نایبیان کاشان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
نایب حسین کاشی و اطرافیانش.

نایبیان کاشان گروهی از اشرار و غارتگران بودند که در اواخر سده ۱۳ خورشیدی (اواخر قاجاریه) در حدود کاشان و مناطق پیرامون آن مشغول غارت و خراج گرفتن از مردم بودند. البته برخی «نایبیان کاشان» را از زمرهٔ عیاران و مجاهدان مشروطه دانسته‌اند.

سردسته این گروه نایب حسین کاشی بود. وی اصلاً از ایل بیرانوند لرستان بود. پدربزرگ او از خرم‌آباد به کاشان آمد و در آنجا ساکن شد. نایب حسین مردی دلیر و کاردان بود.

در اواخر قاجاریه، به دلیل ضعف حکومت مرکزی راهزنی و ناامنی کشور را فراگرفته بود. سهام السلطنه حاکم وقت کاشان به دلیل ناتوانی‌اش در برقراری امنیت، از حسین کاشی کمک خواست و ناچار شد وی را نایب حکومت کاشان کند. از این پس حسین کاشی به نایب حسین کاشی مشهور شد.

نایب حسین کاشی در سرکوب راهزنان موفق بود؛ ولی پس از چندی افرادی به دور خود گرد آورد، که به «نایبیان کاشان» معروف شدند. نایب حسین به همراه فرزند بزرگش ماشاءالله خان و سایر افرادش به غارت مردم بی‌پناه و دست‌درازی به نوامیس آنان پرداختند و حکومت مرکزی نیز از سرکوب آنان ناتوان بود.

«نایبیان کاشان» در حدود دهه‌های ۱۲۸۰ و ۱۲۹۰ شمسی مشغول جنایات خود بودند. تا اینکه در سال ۱۲۹۷ خورشیدی، میرزاحسن خان وثوق‌الدوله، که به تازگی فرمان رئیس الوزرایی را از احمدشاه دریافت کرده بود، با نیرنگ و وعده، ابتدا ماشاءالله خان و سپس پدرش نایب حسین کاشی را به تهران کشاند و آنان را اعدام کرد و بدین ترتیب غائلهٔ نایبیان کاشان پایان یافت.

دزدیده شدن دو اثر نفیس هنری[ویرایش]

در هنگام چپاول‌گری‌های نایبیان کاشان و اغتشاشات ناشی از آن، دو اثر نفیس و گران بهای هنری از کاشان خارج شدند، که اکنون در بخش اسلامی موزه برلین شرقی آلمان است:

۱. محراب مسجد میرعمادالدین شیروانی کاشان، که دارای شش قطعه بود و از کارهای خاندان نامدار ابی‌طاهر کاشانی (به سال ۶۲۳ ه‍. ق) بوده‌است. این اثر را دو تن پیش از دزدیده شدنش دیده‌اند و شرح آن را در کتاب‌هایشان ذکر کرده‌اند؛ یکی نجم‌الدوله در کتاب سفرنامه خوزستان و دیگری لرد کرزن در کتاب ایران و قضیه ایران.

۲. ساعت چوبی سردر همین مسجد (مسجد میرعماد) که ساخت یکی از صنعتگران کاشانی بوده‌است و بیش از دو سده، خروسی از دریچهٔ آن بیرون می‌آمده‌است و هنگام ظهر را اعلام می‌کرده‌است. این ساعت به قدری باارزش بوده‌است که پیش از اینکه دزدیده شود، سازندهٔ خانه بروجردی‌ها در کاشان نمایی از این ساعت را به شکل گچبری بر پیشانی نمای شاه‌نشین این بنا جاودان ساخته‌است. (برای اطلاعات بیشتر نگاه کنید به: فصلنامه هنر، شماره ۱۵، بهار ۱۳۶۷، مقالهٔ آقای مهدی صدری)

کتاب‌شناسی[ویرایش]

در بیشتر منابع تاریخی از «نایبیان کاشان» به بدی یاد شده‌است و آنان را گروهی راهزن غارتگر و جنایتکار دانسته‌اند از جمله در نوشته‌های زیر:

  • خاطرات من یا روشن شدن تاریخ صدساله از حسن اعظام قدسی. در این کتاب به تفصیل از شرکت «نایب حسین کاشی» در ماجرای «مهاجرت» آمده‌است.
  • تاریخ اجتماعی کاشان از میرزاحسن نراقی.
  • واقعهٔ نایب حسین کاشی از ایرج افشار.
  • تاریخ اشرار کاشان از ملا عبدالرسول مدنی.

ولی در سال ۱۳۶۸ دو کتاب پیاپی عرضه شد، که در آن‌ها «نایبیان کاشان» را از زمرهٔ عیاران و مجاهدان دانسته‌اند؛ و در مقدمهٔ هر دو کتاب به مخالفان «نایبیان کاشان» ناسزا گفته شده‌است. این دو کتاب عبارت اند از:

  • حماسهٔ فتح‌نامهٔ نایبی که اثری منظوم از منتخب‌السادات یغمایی (پدر حبیب یغمایی) است.
  • طغیان نایبیان در جریان انقلاب مشروطیت ایران از محمدرضا خسروی.

هر دو کتاب به کوشش علی دهباشی است.

تعدادی از پژوهشگران تاریخ در نقد این دو کتاب مقاله‌هایی نوشته‌اند و ازجمله کاوه بیات بسیاری از تحریف‌های وارد شده در این دو کتاب را نشان داده‌است.[۱] نایبیان خود راهزنان سنگدلی بودند که به صغیر و کبیر رحم نمی‌کردند. نه مردم کاشان از دستشان در امان بودند و نه مردم دیگر بلاد همجوار کاشان. این دروغی محض است که کسی این راهزنان سنگدل را عیار بخواند یا رابین هود خطاب کند. آنها به هیچ چیز جز پول و زن اعتقاد نداشتند. استاد عباس خوش عمل کاشانی کتاب خاطرات خطی یکی از نایبیان را در اختیار دارند که آن نایبی در آن بیشرمانه جنایات خود و سرکردگان و همرزمانش را شرح داده‌است. نایب حسین و فرزند ارشدش ماشاءالله خان را هرگز نبایستی با دادشاه بلوچ و برادرش مقایسه کرد. دادشاه و برادرش مظلوم و فریادرس مظلوم بودند، اما نایب حسین و پسرانش از شقی‌ترین اشقیا محسوب می‌شوند.

منابع[ویرایش]

  1. طغیان بر ضد تاریخ، کاوه بیات، نشر دانش، سال دهم، شمارهٔ سوم، فروردین و اردیبهشت ۱۳۶۹
  • نایبیان کاشان (بر اساس اسناد)، به کوشش عبدالحسین نوایی و محمد بقایی شیرجینی، سازمان اسناد ملّی ایران، پژوهشکده اسناد، ۱۳۷۹.
  • خاطرات شفاهی از نایبی‌ها و قربانیان آنان -به روایت استاد عباس خوش عمل کاشانی (روزنامه نگارپیشکسوت و نویسنده و شاعر معاصر).