پوری سلطانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پوری سلطانی
پوراندخت سلطانی شیرازی
Pouri soltani.jpg
آخرین عکس‌های پوری در مراسم شب پوری سلطانی مجله بخارا
زادهٔ۱ شهریور ۱۳۱۰[۱]
تهران
درگذشت۱۶ آبان ۱۳۹۴ (۸۴ سال)
تهران
محل زندگیتهران، شمیرانات، زردبند
ملیتایرانی
پیشهکتابدار، نویسنده، مترجم، استاد دانشگاه، فرهنگ‌پژوه
سازمانکتابخانه ملی ایران
شناخته‌شده برایبنیان‌گذاری کتابداری نوین در ایران
آثارخدمات فنی، سرعنوان‌های موضوعی فارسی، هنر عشق‌ورزیدن
عنوانمادر کتابداری نوین ایران
همسر(ها)مرتضی کیوان
خویشاوندانمسعود سلطانی (برادر)[۲] شیفته سلطانی (برادرزاده)

پوراندخت سلطانی شیرازی، مشهور به پوری سلطانی (زاده ۱ شهریور ۱۳۱۰ − درگذشته ۱۶ آبان ۱۳۹۴) از پایه‌گذاران علوم کتابداری و اطلاع‌رسانی در ایران، استاد گروه کتابداری کتابخانه ملی ایران و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران بود. وی را به عنوان «مادر کتابداری نوین ایران» می‌شناسند. او طی پنجاه سال کار مستمر، تأثیر بسزایی بر فعالیت و شکل‌گیری کتابخانه ملی ایران داشته‌است.[۳] پوری سلطانی همسر مرتضی کیوان، روزنامه‌نگار و منتقد ادبی بود.

خدمات و افتخارات[ویرایش]

پوری سلطانی پس از مهاجرت به انگلستان در دهه ۱۳۳۰، تحصیلات خود را در رشته زبان و ادبیات انگلیسی در دانشگاه کمبریج تکمیل کرد و پس از بازگشت به ایران در کتابخانه بانک مرکزی مشغول به کار شد.

پوری پس از تحصیل در رشته کتابداری با تأسیس مرکز خدمات کتابداری، تحول چشمگیری در توسعه کتابداری در ایران ایجاد کرد. او و همکارانش با همه توان کوشیدند تا کتابخانه ملی ایران را به سطح علمی و فنی بزرگترین کتابخانه‌های ملی دنیا برسانند. همچنین سهم او در شیوه‌های نوین طبقه‌بندی کتاب اسناد و مدارک و حفظ میراث مکتوب ایران و کمک به محققین رشته‌های مختلف در یاد و خاطر بسیاری از پژوهشگران باقی است.

او همچنین عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و استاد گروه کتابداری کتابخانه ملی ایران بوده‌است و جایزه ترویج علم ایران را از جانب انجمن کتابداری و اطلاع‌رسانی ایران دریافت کرده‌است.[۴]

گواهی فارغ‌التحصیلی پوری سلطانی از دانشگاه کمبریج در ۱۹۶۳ میلادی

زندگی شخصی[ویرایش]

خانواده[ویرایش]

پوری سلطانی، دختر مهدی سلطانی شیرازی و رقیه خانم حائری (دختر شیخ عبدالله حائری مازندرانی و آمنه خانم کرمانشاهی) در یکم شهریورماه ۱۳۱۰ زاده شد. پدرش از وکلای دادگستری و از مریدان رحمت علیشاه (شیخ عبدالله حائری) بود و به خاطر وی از شیراز به تهران کوچ کرد و در خانقاه او مستقر شد. تا آن‌که با دختر بزرگ وی، رقیه خانم، ازدواج کرد. حاصل ازدواج آن‌ها سه پسر و چهار دختر بود (یوسف، محمود، شمسی (زهرا)، حمیده (بدری)، منیر، مسعود و پوراندخت (پوری) که دوقلو بودند).

تحصیلات[ویرایش]

پوری سلطانی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران گذراند؛ در آن زمان به عضویت سازمان پیشاهنگی دختران ایران درآمد. در ۱۳۳۱ از دانشکده ادبیات دانشگاه تهران به اخذ درجه کارشناسی ادبیات فارسی نائل شد و در همین سال در وزارت فرهنگ (وزارت آموزش و پرورش کنونی) استخدام و مامور تدریس در مدارس ساری شد. همراه تدریس فعالیت سیاسی هم می‌کرد؛ در این شهر سخنرانی هایی برپا می‌نمود که عمدتا سخنرانان از فعالان سیاسی همان شهر بودند. با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، ماندنش در آن شهر خالی از خطر نبود؛ گویا از سوی حزب سومکا مورد تهدید واقع شده‌بود؛ بنابراین به تهران بازگشت و به تدریس در مدارس تهران پرداخت.

ازدواج با مرتضی کیوان[ویرایش]

پوری سلطانی در ۲۷ خرداد ۱۳۳۳ با مرتضی کیوان، روزنامه‌نگار و منتقد ادبی ازدواج کرد. هنوز سه ماه از ازدواج آن‌ها نگذشته بود که پوری و همسرش دستگیر شدند. مرتضی کیوان و نه تن از افسران ارتش به جرم عضویت در تشکیلات مخفی حزب توده ایران، در ۲۷ مهر ۱۳۳۳ اعدام شد.[۵] در دی‌ماه آن سال پوری که از بیماری و فشار روحی رنج می‌برد از زندان آزاد شد.

احمد شاملو آن سال را چنین توصیف می‌کند:

«سال بد/ سال باد/ سال اشک/ سال شک/ سال روزهای دراز و استقامت‌های کم

سالی که غرور گدایی کرد/ سال پست/ سال درد/ سال عزا/ سالِ اشک پوری/ سالِ خونِ مرتضا/ سال کبیسه ...»

هوشنگ ابتهاج درباره اتفاقات پس از اعدام مرتضی می‌گوید: «... مدام سنگ قبر کيوان را می‎شکستند و ما برای خود علامتی داشتيم تا نشانی از گور او داشته باشيم و بتوانيم بر سر گورش برويم. بعد آنجا را خراب کردند و جايش بوستان درست کردند و بعد هم بوستان را ويران کردند و جايش ساختمان ساختند. وقتی آن بوستان را ساختند، من اين شعر را روی بشقابی نوشتم و به پوری هديه کردم: ساحتِ گورِ تو سروستان شد/ ای عزيزِ دلِ من/ تو کدامين سروی؟»

پوری سلطانی در منزل شخصی (زردبند)

افزون بر خدمات علمی و فرهنگی، سال‌های عمر پوری به زنده نگه‌داشتن نام و یاد مرتضی کیوان گذشت؛ وی هر سال در منزل شخصی خویش در زردبند لواسان، مراسمی در بزرگداشت همسر خویش برگزار می‌نمود و در آن برای مرتضی شعرهایی می‌خواند که در زمینه آن‌ها آهنگ معروف و احساسی از جون بائز با عنوان "baby, I'm gonna leave you" اجرا می‌شد. داستان عاشقانه این دو یار، که از میان نامه‌هایشان به خوبی هویداست؛ یکی از پایدارترین عشق‌ها در دوره معاصر و یکی از مصادیق واقعی هنر عشق ورزیدن است.[۶]

مهاجرت و تحصیلات[ویرایش]

پس از اعدام مرتضی، پوری سلطانی دو سال در بستر بیماری بود ولی در ۱۳۳۵ برای ادامه تحصیل به لندن رفت. در آنجا به سفارش دکتر محمدجعفر محجوب به تحصیل در رشته زبان‌های آرامی مشغول شد. در این راه پروفسور والتر برونو هنینگ، ایران‌شناس نامی انگلیسی، کمک بسیار به او کرد. پوری امیدوار بود که پس از پایان تحصیل به ایران بازگردد و این زبان‌ها را در دانشگاه تهران تدریس کند. اما بخت یارش نبود و به دلیل مشکلات مالی، ممنوعیت کار حین تحصیل و مخالفت دانشگاه با اعطای بورس تحصیلی، به ناچار تغییر مسیر داد و به تحصیل زبان و ادبیات انگلیسی پرداخت.

بازگشت به ایران[ویرایش]

در سال ۱۳۴۱، پوری سلطانی با اخذ دیپلم کیمبریج در زبان انگلیسی به ایران بازگشت. در ابتدا ساواک او را از کارکردن محروم کرده‌بود؛ پس به تدریس زبان در کلاس‌های شبانه پرداخت. در همین سال‌ها بود که کتاب «هنر عشق ورزیدن» اریک فروم را به فارسی ترجمه کرد. در سال ۱۳۴۳، به طور تصادفی دوست قدیمی‌اش، مهرداد بهار را دید. بهار به او توصیه کرد که در آزمون استخدامی کتابخانه بانک مرکزی شرکت کند و این‌چنین سرنوشت، او را به دنیای کتابداری کشاند. خانم گوهریان رئیس کتابخانه، خود دانش‌آموخته کتابداری در آمریکا و صاحب تجربه بود. پوری نخستین درس‌های کتابداری از او آموخت.

وی در سال ۱۳۴۵ در آزمون ورودی کارشناسی ارشد کتابداری که به تازگی در دانشگاه تهران دایر شده بود؛ شرکت کرد و پذیرفته شد. در ۱۳۴۷، یکی از ۱۳ دانش‌آموخته کتابداری از نخستین دوره کارشناسی ارشد کتابداری دانشگاه تهران بود. در همین سال برای تدریس درس فهرست‌نویسی و رده‌بندی در همان دوره دعوت شد. او همچنین عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و استاد گروه کتابداری کتابخانه ملی ایران بوده‌است.[۳]

مرکز خدمات کتابداری[ویرایش]

پوری سلطانی در تاسیس و راه‌اندازی مرکز مدارک علمی و مرکز خدمات کتابداری در وزارت علوم و آموزش عالی نقش موثری داشت. در آن زمان جان هاروی، متخصص کتابداری و اطلاع‌رسانی امریکایی، استاد مدعو در دانشگاه تهران بود. او با معرفی هاروی به وزیر علوم وقت مجید رهنما که نسبت خانوادگی با او داشت، برای راه‌اندازی این دو مرکز کوشید. دو مرکز یادشده در ۱۳۴۷ افتتاح شدند و نقشی سازنده و مهم در فرایند گذار کتابداری ایران از مرحله سنتی به مدرن ایفا کردند و موجب تحولی عظیم در کتابخانه‌های ایرانی به‌ویژه کتابخانه‌های مراکزدانشگاهی و پژوهشی شدند. پوری سلطانی ریاست مرکز خدمات کتابداری را نپذیرفت و مدیریت بخش تحقیقات آن مرکز را بر عهده گرفت. او را از بانک مرکزی به وزارت علوم منتقل کردند.

پوری سلطانی در پست مدیریت تحقیقات و با کمک نیروی جوان و دانش‌آموخته کتابداری توانست مهم‌ترین قواعد و استانداردهای بین‌المللی کتابداری را به فارسی ترجمه و با تحقیق و پژوهش آن‌ها را بومی و ایرانی کند. از آن جمله اند سر عنوان‌های موضوعی فارسی، فهرست اسامی مشاهیر و گسترش بخش‌هایی از رده‌بندی دیوئی و کنگره امریکا که با فرهنگ، تمدن، ادبیات و تاریخ و جغرافیایی ایرانی و موضوع اسلام مربوط می‌شدند.

در نیمه اول دهه ۱۳۵۰، دولت سلطنتی ایران تصمیم به گشایش کتابخانه ملی بزرگ و مدرن با عنوان «کتابخانه ملی پهلوی» گرفت. بدین منظور هیئتی از برجسته‌ترین کتابداران جهان، شورای مشاوران این طرح را تشکیل دادند و پوری سلطانی در این شورا عضویت و نقشی فعال داشت. این طرح با آغاز انقلاب اسلامی تعطیل شد.

بازنشستگی[ویرایش]

پوری سلطانی در سال ۱۳۸۰ خورشیدی از کتابخانه ملی ایران بازنشسته شد؛ ولی همچنان همکاری خود را با آن نهاد ادامه داد. در این دوران بر ساماندهی و پردازش اطلاعات کتاب‌ها و تربیت فهرست‌نویسان جوان نظارت داشت تا آنکه در آبان ۱۳۹۲ پشت میز کارش بیهوش شد و او را به بیمارستان منتقل کردند. اگرچه پس از دو ماه بحرانی به طور نسبی بهبود یافت؛ تا دو سال همچنان بیمار بود و قوایش تحلیل می‌رفت؛ تا آنکه در آبان ۱۳۹۴ خورشیدی به سفری بی‌بازگشت رفت.

درگذشت[ویرایش]

پوراندخت سلطانی سرانجام در شنبه شانزدهم آبانماه ۱۳۹۴ خورشیدی بر اثر بیماری ریوی در بیمارستان ایرانمهر تهران درگذشت. پیکر او در روز هفدهم آبان با حضور خانواده، دوستان، شاگردان، همکاران و علاقمندانش و پس از ادای احترام در محوطه کتابخانه ملی ایران در قطعه نام‌آوران بهشت زهرا به خاک سپرده شد. در مراسم وداع با پوری، کامران فانی، محمدرضا شفیعی کدکنی و ... حضور داشتند و حجت‌الاسلام سید محمود دعایی بر پیکر وی نماز خواند.[۷]

یادگارهای پوری سلطانی در موزه کتاب و میراث مستند ایران

فیلم[ویرایش]

مستند «برای کتاب‌هایم» به کارگردانی رضا حائری، دربارهٔ زندگی، کار و فعالیت‌های پوراندخت سلطانی در کتابخانه ملی ایران است.[۸] در این مستند بزرگانی هم‌چون مجید رهنما، نجف دریابندری و فریده رهنما به بیان خاطرات خود از زندگی پوری پرداختند.

بزرگداشت[ویرایش]

در اسفندماه ۱۳۹۳ کتابخانه ملی ایران، از خدمات پوری سلطانی تجلیل کرد و به وی لقب «مادر کتابداری مدرن ایران» را اعطا کرد. در ۱۷ خرداد ۱۳۹۴ نیز بزرگداشتی به مناسبت دویستمین شماره مجله بخارا برای پوری برپاشد و با حضور بزرگانی چون سایه، عبدالله انوار، نوش‌آفرین انصاری، کامران فانی و ... از این شماره که تصویر پوری سلطانی را بر جلد خویش داشت؛ رونمایی گردید.

تجلیل از پوری سلطانی در کتابخانه ملی ایران

یادمان بانو پوری سلطانی[ویرایش]

یادمان پوری سلطانی در موزه کتاب و میراث مستند ایران

در تاریخ ۲۶ آبان‌ماه ۱۳۹۷، به همت خانواده، برخی از دوستان و همکاران پوری، اتاق کار و یادگارهای این بانوی فرهیخته در موزه کتاب و میراث مستند ایران، از بخش های سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، رونمایی گردید؛ تا یاد این استاد گرانقدر، همیشه در خاطره‌ها جاودان بماند.

اهدای آثار[ویرایش]

پوری سلطانی امانت‌دار یک مجموعه از دستنوشته‌ها، عکس‌ها، کارت‌پستال‌ها و ... مربوط به آذر رهنما بود که بر روی آن یادداشتی در توصیه به اهدای این آثار به کتابخانه ملی ایران نوشته بود؛ در مهرماه ۱۳۹۷ خورشیدی به همت شیفته سلطانی به این مهم، جامه عمل پوشیده شد و هم اکنون این آثار در موزه کتاب و میراث مستند ایران نگهداری می‌شود.

برخی از آثار[ویرایش]

آلبوم عکس[ویرایش]

یادگارهای پوری سلطانی


منابع[ویرایش]

  1. «سایت بهشت زهرا». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۳ ژوئیه ۲۰۱۹. دریافت‌شده در ۱۶ ژوئیه ۲۰۲۰.
  2. برادر دوقلوی پوری سلطانی درگذشت]
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ فرخ‌زاد، پوران (۱۳۸۱کارنمای زنان کارای ایران (از دیروز تا امروز)، تهران: نشر قطره، شابک ۹۶۴-۳۴۱-۱۱۶-۸
  4. انجمن کتابداری و اطلاع‌رسانی ایران[پیوند مرده]
  5. یادی از مرتضی کیوان، چهره محبوب روشنفکران چپ، بی‌بی‌سی فارسی
  6. مصاحبه شفاهی با خانم شیفته سلطانی در مهرماه ۱۳۹۷؛ توسط کارشناس موزه کتاب و میراث مستند ایران
  7. . ۱۷ آبان ۱۳۹۴ https://sedayiran.com/fa/news/88041/%D8%AA%D8%B4%DB%8C%DB%8C%D8%B9-%D9%BE%DB%8C%DA%A9%D8%B1-%D9%BE%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D9%84%D8%B7%D8%A7%D9%86%DB%8C. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
  8. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۵ سپتامبر ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۹ سپتامبر ۲۰۱۶.
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ ۹٫۲ انجمن اطلاع‌رسانی و کتابداری ایران، خراسان[پیوند مرده]
  10. «انجمن علمی کتابداری و اطلاع‌رسانی دانشگاه تهران». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۱ ژانویه ۲۰۰۸. دریافت‌شده در ۳ ژانویه ۲۰۰۸.