هزاره (قوم)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو
Hazāra
هزاره
Faiz Mohd Katib.jpg Karim Khalili in December 2010-cropped.jpg
Sima Samar 140x190.jpg Habiba Sarabi in April 2011.jpg
Abdul Haq Shafaq.jpg Sayed Anwar Rahmati of Afghanistan in June 2010-cropped.jpg
کل جمعیت

۵٫۵ تا ۸ میلیون تن[نیازمند منبع]

نواحی با بیشترین جمعیت
Flag of Afghanistan.svg ۲٬۶۸۵٬۰۰۰ [۱]
Flag of Pakistan.svg ۹۵۶,۰۰۰ [۲][۳]
Flag of Iran.svg ۱,۵۶۷,۰۰۰
(۱۹۹۳ تخمین)
[۲]
Flag of Canada.svg ۳۶٬۳۷۶ [۴]
Flag of the United Kingdom.svg ۲۴٬۳۳۰
Flag of Australia.svg ۹۰٬۰۰۰
Flag of Turkey.svg ۲۵٬۳۸۰
زبانهای رایج
پارسی (دری و گویش هزارگی)
ادیان و مذاهب
اسلام - شیعه (دوازده امامی و اسماعیلی)، با اقلیت سنی
گروه‌های نژادی مرتبط
اقوام ایرانی تبار و مغول,[۵]


هزاره‌ها یکی از قوم‌های پارسی زبان افغانستان و خراسان قدیم و شیعه مذهب هستند که سومین گروه قومی عمده افغانستان را تشکیل می‌دهند.[۶][۷] بر پایه بنابر برخی منابع جمعیت آنها تقریباً ۲۷٫۵ درصد جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند[۸] برخی ۱۸٪ [۹] و برخی دیگر از منابع ۱۰٪ عنوان می‌کنند.[۱۰][۷][۱۱]

هزاره‌ها مردمانی آمیخته از نژاد زردپوست و ایرانی نژاد هستند که فارسی‌زبان می‌باشند. هزاره‌ها در زمان حکومت شاه عباس صفوی به دین اسلام شیعی گرویدند. برخی نیز موافق نیستند، مثلًا علی اکبر تشدید دربارهٔ قدمت تشیع در کوهستان غور می‌نویسد: «مرکز شیعیان غیور یا مسلمین غور اولین تمرکز شیعه در بلاد غور بوده است. زیرا بین سال‌های ۳۵ تا ۴۰ هجری مسلمان شده‌اند و در زمان خلافت علی، جعده بن خبیره المخزومی که خواهرزاده علی بود، از طرف وی به حکومت خراسان منصوب شد. به خاطر رفتار شایسته جعده، مردم غور داوطلبانه به علی محبت می‌ورزیدند. امرای غور که وضع را کاملا انسانی می‌یابند، بدون جنگ سر بر خط فرمان علی گذارده به دین اسلام گرویدند. به پیشنهاد جعده، علی فرمان حکومت سرزمین غور را به خاندان ((شنسب)) که امرای قبلی آن سامان بودند صادر کرد و این فرمان‌نامه قرن‌ها در آن خانواده محفوظ بود و مایهٔ افتخار و مباهات آن دودمان به شمار می‌آمد.»[۱۲] مناطق هزاره نشین در افغانستان به هزاره‌جات و هزارستان معروف است.

محتویات

[ویرایش] زبان

هزاره‌ها به زبان فارسی با گویش هزارگی که از لهجه‌های شرقی زبان فارسی است صحبت می‌کنند [۱۳][۱۴] و فرهنگی مشابه با دیگر اقوام فلات ایران دارند. تعدادی واژه‌های عربی و ترکی و مغولی به این لهجه وارد شده‌است. [۱۵][۶][۱۶][۱۷] لهجه هزارگی برخی از ویژگی‌های دستوری فارسی سدهٔ چهارم و پنجم هجری را در خود حفظ کرده‌است.[۱۸] در لهجهٔ هزارگی دو حرف د غلیظ و ت غلیظ نیز وجود دارد که تلفظشان نزدیک به تلفظ آن حروف در پشتو و اردو است. میزان تفاوت لهجه با فارسی معیار در لهجه جاغوری هزاره بسیار زیاد و در لهجه دایزنگی کم است.[۱۹]

[ویرایش] نژاد

عمدتا مردم هزاره آمیخته‌ای از نژاد شرقی و ایرانی‌تبار هستند.[۲۰][۲۱] [۲۲] تحقیقات ژنتیکی نشان داده‌است که هزاره‌ها وابستگی نژادی زیادی به مردم مغول و مردم همسایه خود دارند.[۲۳][۲۴]

[ویرایش] پیشینه

یک مرد هزاره.

هزاره ها از گذشته دور در مناطق میان هرات و مشهد حضور داشته اند و در برخی دوره های تاریخی، امنیت سرزمین‌های میان هرات و مشهد در اختیار سران این قوم بوده است و به سبب همین حضور، بخشی از هزاره‌های مهاجر در دوران عبدالرحمان در این ناحیه ساکن شدند. پس از وقوع انقلاب اسلامی در ایران روند مهاجرت به ایران بیشتر شد. مهمترین علت این مهاجرت‌ها کشتار و اخراج آن‌ها از مناطق سکونتشان در زمان عبدالرحمان یکی از شاهان افغانستان، و نیز در زمان حکومت طالبان می‌باشد. در دوران عبدالر حمان، تعداد زیادی از مردم هزاره قتل عام شدند.[۲۵][منبع بیشتر نیاز است.]

در گذشته‌های دور هزاره‌جات کنونی به نام‌های زیر یاد شده‌است: به گفته (بلیو) غر مارث که این نام در کتاب مقدس نیز آمده‌است. به قول مرحوم غبار نویسنده افغانستان در مسیر تاریخ، نزدیک ۵۰۰ سال پیش از هزاره‌جات به نام «ستا گید یا» نام برده شده‌است شاهان هزاره‌جات قبل از اسلام به نام‌های شیران بامیان از اولاده کوشانی ویفتلی و بعدآ به نام‌های هزار بنده – شار و ریو شاران یاد می‌شدند که عمدتآ در دو نقطه تاریخی این سرزمین به نام‌های (پشین) یا افشین یکاو لنگ کنونی و (سورمین) سرپل فعلی که پایتخت تابستانی و زمستانی ایشان بودند حکومت میرا ندند.

کنت کورت و بطلیموس مورخین عهد اسکندر کبیر، فریبه جهانگرد فرانسوی، هنری فیلد کریستیاتس محقق دانمارکی و جورج راورتی، از مورخان غربی. مقدسی، مولف گمنام حدودالعالم در ۹۵۹ میلادی، ابی بکر مشهور به ابن فقیه، ابن خرداد در ۹۲۰ میلادی، ناصر خسرو قبادیانی از مورخین اسلامی و همچنان هیوان تسنگ راهب چینی از موجودیت غرج الشار، غرجه، غرجستان، شاران غرجستان و موجودیت هزاره‌ها در غرجستان به کرات یاد نموده‌اند.

حکمرانی شیران بامیان توسط غزنویان ساقط و بعد از آن غوری‌ها شنسبی‌ها – خوارزمی‌ها در هزاره‌جات حکومت کردند با شکست خوارزم‌شاه شهر غلغله توسط لشکر چنگیزخان تخریب و به بامیان آسیب زیادی وارد گشت. اولاده چنگیزخان چندین قرن در بامیان و دیگر مناطق غرجستان حکومت کردند و بعدآ اولاد تیمور لنگ در ین ساحه تسلط یافتند و در زمان سلطان حسین با یقرا - امیر ذوالنون ارغون از طایفه ارغون از مغولان ایلخانی ایل ترخان اولین حاکم وامیر سلسله امرای ار غونیه در هزاره جات بود. وی توانست قلمرو خود را تا کابل –قندهار– سند و فراه توسعه دهد. امرای ارغونیه مردمان دادگر، دانش پرور، هنر دوست بودند و در مجموع از سال ۸۸۴- الی- ۹۶۴ – هجری قریب به هشتاد سال با سیاست و فراست حکومت کردند.

مورخین عرب و خراسان هزاره‌جات را به نام‌های غرجستان – غرج الشار – گرستان یاد کردهاند و حدود چهارگانه آن را از جانب غرب به هرات و بادغیس و از طرف شرق به کابل – از سمت شمال به جوزجان و از سوی جنوب به غزنی پیوست دانسته‌اند. به قول ابن حوقل تاریخدان عرب غرجستان کشوری بزرگی بوده‌است که موسوم به مملکت غرجه یاد شده‌است. در اغلب کتب تاریخ عرب و خراسان هزاره‌جات به نام غرجستان یاد شده که وسعت آن خیلی از وسعت کنونی آن فراتر بود و شامل غوربامیان و غزنی می‌شد.

اکادمیسین پوهاند عبدالاحمد جاوید در یکی از مقاله‌هایش تحت عنوان بحثی پیرامون اقوام و طوایف افغانستان می‌نویسد:

طوریکه دیدیم سرزمین خلج نزدیک کابل و غزنی بوده‌است و خلج‌ها درهمین حدود می‌زیستند و هنوز در زمین داور علاقه‌ای به نام خلج معروف است. اما در اینکه تلفظ صحیح به فتح دوم است یا سکون آن اختلاف است. این کلمه هنوز در هند و افغانستان با سکون دوم و و در ایران به فتح دوم تلفظ می‌گردد. اصطخری, ابن حوقل و یاقوت حموی چنانکه دیدیم حرف دوم را ساکن ضبط کرده‌اند و اما منینی حرف اول و دوم را به فتحه نوشته و به گمان اغلب به سکون دوم درست‌تر می‌نماید. خاصه اگر بپذیریم که کلمه غلجی همان خلجی است و ریشه آن را از غرچ بدانیم. اما بنابر عقیده بعضی اگر آن را از شکل ترکی قلچ تصور کنیم تلفظ آن با فتح دوم خواهد بود. (۲۳) عقیده بر این است که این کلمه ترکی نبوده خاصه با قلج ترکی ارتباطی ندارد و غالباً کلمه خلج شکل دیگر غرچ است. کلمه غرچه در ادبیات فارسی دری بمعنای کوهی مقابل روستایی آمده و از لحاظ اتساع معنی بمعنای ساده و ابله نیز به کار رفته‌است. چنانچه درین دو بیت:

صد و اند ساله یکی مرد غرچه
چرا شصت و سه زیست این مرد تازی
بفریبد دلت بهر سخنی
روستایی و غرچه را مانی

ناصر خسرو در یکجا گوید:

استاده بدی به بامیان شیری
بنشسته به عز، در بشین، شاری

در توضیح شیر بامیان نوشته‌اند:

«شیر ملک آنجاست چنانکه ملک ختلان را نیز شیر ختلان یا ختلان خدا یا
ختلان شاه گفتندی و شار عنوان ملک غوریا غرش یا غرستان یا :غرستان به تلفظ اوستایی غرستانه و فردوسی غرچکان.

چنانکه گوید:

یا غرجیستان ویا غرچستان. فرخی گوید:
سپهبد سپه شاه شرق ابو منصور
فراتکین دوانی امیر غرجستان
سیاسی است مراورا که در ولایت آن
پلنگ رفت نیارد مگر گشاده دهان
درین دیار بهنگام شار چندین بار
پلنگ‌وار نمودند غرچکان عصیان

فردوسی در یک مصراع از شاهنامه می‌سراید:

شه ءغرچکان بود بر سان شیر
کجا ژنده پیل، آوریدی به زیر،

[ویرایش] نویسندگان معروف

[ویرایش] چهره های سرشناس افراد زنده

[ویرایش] جستارهای وابسته

ایماق

[ویرایش] پی‏نوشت‏ها

  1. "Afghanistan". The World Factbook. Central Intelligence Agency. December ۱۳, ۲۰۰۷. https://www.cia.gov/library/publications/the-world-factbook/geos/af.html. Retrieved December ۲۶, ۲۰۰۷. 
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ Gordon, Raymond G., Jr. (ed.), ۲۰۰۵. Ethnologue: Languages of the World, Fifteenth edition. Dallas, Tex.: SIL International. Online version: http://www.ethnologue.com/.
  3. Census of Afghans in Pakistan, UNHCR Statistical Summary Report (retrieved December 27, 2007)
  4. The population of people with descent from Afghanistan in Canada is ۴۸٬۰۹۰. Hazaras make up an estimated ۹٪ of the population of Afghanistan according to the CIA Factbook and others. The Hazara population in Canada is estimated from these two figures. Ethnic origins, 2006 counts, for Canada
  5. Program for Culture and Conflict Studies at NPS - Home
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ L. Dupree, "Afghānistān: (iv.) ethnocgraphy", in Encyclopædia Iranica, Online Edition 2006, (LINK).
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ CIA World Factbook.
  8. دولت آبادی، بصیر احمد، شناسنامه افغانستان، تهران : نشر عرفان ، ۱۳۸۷، صفحه ۲۸ .
  9. http://lcweb2.loc.gov/cgi-bin/query/r?frd/cstdy:@field%28DOCID+af0037%29
  10. L. Dupree, «Afghānistān: (iv.) ethnocgraphy», in Encyclopædia Iranica, Online Edition ۲۰۰۶, (LINK).
  11. «A survey of the Afghan people - Afghanistan in ۲۰۰۶», The Asia Foundation, technical assistance by the Centre for the Study of Developing Societies (CSDS; India) and Afghan Center for Socio-economic and Opinion Research (ACSOR), Kabul, ۲۰۰۶, PDF.
  12. یزدانی، حسین علی، پژوهشی در تاریخ هزاره ها/حسین علی یزدانی-تهران:محمد ابراهیم شریعتی افغانستانی،۱۳۸۵، ص ۷۳و۷۴
  13. Ehsan Yarshater, ed. "HAZĀRA iv. Hazāragi dialect". Encyclopædia Iranica (Online ed.). United States: Columbia University. http://iranica.com/articles/hazara-4. Retrieved 2011-01-13. 
  14. Mongols of Afghanistan: An Ethnography of the Moghôls and Related Peoples of Afghanistan Mouton, The Hague, Netherlands, page 17, OCLC 401634
  15. خاوری، محمد جواد، امثال و حکم مردم هزاره، مشهد: نشر عرفان، ۱۳۸۰، ص۱۶.
  16. Malistani, A. H. Tariq and Gehring, Roman (compilers) (1993) Farhang-i ibtidal-i milli-i Hazarah : bi-inzimam-i tarjamah bih Farsi-i Ingilisi = Hazaragi - Dari/Persian- English: a preliminary glossary A. H. Tariq Malistani, Quetta, OCLC 33814814
  17. Farhadi, A. G. Ravan (1955). Le persan parlé en Afghanistan : Grammaire du kâboli accompagnée d'un recuil de quatrains populaires de la région de Kâbol. Paris.
  18. همان. ص ۱۷.
  19. همان، ص۲۰.
  20. http://news.nationalgeographic.com/news/2003/02/0214_030214_genghis_2.html Genghis Khan a Prolific Lover, DNA Data Implies
    • "The Hazara Tribes in Afghanistan" in (1959) Collection of papers presented: International Symposium on History of Eastern and Western Cultural Contacts (1957: Tokyo and Kyoto) Japanese National Commission for Unesco, Tokyo, p. 61 9240301
    • Quintana-Murci, Lluís et al. (May 2004) "Where West Meets East: The Complex mtDNA Landscape of the Southwest and Central Asian Corridor" American Journal of Human Genetics 74(5): pp. 834–35
    • Debets, G. F. (1970) Physical Anthropology of Afghanistan: I–II (translated from Russian) Peabody Museum of Archaeology and Ethnology, Cambridge, Mass., OCLC 90304
    • Rubin, Barnett R. (2002) The Fragmentation of Afghanistan: State Formation and Collapse in the international system Yale University Press, New Haven, Conn., page 30, ISBN 0-300-05963-9
  21. Jochelson, Waldemar (1928) Peoples of Asiatic Russia American Museum of Natural History, New York, page 33, OCLC 187466893, also available in microfiche edition
  22. Genetics: Analysis of Genes and Genomes, Daniel L. Hartl, Elizabeth W. Jones, p. 309.
  23. Rosenberg, Noah A. et al. (December 2002) "Genetic Structure of Human Populations" Science (New Series) 298(5602): pp. 2381–85.
  24. دولت آبادی، بصیر حمد، شناسنامه افغانستان، تهران: نشر عرفان ، ۱۳۸۷، صفحه ۳۵ .
  25. پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیة الله العظمی محقق کابلی
  26. http://www.alfayadh.net/
  27. ‭BBC ‮فارسی‬ - ‮افغانستان‬ - ‮سیما سمر؛ فعال حقوق بشر ‬
  28. حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان
  29. حزب وحدت اسلامى افغانستان (A.I.U.P)
  30. Welcome To Bashardost for Afghanistan

[ویرایش] منابع

  • تاریخ هزاره‌ها - هزارستان

[ویرایش] پیوند به بیرون

جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ هزاره (قوم) موجود است.
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
چاپ/برون‌بری
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر