سازمان مردم‌نهاد

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

سازمان‌های مردم‌نهاد[۱] یا سَمَن یا اِن‌جی‌او (به انگلیسی: Non-governmental Organization و به‌اختصار: NGO) به اَشکال و انحای مختلف در سراسر جهان استفاده می‌شود و با توجه به بافت کلامی که در آن مورد استفاده قرار گرفته، به انواع گوناگون سازمان‌ها اشاره می‌کند.

سازمان مردم‌نهاد، در کلی‌ترین معنایش، به سازمانی اشاره می‌کند که مستقیماً بخشی از ساختار دولت محسوب نمی‌شود، اما نقش بسیار مهمی به‌عنوان واسطه بین فردفرد مردم (اتم‌های اجتماع) و قوای حاکم و حتی خود جامعه ایفا می‌کند.

بسیاری از سازمان‌های مردم‌نهاد غیرانتفاعی نیز هستند. بودجهٔ این سازمان‌ها ازطریق کمک‌های مردمی، سازمان‌های دولتی، توسط خود دولت یا ترکیبی از طرق مذکور تأمین می‌شود. بعضی از سازمان‌های مردم‌نهاد نیمه‌مستقل (QUANGOs) وظایف و کارهای دولتی را نیز انجام می‌دهند. برخی از این سازمان‌ها هیچ علاقه‌ای به سیاست ندارند؛ این در حالی است که برخی از آنها به‌منظور تأمین منافع اعضای خود صرفاً به لابی‌گری در دولت می‌پردازند.

از آنجا که اصطلاح «سازمان مردم‌نهاد» بسیار کلی است، بسیاری از این سازمان‌ها ترجیح می‌دهند از اصطلاح سازمان داوطلبانهٔ خصوصی (PVO) یا سازمان توسعهٔ خصوصی (PDO) استفاده کنند.

گزارش تهیه‌شده توسط سازمان ملل متحد در سال ۱۹۹۵ درخصوص حکومت جهانی، نشان می‌داد که در آن زمان قریب به ۲۹٬۰۰۰ سازمان مردم‌نهاد بین‌المللی وجود داشته‌است. تعداد سازمان مردم‌نهاد داخلی کشورها حتی از این رقم نیز بالاتر بوده‌است: حدود ۲میلیون سازمان غیردولتی در ایالات متحدهٔ آمریکا فعالیت می‌کنند که بیشتر آنها در ۳۰ سال گذشته تشکیل شده‌اند. روسیه نیز ۴۰۰۰ سازمان مردم‌نهاد دارد. در هندوستان ۲ میلیون سازمان مردم‌نهاد وجود دارند. روزانه چندین مورد از این سازمان‌ها ایجاد می‌شوند. تنها در کنیا، قریب به ۲۴۰ سازمان مردم‌نهاد در هر سال تأسیس می‌شود.

تاریخچه[ویرایش]

اگرچه انجمن‌های داوطلبانه شهروندان در سراسر تاریخ وجود داشته‌اند، سازمان‌های غیردولتی اغلب به همان منوال که امروزه، بویژه در سطح بین‌الملل دیده می‌شوند، در دو قرن اخیر توسعه یافته‌اند. یکی از اولین سازمان‌های اینچنینی، صلیب سرخ جهانی است که در سال ۱۸۶۳ تأسیس شد.

عبارت «سازمان‌های غیردولتی» با تأسیس سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۵ که مفاد آن در ماده ۷۱ از فصل ۱۰ منشور سازمان ملل آمده‌است، به وجود آمد.

برای آگاهی از نقش شورایی سازمان‌هایی که نه دولت هستند و نه کشورهای عضو سازمان به وضعیت شورایی مراجعه کنید. اولین تعریفی که از «سازمان‌های غیردولتی بین‌المللی»(INGO) ارائه شده‌است مربوط می‌شود به قطعنامه ۲۸۸ (۱۰) ECOSOC به تاریخ ۲۷ فوریه، ۱۹۵۰: که در آن اینچنین آمده است «هر گونه سازمان بین‌المللی که از طریق پیمان و معاهده بین‌المللی ایجاد نشده‌است». نقش اساسی سازمان‌های غیردولتی و دیگر «گروههای اصلی» در توسعه پایدار در ماده ۲۷ دستور کار ۲۱ به رسمیت شناخته شده‌است، که منجر به توافقات جدید و بازبینی شده برای روابط شورایی بین سازمان ملل و سازمان‌های مردم‌نهاد شد.

فرایند جهانی‌سازی در قرن بیستم موجب اهمیت یافتن سازمان‌های مردم‌نهاد شد. امکان حل خیلی از مشکلات داخل یک کشور وجود نداشت. معاهدات بین‌المللی و سازمان‌های بین‌المللی از قبیل سازمان تجارت جهانی بیش از حد بر منافع مؤسسات مالی بزرگ متمرکز بودند. در اقدامی برای متعادل کردن این روند، سازمان‌های غیردولتی با تأکید بر مسائل بشردوستانه، کمک به توسعه و [[توسعه پایدار تأسیس شدند که نمونه بارز آناجلاس اجتماعی جهان است که هر ساله در ماه ژانویه در داووس برگزار می‌شود و رقیب اجلاس اقتصادی جهان محسوب می‌شود. پنجمین اجلاس اجتماعی جهان در پورتو آلگر برزیل برگزار شد و نمایندگان بیش از ۱۰۰۰ سازمان غیردولتی در آن شرکت کردند...

مراحل تکامل شکل گیری سازمان‌های غیردولتی[ویرایش]

سه مرحله یا دوران تکامل سازمان‌های غیردولتی توسط کورتون سال ۱۹۹۰ در نوشته‌ای تحت عنوان «سه دوره شکل گیری فعالیتهای داوطلبانه» شناسایی شده‌است. در مرحله اول، نوع خاصی از سازمان مردم‌نهاد شکل می‌گیرد که بر امدادرسانی و رفاه متمرکز بود و مستقیماً به افراد ذی‌نفع خدمات امدادی ارائه می‌کرد. توزیع غذا، تأمین پناهگاه و ارائه خدمات بهداشتی نمونه‌هایی از خدمات این قبیل سازمان‌های مردم‌نهاد بود. در واقع سازمان مردم‌نهاد در این مرحله نیازهای روز افراد را تشخیص می‌دادند و به برآورده ساختن آنها می‌پرداختند. در مرحله دوم از تکامل، سازمان‌های مردم‌نهاد از لحاظ وسعت و اندازه کوچکتر شده و به مجموعه‌های مستقل و خودکفای محلی تبدیل شدند. سازمان‌های مردم‌نهاد در این مرحله از تکامل، امکانات جوامع محلی را گسترش دادند تا بتوانند با 'اقدامات محلی مستقل' نیازهای آنها را برآورده سازند. کورتن مرحله سوم از تکامل و شکل گیری سازمان‌های مردم‌نهاد را ' توسعه نظام‌های پایدار' می‌خواند. در این مرحله، سازمان‌های مردم‌نهاد می‌کوشند تغییراتی را در سیاستها و مؤسسات در سطح داخلی، ملی و بین‌المللی به وجود آورند؛ آنها از نقش سابق خود که تأمین و ارائه خدمات عملیاتی بود، فاصله گرفته و نقش کاتالیزوری به عهده گرفتند. به‌تدریج این سازمان از «سازمان مردم‌نهاد امدادرسان» به «سازمان مردم‌نهاد توسعه و آبادانی» تغییر ماهیت داد.

اهداف[ویرایش]

سازمان‌های مردم‌نهاد برای رسیدن به اهداف گوناگونی فعالیت می‌کنند و معمولاً در جهت پیشبرد اهداف سیاسی یا اجتماعی اعضا در حرکت هستند. من‌باب مثال، به بهبود وضعیت محیط زیست، تشویق گروهها و مردم به رعایت حقوق بشر، بالا بردن سطح رفاه قشرها محروم و آسیب پذیر یا مطرح ساختن یک برنامه مشترک و دسته جمعی می‌توان اشاره کرد. تعداد این قبیل سازمان‌ها بسیار زیاد است و اهداف آنها طیف وسیعی از موقعیت‌های سیاسی و فلسفی را در بر می‌گیرد. حتی می‌توان آن را بی شک به مدارس خصوصی و سازمان‌های ورزشی نیز ربط داد.

روش‌ها[ویرایش]

روشها و شیوه‌های مورد استفاده سازمان‌های مردم‌نهاد نیز با یکدیگر فرق دارد. برخی از سازمان‌های مردم‌نهاد عمدتاً به عنوان عامل نفوذی و لابی‌گری فعالیت می‌کنند، اما برخی دیگر از آنها انجام برنامه و فعالیتها را مطمح نظر خود دارند. به عنوان مثال، سازمان مردم‌نهادی مانند آکسفام، که در زمینه فقر زدایی فعالیت می‌کند، تسهیلات و مهارت‌های مورد نیاز افراد فقیر را در اختیار آنها قرار می‌دهد تا بتوانند به غذا و آب آشامیدنی دست بیابند.

سازمان عفو بین‌الملل که بزرگترین سازمان حقوق بشر در جهان است، نمونه دیگری از سازمان مردم‌نهاد می‌باشد. سازمان عفو بین‌الملل یک انجمن جهانی از مدفعان حقوق بشر را تشکیل داده‌است و بیش از ۵/۱ میلیون عضو، حامی و مشترک در ۱۵۰ کشور و مناطق مختلف جهان دارد.

شبکه‌سازی[ویرایش]

انجمن بین‌المللی آزادی بیان، که در سال ۱۹۹۲ تأسیس شد یکی از شبکه‌های جهانی متشکل از بیش از ۶۰ سازمان غیردولتی است که حق آزادی بیان را ترویج می‌دهند و به دفاع از آن می‌پردازند.

روابط عمومی[ویرایش]

سازمان‌های مردم‌نهاد برای رسیدن به اهداف مورد نظر خود نیاز به برقراری روابط سالم با دیگران دارند. مؤسسات و انجمن‌های خیریه از روابط عمومی پیچیده‌ای برای جمع‌آوری اعانه استفاده می‌کنند و در واقع آنها شیوه‌های نفوذ و لابی‌گری معمول در دولت را به کار می‌بندند. گروه‌های بزرگ و محبوب نیز به اعتبار تأثیری که بر جامعه می‌گذارند و نتایج سیاسی ای که می‌توانند به حاصل آورند، از اهمیت سیاسی برخوردار هستند؛ در مواقع ضروری سازمان‌های مردم‌نهاد در صدد بسیج حمایت مردمی برمی آیند.

مشاوره[ویرایش]

بسیاری از سازمان‌های مردم‌نهاد در حوزهٔ فعالیت خود با مؤسسات سازمان ملل رابطهٔ مشاوره‌ای دارند. من‌باب مثال، شبکه جهان سوم رابطه مشاوره‌ای با (UNCTAD) کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل و (ECOSOC) شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل دارد. در حالی که در سال ۱۹۴۶ تنها ۴۱ NGO باشورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد رابطه مشاوره‌ای داشتند، شمار این سازمان‌های مردم‌نهاد در سال ۲۰۰۳ به ۳۵۰ رسید.

مدیریت پروژه[ویرایش]

آگاهی رو به رشدی در خصوص اهمیت روشهای مدیریتی در موفقیت پروژه‌های سازمان‌های مردم‌نهاد در حال شکل گیری است.

به طور کلی، سازمان‌های مردم‌نهاد خصوصی یک جامعه بخصوص یا محیط زیست را در کانون توجه خود قرار می‌دهند. آنها به موضوعات مختلفی از قبیل مذهب؛ کمکهای فوری و اقدامات بشردوستانه می‌پردازند. این سازمان‌ها حمایت مردمی و کمک‌های داوطلبانه را جمع‌آوری می‌کنند؛ آنها همچنین روابط قوی و مستحکمی با گروههای اجتماعی کشورهای در حال توسعه دارند و در مناطقی که امکان ارسال کمکهای دولتی وجود ندارد، وارد عمل می‌شوند. سازمان‌های مردم‌نهاد به عنوان بخشی از مجموعه روابط بین‌الملل پذیرفته شده‌اند. سازمان‌های غیردولتی از یک سو بر سیاست گذاریهای ملی و چندجانبه تأثیر می‌گذارند و از سوی دیگر به‌طور فزاینده‌ای مستقیماً در فعالیت‌های محلی حضور دارند.

مدیریت سازمان‌های غیردولتی[ویرایش]

دو روند مدیریتی پیوند ویژه‌ای با سازمان‌های مردم‌نهاد دارند: مدیریت تنوع و مدیریت مشارکتی. مدیریت تنوع با فرهنگهای گوناگون یک سازمان سرو کار دارد. مشکلات بین‌المللی در سازمان‌های مردم‌نهاد شمالی که به فعالیتهای توسعه و آبادانی در جنوب می‌پردازند، بسیار رایج و غالب است. افرادی که از یک کشور غنی به کشور دیگر می‌روند، در کشور جدید روشهای کاملاً متفاوتی را برای انجام کارها مشاهده می‌کنند. چنین گفته می‌شود که شیوه مدیریت مشارکتی شیوه خاص سازمان‌های مردم‌نهاد می‌باشد. این مورد ارتباط ظریفی با سازمان یادگیری دارد: تمامی افراد داخل یک سازمان به عنوان منابع دانش و مهارت تلقی می‌شوند. تک تک افراد می‌بایست بتوانند در فرایند تصمیم گیری سازمان سهمی داشته باشند و به یادگیری بپردازند تا اینکه سازمان رشد کند.

جذب و استخدام کارکنان[ویرایش]

این طور نیست که همه مردمی که برای سازمان‌های مردم‌نهاد کار می‌کنند داوطلب باشند. حقوقی که اعضای نیروهای حقوق‌بگیر سازمان‌های مردم‌نهاد می‌گیرند کمتر از حقوقی است که در سازمان‌های تجارت بخش خصوصی پرداخت می‌شود. کارکنان سازمان‌های غیردولتی بسیار زیاد به اهداف و اصول سازمان پایبند هستند. دلیل داوطلب شدن افراد صرفاً نوع دوستی نبوده، بلکه این امر نه تنها برای کسانی که این افراد به آنان خدمت می‌کنند، بلکه برای خودشان نیز مزایای مستقلی در بر دارد، که از آن جمله می‌توان به مهارت، تجربیات و ارتباطی که افراد از آن برخوردار می‌شوند اشاره کرد.

این‌که آیا مهاجران را باید به کشورهای در حال توسعه فرستاد یا خیر محل بحث و مناظره بوده‌است. اغلب این نوع کارکنان را به منظور جلب رضایت اهدا کننده ای به کار گرفته می‌شود که می‌خواهد پروژه تحت حمایت را که توسط شخصی از یک کشور توسعه یافته مدیریت می‌شود ببیند. با وجود این، چندین عامل می‌تواند تخصص این کارکنان یا نیروهای داوطلب را خنثی کند: هزینه نیروی خارجی اغلب بالاست، در کشوری که قرار است آنها به آن‌جا فرستاده شوند جنبش توده‌ای وجود ندارد و عامل آخر آن است که مهارت و تخصص داخلی در چنین شرایطی دست کم گرفته می‌شود.

از لحاظ تعداد نیروهای استخدامی بخش سازمان‌های مردم‌نهاد مورد مهمی محسوب می‌شوند. من‌باب مثال، کانسرن بین‌المللی، که یک سازمان غیردولتی بین‌المللی شمالی فعال درزمینهٔ مبارزه با فقر است، تا پایان سال ۱۹۹۵ میلادی ۱۷۴ نیروی مهاجر استخدام کرد و بالغ بر ۵۰۰۰ نیروی بومی آن در کشورهای در حال توسعهٔ آفریقا و آسیا و هائیتی مشغول به کار بودند.

تأمین بودجه[ویرایش]

سازمان‌های مردم‌نهاد بزرگ بودجه‌های سالانه چند میلیون دلاری دارند، به عنوان مثال، بودجه انجمن بازنشستگان آمریکا در سال ۱۹۹۹ بالای ۵۴۰ میلیون دلار بود.

بودجه مصرفی دیدبان حقوق بشر در سال ۲۰۰۳ ۷/۲۱ میلیون دلار آمریکا بود که کل این رقم به این سازمان اهدا شد. تأمین چنین بودجه‌های کلانی مستلزم آن است که سازمان‌های مردم‌نهاد تلاش فراوانی در خصوص جمع‌آوری اعانه از خود نشان دهند. بخش اعظمی از بودجه سازمان‌های مردم‌نهاد از محل حق عضویت در سازمان، فروش محصولات (تجاری) کالا و خدمات، کمک‌های مالی اعطا شده توسط مؤسسات بین‌المللی یا دولتها و کمک‌های مردمی تأمین می‌شود. هدایای اتحادیه اروپا که بسیار زیاد اعطا می‌شود، نیز می‌تواند تأمین‌کنندهٔ بودجهٔ سازمان‌های مردم‌نهاد باشد.

اگرچه اصطلاح 'سازمان‌های مردم‌نهاد' تلویحاً بیانگر استقلال این سازمان‌ها از دولت است، برخی از NGO به‌منظور تأمین بودجه مورد نظرشان وابستگی شدیدی به دولت دارند. یک چهارم از درآمد ۱۶۲میلیون دلاری مؤسسهٔ خیریهٔ آکسفام در سال ۱۹۹۸ از محل کمک‌های دولت بریتانیا و اتحادیهٔ اروپا تأمین شد. ورلد ویژن که سازمان امداد و توسعهٔ مسیحیان آمریکا است، کالاهایی به ارزش ۵۵ میلیون دلار از دولت آمریکا به عنوان کمک دریافت کرد. ۴۶ درصد درآمد انجمن پزشکان بدون مرز که برنده جایزه نوبل نیز شده‌است، از محل منابع دولتی می‌باشد.

نظارت و کنترل بر سازمان‌های مردم‌نهاد[ویرایش]

کوفی عنان دبیر کل سازمان ملل در گزارشی که در مارس ۲۰۰۰ در خصوص اولویتهای اصلاحات سازمان ملل ارائه کرد، از مداخله در کمک‌های بشردوستانه بین‌المللی حمایت کرد و اعلام کرد که جامعه بین‌الملل 'حق محافظت' از مردم جهان را در برابر قوم کشی، کشتار جمعی و دیگر جنایات ضد بشری دارا می‌باشد. به دنبال آن گزارش، دولت کانادا پروژه مسئولیت محافظت را به راه انداخت[۲] و کلیات مداخله در کمک‌های بشردوستانه را ترسیم کرد. دکترین R2P موارد استفاده وسیعی دارد که از میان جنجال برانگیزترین آنها می‌توان به استفاده دولت کانادا از R2P برای توجیه دخالت در[۳] کودتا و حمایت از آن در هائیتی اشاره کرد.

چندین سال پس از R2P، جنبش فدرالیست جهانی مسئولیت حمایت و دخالت در جامعه مدنی را عملی کرد. جنبش فدرالیست جهانی سازمانی است که از «ایجاد ساختارهای دموکراتیک جهانی که پاسخگوی مردم جهان باشد» حمایت می‌کند و «خواستار تقسیم قدرت بین‌المللی بین چند نهاد و سازمان مستقل است». هدف پروژه مذکور که در آن جنبش فدرالیست جهانی و دولت کانادا تشریک مساعی داشتند، آن است که اصولی را که در پروژه R2P اصلی تبیین شده‌است در مورد سازمان‌های مردم‌نهاد به‌کار بندد.

ناظر سازمان غیردولتی یک سایت محافظه کار طرفدار اسرائیل است که هدف ترویج و تشویق «NGOهایی که درمورد درگیری اعراب و اسرائیل مقید به بررسی و مباحثه انتقادی و پاسخگویی در برابر حقوق بشر هستند» را دنبال می‌کند. این سازمان با استناد به اینکه آکسفام و فورد فونداسیون بیش از اندازه ضد اسرائیلی هستند، مبارزاتی را بر ضد آنها ترتیب داده‌است که منجر به عذرخواهی رسمی از جانب و تغییرات عملی در آنها شده‌است.

دیده‌بان سازمان غیردولتی یکی از پروژه‌های مؤسسهٔ تجاری آمریکا است که بر سازمان‌های مردم‌نهاد نظارت دارد. این پروژه عمدتاً تحلیلی منفی از سازمان‌های مردم‌نهاد محسوب می‌شود که معمولاً چنین تلقی می‌شود که در مسیر ترقی و رو به رشد در طیف سیاسی قرار دارند.

سازمان‌های مردم‌نهاد هندی پورتال بیش از ۲۰۰۰ سازمان مردم‌نهاد است که با بخش اشتراکی در هندوستان کار می‌کند. این پورتال درمورد اینکه چگونه بخش اشتراکی از سازمان‌های مردم‌نهاد به نفع برنامه‌های خود استفاده می‌کند، شناخت و رهنمودهایی به‌دست می‌دهد.[۴]

در سالهای اخیر، مؤسسات بزرگ زیادی به منظور جلوگیری از برخی فعالیتهای خاص سازمان‌های مردم‌نهاد بر ضد رسوم و عملکرد شرکت‌ها و مؤسسات به تقویت واحدها و بخش‌های مختلف خود پرداخته‌اند.[۵] همان‌طور که منطق حکم می‌کند اگر مؤسسات و شرکتها با سازمان‌های مردم‌نهاد کار کنند، سازمان‌های مردم‌نهاد بر ضد مؤسسات و شرکتها فعالیت نخواهند کرد.

وضعیت قانونی[ویرایش]

بر اساس قوانین بین‌المللی سازمان‌های مردم‌نهاد مانند دولتها اشخاص حقوقی نیستند. البته صلیب سرخ جهانی مستثنای از این قاعده‌است و به موجب قوانین بین‌المللی شخص حقوقی تلقی می‌شود؛ چرا که این سازمان بر اساس کنوانسیون ژنو تشکیل شده‌است.

منتقدان زیادی چنین اظهار نظر کرده‌اند که هر چند سازمان‌های مردم‌نهاد قصد و نیت خوبی داشته‌اند، اما نتایجی که آنها به دست می‌دهند مخرب و ضد حکومتی است. آنها در مقام انتقاد می‌گویند امپریالیسم و سازمان‌های مردم‌نهاد ارتبط وثیق و نزدیکی با یکدیگر دارند. من‌باب مثال، انجمن استعمارگری آمریکا یکی از اولین سازمان‌های مردم‌نهاد اولیه بوده‌است. نمونه‌های بارز دیگری را می‌توان نام برد؛ از قبیل مبلغان مذهبی مسیحی در سراسر قاره آمریکا، آسیا و آفریقا که در دوران استعمارگری فعال بوبند. این سخن نیز گفته شده‌است که سازمان‌های غیرمردم‌نهادی از این دست، قصد و نیت خوبی داشته‌اند، اما نتایج و ماحصل کار آنها امپریالیستی از آب درآمده‌است.

نقد[ویرایش]

من حیث المجموع در میان منابع مختلف ادبی، یک نگاه کلی مثبت نسبت به سازمان‌های مردم‌نهاد وجود داشته‌است. اما چند شکایت مستقیم نیز مطرح شده‌است که مشکلات عملیاتی، تضاد و ناهمخوانی‌ها، سوء استفاده از بودجه (برخی موارد بسیار فوق‌العاده)، و غیره را هدف انتقاد خود قرار داده‌اند.

در بسیاری از کشورهای در حال توسعه که اقتصاد ناکارآمدی دارند، وارد شدن در حوزه صنعت کمک‌رسانی سودآورترین کار برای جوانانی است که از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده‌اند. از آنجا که سازمان‌های مردم‌نهاد خدمات خود (از قبیل آموزش) را به صورت رایگان یا به نرخ یارانه‌ای به عموم ارائه می‌کنند، بخش خصوصی قادر به رشد و تکامل نیست و توان رقابت مؤثر و کارآمد و پایدار را ندارد.

موارد دیگری نیز در ارتباط با سازمان‌های مردم‌نهاد وجود دارد که منشأ نگرانی است: عضو گیری سازمان‌های غیردولتی (از طریق قوای سیاسی یا سایر قوا)، انحراف از مسیر و اهداف اولیه، تغییر خدمات اصلی ای که مبنای آن بودجه‌ای که همیشه متغیر است، شفافیت، پاسخگویی، حرکت بر اساس اصولی که مؤسسان و بانیان کاریزماتیک پیشرو تعیین می‌کنند و در نهایت تنظیم راهبردها این سازمان‌ها به‌جای آن‌که برمبنای تعاریفی باشد که خودشان مقرر می‌کنند برمبنای کمک مالی اعطاشده به آنهاست. بعضاً دیده می‌شود که شکایتهایی بر ضد برخی از سازمان‌های مردم‌نهاد تازه شکل گرفته مطرح می‌شود که آنها را به این متهم می‌سازد که با نیت کمک‌رسانی موجب وارد آمدن ضرر و زیان شده‌اند؛ در واقع این سازمان‌ها نتوانسته‌اند پیچیدگی و ذوبطون بودن برخی مسائل را درک کنند و در نهایت بیش از از آنچه مفید و کمک‌رسان باشند، به دیگران صدمه زداه‌اند. اما بااین‌حال، به‌طورکلی این سازمان‌ها منابع فایده بخش و سودرسان مکملی محسوب می‌شوند که آن فاصله‌های اجتماعی را که دولت یا بخش‌های غیرانتفاعی نمی‌توانند پر کنند، پر کرده و مرتفع می‌سازند.

تشکل‌های مردم‌نهاد در ایران[ویرایش]

در ایران به آن سازمان مَردُم‌نَهاد (به اختصار: سَمَن)[۱] یا تشکل غیردولتی می‌گویند که به نظر می‌رسد باتوجه به بافت حکومت در ایران، که «دولت» بخشی از قوای حاکم می‌باشد، بهتر است از معادل سازمان غیرحکومتی استفاده شود.

سازمان‌های مردم‌نهاد، اساساً با تأکید بر ۳ اصل داوطلبانه، غیرانتفاعی و غیرسیاسی تشکیل و تأسیس می‌شوند. بودجهٔ سازمان‌های مردم‌نهاد از راههای ذیل تأمین می‌گردد:

  • کمک و هدایای مردمی
  • وقف و حبس
  • کمک‌های مالی از سازمان‌های دولتی و غیردولتی
  • کمک‌های مالی از سازمانهای بین‌المللی (با رعایت مقررات مربوطه)
  • وجوه حاصل از فعالیت‌های سازمان و انجام پروژه در چارچوب اهداف و اساسنامه و آیین‌نامهٔ سازمان
  • حق عضویت در سازمان

بدیهی است هر مؤسسه یا بنیاد غیردولتی با توجه به نیاز اعضای خود، موضوع فعالیت مشخصی را پی می‌گیرد؛ موضوعاتی مانند: دین، آموزش، بهداشت، محیط زیست، اشتغال، فرهنگ، هنر، جوانان، کودکان، زنان، سالمندان و یا موضوعات تخصصی و علمی.

به عقیدهٔ بعضی از صاحب‌نظران، تشکل‌های مردم‌نهاد به چندین دلیل ممکن است شکل بگیرند که مهم‌ترین آنها:

  • اهداف انسان‌دوستانه
  • احساس نیاز یا تجربهٔ شخصی در برخورد با معضلات اجتماعی
  • دستورها و سفارش‌های بزرگان در نیکوکاری و حرکت‌های انسان‌دوستانه

تشکل‌های غیردولتی برای ادامهٔ فعالیت خود نیازمند ویژگی‌هایی هستند که ضامن بقا و موفقیت آنهاست که می‌توان به رئوس آن اشاره کرد:

خودجوشی و نیاز طبیعی، اهداف مشترک اعضا، قانونمندی، برنامه و فعالیت مدون، مشارکت و جلب مشارکت (عضوپذیری)، استقلال.

سابقهٔ تشکل‌های مردم‌نهاد در ایران[ویرایش]

مساجد، تکایا، هیئت‌های مذهبی و قهوه‌خانه‌ها را نهادهای غیردولتی سنتی قدیمی می‌دانند وپس ازآن صندوق‌های قرض الحسنه، خیریه‌ها، انجمن‌های اسلامی وحتی دوره‌های فارغ‌التحصیلی در دوران بعدتر و سپس اتحادیه‌ها، اصناف و نظام‌های صنفی ومهندسی و غیره، شکل‌های جدیدتر نهادهای مدنی هستند که البته رفته‌رفته بایستی از دست مدیران نیمه‌دولتی خارج شوند.

تشکل‌ها و قوانین مربوطه[ویرایش]

آیین‌نامهٔ تأسیس و فعالیت سازمان‌های غیردولتی مورخهٔ ۱۳۸۴/۳/۲۹ در آخرین روزهای دولت سید محمد خاتمی، بنا به پیشنهاد مورخهٔ ۱۳۸۳/۵/۸ وزارت اطلاعات و به استناد اصل ۱۳۸ قانون اساسی تصویب و اجرایی شد. عناوینی چون «جمعیت»، «انجمن»، «کانون»، «مرکز»، «گروه»، «مجمع»، «خانه»، «مؤسسه» می‌توانند به‌جای واژهٔ «سازمان» و تشکل‌های غیردولتی به‌کار گرفته شوند.
تشکل‌ها می‌توانند با موضوع فعالیت و اهداف مشترک با رعایت آیین نامه مذکوربه صورت شبکه درآیند و یا به عضویت سازمان‌های بین‌المللی درآیند.
شبکه‌ها یا حتی تشکل‌های فعال در راستای تحقق خواسته‌های مشروع اعضای خود- بسته به اعتباروصلاحیت خودوگسترش فعالیت و تعامل آنها با دیگرتشکلها (کار جمعی تشکلها) - قابلیت‌های قانونی بسیار دارند؛ از انتشار نشریه و برگزاری تجمع و گردهمایی تا تصمیم سازی و مشارکت در تصمیم گیری‌های دولتی وحتی اعطای طرح و لوایح به دولت یا مجلس و حتی تقاضای اصلاح در قوانین موضوعه کشور.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

منابع[ویرایش]

. برایسون ریچارد، برنامه ریزی استراتژیک در سازمان‌های دولتی عمومی وغیرانتفاعی، ترجمه دکتر مهدی خادمی، انتشارات آریانا قلم، چاپ دوم، تهران، ۱۳۹۱