لهجه فارسی کرمانشاهی
لهجه فارسی کرمانشاهی لهجهای از زبان فارسی است که ویژهٔ شهر کرمانشاه است.[۱] این لهجه از نظر داشتن ضرب المثل غنی است و واژگان کردی دگرگون شده با پرداخت در جمله های فارسی کرمانشاهی نیز در آن دیده میشود.[۲] لهجه فارسی کرمانشاهی خاص این دیار است این لهجه درای قدمتی 200 ساله است. [۲]
محتویات |
[ویرایش] چگونگی رایج شدن زبان فارسی در کرمانشاه
با تشكيل حكومت قاجار در ايران و شكل گيري سازمانهاي اداري و حكومتي در آن زمان و وجود امارتهاي حكومتي نوادگان آنها در نقاط مختلف كشور و رسمي بودن زبان فارسي و سخن گفتن باسوادان (كارمندان و طيف حاكم) به زبان فارسي و عدم آشنايي آنان با زبانهاي محلي، كافي بود تا مردم براي ارتباط برقرار كردن با آنان به زبان فارسي نيازپيداكنند با توجهبهوجود قشر بازاري و بيسواد در ميان مردم و عدم آشنايي آنان با زبان فارسي در بيشتر اوقات آنان با مشكل پائين بودن دايرهواژگان فارسي روبهرو مي شدند و براي جبران آن واژگاني از زبان كردي را در سخن خود مي آوردند بدين گونهشخص ديگري اين واژهرا از يكي ميشنيد و بهگمان آنكهواژهاي فارسي است آنرا در مكالمات خود بهكار مي برد و بدين گونهدر بين مردم كرمانشاه زبان فارسي رايج شد گونه اي فارسي كه واژگان كردي موجود در آن كم نيست. [۳] [۴]
[ویرایش] نمونههایی از اصطلاح های خاص لهجه
| لهجه کرمانشاهی | تلفظ | فارسی معیار |
|---|---|---|
| سی کو | Sey ko | نگاه کن |
| بشیوانش | Beshiwânesh | به همش بریز |
| میتانم | Mitânam | میتوانم |
| برِی چِه | Berey Che | برای چه؟ |
| چیجو | Chijoo | چه جور ? |
| وَخی دیه | Vakhi Diya | برخیز دیگر! |
| کُره ولمان بوکو | Welemân Boko | عزیز جان، ولمان کن! |
| بشش بوگو | Beshesh Bugu | بهش بگو |
| نشتم | neshtam | نشستم |
| وخیزادم | vakhizâdam | بلند شدم |
| بری چه | berey che | چرا؟ برای چه؟ |
| تن علی | Tone ali | تو را به علی قسم |
| وِی میسی | Vey Missi | میایستی؟ میمانی؟ |
| غیری | Gheyri | مقداری؛ تعدادی (واحد شمارش نامعلوم) |
| کُره گرفدیدمان بنه قن؟ | Kora Gereftidemân Bana Qan | عزیزم، ما را نخ درون نبات گرفتهای؟ (انگاشتهای؟)! (ما را دست انداختهای؟) |
| کُره گرفدیدمان دستگاه؟ | Kora Gereftidemân Dastgâh | عزیزم، آیا ما را سرکار گذاشتهای؟ |
| کُره بذارمان! | Kora Bezareman | ما را رها کن، ما را بهل |
| هشتمش | hash temesh | گذاشتمش |
[ویرایش] ویژگی تلفظ
در لهجه پارسی کرمانشاهی در بسیاری از موارد واژهها به همان صورت که در زبان پارسی نوشته میشوند، خوانده میشوند :
- نان --> نان
- خانه --> خانه
[ویرایش] علامتهای اسم معرفه
با اضافه کردن "َ-گه" به اسم
- مداد َ گهَ (Medâdaga) --> همان مداد
- مرد َ گهَ (Mardaga)--> همان مرد
[ویرایش] استفاده از واژگان کردی
اساس واژگان پارسی کرمانشاهی واژگان پارسی است که مقداری از واژههای زبان کردی (و لری) با تغییر و تحول به شکلی جدید به آن افزوده شدهاند.
- سیل (Seyl) --> نگاه
- گله (Gela) --> دانه
[ویرایش] فعل
[ویرایش] ماضی بعید
روش ساختن ماضی بعید در پارسی کرمانشاهی به این صورت است. بن ماضی + اُوْد (Owd) + شناسه شخصی گذشته
- رفتُوْدَم (Raftowdam) --> رفته بودم
- دیدُوْدی (Didowdi) --> دیده بودی
[ویرایش] تلفظ "و"
در تمامی موارد حرف "و" به صورت (W) و با غنچه کردن لبها ادا میشود؛ بر خلاف «و» پارسی (V) که با برخورد دندانهای بالا به لب پایینی ادا میشود.
- نود (Nawwad)
[ویرایش] پانویس
- ↑ «مرگ لهجه ها». روزنامۀ ابتکار، ۶ بهمن ۱۳۸۶. بازبینیشده در ۲۷ سپتامبر ۲۰۱۰.
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمانشاه بازدید در ۲۰ اوت ۲۰۰۹
- ↑ [۱]
- ↑ [۲]
| این یک نوشتار خُرد است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||