دشنام‌گویی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
در کاریکاتورها معمولاً دشنام‌گویی را به‌وسیلهٔ کاربرد نشانه‌ها به‌جای واژه‌ها نشان می‌دهند.

دُشنام‌گویی، فَحّاشی یا ناسزاگویی کاربرد واژه‌هایی در زبان است که معمولاً به منظور خوارداشت، بی‌احترامی یا آزردن شخص یا پدیده‌ای به کار می‌رود ولی دشنام‌گویی به حالت شوخی نیز یکی از کاربردهای آن است.

دشنام‌های غیر شوخی معمولاً از روی خشم ابراز می‌شوند.

واژه شناسی دشنام[ویرایش]

(دش) یا (دژ) به معنای بد و متضاد واژه (وش) است، وش یعنی نیکی. این دو واژه در ادبیات ایران باستان بسیار به کار رفته‌است به گونه‌ای که در بسیاری از نامهای ایرانی از این واژه بسیار استفاده شده‌است مانند سیاوش و یا (داری ووش) که همان داریوش به چم برپاکننده نیکی است. دشنام با همان معنی نام بد به کسی نسبت دادن است. دژخیم و یا دشمن از همین خانواده می‌باشند.

انواع[ویرایش]

استیون پینکر در کتاب خود به نام «پنجره‌ای به سرشت انسان»، دشنام‌گویی را به پنج رده طبقه‌بندی می‌کند:

  • زشت‌گویی، که نقطه مقابل ادب است و توجه مخاطب را به موضوعی منفی می‌کشاند.
  • هتاکی، که برای آزردن طرف مقابل به کار می‌رود.
  • بددهنی، که تنها برای جلب توجّه و رفتار مردوارانه به‌کار می‌رود.
  • دشنام تشدیدی، که برای شدّت بخشیدن به عبارت مورد نظر به‌کار می‌رود، مثل «کدوم گوری بودی؟»
  • تخلیه احساسات، که در مورد رخدادهایی مثل ریختن قهوه و غیره به کار می‌رود. مثل «اَی لعنت بر ...»

به این پنج رده می‌تواند ردهٔ «دشنام بدخواهانه» را نیز افزود که در جمله‌هایی مانند «خدا ازش نگذرد!» بیان می‌شود.

منابع[ویرایش]