ایل طولابی

صفحه نیمه‌حفاظت‌شده
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

طولابی
Tulawlognkramera.png
کل جمعیت
حدود ۱۰۰ هزار نفر :در مناطق طولابی نشین
مناطق با جمعیت چشمگیر
در  ایران استان‌های ایلام و لرستان، همدان خوزستان، کرمانشاه و در کشور  عراق، شهرهای خانقین و بغداد
زبان‌ها
کردی کلهری، لری خرم‌آبادی و لکی
دین
شیعه
قومیت‌های وابسته
مردم فیلی و اقوام ایرانی‌تبار


ایل طولابی یا تیلآوی که به نوکرمرا نیز شهرت دارد، یکی از ایلات بازمانده اتابکان لر کوچک در غرب ایران می‌باشد که از خوانین لرستان و ایلام هستند.[۱][۲] طولابی‌ها از نسل میرجنت هستند که از نوادگان شجاع الدین خورشید موسس دودمان اتابکان لر کوچک می‌باشد و با میرشاهوردی خان واپسین اتابک لر نزدیکی دارند.[۳] طولابی‌های در چند استان ایران و چندین شهر کشور عراق سکونت دارند. طولابی‌های ایلام، کرمانشاه و کشور عراق به زبان کردی و طولابی‌های لرستان، همدان و خوزستان به زبان لری و لکی صحبت می‌کنند.[۴][۵]

وجه تسمیه

واژه «طولابی» شکل جدیدتر واژه «تیل آو» است که در زبان ترکی به معنی بزرگ است.[۶] وجه تسمیه نام طولابی گرفته از لقب تیلاو است که توسط شاه عباس اول صفوی به میر ناصر داده شد به معنی امیر و پادشاه و از ان پس این طایفه به این نام معروف شدن[۷] و معنا کردن این نام به زبان لری یا کردی می‌تواند کار اشتباهی باشد ناگفته نماند که در مناطق کرد نشین در گویش محلی هنوز هم به جای واژه طولابی از واژه تیلاوی استفاده می‌شود.[۸]

سنگ قبر یکی از بزرگان طولابی‌ (تیلاوی) کشور عراق

واژه «نوکرامرا» یا «نوکرمرا» از القاب دیگر این ایل طولابی است که طولابی‌های خوزستان بیشتر با این نام شناخته شده هستند.[۹] در اوایل حکومت قاجار با شکل گرفتن ادارات و بخش‌های نظامی که هر کدام دارای اسامی مختلفی شدند و چون طولابی‌ها از ابتدا مردمانی لایق و قدرتمندی بودند، به صورت نظامی در اختیار حکومت قاجار درآمدند. بخش بزرگی از ایل طولابی به ریاست عالیجاه کربلایی طولابی فرزند میرناصر دوم درآمد؛ مدتی بعد ایشان لقب عالیجاه کربلایی نوکرامرا خطاب شدند. در زمان قاجار نیروهای نظامی و دیوانی رو نوکرمرا میگفتند که در واقع کارمند دولت بودند که شغل ایشان ساپورت شاه قاجار و انجام ماموریت در مناطق مختلف ایران بوده و طبق اسناد، رشیدترین و چریکی‌ترین نیرهای دولت قاجار بودند.

سجع مهر کربلایی، رئیس فوج طولابی و فرزند میر ناصر دوم با لقب نوکرمرا در زمان فتحعلی شاه قاجار

تبار طولابی‌ها

در منابع گوناگون ذکر شده‌است طولابی‌ها از نسل میرجنت هستند که از نوادگان میرقیصر خامه بیدل است.[۱۰] ایرج ملکی در کتاب «مشاهیر لر»، صفحه ۴۹ آورده‌است: «میر قیصر خامه بیدل همان جد غنضفری و طولابی‌هاست.»[۱۱]

میرقیصر خامه بیدل فرزند علی خان بوده و علی خان نیز فرزند ارشد میرمحمدی (بیست و چهارمین اتابک لر) بوده‌است.[۱۲]

مرحوم ساکی از نویسندگان و مورخان مشهور لرستان در صفحه ۱۹۳ کتاب «جغرافيای تاريخی و تاريخ لرستان» می‌نویسد:

«ساكنين منطقه چگنی: ميرزاوند، شاه‌كرمی، بداق و سبزوار بوده‌اند ... طولابي‌ها و شيراوندها بعدها به اين ناحيه آمده‌اند. طايفه طولابی از نسل ميرناصر پسر ميرجنت بوده‌اند و از حدود بين‌النهرين به اين سرزمين كوچ كرده‌اند و دربار صفويه، ميرناصر را با سمت رياست، روانه چگنی ساخته است. اينان در سماق سكونت اختيار كرده‌اند. هر چند اين مطلب متكي بر اسناد تاريخي نبوده و در صحت مطالب آن ترديد هست، ولي با توجه به مطالب تواريخ گزيده و شرفنامه درباره طوايفی كه در لرستان زندگي كرده و آنها را در كتب تاريخی و جغرافيا ذكر كرده‌اند، تيره توابي مذكور در شرفنامه و گزيده با نام طولابی‌ها منطبق است ولي آن‌چه براي نگارنده(ساكي) مسلم است، ميرجنت نيز چون ميرقيصر(جد غضنفری‌ها) از نزديكان اتابكان لر بوده است.»

مرحوم ساكي در صفحه ۳۵۱ همين كتاب، شجره‌نامه [يك شاخه از] طولابی‌ها را آورده و در صفحه بعد از آن نوشته است: «طولابی‌‌ها كه در جغرافياي بخش چگنی نيز در مورد آن‌ها توضيحاتی داده شد، از اعقاب ميرجنت و با تيره غضنفري(ساكن در كوهدشت) از يك نژادند.»[۱۳]

شجره نامه ایل طولابی

شجاع‌الدین خورشید[۱۴]
شاهزاده بدرالدین[۱۵]
بدرالدین مسعود[۱۶]
فلک الدین حسن[۱۷]
عزالدین حسین دوم[۱۸]
شجاع الدین محمود[۱۹]
ملک عزالدین حسین سوم[۲۰]
شاه حسین[۲۱]
شاه رستم[۲۲]
میرجهانگیر[۲۳]
میرمحمدی[۲۴]
علی خان[۲۵]
میر قیصر[۲۶]
میر جنت[۲۷]
میرناصر
میرغیضی
میرحسین
میرمحمد
میرامرالله
حاج خداداد (میرحاج)
احمد خان (میراحمد)
میرناصر دوم
احمدطهماسبکلب علیکربلایی
مهدی خانهادی خانحسین خانتراب خانلطفعلی خان
اسماعیل خان
حیاتمرتضیرضاعباس
موسیعیسیمراد خانچراغ خانمیرزا خانرستم خانعلی خان
باقر خانشیر خانابراهیم خانغضبانجزمانناصر

تاریخ ایل طولابی

تبعید به بین‌النهرین

پس از منقرض کردن سلسله اتابکان لر کوچک توسط شاه عباس صفوی، شاه عباس پس از مدتی مجدداً با بازماندگان اتابکان به فرماندهی میرقیصرخان نیدل که قصد تشکیل دوباره حکومت اتابکان لر را داشت وارد نبرد می‌شود و او را به قتل می‌رساند و فرزندان و نزدیکان ایشان را به بین‌النهرین تبعید می‌کند.[۲۸]

بازگشت به لرستان

بعدها دربار صفوی، میرناصر را به اصفهان فرا می‌خواند و پس از مدتی ایشان را به ریاست ایل چگنی به مرکزیت سماق منصوب می‌کند. همچنان که در در کتاب «جغرافیای تاریخی و تاریخ لرستان» به عنوان معتبرترین کتاب تاریخ استان لرستان و استان‌های همجوار مانند ایلام نوشته مرحوم علی محمد ساکی که آن را در سال ۱۳۴۳ منتشر نمود در صفحه ۱۹۳ آورده‌است:: «ساکنین منطقه چگنی: میرزاوند، شاه‌کرمی، بداق و سبزوار بوده‌اند … طولابی‌ها و شیراوندها بعدها به این ناحیه آمده‌اند. طایفه طولابی از نسل میرناصر پسر میرجنت بوده‌اند و از حدود بین‌النهرین (میانرودان) به این سرزمین کوچ کرده‌اند و دربار صفویه؛ میرناصر را با سمت ریاست، روانه چگنی ساخته‌است. اینان در سماق سکونت اختیار کرده‌اند. هر چند این مطلب متکی بر اسناد تاریخی نبوده و در صحت مطالب آن تردید هست، ولی با توجه به مطالب تاریخ گزیده و تاریخ شرفنامه دربارهٔ طوایفی که در لرستان زندگی کرده و آنها را در کتب تاریخی و جغرافیا ذکر کرده‌اند، تیره توابی مذکور در شرفنامه و تاریخ گزیده با نام طولابی‌ها منطبق است.»

داستان جدایی طولابی‌های روستای پاعلم از طولابی‌های شهرک بابا عباس (به نقل از یکی از بزرگان طایفه):

اواخر دوره قاجار شخص رحم خدا طولابی همراه شش فرزند خود (عبدالله، جان میرزا، محمد میرزا، محمدرضا، امیر و غلام) به علت نزاع طایفه ای مجبور به ترک محل زندگی خود یعنی شهرک باباعباس می‌شود و به سمت جنوب یعنی دشت کرگاه و اطراف روستای دارایی کنونی که ایل بهاروند تابستان‌ها در آن ساکن می‌شدند مهاجرت می‌نماید. هر کدام از فرزندان او چند ماه تابستان را در میان مردمان بهاروند به گذران زندگی عشایری مشغول می‌شود پاییز که فرا می‌رسد همراه با ایل بهاروند به سمت محل قشلاق ایل یعنی جلگه‌های شمال خوزستان حرکت می‌کنند و در محل کوهپایه شمال قلعه رزه ساکن می‌شوند. پس از مدتی اتراق در آنجا روزی جانمیرزا چهارپایان خود را به کوه می‌برد که دزدان مسلح به او حمله‌ور می‌شوند و چندین اسب و قاطر از او به غارت می‌برند؛ خبر این حادثه فوراً در میان ایل می‌پیچد. به دنبال این ماجرا برادر وی یعنی محمد میرزا که فردی شجاع و دلیر بود همراه با یکی از مردان طایفه بهاروند به تعقیب دزدان می‌پردازد. هنگامی که از گردنه کوه بالا می‌روند و به دزدها می‌رسند، در این هنگام ناگهان تیری در می‌شود و محمد میرزا بر اثر ضربت تیر کشته می‌شود. شایعاتی در میان طایفه با این مضمون که مرد بهاروند همراه محمد میرزا به صورت سهوی محمد میرزا طولابی را کشته‌است پخش می‌گردد. برخی نیز قاتل وی را دزدان معرفی کردند. به هر حال این شایعه باعث شد تا مردمان طولابی که میهمانان ایل بهاروند بودند ایل بهاروند را ترک کنند. اما بزرگان ایل بهاروند با پادرمیانی باعث شدند دو برادر از این شش برادر طولابی یعنی امیر و غلام که دامادهای ایل بهاروند بودند دوباره در میان آنها ساکن شوند وبه قشلاق و ییلاق و امرار و معاش در میان ایل بهاروند ادامه دهند. دو برادر دیگر یعنی جان میرزا و محمدرضا به همراه مال و عیال و چهارپایان و گوسفندان خود از قلعه رزه به سمت کبیرکوه مهاجرت کردند و در میان ایل نظرعلیوند ساکن شدند و تا هنگامی که جاده ترانزیتی شمال جنوب از محل کنونی روستای پاعلم گذشت، مردمان ایل نظرعلیوند از کوهپایه کبیرکوه (زندگی به صورت عشایری) به کنار عَلَم امامزاده شاه احمد رفتند و شروع به ساختن خانه کردند، یکجانشین شدند و روستای پاعلم را احداث نمودند. این دو برادر طولابی (جانمیرزا طولابی پدر حاج بزرگ و حاج صید عیسی طولابی و محمد رضا طولابی پدر حسینعلی طولابی) تاکنون در میان مردمان این روستا به زندگی خود ادامه دادند و فرزندان آنها نیز در آنجا به سر بردند. برادر بزرگتر آنها یعنی عبدالله از همان ابتدا در خرم‌آباد ماند و نوادگان او هم‌اکنون در محله قاضی آباد خرم‌آباد ساکن اند. نوادگان امیر و غلام در روستای دارایی، نوادگان محمدرضا در شهر اندیمشک و نوادگان محمد میرزا در روستای ده محسن ساکن هستند. همچنین نوادگان جان میرزا نیز در محله‌های گلدشت خرم‌آباد ساکن اند.

کوچ طولابی‌ها به مناطق دیگر

در طول زمان پیدایش طولابی‌ها همواره بخش‌هایی از ایشان به مناطق دیگر کوچ کرده‌اند. مانند مهاجرت احمدخان فرزند میرناصر دوم به کرمانشاه، مهاجرت مهدی‌خان و هادی‌خان از نوادگان طهماسب به کشور عراق، مهاجرت اسماعیل خان فرزند حسین خان به پشتکوه و… که باعث پراکندگی این ایل در کشورهای ایران و عراق شده‌است.

درگیری طولابی‌ها با والی

  • سال ۱۲۹۸ خورشیدی زمانی که خان بابا خان و رستم خان برای بار دوم خاک ایران را ترک کرده و به عثمانی رفته بودند، روزی تعدادی از والی زاده‌ها به همراه حاج سیف‌الله خان برای شرکت در مراسم ختم حاج شمس‌الله پدر حاج مرتضی زریان و برادر حاج اسدالله زمان‌پور که از طولابی‌ها بودند عازم درب‌دلاکان می‌شوند. در این هنگام کربلایی محمدخان طولابی و حاج اسحاق طولابی جلوی دکان آقا رضا قاضی در نزدیکی منزل مرحوم حاج شمس‌الله نشسته‌اند.
  • والی‌زاده‌ها هنگام عبور با تندی نگاهی به آن دو نفر می‌کنند، لذا آقا رضا قاضی که این صحنه را می‌بیند به محمدخان و اسحاق طولابی می‌گوید که بهتر است به منزل مراجعت کنید. آن‌ها پاسخ می‌دهند که اگر اکنون برویم، فکر می‌کنند از آن‌ها ترسیده‌ایم و همان‌جا می‌مانند. والی‌زاده‌ها هنگام مراجعت از مجلس ختم به حاج سیف‌الله‌خان که مردی خیراندیش بود می‌گویند: این دو نفر قصد تیراندازی به ما را دارند. وی این ادعا را رد کرده و آن‌ها را به حفظ آرامش دعوت می‌کند، اما یکی از والی‌زاده‌ها بدون اجازه از حاج سیف‌الله‌خان، با هفت‌تیر کمری شروع به تیراندازی به سوی محمدخان و اسحاق طولابی می‌کند که بر اثر این تیراندازی، ۳ گلوله به اسحاق (پدر امان‌الله و سردار طولابیان) اصابت می‌نماید. اسحاق و محمدخان خود را به درون کوچه جنب مغازه پرتاب کرده و دور می‌شوند.

اسحاق اگر چه ۳ تیر از ناحیه شکم و پهلو خورده بود، اما به دلیل بستن شال کمری بزرگ، از مرگ حتمی نجات می‌یابد و توسط حاج درویش یکی از طبیبان محلی مداوا می‌شود.

حاج سیف‌الله‌خان والی‌زاده به منظور جلوگیری از ادامهٔ منازعه به وسیلهٔ کربلایی فرهاد صارمی برای طولابی‌ها پیغام می‌فرستد که برای عیادت از اسحاق به منزل وی خواهد رفت و نهار نیز مهمان وی می‌شود. به این ترتیب موفق می‌شود تا حد زیادی از شدت اختلاف بین دو خاندان بکاهد.

فوج طولابی

با منقرض شدن حکومت اتابکان لُر و کشته شدن میرشاهوردی خان آخرین اتابک لُر و برادرزاده‌اش میرقیصر هزاراسپی فرمانده سپاه لرستان و برچیده شدن اخلاف اتابکان لُر و دستگاه حکومت ۵۰۰ ساله، بازماندگان آنها از دیار باباعباس خرم آباد به بین النهرین خانقین عراق تبعید شدند و مدت ۱۰ سال آنجا ماندند. بعدتر اما به واسطه اینکه اتابکان لُر رابطه خویشاوندی با صفویان داشتند و عمه آنها همسر شاه عباس صفوی بود و همچنین دخترعموی شاه عباس هم همسر شاهوردی خان بود بعد از مدتی تبعید به اصفهان فراخوانده شدند و از آنها دلجویی شد و اولاد میرجنت و میرغضنفر مورد عنایت شاهانه قرار گرفتند و شاه عباس اخلاف میرجنت را لقب "تیلاو" به معنای بهادر و امیر داد و به سمت ریاست بر ایل چگنی روانه لرستان نمود و میرغضنفر را به سمت ریاست روانه طرهان کرد فرزندان این دوبرادر میرجنت و میرغضنفر سالها در کنار هم حکمرانی نمودند. در اوایل حکومت قاجار فرزندان میرغضنفر و میرجنت فوج امرائی را تشکیل دادند و تمام طوایف منطقه طرهان و سلسله، دلفان، چگنی و رومشگان در این فوج مشغول به خدمت شدند و همواره فرماندهی این فوج در دست غضنفری‌ها و طولابی‌ها بود تا اینکه باقرخان طولابی ادعای ریاست بر کل فوج را نمود و اختلاف بین باقرخان و فتح الله به علت هم درجه بودن به دولت مرکزی رسید و حتی تمام سران ایلات لرستان وساطت نمودند و دوستی بین این دو عموزاده میسر نشد؛ نهایتا باقرخان با شرفیاب شدن نزد ناصرالدین شاه قاجار مورد عنایت شاه قرار گرفت و با دریافت خلعت و درجه قلعه بیگی لرستان شد و حکم مستقل شدن فوج طولابی را گرفت و به محض ورود به لرستان طولابی ها را از غضنفری‌ها جدا کرد و در منطقه باباعباس مستقر نمود و ریاست بر ایل چگنی و دژبانی و نظم و امنیت خرم آباد در دست بالانچی‌های طولابی بود و بادرجات سرهنگ، یاور، سلطان، نایب و وکیل خدمت کردند.

حکم ریاست قلعه بیگی از ناصرالدین‌شاه به باقرخان طولابی

در کتاب «تاریخ ایلات و طوایف لرستان» نوشته محمدرضا والی زاده معجزی درمورد فوج طولابی ها چنین آمده است:

«طولابی ها از نسل میرناصر به بعد، همواره در استخدام دوت بوده و با حکام لرستان کار میکرده اند و از تاریخی که فوج امرائی در طرهان تاسیس شده، خوانین طولابی در این فوج با مناصب یاوری، سلطانی، نایبی، فرماندهی و ریاست سربازان طولابی را به عهده داشته و در قسمت اجرائیات با حکام وقت همکاری میکرده‌اند. گاهی هم مامورین اعزامی مرکز را که به امر سلاطین قاجاریه، برای کارهای عمرانی یا دیوانی به خوزستان یا نقاط دیگر می رفته‌اند، تا مقصد بدرقه میکردند و یا اینکه به شهرستان‌های دیگری اعزام می شده‌اند که در معضلات امور به حکام کمک نمایند؛ چنانکه در زمان ناصرالدین شاه، در حکومت احتشام الدوله، یاور باقرخان طولابی با یک دسته سرباز، مامور کمک در ساختمان سدناصری (حویزه) می شود.»[۲۹]

عکس فوج طولابی در سال 1260 در کاخ گلستان

خوانین ایل طولابی

خانواده‌های زیر از نوادگان میرناصر اول می‌باشند که لقب تیلاو بمعنای امیر و بهادر را از دربار صفوی دریافت نمود و به عنوان خوانین ایل طولابی محسوب می‌شوند:

  • خانواده‌های طولابی، باقری طولابی، تیموری طولابی، بهادری طولابی، زرین قدم و میرناصری که از شاخه میرناصر دوم فرزند میراحمد هستند.
  • خانواده‌های طولابی، دارابی، دباغ، تیلاوی، بهادری، سام نژاد، سلاطی (ساکن باباعباس)، احمدی، حیاتی، کاویانی، قوامی و پیروزنژاد که از شاخه علی‌محمدخان معروف به پیروز هستند.
  • خانواده‌های طولابی، عزتی، توحیدی، کریم زاده، احمدی و سعیدی از شاخه کایدوند و خانواده‌های زمانی، زریان، سبزی پور، طلایی، فیضیان، فرهمند، فیروزی و کاشف که از شاخه ابراهیم وند یا اورام خانی هستند.


تیره میرناصری ساکن ایلام

تیره میرناصری تیره ای از ایل طولابی می‌باشد که در روستای طولاب ایلام در بخش سیوان سکونت دارند.[۳۰] میرناصری‌ها از نواده‌های اسماعیل خان بزرگ ایل طولابی از اعقاب حسین خان هستند. علاوه بر میرناصری‌ها که خوانین طولابی‌های ایلام هستند، دیگر تیره‌های این روستا سارا، اورگه، کل کل و سارگه هستند.[۳۱]

حکم ریاست بخش‌هایی از ایلام از مظفرالدین‌شاه به رئیس ایل طولابی اسماعیل خان میرناصری
حکم ریاست ایل طولابی از ناصرالدین‌شاه به تشمال ایل طولابی حسین خان میرناصری

جستارهای وابسته

منابع

  1. ایزدپناه، حمید (۱۳۷۶). تاریخ جغرافیایی و اجتماعی لرستان. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۶۲-۷۸۰۲-۸.
  2. ساکی، علی محمد (۱۳۴۳). جغرافیای تاریخی و تاریخ لرستان. محمدی. شابک ۹۷۸۹۶۴۶۲۷۸۰۲۸.
  3. آزادی چگنی، بهمن (۱۳۸۷). تاریخ معاصر چگنی: بررسی جغرافیای تاریخی؛ سیاسی؛ اقتصادی؛ اجتماعی و فرهنگی چگنی. تهران: سیفا. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۵۰-۵۵۲۲-۱.
  4. «طولابي – كوهدشت – لرستان – سایت روستاهای ایران». دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۱۱-۳۰.
  5. «ایلات و طوایف ک و لر ایلام». کوهنانی نیوز.
  6. «What does Tilav mean?». www.definitions.net. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۱۱-۲۴.
  7. "تیلاو". ویکی‌واژه. 2021-01-20.
  8. «تیلاو، زید، انجیره، بیشه دراز و میان تنگ روستای گردشگری می‌شوند». ایرنا. ۲۰۱۷-۰۶-۲۰. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۱۱-۲۶.
  9. «بهاروند | دائرةالمعارف بزرگ اسلامی | مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی». www.cgie.org.ir. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۱۲-۰۲.
  10. آزادی چگنی، بهمن (۱۳۸۷). تاریخ معاصر چگنی: بررسی جغرافیای تاریخی؛ سیاسی؛ اقتصادی؛ اجتماعی و فرهنگی چگنی. تهران: سیفا. شابک ۹۷۸۶۰۰۵۰۵۵۲۲۱.
  11. کاظمی، ایرج (۱۳۷۶). مشاهیر لر، بررسی پیشینه تاریخی، اجتماعی، و ساختار شهر خرم‌آباد. خرم‌آباد: افلاک. شابک ۹۷۸۹۶۴۶۴۳۱۰۰۳.
  12. میر، نصرت لله (۱۳۸۷). تاریخ پانصدساله لرستان. خرم‌آباد: شاپورخواست. صص. ۱۲۵. شابک ۹۷۸۹۶۴۲۷۰۷۰۵۸.
  13. ساکی، علی محمد (۱۳۴۳). جغرافیای تاریخی و تاریخ لرستان. محمدی. شابک ۹۷۸۹۶۴۶۲۷۸۰۲۸.
  14. شجاع الدین خورشید | تقویم تاریخ صبور، مؤسس سلسله اتابکان لر کوچک
  15. شاهزاده بدرالدین، توطئه مرگ بدرالدین فرزند شجاع الدین.
  16. بدرالدین مسعود | تقویم تاریخ صبور، ششمین اتابک لر.
  17. فلک الدین حسن | تقویم تاریخ صبور، نهمین اتابک لر.
  18. عزالدین حسین دوم | تقویم تاریخ صبور، پانزدهمین اتابک لر.
  19. شجاع الدین محمود | تقویم تاریخ صبور، شانزدهمین اتابک لر.
  20. ملک عزالدین حسین سوم | تقویم تاریخ صبور، نوزدهمین اتابک لر.
  21. شاه حسین | تقویم تاریخ صبور، نوزدهمین اتابک لر.
  22. شاه رستم | تقویم تاریخ صبور، بیستمین اتابک لر.
  23. میر جهانگیر | تقویم تاریخ صبور، بیست و دومین اتابک لر.
  24. میر محمدی اتابک لر، بیست و چهارمین اتابک لر.
  25. میر، نصرت لله (۱۳۸۷). تاریخ پانصدساله لرستان. خرم‌آباد: شاپورخواست. صص. ۱۲۵. شابک ۹۷۸۹۶۴۲۷۰۷۰۵۸.
  26. کاظمی، ایرج (۱۳۷۶). مشاهیر لر، بررسی پیشینه تاریخی، اجتماعی، و ساختار شهر خرم‌آباد. خرم‌آباد: افلاک. شابک ۹۷۸۹۶۴۶۴۳۱۰۰۳.
  27. آزادی چگنی، بهمن (۱۳۸۷). تاریخ معاصر چگنی: بررسی جغرافیای تاریخی؛ سیاسی؛ اقتصادی؛ اجتماعی و فرهنگی چگنی. تهران: سیفا. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۵۰-۵۵۲۲-۱.
  28. «گردآوری تاریخ ملت لر، توسط لرهای در تبعید». lorabad.com. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۱۱-۲۵.
  29. والی زاده معجزی، محمدرضا (۱۳۹۷). تاریخ ایلات و طوایف لرستان. خرم‌آباد: اردیبهشت جانان. شابک ۶۰۰۷۸۲۲۱۳۳.
  30. «روستای طولاب». ✓ایلام امروز. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۱۱-۲۵.
  31. «آشنایی با شهرستانهای لُرنشین استان ایلام». پایگاه فرهنگی اجتماعی تژگاه. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۱۱-۲۵.