policy handling یا wikipedia privacy policy handling یا fatal error handling یا financial event handling؟ R11A (بحث) ‏۷ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۴۰ (UTC)

گر چنین است، بهره‌گیری چنان شما زان واژگان را کژی نتوان یافت. درباره پرسش دومتان نیز باید گفت در اینجا «event handling» را یک ترکیب درنظر می‌گیریم و به آن «چیز» می‌گوییم؛ سپس هر صفتی که پیدا کرد به جلوی چیز می‌افزاییم. برای نمونه financial event handling می‌شود چیز اقتصادی و fatal event handling می‌شود چیز کشنده و به همین ترتیب. -- نوژن (بحث) ‏۷ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۲۳:۵۵ (UTC)

سپاس. در این صورت برابر انگلیسی معنای "مدیریت رویداد مالی" و "مدیریت مالی رویداد" چه شکلی میشه البته مدیریت به معنای handling. R11A (بحث) ‏۸ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۲۸ (UTC)

عزیزم این «مفاهیم» اغلب از زبان مادر به زبان پارسی بازگردانی شده‌اند. یعنی شما باید بروید ببینید نخستین کسی که ترکیب «مدیریت مالی رویداد» را در کتاب‌ها به کار برده چه کسی بوده است و از چه منبع انگلیسی بازگردانی کرده. ما از زبان پارسی نمی‌توانیم چنین چیزهایی را به انگلیسی برگردانیم و بگوییم بی‌شک برابرش این می‌شود. ولی، مدیریت در حالت کلی برگردان پارسی management است. چنین چیزی با handling فرق دارد چرا که نخستی نوعی شغل و مرتبه اداری را نمایش می‌دهد و دومی نوعی مهارت کلی و نیاز اجتماعی. -- نوژن (بحث) ‏۸ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۴۱ (UTC)

متاسفانه بگمانم بد نوشتم و با شما درباره کلمه مدیریت و بحثتون موافقم. حالا اگر برابر financial event handling را مطابق گفته قبلی‌تون "رویدادگردانی مالی" بگیریم که به معنای "سازوکار گردش و اداره رویدادهای الف، ب و پ یک شیی از لحاظ مالی". آنوقت معنای "سازوکار گردش و اداره رویدادهای صرفا مالی یک شی" را برای چه عبارت انگلیسی بکار ببریم. R11A (بحث) ‏۸ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۲۴ (UTC)

همان جور که گفتم، پی بردن به اینکه برابر یک مفهوم که به زبان پارسی آورده شده است در زبان انگلیسی چه می‌شود کار سختی است. این جاده اغلب یک طرفه است. تلاش کنید ببینید مفهومی که در ذهن دارید در زبان انگلیسی حول چه واژگانی می‌گردد. -- نوژن (بحث) ‏۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۱:۵۳ (UTC)

تلفظ ٢[ویرایش]

سلام تلفظ اسم Mohsin Harthi رو مهسین هارتین بنویسم؟ یکم شک کردم. ممنونم -- Peredhil (بحث) ‏۷ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۲۰:۲۳ (UTC)۱۶ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۲۳

درود بر شما. محسن حارثی است. -- نوژن (بحث) ‏۷ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۲۳:۳۴ (UTC)

عنوان[ویرایش]

معادل فارسی $#*! My Dad Says دوستان. -- MehradTG گپ! ۱۷ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۳۴

عنوان باید خودمانی باشد: «گه! بابام میگه». -- نوژن (بحث) ‏۸ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۴۴ (UTC)

"بابام میگه لعنتی!" یا "بابام میگه کثافت!" R11A (بحث) ‏۸ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۰۸ (UTC)

قاعدتاً شما دنبال معادل ‎$h*! My Dad Says هستید، که می‌شود «مزخرفاتی که پدرم می‌گوید». در مقدمهٔ مقاله می‌توانید راجع به معادل انگلیسی توضیح بدهید ▬ حجت/بحث ‏۸ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۳۹ (UTC)

application[ویرایش]

فرهنگستان مصوباتی مثل application program برنامه کاربردی، application package بسته کاربردی و غیره را دارد. در زمینه نرم‌افزار به مرور در مستندات و استفاده‌ها این کلمه application در موارد بسیاری جانشین کل ترکیب شد. اما این تعمیم و گسترش و جانشینی در زبان فارسی مناسب جلوه نمیکنه، بجز کلمات 'کاربرد' و 'برنامه کاربردی' چه پیشنهادی میدید؟ چون 'کاربرد' مناسب فرآیند استفاده کردن و بکار گرفتن هست.

قرار هست آن کلمه به چیزی، شیء اطلاق بشه،
نه از آن لحاظ که حاصل کاری هست یعنی کلمه محصول،
نه از آن لحاظ که در فرآیند ساخت و تولید آن فرآوری رخ داده یعنی واژه فرآورده،
نه از آن لحاظ که در ساخت آن برنامه‌ریزی یا برنامه‌نویسی انجام گرفته یعنی کلمه برنامه.
بلکه خطاب کردن شیء از آن لحاظ که قابل استفاده و بکارگیری هست، و آنچه هست که در یک کاربرد، توسط بکارگیرنده (یعنی کاربر) استفاده میشود. R11A (بحث) ‏۸ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۴۹ (UTC)
تا جایی که دیدم app رو نرم افزار کاربردی می گویند. دوستان فنی آی تی نظر دهند بهتر است.--سید (بحث) ‏۱۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۶:۲۹ (UTC)
من سوال را کامل متوجه نمی‌شوم (قسمت‌هایی مثل «جلو نمیکنه» و کلاً دستور زبان آن جمله، برای من مفهوم نیست). اما سید درست می‌گوید. آن چه در دنیای نرم‌افزار به ان app می‌گویند مخففی است برای application program که به فارسی ترجمه شده «نرم‌افزار کاربردی». ما در فارسی مخففی برای این عبارت نداریم. البته حتماً هم نباید هر چه در انگلیسی مخفف شده، در فارسی هم مخفف بشود. ▬ حجت/بحث ‏۱۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۱۰ (UTC)

ː مقصود جلوه کردن بود. درست میفرمایید app برای خطاب کردن برنامه‌های گوشیهای موبایل و تبلتها جا افتاده و لزومی نیست مخفف فارسی برای آن اجبار کنیم، و دنبال مخفف app نیستم بلکه دنبال اسمی برای applicationام. یرای نمونه یه چیزیی مثل کارانه، یارانه، ... یعنی آن شی رو چی اسم بذاریم. بالاخره باید بشه آن شی رو به نامی خطاب کرد. R11A (بحث) ‏۲۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۴۳ (UTC)

FZE[ویرایش]

سلام در مقاله فهرست شرکت های ایرانی FZE مخخف چیست؟ من در سایت Mokhafaf مخفف مناسبی نیافتم. ممنونم

Peredhil Peredhil (بحث) ‏۱۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۹:۴۳ (UTC) ۲۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۳

Mammy Two Shoes[ویرایش]

سلام بر دوستان عزیز؛

به نظرتون ایشون رو باید چی بهش بگیم؟ در واقع در دوران طفولیت بهشون چی میگفتین؟--Freshman404Talk ‏۱۲ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۳:۲۶ (UTC)

من باشم این طور مقاله را شروع می‌کنم: «خانم تو شوز (به انگلیسی: Mrs. Two Shoes، به معنی خانمی که دو کفش او پیدا است[نیازمند منبع]) ...» برچسب مدرک را می‌گذارم تا زمانی که یک منبع معتبر پیدا شود که یا آن ترجمه، یا ترجمه‌ای دیگر را مطرح کند. ▬ حجت/بحث ‏۱۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۱۲ (UTC)
ننه دوکفشه (شوخی‌آمیز). -- bkouhi (بحث) ‏۱۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۳۱ (UTC)
نظرتون در مورد چیزی مثل خانم صاحب‌خونه یا همچین چیزایی چیه؟--Freshman404Talk ‏۱۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۰۴ (UTC)

این رو چی معنی کنم[ویرایش]

سلام این رو چی باید معنی کرد Ditto Delivery

Peredhil (بحث) ‏۱۵ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۲۰:۲۴ (UTC) ۲۴ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۲۴

روز خوش. تحویل مکرر، سفارش خرید مکرر. مانی (بحث) ‏۱۵ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۲۰:۳۶ (UTC)

Artificial insemination[ویرایش]

قصد ایجاد نوشتار Artificial insemination را دارم. تاکنون آن را تلقیح مصنوعی ترجمه می‌کردم. اما این عنوان خیلی شبیه عنوان مقاله مشابه، لقاح مصنوعی است. آیا دوستان پیشنهاد بهتری دارند؟ (توضیح: بعید نیست که جامعه پزشکی ایران اصطلاح خاصی برای آن داشته باشد) وهاب (گپ) ‏۱۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۴۶ (UTC)

در دیکشنری آریان‌پور نگاه کردم، برابرهای درون کاشت ساختگی، تلقیح مصنوعی، بارورسازی مصنوعی پیشنهاد شده بودند، امیدوارم که مفید باشد. -- bkouhi (بحث) ‏۱۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۱۵ (UTC)
سپاسگزارم. به‌نظرم اگر نوشتار را با عنوان بارورسازی مصنوعی ایجاد کنم و تلقیح مصنوعی را به نوشتار لقاح مصنوعی تغییر مسیر دهم بهتر باشد. درون‌کاشت ساختگی هم هوشمندانه است. شاید بشود از آن به درون‌کاشت مصنوعی رسید. وهاب (گپ) ‏۱۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۲۱:۳۹ (UTC)

کمک[ویرایش]

سلام این ترکیب رو چی باید معنی کرد این کلمات کنار هم معنی نمی دهند. cosmetics line این رو هم چی میشه معنی کرد؟ Legacy of clean ممنونم

Peredhil (بحث) ‏۱۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۵۸ (UTC) ۲۵ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۵۸

دوست گرامی متنی را که در آن قرار گرفته‌اند می‌آورید؟ -- نوژن (بحث) ‏۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۳:۵۸ (UTC)

هر دو تاشون توى اين متنند: Amway's product line grew from LOC, with the laundry detergent SA8 added in 1960, and later the hair care product Satinique (1965) and the cosmetics line Artistry

Peredhil (بحث) ‏۲۰ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۸:۳۱ (UTC) ۲۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۳۱

با توجه به اینکه جمله مربوط به مقاله اموی است، اولین کلمه (cosmetics line) به معنی خط تولید لوازم آرایشی و دومین کلمه (Legacy of clean) نام یک برند مواد شوینده است که ترجمه‌اش میشود میراث پاکیزگی. ARASH PT  بحث  ‏۲۰ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۹:۰۷ (UTC)

منظور چیه؟[ویرایش]

با درود منظور قسمت پررنگ چیه؟ چجوری میشه توی جمله قرارش داد؟

In the January 2007 issue of Consumer Reports, SA8 with Bioquest was rated the best-performing laundry detergent, scoring 99 out of a possible 100 points.[27] Consumer Reports did,however

Peredhil (بحث) ‏۲۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۲۲:۰۹ (UTC) ۲ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۰۹

درود. آن did برای تاکید است. شما باقی جمله را نگذاشتید، ولی به نظرم باید پس از however فعلی آمده باشد. برای نمونه، نوشته باشد «با این حال، کانسومر ریپورتس فلان چیز را بعدها از فهرست خود حذف کرد». کانسومر ریپورتس نوشتم چون نام یک مجله خاص است. -- نوژن (بحث) ‏۲۵ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۳:۰۴ (UTC)
جمله‌تان را در ویکی انگلیسی پیدا کردم

Consumer Reports did, however, criticize SA8's pricing, a situation which was disputed by Amway.

همان طور که گفتم، جمله دارد بر فعل صورت گرفته توسط کانسومر ریپورتس تاکید می‌کند. از این رو، بازگردانی جمله بالا به این صورت است

با این حال، کانسومر ریپورتس قیمت‌گذاری SA8 را مورد انتقاد قرار داد؛ انتقادی که از سوی Amway رد شد.

-- نوژن (بحث) ‏۲۵ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۳:۵۳ (UTC)

Pacific[ویرایش]

سلام در اين [۸] مقاله Pacific به چي اشاره داره. و اين كه، Blind testing چيه؟ — پیام امضانشدهٔ قبلی را Peredhil (بحث • مشارکت‌ها) نوشته‌است.

در آن مقاله Pacific به معنای قاره اقیانوسیه است. در متن نوشته شده که آن شرکت فعالیتش را در اروپا، اقیانوسیه و آسیا گسترش داد. ARASH PT  بحث  ‏۲۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۵۰ (UTC)

ممنونم ولى Blind testin يعنى چى؟ Peredhil (بحث) ‏۲۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۱۳ (UTC) ۴ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۱۳

در کدام مقاله ؟ ترجمه لغوی که آزمایش کور/نابینا معنی میدهد و مقاله‌ای هم به نام آزمایش کور داریم. آیا شما با ترجمه‌گر گوگل آشنایی دارید ؟ ARASH PT  بحث  ‏۲۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۲۰:۱۳ (UTC)

بله دارم اما در مقاله من معني نميده اون كلمه در مقاله اموى هست.

Peredhil (بحث) ‏۲۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۲۱:۲۵ (UTC) ۴ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۲۵

اگر چند خط اول همان مقاله‌ای که معرفی کردم (آزمایش کور) را میخواندید متوجه منظور آن در مقاله اموی می‌شدید. ARASH PT  بحث  ‏۲۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۲۱:۳۶ (UTC)
ممنونم

Diacritic[ویرایش]

پیشنهاد دوستان برای Diacritic چیست؟ اِعراب، اعراب‌گذاری یا دیاکریتیک!؟ __Âriobarzan ‏۲۷ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۷:۵۰ (UTC)

community[ویرایش]

درود دوستان. آیا سکونتگاه برابر مناسبی برای community است؟ متوجه شدم که ترجمه‌ها در این زمینه یکدست نیستند مثلاً در جایی اتحادیه و درجای دیگر انجمن ترجمه شده است: الوین (اتحادییه)، ویسکانسین، البینو (انجمن) ویسکانسین. از طرفی رده:سکونتگاه‌های ثبت نشده در ایالات متحده بر پایه ایالت را نیز داریم. اگر دوستان تأیید کنند که سکونتگاه برابر مناسبی است من نوشتارها را منتقل خواهم کرد. وهاب (گپ) ‏۲۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۵۴ (UTC)