اختلال شخصیت ضد اجتماعی
|
|
برای اثباتپذیری کامل این مقاله به منابع بیشتری نیاز است یا منابع ارائهشده بهدرستی ارجاع داده نشدهاند. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکیپدیا برای ارجاع به منابع با ارایهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بیمنبع در آینده مردود و حذف خواهندشد. |
| اختلال شخصیت ضد اجتماعی | |
|---|---|
| آیسیدی-۱۰ | F60.2 |
| آیسیدی-۹ | 301.7 |
| سمپ | D000987 |
اختلال شخصیت ضد اجتماعی، نوعی اختلال شخصیت که در آن فرد نمیتواند با موازین اجتماعی سازگار شود و در قبال رفتارهایش احساس گناه و اضطراب ندارد.[۱]
اصطلاح شخصیت ضد اجتماعی همواره به صورت مترادف جامعهستیز به کار رفتهاست. این برچسب یا اصطلاح این رفتار را خارج از معیارهای اخلاقی متداول جامعه توصیف میکند و آن را به عنوان یکی از جدیترین اختلالهای روانی در نظر میگیرد.
محتویات |
نشانهها [ویرایش]
اختلال شخصیت ضد اجتماعی (Antisocial personality disorder) دارای چهار نشانه است که عبارتند از: خودمحوری، فقدان وجدان، رفتار تکانشی و جاذبهٔ سطحی. خود محوری به اشتغال ذهنی فرد به مسایل خود و عدم حساسیت به نیازهای دیگران مربوط میشود. فرد مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی به زندگی خود در دنیا یی که با تنهایی او آمیخته شدهاست ادامه میدهد، گویی که در مکان جدا و عایقی قرار دارد و هرگز دوست و آشنایی ندارد. این افراد اغلب فکر میکنند که با دیگران تفاوت دارند. آنها ظاهراً احساس توجه و نگرانی نسبت به دیگران را درک نمیکنند. افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی، اضطراب، گناه و یا احساسهای پشیمانی را حتی در صورتی که آسیب زیادی را به دیگران وارد کرده باشند، تجربه نمیکنند. آنها اغلب، هنگامی که با رفتار تخریبی خود روبه رو میشوند، آرام و موقر باقی میمانند و نسبت به کسی که بتواند آنها را فریب دهند، احساس تنفر میکنند.
این افراد بر خلاف بزرگسالانی که یاد گرفتهاند، رضایت مندیهای بی درنگ خود را به خاطر اهداف دراز مدت فدا کنند، بدون توجه به پیامدهای احتمالی بر اساس تکانههای خود عمل میکنند. آنها مشاغل و روابط خود را به طور ناگهانی تغییر میدهند و اهل خشونت و بی ملاحظه هستند. آنها اغلب، سابقهٔ مدرسه گریزی دارند و ممکن است مکرراً به خاطر رفتار مخرب از مدرسه اخراج شده باشند. حتی هنگامی که آنها پیوسته به خاطر رفتارهای خود تنبیه شوند، نسبت به رابطهٔ بین رفتارشان و پیامدهای آنها هیج بینشی ندارند.
افراد مبتلا به شخصیتهای ضد اجتماعی میتوانند کاملاً فریبنده و متقاعد کننده به نظر آیند و به طور قابل توجهی نسبت به نیازها و ضعفهای دیگران آگاهند. آنها حتی در حالی که فردی را استثمار میکنند، احساسهای اعتماد را در وی بر میانگیزانند. کن بایانچی در فریب دادن دیگران به اندازهای مهارت داشت که توانست زنی را متقاعد کند که دربارهٔ بعضی از قتلها، برای حمایت از وی شهادت دروغ بگوید. بایانچی میدانست که این زن تنها به طور اتفاقی قبل از دستگیری وی حضور داشت و هنگامی که در جایگاه دادگاه بود، او را متقاعد کرد که به وی کمک کند.
اگرچه به نظر میرسد که چنین افرادی احتملاً مجرم میشوند، ولی بسیاری از افراد جامعه ستیز از مشکلات قانونی اجتناب میکنند و با استفاده از روشهای کمتر قابل توجه به عنوان تاجران بی رحم، روحانیون و سیاست مدارانِ متقلب به دیگران آسیب وارد میکنند. عللی که در بوجود آمدن رفتار ضد اجتماعی دخیل اند:۱-زمینهٔ خانوادگی و اجتماعی ۲-نارساییهای یادگیری ۳-احتمالاً عوامل وراثتی معلوم شدهاست که عدهٔ زیادی از افراد ضد اجتماعی دارای ناهنجاریهایی در امواج مغزی غیر عادی هستند.یکی از این ناهنجاریها، کندی امواج مغز است، چنان که میتوان گفت امواج مغزی آنان شبیه کودکان است که خود نشانهای است از نارسایی در رشد مغز آنها.
علتها [ویرایش]
اگرچه علتهای اختلال شخصیت ضد اجتماعی کاملاً شناخته نشدهاند، ولی پژوهشها از تبیینهای مربوط به وراثت و هم از تبیینهای مربوط به پرورش و ترکیبی از هر دو حمایت میکنند. همبستگی بالایی بین شیوههای فرزند پروری و سرمشق دهی نامناسب به دست آمدهاست. افراد مبتلا به شخصیت ضد اجتماعی اغلب به خانوادههایی تعلق دارند که با محرومیت هیجانی، روشهای انضباطی خشن و بی ثبات مشخص میشوند و علاوه بر این، رفتارهای والدین نیز ضد اجتماعی است.
تشخيص افتراقی [ویرایش]
تشخيص اختلال شخصيت ضداجتماعی، بر افرادي كه سن پائينتر از ۱۸ سال دارند گذاشته نمی شود و تنها زمانی مطرح مي شود كه سابقهاي از چند نشانه اختلال سلوك قبل از سن ۱۵ سالگی وجود داشته باشد. برای افرادی كه بيش از ۱۸ سال سن دارند، تشخيص اختلال سلوك تنها زمانی داده می شود كه ملاكهاي اختلال شخصيت ضداجتماعي مطابقت نكنند.
هرگاه رفتار ضداجتماعی در يك فرد بزرگسال با يك اختلال مرتبط با مواد مربوط باشد، تشخيص اختلال شخصيت ضداجتماعي داده نمي شود مگر اين كه علايم اختلال شخصيت ضداجتماعي در دوران كودكي نيز وجود داشته و تا دوران بزرگسالي ادامه يافته باشند. هرگاه مصرف مواد و رفتار ضداجتماعي، هر دو، در كودكي آغاز شده وتا بزرگسالي دوام يافته باشند، اگر ملاكهاي هر دو اختلال مطابقت كنند، هر دو تشخيص مرتبط با مواد اختلال شخصيت ضداجتماعي مطرح مي شوند، اگرچه امكان دارد بعضي از اعمال ضداجتماعي، پيامد اختلال مرتبط با مواد باشند (براي مثال، فروش غيرقانونی داروها و يا دزدي جهت كسب پول براي خريد داروها). نبايد رفتار ضداجتماعي را كه صرفاً در طي سير اسكيزوفرنيا با يك دورة مانيك رخ می دهد به عنوان تشخيص اختلال شخصيت ضداجتماعی مطرح كرد.
ساير اختلالهای شخصيت، ممكن است با اختلال شخصيت ضداجتماعي اشتباه شوند زيرا ويژگيهاي معين مشتركي دارند. بنابراين، تمايز ميان اين اختلالها، براساس تفاوت در ويژگيهاي آنها مهم است. با وجود اين، هرگاه فردی ويژگيهايي داشته باشد كه علاوه بر اختلال شخصيت ضداجتماعي با ملاكهاي يك يا چند اختلال شخصيت مطابقت كنند، تمام تشخيصها را بايد مطرح كرد. افراد مبتلا به اختلال شخصيت ضداجتماعي و اختلال شخصيت خودشيفته از نظر يك دندگی، چرب زبانی،سطحی بودن، استثمارگر بودن، و نداشتن همدلی شبيه هم هستند. با وجود اين، اختلال شخصيت خودشيفته فاقد خصوصيات تكانشگری، پرخاشگری و فريبكاری است. علاوه بر اين، افراد مبتلا به اختلال شخصيت ضداجتماعی ممكن است نيازمند تحسين نباشند و به حال ديگران غبطه نخورند و افراد مبتلا به اختلال شخصيت خودشيفته معمولاً سابقهای از اختلال سلوك در كودكي يا رفتار جنايی در بزرگسالي ندارند. افراد مبتلا به اختلال شخصيت ضداجتماعي و اختلال شخصيت نمايشي از نظر تكانشي و سطحي بودن، هيجان طلبی، بی ملاحظه بودن، اغواكنندگی و فريبكاری شبيه هم هستند ولي اشخاص مبتلا به اختلال شخصيت نمايشی، بيشتر در هيجانهای خود اغراق می كنند و به طور بارز درگير رفتارهاي ضداجتماعي نمي شوند. افراد مبتلا به اختلالهاي شخصيت مرزي نمايشي در مهرجويی مهارت دارند، در حاليكه افراد مبتلا به اختلال شخصيت ضداجتماعي منفعت طلب، قدرت طلب، يا به دنبال كسب ساير رضامنديهاي مادي هستند. افراد مبتلا به اختلال شخصيت ضداجتماعي نااستواري هيجاني كمتر و پرخاشگری بيشتری نسبت به افراد مبتلا به اختلال شخصيت مرزي دارند. اگرچه رفتار ضداجتماعي ممكن است در بعضی از افراد مبتلا به اختلال شخصيت پارانويایی وجود داشته باشد، ولی اين افراد معمولاً بواسطة نفع شخصی و يا ميل به استثمار ديگران- آن طوری كه در اختلال شخصيت ضداجتماعی وجود دارد- برانگيخته نمی شوند، بلكه رفتار ضداجتماعی آنان ناشی از تمايل برای انتقام گرفتن است.
اختلال شخصيت ضداجتماعی را بايد از رفتار جنايی كه براي كسب منفعت صورت مي گيرد، متمايز كرد، زيرا با ويژگيهاي شخصيتي شاخص اين اختلال همراه نيست. رفتار ضداجتماعی بزرگسالان را مي توان براي توصيف رفتار جنايي، پرخاشگرانه يا ساير رفتارهاي ضداجتماعي به كار برد كه مورد توجه باليني قرار مي گيرند، ولی با تمام ملاكهاي اختلال شخصيت ضداجتماعي مطابقت نمي كنند. صفات شخصيتی ضداجتماعي، تنها هنگامی به عنوان اختلال شخصيت ضداجتماعی تلقی می شوند كه انعطافناپذير، ناسازگارانه و پايدار بوده و موجب اختلال كاركردي يا پريشانی ذهنی قابل ملاحظه شوند( DSM-IV-TR.2000).
ملاکهای تشخیصی اختلال شخصیت ضد اجتماعی [ویرایش]
الف ـ الگوی فراگیری از عدم رعایت و تجاوز به حقوق دیگران که از سن ۱۵ سالگی آشکار شده و با سه مورد (یا بیشتر از سه مورد) از موارد زیر مشخص می شود:
۱ ) ناتوانی در سازش با هنجارهای اجتماعی مرتبط با رفتارهای قانونی، که با انجام مکرر اعمالی مشخص می شود که زمینه بازداشت شدن را فراهم می کنند.
۲ ) فریبکاری که با دروغگویی مکرر، استفاده از نامهای مستعار یا کلاهبرداری از دیگران برای منفعت شخصی یا لذت مشخص می شود.
۳ ) تکانشی بودن یا ناتوانی در برنامه ریزی برای آینده
۴ ) تحریک پذیری و پرخاشگری که با نزاع و حمله های بدنی مکرر مشخص می شود.
۵ ) بی پروایی و بی ملاحظه بودن نسبت به امنیت خود یا دیگران
۶ ) مسئولیت ناپذیری دایم که با ناتوانی مکرر در حفظ رفتار شغلی ثابت یا بازپرداخت تعهدهای مالی مشخص می شود.
۷ ) عدم پشیمانی که با بی تفاوتی و یا دلیل تراشی برای آزار یا دزدیدن اموال دیگران یا بد رفتاری با آنها مشخص می شود.
ب ـ چنین فردی حداقل باید ۱۸ سال سن داشته باشد.
ج ـ شواهدی از اختلال سلوک با شروع قبل از سن ۱۵ سالگی وجود دارد.
د ـ رخداد رفتار ضد اجتماعی صرفاً در طی سیر اسکیزوفرنیا یا یک دوره منیک نیست.
منابع [ویرایش]
- ↑ مجموعهٔ واژههای مصوّب فرهنگستان زبان فارسی تا پایان سال ۱۳۸۹.
- کارل هافمن، مارک ورنوری، جودیت ورنوری. روان شناسی عمومی (از نظریه تا کاربرد). چاپ جلد دوم. شابک ۵-۰۱-۶۳۸۹-۹۶۴.
|
||||||||||||||||||||||