کایرون (به یونانی: Χείρων) (به معنی مهارت با دست)[۱]، یکی از شخصیتهای اساطیری یونان باستان موجودی افسانهای با بالا تنهٔ انسان و پایین تنه اسب بود.
بر اساس افسانههای یونان باستان کیرون معروفترین و نیرومندترین سانتور است. او پسر کرونوس و فیلیرا، دختر اقیانوس و پس از دودمان ایزدی زئوس و المپیها و تنها سانتور فناناپذیر بود. او به داشتن دانش و خرد والا و مهارت در علم طبابت شهرت داشت.[۲]
داستان از جایی شروع میشود که هراکلس در حین شاهکار چهارم خود یعنی گرفتن گراز اریمانتوس برای دیدن دوست خود فولوس (یکی دیگر از سانتورهای نامدار اساطیر یونان) به غاری در کوه پلیون واقع در تسالی رفته بود. هراکلس تشنه بود و برای رفع تشنگی از فولوس درخواست بازکردن شیشهٔ شرابی نمود که خوراک مورد علاقه سانتورها بود. فولوس شراب مقدس دیونیسوس را در اختیار داشت که وظیفه نگهداری از آن را به او سپرده بودند که در وقتی معین بازشده و همه سانتورها از آن بنوشند. اما هراکلس او را مجبور به بازکردن شراب نمود در همین حین بوی شراب به مشام سانتورهای وحشی اطراف غار رسید که نسوس رهبری آنها را بر عهده داشت. آنها به غار حمله کردند و هراکلس نیز به سمت آنها تیرهایی که به زهر هایدرا آغشته شده بود پرتاب نمود. در این میان نیز کایرون که حتی در جنگ هیچ نقشی نداشت به طور تصادفی به وسیلهٔ تیر زهرآگین هراکلس زخمی شد و باوجود اینکه او فناناپذیر و استاد هنرهای درمانی بود اما امیدی به بهبودی نداشت و نمیتوانست زخم خود را التیام بخشد، بدین سبب برای رهایی از این رنج همیشگی راضی شد که به هادس فرود آید و جای پرومتئوس را بگیرد، و از این هنگام بود که پرومتئوس منزلگاه جاودانی خویش در المپ را باز یافت. کایرون مربی قهرمانان بزرگی همچون آشیل، یاسون، آکتئون، پلئوس، تلامون، آینیاس و اسقلبیوس بود.[۳]
[ویرایش] جستارهای وابسته