پسر جهنمی (کمیک)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پسر جهنمی
Hellboy The Wolves of St August.jpg
ناشردارک هورس کامیکس
نخستین حضورDime Press #4
ساخته شده توسطمایک میگنولا
نام کاملاَنِنگ آن راما
گونهنیمه انسان/نیمه اهریمن
جهان زادگاهجهنم
وابستگی به تیمB.P.R.D(اداره دفاع و تحقیقات ماورالطبیعه
هم‌دستانلیزشرمن،آبراهام(ایب)سیپین،راجر،کیت کوریگان،بتمن،لابستر جانسون
نام (های) مستعارنابود کننده جهان، جانور آخرالزمان
توانایی‌ها
  • قدرت و استقامت ابرانسانی
  • زوددرمانی
  • طول عمر نا محدود
  • مقاوم در برابر آتش و صاعقه
  • توانایی ذاتی در درک جادو
  • دست راست آسیب‌ناپذیر و سنگی (که به عنوان کلیدی به سوی آخرالزمان است
  • همراه داشتن اسلحه

پسر جهنمی (به انگلیسی: Hellboy) یک شخصیت خیالی ابرقهرمان که توسط نویسنده-طراح مایک میگنولا خلق شده‌است که در کتب کامیک دارک هورس کامیکس وجود دارد و برای اولین بار، در شمارهٔ ۴ مجلهٔ سکه مطبوعات (Dime Press) (مارس ۱۹۹۳) معرفی شد.

در رسانه ها

فیلم ها

ران پرلمن نقش این شخصیت را در فیلم‌های پسر جهنمی (۲۰۰۴) و پسر جهنمی ۲: ارتش طلایی (۲۰۰۸) ایفا کرده‌است.

با وجود موفقیت دو فیلم قبلی اما فیلم پسرجهنمی ۲۰۱۹ با واکنش منفی منتقدین و مخاطبین عادی روبه رو شد. در فیلم جدید دیوید هاربر جایگزین ران پرلمن در نقش پسر جهنمی شد همچنین نیل مارشال هم بر صندلی کارگردانی تکیه زد که پیش از او گی‌یرمو دل تورو بر روی آن نشسته بود.

بازی های ویدئویی

در سال ۲۰۰۰ بازی پسر جهنمی: سگ های شب اولین نسخه از بازی پسر جهنمی برای پلی استیشن و مایکروسافت ویندوز به بازار آمد که بخاطر گرافیک پایین ، گیم پلی بد و داستان ضعیف با نقدهای منفی همراه بود . در سال ۲۰۰۸ بازی پسر جهنمی: دانش شیطان برای پلی‌استیشن ۳، پلی‌استیشن همراه و ایکس‌باکس ۳۶۰ منتشر شد. این بازی در مجموع بخاطر گرافیک متوسط، گیم پلی تکراری و داستان نچندان جذاب نقدهای متوسطی دریافت کرد. سال ۲۰۱۸ بازی بی عدالتی ۲ از شخصیت پسر جهنمی رونمایی کرد که به خاطر ارتقا کیفی عناصری چون گرافیک تصویری و داستان گیرا و گیم پلی قابل قبولش توانست نقدهای مثبتی را کسب کند .

انیمیشن ها

چندین انیمیشن ویدئویی از این شخصیت به نام های پسر جهنمی: شمشیر طوفان و پسر جهنمی: خون و آهن ساخته شدند و به موفقیت رسیدند. انیمیشن پسر جهنمی: شمشیر طوفان در پنجاه و نهمین مراسم جایزه امی موفق به نامزد دریافت جایزه امی در سال ۲۰۰۷ شد.

زندگینامه ساختگی شخصیت

پدر و مادر و زادگاه

پسر جهنمی در حقیقت فرزند یک ساحره بنام سارا هیوز و یک شیطان بنام عزازیل با نام اصلی اَنِنگ آن راما بدنیا آمد.‌ سارا که یک جادوگر قرن هفدهمی و از نوادگان شاه آرتور بود، او عادت با یک شیطان که در هیبت بز با نام عزازیل به سمت مراسم شبات پرواز کند و در سال ۱۵۷۴ با آن عزازیل ازدواج کرد ولی بعد از گذشت چند سال بخاطر بدنیا آوردن نوزاد هایی که درون رحم او مرده بودند ایمانش را نسبت به عزازیل از دست داد و بخاطر پیری و کهولت سن و اینکه چیزی به پایان عمرش باقی نمانده بود به یک کلیسا در وست برومویچ شرقی (همانجایی که پسر جهنمی در آن احضار شد) رفت و از کشیش و راهب آنجا تقاضای آمرزش و توبه کرد و قبل از مرگش از آنها خواست که تابوت او را با یک زنجیر مقدس مهر و موم کنند تا دست شیطان به او نرسد ولی عزازیل نمیتوانست عروسش را انکار کند و به همین دلیل به آن کلیسا رفت و بعد از آنکه کشیش و راهب را از بین برد تابوت سارا را باز کرد و اورا به جهنم برد و به او گفت که فرزند مورد علاقه اش درون رحم اوست و به زودی وارث او خواهد شد و بعد از آن سارا دوباره به عزازیل ایمان آورد و بعد از آن عزازیل اسم اِنِنگ اون راما(به معنی نابودگر دنیا) و را روی آن گذاشت ولی از همان بدو تولد دست راست اورا قطع کرد و یک دست سنگی بزرگ(بنام دست نابودی) را را جایگزین آن کرد، این دست درواقع متعلق به آنوم یکی از محافظان کره زمین بود و کسی بود که آگدرو جهاد را وجود آورد ولی بعد از گذشت زمان آنوم احساس خطر کرد و آگدرو جهاد(که به اژدها هفت سر نیز معروف بود)را درون یک زندان سنگی حبس کرد ولی بدن آنوم به کلید زندان آگدو جهاد تبدیل شد و همین موضوع باعث ترس بقیه نگهبانان شد و نه تنها باعث شد آنوم مورد محاکمه نگهبانان قرار گیرد بلکه توسط نگهبانان نیز از بین رفت ولی تنها چیزی که از بدنش باقی ماند دست راشت او بود که بدون آنکه کسی متوجه آن شود در جهنم سقوط کرد و عزازیل بعد از پیدا کردن دست به این دلیل آنرا با دست پسر جهنمی پیوند داد چون میدانست که این دست کلید آزادی آگدرو جهاد و نابودی کره زمین است.

احضار او به زمین

در سال ۱۹۳۷ که دو سال تا شروع جنگ جهانی دوم فاصله داشت نازی ها قصد داشتند به هر طریقی که شده در جنگ پیروز شوند،در همان سال گریگوری راسپوتین(راهب ماجراجو و مشاور خاندان تزار در روسیه)که تصور میشد مرده است بعد از آنکه توسط هاینریش هیملر پیدا شد و راسپوتین بعد از آنکه قول فتح جهان را به هیملر داد،به همدست نازی ها تبدیل شد و بعد از این اتفاق هیملر یک گروه(متشکل از:الیسا هاپستاین،لئوپولد کراتز،پروفسور کارل روپرت کرونن) در اختیار راسپوتین گذاشت که همه آنها زیر نظر:راسپوتین،پروفسور هرمان ون کلمپت و ژنرال کلاوس ورنر ون کراپت) فعالیت خود را برای شروع پروژه رگناروک آغاز کردند،تا اینکه در دسامبر سال ۱۹۴۴ زمانی که آلمان در وضعیت بسیار بدی قرار گرفته بود ولی هیتلر همچنان سودای فتح جهان را در سر داشت دستور داد که پروژه رگناروک در یک جزیره کوچک در شمال اسکاتلند راه اندازی شود،این پروژه درواقع یک دستگاه برقراری ارتباط و احضار یک موجود از جهنم بر روی زمین بود و آنها میخواستند با این کار در جنگ جهانی دوم پیروز شوند،ولی همزمان یک گروه کوچک از محققان ماورا طبیعت(که تشکیل شده از:پروفسور ترور بروتن هولم،پروفسور مالکوم فراست،یک قهرمان معروف آمریکایی به نام torch of liberty و یک ماورا شناس انگلیسی بنام بانو سینتیا.) به همراه یک گروه سرباز از ارتش آمریکا به یک کلیسا متروکه در وست برومویچ شرقی رفتند چون بانو سینتیا پیش بینی کرده بود که یک اتفاق وحشتناک پیش خواهد آمد، در همین زمان راسپوتینبه همراه گروهش عملیات را آغاز میکنند ولی یک اشتباه بزرگ پیش می آید:آنها تمام مراحل برقراری ارتباط و احضار را به درستی پیش رفته اند ولی موجود مورد نظرشان به جای آنکه در مقر نازی ها احضار شود به طور تصادفی در همان کلیسا متروکه واقع در وست برومویچ احضار میشود،همه چیز با یک انفجار بزرگ آغاز میشود و در همان لحظه تمام اعضای گروه قصد کشتن آن موجود (که در واقع همان پسر جهنمی است) را دارند بنا به اصرار ترور بروتن هولم آنها از کشتن صرف نظر میکنند و در همان شب ترور بروتن هولم نه تنها آن موجود را به فرزندخواندگی خود قبول کرد بلکه اسم اورا هل بوی گذاشت.

دوران کودکی

پسر جهنمی بعد از پایان که به فرزند ترور بروتن هولم تبدیل شده بود به همراه پدرش به یک پایگاه هوایی در ایالت نیو مکزیکو سفر کرد و تا سال ۱۹۵۲ در آنجا زندگی کرد،در سال ۱۹۵۲ پسر جهنمی به دستور دولت ایالات متحده به یک عضو اداره دفاع و تحقیقات ماورا طبیعت واقع در ایالت کانکتیکات و بعد از گذشت چندسال به یک عضو ارشد تبدیل شد و همچنین به او لقب: بهترین مامور ماورا طبیعت دنیا را به او دادند.

ویژگی و قدرت های او

پسر جهنمی (نام اصلی آنانگ اون راما) فرزند یک ساحره و یک شیطان بنام عزازیل است،مادر او از نوادگان شاه آرتور است و بدین واسطه نه تنها پسر جهنمی پادشاه بر حق انگلستان و از نسل شاه آرتور است بلکه لایق استفاده از شمشیر معروف شاه آرتور یعنی اکس کالیبور نیز هست، ولی با این وجود او خودش را یک آمریکایی با مذهب کاتولیک می نامد،پدر پسر جهنمی یعنی عزازیل معتقد بود که پسرش وارث حاکمیت بر جهنم را دارد و به همین خاطر تاج آخرالزمان را در زمان کودکی پسر جهنمی برای او به ارث گذاشت و هر وقت پسر جهنمی نام واقعی خود را میگوید شاخ هایش رشد کرده و تاج بر روی سر او ظاهر میشود،پسر جهنمی یک نیمه انسان/شیطان است، با ۲ متر قد و دارای پوستی قرمز، دم بلند، شاخ های تراشیده شده است، بدن پسر جهنمی به دلیل اینکه او در جهنم بدنیا اومده در برابر هرگونه حریق و یا آتش سوزی مقاومت بسیار بالایی دارد، سن و سالش به هیچ عنوان با عقل جور در نمی آید، آهنگ رشد او بسیار کند است و تقریبا طول عمر نا محدودی دارد به گونه ای که در یکی از داستان های پسر جهنمی بنام پنکیک او دو سال سن بیشتر نداشت ولی به اندازه یک کودک ۱۰ ساله عاقل و بزرگ بنظر می رسید، اکثر شیاطین داستان های پسر جهنمی چیزی نزدیک به هزار سال عمر میکنند ولی تئوری هایی وجود دارد که پسر جهنمی بدلیل اینکه نیمه انسان/نیمه شیطان است ممکن است طول عمر کمی نسبت به بقیه شیاطین داشته باشد، او در کودکی توانایی برقراری ارتباط با سگ ها را نیز داشت ولی با بالا رفتن سنش این توانایی محو شد،او دارای قدرت بدنی بسیار بالایی است به گونه ای که میتواند یک درخت را فقط با یک دست از ریشه بکند همچنین دارای زود درمانی بسیار قوی است به گونه ای که جراحت هایش در عرض پنج دقیقه درمان میشود، هر بلایی که فکرش را بکنید به سرش آمده ولی باز هم سالم مانده،از دره های بلند به پایین پرت شده،نیزه،شمشیر و ... در بدنش فرو رفته،توسط گرگینه و شیاطین دریده شده،گلوله های سنگین بهش شلیک شده، شکنجه شده ولی باز هم جون سالم بدر برده.

۲۰ کمیک برتر پسر جهنمی

پنکیک

داستان این ماجرا در سال ۱۹۴۷ یعنی دو سال بعد از پایان جنگ جهانی دوم آغاز میشود در این میان پسر جهنمی تنها دو سال سن دارد و در حال حاضر در یک پایگاه نیرو هوایی آمریکا واقع در مکزیک زندگی میکند

منابع