دمل

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
دمل
دمل
آی‌سی‌دی-۱۰ L02
آی‌سی‌دی-۹ 682.9, 324.1
مدلاین پلاس 001353
سمپ D000038

دُمَل[۱] به معنی جمع شدن چرک در هر بخشی از بدن است که معمولاً می‌تواند متجر به ایجاد تورم و التهاب در اطرافش شود.[۲]

در آغاز عامل بیمارِی‌زا با ترشح سم و آسیب به یاخته‌های بدن فرایند آماس یا التهاب را آغاز می‌کند. مراحل بعدی عبارت اند از ترشح پادتن از یاخته‌های ایمنی حاضر در محل، آزاد شدن سایتوکین، فعال شدن سیستم کمپلمان، افزایش نفوذپذیری رگ‌های موضعی، تجمع یاخته‌های ایمنی در محل و ... . پوشینهٔ پیرامون دمل را یاخته‌های سالمی می‌سازند که تلاش می‌کنند از آسیب عامل بیماری‌زا در امان بمانند. این کپسول هرچند جلو گسترش عفونت می‌گیرد ولی اغلب موجب می‌شود یاخته‌های ایمنی نتوانند عامل بیمارِی زا را ریشه‌کن کنند.

درمان دمل نیازمند دبریدمان و تخلیهٔ محتویات، کورتاژ و گاه تجویز پادزیست است.

واژه‌شناسی[ویرایش]

دمل با تلفظ به معنی قرحه که برآید و میان آن چرک کند و گاه سر باز کند و گاه محتاج نشتر شود.[۳]، دمل از جنس خراج است و سبب آن بد گواریدن (هضم) طعام (خوراک) باشد و حرکت‌ها و ریاضت‌ها که بر امتلا کنند[۴].

امثال :ز دمل دولت یافتن، گویند هرکه را دمل شود دولت به او روی آورد: ضرری نیست که سودی ز پی‌اش گل نکند دمل غنچه ز دنبال زر گل دارد.

دمل زخمی که روی پوست بدن پدید شود و از آن خونابه و چرک آید، آبسه[۵]

مترجمان پزشکی دمل را به واژه‌های مختلفی اطلاق کرده‌اند از جمله واژهٔ کورک یا (Boil) که به معنی یک برآمدگی بزرگ، حساس و سرخ رنگ است و زمانی بوجود می‌آید که پیازچهٔ مو دچار عفونت ناشی از باکتری استافیلوکوک شود.

همچنین به کورک و جوش چرکی نیز دمل گفته شده‌است .

انواع دمل[ویرایش]

با توجه به مکان تشکیل دمل، گونه‌هایی از دمل عبارت اند از:

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع و پی‌نوشت‌ها[ویرایش]

  1. واژهٔ مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی، دفتر نخست تا چهارم، 1376 تا 85
  2. "Abscess - National Library of Medicine - PubMed Health". Retrieved 2013-5-4.  Check date values in: |accessdate= (help)
  3. لغت‌نامهٔ اسدی
  4. ذخیرهٔ خوارزمشاهی
  5. فرهنگ معین
  • ویکی‌پدیای انگلیسی
  • دهخدا