هرمز شهدادی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
هرمز شهدادی
ملیت ایرانی پرچم ایران
کتاب‌ها شب هول، یک قصهٔ قدیمی

هرمز شهدادی نویسندهٔ دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ ادبیات فارسی است.

زندگی[ویرایش]

فعالیت ادبی[ویرایش]

هرمز شهدادی کارش را با شعر، نقد ادبی و ترجمه شروع کرد و در سال ۱۳۵۵ مجموعه داستان یک قصهٔ قدیمی را منتشر ساخت.[۱] او از لحاظ گرایش‌های فکری و زیبایی‌شناختی، پیوندی نزدیک با نویسندگان جنگ اصفهان دارد ولی هیچ‌وقت آثارش در این مجله چاپ نشد.[۲]

آثار[ویرایش]

داستانی
نقد (مقاله)

یک قصهٔ قدیمی[ویرایش]

در داستان‌های این کتاب، سهم عشق و فجایعی که ریشه در مرموزات دارند بیش از مسائل دیگر است. شهدادی در تک‌گویی‌های ماهرانه‌اش می‌کوشد از طریق کاوش درون آدم‌های غیرعادی، گریزی به عرفان بزند. در «پلنگ» و «خسوف» بیماری آدم‌های هوایی در شب‌هایی که ماه بدر کامل است عود می‌کند. آنان در حالت صرع و جنون احساس بی‌خویشی می‌کنند و دست به جنایت می‌زنند. در «اعتراف» و «به خدا، آدم دلش می‌گیرد» دوگانگی درونی آدم‌هایی که تصور می‌کنند به سوی معنویت می‌روند اما روانهٔ وادی بهیمیت‌اند، آشکارتر نموده می‌شود. در «اعتراف» طلبه‌ای برای استاد خود شرح می‌دهد که چگونه در جذبه‌ای جادویی و به شوق تعالی، مردی را کشته‌است؛ مردی که در واقع بخش نیک طبیعت خود او بوده و راوی با کشتن او، نیکی‌های خود را نابود کرده‌است. در «بی‌خدا،...» مردی زن بی‌نماز خود را می‌کشد اما سرگردان می‌شود.

در فضایی سوررئالیستی، آدم‌هایی گرفتار وسوسه‌های عجیب روحی، به قصد تقرب، دیگری را می‌کشندو مثله می‌کنند، اما عاقبت درمی‌یابند که در وجود آن دیگری، خود را کشته‌اند، پس خود، «دیگری» می‌شوند.[۹]

شب هول[ویرایش]

هرمز شهدادی را باید از رمان جاه طلبانه و تحسین برانگیز شب هول شناخت. رمانی که به خاطر شرایط اولیهٔ انقلاب نتوانست خوب نقد شود و خوب شناخته شود. این اثر برای اولین و آخرین بار در بهار ۱۳۵۷ در ایران چاپ شد. این رمان یادآور وقایع تاریخی و اجتماعی ایران است که راوی در فاصله یک شب تا صبح آن را بازگو می‌کند[۱۰] و با قراردادن بخشی از تاریخ روشنفکری ایران بر زمینه‌ای داستانی، به ارزیابی نقش روشنفکران در دوره‌های مختلف تاریخ معاصر پرداخت.[۱۱] بنا به برخی منابع، ابوالحسن نجفی، یکی از قهرمان‌های داستان شب هول است.[۱۲]

پی‌نوشت[ویرایش]

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]