آتالانته

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو

آتالانته، (به یونانی: Αταλάντη) و (به انگلیسی: Atalanta) در اسطوره‌های یونان، باکرهٔ شکارچی است.

اساطیر یونان باستان
Guido Reni 006.jpg
آتالانته
یونانی: Αταλάντη
فرانسوی: آتالانته
جنسیت: مؤنث
پدر: یاسوس
مادر: کلومنه
فرزندان: Parthenopaeus
موضوع‌های اساطیر یونان باستان

آ ا ب پ ت ج چ خ د ر ز ژ س
ش ف ک گ ل م ن و ه ی


محتویات

[ویرایش] نام و تبار

اغلب حکايت کرده‌‌اند که دو قهرمان زن به اين نام وجود داشته‌‌اند. ترديدي نيست که دو مرد، به نام‌هاي ياسوس و سکونيوس، را پدر آتالانتا (آتالانته) دانسته‌‌اند، اما در داستان‌هاي کهن اغلب مي‌بينيم مرداني که از اهميت و قدر و منزلت چندان قابل توجهي برخوردار نبوده‌‌اند نام‌هاي گوناگوني دارند. اگر بگوييم که دو آتالانتا وجود داشته‌‌اند، با کمال شگفتي مي‌بينيم که هر دو مي‌خواسته‌‌اند با کشتي آرگو به سفر بروند، و هر دو در ماجراي شکار گراز وحشي در کاليدوني شرکت کرده‌‌اند، و هر دو با مردي ازدواج کرده‌‌اند که در مسابقه‌ي دو آنها را شکست داده‌‌اند، و آنها سرانجام به ماده شير بدل شده‌‌اند. چون داستان‌هاي اين دو زن به هم شبيه است، بهتر اين است که بي چون و چرا بپذيريم که فقط يک آتالانتا (آتالانته) وجود داشته است. اگر بپذيريم که دو دوشيزه به اين نام وجود داشته‌‌اند، واقعاً برخلاف سنت افسانه‌هاي اساطيري رفتار کرده ايم که قبول کنيم دو دوشيزه‌ي همنام در يک زمان مي‌زيسته‌‌اند و هر دو اهل ماجراجويي بوده‌‌اند و توانسته‌اند مردان نام‌آور يکي از دو دوره‌ي قهرمان پرور را مغلوب کنند و در کُشتي پشت آنها را به خاک بسايند. آتالانته دختر یاسوس و کلومنه بود. پدرش که فرزندی جز پسر نمی‌خواست، پس از تولد وی را در جنگل پارتنیون گذاشت. یک خرس ماده با شیر دادن به او، جانش را نجات داد. سپس شکارچیان او را یافتند و بزرگ کردند. رشد در این محیط او را به شکار و کارهای مردانه علاقمند کرد و از امور زنانه بیزار شد.

[ویرایش] ماجراهای پهلوانی

يک روز دو سنتور، که از هر لحاظ از آدميان چابکتر و نيرومندتر بودند، او را تنها يافتند و به تعقيبش پرداختند. آن دختر از آن دو هيولا نهراسيد و نگريخت، زيرا ترسيدن و گريختن کار ابلهانه‌اي بود. او آرام بر جا ايستاد، تيري بر کمان گذاشت و آن را رها کرد. تير دوم نيز رها شد. هر دو سنتور، که زخم مهلک برداشته بودند، بر زمين افتادند.[۱] در سفر یاسون برای یافتن پشم زرین قوچ بالدار در کنار دلاورترین افراد یونان (ملئاگروس، اورفئوس، هراکلس، هولاس، پلئوس پدر اخیلس، تسئوس) با او همراه شد. هنگامی که گرازی وحش به تباه ساختن کشتزارهای کالودون پرداخت، ملئاگروس، پسر اوینئوس شاه کالودون، به یاری پهلوانانی مانند تسئوس و کاستور و پولوک و نستورو یاسون و نیز آتالانته زیباروی چابک به جنگ آن برخاست. گراز کالیدونیان چند پهلوان را از پا درآورد، آتالانته او را با تیر زد و ملئاگروس آن را به قتل رساند.[۲]

[ویرایش] ازدواج

ملئاگروس، پسر اونئوس، چون آن دختر را ديد بي درنگ عاشق وي شد. و توصيه کرد که پوست گراز را به او بدهند. شگفت انگيز اينکه همين امر مرگ ملئاگروس را سبب شد. وقتي که ملئاگروس هنوز نوزادي بيش نبود و فقط هفته‌اي از عمرش مي‌گذشت، فرشتگان سرنوشت بر مادرش، آلتئا، ظاهر شدند و کنده‌اي هيمه به درون اجاق شعله ور اتاقش انداختند و چنين مي‌خواندند: به تو،‌اي نوزاد، مي‌دهيم هديه اي که تا خاکستر نشدنِ اين هيمه زنده بماني آلتئا آن هيمه‌ي نيمسوز را که فرشتگان سرنوشت در اجاق انداخته بودند از اجاق بيرون آورد، آن را خاموش کرد و در صندوقي نهاد و آن را پنهان کرد. برادران آلتئا نيز در خيل شکارچياني بودند که به شکار گراز وحشي رفته بودند. آنها وقتي ديدند جايزه به يک دختر تعلق گرفت سخت خشمگين شدند و اين عمل را نوعي توهين به خويشتن تلقي کرده و گفتند پوست گراز را نبايد به آتالانتا بدهند. ملئاگروس آنها را غافلگير کرد و هر دو را کشت. اين خبر به گوش آلتئا رسيد و آن زن خشمگین شد. به سوي صندوق رفت و آن نيمسوز را از آن بيرون آورد و به درون آتش اجاق انداخت. به مجردي که آن کُنده نيمسوز شعله ور شد، ملئاگروس به حال مرگ بر زمين افتاد و چون هيمه کاملاً سوخت و خاکستر شد روح ملئاگروس نيز از بدنش بيرون شد. آتالانته خواستگاران بسیاری داشت. اما برای ازدواج شرطی قرار داده بود که هر کس موفق شود در مسابقه دو از وی پیش افتد، به عنوان همسر می‌پذیرد و گرنه به هلاکت می‌رسد. هیپومنس سیب‌های طلایی هسپریدس را که از آفرودیته گرفته بود به سوی آتالانته رها می‌کرد و چون آتالانته به گرفتن آن‌ها مشغول شد، از او جلو افتاد و مسابقه را برد. هیپومنس با فراموش کردن سپاسگزاری به درگاه آفرودیته موجب خشم وی شد و آفرودیته هر دو را به شیر تبدیل کرد، که براساس افسانه‌ها نمی‌توانند با جفت خود بیامیزند. البته پيش از آنکه آتالانتا به شير بدل شود پسري به دنيا آورد که نام او را پارتنوپائوس گذاشت و اين پسر از جمله هفت تني بود که بر ضد تبس جنگيدند.

[ویرایش] منبع شناسی

داستان اين زن را نويسندگان متأخر، اوويد و آپولودوروس، به تفصيل نوشته‌‌اند، ولي اين داستان بسيار کهن است و سابقه‌اي بس طولاني دارد. در اشعاري که آن را به هزيود نسبت داده‌‌اند، اما احتمالاً پس از وي سروده شده است، يعني در اوايل قرن هفتم پيش از ميلاد، از مسابقه دو و سيبهاي طلايي سخن به ميان آمده است. در ايلياد نيز به دسته‌ي شکارچيان کاليدوني اشاراتي شده است.

[ویرایش] پانویس

  1. اديت هميلتون، سيري در اساطير يونان و رم.
  2. ویل دورانت، ۱۲۵

[ویرایش] منابع

  • دورانت، ویل. تاریخ تمدن، یونان باستان (جلد دوم). ترجمهٔ امیرحسین آریان‌پور و دیگران. سرویراستار، محمود مصاحب. چاپ ششم. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۸. ISBN 964-445-001-9. 
  • گریمال، پیر؛ (1367) فرهنگ اساطیر یونان و رم، ترجمه احمد بهمنش، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ سوم.. 
  • هميلتون، اديت؛ (1387) سيري در اساطير يونان و رم، ترجمه عبدالحسين شريفيان، تهران، اساطير، چاپ سوم.. 

[ویرایش] جستارهای وابسته

جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ آتالانته موجود است.
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
چاپ/برون‌بری
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر