رودلف هوس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: ۵۰°۰۱′۴۰″ شمالی ۱۹°۱۲′۲۳″ شرقی / ۵۰.۰۲۷۶۸۳° شمالی ۱۹.۲۰۶۲۶۷° شرقی / 50.027683; 19.206267

رودلف هوس
Rudolf Höß.jpg
زاده ۲۵ نوامبر ۱۹۰۱(1901-11-25)[۱]
بادن بادن ، آلمان
درگذشته ۱۶ آوریل ۱۹۴۷ (۴۵ سال)
اردوگاه آشویتس ، لهستان
۵۰°۰۱′۴۰″ شمالی ۱۹°۱۲′۲۳″ شرقی / ۵۰.۰۲۷۶۸۳° شمالی ۱۹.۲۰۶۲۶۷° شرقی / 50.027683; 19.206267 (Site of Rudolf Höss execution on 16 April 1947)
علت مرگ به دار آویختن
ملیت آلمانی
نام دیگر
شغل SS-Obersturmbannführer Collar Rank.svg افسر اس‌اس
شناخته‌شده فرمانده اردوگاه آشویتس
۴ مه ۱۹۴۰  – ۱ دسامبر ۱۹۴۳
۸ مه ۱۹۴۴ – ۱۸ ژانویه ۱۹۴۵
حزب حزب ملی سوسیالیست کارگران آلمان
همسر(ها) هدویگ هنزل
فرزندان ۵ (۲ پسر, ۳ دختر)
والدین فرانس کساور هوس و لینا هوس

رودُلف فرانتس فردیناند هُوس (به آلمانی: Rudolf Franz Ferdinand Höß) (۲۵ نوامبر ۱۹۰۰ - ۱۶ آوریل ۱۹۴۷) از ۴ مه ۱۹۴۰ تا نوامبر ۱۹۴۳ فرمانده اردوگاه آشویتز بوده‌است.

زندگی[ویرایش]

رودلف هُوس سال ۱۹۰۰ در شهر بادن-بادن آلمان در خانواده‌ای کاتولیک بدنیا آمد، اما بعدها رسماً از این مذهب ابراز انزجار کرد[۲]. او فرزند بزرگ خانواده بود و دو خواهر داشت. بر مبنای نوشته خودش، او تا زمان ورود به مدرسه ابتدایی کودکی گوشه گیر بود و هیچ همبازی نداشت[۳]. پدر او، که سابقاً بعنوان افسر ارتش آلمان در آفریقا خدمت کرده بود، مغازه چای و قهوه فروشی داشت. پدر فرزندش را تحت تربیت متعصبانه مذهبی و قواعد خشک نظامی بزرگ کرد،با این امید که او را در آینده به مدرسه کشیشی بفرستد. در نتیجه، از سالهای اولیه زندگی، اعتقاد به "وظیفه" مبنای فکری هُوس قرار گرفت. در آغاز دهه دوم زندگی، بعلت اینکه کشیش مدرسه مفاد یکی از اعترافات وس را نزد پدر او افشا کرده بود، هوس از مذهب دلزده شد[۴]. اندکی بعد پدر مورد و پسر به زندگی نظامی گرایش پیدا کرد. در آغاز جنگ اول جهانی هُوس مدتی کوتاه در بیمارستان نظامی کار کرد و آنگاه، در سنّ ۱۴ سالگی، به تیپ ۲۱ ارتش آلمان، تیپی که سابقاً پدر بزرگ و پدرش در آن خدمت کرده بودند، پیوست. در پانزده سالگی، همراه با ارتش ششم عثمانی در بغداد، کوت المرا و فلسطین جنگید. او به درجه گروهبانی رسید، و بعد از سه بار زخمی شدن و ابتلا به مالاریا مدال گالیپو امپراطوری عثمانی، مدال آهنی درجه ۲ و درجه ۳، و نشان‌های دیگر را دریافت کرد[۵]. بعد از تسلیم آلمان، هوس دبیرستان را تمام کرد و آنگه به گروههای شبه نظامی ملی گرا پیوسته و در عملیات چریکی علیه لهستانی‌ها و اشغال گران فرانسوی شرکت کرد.

هوس در سال ۱۹۲۲ رسماً از مذهب کتولیک اعلام انزجار کرده و، بعد از شنیدن یکی از خطابه‌های هیتلر در مونیخ، به حزب نازی پیوست (شماره عضویت ۳۲۴۰). یک سال بعد، او و یارانش به خواسته مارتین بورمان-- که بعدها منشی هیتلر شد-- کمونیستی به نام والتر کادو را، به بهانه آنکه یکی از شبهه نظامیان عضو نازی رعا به فرانسوی‌ها لو داده بود، با ضربات تخماق به قتل رساندند[۶]. در سال ۱۹۲۳، بعد از آنکه یکی از قاتلین جریان قتل را در روز نامه‌ای محلی افشا کرد، هوس دستگیر شده و بعنوان سرکرده گروه محاکمه شد. او مقصر شنخته شده و به ده سال زندان محکوم شد. در سال ۱۹۲۸، هوس متعقب یک عفو عمومی از زندان آزاد شد. او به جنبش ملی گرایانه برگشت-به-مزرعه پیوست. در ۱۷ آگوست ۱۹۲۹، هوس با هدویگ هنسل (۱۹۰۸-۱۹۸۹) ازدواج کرد. آنها صاحب دو پسر و سه دختر شدند، که بین سالهای ۱۹۳۰ تا ۱۹۴۳ به دنیا آمدند</ref>[۷].

زندگی شغلی[ویرایش]

پیوستن به اس‌اس[ویرایش]

در سال ۱۹۳۴ هینریش هیملر، که چهار سال قبلتر با هوس ملاقات کرده بود، از او برای پیوستن به SS دعوت کرد و هوس پذیرفت[۸]. بعد از آن هوس مرید هینریش هیملر شد. در هان سال اول هوس به "واحد جوخه مرگ" منتقل شده در ماه دسامبر به اردوگاه دچو ماموریت یافت، جایی که رئیسش تئودور ایک بود. هوس بعلت لیاقت در انجام وظایفش مورد تشویق قرار گرفت و بعد از چهار سال کار به مقام مدیر اموال زندانیان رسید[۹]. در سال ۱۹۳۸ هوس درجه سرگردی (SS-Hauptsturmführe) گرفته و در اردوگاه مرگ زاخسنهاوزن (Sachsenhausen concentration camp) آجودان هرمان بارانووسکی (Hermann Baranowski) شد.

فرماندهی آشویتس[ویرایش]

در ماه می۱۹۴۰، هوس فرمانده اردوگاه آشویتس شد. اردوگاه که در اطراف یک پادگان لهستانی قدیمی سخته شده بود، در مدت فرماندهی ۳.۵ ساله هوس به یک مجموعه عظیم گسترش یافت. زندانیان اولیه آشویتز روستائیان و روشنفکران لهستانی، و اسرای جنگی روس بودند. در اوج کار، آشویتز سه مقر عظیم و تعدادی زیاد اردوگاه‌های اقماری را شامل میشد که در یک محدوده ۸۰۰۰ هکتاری، خالی شده از سکنه، بنا شده بودند. اردوگاه آشویتز۱ مرکز اداری مجموعه بود، آشویتز۲ به قتل و سوزاندن اجساد اختصاص داشت، و آشویتز۳ محل کار اجباری برای صنایع آلمان بود. بنا به اقاریر هوس، او در ژوئن ۱۹۴۱ برای ملاقات با هینریش هیملر به برلین فرا خوانده شد. هینریش هیملر به هوس گفت که هیتلر فرمان ریشه کنی جهود های لهستانی را صادر کرده است. هینریش هیملر آشویتز را بعلت شولت دسترسی به راه آهن و قابلیت استتار برای این هدف انتخاب کرده بود. هینریش هیملر گفت که قرار شده هوس تمام دستورات اجرایی را از آدولف آیشمن دریافت کند. هینریش هیملر، بعلاوه، پروژه را "یکی از اسرار نظام" توصیف کرد، به این معنی که هوس تا حد جان خود باید آن را از همه، از جمله زنش، مخفی نگاه می‌داشت[۹].

بعد از بازدید اردوگاه تربلینکا (Treblinka) و مطالعه روش‌های کشتار آدمها در آنجا، هوس در تاریخ ۳ سپتامبر ۱۹۴۱ شروع به مطالعه و بهبود روشهای کشتار وسیع کرد تا بتواند آشویتز را بعنوان موثرترین ابزار "راه حل نهایی" در آورد. بر مبنای گفته‌های هوس، در شرایط کارکرد استاندارد، روزانه ۲ تا ۳ قطار حامل ۲۰۰۰ زندانی وارد آنجا میشد. زندانیان در اردوگاه بیرکناو تخلیه می‌شدند، آنهایی که قادر به کار بودند به پادگان بیرکناو برده می‌شدند، و بقیه مستقیماً به اتاق گاز. در آغاز کار بانکرهای کوچک گاز در داخل جنگل، دور از انظار، بودند. بعدها چهار اتاق گاز و یک اتاق جسد سوزی در بیرکناو احداث شد تا بازده و نرخ کشتار را افزایش دهند[۹]. اتاق‌های گاز در تربلینکا، در آن واحد، قادر به کشتن ۲۰۰۰ انسان بودند. یکی از ابداعات هوس آن بود که قربانیان را گول می‌زدند که فکر کنند فقط برای استحمام وارد اتاق گاز می‌شوند. بر مبنای اعترافات آیشمن، هوس در اوایل کار از فیلترهای پنبه‌ای آغشته به اسید سولفوریک برای کشتن استفاده می‌کرد. بعد ها، اما، او گاز سیانور تولید شده از حشره کش زیکلون ب (Zyklon B) را به کار گرفت، که قربانیان را در ۳ تا ۱۵ دقیقه میکشت.[۱۰]. هوس گفته است که هینریش هیملر در سال ۱۹۴۲ اردوگاه را بازدید کرده و عملیات کشتار را از آغاز تا پایان تماشا کرد. هوس اضافه کرده است که اهالی محل از طریق بوی چندش آور ناشی از کوره‌های عدم سوزی در جریان کشتار قرار گرفته بودند[۱۱]}}.

بعد از آشویتس[ویرایش]

در ۱۰ نوامبر ۱۹۴۳، هوس مقام خود را با آرثور لیبنشل (Arthur Liebehenschel) تعویض کرده به سمت مدیر کل (Amtsgruppe D)، و قائم مقام بازرسی اردوگاه‌ها رسید. در ۸ می ۱۹۴۴ به آشویتز برگشت تا عملیات معروف به "Aktion Höss" را اجرا کند، که در نتیجه آن در یک مدت ۵۶ روزه ۴۳۰۰۰۰ جهود مجاری کشته شدند[۱۲]. بخشی از جنایات این عملیت در کتابی توسط میکلوس نیسزلی (Miklós Nyiszli) توصیف شده است[۱۳].

مرگ[ویرایش]

رودلف هس در پای چوبه دار

در آخرین روزهای جنگ، هیملر به هوس توصیه کرد که با تعویض ینیفورم خود را بعنوان عضو نیروی دریایی جا بزند. او به مدت یکسال از دستگیر شدن اجتناب کرد. هنگامی که نیروهای انگلیسی او را دستگیر کردند، هوس خود را کشاورزی بنام فرانز لانگ معرفی کرد. در واقع، همسرش از ترس آنکه پسرش به شوروی فرستاده شده و شکنجه شود، جای هوس را لوو داده بود[۱۴]. در ۱۵ آوریل ۱۹۴۶، هوس در مقابل دادگاه بین‌المللی نظامی در نورمبرگ حاضر شده جزئیات جنایات خود را توضیح داد. در تاریخ ۲۵ می ۱۹۴۶ او به ددگاه عالی لهستان تحویل داده شد. در طی محاکمه، هنگامی که او را به قتل ۳.۵ میلیون نفر متهم کردند، هوس واکنش نشان داد، "نه. تنها ۲.۵ میلیون نفر؛ بقیه از بیماری و گرسنگی مردند." [۱۵]

با نزدیک شدن ارتش سرخ هُوس گریخت و با نام «فرانز لانگ» در داخل آلمان مخفی شد. در ۱۹۴۶ به وسیله پلیس نظامی متفقین دستگیر شد و تحویل مقامات لهستانی گردید که در ۱۹۴۷ او را محاکمه کردند و محکوم به اعدام نمودند. در ۲ آوریل ۱۹۴۷، هوس به اعدام محکوم شد. حکم او در ۱۶ آوریل، در مجاورت کوره آدمسوزی اردوگاه سابق آشویتز اجرا شد.

هوس، در زمانی که به انتظار اعدام بود، خاطرات خود را نوشت. این نوشته‌ها در سال ۱۹۵۸ تحت عنوان دلال مرگ چاپ شد'[۱۶].

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. Harding, Thomas (September 2013). Hanns and Rudolf: The True Story of the German Jew Who Tracked Down and Caught the Kommandant of Auschwitz. Simon and Schuster. ISBN 978-0 434 02236 6, p. 288, Note to Chapter One, [page] 11. 
  2. The Catholic Church and the Holocaust: 1930-1965 by Michael Phayer; Indiana University Press, 2000; p 111
  3. Rudolf Hess, Commandant of Auschwitz: The Autobiography of Rudolf Hess (Phoenix, Phoenix Press, 2000) pp. 15-27
  4. Levi, Rudolph Höss ; edited by Steven Paskuly ; translated by Andrew Pollinger ; foreword by Primo (1996). Death dealer : the memoirs of the SS Kommandant at Auschwitz (1st Da Capo Press ed. ed.). New York: Da Capo Press. pp. 52. ISBN 0-306-80698-3. 
  5. Hilberg, Raul, Destruction of the European Jews (New York: Quadrangle Books, 1962), p. 575
  6. Shira Schoenberg (1990's). "Martin Bormann". Retrieved 05/8/2011. 
  7. "Hitler's Children," BBC documentary
  8. Rudolf Höss (1960). Commandant of Auschwitz: autobiography. World Pub. Co.. p. 37. 
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ ۹٫۲ Testimony of Rudolf Höß at the Nuremberg Trials, available online at http://www.law.umkc.edu/faculty/projects/ftrials/nuremberg/hoesstest.html
  10. Commandant of Auschwitz (2000), p. 146.
  11. Modern History Sourcebook: Rudolf Hoess, Commandant of Auschwitz: Testimony at Nuremberg, 1946, August 1997
  12. Jozef Boszko, Encyclopedia of the Holocaust vol. 2, p. 692
  13. Nyiszli, Miklos (2011). Auschwitz: A Doctor's Eyewitness Account. New York: Arcade Publishing. 
  14. http://www.holocaust-history.org/auschwitz/hoess-memoirs/
  15. Applebome, Peter (14 March 2007). "Veteran of the Nuremberg Trials Can't Forget Dialogue With Infamy". The New York Times. Retrieved 15 March 2007. 
  16. WorldCat listing