تسئوس (به یونانی: Θησεύς)، در اسطورههای یونان پادشاه و قهرمان آتن است. همانند هراکلس که پهلوان دوریها بود، تسئوس نیز پهلوان مورد علاقه آتنی ها بود.
او یا پسر آیگئوس و آیترا بود و یا پوزئیدون و آیترا، چون آیترا در یک شب با هر دوی آنها هم خواب شده بود. روز بعد، آیگئوس که در شهر تروزن آیترا را ملاقات کرده بود، آنجا را برای رفتن به شهر مادریش آتن، ترک کرد. در هنگام رفتن آیگئوس صندلها و شمشیر خود را زیر تخته سنگ بزرگی قرار داد و به آیترا گفت: اگر فرزندمان پسر شد و به اندازه کافی بالغ گردید به او بگو تخته سنگ را بلند کرده و شمشیر و صندلهای مرا بردارد. تسئوس تبدیل به جوانی نیرومند گردید و به راحتی تخته سنگ را بلند کرده و شمشیر و صندل را از زیر آن برداشت و او نیز به سمت آتن حرکت کرد. هنگامی که تسئوس به آتن رسید، مدئا همسر آیگئوس، او را وادار به کشتن تسئوس کرد که هنوز او را نشناخته بود، تسئوس وظیفه گرفتن گاو وحشی به نام مینوتاوروس را داشت.
او با جوانانی که از آتن برای مینوس فرستاده میشد تا خوراک مینوتاروس شوند، همراه شد. آریادنه دختر مینوس عاشق او شد و از دایدالوس راه خروج از هزارتو (هزارتویی که جایگاه مینوتاروس بود) را پرسید و به تسئوس آموخت. تسئوس به این ترتیب توانست مینوتاروس را بکشد و از هزارتو خارج شود. بعد از این ماجرا مدئا به آیگئوس گفت به تسئوس شراب زهرآلودی بنوشاند. هنگامی که تسئوس در حال نوشیدن شراب بود، آیگئوس شمشیر او را تشخیص داد و در لحظات آخر ضربهای به جام شراب او زد تا تسئوس آن را نیاشامد.
جستارهای وابسته [ویرایش]