جنگ ایران و روم (۵۹۱–۵۷۲)
| جنگ ایران-بیزانس بر سر ارمنستان | |||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| بخشی از جنگهای ایران و روم | |||||||||
نقشه مرزهای ایران و روم که هممرزهای طولانیمدت ۳۸۷ و هم مناطقی که بیزانس در ۵۹۱ گرفت را نشان میدهد | |||||||||
| |||||||||
| طرفهای درگیر | |||||||||
|
امپراتوری روم شرقی غسانیان ارمنیها ساسانیان پشتیبان خسرو پرویز |
ساسانیان لخمیان ارمنیها | ||||||||
| فرماندهان و رهبران | |||||||||
|
مارسیان ژوستینیان منذر بن حریث کورس موریس جان مایستاکوم † فیلیپیکوس † نرسس خسرو پرویز ویستهم وندوی موسل دوم مامیکونیان |
انوشیروان منذر بن منذر چهارم خوریان † آذرماهان تهمخسرو † کارداریگان ایزدگشنسپ فریبرز بهرام چوبین بهرام گشنسپ | ||||||||
جنگ ایران و روم از سال ۵۷۲ تا ۵۹۱ جنگی بود که بین شاهنشاهی ساسانی و امپراتوری بیزانس رخ داد. این جنگ به دنبال شورشهای طرفدار بیزانس در مناطقی از قفقاز که تحت سلطه ایرانیان بودند، آغاز شد، هرچند که رویدادهای دیگری نیز به بروز آن کمک کردند. نبردها عمدتاً به قفقاز جنوبی و میانرودان محدود بود، هرچند که به آناتولی شرقی، سوریه و شمال ایران نیز گسترش یافت. این جنگ بخشی از یک سلسله جنگهای شدید بین این دو امپراتوری بود که بیشتر قرن ششم و اوایل قرن هفتم میلادی را در بر میگرفت. همچنین این جنگ آخرین مورد از جنگهای متعدد بین آنها بود که الگوی آن به گونهای بود که نبردها عمدتاً به استانهای مرزی محدود میشد و هیچیک از طرفین موفق به اشغال دائمی سرزمینهای دشمن فراتر از این منطقه مرزی نمیشدند. این جنگ پیشدرآمد یک درگیری نهایی و بسیار وسیعتر در اوایل قرن هفتم بود.
آغاز جنگ
[ویرایش]کمتر از یک دهه پس از پیماننامه صلح پنجاهساله سال ۵۶۲ میلادی، تنشها در تمام مناطق در حوزههای نفوذ دو کشور افزایش یافت، همانطور که پیش از این نیز هنگام وقوع جنگ در دهه ۵۲۰ اتفاق افتاده بود. در سالهای ۵۶۸–۵۶۹، بیزانسیها داخل در مذاکراتی با گوکترکها شدند تا با ایشان علیه ایران اتحاد کنند که در نهایت بینتیجه ماند. در سال ۵۷۰، ساسانیان به یمن حمله کردند و متحدان آکسوم بیزانسی را بیرون راندند و پادشاهی حمیری را به عنوان یک دولت دستنشانده خود احیا کردند؛ در سالهای ۵۷۰ و ۵۷۱، لخمیها، دستنشاندههای عرب ساسانیان، به قلمرو روم شرقی حمله کردند، اگرچه در هر دو بار توسط غسانیان، دستنشاندههای بیزانسیها، شکست خوردند؛ و در سال ۵۷۰، بیزانسیها توافقی پنهانی برای تحریک شورش ارمنیها علیه ساسانیان منعقد کردند که در سال ۵۷۱ آغاز شد و با شورش دیگری در گرجستان همراه بود.[۱]
در اوایل سال ۵۷۲، ارمنیها به فرماندهی واردان دوم مامیکونیان، فرماندار ایرانی ارمنستان را شکست دادند و مقر او را در دوین تصرف کردند؛ ایرانیان به زودی شهر را بازپس گرفتند، اما اندکی پس از آن دوباره توسط لشکریان ارمنی و بیزانسی تصرف شد و دشمنیهای مستقیم بین بیزانسیها و ایرانیان آغاز شد.[۲] با وجود شورشهای مکرر در قرن پنجم، در طول جنگهای اولیه قرن ششم، ارمنیها برخلاف همسایگان مسیحی خود در ایبری و لازیکا (کولخیس) تا حد زیادی به ساسانی خود وفادار مانده بودند. با این حال ارمنیها با پیوستن به ایبریها، لازیها و بیزانسیها در ائتلافی از مردمان مسیحی منطقه، موازنه قدرت در قفقاز را به طرز چشمگیری تغییر دادند و به لشکر بیزانسی کمک کردند تا جنگ را عمیقتر از آنچه قبلاً در این جبهه ممکن بود، به خاک ایران بکشانند: در طول جنگ، قوای بیزانسی توانستند تا اران (جمهوری آذربایجان کنونی) پیشروی کنند و حتی زمستان را در آنجا بگذرانند.[۳]
سقوط دارا
[ویرایش]با این حال در بینالنهرین، جنگ برای رومیان به طرز فاجعهباری آغاز شد. پس از پیروزی در سارگاتون در سال ۵۷۳، آنها نصیبین را در محاصره گرفتند و ظاهراً در آستانه تصرف آنجا بودند که سنگر اصلی دفاع مرزی ایران بود. اما اخراج ناگهانی ژنرالشان، مارسیان، منجر به عقبنشینی نامنظم آنها شد.[۴] ارتش ساسانی تحت فرمان خسرو انوشیروان (حکومت: ۵۳۱–۵۷۹) با بهرهگیری از سردرگمی رومیان به سرعت ضدحمله انجام داد و قلعه دارا را در محاصره گرفت و پس از چهار ماه محاصره آن شهر را فتح نمود. در همان هنگام، یک لشکر دیگر ایرانی به فرماندهی آذرماهان به سوریه حمله کرد و آپامیا و تعدادی از شهرهای دیگر را غارت نمود.[۵] آنها نهایتاً توسط یک دفاع ناکارآمد رومی در نزدیکی انطاکیه گرفتار آمده و از سوریه به عقب رانده شدند. در سال ۵۷۲ میلادی، امپراتور ژوستین دوم (حکومت: ۵۶۵–۵۷۸) دستور قتل پادشاه غسانیان، المنذر سوم، را داد؛ او نیز در نتیجه سوء قصد ناموفق به جانش اتحاد خود را با بیزانسیها قطع کرد و مرزهای بیابانی آنها را در معرض خطر قرار داد و اوضاع برای رومیان رو به وخامت گرایید.[۶]
سقوط دارا که دژ اصلی رومیان در بینالنهرین بود، بنا به گزارشها، ژوستین دوم را به روانپریشی کشاند و اداره امپراتوری به دست همسرش سوفیا و تیبریوس کنستانتین افتاد. نایبالسلطنههای جدید توافق کردند که برای یک پیمان آتشبس یک ساله ۴۵۰۰۰ نومیسماتا بپردازند و بعداً در همان سال این مبلغ را به پنج سال افزایش دادند که با پرداخت سالانه ۳۰۰۰۰ نومیسماتا تضمین میشد. با این حال، این آتشبسها فقط در جبهه بینالنهرین اعمال شد و در جبهه قفقاز جنگ ادامه یافت.[۷]
آخرین لشکرکشی خسرو انوشیروان
[ویرایش]در سال ۵۷۵ میلادی، رومیها توانستند اختلافات خود را با غسانیان حل و فصل کنند و این تجدید اتحاد آنها بی درنگ ثمرات چشمگیری داشت، چراکه غسانیان پایتخت لخمیها در حیره را غارت کردند.[۸][۹] در همان سال، ارتش بیزانس از موقعیت مساعد قفقاز استفاده نمود تا به اران لشکرکشی کرده و اسیرانی از قبایل بومی آنجا بگیرند.[۸] در سال ۵۷۶، خسرو انوشیروان راهی آخرین لشکرکشی و یکی از جاهطلبانهترین لشکرکشیهای خود شد و حملهای دوربرد را از طریق قفقاز به آناتولی ترتیب داد، جایی که ارتشهای ایرانی از عهد شاپور یکم (حکومت ۲۴۰–۲۷۰) به آنجا نرفته بودند. تلاشهای او برای حمله به تئودوسیوپولیس و قیصریه بینتیجه ماند، اما او پیش از عقبنشینی موفق شد سباستیا را غارت کند. در راه بازگشت، ژوستینیان فرمانده نظامی شرق بیزانس، در نزدیکی ملیتین راه او را سد کرد و او را به شدت شکست داد. او شهر بیدفاع ملیتین را در حین عقبنشینی غارت کرد و ارتش او هنگام عبور از فرات تحت حمله رومیها گرفتار خسارات سنگین دیگری شد. اینطور گزارش شده که خسرو انوشیروان چنان از این شکست سخت و عقبنشینیاش متزلزل شد که قانونی وضع نمود که جانشینان خود را از فرماندهی لشکریان شخصاً منع میکرد، مگر اینکه با پادشاه دیگری که او نیز شخصاً در حال لشکرکشی بود روبرو شوند.[۱۰] رومیها با حمله به اران و آذربایجان در قفقاز، انجام حملاتی از کرانه دریای خزر به شمال ایران، اقامت زمستانی در قلمرو ایران و ادامه حملات خود تا تابستان ۵۷۷، از بینظمی ایرانیان سوءاستفاده کردند. در این اوضاع خسرو درخواست صلح کرد، اما پیروزی سردارش تهمخسرو بر ژوستینین در ارمنستان، عزم او را جزم نمود و جنگ ادامه یافت.[۱۱]
جنگ مجدد در بینالنهرین
[ویرایش]در سال ۵۷۸، صلح در بینالنهرین به پایان رسید و بار دیگر تمرکز اصلی جنگ در آن منطقه واقع شد. پس از حملات ایرانیان به بینالنهرین، موریس، فرمانده جدید ارتش شرق روم، به دو سوی دجله یورش برد، دژ افومون را تصرف و سینگارا را تاراج کرد. خسرو انوشیروان مجدد در سال ۵۷۹ میلادی به دنبال صلح بود، اما پیش از رسیدن به توافق درگذشت و جانشین او هرمز چهارم (حکومت: ۵۷۹–۵۹۰) مذاکرات را پایان داد.[۱۲] در سال ۵۸۰، غسانیان پیروزی دیگری بر لخمیان به دست آوردند، در حالی که حملات بیزانسیها دوباره به شرق دجله متمرکز شد. با این حال، تقریباً در همین زمان، خسرو پرویز (پادشاه آینده) مسئول اوضاع ارمنستان شد و موفق شد اکثر شورشیان را متقاعد کند تا به تبعیت از ساسانیان بازگردند، اگرچه ایبری به بیزانسیها وفادار ماند.[۱۳] سال بعد، لشکرکشی جاهطلبانهای در امتداد فرات توسط لشکریان بیزانسی به فرماندهی موریس و نیروهای غسانی به فرماندهی المنذر سوم انجام شد که پیشرفتی نداشت، در حالی که ایرانیان به فرماندهی آذرماهان لشکرکشی سهمگینی را در بینالنهرین آغاز کردند. موریس و المنذر یکدیگر را به خاطر مشکلات سرزنش میکردند و اتهامات متقابل آنها منجر به دستگیری المنذر در سال بعد به ظن خیانت شد و این امر باعث آغاز جنگ بین رومیها و غسانیان شد که منجر به آغاز پایان دولت غسانیان شد.[۱۴]
بنبست
[ویرایش]در سال ۵۸۲، پس از پیروزی در کنستانتیا بر آذرماهان و تهمخسرو که در آن تهمخسرو کشته شد، و پس از مرگ تیبریوس دوم کنستانتین (حکومت: ۵۷۴–۵۸۲)، موریس به عنوان امپراتور اعلام شد. پیروزی به دست آمده در کنستانتینا برای موریس بعداً در همان سال از دست رفت، زمانی که جانشین او به عنوان فرمانده نظامی شرق، جان میستاکون، در رودخانه نیمفیوس از کارداریگان شکست خورد.[۱۵] در اواسط دهه ۵۸۰ میلادی، جنگ بهطور بینتیجه از طریق یورشها و ضد یورشها ادامه یافت و با مذاکرات صلح بینتیجه قطع شد؛ تنها درگیری مهم پیروزی بیزانسیها در نبرد سولاخون در سال ۵۸۶ بود.[۱۶]
دستگیر شدن نعمان، جانشین منذر، توسط بیزانسیها در سال ۵۸۴ میلادی منجر به تجزیه پادشاهی غسانیان شد که به یک ائتلاف قبیلهای سست تبدیل شد و هرگز قدرت سابق خود را بازنگرداند.[۱۷] در سال ۵۸۸، شورش سربازان بیزانسیِ بدون مواجب علیه فرمانده جدیدشان پریسکوس، ظاهراً فرصتی برای پیشروی ساسانیان فراهم کرد، اما خود شورشیان حمله بعدی ایرانیان را دفع کردند؛ پس از شکست بعدی در تسالکاجور، بیزانسیها پیروزی دیگری در مارتیروپولیس به دست آوردند. در طول این سال بنا به گزارشها، گروهی از اسیرانی که ۱۵ سال پیش در فتح دارا دستگیر شده بودند، از زندان خود در خوزستان فرار کردند و راه خود را به سمت قلمرو بیزانس باز کردند.[۱۸]
جنگ داخلی در ایران
[ویرایش]در سال ۵۸۹، روند جنگ ناگهان تغییر کرد. در بهار، اختلاف بر سر دستمزد بیزانسیها حل و فصل شد و به شورش پایان داد، اما ماتریتوپولیس با خیانت شخصی به نام سیتاس به دست ایرانیان افتاد و تلاشهای رومیها برای بازپسگیری آن بینتیجه ماند، اگرچه بیزانسیها بعداً در نبردی در سیسورانون پیروز شدند. در همین حال، در جبهه قفقاز، حملات رومیها و ایبریها توسط سردار ایرانی بهرام چوبین دفع شد. او که اخیراً از جبهه آسیای مرکزی منتقل شده بود، جنگ با گوکترکها را به نتیجه پیروزمندانهای رسانده بود. با این حال پس از اینکه بهرام در کنار رودخانه ارس از بیزانسیها به فرماندهی رومانوس شکست خورد، هرمز چهارم با تحقیر او را از کار برکنار کرد. این سپهسالار که از تحقیر خشمگین شده بود، شورشی را آغاز کرد که به زودی مورد پشتیبانی بخش بزرگی از ارتش ساسانی قرار گرفت. اعضای دربار ایران که از پیشروی او به هراس شده بودند، در سال ۵۹۰ هرمز را سرنگون کرده و کشتند و پسرش را با نام خسرو دوم (حکومت: ۵۹۰–۶۲۸) به تخت سلطنت نشاندند. بهرام بیاعتنا به این موضوع به شورش خود ادامه داد و خسرو پرویز شکستخورده و مجبور شد برای حفظ جان خود به قلمرو روم بگریزد، در حالی که بهرام با عنوان بهرام ششم بر تخت فرمانروایی نشست و اولین وقفه در حکومت دودمان ساسانی از زمان برپایی سلطنتشان را رقم زد. خسرو پرویز با حمایت موریس، برای بازپسگیری تاج و تخت عازم ایران شد و پشتیبانی ارتش اصلی ایران را در نصیبین جلب کرد و شهر مارتیروپولیس را به متحدان رومی خود بازگرداند. در اوایل سال ۵۹۱، ارتشی که توسط بهرام فرستاده شده بود، در نزدیکی نصیبین توسط قوای طرفدار خسرو شکست خورد و سپس تیسفون توسط ماهبد برای خسروپرویز تصرف شد. خسرو پرویز پس از بازگرداندن دارا به سیطره روم، به همراه فرمانده نظامی شرق نارسس، ارتشی مرکب از نیروهای بیزانسی و ایرانی را از بینالنهرین به آذربایجان هدایت کرد تا با بهرام پیکار کند، در حالی که ارتش دوم بیزانسی تحت امر فرمانده نظامی ارمنستان، جان میستاکون، حرکتی گازانبری را از سوی شمال ترتیب داد. در نبرد بلاراتون در نزدیکی گنزک، آنان بهرام را قاطعانه شکست دادند و خسرو پرویز را به قدرت بازگرداندند و جنگ را به پایان رساندند.
سرانجام
[ویرایش]رومیان با توجه به نقششان در بازنشاندن خسروپرویز بر تخت سلطنت در روابط خود با ایران در جایگاه مسلطی قرار گرفتند. خسروپرویز نه تنها دارا و ماتریدوپولیس را در ازای این یاری موریس پس داد، بلکه با تقسیم جدید قلمرو در قفقاز نیز موافقت کرد که طی آن ساسانیان بسیاری از شهرها از جمله تیگرانوکرت، منزیکرت، باگوانا، والارساکرت، باگاران، واردکساوان، ایروان، آنی، قارص و زاریسات را به بیزانسیها واگذار کردند. بخش غربی پادشاهی ایبریا، شامل شهرهای اردهان، لوری، دمانیسی، لومسیا، متسختا و تونتیو به قلمرو بیزانسیها ضمیمه شد. همچنین، شهر سیتائه به لازیکا، که آن هم از قلمروهای وابسته به روم بود، واگذار شد. بنابراین، میزان استیلای مؤثر بیزانسیها در قفقاز از نظر تاریخی به اوج خود رسید. همچنین، برخلاف پیمانها و معاهدات صلح قبلی که معمولاً شامل پرداختهای مالی از سوی بیزانسیها برای صلح، بازگرداندن سرزمینها یا به عنوان کمک به دفاع از گذرگاههای قفقاز میشد، در این مورد چنین پرداختهایی لحاظ نشد و این نشاندهنده تغییر عمدهای در موازنه قدرت بود. امپراتور موریس حتی در موقعیتی بود که میتوانست با لشکرکشیهای گسترده، بر کوتاهیهای سلف خود در بالکان غلبه کند. با این حال، این وضعیت به زودی به طرز چشمگیری تغییر کرد، زیرا اتحاد بین موریس و خسروپرویز تنها یازده سال بعد مجددا به آغاز جنگ جدیدی منجر شد که نتایج فاجعهباری برای هر دو امپراتوری به همراه داشت.
منابع
[ویرایش]- ↑ (Greatrex و Lieu 2002).
- ↑ (Greatrex و Lieu 2002).
- ↑ (Greatrex و Lieu 2002).
- ↑ (Greatrex و Lieu 2002).
- ↑ (Greatrex و Lieu 2002).
- ↑ (Greatrex و Lieu 2002).
- ↑ (Greatrex و Lieu 2002).
- 1 2 (Greatrex و Lieu 2002).
- ↑ (Shahîd 1995).
- ↑ (Greatrex و Lieu 2002).
- ↑ (Greatrex و Lieu 2002).
- ↑ (Greatrex و Lieu 2002).
- ↑ (Greatrex و Lieu 2002).
- ↑ (Greatrex و Lieu 2002).
- ↑ (Greatrex و Lieu 2002).
- ↑ (Greatrex و Lieu 2002); (Whitby و Whitby 1986).
- ↑ (Greatrex و Lieu 2002).
- ↑ (Greatrex و Lieu 2002); (Whitby و Whitby 1986).
کتابشناسی
[ویرایش]- Greatrex, Geoffrey; Lieu, Samuel N. C., eds. (2002). The Roman Eastern Frontier and the Persian Wars (Part II, 363–630 AD). New York, New York and London, United Kingdom: Routledge (Taylor & Francis). ISBN 0-415-14687-9.
- Shahîd, Irfan (1995). Byzantium and the Arabs in the Sixth Century, Volume 1. Washington, District of Columbia: Dumbarton Oaks. ISBN 978-0-88402-214-5.
- Whitby, Michael; Whitby, Mary, eds. (1986). The History of Theophylact Simocatta. Oxford, United Kingdom: Clarendon Press. ISBN 978-0-19-822799-1.
- آسیا در ۵۷۲ (میلادی)
- آسیا در ۵۹۱ (میلادی)
- آسیا در سده ۶ (میلادی)
- ارمنستان در عصر روم
- اروپا در ۵۷۲ (میلادی)
- اروپا در ۵۹۱ (میلادی)
- اروپا در سده ۶ (میلادی)
- امپراتوری روم شرقی در ۵۷۲ (میلادی)
- امپراتوری روم شرقی در ۵۹۱ (میلادی)
- امپراتوری روم شرقی در دهه ۵۷۰ (میلادی)
- امپراتوری روم شرقی در دهه ۵۸۰ (میلادی)
- امپراتوری روم شرقی در دهه ۵۹۰ (میلادی)
- امپراتوری روم شرقی در سده ۶ (میلادی)
- ایران در سده ۶ (میلادی)
- تاریخ باستان ارمنستان
- تاریخ نظامی ارمنستان باستان
- جنگهای خسرو انوشیروان
- جنگهای ساسانیان–روم
- درگیریهای دهه ۵۷۰ (میلادی)
- درگیریهای دهه ۵۸۰ (میلادی)
- درگیریهای دهه ۵۹۰ (میلادی)
- دهه ۵۷۰ (میلادی)
- دهه ۵۹۰ (میلادی)