ویکی‌پدیا:درخواست برابر فارسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو



Archive
بایگانی‌ها
بایگانی ۱

Paramount Pictures, Food Court, Dystopia, Event Horizon, Motor Neurone, set director, Act of Union, Markgraf, Op Art, County, Pledge_drive, Dyslexia, Levant, Megalith, debuccalization

بایگانی ۲

Cross-compilation, چند اصطلاح ریاضی, en:Heartagram, Ergative, Specification, parody, uninstall, چند واژه مربوط به تاریخ‌نگاری, logograph و logographer, ویکی‌پدیا:پروژه سکس‌شناسی, واژه‌های آخرالزمانی !, from scratch, script, , cross-platform, معادل hash در علوم رایانه, اخلاق, computing, User interface, دیسکوگرافی, Abugida, Glacier, DRIVETRAIN یا POWERTRAIN, velomobile یا bicycle car, Tandem bicycle, Freight trikes, Trike rickshaws, Trikebayan, فرش یا قالی؟, گونه‌های دوچرخه, rider یا riding, ریشهٔ شیمی, میکروارگانیسم و ارگانیسم, شهر Arezzo, mary of bethany, Osthanes یا کوروش سپیدمه, Ctesias, کتاب‌سوزی, Samaria, Jonathan

بایگانی ۳

Pre-Raphaelite Brotherhood یا (به فرانسه) Préraphaélisme, Proskynesis, transclusion, Anthroposophy, Organized crime, Inflection, Ge'ez language, Phonogram

بایگانی ۴

Vault, میکروارگانیسم و ارگانیسم, , اکسپدیشن, Feature film, درخواست برابر فارسی, Hammered dulcimer, Paradox, My list, برابر expendable, کارنامه, ایزوگام, ژورنالیسم, حذف؟, Stealth technology, فارسی‌سازی چند کلمه یا حرف, Oval Office؟, نایب‌السلطنه مونث, سندیکالیست, Pliny, Lemma (linguistics), Vacuum deposition, knowledge base and FAQ, واژگان=Terminology؟,همکاری برای حل مشکل در زبان‌شناسی,, نمایشگر Head-up display یا HUD, Findability و Memorability, یوتانازی, یک نکتهٔ زبان‌شناختی, Eurocentrism, Vacuum tube, Osthanes, Robatic, Lander, JPL, اینها چی؟, Screen Actors Guild Awards, تلفظ صحیح, Half cell, en:Pacific Coast Ranges, en:County, The classical unities or three unities, dielectric heating, think tank, logogram, civic?, chelate, Horatii و Sabine, Isogloss, در ویکی‌پدیا Navigation Box, Transclusion, #ifexist, preload, Autocephaly, Mehakelegnaw Zone, Io, Assault rifle

بایگانی ۵

رده Military، کولر گازی، futurama، Sensitization، Municipality، Gadiformes، bestseller، دکترین پیرامون؟، نقاب و ماسک، سازمانهای NIH و ...، cheerleader و cronyism، رتبه‌بندی دیپلماتیک، web syndication، Aggregator، Zendj، MP3 player - Portable media player، Phonorecord، Laconic-ایجاز و سخنوری-Rhetoric، Feel free to ..

بایگانی ۶

logical checks، malware، Professor، Estates-General، میم یا meme، Nancy Chodorow، تلفظ اسم دانمارکی: Jorn Barger، Vault، اینها چطور؟، Porsche، Sports Car، Macaulay Culkin، اریش یا اریک ؟ کوئتزی یا کوئتزه؟، Battleship، National Board of Review Awards، stroke in swimming، late night talk show، parking، Declan Galbraith، endowment، Dancing Beijing، Template:Infobox Former Country، türbe یا turbe، Roche lobe، Thesaurus، empire، Rhahzadh، چند واژه زبانشناسی : homonyms، Homophones، Heteronyms، Homographs، Dutch Empire، Evolution of the British Empire، status bar، Bestseller یا Best-selling book، Sadhu، Head of Public Outreach، shot from a pistol، Wikipedia:Version ۱٫۰ Editorial Team، برابر نام وزن‌های تکواندو، نام یک کتاب

بایگانی ۷

Cross-compilation, Specification, parody, uninstall

بایگانی ۸

Cross-compilation, Specification, parody, uninstall

بایگانی ۹

Secretary of state, Glamour و Stock, Convenience store و Gastronomy , Rift , OST , seal , aerodrome, airstrip, airfield, or airport لغات مورد استفاده در پروژه فرودگاه‌ها, Motorsport season

بایگانی ۱۰
بایگانی ۱۱
بایگانی ۱۲
بایگانی ۱۳
بایگانی ۱۴
بایگانی ۱۵
بایگانی ۱۶
بایگانی ۱۷
بایگانی ۱۸
بایگانی ۱۹
بایگانی ۲۰
بایگانی ۲۱

این جعبه: نمایشبحثویرایش

Chairman and President[ویرایش]

درود معنی Chairman و President چیه؟ شاید اولی بشه رییس هییت مدیره و دومی هم شاید بشه مدیر. لطفا راهنمایی کنید. ممنونم Peredhil (talk) ‏۸ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۰۹:۲۹ (UTC)

Chairman به معنای رئیس board of directors یا همان هیئت مدیره است. President مدیر نمی‌شود، بلکه رئیس می‌شود. مدیر برابر manager است. -- نوژن (بحث) ‏۱۹ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۲۳:۰۷ (UTC)

@نوژن عزیز پس Chairman میشه رییس هیئت مدیره و President هم میشه رییس؟ در هر سایتی رفتم یک چیزی نوشته بود سردرگم شدم. Peredhil (talk) ‏۲۱ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۵۴ (UTC)

chairman فقط در شرکتها به معنی رئیس هیئت مدیره است در جاهای دیگر همان رئیس است. مثلا در اجلاس‌های بین‌المللی جلوی میز شخصی که جلسه را اداره می‌کند نوشته chairman و واضح است که نمی‌شود گفت رئیس هیات مدیره فلان اجلاس سازمان ملل. President اغلب به رئیس‌جمهور گفته می‌شود ولی جاهای دیگر هم ممکن است به رئیس خود president بگویند. --همان (بحث) ‏۲۱ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۳۶ (UTC)
@Peredhil از آنجا که کانتکست شما در ظاهر مربوط به رده‌های موجود در شرکت‌ها است، دیگر معانی (همچون رئیس جمهور) خارج از بحث ما هستند. طبق تعریف رسمی chairman و president در شرکت‌ها، برابرهایی که گفتم مناسب هستند. البته این را در نظر داشته باشید که تارنماهای مختلف گاه برابرهای یکسانی برای مفاهیم جدا از هم قرار می‌دهند؛ برای نمونه، chief هم گاه به سادگی مدیر بازگردانی می‌شود در حالی که chief و President و Chairman با هم تفاوت دارند. -- نوژن (بحث) ‏۲۱ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۲۱:۲۸ (UTC)

מהומות מנהרת הכותל[ویرایش]

מהומות מנהרת הכותל شورش تونل دیوار ترجمه‌ی کلمه‌به‌کله‌ی این عبارت است.--Reza amper (بحث) ‏۹ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۰۷:۱۴ (UTC)

Flag[ویرایش]

درود
معني كلمه پررنگ در اين متن چيه؟

Ideally, measurements should be presented using the { {'convert}} template, which automatically converts units between formats and handles the presentation of units. In this case, use the |abbr=on flag to ensure that units are presented in their short forms.

 Peredhil (talk)  ‏۱۳ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۱:۴۲ (UTC)
این مربوط می‌شود به زبان انگلیسی که برخی از آنها واحدهای متریک را بلد نیستند و برخی هم واحدهای امپریال و این میگوید با این الگو هر دو آنها را به صورت اختصاری بنویسید. در فارسی همه می‌دانند ۶۹.۵ کیلوگرم یعنی چه و لازم نیست در پرانتر بیاید ۶۹ کیلو (۱۴۵ پوند و ۴ سنگ).--همان (بحث) ‏۱۸ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۲۱:۱۷ (UTC)

Umm an Nasan and Umm as sabban[ویرایش]

درود
Umm an Nasan و Umm as sabban نام جزایری از بحرین است. اگر بخواهیم به فارسی برگردانیم چه میشوند؟ Peredhil (talk) ‏۱۸ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۱۷ (UTC)

ام النعسان و ام الصبان--همان (بحث) ‏۱۸ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۲۰:۵۹ (UTC)
البته اسامی خاص که ترجمه نمی شود!--سید (بحث) ‏۱۹ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۰۶:۳۱ (UTC)

مفهوم[ویرایش]

درود
معنی

Fingolfin, king upon Maedhros renouncing his claims

چیست؟ Peredhil (talk) ‏۱۰ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۳۰ (UTC)

"فینگلوفین، پادشاه مادورس دعوی [پادشاهی‌اش] را دوباره اعلام کرد" -- Javid44 MSG ‏۱۹ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۲۵ (UTC)

@Javid44 خیلی ازتون ممنونم ولی واضح تر از این نمیشه؟ درضمن upon چی میشه؟ بر مایدروس ... چی؟ اون King اول جمله به چی اشاره داره؟ می تونید یه کم توضیح بدید. Peredhil (talk) ‏۱۹ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۳۴ (UTC)

متاسفانه جمله یک مقدار گنگ هست (شاید برای من)! "upon" به صورت عادی معنی "بر" و "روی" رو میده اما با توجه به متن، "تسلط داشتن بر روی چیزی" معنی میشه. "king" در اینجا و در هر کجای دیگه‌ای معنی پادشاه رو میده و اشاره می‌کنه به شخص فینگلوفین. یادتون باشه تفاوت‌هایی بین "پادشاه" و "فرمانروا" هست. البته الان که بیشتر فکر می‌کنم می‌بینم ترجمهٔ مناسب‌تر "شاه" هست. منظور از متن اینه که "فینگلوفین که شاه مایدروس هست، دعوی خودش (که به احتمال زیاد منظور همان حق پادشاهی اون بر سرزمین‌های دیگه‌ای هست - اگر کل متن رو بخونم میتونم به طور قطعی بگم) رو دوباره اعلام کرد.". البته این جمله‌ای که شما دادین مشخصا کامل نیست. اگه بتونین بقیه جمله رو هم بدین شاید بشه براش ترجمهٔ روان‌تری پیدا کرد. -- Javid44 MSG ‏۱۹ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۰۲ (UTC)

مشکل اینه که میشه متوجه شد اما سخت میشه به فارسی برگراند. به هر حال این جمله در مقاله [en:Noldor]] وجد داره. Peredhil (talk) ‏۱۹ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۱۲ (UTC)

renounce به معنای رد کردن است. جمله را می‌توان چنین بازگردانی کرد: «فلانی، شاه بهمانی که ادعاهای او را رد کرد». upon گنگ است. -- نوژن (بحث) ‏۱۹ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۲۳:۱۷ (UTC)

منظور اینست که در پی دست بر داشتن Maedhros از ادعای تاج و تخت، Fingolfin شاه شد. --1234 (بحث) ‏۱۹ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۲۳:۲۲ (UTC)

باید داستان را دانست تا معنای آن را متوجه شد. اینجا upon به معنی به محض است. فینگلوفین از وقتی شاه شد که مادورس از ادعای تاج و تخت دست کشید.--همان (بحث) ‏۲۰ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۰۰:۴۹ (UTC)

با مراجعه به داستان و كمي تامل درست ترين جمله همانيست كه جناب@همان مي گويند ممنونم بدون كمك شما دوستان سخت مي شد معني كرد. خيلي ازتون ممنونم. Peredhil (talk) ‏۲۰ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۷:۰۳ (UTC)

Atom[ویرایش]

درود
دقیقا معنی قسممت پررنگ چیست؟

The temperature of an ideal monatomic gas is a measure of the average kinetic energy of its atoms. The size of helium atoms relative to their spacing is shown to scale under 1950 atmospheres of pressure.The atoms have a certain, average speed, slowed down here two trillion fold from room temperature.

Peredhil (talk) ‏۲۱ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۱:۰۲ (UTC)

درباره ی هلیم مایع است؟ می گوید میانگین سرعت این اتم ها (در این دما) ، نسبت به دمای اتاق دو تریلیون بار کمتر است مشکلی دارد؟ --1234 (بحث) ‏۲۱ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۲۲:۳۱ (UTC)

سلام[ویرایش]

این اسم رو به فارسی چطور می نویسند؟ david ogden stiers Lovej (بحث) ‏۲۱ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۵۱ (UTC)

سلام @Lovejعزیز دیوید اگدن ستیرز Peredhil (talk) ‏۲۱ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۵۷ (UTC)