پرش به محتوا

زیبایی‌پرستی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از زیبایی پرستی)
اتاق طاووس، طراحی شده به سبک انگلیسی-ژاپنی توسط جیمز مک‌نیل ویسلر و ادوارد گادوین، یکی از مشهورترین نمونه‌های طراحی داخلی به سبک زیبایی‌شناسی است.

زیبایی‌پرستی، زیباپرستی یا جنبش زیبایی (به انگلیسی: Aestheticism) یک جنبش فکری و هنری در سده‌ی نوزدهم میلادی با این باور بود که ارزش زیبایی‌شناسانهٔ هنر و ادبیات و موسیقی و دیگر هنرها تنها ارزش حقیقیِ هنر بوده و بر محتوا و بن‌مایه‌های اجتماعی-سیاسی آن اَرجَح است؛[۱][۲] و این یعنی هنر بیشتر بر زیبابودن تمرکز خواهد داشت تا اینکه معانی عمیقی داشته باشد؛ درواقع همان شعار معروف هنر از برای هنر. این جنبش به ویژه در قرن نوزدهم در اروپا بسیار برجسته بود و از پشتیبانی شخصیت‌های فکری مشهوری چون والتر پاتر و اسکار وایلد برخوردار بود. این جنبش از دهه ۱۸۶۰ و از استودیوهای اصلاح‌طلبانی چون ویلیام موریس، کسانی که به دنبال راه تازه‌ای برای زندگی و کار هنری در این عصر بودند، آغاز شد. هدف اصلی آنها مخالفت با معیارهایی بود که در نمایشگاه بزرگ هنری سال ۱۸۵۱ هایدپارک لندن ارائه شده بود.[۳]

آنها را باید از مخالفان فرهنگ ویکتوریایی دانست که باور داشت هنر و ادبیات، سرشار از نقش‌های مهم اخلاقی است[۴] یا باید باشد. از منتقدین معاصری که تفکرش نزدیک به این جنبش است می‌توان به هارولد بلوم اشاره کرد که مخالف سرسخت واردکردن ایدئولوژی سیاسی و اجتماعی به آثار ادبی است.[۵]

واژه‌ی زیباگرایی (Aestheticism) نخستین بار در سال ۱۸۸۲ میلادی توسطِ والتر همیلتنِ منتقد در جستارِ «جنبش زیبایی در انگلستان» (The Aesthetic Movement in England) به کار رفت.[۶] تا دهه‌ی ۱۸۹۰، «دکادنس (انحطاط، زوال)» مترادف با «Aestheticism» در سرتاسر اروپا مرسوم شد.[۷]

خاستگاه

[ویرایش]

زیباگرایی، ریشه در رمانتیسم آلمانی دارد. پیش از آنکه ایمانوئل کانت از واژه‌ی یونانی «Aesthetic» در کتابش «نقد سنجش» (۱۷۹۰) بهره ببرد، الکساندر گوتلیب باومگارتن، در ۱۷۵۰، کتابی با نام «Aesthetica» نوشته بود. کانت نیز به نوبه‌ی خود متأثر از «رسالاتِ زیباییِ» (Letters of Aesthetic) فریدریش شیلر (۱۷۹۴) و مفهوم «هنر بازیِ» (Art of spie) او می‌گفت:

انسان هیچگاه به مانند وقتی در حال بازی‌کردن است، جدی نیست. انسان تنها در هنگام بازی، کاملا انسان است.

شیلر در رسالات گفته بود:

انسان، کرامت خویش را از کف داده اما هنر آن را حفظ کرده و برایش به شیوایی، بر سنگ مرمر حک کرده است. حقیقت همچنان در تخیل می‌زیَد و از طریق این رونوشت، اصلِ آن حفظ می‌شود.

این ایده‌ها غالبا از طریق آثارِ «زندگی فریدریش شیلر» (۱۸۲۵)، «مقالات انتقاداتِ گوناگون» (Critical and Miscellaneous Essays)، و «سارتور رسارتوس» (Sartur Resartus، ۱۸۳۴–۱۸۳۳) از توماس کارلایل به جهان انگلیسی‌زبان وارد شدند و واژه‌ی «aesthetic» را بر سر زبان‌ها انداختند. روت اپ‌رُبِرتس (Ruth apRoberts)، کارلایل را در تعریف تأثیر پیش‌گامانه‌اش در پیشرفت جنبش زیبایی‌پرستی، «رسول زیبایی‌‌پرستیِ انگلستانِ ۱۸۲۷–۱۸۲۵» می‌نامد.[۸]

ادبیات زیباپرستانه

[ویرایش]

نویسندگانِ «مُنحَطِ» بریتانیایی، متأثر از آرای پرفسور دانشگاه آکسفورد، والتر پیتر (Walter Pater) بودند که در مقالاتش در سال‌های ۱۸۶۷ و ۱۸۶۸ می‌نوشت انسان باید زندگی را قویاً بِزیَد و در جستجوی زیبایی باشد. جستارش «مطالعاتی در تاریخ رنسانس» (۱۸۷۳) در میان مردان جوانِ اهلِ هنر اواخر سده‌ی نوزدهم، مشهور بود. شعار نویسندگانِ منحط، «هنر از برای هنر» بود که منشأ آن مورد بحث است. برخی می‌گویند مبدعِ این شعار، ویکتور کوزینِ (Victor Cousin) فیلسوف بود هرچند آنجلا لایتون (Angela Leighton) می‌گوید که نخستین بار توسط بنژامن کنستان در سال ۱۸۰۴ ثبت شده است. اما مطمئنا، تئوفیل گوتیه باعث فراگیرشدنِ این شعار شد و این شعار را دال بر جداییِ هنر و اخلاقیات به کار می‌برد.

یکی از چندین پانچ درباره‌ی زیباپرستان.

هنرمندان و نویسندگان زیباپرست معتقد بودند که هنر باید لذت حسی را بازتولید کند، نه اینکه پیامی اخلاقی داشته باشد. بنابراین با شعار «هنر از برای حقیقتِ» جان راسکین، متیو آرنولد و جرج مک‌دونالد مخالف بودند.[۹] زیباپرستان باور داشتند که هنر، هدف تعلیمی ندارد، صرفا باید زیبا باشد. آنان، فرقه‌ای مبتنی بر این آراء و عقاید و مبتنی بر آرمان زیبایی تشکیل داده بودند: «فرقه‌ی زیبایی». به زعمِ آنان، زندگی باید کپی‌ای از هنر باشد (نه برعکس). آنان طبیعت (و زندگی) را در مقایسه با هنر، خام، ناپخته، ملال‌آور و کم‌بهره از زیبایی می‌دانستند.[۱۰] مهم‌ترین مشخصه‌های سبک آنان عبارت بودند از: پیشنهاد به جای ادعا، استفاده‌ی بسیار از نمادها، حس‌گرایی و حس‌آمیزی چه در تعبیر ادبی و چه در تعبیر عینی که در واژگان و رنگ‌ها و موسیقی نمود می‌یافتند. موسیقی را برای تغییر احوالات (mood) می‌دانستند.

اسلاف زیباپرستان، جان کیتس، پرسی بیش شلی و برخی از پیشارافائلی‌ها بودند که آنان نیز به نوبه‌ی خود، زاده‌ی جریان رمانتیسم محسوب می‌شدند. چند ارتباط میان فلسفه‌ی پیشارافائلی و زیبایی‌پرستی وجود دارد: شعار هنر از برای هنر، ستایش و کوشش پایدار برای زیبایی، واقعیت‌گریزی از طریق هنرهای بصری و ادبی، اشتغال به صنایع دستی که امری هم دقیق و هم هوشیارانه است و تمایل به ادغام انواع هنر. تئوفیل گوتیه در شعرِ «L'Art»، آنجایی که شاعر را با نقاش و مجسمه‌ساز مقایسه می‌کرد، بر این مورد آخر تأکید داشت.[۱۱] دانته گابریل روزتی و ادوارد بورن-جونز، به شدت زیباپرستانه می‌اندیشند اما نه به خاطر «هنر از برای هنر»، بلکه به خاطر «تأکیدی دوباره و پُرشور بر اصول رنگ، زیبایی، عشق و پاکی که دنیای کسل‌کننده، آشفته و دلسردکننده‌ی اواسط سده‌ی نوزدهم به شدت به آن نیاز داشت.»[۱۲] این تصریحِ دوباره‌ی زیبایی در این جهان بی‌روح، با واقعیت‌گریزی پیشارافائلی‌ها به وسیله‌ی هنر و شهر، مرتبط است.

بهترین نویسندگان زیباپرست، اسکار وایلد و الگرنون چارلز سوینبرن (هر دو متأثر از نمادگرایی فرانسوی)، جیمز مک‌نیل ویسلر و دانته گابریل روزتی بودند. هَجوِ این نویسندگان و سبکشان را گیلبرت و سالیوان و جُرج دو موریه (George Du Maurier)، در آثارشان می‌کردند.[۱۳]

در هنرهای زیبا

[ویرایش]

هنرمندان زیباپرست عبارت بودند از سیمون سلیمان (Simeon Solomon)، جیمز مک‌نیل ویسلر، دانته گابریل روزتی، آلبرت جوزف مور (Albert Joseph Moore)، جرج فردریک واتس، اوبری بردزلی.[۴]

جستارهای وابسته

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  1. Fargis, Paul (1998). The New York Public Library Desk Reference - 3rd Edition. Macmillan General Reference. pp. 261. ISBN 0-02-862169-7.
  2. Denney, Colleen. "At the Temple of Art: the Grosvenor Gallery, 1877-1890", Issue 1165, p. 38, Fairleigh Dickinson University Press, 2000 شابک ۰−۸۳۸۶−۳۸۵۰−۳
  3. "Aesthetic Movement". Tate. Retrieved 1 September 2020.
  4. 1 2 "The Aesthetic Movement". The Guardian. Retrieved 1 September 2020.
  5. Skafidas, Michael (2015-06-10). "Harold Bloom: Preposterous 'Isms' Are Destroying Literature". Huffington Post (به انگلیسی). Retrieved 2019-01-21.
  6. "Aesthetic Movement". Tate. Retrieved 1 September 2020.
  7. "Aestheticism and decadence". British Library. Archived from the original on 21 October 2020. Retrieved 2 August 2020.
  8. ap Roberts, Ruth (1991). "Carlyle and the Aesthetic Movement". Carlyle Annual (12): 57–64. ISSN 1050-3099. JSTOR 44945538.
  9. Raeper, William (1987) George MacDonald, p. 183. Tring, Herts., and Batavia, Illinois: Lion Publishing.
  10. می‌توانید برای خواندن توضیحاتی پیرامون زیباپرستیِ ادبی به پیشگفتار و پس‌گفتاری که سپاس ریوندی بر ترجمه‌اش از تصویر دُریان‌گری نوشته است، مراجعه کنید.
  11. McMullen, Lorraine (1971). An Introduction to the Aesthetic Movement in English Literature. Ottawa, Ontario: Bytown Press. pp. 22–23.
  12. Welland, Dennis S. R. (1953). The Pre-Raphaelites in Literature and Art. London, UK: George G. Harrap & Co. Ltd. p. 22.
  13. Mendelssohn, Michèle (2007). Henry James, Oscar Wilde and Aesthetic Culture. Edinburgh University Press. pp. 22–30. ISBN 978-0748623853.