جنگ‌های جانشینی اسپانیا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

جنگ‌های جانشینی اسپانیا (به فرانسوی: Guerre de Succession d'Espagne) (به آلمانی: Spanischer Erbfolgekrieg) مجموعه وقایعی بود که از ژوئیه ۱۷۰۱ تا ۱۷۱۴ میلادی به طول انجامید و عاقبت به امضای معاهده راشتات منتهی شد. پیش از آنکه اعلان جنگ شود مدت یکسال ( ژوئیه ۱۷۰۱ ) زد و خورد در میان بود. این جدال که درازترین و وحشتناک ترین محاربات دوره سلطنت لوئی چهاردهم است که قریب سیزده سال طول کشید و روز ۶ مارس ۱۷۱۴ میلادی به پایان رسید. خاک اسپانیا و ایتالیا و آلمان و پی با و شمال و مشرق فرانسه میدان آن به شمار می رفت. فرماندهی سپاه متحدها با دو سردار بزرگ بود یکی موسوم به مال بورو و دیگری شاهزاده اوژن دو ساووا که فرانسوی بود و در خدمت دولت اتریش زندگی می کرد. فرانسویان هم دو فرمانده عالی مقام داشتند یکی مارشال دو ویلار و دیگری دوک دو وان دوم.

آغاز جنگ[ویرایش]

در آغاز کار پادشاه پرتغال و دوک ساووا و امیر باواریا متحد لوئی چهاردهم و فیلیپ پنجم بودند و به این سبب شاه فرانسه می توانست در آلمان و ایتالیا به نبرد بپردازد. در این هنگام نقشه ای جسورانه کشیده شد و مقرر گشت دو دسته قشون یکی از ایتالیا از طریق تیرول و دیگری از فرانسه از راه دره دانوب در سرزمین باواریا جمع آید و پس از پیوستن دو سپاه به وین حمله کنند و امپراتور آلمان را وادار به تسلیم کنند. مقدمات اجرای نقشه مذکور هم شروع شد ؛ وان دوم در ناحیه لوزارا لشکر شاهزاده اوژن را در هم شکست ( ۱۵ اوت ۱۷۰۲ ) و مارشال دو ویلار نیز در سمت راست رود رن در فریدلن گن فاتح گشت ( ۱۴ اکتبر ۱۷۰۲ ) اما با رسیدن زمستان و خیانت دوک ساووا که پول گرفته و با امپراتور متحد شده بود ( مه ۱۷۰۳ ) اوضاع دگرگون شد. هرچند ویلار تنها به باواریا آمد ولی چون نتوانست با امیر باواریا بسازد درخواست نمود که او را احضار کنند. سال بعد متحدها نیز بر آن شدند که نیروهایشان را در دره دانوب جمع کنند. شاهزاده اوژن با قشون اتریشی مملکت ایتالیا به مال بورو که با قشون انگلیسی و هلندی از پی با رسیده بود ملحق شد آنگاه این دو سپهسالار در همان میدان جنگ هوشتات سرداران جانشین ویلار را در ۱۳ اوت ۱۷۰۳ میلادی شکست دادند و فرانسویان را از سمت آلمان به نواحی رود رن و از جانب ایتالیا به دامنه جبال آلپ عقب راندند. شاهزاده اوژن توانست در سالهای بعد،تورن (۱۷۰۶) و ایتالیا (۱۷۰۷) را از وجود فرانسویان پاک گرداند. طبق کنوانسیون میلان، دوک نشین های میلان و مانتوا به خاک اتریش منضم شدند، و بدین وسیله حکومت گونتساگاهای مانتوا، که از سال ۱۳۲۸ میلادی آغاز شده بود، به پایان رسید. دولت سلطنتی ناپل هم که به قدمت سلطنت اسپانیا بود، با وجودی که علی‌رغم خواست پاپ مستاصل ارتش خود را از میان آن ها گذرانیده بود، برای پاپ باقی‌ماندند .نیز توسکان استقلال خود را به بهایی گزاف نگاه داشتند.

دفاع فرانسه[ویرایش]

بعد از این پیش آمد ۱۱ سال کار به دفاع گذشت. میدانهای اصلی جنگ جنوب اسپانیا و شمال پی بای اسپانیا و ناحیه فلاندر متعلق به فرانسه بود. همان وقت که در ایتالیا دوک ساووا به اتریشیها پیوست ( ۱۶ مه ۱۷۰۳ ) در شبه جزیره اسپانیا نیز پادشاه پرتغال از فیلیپ پنجم دست کشید و با انگلیسی ها متحد شد. پس انگلستان قدرت آن یافت که قشونی به اسپانیا وارد کند. سپاه مذکور هرچه زودتر به پسر دوم آرشیدوک شارل که از طرف متحدها نامزد پادشاهی اسپانیا شده بود ، ملحق شدند. ساکنان چندین ایالت و به ویژه مردم کاتالونی و بارسلون نیز هوادار او شدند و فیلیپ پنجم را دوبار از مادرید بیرون کردند. ( ۱۷۰۶-۱۷۱۰ ) اما فرانسویان که ۲۵ هزار سرباز را به اسپانیا فرستاده بودند به همراه داوطلبان اسپانیایی در اواخر سال ۱۷۱۰ (۱۰ دسامبر) به فرماندهی وان دوم در ویلاوی سیوزا قشون مختلط انگلیسی و اتریشی را در هم شکست ؛ آنگاه فیلیپ پنجم باز حکمرائی اسپانیا یافت. در فرانسه هم شورش هایی چند در مخالفت با مالیات های جدید به وقوع پیوست. در کائور ، کرسی و پریگور انجام شد که شورشیان گرسنه به سمت ورسای حرکت کردند ولی توسط گارد ملی پراکنده شدند. در پاریس هم پلاکارد هایی بر ضد شاه نصب گردید. در نیمه ی مارس ۱۷۰۷ هم مارشال ووبان درگذشت.

جنگ در شمال[ویرایش]

مقصود فرانسویان از جنگی که در شمال می کردند نگاهداری پی بای اسپانیایی بود. مال بورو و اوژن چنانکه در سال ۱۷۰۴ در هوشتات لشکر جمع آوردند در این جا نیز چندین دفعه سپاه گرد آوردند. سرزمین پی با از سال ۱۷۰۶ یعنی بعد از جنگ رامیلی از دست فرانسه رفت. فرانسویان بارها کوشیدند که آن ناحیه را دوباره به چنگ آورند. اقدام اول در سال ۱۷۰۸ به شکست اودنارد سرآمد ( ۱۲ ژوئیه ) و سبب آن ، نادانی دوک دوبورگوندی نواده پسری لوئی چهاردهم بود. فرانسویان عقب نشستند، بیست هزار نفر آنان کشته یا زخمی و هفت هزار نفر دیگر هم اسیر شدند. مارلبره میخواست به سوی پاریس پیشروی کند، اما اوژن او را وادار ساخت تا نخست شهر لیل را محاصره کند، تا مبادا خط مواصلاتی و تدارکاتی متفقین توسط پادگان آن شهر قطع شود. لیل پس از دو ماه محاصره، و به قیمت جان پانزده هزار سپاهی، سقوط کرد. اقدام دوم نیز به جنگ وحشتناک مال پلاکه که دهکده ایست در ایالت شمال فرانسه منتهی گشت. ( ۱۱ سپتامبر ۱۷۰۹ ) ویلار در این جنگ زخمی سخت برداشت و هرچند ناچار میدان قتال را به مال بورو و شاهزاده اوژن واگذاشت اما دو برابر کشته های فرانسه از لشکر دشمن به قتل رسانیده بود.

صلح راشتات[ویرایش]

دولت انگلستان در این زمان شناسایی پادشاهی فیلیپ پنجم را بر اسپانیا و مستملکات آن کشور در امریکا تحت شرایطی مناسب پذیرفت: تامین در مقابل اتحاد فرانسه و اسپانیا تحت سلطنت واحد; وجود دژهای سد کننده برای حفاظت هلند و آلمان در برابر هجوم آتی و احتمالی فرانسه; برگشت متصرفات فرانسه; شناسایی سلطنت موروثی پروتستان در انگلستان و اخراج جیمز سوم از فرانسه; خلع سلاح و بیدفاع ساختن دنکرک; تایید و پذیرش استقرار حکومت انگلستان بر جبل طارق، نیوفندلند، و خلیج هودسن; و انتقال حق انحصاری برده فروشی فرانسه در امریکای اسپانیا به انگلستان. لویی آن را با اندک تغییری پذیرفت; انگلستان به لاهه اطلاع داد که تحت این شرایط با فرانسه صلح کرده است; هلند با آن شرایط موافقت کرد، و در نتیجه، زمینه برای تشکیل کنگره صلح اوترشت فراهم آمد.

پایان جنگ[ویرایش]

در ۱۷ آوریل ۱۷۱۱ امپراتور ژوزف اول در سن سی دو سالگی درگذشت و جانشینش امپراتور کارل ششم به فرمانروایی رسید. دولت انگلستان در این زمان شناسایی پادشاهی فیلیپ پنجم را بر اسپانیا و مستملکات آن کشور در امریکا تحت شرایطی مناسب پذیرفت: تامین در مقابل اتحاد فرانسه و اسپانیا تحت سلطنت واحد; وجود دژهای سد کننده برای حفاظت هلند و آلمان در برابر هجوم آتی و احتمالی فرانسه; برگشت متصرفات فرانسه; شناسایی سلطنت موروثی پروتستان در انگلستان و اخراج جیمز سوم از فرانسه; خلع سلاح و بیدفاع ساختن دنکرک; تایید و پذیرش استقرار حکومت انگلستان بر جبل طارق، نیوفندلند، و خلیج هودسن; و انتقال حق انحصاری برده فروشی فرانسه در امریکای اسپانیا به انگلستان. لویی آن را با اندک تغییری پذیرفت; انگلستان به لاهه اطلاع داد که تحت این شرایط با فرانسه صلح کرده است; هلند با آن شرایط موافقت کرد، و در نتیجه، زمینه برای تشکیل کنگره صلح اوترشت فراهم آمد.

صلح اوترخت[ویرایش]

فرانسه هر آنچه را که قبلاً در مذاکرات مقدماتی وعده داده بود به انگلستان سپرد، از جمله حق انحصاری فروش و تهیه برده که لکه ننگ آن زمان بود. دشمنان دیرین بر حقوق گمرکی واردات به توافق رسیدند. هلندی ها شهرهای لیل، ار، و بتون را به فرانسه پس میدادند، ولی در عوض کنترل سراسر هلند را، تا زمانی که صلح با امپراطوری منعقد شود، در دست گرفتند. حکمران باواریا نیز قرار شد که شارلروا، لوکزامبورگ، و نامور را در دست بگیرد. نیس را هم به دوک ساووا برگرداندند. فیلیپ پنجم اسپانیا و امریکا را نگاه داشت و سرانجام قبول کرد ( ۱۳ ژوئیه) که جبل طارق و مینورکا را به انگلستان واگذارد. اوژن دو ساووا به جنگ شدیدتری علیه انگلستان، که جداگانه صلح را امضا کرده بود، ادامه داد. اما خزانه امپراطوری تهی شده بود، تعداد سپاهیانش به چهل هزار نفر تقلیل یافته بود و ویلار با یکصد و بیست هزار مرد جنگی به سویس پیشروی میکرد. سرانجام، پیشنهاد لویی چهاردهم را برای ملاقات با ویلار و مذاکره در خصوص شرایط صلح پذیرفت. فرانسه، طبق معاهده راشتات، (۶ مارس ۱۷۱۴ )، آلزاس و استراسبورگ را پس گرفت و، در عوض، قسمت های ساحل راست راین را که متصرف شده بود به امپراطور باز گردانید و به تسلط اتریش، به جای اسپانیا در ایتالیا و بلژیک رضایت داد.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

الگو:کتاب تاریخ آلبرماله/نوشته ی آلبرماله/ترجمه حسین فرهودی

جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ جنگ‌های جانشینی اسپانیا موجود است.