امام‌قلی عمادالدوله

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
امامقلی عمادالدوله

امامقلی میرزا عمادالدوله، یا عمادالدوله دولتشاه یا به اختصار عمادالدوله، از رجال نامدار ایران در عصر قاجار و پسر ششم محمدعلی میرزا دولتشاه بود. عمادالدوله همچون پدرش دولتشاه برای سالیان مدید حکومت ایالات غربی ایران را بر عهده داشت و با عنوان والی غرب و سرحددار عراقین خوانده می‌شد. وی همچنین مدتی وزیر عدلیه (دادگستری) ایران بود.

نسبت بیشتر اعضای خاندان بزرگ دولتشاهی که احفاد دولتشاه محسوب می‌شوند، به امامقلی میرزای عمادالدوله می‌رسد. وی افزون بر مناصب دولتی و حکومتی خویش، مردی ادیب و شاعر و اهل فضل بود و خطی خوش داشت. از وی آثاری مکتوب همچون کتاب انشاء و همین‌طور اشعاری به زبانهای فارسی و عربی باقی‌مانده‌است.

سالهای نخست زندگی[ویرایش]

امامقلی میرزای عمادالدوله در سال ۱۲۳۰ هجری قمری در کرمانشاه متولد شد. پدرش محمدعلی میرزا دولتشاه، پسر بزرگ فتحعلیشاه قاجار و از رجال نامدار و پرآوازه عصر قاجار بود. دولتشاه که جد اعلای خاندان بزرگ دولتشاهی محسوب می‌شود، برای سالیان مدید، حاکم مقتدر و بلامنازع کرمانشاه و سایر ایالات غربی ایران بود، و از خود ۱۰ پسر و ۱۴ دختر برجای گذاشت که امامقلی میرزا پسر ششم وی بود. بر اساس شجره نامه‌های موجود از خاندان دولتشاهی، بیشتر احفاد دولتشاه (دولتشاهی‌ها) از فرزندان و اعقاب امامقلی میرزا محسوب می‌شوند.

امامقلی میرزا در زمان حیات پدرش و همین‌طور پس از او، تا زمان حکومت برادر بزرگش، حشمت‌الدوله به تحصیل علوم در زادگاه خویش پرداخت. وی بعدها با روی کار آمدن محمدشاه جزو شاهزادگانی بود که مورد خشم و سوءظن قرار گرفت و به کرمان گریخت.

اقامت در کرمان[ویرایش]

استاد دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی، دربارهٔ دوران اقامت امامقلی میرزا در کرمان، که ظاهراً در دوران نوجوانی وی بوده‌است، چنین می‌نویسند:

درجریان اختلافات شاهزادگان فتحعلی شاه با عباس میرزا ولیعهد و روی کارآمدن پسرش محمد میرزا، (محمد شاه) جمعی کثیر از شاهزادگان مورد خشم قرار گرفتند. بعضی مثل حسینعلی میرزا فرمانفرمای فارس منکوب شدند و برخی مثل شجاع السلطنه حاکم کرمان کور شدند و برخی زندانی قلعه اردبیل شدند (بهمن میرزا و غیره)، ضمناً امام قلی میرزا پسر دولتشاه ـ سرسلسله دولتشاهی‌ها و خانواده فاتحی کرمانشاه ـ نیز مورد خشم بود و مادرش مهرافروز خانم با فرزندش به کرمان گریخت و چون می‌دانست که دخترش درکرمان موقعیت مناسبی دارد، خود را به کرمان رساند؛ ولی صلاح ندید که زندگی دختر و دامادش و پسرش را به مخاطره بیندازد.

بنابراین ورودشان را از دختر خود نیز در کرمان مخفی نگاه داشت و از راه گل دوزی و خیاطی، زندگی محقرانه‌ای را اداره می‌کرد… خوشی او در این بود که هفته‌ای یک بار به عنوان فروشنده کیسه، سنگ پا و روشوی به حمام عمومی برود و از دور دختر زیبایش را تماشا کند.

بعدازفوت محمد شاه و دور شدن حاجی میرزا آقاسی و روی کارآمدن ناصرالدین شاه، روزی مهرافروز خانم به حمام رفت و با دخترش که می‌خواست حمام را ترک کند، روبرو شد. اختیار از دستش رفت و فریاد زد: «شمس الملوک، نمی‌خواهی مادرت را ببینی؟» بی درنگ دختر، مادر شکسته و فرسوده خود را شناخت او را در آغوش کشید و گفت: «مادر، کجا بودی؟ دوازده سال است که در جستجوی تو بودم و به نتیجه‌ای نرسیده بودم».

پس از چند روز، زندگی آن خانم مسیر دیگری گرفت، مهرافروز خانم به‌اندرونی سرکار آقا ـ رئیس فرقه شیخیه ـ منتقل شد و امامقلی میرزا در منزل شایسته‌ای مقیم گردید و جزو شاگردان برجستة فرقه شیخیه درآمد. به پیروی ازاندرز مادر، امامقلی میرزا نامه‌ای به ناصرالدین شاه نوشت و خود را معرفی کرد. شاه او را به تهران دعوت کرد و او در قصر گلستان حضور شاه بار یافت. ناصرالدین شاه با او ملاطفت بسیارکرد و… به او لقب عماد الدوله اعطاء و حکومت کرمانشاهان و غرب را به او واگذار کرد.

در تهران[ویرایش]

امامقلی میرزا پس از اینکه به تهران آمد، با عنایت ویژه ناصرالدین شاه به وی، مشغول تحصیل شد و در اغلب علوم مهارت کسب کرد.

علامه دهخدا در لغتنامه خویش ضمن اینکه امامقلی میرزا عمادالدوله را از فضلای دورهٔ قاجار معرفی می‌کند، دربارهٔ او به نقل از کتاب بزرگ المآثر و الاَّثار (ص ۱۸۷) چنین می‌نویسد:

امامقلی میرزا در علوم شرق زمینی لاسیما فنون حکمیه زحمات بسیار برده و بمقامی ارجمند رسیده بود. سالها در سن شباب بمثابهٔ طلاب حمل کتاب می‌فرموده بمدارس اساتید می‌رفته و در عرض اهل استفادت می‌نشسته‌است. بالجمله ازمشاهیر هنروران دوران بود - انتهی. او راست: کتاب انشاء. (از مؤلفین کتب چاپی، تألیف خانبابامشار)

انتصاب به حکومت کرمانشاه[ویرایش]

امامقلی میرزا به سال ۱۲۶۸ هجری قمری و در زمان سلطنت ناصرالدین‌شاه بعنوان حاکم کرمانشاهان منصوب شد و یک سال بعد، در سال ۱۲۶۹ قمری به لقب عمادالدوله ملقب گردید. وی از آن پس به طور تقریباً مداوم (و جز مدتی که همراه شاه به فرنگستان سفر کرد و مدتی که وزیر عدلیه شد)، به مدت قریب به بیست و چهار سال حکومت کرمانشاه و برخی دیگر از نواحی غربی ایران را به‌عهده داشت.

از جمله در سال ۱۲۷۵ هجری قمری، هنگامیکه عموزادهٔ او، خانلرمیرزا از حکومت لرستان معزول و به حکومت اصفهان منصوب گردید، حکومت ولایات لرستان و نهاوند رانیز عهده‌دار گردید.

سفر به اروپا[ویرایش]

در سال ۱۲۹۰ هجری قمری و در سفر اول ناصرالدین شاه به اروپا، امامقلی عمادالدوله یکی از همراهان اصلی شاه و به اصطلاح از ملتزمین رکاب بود.

انتصاب به وزارت عدلیه[ویرایش]

ناصرالدین شاه پس از مراجعت از اروپا به ایران و تحت تأثیر آنچه که در این سفر در فرنگستان دیده بود، تصمیم به ایجاد تشکیلات تازه‌ای با عنوان هیئت دولت گرفت. به همین دلیل به محض ورود به مرز ایران و بواسطه پیشامدهایی که در نبودش در طهران روی داده بود، حاج میرزا حسین خان مشیرالدوله را از صدارت معزول نمود و او را در رشت متوقف ساخت. سپس ضمن ایجاد تشکیلاتی جدید، عده‌ای را به مقام وزارت، عضو این تشکیلات که هیئت دولت خوانده می‌شد، نمود.

در تشکیلات جدید عمادالدوله نیز بعنوان وزیر عدلیه (دادگستری) منصوب گردید و برای نخستین بار به هیئت دولت وارد شد.

انتصاب مجدد به حکومت ایالات غربی[ویرایش]

عمادالدوله تا اوایل سال ۱۲۹۱ قمری در منصب وزارت عدلیه باقی‌ماند و سپس مجدداً و این بار به جای برادر خود، طهماسب میرزا مؤیدالدوله، به حکومت کرمانشاه و کردستان منصوب گردید.

در این نوبت انتصاب، عمادالدوله خود در کرمانشاه اقامت نمود و پسرش، بدیع‌الملک میرزا حشمت‌السلطنه را از جانب خویش به حکومت کردستان فرستاد.

درگذشت[ویرایش]

امامقلی میرزا عمادالدوله سرانجام در نیمه رجب سال ۱۲۹۲ هجری قمری در کرمانشاه درگذشت. به جای او، فرزندش حشمت السلطنه، ضمن پرداخت پیشکشی معتنابهی به شاه، به حکومت کرمانشاه و کردستان رسید.

آثار باقی‌مانده[ویرایش]

از آثار خیرات او مسجدی به نام مسجد عمادالدوله است که در سال ۱۲۸۵ هجری قمری در کرمانشاه بنا کرده‌است. از وی همچنین عمارتی در صبای کرمانشاه باقی‌مانده که به عمادیه معروف است.

دربارهٔ او[ویرایش]

امامقلی میرزا عمادالدوله مردی ادیب و اهل فضل بود و در خوشنویسی تبحر داشت. او در خط شکسته از میرزا عبدالوهاب معتمدالدوله پیروی می‌کرد، و در ضمن دیوان اشعاری مشتمل بر شعرهایی به زبان فارسی و عربی از خود باقی گذاشت. هرچند که گفته شده‌است شعر او چندان انسجام و استحکامی ندارد. گویا وی در شعر بیضا تخلص می‌کرده‌است.

از او فرزندان زیادی به شرح ذیل به جا مانده است:

ردیف نام تولد/وفات نام مادر یادداشت‌ها
۱ علی‌قلی میرزا صارم‌السلطنه
۲ بدیع‌الملک میرزا عمادالدوله حشمت‌السلطنه[۱] دختر حاج آقا محمدصالح کرمانشاهی از خاندان آل آقا را به زنی داشت. این دختر در شعبان ۱۲۹۹ قمری درگذشت.[۲]
۳ مرتضی‌قلی میرزا منصورالسلطنه با بی‌بی‌جان (فوت: محرم ۱۳۰۴ قمری) ازدواج کرد.[۳]
۴ سلطان‌محمدمیرزا یمن‌الدوله
۵ جلال‌الدین میرزا
۶ امیرمجدالدین میرزا
۷ سلطان‌ابراهیم‌میرزا مشکوه‌الدوله
۸ سلطان‌اسماعیل میرزا محتشم‌السلطان در سال ۱۲۹۹ قمری با دختر طهماسب میرزا مؤیدالدوله ازدواج کرد.[۴]
۹ ملک‌قاسم میرزا عمادالسلطان
۱۰ اسحاق میرزا اکرم‌الدوله
۱۱ ملک‌ایرج میرزا امیرمحترم
۱۲ سرورملک خانم سرورالسلطنه
۱۳ عزت‌ملک خانم اشرف‌السلطنه همسر اعتمادالسلطنه
۱۴ ابتهاج‌السلطنه
۱۵ فرنگیس خانم بهجت‌الدوله در ذی‌الحجه ۱۳۰۳ قمری با میرزا احمدخان پسر مبشرالملک از زیورخانم دختر پاشاخان امین‌الملک ازدواج کرد.[۵] در ذی‌الحجه ۱۳۰۷ قمری به توسط اعتمادالسلطنه از ناصرالدین‌شاه لقب بجهت‌الدوله گرفت.[۶]

منابع[ویرایش]

  1. خاطرات اعتمادالسلطنه، چاپ امیرکبیر، ۱۳۵۰. ص۴۷۹.
  2. خاطرات اعتمادالسلطنه، چاپ امیرکبیر، ۱۳۵۰. ص۱۷۹.
  3. روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه. چاپ امیرکبیر، ۱۳۵۰. ص۴۶۳.
  4. خاطرات اعتمادالسلطنه، چاپ امیرکبیر، ۱۳۵۰. ص۲۰۱.
  5. روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، ص۴۵۷
  6. همان، ص۷۰۹.