عروس (فیلم ۱۳۶۹)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
عروس
AroosPoster.jpg
کارگردانبهروز افخمی
تهیه‌کنندهسید ضیاء هاشمی
بازیگرانابوالفضل پورعرب
نیکی کریمی
عباس امیری
علی سجادی‌حسینی
فرحناز منافی ظاهر
رقیه چهره‌آزاد
اکبر معززی
منصور والامقام
موسیقیبابک بیات
فیلم‌بردارنعمت حقیقی
تدوین‌گرمحمدرضا مویینی
مدت زمان
۹۰ دقیقه
کشورایران
زبانفارسی

عروس فیلمی ایرانی به کارگردانی بهروز افخمی و نویسندگی بهروز افخمی و علیرضا داوودنژاد محصول سال ۱۳۶۹ است. در این فیلم نیکی کریمی و ابوالفضل پورعرب به ایفای نقش پرداختند.

خلاصه داستان

حمید (ابوالفضل پورعرب) پسری است که تازه از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده و شغل و درآمدی ندارد و عاشق دختری به نام مهین (نیکی کریمی) می‌شود که خانواده او از وضعیت مالی خوبی برخوردارند و اختلاف طبقاتی باعث می‌شود که پدر عروس با ازدواج آنها مخالفت کند. حمید برای رسیدن به دختر مورد علاقه‌اش وارد قاچاق دارو می‌شود و رضایت پدر عروس را بدست می‌آورد. حمید و مهین برای ماه عسل به شمال سفر می‌کند و در بین راه با زنی تصادف می‌کند و حمید از ترس مجازات علی‌رغم مخالفت مهین فرار می‌کند، چون حمید برای کمک به مصدوم برنمی گردد مهین خودش برای کمک به مصدوم به بیمارستان مراجعه می‌کند و در طی این مدت متوجه کارهای غیرقانونی حمید می‌شود و قصد جدائی از حمید را دارد. حمید توضیح می‌دهد که کارهای غیرقانونی او به خاطر او و پدرش بوده و حالا برای رهایی از مشکلات باید به او کمک کند…

بازیگران

نقدها

  • مرتضی آوینی در یادداشتی با نام مستعار فرهاد گلزار[۱] دربارهٔ این فیلم گفته‌است: «عروس فیلمی است استادانه و نمونه‌ای از سینمایی مطلوب. اصل مطلب این است که افخمی سینما را همان‌طور که باید باشد دیده‌است نه بیش‌تر و نه‌کمتر. انتخاب پورعرب برای این نقش بسیار عالی و بازی او بی‌نقص است، چه جایزه بگیرد و چه نگیرد. تماشاگر همه چیز را باور می‌کند و هیچ لکه تاریکی نمی‌یابد تا به تعارض میان واقعیت با آنچه که در فیلم می‌گذرد پی‌ببرد. موسیقی فیلم آنقدر خوب روی فیلم نشسته بود تا آخر به یاد نیاوردم که فیلم موسیقی دارد. در فیلم «عروس»، عشق بین زن و مرد نیز صورتی واقعی داشت؛ نه صورتی افسانه‌ای آنسان که در روانشناسی اعماق طرح می‌شود و نه حالتی اروتیک، آن سان که در فیلم «نوبت عاشقی». همه چیز واقعی بود و در عین حال، واقعیتی عظیم‌تر از پس همه وقایع جلوه داشت.»[۲]
  • مسعود فراستی در پاسخ به این که آیا عروس فیلم مطلوب سید مرتضی آوینی است گفته است: مرتضی خيلی با حساب و كتاب اسم مستعار در پايين مطالبش می‌زد. يعنی «فرهاد گلزار»، مرتضی آوينی هست و نيست. مرتضی اهل پنهان كردن خود نبود. اما اهل اين بود كه به مصلحت‌ها فكر كند، يك جا بزند مرتضی آوينی و جای ديگر بزند فرهاد گلزار، همچنان كه مطالبی كه در مورد مخلباف می‌نوشت به نام گلزار چاپ می‌كرد، اما مطلب ديده‌بان را زده سيد مرتضی آوينی. مطلب كه در مورد فيلم‌های روشنفكری می‌نوشت به نام فرهاد گلزار می‌زد چون اين اسم آن فرد روشنفكری بود كه از روشنفكری برگشته بود، سيد مرتضی آوينی هم كه خودش بود. سينمای ارزشی‌اش مشخص است. سينمای فرهنگی‌اش هم روشن است؛ اين درست نيست كه بگوئيم سينمای مطلوب مرتضی، عروس بود. ... اسم مرتضی بالای مطالب ديده‌بان و مهاجر درشت می‌خورد سيد مرتضی آوينی اما روی مطلب فيلم عروس می‌خورد فرهاد گلزار، اين يعنی چی؟ يعنی كمی فكر كنند كه چرا اسم اصلی‌اش را بالای مطلب نزده. خيلی‌ها هم همان موقع فهميدند فرهاد گلزار همان مرتضی است. ... از مطالب فرهاد گلزار دفاع می‌كرد اما حد دفاع را می‌گويم. اين نبود كه مرتضی با اسم فرهاد گلزار خلاف نظر خود مطلب بدهد و با اسم مرتضی، مطالب خودش را بدهد، مطالبش درجه‌بندی داشت. با اسم گلزار درجه‌بندی‌اش، ارزشی و سينمایی بود. با اسم آوينی خودش بود با همه ايدئولوژی، تفكر، نگرش و سينما.[۳]
  • بهروز افخمی، کارگردان فیلم گفته که سید مرتضی آوینی «در مورد فیلم عروس به صورت خصوصی به من می‌‌گفت: در انتهای فیلم نتیجه‌­گیری اخلاقی­‌ای که گرفتی خوب نیست و به صورت فرمایشی و سفارشی به نظر می‌آید.» افخمی همچنین اشاره کرده که در زمان ارائه فیلم در جشنواره فیلم فجر نقدهای جریان روشنفکری نسبت به فیلم مثبت بوده، اما بعد از اکران عمومی فیلم و پس از حمایت جریان راست و روزنامه کیهان از آن، جریان روشنفکری بر علیه فیلم نقد نوشتند و آن را مبتذل خواندند.[۴]
  • فرامرز رفیع‌پور: "در این فیلم، روحیه مصرف‌گرایی و نیز ارزش‌های مادی، ثروت، نابرابری و سودجویی به مثابه ارزش‌های مثبت اشاعه داده شده و در مقابل ارزش‌های مذهبی و انقلابی کاملاً تحت‌الشعاع ارزش‌های مادی و سودجویی قرار گرفته است."[۵]

منابع

  1. "آويني تقواي ستيز داشت نه تقواي گريز".
  2. «نقد فیلم‌هایی از «نهمین جشنواره فیلم فجر»». خبرگزاری فارس.
  3. "آويني تقواي ستيز داشت نه تقواي گريز".
  4. "دروغ سی‌ساله".
  5. رفیع‌پور، فرامرز (پاییز و زمستان ۱۳۷۸). «تغییر ارزش‌ها در آینه سینما و مطبوعات». نامه پژوهش (۱۴ و ۱۵): ۱۵.