پرتقال کوکی (فیلم)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
پرتقال کوکی
A Clockwork Orange
Movie Poster - Clockwork Orange.jpg
پوستر فیلم پرتقال کوکی
کارگردان استنلی کوبریک
تهیه‌کننده سی لیت وینُف
نویسنده استنلی کوبریک براساس داستانی از آنتونی برجس
بازیگران مالکوم مک داول
پاتریک مگی
میریام کارلین
آدرین کوری
موسیقی وِندی کارلوس، راشل ال کیند
فیلم‌برداری جان آلکُت
تدوین بیل باتلر
تاریخ‌های انتشار ۱۹ دسامبر، ۱۹۷۱، انگلستان
مدت زمان ۱۳۶ دقیقه
زبان انگلیسی
ندست
بودجه حدود ۲٫۲ میلیون دلار آمریکا

پرتقال کوکی (به انگلیسی: A Clockwork Orange، یک پرتقال کوکی) فیلمی است از استنلی کوبریک، محصول سال ۱۹۷۱ شرکت برادران وارنر و برگرفته از رمانی با همین نام از آنتونی برجس. این فیلم از تصاویر خشن و ناراحت‌کننده استفاده می‌کند تا روانپریشی، گروههای بزهکار جوان و دیگر موضوعات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را در بریتانیای پادآرمان شهر آینده نشان دهد. الکس (مالکولم مک داول)، نقش اصلی فیلم، یک جاهل جامعه گریز باجذبه است که علایقش عبارتند از موسیقی کلاسیک (خاصه بتهوون)، تجاوز و چیزی است که در فیلم "خشونت افراطی" نامیده می‌شود. او رهبری یک گروه خلاف و لات (پیت، جورجی و دیم) را برعهده دارد که آنها را Droogies یا Droogs(به معنی رفیق است و از کلمه روسی друг گرفته شده است) خطاب می‌کند. وقایعی که فیلم شرح می‌دهد عبارتند از قانون شکنی‌های وحشتناک آن گروه خلافکار، دستگیری الکس و استفاده از روش بحث برانگیز "شرطی شدن روانی" برای بازپروری او. الکس بیشتر فیلم را با زبان ندست(به انگلیسی: Nadsat) روایت می‌کند که یک اسلنگ (زبان عامیانه) منشعب از زبان‌های اسلاوی(به ویژه روسی)، انگلیسی و اسلنگ کاکنی رایمینگ(به انگلیسی: Cockney rhyming slang) است.

موسیقی متن پرتقال کوکی ترکیبی از موسیقی‌ها است که بیشتر شامل گزیده‌هایی از موسیقی کلاسیک و قطعه‌های ساخته شده با اشتفاده از تزکیب کننده مُهگ(به انگلیسی: Moog synthesizer) اثر وِندی کارلوس (که بعداً والتر کارلوس شد) بود. پوستر بسیار مشهور پرتقال کوکی هم اثر فیلیپ کاسل با طرحی از بیل گُلد است.

هنگام اکران این فیلم در انگلستان به خاطر تقلید برخی از جوانان از کارهای شخصیت اول فیلم (الکس)، کارگردان فیلم از پخش آن در انگلستان جلوگیری کرد و این فیلم در انگلستان پس از مرگ کارگردان اکران عمومی شد.

داستان[ویرایش]

خطر لوث‌شدن: آنچه در زیر می‌آید ممکن است قضیه یا پایان ماجرا را لو دهد!

در زمانی (در آینده) در لندن الکس دلارج(مک داول) رییس دوستانش (یا Droogs)است یعنی پیت (مایکل تارن)، جورجی (جیمز مارکوس) و دیم (وارن کلارک). یک شب آنها بعد از مستی بخاطر نوشیدن میلک پلاس (شیری که با مواد روانگردان مخلوط شده) بدنبال انجام یکی از آن "خشونتهای افراطی" می‌روند؛ ابتدا پیرمردی ولگرد (با بازی پائول فارل) را کتک می‌زنند و بعد با گروه بزهکار رقیب که بیلی بوی (ریچارد کانات) آنها را رهبری می‌کرد کتک کاری می‌کنند. یک ماشین می‌دزدند و به خانه نویسنده اِف. الکساندر (پاتریک مگی) می‌روند و آنقدر آقای الکساندر را می‌زنند که برای بقیه عمرش زمین گیر می‌شود. سپس الکس در حالیکه آهنگ معروف آواز زیر باران را می‌خواند به همسر آقای الکساندر (آدرین کُری) تعرض می‌کند.

روز بعد، افسر ناظر، آقای دلتوئید (اوبری موریس) که از خشونتهای الکس آگاهی دارد سراغ او رفته و به او هشدار می‌دهد. الکس در واکنش به او، به فروشگاه محصولات موسیقی می‌رود و درآنجا دو دختر را می‌بیند و با خود برای خوشگذرانی میبَرَد.

روز بعد، "رفیق"هایش از او بخاطر خرده خلافهایش گله می‌کنند و خواهان برابری بیشتر و دزدیهای با بازده بیشتر هستند. الکس با حمله به آنها رهبری خویش را تثبیت می‌کند. بعدتر الکس به خانه یک زن گربه‌ای (زنی مجرد که عشق افراطی به گربه‌ها دارد) ثروتمند حمله می‌کند، درحالیکه رفقایش در بیرون در منتظرش مانده‌اند. الکس با یک مجسمه او را می‌کشد. او با شنیدن صدای آژیر پلیس سعی می‌کند فرار کند ولی دیم یک شیشه شیر را بر سر الکس خورد می‌کند و او را همانجا با سرگیجه و خونریزی اش رها می‌کنند. پلیس، الکس را دستگیر کرده و او را کتک می‌زند. دلتوئید حسرت خوران، به صورت الکس آب دهان می‌ریزد و به او اطلاع می‌دهد که آن زن در بیمارستان مرده و االکس یک قاتل محسوب می‌شود. الکس به ۱۴ سال حبس محکوم می‌شود.

بعد از گذراندن ۲ سال از حبس، وزیر کشور (با بازی آنتونی شارپ) وارد زندان می‌شود تا سوژه‌هایی برای آزمایش خود بنام لودویکو انتخاب کند که یک روش انزجاردرمانی آزمایشی بود برای بازپروری جنایتکاران در طی دو هفته. الکس با میل خودش داوطلب می‌شود. این فرایند عبارت بود از: دارو دادن به سوژه، بستن وی به صندلی، باز نگه داشتن پلک او با گیره مخصوص، و وادار کردنش به تماشای فیلم‌های خشن. الکس بخاطر داروها با دیدن آن صحنه‌ها احساس تهوع می‌کند. او متوجه می‌شود که یکی از موسیقیهای متن فیلم، همان آهنگ محبوب او از بتهوون است و همچنین هنگام شنیدن آن موسیقی درمیابد که روش لودُویکو باعث می‌شود که احساس مریضی کند. او سعی می‌کند به دوره درمان خاتمه دهد اما ناموفق است.

بعد از گذشت دو هفته از استفاده روش لودُویکو، وزیر کشور نمایشی را ترتیب می‌دهد تا در آن نشان دهد که الکس "درمان" شده است. الکس در آنجا در مقابل یک بازیگر (جان کلایو) که با او به دعوا می‌پردازد هیچ عکس العملی نشان نمی‌دهد. کشیش زندان (گادفری کوئیگلی) به نتیجه کار معترض است و معتقد است که الکس از اختیار خدادای خودش خارج گشته است و می‌گوید "او از خطاکار بودن عقب می‌ایستد ولی از یک بشر بودن که حق انتخاب داشته باشد هم حذر می‌کند." فرمانده زندان (مایکل گاور) این ارزیابی را دارد که آنها علاقه‌ای به رساندن مجرمان به اخلاقیات متعالی ندارند بلکه فقط به فکر "کاهش جرم و جنایت و رهاسازی انبوه هولناک زندانیان هستند."

الکس آزاد می‌شود و درمیابد که پلیس اموالش توقیف کرده تا به قربانیان جنایاتش جبران کند. و می‌فهمد که والدینش اتاق او را هم اجاره داده‌اند. الکس که بی جا و مکان شده، ناگهان همان پیرمرد رنجور ولگرد را که قبلاً کتک زده بود می‌بیند، پیرمرد می‌گوید: "یا مریم مقدس و تمام قدیس‌هایی که در بهشت بانی ما هستند، من هرگز چهره‌ای را فراموش نمی‌کنم" و با دوستانش به الکس حمله‌ور می‌شود. الکس توسط دو پلیس نجات میابد که ناگهان معلوم می‌شود آندو همان دیم و جورجی هستند. آنها الکس را به بیرون شهر می‌برند، و او را بشدت کتک می‌زنند و تقریباً در آب خفه اش می‌کنند. الکس سرگردان و گیج ناگهان بطور اتفاقی به خانه همان نویسنده یعنی آقای الکساندر که حالا معلول است می‌رسد و در جلوی خانهٔ او از حال می‌رود. بعد، الکس در حالی به هوش میاید که می‌بیند در آغوش خدمتکار (دیوید پروس) و رودرروی آقای الکساندر است. آقای الکساندر که در ابتدا الکس را نشناخته بود از روش درمانش در روزنامه‌ها خوانده بود. آقای الکساندر که الکس را به عنوان سلاحی یا اهرم فشاری بر ضد دولت می‌بیند ترتیبی می‌دهد تا همکاران خودش (جان ساویدنت و مارگارت تایزک) با الکس دیداری داشته باشند. اما ناگهان صدای الکس را می‌شنود که در حمام دارد ترانهٔ "آواز زیر باران" را زمزمه می‌کند و ناخودآگاه به یاد آن روز تلخ که الکس به او و همسرش حمله کرد میفتد. آقای الکساندر با کمک همکارانش الکس را بیهوش کرده، به اتاق خواب بالای پله‌ها برده، در را قفل می‌کند. الکس درحالی بیدار می‌شود که صدای پخش آهنگ سمفونی شماره ۹ (بتهوون) از اتاق پایینی میاید. او که بعد از دوره درمانی از شنیدن سمفونی ۹ متنفر شده، در آن اتاق از آن صدا به ستوه آمده، خود را از پنجره اتاق به پایین پرتاب می‌کند و به کما می‌رود.

الکس در یک بیمارستان به هوش میاید. او بعد از انجام یک سری آزمایش روانشناسی متوجه می‌شود که دیگر انزجاری نسبت به خشونت احساس نمی‌کند. وزیر کشور وارد اتاق می‌شود و از او عذرخواهی می‌کند. او به الکس قول می‌دهد در ازای همکاری با روابط عمومی وزارت (برای حفظ آبروی از دست رفته بخاطر جنایاتی که ممکن است فاش شود) به او کار می‌دهد و از او مراقبت می‌کند. وزیر کشور به نشانه حُسن نیت، یک سیستم پخش استریو داخل اتاق میاورد که دارد سمفونی شماره ۹ را پخش می‌کند. سپس، الکس دوباره تصورات منفی و رذالت بار خود را آغاز می‌کند... و سپس در حالت راوی می‌گوید: "من کاملاً درمان شدم!"

پایان خطر لوث‌شدن

بازیگران[ویرایش]

  • مالکوم مک داول در نقش الکس
  • جیمز مارکوس در نقش جورجی
  • وترن کلارک در نقش دیم
  • مایکل تارن در نقش پیت
  • پاتریک مگی در نقش آقای فرانک الکساندر
  • آدرین کُری در نقش خانم مری الکساندر
  • مایکل بیتس در نقش سرنگهبان بارنز
  • جان کلایو در نقش بازیگر صحنه نمایش
  • ویرجینیا وثرل در نقش بازیگر صحنه نمایش
  • کارل دیوئرینگ در نقش دکتر برودسکی
  • پائول فارل در نقش پیرمرد ولگرد
  • بیلی راسل در نقش پروفسوری که الکس و رفقایش در کتابخانه به او حمله کردند.(این صحنه در فیلم نمایش داده نشد)
  • ریچارد کانات در نقش بیلی بوی، رهبر گروه خود
  • کلایو فرانسیس در نقش جو مستاجر
  • مایکل گاور در نقش رییس زندان
  • میریام کارلین در نقش زن گربه‌ای
  • اوبری موریس در نقش پی. آر. دلتویید
  • گادفری کیگلی در نقش کشیش زندان
  • شیلا رینور در نقش مامان
  • مج رایان در نقش دکتر برانوم
  • جان ساویدنت در نقش توطئه گر
  • آنتونی شارپ در نقش فردریک، وزیر کشور
  • فیلیپ استون در نقش بابا
  • پائولین تیلور در نقش دکتر تیلور، روانپزشک
  • مارگارت تایزک در نقش رابینشتاین توطئه گر
  • استیون برکوف در نقش سرکارآگاه تام
  • جان جی. کارنی در نقش کارآگاه دوم
  • لیندسی کمپل در نقش بازرس پلیس
  • دیوید پروس در نقش جولیان، محافظ شخصی آقای الکساندر

درون مایه[ویرایش]

اخلاق[ویرایش]

سوال اخلاقی اصلی فیلم (که در خیلی از آثار برجس هم مطرح است) تعریف "خوب بودن" است و این که "آیا استفاده از روش انزجاردرمانی برای پایان دهی به رفتار غیراخلاقی، منطقی است؟" استنلی کوبریک در ستردِی ریویو، فیلمش را اینگونه توصیف کرد:

".. طنزی اجتماعیست در مورد این سوال که آیا روانشناسی رفتاری و شرطی کردن روانی، سلاح خطرناک جدیدی برای دولت است تا با استفاده از آن کنترل گسترده‌تری بر شهروندانش داشته و آنها را به موجوداتی بسیار شبیه روبات تبدیل سازد؟"

بطور مشابه، کوبریک در برگه تولید فیلم می‌نویسد:

"این فیلم داستان مشکوک رهایی یک نوجوان جاهل با روش درمانی شرطی شدن است. در عین حال، یک خطابه کوچک درباره اختیار عمل هم هست."

الکس بعد از انزجاردرمانی، مثل یک عضو خوب جامعه رفتار می‌کند، ولی نه با انتخاب خودش. خوبی اش داوطلبانه نیست. او دارای لقب پرتقال کوکی شده است- کائن نما در بیرون و ماشین نما در درون. در زندان، کشیش بعد از به چشم دیدن صحنه آزمایشات روی الکس، آن را خطا دانسته و معتقد بود که خوبی باید از درون انسان تجلی یاید.

تصویری از روش لودُویکو در فیلم پرتقال کوکی

این، درون مایهٔ تجاوز به آزادی را شکل می‌دهد- چه حکومتی، چه شخصی یا شهروندی- نقض آزادی الکس از دو قدرت سیاسی، از طرفی دولت و از طرف دیگر مخالفان، که هر دو هم از الکس در جهت اهداف خود بهره‌کشی می‌کنند. داستان فیلم به گونه‌ای انتقادی دو حزب محافظه کار و لیبرال را نمایش می‌دهد که هردو به یک اندازه از الکس بعنوان ابزاری در جهت نیل به اهداف خود استفاده می‌کنند. نویسنده فرانک الکساندر-قربانی الکس و همدستانش- بدنبال انتقام از الکس است و می‌خواهد از او بعنوان ابزاری برای راندن مردم از دولت جدید استفاده کند. آقای الکساندر دولت را می‌ترساند و در تلفن می‌گوید:

"بردن جوان بزهکار به پلیس و اجرای برنامه شرطی شدن روی آنها. اوه، همه ما این رو در دیگر کشورها دیدیم....."

روانشناسی[ویرایش]

هدف مهم دیگر، رفتارگرایی یا روانشناسی رفتاری بود که توسط جان بی. واتسون و بی اف اسکینر مطرح شد. برجس رفتارگرایی را رد کرده و کتاب "ورای آزادی و وقار" اسکینر را "یکی از خطرناکترین کتابهای نوشته شده در طول تاریخ" می‌شمرد. اگرچه بنیانگذار اصلی رفتارگرایی، واتسون، بر محدودیتهای این مکتب روانشناختی اقرار می‌کرد اما اسکینر مدعی بود، اصلاح رفتار -مخصوصا شرطی شدن فعال(یادگیری رفتار با روشهای تشویقی-تنبیهی نظام مند) بیشتر از روش شرطی شدن کلاسیک واتسونی- کلید جامعه ایده‌آل است. با این حال، روش لوودُویکوی نشان داده شده در فیلم تا حد زیادی تقلیدی تمسخر آمیز از انزجار درمانی به نظر مرسد تا شرطی شدن کلاسیک یا فعال.

تولید[ویرایش]

مک داول بعد از اینکه کوبریک او را درفیلم اگر... دید برای نقش الکس انتخاب شد. مک داول همچنین لباس کریکتی را که داشت به کوبریک نشان داد و بدین ترتیب در انتخاب لباس گروه الکس و رفقایش به کوبریک کمک کرد. کوبریک هم به او گفت که ضربه گیر قسمت حساس بدن را نه زیر بلکه روی لباسش بپوشد.


در فیلمبرداری یکی از قسمتهای صحنه معروف روش لودُویکو، یکی از قرنیه‌های مک داول خراش برداشته و بطور موقت نابینا شده بود. دکتری که در فیلم بالای سر الکس بود و محلول نمک در چشم به زور بازِ او می‌ریخت یک دکتر واقعی بود که برای جلوگیری از خشک شدگی چشمش این کار را می‌کرد. بخشی از استخوان دندهٔ مک داول هم در صحنه درگیری با گروه بیلی بوی ترک خورد. یک نوع جلوه ویژه هم استاده شد که در آن زمان منحصربه‌فرد بود؛ در صحنه‌ای که الکس به قصد خودکشی خود را از پنجره به بیرون پرت کرد و بیننده با دوربین همراه می‌شود تا زمانی که دوربین به زمین برخورد می‌کند و درواقع این زاویه دید الکس است. این جلوه در شرایطی بدست آمد که یک دوربین کوکی نیومن سینکلر را در یک جعبه قرار دادند و در شرایطی که ابتدا لنز به زمین بخورد آن را به سمت زمین رها کردند. در عین بهت و تعجب کوبریک، شش قطعه مهم از دوربین سالم ماند.

اقتباس[ویرایش]

اقتباس سینمایی از رمان پرتقال کوکی(۱۹۶۲) تصادفی بود. تری سازرن، فیلم نامه نویس این فیلم یک نسخه از رمان را به کوبریک داد اما از آنحا که کوبریک مشغول توسعه پروژه مربوط به ناپلئون بناپارت بود، رمان پرتقال کوکی را کنار گذاشت. بااین حال، بعد از آن خیلی زود، پروژه بناپارت کنسل شد و کمی بعدتر بطور اتفاقی کوبریک دوباره چشمش به رمان افتاد. اثرگذاری سریعی بر کوبریک داشت. کوبریک درمورد اشتیاقش به رمان می‌گوید: "من درمورد هرچیزی که در این رمان بود شگفت زده شدم؛ داستانش، ایده‌هایش، شخصیتهای داستان و البته زبان مورد استفاده در رمان (زبان ندست). و داستان هم البته در چند سطح مختلف کاربرد دارد: سسطح سیاسی، جامعه شناختی و از همه مهمتر، در یک سطح روانشناختی-نمادین خیالی". کوبریک نمایشنامه‌ای وفادار به رمان نوشت و در اینباره گفت: فکر می‌کنم برجس هرآنچه می‌خواست بگوید در کتابش آورده اما من هم کمی ایدهٔ روایی ابداع کرده و بعضی صحنه‌ها را کمی تغییر شکل دادم". کوبریک فیلمنامه را براساس نسخه آمریکایی کوتاه شدهٔ رمان ایجاد کرد که بخش آخر را نداشت.(که بعدتر به نسخه آمریکایی هم اضافه شد.)

پاسخ نویسندهٔ رمان[ویرایش]

آنتونی برجس احساس مبهمی نسبت به نسخه سینمایی اثرش داشت و عموماً می‌گفت که بازی مالکولم مک داول و مایکل بیتس را و استفاده از موزیک را دوست دارد. او با عبارت "زیرکانه" در تحسین فیلم استفاده می‌کند، آنقدر زیرکانه که ممکن است خطرناک باشد. برخلاف این اشتیاق، او ناراحت بود که "بخش آخر رهایی" در فیلم وجود ندارد، که البته او منتشر کننده نسخه آمریکایی را سرزنش می‌کرد نه کوبریک را (همانطور که گفته شد تا پیش از ۱۹۸۶ تمام نسخه‌های آمریکایی فاقد بخش نهایی بودند).

برجس در خودزندگی نامه اش You've Had Your Time (1990) می‌نویسد او و کوبریک از یک رابطهٔ خیلی خوب با هم بهره می‌بردند؛ هردو دیدگاههای سیاسی و فلسفی مشترکی داشتند و هردو خیلی به ادبیات، سینما، موسیقی و ناپلئون بناپارت علاقه داشتند. رمان ۱۹۷۴ برجس یعنی "سمفونی ناپلئون" به کوبریک تقدیم شده بود. رابطه آنها خدشه دار شد زمانی که کوبریک، برجس را در دفاع از فیلم مقابل اتهاماتی که می‌گفت فیلم خشونت را ستایش می‌کند تنها گذاشت. برجس که یک کاتولیک برگشته بود خیلی تلاش کرد تا نکات اخلاقی داستان را به ارگانهای مسیحی که خشمگین شده بودند توضیح دهد و از آن در برابر اتهام زنی روزنامه‌ها دفاع کند که می‌گفتند که داستان او از عقاید فاشیستی حمایت می‌کند. او همچنین یرای دریافت جوایز کوبریک ب جای او حضور میافت.

کارگردانی[ویرایش]

کوبریک یک کمال پرست با تحقیقات بسیار باریک بینانه بود. او هزاران عکس از مکانهای مناسب برای فیلمبرداری می‌گرفت و هر صحنه را هم چندین بار تکرار می‌کرد تا آن چیزی که می‌خواست در بیاید. با این حال، به گفته مالکولم مک داول، او معمولاً خیلی زود نتیجه‌ای را که می‌خواست بدست میاورد بنابراین، تکرارهای کمی صورت می‌گرفت. فیلمبرداری از سپتامبر ۱۹۷۰ تا آوریل ۱۹۷۱ طول کشید که پرتقال کوکی را سریعترین فیلمبرداری بین فیلمهای کوبریک ساخت. از نظر فنی، کوبریک برای دستیابی به کیفیت فانتزی و خیالی داستان، فیلم را با دوربین‌های با لنز فوق عریض فیلمبرداری کرد؛ مانند Kinoptik Tegea نُه و هشت دهم میلیمتری بجای دروبینهای ۳۵ میلیمتری Arriflex.

ماهیت جامعه در فیلم[ویرایش]

بعضی (مثل میشل سیما که در مصاحبه اش با کوبریک عنوان کرد)، جامعه به تصویر کشیده شده در فیلم را بخاطر ارتباطهایی که با فرهنگ روسیه دارد جامعه‌ای کمونیست می‌خوانند. زبان عامیانه جوانان در فیلم واژگان روسی بسیاری در خود دارد که می‌توان به برجس نسبت داد. شواهدی وجود دارد که می‌توان بیان کرد جامعه فیلم جامعه‌ای سوسیالیست است یا شاید جامعه ایست در حال تحول از یک سوسیالیسم شکست خورده بسوی یک جامعه کاملاً فاشیست. در رمان، خیابانها نقاشیهایی دارند از کارگران به سبک آثار هنری سوسیالیست روس؛ و در فیلم نقاشیهای دیواری به سبک آثار سوسیالیستی هست. بعدتر در فیلم، زمانی که دولت جدید قدرت را در دست می‌گیرد، فضای مستبدانه تری نسبت به فضای هرج و مرج طلبانه اول فیلم می‌بینیم. پاسخ کوبریک به سوال سیما (مصاحبه گر) که "جامعهٔ فیلم دقیقاً چگونه جامعه‌ای است" پاسخی مبهم بود. با اینحال، کوبریک این را اظهار کرد که مقایسه‌هایی را بین هر دو طیف سیاسی چپ و راست انجام می‌دهد و اینکه از نظر او تفاوت اندکی بین دو طرف وجود دارد. کوبریک اظهار کرد: "وزیر که آنتونی شارپ آن را بازی کرد، یک نماد کامل از طرف راست است. نویسنده، پاتریک مگی یک فرد سینه‌چاک برای طرف چپ است.... تنها تعصبات آنها تفاوت می‌کند. ابزار و اهدافشان به سختی تفکیک پذیز است.

محل فیلمبرداری[ویرایش]

فیلمبرداری بیشتر صحنه‌های پرتقال کوکی بیرون از استودیو و در خیابانها و فضای باز بود؛ در متروپُلیتن و در دسترسی سریع به خانه‌ای که بعد از این فیلم، کوبریک در آن زندگی کرد.

معدود صحنه‌هایی که در استودیو فیلمبرداری شدند عبارتند از بار کورووا میلک، محل بازرسی بدنی زندانیان جدید، صحنه حمام کردن الکس در منزل اف. الکساندر و دو صحنه مانند آن در هال. محیط این صحنه‌ها در یک کارخانه قدیمی در بول هد رُد در الستری ساخته شد که دفتر تولید فیلم هم بود.

دیگر مکانهای استفاده شده در فیلم اینها بودند:

  • کتک زدن پیرمرد ولگرد در زیر پل پیاده‌رو جنوبی (که الان بازسازی شده) پایینتر از دوربرگردان پل واندسوورث در واندسوورث لندن بود.
  • صحنه حمله به پروفسور که البته در فیلم نیامد در فروشگاه میدان فرایرز در آیلزبری باکینگ همپشایر (که حالا سرپوشیده است) فیلمبرداری شد ولی بعلت مرگ بازیگر وسط پروژه، حذف شد چون قرار بود او در نیمه دوم فیلم، الکس را شناسایی کند. اما به این خاطر، آن وظیفه به نقش پیرمرد ولگرد سپرده شد.
  • درگیری با گروه بیلی بوی در کازینوی مخروبه‌ای در تگز آیلند ِ کینگستون اپان تامز در میدلسکس اتفاق میفتد.
  • آپارتمان الکس در طبقه آخر برج کانتربری هاوس در بورهموود شهر هرتفوردشایر است. پلاک آبی در بیرون و موزاییک طبقه همکف، محل فیلم را به یاد ما میاورد.
  • فروشگاه محصولات م. سیقی که الکس سراغ آن دو دختر می‌رود طبقه پایین داروخانه چلسی سابق است که نبش خیابان سلطنتی و خیابان پادشاه در چلسی واقع است. هم اکنون یک رستوران مک دونالد صاحب آن ساختمان است.
  • صحنه ماشین سواری اوایل فیلم که یک دورانگو ۹۵' از زیر تریلر باری عبور می‌کند توسط کُلنی هیث در بولنز گرین لین و در تقاطع فلوز لین هرتفوردشر فیلمبرداری شد.
  • منزل نویسنده که محل تعرض و ضرب وشتم بود در سه مکان مختلف فیلمبرداری شد؛ صحنه ورود دورانگو و نشان دادن تابلوی "Home" در مسیر منتهی به ماندن هاوس است، صحنه بیرون خانه و باغچه که پیاده‌رو سنگی بر روی برکه دارد باغچه ژاپنی میلتون گراندی در شیپتون-آندر-ویچوود ِ آکسفوردشایر است و صحنه داخل منزل هم در اسکای برک هاوس، وارن، شهر ردلت هرتفوردشر است.
Thamesmead South Housing Estate جایی که الکس، رفقای متمرّد خود را تنبیه می‌کند و در آن می‌اندازد.
  • الکس، رفقایش جورجی و دیم را در دریاچه South Mere در ثامزمید ساوث هاوزینگ استیت شهر لندن می‌اندازد. این دریاچه در ۲۰۰ یاردی شمال جایی است که در شب در یک مسیر روگذر، الکس قدم زنان در حالیکه یک آشغال را لگد می‌زند بسمت خانه می‌رود (الان آن مسیر تخریب شده است).
  • پیاله فروشی دیوک آو نیویورک همان پباله فروشی تخریب شدهٔ "The Bottle and Dragon" (که پیش از آن هم با نام "The Old Leather Bottle" شناخته می‌شد) در استون گرُو، اِج وِر شهر لندن است.
  • منزل زن گربه‌ای که الکس در آنجا دستگیر می‌شود در شنلی لوج بلک ِ هورس لین در هرتفوردشر است.
  • صحنه بیرونی زندان، زندان واقعی اچ ام پی واندسوورث است و صحنه خارجی که الان تخریب شده وولویچ باراکس در وولویچ لندن است.
  • دو صحنه خیالی کتاب مقدس یعنی صحنه‌های مسیح و جنگ در Dashwood Mausoleum, West Wycombe, Buckinghamshire فیلمبرداری شده‌اند.
  • صحنه بررسی در کلینیک پزشکی لودُویکو، مکان پخش فیلم شستشوی مغزی، سالن خانه الکس با آسانسور شکسته اش، اتاق بیمارستان که الکس در آن دراز کشیده و اتاق بازجویی و کتک زدن او (که حالا تخریب شده) همگی در دانشگاه برونل آکسبریج ِ میدلسکس فیلمبرداری شده‌اند.
  • سخنرانی وزیر برای رسانه‌ها در مورد "درمان" الکس در نتلفولد هال، داخل کتابخانه وست نوروود در وست نوروود شهر لندن اتفاق میفتد.
  • ولگردها در زیر قسمت شمالی پل آلبرت در چلسی لندن الکس را کتک می‌زنند.
  • صحنه‌ای که جورجی و دیم الکس را سوار لندرور پلیس کرده و به بیرون شهر می‌برند و او را کتک زده و تقریباً خفه ممیکنند، School Lane, Bricket Wood, Hertfordshire می‌باشد.
  • اتاقی که الکس قصد پرت شدن به بیرون و خودکشی از آنجا را دارد و اتاق بیلیارد پایینش در Edgewarebury Country Club, Barnett Lane, Elstree, Hertfordshire می‌باشد.
  • بیمارستانی که الکس بعد از خودکشی در آن بهبود میابد بیمارستان شاهزاده الکساندرا در ایسکس است.

نظر منتقدین[ویرایش]

پرتقال کوکی برخلاف ماهیت جنجالی اش، در میان مخاطبانش موفقیتی فوق‌العاده داشت و با توجه به بودجه محافظه کارانه ۲٫۲ میلیون دلاری اش فروشی بالغ بر ۲۶ میلیون دلار داشت. و نظر منتقدین را هم جلب کرده و نامزد جوایز متعددی شد از جمله نامزدی جایزه اسکار بهترین فیلم(که به ارتباط فرانسوی باخت). این فیلم همچنین باعث افزایش فروش سمفونی نهم بتهوون شد. اخیراً هم این فیلم از وبسایت راتن تومیتوس با %۸۹امتیاز نشان "Certified Fresh" دریافت کرد.

این فیلم برخلاف اقبال عمومی میان منتقدان، مخالفتهای برجسته‌ای هم داشت. استنلی کوفمان اظهار داشت: "شاید حتی به زحمت بتوان گفت، فیلمنامه فقط عنوان کتاب برجس را یدک می‌کشد." راجر ایبرت، امتیاز ۲ از ۴ ستاره را به فیلم داد و آن را یک "افتضاح ایدئولوژیک" خواند! در مجله نیویورکر که عنوان "استنلی استرنجلاو" را انتخاب کرده بود، پائولین کیل این فیلم را هرزه نگاری خواند بخاطر طرز بدون احساسات انسانی نشان دادن قربانیان الکس و برجسته سازی مشقتهایی که شخصیت الکس متحمل می‌شد. کیل، کوبریک را با واژهٔ "بدجور هرزه نگار" مورد تمسخر قرار داد با یادآوری صحنه آزار زنی که قصد تعرض به او را داشتند و ادعا می‌کرد که آن صحنه برای خوشی و بنوعی غلغلک بود.

جان سایمون، با ذکر اینکه یک تاثیر بنیادی رمان، زبان عامیانه ندست آن بود، آن را برای یک فیلم انتخابی ضعیف دانست. سایمون در راستای بعضی نقدهای کیل درمورد طرز به نمایش درآوردن قربانیان الکس، ذکر کرد: "نقش نویسنده که در رمان جوانی دوست داشتنی بود را پاتریک مگی بازی کرد که فردی میانسال و بشدت دمدمی مزاج بود و سعی بر منزجر کننده نشان دادن شخصیت داشت". سایمون با توضیح بیشتر بیان کرد: "کوبریک، مگی افراطی را بیش از حد کارگردانی می‌کند تا آنجا که چشمهای مگی همچون موشکهایی می‌خواهند از محل پرتابشان (یعنی حدقه چشمش) در بیایند و چهره اش از فرط حرص، رنگ به رنگ می‌شود!

فیلم در سال ۱۹۷۳ دوباره منتشر شد و در بخش اجاره‌ای ۱٫۵ میلیون درآمد کسب کرد.

واکنش‌ها و جنجال‌ها[ویرایش]

پرتقال کوکی بهمراه فیلمهایی چون بانی و کلاید(۱۹۶۷)، این گروه خشن(۱۹۶۹)، هری خبیث(۱۹۷۱) و سگهای کاهی یا سگهای پوشالی(۱۹۷۱)، از موارد برجسته آسان گیری مقوله کنترل خشونت در فیلمهای سینمایی است. این فیلم در بریتانیا بسیار جنجالی شد و خود کوبریک از اکران آن صرف نظر کرد. پرتقال کوکی در ۱۰۰ سال... ۱۰۰ هیجان به انتخاب بفا در رتبه ۲۱ ۱۰۰ سال... ۱۰۰ فیلم به انتخاب بنیاد فیلم آمریکا در رتبه ۴۶ قرار داشت اگرچه در رتبه به روز شده به ۷۰ نزول کرد. شخصیت الکس دلارج در رتبهٔ 12 AFI's 100 Years...100 Heroes & Villains قرار دارد. در سال ۲۰۰۸ پرتقال کوکی بعنوان فیلم چهارم برترین فیلم علمی-تخیلی تا به امروز در ده فیلم برتر در ده ژانر به انتخاب بفا قرار گرفت. در سال ۲۰۱۰ هم، مجله تایم این فیلم را در جایگاه نهم مضحک ترین فیلمهای خشونت بار لیست خود قرار داد.

سانسور فیلم در آمریکا[ویرایش]

ایالات متحده آمریکا در اکران اصلی خود به فیلم درجه X داد. بعد از این اتفاق، کوبریک تقریباً ۳۰ ثانیه از صحنه‌های نامتعارف فیلمش را با صحنه‌های با شدت کمتر عوض کرد تا درجه فیلم را برای اکران مجدد در سال ۱۹۷۳ به R برساند. دی‌وی‌دی‌های کنونی موجود شامل همان نسخه اصلی X می‌باشند و تنها بعضی از نسخه‌های سیستم ویدئو خانگی اوایل دهه ۸۰ نسخه R بودند.

دفتر ملی کاتولیک برای فیلمها(به انگلیسی: United States Conference of Catholic Bishops' Office for Film and Broadcasting) بخاطر صحنه‌های خشونت و زننده آشکار به فیلم درجه C (محکوم شده) داد و بر اساس این درجه از نظر شرعی، مسیحیان معتقد به کلیسای کاتولیک از دیدن فیلم منع شدند. در سال ۱۹۸۲، دفتر ملی درجه C را منسوخ اعلام کرد؛ بنابراین فیلمهایی که با درجه محکوم شده شناخته می‌شدند به درجه O به معنی "از نظر اخلاقی زننده است" تغییر یافتند.

پخش نشدن فیلم در بریتانیا[ویرایش]

مسئولان بریتانیایی شدت خشونت و تصاویر این فیلم را بیش از حد دانستند. در مارس ۱۹۷۲ در یک دادگاه محاکمه، دادستان یک فرد ۱۴ ساله را که همکلاسی اش را به قتل رسانده بود متهم کرد و با اشاره به فیلم پرتقال کوکی، به قاضی گفت که پرونده مورد نظر ارتباط هولناکی با این فیلم دارد. فرد مهاجم دیگری هم که یک پسر ۱۶ ساله اهل بلچلی بود به پلیس اعتراف کرد که مجرم است و گفت که دوستانش از فیلم و از "کتک کاری کردن یک پیرمرد مثل این" برایش گفته بودند. وکیل مدافع شخص قاتل به دادگاه گفت که: "در ارتباط بین این جنایت و ادبیات تهییج گر به خصوص فیلم پرتقال کوکی هیچ گونه شک منطقی وجود ندارد". خبرنگاران هم این فیلم را سرزنش کردند مخصوصا بخاطر صحنه تعرض که الکس و یارانش ترانه "آواز زیر باران" را می‌خوانند. کریستین کوبریک، همسر استنلی کوبریک، گفته که خانواده اش تهدیدهایی را دریافت می‌کردند و تظاهرکنندگانی هم بیرون منزلشان جمع می‌شدند. بعد از آن، کوبریک با اظهار تنفر از این ادعا که بگویند این فیلم مسئول هرگونه تقلید خشونت بار در زندگی واقعی مردم است، از کمپانی برادران وارنر خواست تا از پخش فیلم در بریتانیا صرف نظر کنند.

در سال ۱۹۹۳ باشگاه اسکالا سینما(به انگلیسی: Scala Cinema Club) با ذکر این سخنان کوبریک: "تلاش و مسئولیت پذیری در هنر بعنوان علتی برای زندگی بنظر من اشتباه است. هنر عبارتست از بازسازی زندگی ولی زندگی نمی‌سازد و باعث زندگی هم نمی‌شود. بعلاوه، نسبت دادن اتفاقات به یک فیلم با این دیدگاه پذیرفته شده در تضاد است که می‌گوید حتی در حالت بعد از یک هیپنوتیزم عمیق هم مردم نمی‌توانند کارهایی بکنند که با ذاتشان در تضاد است"، بخاطر باختن در یک جدال قانونی در پی نمایش غیرمجاز فیلم مجبور به واگذاری شد.

بعد از پخش نشدن فیلم بمدت ۲۷ سال به هر دلیلی که داشت، دیدن این فیلم در بریتانیا خیلی مشکل بود. فیلم در سینماهای بریتانیا اکران شد و اولین VHSها و DVDها خیلی زود بعد از درگذشت کوبریک در سال ۱۹۹۹ منتشر شدند. در چهارم ژوئیه ۲۰۰۱، شبکه اسکای تی وی اولین بار نسخه کوتاه نشده پرتقال کوکی را پخش کرد.

مستندی درباره جنجال اکران نشدن فیلم[ویرایش]

در سال ۱۹۹۴، شبکه ۴ انگلیس مستندی ۲۷ دقیقه‌ای به نام میوه ممنوعه پخش کرد که در مورد اکران نشدن بحث برانگیز پرتقال کوکی در بریتانیا بود؛ این مستند شامل تصاویری از فیلم بود که به قسمتهایی از فیلم که فقط یک بار طی ۲۷ سال منع پخش در بریتانیا اکران شد توجه داست.

جایزه‌ها و نامزدیها[ویرایش]

  • بهترین کارگردانی-استنلی کوبریک (نامزد)
  • بهترین تدوین فیلم-بیل باتلر (نامزد)
  • بهترین فیلم-استنلی کوبریک (تهیه کننده)(نامزد)
  • بهترین فیلمنامه برگرفته شده-استنلی کوبریک (نامزد)
  • بهترین کارگردانی هنری-جان بری
  • بهترین تصویربرداری-جان آلکات
  • بهترین کارگردانی-استنلی کوبریک
  • بهترین فیلم
  • بهترین تدوین فیلم-بیل باتلر
  • بهترین فیلمنامه-استنلی کوبریک
  • بهترین موسیقی متن-براین بلمی، جان جوردن، بیل رُو
    • جایزه انجمن کارگردانان آمریکا(به انگلیسی: Directors Guild of America)
  • جایزه DGA دستیابی به سطح برجسه در کارگردانی فیلم در سال ۱۹۷۲-استنلی کوبریک(نامزد)
  • بهترین کارگردانی فیلم سینمایی در سال ۱۹۷۲-استنلی کوبریک(نامزد)
  • بهترین فیلم درام(نامزد)
  • بهترین بازیگر فیلم درام-مالکولم مک داول(نامزد)
  • جایزه هیوگو بهترین نمایش درام در سال ۱۹۷۲
    • جایزه انجمن منتقدان نیویورک
  • جایزه NYFCC بهترین کارگردانی در سال ۱۹۷۱-استنلی کوبریک
  • بهترین فیلم
    • جایزه انجمن نویسندگان آمریکا(به انگلیسی: Writers Guild of America)
  • جایزه WGA برای بهترین درام برگرفته از یک رسانه دیگر در سال ۱۹۷۲-استنلی کوبریک(نامزد)
    • در سال ۲۰۰۸ مجله امپایر، این فیلم را در رتبه ۳۷ از ۵۰۰ فیلم برتر تاریخ قرار داد.

تفاوتهای بین فیلم و رمان[ویرایش]

از آنجایی که کوبریک فقط بخش پایانی و مثبت رمان را در فیلم نیاورده یعنی جایی که الکس عاقل و بالغ می‌شود و از جامعه ستیزی دست برمیدارد، می‌توان گفت که او تا حد زیادی به خط داستان رمان وفادار بوده است. در حالیکه در فیلم می‌بینیم به الکس پیشنهاد یک شغل دولتی می‌شود-ضمن اینکه به بیننده القا می‌شود که او در دل و وجود خود همچنان یک جامعه ستیز است- رمان با توصیف الکس بصورت یک فرد تغییر یافته و مثبت شده از درون پایان میابد. این تفاوت هم بخاطر آن بود که کوبریک فیلمنامه خود را بر پایه نسخه آمریکایی رمان ساخته بود؛ همانطور که ذکر شد بخش پایانی نسخه آمریکایی رمان با پافشاری منتشر کننده آمریکایی حذف شد. او اظهار داشت که تا زمانیکه فیلمش به اواخر تولید رسیده بود نسخه کامل و اصلی را نخوانده بود و هیچوقت هم استفاده از آن را در دستور کارش قرار نداده بود. در مقدمه نسخه سال ۱۹۹۶ رمان آمده که کوبریک بخش پایانی نسخه اصلی رمان را به شدت خوشبینانه و به دور از واقعیت می‌دانست.

  • در رمان، نام خانوادگی الکس هیچوقت مشخص نشده، درحالیکه در فیلم نام "دولارج" برایش ذکر می‌شود بخاطر اینکه الکس در رمان خود را "الکس بزرگ" (Alex The Large)می‌نامد.
  • در آغاز رمان، الکس نوجوان شرِ ۱۵ ساله معرفی می‌شود. در فیلم برای اینکه جنجال سازیها کمتر شود، او چیزی حدود ۱۷ یا ۱۸ سال دارد.
  • منتقد رندی راسموسن می‌گوید در فیلم، دولت به میزان قابل توجهی ناامید و شلخته نمایش داده می‌شود حال آنکه در رمان، دولت بسیار قدرتمند و متکی به نفس است. به گفته او این تصویر از دولت، نشاندهنده سلیقه شخصی او است که در پوشش روند عادی کار نمایش داده می‌شود.

یک نمونه از این می‌تواند تقاوتهای میان نقش کارآگاه اصلاح کننده الکس یعنی دلتوئید در فیلم و رمان باشد. در رمان بنظر می‌رسد پی. آر. دلتوئید کمی کنترل اخلاقی بر خود و الکس داشته باشد (اگرچه آن تلاشها برای مهار الکس از دروغ گفتن به او و جنایت نکردنش کافی نیست). در فیلم، دلتوئید بنظر کمی سادیست میاید و انگار رفتار خاصی با الکس دارد مثلاً وقتی در اتاق الکس مشغول مصاحبه با او است ناگهان به قسمت نامتعارفی از بدن الکس ضربه وارد می‌کند.

  • در رمان، فرانک الکساندر زمانی الکس را شناسایی می‌کند که او بدون حواس جمعی به حمله گذشته خود اشاره‌هایی می‌کند (مانند اشاره به ادعای همسر وی که گفته بود تلفن ندارند). در فیلم، الکساندر زمانی الکس را می‌شناسد که او در وان حمام ترانه "آواز زیر باران" را می‌خواند، ترانه‌ای که الکس زمان حمله به همسر الکساندر مدام می‌خواند. این ترانه اصلاً در رمان نیامده است و بعد از اینکه کوبریک از خشکی و بی‌روحی صحنه حمله ناراضی بود مالکوم مک داول ابتکار به خرج داد و آن را به فیلمنامه اضافه کرد.
  • در رمان، الکس بعد از کشتن هم سلولی که او را آزار و اذیت نامتعارف می‌کرد پیشنهاد درمان را دریافت می‌کند. در فیلم اما، این صحنه نیامد و بجای داوطلب شدن الکس برای درمان، او به سادگی توسط رییس دولت بخاطر خارج از نوبت صحبت کردن انتخاب می‌شود.
  • در رمان الکس به دو دختر ده ساله مواد می‌دهد و تعرض می‌کند. در فیلم دخترها جوان و بالغ بوده و بنظر مایل به ارتباط هستند و چیزی از مواد دادن و خشونت هم ذکر نمی‌شود.
  • در رمان، الکساندر مشغول نوشتن متنی به نام پرتقال کوکی است که ناگهان الکس و رفقایش وارد خانه می‌شوند. در فیلم عنوان متن نشان داده نمی‌شود، و بنابراین هیچ حرفی از عنوان مشاهده نمی‌شود.
  • اوایل فیلم، الکس و رفقایش پیرمردی بی خانمان و رنجور و مست را کتک کاری می‌کنند. بعدتر وقتی الکس به جامعه بازمیگردد همان مرد ابتدا او را تشخیص می‌دهد. پیرمرد چندین بی خانمان دیگر را میاورد تا الکس بی دفاع را کتک بزنند. این صحنه‌ها در رمان نیامده‌اند ولی صحنه‌ای مشابه در رمان هست که الکس و رفقایش مردی را که شباهنگام از کتابخانه به سمت خانه اش حرکت می‌کرد کتک می‌زنند و کتابهایش را پاره می‌کنند. الکس بعد از بازگشت به جامعه تصمیم می‌گیرد خودکشی کند و برای اینکه چطور این کار را بکند به کتابخانه می‌رود تا کتابی در این زمینه بیابد. آنجاست که مردی که از الکس کتک خورده بود او را شناسایی کرده، به همراه دسته‌ای از کتابداران پیر به او حمله‌ور می‌شود.
  • پلیس الکس را بعد از توانبخشی تا سرحد مرگ کتک می‌زند. در فیلم، ماموران پلیس همان رفقای پیشینش یعنی پیت و جورجی هستند. در عوض در رمان، به جای جورجی که گفته می‌شد کشته شده بیلی بوی بود که قبلاً رییس دار و دسته مخالف گروه الکس بود. این تفاوت مهمی است چون الکس پیش از درمانش دیم و جورجی را فقط مسخره کرده بود ولی بیلی بوی تا سرحد مرگ از او کتک خورده بود که این بیانگر این خواهد بود که کتکی که بیلی بوی او را بزند بسیار انتقام جویانه تر و خصمانه تر از کتک زدن توسط دیم یا جورجی خواهد بود.
  • در رمان، الکس به تمام موسیقیها شرطی می‌شود ولی در فیلم، او فقط به سمفونی نهم بتهوون شرطی می‌شود.

عرضه خانگی[ویرایش]

در سال ۲۰۰۰، فیلم در دو نسخه جداگانه دی وی دی و سیستم ویدئو خانگی عرضه شد که هر دو از مجموعه دی وی دی استنلی کوبریک بودند. وارنر بروز بخاطر نارضایتی طرفداران از کیفیت محصول منتشر شده، فیلم را روباره منتشر کرد، اینبار با تصاویری بازگردانی شده بصورت دیجیتال و صدایی باز تنظیم شده. عرضه محدودی هم از مجموعه این فیلم با جلد فیلم، سی دی موسیقی متن و یک کتابچه انجام شد که بعدتر ادامه نیافت. در سال ۲۰۰۵ نسخه بریتانیایی هم در بسته‌ای تحت عنوان "فیلمی اسطوره‌ای" منتشر شد که مشابه نسخه دی وی دی بود به جز جلد بسته. در سال ۲۰۰۶، وارنر بروز اعلام کرد که یک نسخه مخصوص شامل دو سی دی همراه با مصاحبه با مک داول و همچنین نسخه‌ای سامل دو سی دی از فیلمهای کوبریک را در ماه سپتامبر عرضه خواهد کرد. چندین عرضه کننده بریتانیایی زمان عرضه این محصول را ۶ توامبر ۲۰۰۶ تعیین کردند؛ انتشار به تاخیر افتاد و به تعطیلات ۲۰۰۷ موکول شد.

نسخه اچ‌دی دی‌وی‌دی، دیسک بلو-ری و بازنسخه‌ای از دی وی دی فیلم در ۲۳ اکتبر ۲۰۰۷ منتشر شد. این نسخه‌ها شامل چهار فیلم کلاسیک دیگر از کوبریک هم بودند. نسخه 1080p و صدای بازترکیب شده Dolby TrueHD 5.1 (برای HD DVD) و ترَک‌های فشرده نشده 5.1 PCM (برای Blu-ray) در هر دو نسخه اچ‌دی دی‌وی‌دی و دیسک بلو-ری وجود دارند. بازنسخه دی وی دی برخلاف نسخه‌های قبلی از نظر کیفی بهبود یافته تر است. دیسک بلو-ری فیلم به مناسبت چهلمین سالگرد اکران آن دوباره منتشر شد، بااین حال این نسخه غیر از اضافه کردن قالب فیلم و مستند استنلی کوبریک: زندگی در فیلمها بعنوان جایزه خرید، مشابه نسخه دیسک بلو-ری پیشین است.

در فرهنگ عام[ویرایش]

نوشتار اصلی: فهرست ارجاعهای فرهنگی به رمان و فیلم پرتقال کوکی


موسیقی متن[ویرایش]

نوشتار اصلی: پرتقال کوکی (موسیقی متن)


منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ پرتقال کوکی (فیلم) موجود است.