نبرد ترافالگار
مختصات: غربی″۱۹ ′۱۵ °۶ شمالی″۳۵ ′۱۷ °۳۶ / °۶٫۲۵۵۳۴غربی °۳۶٫۲۹۲۹۹شمالی
| نبرد ترافالگار | |||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
نبرد ترافالگار اثر جوزف ترنر |
|||||||
|
|||||||
| جنگندگان | |||||||
| فرماندهان | |||||||
| دریاسالار نلسون | پیر دو وینو فدریکو گراوینا |
||||||
| نیروها | |||||||
| ۳۳ کشتی بریتانیا | ۲۶ کشتی فرانسه ۱۵ کشتی اسپانیا |
||||||
نبرد ترافالگار (به انگلیسی: Battle of Trafalgar) در تاریخ ۲۱ اکتبر ۱۸۰۵ در محلی در غرب دماغه ترافالگار واقع در جنوب غرب اسپانیا بین ناوگان نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا با ۲۷ کشتی جنگی بزرگ و نیروی دریایی فرانسه و اسپانیا با ۳۳ کشتی جنگی بزرگ رخ داد که منجر به پیروزی ناوگان برتانیا به فرماندهی دریاسالار نلسون شد.
فرانسه و اسپانیا ۲۲ کشتی را از دست دادند. درحالی که بریتانیا در تاثیرگذارترین نبرد در جنگهای ناپلئونی هیچ کشتی از دست نداد.
در این نبرد، لرد نلسون که از بزرگترین قهرمانان دریایی بریتانیا محسوب میشود، کشته شد.[۱]
محتویات |
[ویرایش] مجله دانستنی ها/شماره25،21دی 1389
| در ویکیانبار منابعی در رابطه با نبرد ترافالگار موجود است. |
- ↑ کتاب اطلاعات عمومی پیام صفحه ۲۳۸ پاراگراف اوّل
| این یک نوشتار خُرد پیرامون تاریخ است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |
[ویرایش] مقدمه
پس از وقوع انقلاب کبیرفرانسه در سال 1789 و اولین برخورد دنیای جدید با انقلاب، حکومت تازه تاسیس پاریس آماج حملات نیروهای اروپایی قرار گرفت ولی نیروی انقلاب فرانسه بسیار بزرگتر از آن بود که بخواهد به این سادگی ها در مقابل دشمنان سر فرود آورد.بعد از انقلاب فرانسه یک سری نبرد زنجیر وار به وقوع پیوست که در انتها منجر به تثبیت انقلاب و به رسمیت شناخته شدن آن شد اما در این دوران پر آشوب و حیاحو، بی شک مهمترین رویداد، برخاستن و قد کشیدن سرجوخه توپ خانه ای کوتاه قد بود که تبدیل به یکی از بزرگترین سرداران تاریخ شد، ناپلئون بناپارت.او با جنگ طلبی خواهی توانست در مدت کوتاهی فرانسه را به یکی از بزرگترین قدرت های دنیا تبدیل کند.این چیزی نبود که قدرت های آن روز مخصوصا انگلستان به راحتی آن را بپذیرند.این شد که به سرعت اتحادهای بزرگی علیه فرانسه به وجود آمدن که البته در ابتدا با نبوغ جنگی ناپلئون شکست خوردند.اما این همه ماجرا نبود.پیروزی های نظامی ناپلئون باعث ثبات موقت و توازن قوا در اروپا شد.حال زمان آن رسیده بود تا فرانسه دشمن بزرگ خود را از سر راه بردارد.ناپلئون که به سبب این پیروزی ها لقب امپراتور به خود داده بود و انقلابی را که برا آزادی به وجود آورده بود تبدیل به دیکتاتوری کامل کرده بود، می خواست نیروهای اصلی خود را به سمت کانال مانش حرکت بدهد تا در یک فرصت مناسب با عبور از این آبراه باریک، لندن را فتح کند.این هدف به قدری برایش مهم بود که ناپلئون به دریادار لویی دولاتوش-ترویل، فرمانده نیروی دریای فرانسه گفت:(اگر بتوانیم تنها 6 ساعت بر دریای مانش مسلط بمانیم، آقای دنیا خواهیم بود.)اما عمر ترویل برای این نبرد کفاف نداد.او در سال 1804 درگذشت و ناپلئون فرماندهی نیروی دریایی را به دریاسالار پیر، چارلز ویولنوو سپرد.ولی همه چیز آنگونه که ناپلئون انتظار داشت پیش نرفت.لندن با کمک دیپلمات های برجسته و ثروت هنگفت خود، اتریش، روسیه و سوئد را با هم علیه ناپلئون متحد کرد.در سوی دیگر نقشه هم ناپلئون برای دور کردن ناوگان دریایی انگلستان از مانش مشکلات زیادی با دریا سالار پیرش ویولنوو داشت که باعث شد برنامه تسلط بر مانش با مشکل رو به رو شود.
[ویرایش] نبرد اولم
پس از آنکه نقشه حمله به انگلستان شکست خورد، ناپلئون متوجه اعضای دیگر اتحادیه شد.ارتش بزرگی از روسیه برای پیوستن به ارتش اتریش در حرکت بود که بناپارت در یک اقدام متهورانه به استقبال دشمن رفت.او می دانست چگونه دشمنان را به تکه های کوچک تقسیم کند تا راحت بر آنها پیروز شود.این جنگ که به نبرد اولم معروف شد، برای اتریشی ها اسفبار بود.61 هزار سرباز اتریشی تسلیم شدند.200 قبضه توپ غنیمت فرانسوی ها شد.ولی همه اینها در برابر بی مدافع ماندن پایتخت افسانه ای آنها ناچیز بود.وین که 400 سال در برابر حملات عثمانی ایستادگی کرده بود، بدون مقاومتی در مقابل قدرت انقلاب زانو زد.
[ویرایش] دیدار در دریا
پس از فتح وین، ناپلئون باید برای یک کار ناتمام دوباره به دریا برمی گشت، فتح انگلستان.دریا سالار نلسون2-فرمانده ناوگان دریایی انگلستان که متوجه تجمع نیروی های فرانسوی در اطراف قادس3 شده بود، به سرعت دست به کارشد و با قسمت عمده ناوگان دریایی سلطنتی رهسپار آخرین ماموریت زندگی خود شد اوضاع در دو سوی میدان کاملا متفاوت بود. فرانسوی ها بیشتر افسران خود را در پاکسازی های گسترده پس ازانقلاب کبیر از دست داده بودندو نیروهای آنها تجربه چندانی درنبرد دریایی نداشتنتد.حال آنکه ملوانان جزیره مردانی بودند که بخش عمده زندگی خود را روی آب سپری کرده بودند و سال ها جنگ دریایی و دریانوردی از آنها مردانی با اراده و پولادین ساخته بود.نلسون برای ترغیب دشمن به حمله، بخش اعظم ناوگان خود را از دید ناوگان فرانسه-اسپانیا دور کرد و تنها تعداد کمی از آنها را در دیدرس آنها قرار داد.ولی این حیله ای نبود که بتواند ویولنوو4 با تجربه را فریب دهد.البته ویولنوو هم می دانست با مردانی که دارد نمی تواند بر نلسون غلبه کند.ولی دستور جدید ناپلئون همه چیز را تغییر داد.او به ناوگان خود فرمان داد تا از تنگه طارق عبور کرده، وارد دریای مدیترانه شده و با سرعت هر چه تمام تر خود را به ناپل برسانند.ناپل، شهری در ایتالیاست که آن زمان تحت سیطره ژوزف بناپارت5 بود ژوزف در برقراری حکومت درناپل به کمک احتیاج داشت.این حرکت ناوگان، کافی بود تا نلسون نیروهایش را جمع کرده و مانند یه بلای آسمانی در سر راه فرانسوی ها حاضر شود.
[ویرایش] آغاز مهم ترین نبرد دریایی تاریخ
نبرد برای ناوگان فرانسه غیر قابل اجتناب بود.آنها حتی نمی توانستند که پنج فروند از بهترین کشتی های انگلیسی برای گشت زنی به دریای مدیترانه ارسال شده اند.کشتی های نلسون نزدیک شده و توپ های جنگی آماده شلیک شدند.ویولنوو به سرعت دست به کار شد و با ایجاد یک هلال گسترده از کشتی های جنگی در نزدیکی دماغه ترافالگار یک خط دفاعی قدرتمند در مقابل ناوگان سلطنتی درست کرد.علت این آرایش نیروی ویولنوو این بود که نلسون مجبور می شد برای استفاده مناسب از قدرت آتش خود نیروهایش را در مقابل توپخانه مهیب فرانسوی ها حرکت داده و آنها را مجبور به دورزدن کند.این درحالی بود که سرعت کم باد هم توان مانورهای سریع را از نلسون سلب می کرد.ولی سردار فرانسوی یک نکته را فراموش کرده بود، نلسون کسی نبود که خود را محدود به آموخته های دانشکده های جنگ کند!دریادار کهنه کار انگلیسی در یک مانور فوق العاده نیروهایش را به دو ستون تقسیم کرد و مستقیم به سمت قلب خط فرانسوی ها یورش آورد ملوانان فرانسوی به اندازه کافی حرفه ای نبودند تا بتوانند دستورات ساده فرمانده خود را اجرا کنند.در نتیجه قلب خطوط دفاعی آنها به اندازه کافی مستحکم نبود که مناسب دفع حمله سنگین ناوگان سلطنتی باشد.به دلیل کندی باد، نیروهای موجود دردو جناح هم توانایی انجام مانور و کمک به مرکز خط دفاعی خود را نداشتند.ولی کندی باد تنها به ضرر فرانسوی ها نبود.کند شدن سرعت پیشروی ستون های انگلیس، باعث شد آنها زمان طولانی تری درجلوی روی ناوگان فرانسوی باشند.این امر تلفات سنگینی بر آنها تحمیل می کرد.ولی همه چیزبا ورد خود نلسون و کشتی سرفرماندهی عظیم او به منطقه رزم تغییر کرد.ویکتوری6 پر قدرت ترین ناو آن دوران بود هنگامی که خطوط فرانسوی را شکست و وارد کار زار شد با شلیک همزمان 100 توپ که در عرشه های جانبی اش مستقر بودند، توانست تلفات سنگینی را بر پیکر دو ناو بزرگ(بوسنتور، ردوتیبل)نیروی دریایی فرانسه وارد کند.انگلیسی ها با قدرت در پشت خطوط فرانسوی پیش می رفتند و آنها را می شکافتند و نلسون برعرشه ویکتوری در حال رقم زدن یکی از مهمترین لحظات تمام تاریخ بشر بود که ناگهان شلیک یه تیر انداز فرانسوی، سینه چپ او را شکافت و ستون مهره او را خرد کرد!نلسون در حالی که نظاره گر بزرگترین پیروزی خود بود، در خون خود غوطه ور می شد، گویی همه چیز دست به دست هم داده بود تا از لرد اول دریاداری، یک افسانه بسازند.پس از عبور ستون دوم به فرماندهی دریادار کالینوود7 از میان خطوط فرانسوی ها و با وجود رشادت های سربازان انتقلاب، دریانوردان با تجربه جزیره موفق شدند تا آنها را شکست دهند.حاصل نبرد نتایج ترافالگار برای ناپلئون بیشتر شبیه یک کابوس بود.او 22 کشتی خود را از دست داد.در حالیکه نیروی دریایی سلطنتی هیچ ناوی از دست نداد!نلسون با نقشه مبتکرانه خود موفق شده بود برتری دریای بی چون و چرای انگلستان را حفظ کند.هر چند در این را ه جان خود را از دست داد پس از ترافالگار، ناپلئون تلاش برای سیادت بر دریاها را کنارگذاشت و از رویای فتح لندن دست برداشت و این در حالی بود که با محاصره همه جانبه خود به وسیله ناوگان انگلستان با مشکلات متعددی روبه رو شد، دشواری هایی که درنهایت منجر به تسلیم او و فرانسه شد.